سیمای معنوی پیر برنای ادبیات آذربایجان استاد بهزاد بهزادی /حسن ریاضی(ایلدیریم)



   سیمای معنوی پیر برنای ادبیات آذربایجان
                                         استاد «بهزاد بهزادی
»




 من ذوق سوز عشق تو دانم نه مدعی

از شمع پرس قصه‌،  ز باد هوا مپرس

(حافظ)

  استاد بهزاد بهزادی  از دانشمندان صاحب نام ایران و از فرهیختگان پر تلاش و فرهنگ ساز آذربایجان است. این انسان شریف و سخت کوش بیش از۶۰ سال از عمر پر بارش را صرف ترقی اجتماعی و اعتلای فرهنگی‌، تدوین و نگارش فرهنگ نامه ها و انتشار روزنامه و مجلات کرده است‌، که ثمره فعالیت عاشقانه و فداکارانه این پیر فرزانه‌، آثار ماندگار و برجسته‌ای است که با تأثیرگذاری کارساز و پایا روی غنای فرهنگ و ادب جامعه ادبی ما، بخش عمده‌ی آنها از جمله «فرهنگ‌ها» جزئی از گنجینه فرهنگی پر بار این مرز و بوم گشته‌اند. از این رهگذر استاد بهزادی به عنوان فرهنگ‌نگاری بی‌همتا‌،  پ‍ژوهشگری برجسته و روزنامه‌نگاری پر سابقه‌، در بین مردم خویش و بخصوص اندیشمندان و پدیده آورندگان آثارادبی و دیگر فعالان اجتماعی به عنوان پیر پر آوازه ادب، از شهرت و مقام شامخ و شایسته‌ای برخوردار هستند.

دلبستگی استاد بهزادی به زبان مادری‌ و شور و علاقه اش به اشاعه ی فرهنگ و ادب سرزمین پدری ‌اش غبطه‌انگیز است. اینک او که در پیرانه سری پرنشاط و پرشور سرود ستایش زندگی سر می‌دهد و به افق‌های روشن لبخند می‌زند همچنان سخت کوش‌، منظم‌، دقیق‌، جدّی به فرهنگ ‌سازی‌اش ادامه می‌دهد و ما نیز در مقابل و شخصیت تابان ‌شکوهمند اش به ستایش و تکریم بر می‌خیزیم و سپاس قلبی خویش را شاد باش جلوه های حضور اش می‌کنیم.

استاد بهزادی از کوران‌ها گذشته‌، آزمون‌های سختی را از سر گذرانده‌،  دشواری‌های تاب‌سوز را تاب آورده امّا در نبرد زندگی کار آزموده گشته و حال گنجینه‌ای از تجربه است. احاطه ی او به تاریخ و تحولات اجتماعی، فرهنگی جامعه مان همه جانبه است.او در متن تحولات زیسته و از چند و چون حوادث شناخت عمیق و علمی دارد.

استاد بهزادی در سپاسگزاری از برگزار کنندگان ۷۵ سالگی تولدش که از سوی انجمنهای ادبی- هنری‌، دانشجویان و مجامع علمی برگزار شده بود در فرازی از سخنانش چنین گفتند: «امروز من در قله ی ۷۵ سالگی هستم‌، راه پر پیچ و خمی را گذرانده‌ام ولی وقتی به گذشته نگاه می‌کنم و به راهی که آمده‌ام نگاه می‌کنم اولا می‌بینم که چقدر کوتاه بود ثانیا” در وجدان خود‌،  در ضمیر خودم احساس رضایت می‌کنم. »

زندگی پر بار:

حال نگاهی گذرا می‌اندازیم به این راه پر پیچ و خم‌،  پرحادثه و امّا افتخارآمیز:

استاد بهزاد بهزادی در دوّم دی ماه سال ۱۳۰۶ در شهر آستارا در خانواده‌ای فرهنگ‌پرور و خوشنام چشم به جهان گشوده اند‌، پدرش میرزا پاشا (۱۲۵۴-۱۳۲۲) از مردان شریف وارسته و نیکوکار شهر آستارا بود، که در گسترش و تعمیق فرهنگ‌، توسعه و عمران و آبادانی شهرتلاش زیادی کرده و آثار ماندگاری از خود به جای گذاشته است.

