اعتراف

اعتراف میکنم یه دوست بی شعور داشتم که هر شب ساعت 3 زنگ میزد به گوشیم از خواب بیدارم می کرد ....

شب اخر خیلی جدی بهش گفتم دیگه این کارو نکن و گرنه بد می بینی ... اما بازم زنگ زد ...

منم فردا شبش موبایل ام رو دایورت کردم رو شماره خونه خودشون راحت گرفتم خوابیدم ...

دوستم بعد ها برام تعریف کرد زنگ که زده یه نفر گوشی رو بر میداره شروع میکنه به فحش خار و مادر دادن ... دوست منم داشته از خنده غش میکرده که تازه بعد 5 دقیقه خنده متوجه میشه صدا داره از اتاق بغلی میاد و اون طرف هم پدرشه که داره به زن و دختر خودش فحش میده ....

موسی کجایی؟؟؟؟

سلام موسی جان چیشد ک از دانشګاه رفتی؟ خب رفتی چرا بی خبر؟ نمیدونستی دلمون برات تنګ میشه؟؟؟؟؟؟ چرا دیګه وبلاګ نمیای؟ حالا ک دیګ رفتی یعنی هراز91  هم رفت؟؟ یعنی دیګ نباید بیای وبلاګ؟؟ینی رفاقت ما همین بووووووود؟ یعنی فقې هم دانشګاهی بودی؟؟؟؟؟؟؟دوست !!!!!!!خیلی دلم برات تنګ شدږ پست بذار اومدی ...دوستت دارم دوست عزیز .موفق و موید باشی هرکجا هستی هرچند بیاد مانیستی فدااااااااااااا

سوسک ودانشجویان مختلف

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


دانشجوی حقوق:

با اینکه همیشه شاهد اعمال دانشجویان است ولی هیچوقت و در هیچ دادگاهی علیه آنان شهادت نمی دهد...!!!

دانشجوی جغرافیا:

 مکان، آب و هوا و شرایط محیطی در او تاثیری ندارد چون او همه جا هست...!!!

دانشجوی مهندسی: 

شجاعتش برایم قابل تحسین است چون ماکت هر پل یا ساختمانی را که می سازم بدون توجه به احتمال تخریب آن، به رویش می رود و افتتاحش می کند...!!!

دانشجوی پزشکی:

 تنها موجودی است که از تیغ تشریح من هراسی ندارد و به طرفم می آید تا با فدا کردن جانش موجب پیشرفت علم پزشکی شود...!!!

دانشجوی مدیریت:

 با آن جثه کوچک، آنچنان خانواده پرجمعیتش را مدیریت و اداره می کند که انگار مدیر بودن باید در خون هر کس باشد و درس خواندن بی فایده است...!!!

دانشجوی زبان و ادبیات فارسی:

او هیچوقت حرفی نمی زند ولی با سکوتش هزاران حرف را به من می آموزد...!!!

دانشجوی روانشناسی:

  درون گرا، خجالتی، کم حرف، یک شخصیت منحصر به فرد...!!!

دانشجوی علوم سیاسی:

  به هیچ دسته و گروهی وابسته نیست، تک و تنها برای هدفش تلاش می کند...!!!

دانشجوی برق:

وقتی روشنایی و خاموشی در نحوه حرکت او بی تاثیر است من را متوجه نیرویی فراتر از برق می کند...!!!

دانشجوی کامپیوتر:

 مغز کوچک او با آن همه ذخایر اطلاعاتی بسیار پیشرفته تر از فلش 32 گیگ است...!!!

دانشجوی فیزیک هسته ای:

 زندگی در خوابگاه حق مسلم اوست...!!!

دانشجوی تربیت بدنی: 

آنقدر عضلاتش نیرومند است که می تواند از دیوار راست هم بالا برود...!!!

دانشجوی زبان شناسی:

هیچکس زبانش را نمی فهمد...!!!

دانشجوی علوم تربیتی: 

شیوه تربیتی او در تعلیم فرزندان بی شمارش برایم قابل احترام است چرا که تمام آن فرزندان بی چون و چرا ادامه دهنده راه او می باشند...!!!

دانشجوی زمین شناسی:

 کاش می توانستم به مانند او به اعماق زمین بروم و ندیدنی ها را ببینم...!!!

دانشجوی زبان انگلیسی: 
!!!...It is always silent

دانشجوی تاریخ:

گذشت اعصار و قرون نتوانسته هیچ تاثیری در ظاهر و عقاید و شیوه زندگی او بگذارد...!!!