استاد در خاطرات‌ خود درباره پدرش می‌نویسد: « در باره‌ی پدرم شنیده بوده‌ام که شخصیت آزادی‌خواهی بود و خدمات ارزنده‌ای برای مردم آستارا انجام داده بود. . .  دو سالی را در تهران در حال نیمه تبعید گذرانده و در پایان با حکم انفصال از خدمات دولتی به آستارا باز گشته بود. می‌گفتند تمایلات انقلابی داشته است وقتی رضا شاه از تبریز بر می‌گشته‌، از آستارا عبور می‌کند و پدرم که شهردار بوده با تاخیر در مراسم حاضر می‌شود و این حرکت را تعمدی و توهین به اعلا حضرت همایونی تلقی کرده و او را به تهران احضار می‌کنند. در تهران اتهام رایج بلشویکی ثابت نمی‌شود ولی به علت امتناع از قبول انتقال به گمرک بندرعباس‌، به انفصال از خدمات دولتی محکوم می‌گردد. »(خاطرات ص ۱۱ و۱۲ )

مرگ این مرد بزرگ نیز‌، خود، درس عبرتی است. و نشانگر روحیه میهن پرستی و مردم دوستی اوست: (در سال ۱۳۲۱ یاغیانی غارتگر و تجاوزگر به ناموس و مال مردم به نامهای «رشیدخان» و «ضرغام» از سرکردگان عشایر بر علیه حکومت قیام کردند. تیپ اردبیل مأمور سرکوبی آنها شد‌، عشایر به عمق جنگل عقب نشینی کردند. تیپ اردبیل که در جنگ‌های جنگلی تجربه‌ای نداشت، نتوانست کاری از پیش ببرد.به پدرم که میرزا پاشا بهزادی که مورد احترام همه بود و می‌دانستند اهالی محل و حتی عشایر یاغی نیز نسبت به ایشان احترام خاصی قائلند‌، متوسل شدند. ایشان به شرط اینکه مرکز کتبا تضمین می دهد که در صورت تسلیم عشایر آنها را عفو خواهد کرد‌، این مأموریت را پذیرفتند میرزا پاشا تنومند‌، ورزیده و متهور بود. به تنهائی به جنگل رفت‌، رشید خان و ضرغام استقبال شایسته ای از وی به عمل آوردند و چون شخصیت ایشان مورد وثوق آنها بود‌، قول او را پذیرفتند‌، تسلیم شدند و سپس آزاد گردیدند. ولی میرزا پاشا در این مأموریت ذات‌الریه گرفت و مداوا کار ساز نشد‌، در تیر ماه ۱۳۲۲ بدرود حیات گفت»(خاطرات ص‌۲۷)

‌‌استاد بهزادی تحت تربیت چنین شخصیت ممتازی بزرگ شده اند.

در شهریور ۱۳۲۲ برای ادامه تحصیل به تهران می آید و در مسابقات ورودی دانشسرای مقدماتی قبول می‌شود. و دو سال در شبانه روزی آنجا تحصیل می‌کند. در تمام دوران تحصیل در دانشسرا، شاگرد اول بود. در امتحان نهائی جزو شاگردان ممتازمی‌شود.

طبق مقررات شاگردان ممتاز دانشسراهای مقدماتی می‌توانستند با دریافت ماهانه ۱۵۰۰ریال کمک هزینه ی تحصیلی در دانشسرای عالی ادامه تحصیل بدهند.او نیز علاقه‌مند می‌شود که به تحصیل ادامه دهد و از طرف دیگر بعد از رحلت پدر‌، وضع مالی خانواده طوری بود که او می‌بایستی به برادرش که به همین علت از ادامه تحصیل منصرف شده بود‌، کمک می‌کرد. .دوباره در شهریور ماه ۱۳۲۴ به تهران می‌آید و با صلاح دید برادرش در دانشسرای عالی به تحصیل ادامه می‌دهد.

«‌اواخر دی ماه بود‌، هنوز کمک هزینه های ما را نپرداخته بودند. من در آموزشگاه خصوصی در سه راه طرشت دروس سیکل اول دبیرستان را تدریس می‌کردم و جمعا ۳۰۰ریال درآمد داشتم و با یکی از همشهری ها اتاقی در خیابان حشمت الدوله اجاره کرده بودیم‌، مشترک زندگی می‌کردیم. دوستم تصمیم گرفت به آذربایجان برگردد و من باید درآمدم را بابت کرایه منزل میدادم و از لحاظ مالی سخت در مضیقه قرار گرفتم اغلب دانشجویان کلاس آمادگی هم که  شهرستانی بودند، در فشار قرار داشتند جلسه همگانی تشکیل دادیم‌، من و دو نفر دیگرانتخاب شدیم که به نمایندگی آنها به وزارتخانه مراجعه کنیم‌… فایده ای نداشت به هر صورت من تصمیم گرفتم که ترک تحصیل کنم‌،  البته مخفی نماند که علاوه بر مسائل مالی‌، شور و هیجان جوانی و باور شعار( انقلاب مقدم تر از تحصیل) در این تصمیم گیری من تاثیر زیادی داشت. به وزارت فرهنگ مراجعه کردم و حکم آموزگاری در آستارا و هزینه سفر را دریافت و به آستارا برگشتم.»

بعد از تأسیس دانشگاه آذربایجان در آزمون ورودی دانشگاه شرکت می‌کند و در رشته‌ی ریاضی- فیزیک به تحصیل ادامه می‌دهد. در همین حال به عنوان دبیر اتحادیه‌ی دانشجویان دانشگاه آذربایجان به فعالیت‌های اجتماعی می‌پردازد. بعد از هجوم وحشیانه‌ی ارتش شاهنشاهی به آذربایجان و قتل‌عام مردم بی‌دفاع ایشان مخفیانه راهی تهران ‌شده و به فعالیت‌های اجتماعی خود ادامه می‌دهد.

در سال ۱۳۲۶ به عنوان آموزگار به سمنان اعزام می‌شود و دوباره به تهران برگشته  وبه معلمی مشغول می‌شود.سپس به نوشهر منتقل و در «علمده» به تدریس می‌پردازد و سال ۱۳۲۸ در شمال بازداشت شده و بعد از دو ماه آزاد می‌شود و همان سال منتظر خدمت می‌شوند و آموزش پرورش را ترک می‌کند.

 استاد بهزادی در این سالها علاوه بر فعالیت‌‌های آموزشی و اجتماعی به فعالیت‌های ادبی، به نوشتن و یا ترجمه مقالات ادبی اجتماعی می پردازد.

با اوج گیری مبارزات مردم ایران برای ملی کردن صنعت نفت و استقلال از سلطه‌ی بیگانگان، در صف مقدم مبارزان مردم قرار می‌گیرد. سال ۱۳۳۰ با همکاری جمعی از دوستان روزنامه های « بشریت » و «بشیر آینده» را راه اندازی و به عنوان سردبیر به فعالیت مطبوعاتی می پردازد.  در ادامه فعالیت ‌درحوزه‌ی مطبوعاتی در۲۱ آذر سال ۱۳۳۰ دوره‌ی جدید روزنامه‌ی «آذربایجان» با سردبیری استاد بهزادی به طور هفتگی منتشر می شود که بعد از انتشار۱۴۲ شماره، در سال  ۱۳۳۳ انتشار اش متوقف می شود.