دانشجوی فلسفه:

  همیشه فلسفه وجودی او برایم سوال بوده ولی مطمئنم که در پس خلقتش هدفی والا نهفته است...!!!

دانشجوی هنر:

هیچوقت منتظر نمی شود تا بتوانم پرتره اش را تمام کنم...!!!

دانشجوی مکانیک:

با الهام از او توانستم خودرویی بسازم که هم در آب و خشکی حرکت کند و هم بتواند از سطوح صاف و صیقلی بالا برود...!!!

دانشجوی آمار:

بدون شک از یک روش آماری قوی برای محاسبه تعداد فرزندانش بهره می برد...!!!

دانشجوی اخلاق: 

آنقدر با مرام و پایبند به اخلاقیات است که تا به حال نگذاشته هیچکس اشک او را ببیند حتی زمانیکه فرزندش را جلوی چشمانش له می کنند...!!!

دانشجوی علوم ارتباطات:

 تا او هست، هیچکس تنها نیست...!!!

 

(محمدرضا)

خدایا.....

خدایا،به من توفیق تلاش در شکست،صبر در نومیدی،رفتن بی همراه،جهاد بی سلاح،کار بی پاداش،فداکاری در سکوت،دین بی دنیا،عظمت بی نام،خدمت بی نان،ایمان بی ریا،خوبی بی نمود،مناعت بی غرور،عشق بی هوس،تنهایی در انبوه جمعیت،و دوست داشتن بی آنکه دوست بداند،روزی کن.

 

(محمدرضا)

عذرخواهی

 
من یک عذر خواهی به "خودم" بدهکارم!!
برای اینکه احساساتی بودم
برای اینکه یک رو بودم
برای اینکه غرورم رو شکستم
برای اینکه ساده بودم
...
برای اینکه انسان بودم
"خودم"
من رو ببخش خیلی اذیتت کردم
 

(محمدرضا)