در فروردین ماه ۱۳۳۲ با خانم حشمت حافظی ازدواج می کنند، که ثمره‌ی این ازدواج یک پسر و ۴ دختر و ۱۱ نوه می‌باشد.

درسال ۱۳۳۴ از طرف مأموران امنیتی رژیم کودتا بازداشت و تحت شکنجه‌های وحشیانه قرار می‌گیرد.  سال ۱۳۳۶ بعد از رهایی از چنگال دژخیمان شاهنشاهی در شرکت بیمه ملی ایران شروع به کار می‌کند و خیلی زود مدارج ترقی را می‌پیماید و تا سطوح بالای مدیریتی ارتقا می‌یابد.سالهای طولانی به عنوان مدیر عامل انبارهای عمومی ایران به فعالیت‌ پرداخت. شایستگی‌،صداقت و پاکی‌اش زبان زد محافل و مجامع بود. این مدیر شایسته و شریف سالها عضو هئیت مدیره‌ی شرکت بیمه‌ی ایران موًسس و عضو هئیت مدیره‌ی شرکت بیمه‌ی ایران تهران و. . .  بوده است.

 استاد بهزادی در زمینه مدیریت‌،  خصوصا در حوزه‌ی صنعت بیمه‌ از صاحب نظران کشور می‌باشند.

 حال ابعاد شخصیتی و مدیریتی ایشان را از دید همکارانش مرور می‌کنیم.

دکترفرامرز کی‌نیا «رئیس مجمع اصناف سابق انبارهای عمومی و استاد دانشگاه» در سخنانی در مراسم بزرگداشت ۷۵ سالگی استاد بهزادی چنین می‌گوید:

«من آقای بهزادی را از سال ۱۳۵۴ می‌شناسم.با ایشان همکار بودم. ایشان سمت استادی بر من داشتند و دارند و فاصله‌ی استاد شاگردی خوشبختانه همواره حفظ است.  ایشان به من یاد دادند که هر موقع از معاونت و یا از کارمندان ات نگران شدی‌،  بدان که آن روز، به روز، نیستی و مدیر نیستی.  آنچه که من می‌دانم ایشان مدیریت عاملی انبارهای عمومی را در سال ۱۳۴۶ به عهده گرفتند.  آن روز انبارهای عمومی ایران دارای هفتاد و پنج میلیون ریال سرمایه و یک انبار اجاره‌ای بود.  در هنگام تأسیس انبارها فردی بنام آقای دوئک از سورویانس سویس مدیر فنی شرکت بود (بمدت یکسال) می‌گفت: ((ایرانیها باید انبارداری را از جهانیان و اروپا یاد بگیرند)).  ده سال بعد همان شخص جهت بازدید انبارهای عمومی به ایران آمد و پس از بازدید از شرکت انبارهای عمومی و تأسیسات و تجهیزات و کادر ورزیده آن گفت که: ((حالا دنیا باید انبارداری را از ایرانیان یاد بگیرد)) و این نبود مگر به مدیریت و تلاش و کوشش و امانتداری و بزرگواری این مرد شریف.  در دوران مدیریت آقای بهزادی با اتخاذ تدابیر خاص‌،  تشکیل شرکتهای خواهر با مشارکت‌ صاحبان صنایع و بازرگانان محلی دامنه‌ی فعالیت انبارها در تمام مبادی عمده ورود کالا و شهرهای صنعتی و بازرگانی گسترش یافت و صدها هزار متر مربع انبارهای مجهز ساخته شد و تجهیزات مدرن بکار گرفته شد.»