اصطلاحات در دانشگاه

البته به دوستان برنخوره

دانشجوی سال اولی: دانشجویی که فکر می کند با تحصیلات دانشگاهی می‌تواند آینده‌ی بهتری برای
خودش بسازد.
دانشجوی سال دومی: دانشجویی که فکر نمی‌کند با تحصیلات دانشگاهی بتواند آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد.
دانشجوی سال سومی: دانشجویی که مطمئن شده است با تحصیلات دانشگاهی نخواهد توانست آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد.
دانشجوی سال چهارمی: دانشجویی که دیگر نه فکر می‌کند، نه به چیزی اطمینان دارد و نه آینده‌ی برای خود متصور است.
جزوه: دستنوشته‌هایی که گمان می‌شود عصاره‌ی یک کتاب است. اما در واقع تفاله‌ی بخشی از آن است. دستگاه تفاله‌گیری «استاد» نامیده می‌شود.
استاد حل تمرین:
دانشجوی ترم بالاتری که در ازای گرفتن شندرغاز پول و شنیدن لفظ «استاد»
چنان از خودبیخود می‌شود که تن به خورد گچ تخته و مسخره شدن توسط سی چهل
تا دختر و پسر می‌دهد.
خرخوان: نوعی خر که توانایی
مطالعه‌ی مداوم به مدت 72 ساعت را دارد. نطفه‌ی این موجودات در دوره‌ی
دبیرستان بسته می‌شود و در کلاس‌های کنکور به بلوغ می‌رسند. این موجودات
اغلب در کافه تریاهای دانشکده‌ها استحاله می‌شوند.
تریا:
محلی برای فرار از غذای سلف که در این حالت مصداق بارز از چاله به چاه
افتادن است. اما صرفنظر از ارزش غذایی آن، از لحاظ فرهنگی اهمیت زیادی
دارد. به خصوص برای پژوهندگان زبان کوچه و بازار و کاشفان جدیدترین فحش‌ها
و اصطلاحات جنسی.
سلف (غذاخوری): فعال‌ترین
آزمایشگاه و واحد تولیدی هر دانشگاه که توانایی تبدیل موجودات گوناگون به
غذا را دارد. یکی از رایج‌ترین توانایی‌ها که شرط لازم اولیه برای سلف
نامیده شدن یک مکان محسوب می‌شود، توانایی بازیافت چمن‌های محوطه به شکل
قرمه‌سبزی است.
شاسکول: دانشجویی (عمدتا دختر) که بعد از 20 بار جزوه دادن به یکی از دانشجویان جنس مخالف هنوز فکر می‌کند خط خوبش باعث محبوبیت‌اش است.
پلشت:
دانشجویی که حاضر است کیسه فریزر دور بشقابش بکشد و با قاشق یک بار مصرف
غذا بخورد تا مجبور نباشد روزی یکبار ظرفهایش را بشوید. تقریبا اکثر دخترهای ساکن در
خوابگاه های دانشکده .
بتونه‌کاری:
فریضه‌ی واجبی که بیشتر دختران دانشجو صبح‌ها قبل از حرکت به سمت دانشگاه
بر روی صورت خود انجام می‌دهند تا دیدارشان قابل تحمل شود. معمولا هم
نمی‌شود.
جلبک: نوعی دانشجو با آی‌کیوی حیرت‌برانگیز و توانایی جزوه نوشتن حتی از روی سرفه‌های استاد. تراکم زیستی این جانداران در دانشکده‌های علوم انسانی بیشتر است.
دکتر: لفظی که تا پیش از دوران وزارت کشور دکتر کردان یک پیشوند لذت‌بخش بود و پس از آن فحشی زشت محسوب می‌شود. با این حال، به
دلایل روانی ناشناخته‌ای تمام دانشجویان رشته‌های پزشکی و دامپزشکی همچنان علاقه‌ی وافری دارند که از ترم اول تحصیل دیگران آنها را با لفظ خطاب کنند.
پروژه: کار عملی که دانشجوها با هم انجام می‌دهند. بعضی‌ها هم روی هم!
تحقیق: تالیف یا ترجمه‌ی بخشی از کتابی که استاد در نظر دارد بعدا به نام خودش چاپ کند در ازای گرفتن مقدار ناچیزی نمرده.
پروپوزال: نوشته‌ی بی ربط کوتاهی که در آن درباره‌ی نوشته‌ی بی‌ربط بلندی که بعدا نوشته یا کپی پیست خواهد شد، توضیح داده
می‌شود.
خوابگاه متاهلی:
جایی برای استراحت، مطالعه، تماشای تلویزیون، درس خواندن و باقی کارها. به خصوص باقی کارها
پاچه‌خواری:
یکی از راه‌های گرفتن نمره از اساتید به طور شرافتمندانه. البته شرافتمندانه در قیاس با سایر راه‌ها!
انتظامات: شحنه‌ی
دانشگاه و مسئول برقراری نظم حتی به قیمت بی‌نظمی. ستاد کارآفرینی برای
اقوام و خویشان فاقد تحصیلات دانشگاهی و بعضا دبیرستانی مسئولان دانشگاه.
کفش پاشنه بلند (تق تقی): ابزار تولید آژیر ورود و یا نزدیک شدن دختر دانشجویی که دانشگاه را با مجلس عروسی اشتباه گرفته است.
سنگ‌پای قزوین: مهمترین عامل برای اخذ دکترای افتخاری از
آکسفود بدون داشتن لیسانس.
روح:
عضوی از استاد که در جلسه‌ی امتحان و پس از دیدن برگه‌ی سوالاتی که ربط
چندانی به درس‌ها ندارد، از آن به وفور یاد می شود. ادامه‌ی عملیان بر روی
برگه دنبال می‌شود.
صلاحیت داشتن: با مسئول یکی از نهادهای مستقر در دانشگاه سلام و علیک داشتن.
پول: عامل بدبختی‌های بزرگی مثل ازدواج و تحصیل در دانشگاه آزاد.
هیز: دانشجو یا مامور انتظامات یا کارمند یا حتی استاد عزیزی که وظیفه‌ی زبانش را به چشمش محول کرده
است!
اسکن استخوان: طرز نگاه کردن افراد فوق‌الذکر که معمولا از پاشنه‌ی کفش همکلاسی‌ها شروع شده و به نوک مقنعه‌ی آنها منتهی می‌شود.
افتادن: سقوط
از بالا به پایین که به خاطر عوامل مختلفی چون جاذبه‌ی زمین، درس نخواندن،
جزوه نداشتن، شکست در عشق و امثال آنها اتفاق می‌افتد.
ازدواج دانشجویی: اشتباه صنفی.
منشی گروه: همه کاره ی گروه. دست کم خودش که اینطور فکر می‌کند.
حذف ترم: خودکشی آبرومندانه از ترس مرگی مفتضحانه

وضعیت زندگی دانشجو در خانه دانشجویی

* ساعت 2 بعد از نصف شب :
* ساعت ۳ نصف شب:

* ساعت 4 صبح :


* وضعیت درس خوندن خونه دانشجویی:

* اولین روزهای زندگی در خونه دانشجویی :

* گفت و گوی صمیمانه برسرآماده کردن صبحانه بعد از گذست چند روز :

* پایان گفت و گو :

* امکانات غذایی در خانه دانشجویی :



* طریقه ظرف شستن در خانه دانشجویی (البته  واسه دخترا!چون پسرااصلا ازاین سوسول

بازی هاخوششون نمیاد!!!) :

* اواخر ترم وضعیت ۷۰درصد دانشجویان (البته این مورد شامل دانشجوهای ما نمیشه) :

جمع و تفریق دانشجوئی(طنز دانشجوئی)

1- يك دانشجوي پسر + يك دانشجوي پسر= انتظار براي دو دانشجوي ديگر جهت جور شدن پايه حكم.