استاد بهزادی در سال ۱۳۴۴ از دانشکده حقوق تهران در رشته‌ی علوم قضائی فارغ‌التحصیل وبه عنوان وکیل پایه‌ی یک دادگستری به فعالیت می‌پردازد.  در کانون وکلا نیز به خاطر شایستگی و امانتداری و پاکدامنی‌اش به هیئت مدیره‌ی کانون وکلای دادگستری (۱۳۷۸- ۱۳۷۶) انتخاب می‌شود در این دروه‌ با پیگیری و مدیریت ایشان «صندوق حمایت کانون وکلای دادگستری» تأسیس می‌شود.  به رغم بازنشستگی استاد از وکالت همچنان به عنوان مشاور ارشد و کارشناسی برجسته به طور داوطلبانه در اداره‌ی این صندوق نقش ایفا می‌کنند.

 دکترمحمد جندقی کرمانی‌پور «رئیس اسبق کانون وکلای دادگستری مرکز» در سخنرانی اش در مراسم مذکوردر این مورد اظهار می دارد:

«این باعث افتخار وکالت هست که شخصی فرهیخته و بزرگ مثل آقای بهزادی را در میان خود دارد. درباره‌ی هیئت مدیره‌،  عضویت جناب آقای بهزادی که بنده هم در خدمتشان بودم باید بگویم که ایشان نهایت تلاش و کوشش خود را جهت تصویب قانون بازنشستگی وکلای دادگستری به عمل آوردند و بعد از پنجاه سال استقلال کانون وکلای دادگستری،  وکلای دادگستری هم دارای بازنشستگی هستند‌،مرهون خدمات و پیگیریها و پشتکار جناب آقای بهزادی است.  جا دارد از همین‌جا از طرف جامعه‌ی وکالت  از ایشان تشکر کنم.  هر چه در این دوران من خواهش کردم از ایشان که عضویت هئیت مدیره صندوق را بپذیرند یا مدیریت عامل صندوق را‌،  ایشان نپذیرفتند و گفتند‌،  فلانی، من ترجیح می‌دهم، در کنار صندوق باشم و کار صندوق را از دور نظاره بکنم و الحق هم همین‌طور هست.  و الان هم صندوق حمایت وکلای دادگستری از راهنمایی‌های ارزنده‌ی ایشان بهره‌مند است.  هر جا لازم باشد با شهامت و شجاعت تمام نقائص صندوق را متذکر می‌شوند‌،  بدون رودربایستی.  من باشم یا شخص دیگری‌،  دوست‌شان باشد یا برادرش.  اگر نقصی را مشاهده کردند با صراحت متذکر می‌شوند.  این صفات بارز یک وکیل دادگستری است که در وجود جناب آقای بهزادی است.»

خانم رجائی «وکیل دادگستری و مشاور حقوقی بیمه آسیا» در بخشی از مقاله اش که در مراسم فوق قرائت کرد می‌نویسد:

«بنده وکیل دادگستری هستم.  کار آموز جناب آقای استاد بهزاد بهزادی بودم.  در سال۶۸ و الان هم مشاوره حقوقی هستم. در هر صورت به جهت آشنایی ۲۵ ساله‌ که با استاد معظّم و مکرّم جناب آقای بهزادی داشتم و افتخار شاگردی ایشان را و بهره‌جویی از دانش‌شان در زمینه‌ی بیمه و حقوق که دو تا تخصص نه چندان دور از هم، داشتم. که مرا بر آن داشته کسب اجازه کنم از محضر استاد‌،  یک شمه‌ای‌،  البته به اجمال چون فرصت اجازه نخواهد داد‌،  در خصوص فعالیت ایشان در این عرصه بخصوص (منظور فعالیت‌های بیمه‌ای است) مطالبی را خدمتتان به عرض برسانم. ایشان حدود ۴۵ سال قبل یعنی حول و جوش سال ۱۳۳۶  در عرصه‌ی صنعت بیمه حضور داشتند و در یکی از شرکت‌های بنام و مطرح وقت، شرکت بیمه‌ی ملی مشغول فعالیت شدند در آنجا و در همان ابتدای امر به سمت مدیریت حسابداری فنی مدیر عامل بیمه منصوب شدند و مدت کوتاهی نگذشت که ایشان ریاست حسابداری کل را هم عهده‌دار گردیدند.  دیری نپایید که ایشان را به سویس اعزام کردند. در شرکت سویس راینشورانش مشغول گذراندن یک دوره‌ی تخصصی شدند و بعد از اینکه آن دوره را گذراندند مجددا بازگشتند در همان شرکت بیمه‌ی ملی و مدیریت بیمه عمر را هم علاوه بر بقیه‌ی مسئولیت‌هایشان بر عهده گرفتند. این فعالیت و این خدمات ارزنده‌ی ایشان تا سال ۱۳۴۶ استمرار پیدا کرد تا اینکه ایشان در سال ۱۳۴۶ از خدمت در صنعت بیمه بصورت رسمی کناره‌ گرفتند و مستعفی شدند.  اما این ارتباط حفظ شد و این همکاری تداوم پیدا کرد.  ایشان بصورت غیر مستقیم و غیر رسمی مشورتهای تخصصی‌شان را به صنعت بیمه می‌دادند.  بطور نمونه و مثال من می‌توانم قید بکنم که شرکت بیمه‌ی تهران، توسط ایشان طراحی شد.  با دونفر از کارشناسان صنعت بیمه و با جلب موافقت بانک تهران تأسیس و ایشان در همان زمان هم عضویت هیئت مدیره و ریاست هیئت اجرایی آن را عهده‌دار شدند و در سال۵۶ مجددا شرکت بیمه‌ی ملی از ایشان دعوت کرد که به عضویت هیئت مدیره‌ی آنجا در آید و از رهنمودهای ایشان استفاده شود.  ایشان هم پذیرفتند و از همان سال همکاری مستمر خودشان را باز با شرکت بیمه‌ی ملی ادامه دادند به نحوی که تا قبل از ملی شدن کلیه‌ی شرکت‌های بیمه ریاست هیئت مدیره‌ی شرکت بیمه‌ی ملی را عهده‌دار بودند.  به هر حال در تمام مدتی که جناب آقای بهزادی بعنوان ریاست هیئت مدیره و به حال تصدی‌های رسمی‌،  غیر رسمی در صنعت بیمه مشغول بودند‌،  در بیمه‌ی ملی منشأ اثرات شایسته و بارز بودند که واقعا نمی‌شود آنها را به زبان آورد.

شاید اشاره‌ی گذار بشود.  در اینجا عرض می‌کنم حق مطلب ادا نمی‌شود ولی خوب چاره‌ای نیست من می‌توانم نام ببرم از طرح عظیم بیمه‌ی عمر هفت‌صد هزار نفری صاحبان حساب پس‌انداز بانک عمران که با مشارکت تمام شرکت‌های بیمه که به ابتکار و مدیریت آقای بهزادی به اجرا درآمد طرح بسیار عظیمی بود در زمان خودش نمونه ی یکی از توانمندی‌های ایشان، که زبانزد خاص و عام بود.))

بزرگداشت بهزادی:

استاد بهزادی از روزی که قلم به دست گرفته‌، تاکنون دغدغه‌اصلی‌اش اعتلا و پیشرفت زبان و فرهنگ آذربایجانی‌ بوده، حاصل کوشش‌های شبانه‌روزی‌اش انبوه آثار قلمی است. که در تمجید و ستایش این آثار گرانقدر و ماندگار از سوی اساتید، نویسندگان‌،  شعرا و دانشگاهیان کشورمان مقالات بی‌شماری به رشته‌ی تحریر در آمده و نشریات مختلف به چاپ رسیده است.