2- يك دانشجوي دختر+ يك دانشجوي پسر = عشقولانه.

3- يك دانشجوي دختر+ يكدانشجوي دختر = غيبت از يك دانشجوي دختر يا پسر ديگر.

4- دو دانشجوي پسر +يك دانشجوي پسر = انتظار براي يك دانشجوي ديگر جهت جور شدن پايه حكم.

5- دو دانشجوي پسر + دو دانشجوي پسر = حكم.

6- بيست و سه دانشجوي دختر + هفت دانشجوي پسر = كلاس

روز مهندس مبارك

روز مهندس مبارك

در قديم مهندس به شخصي اطلاق مي شده  كه به علم هندسه آگاهي مي داشت. روزپنجم اسفند در تقويم‌ها روز بزرگداشت دانشمند بزرگ ايراني "خواجه نصرالدين طوسي " و "روز مهندسي" اعلام شده است. هفتصد و پنجاه و چهارسال از درگذشت دانشمند بزرگ ايراني خواجه نصرالدين طوسي مي‌گذرد اما هنوز هم دستاوردهاي علمي و آراء اين دانشمند ايراني محل رجوع است. خواجه نصرالدين طوسي از بزرگترين فلاسفه و رياضي‌دانان و دانشمندان ايراني است كه پس از بزرگاني مانند "فارابي"، "ابوريحان بيروني"، "ابوعلي سينا" و "رازي " ظهور كرد و اگر امروز روز بزرگداشت اورا روز مهندسي گرفته‌اند.

با مروري بردستاوردهاي اين دانشمند نامي درمي يابيم كه اين انتخاب، گزينه‌اي بجابوده است. پرورش وي در زماني صورت گرفت كه دشواري‌هاي زيادي گريبانگير ايران بود از طرفي مواجه با حملات خانمانسوز مغول و از سوي ديگر مواجه با تسلط متصعباني بود كه با ظهور دانشمنداني مانند او مخالف بودند.

خواجه گذشته از مقامات علمي در زندگي خود خدمات بزرگي به تمدن ايراني كرد؛ توانست كتب، نسخ و آثار علمي را از خطر نابودي نجات دهد و برپايه برخي منابع بالغ بر چهارصد هزار جلد كتاب در مراغه جمع آوري كرد و كتابخانه‌اي عظيم در اين شهر تاسيس نمود. در اين كتابخانه انواع كتب رياضي، فلسفي، نجومي و طبي و ادبي موجود بود. علاوه بر اين خدمت گرانبها، خواجه دو خدمت بزرگ ديگر نيز به علم و ادب كرد: نخست، نجات تعداد زيادي از علما هنگامي‌كه به دست دژخيمان مغول مي‌افتادند و گردآوردن بسياري از دانشمندان در مراغه و گماشتن آنان به كارهاي علمي و راه اندازي زيج‌ايلخاني به ياري آنها. خدمت بزرگ ديگر خواجه آن است كه به بهانه تشكيل رصدخانه؛ حوزه‌يي درسي در مراغه ترتيب داد كه در آنجا شاگردان نامداري تربيت نمود؛ يكي از آنان "قطب‌الدين شيرازي " است كه در علم نجوم، طب، فلسفه و رياضي تبحر داشت. زندگي خواجه به حقيقت مي‌تواند درسي براي همگان باشد. او با وجود گرفتاري‌هاي متعدد هرگز از مطالعه و تدريس دست بر نداشت و به حقيقت دلباخته علم و تحقيق بود.

یه پیشنهاد

               دوستان هرازی

شما هم میتونید نویسنده ی haraz 91 باشید.

هر کسی که دوست داره راجع به دانشگاه مطلب بنویسه ، توی قسمت نظرات بهم بگه تا بهش کلمه عبور بدم تا بتونه حرفاش رو بگهایمیلتون رو فراموش نکنینین

ضمنن میتونین در وبلاگ عکس و فیلم های مربوط به دانشگاه هم بزارین