انجمن‌ها، مجامع ادبی، و دانشگاهی برای بزرگداشت و تکریم ایشان جشن‌های با شکوهی برگزار کرده: مهر ماه سال ۱۳۸۰ در فرهنگسرای هنر تهران مجلس با شکوهی به مناسبت ۷۵سال تولد استاد از طرف انجمن ادبی صابر و دیگر محافل ادبی‌،  دانشجویی و فرهنگی برگزار شد و بزرگان فرهنگ و ادب آذربایجان، اساتید دانشگاه و همکاران، درباره‌ی آثار قلمی استاد‌، سخنان ارزنده‌ ایراد کردند هنرمندان و موسیقی‌دانان برجسته ی آذربایجان نیز برای تکریم استاد برنامه‌های متنوعی اجرا کردند.

ویژگیهای شخصیتی:

استاد بهزادی شخصیتی است جامع‌. اینک امّا چند ویژگی عمده‌،  شخصیت او را جلوه و جلای بیشتری بخشیده .یکی اینکه ایشان فرد جستجو گر، خستگی ناپذیر و در عین حال تیز هوش و موقعیت شناس است. از این روی، تلاش و تکاپوی او همیشه با خلاقیت و ابتکار همراه است. در این رهگذر از خطر کردن نمی‌هراسد‌، چشم تیزبین و دل آگاه او نارسائی ها و کمبودها را تشخیص داده وخلاء ها و ورطه ها را خوب می‌شناسد. همیشه از تکرار و ابتذال روی گردان است.  کارهای مهم و بنیادی را پی می‌گیرد‌، تا خلاء ها را پر کند ‌و کمبود ها را جبران نماید. برای هر کاری مطالعه همه جانبه می‌کند. کارهایش برنامه ریزی شده است، می‌داند که آنها را چگونه سامان داده و به سر انجام برساند. آنان که از کم و کیف موقعیت و وضعیت فرهنگی‌و  ادبی جامعه ی ما آگاه هستند می دانند که استاد بهزادی نبض فرهنگی و اجتماعی و ادبی ما را در دست دارد. تلاش عمده‌ی او در پدید آوردن آثار فرهنگی است که خلاءها را پر کرده و‌ کمبود ها را جبران می نماید. از عهده ی این کار هم  به خوبی بر آمده است.

از روزی که قلم در دست گرفته تا به امروز دلمشغولی اصلی اش خدمت به مردم بوده است. دغدغه همیشگی اش فرهنگ و زبان و ادبیات سرزمین مادری اش هست. او عاشق آذربایجان و شیفته ی ایران است و همیشه هم هر کاری که کرده جز برای بهروزی، سعادت و خوشبختی مردم سرزمین اش نبوده است. استقامت و خستگی ناپذیری او وصف نا پذیر است. همواره در تلاطم و تلاش است. حتی در موقع بیماری نیز آنی از اندیشه و عمل باز نمی مانده. قلم و کتابش همیشه به کار است. ذهن جوشان و پر فیضان‌اش لبریز از نو اندیشی و تازه یابی است. در درون اش انگار جوانی  پر توان‌، پر نشاط‌،  سر زنده و عاشق می‌زید. همین است که او را پیر برنا می‌خوانم اش. پیر، در تجربه و افق وسیع ذهنی و اندیشه اش. پیر، در درک عمیق و همه جانبه اش از از موقعیت فرهنگی و تاریخی جامعه مان وبرنا در عشق و شور حالش به هنگام کار در پای مردی و خستگی ناپذیری‌اش در نشاط و زنده دلی اش و امید رو شن اش.

دوستدارجوانان:

یکی از ویژگی های مهم شخصیت استاد این است که دلبستگی شدیدی به جوانان دارد. هفته ای نیست که چند جلسه با جوانان نداشته باشد. این جوانان از زمره ی دانشجویان‌،  محققان‌،  نویسندگان‌،  شعرا او با گشاده روئی و مهربانی گوش دل به سخنان شان می‌سپارد. از گفت وگو و مباحثه با جوانان لذت می‌برد. بخصوص جوانان اهل تحقیق و جستجوگر را دوست دارد. دانشجویان زیادی به پیش اش می‌آیند و با او مشورت می‌کنند. ایشان هم آنها را به کار و تلاش تشویق می‌کنند. همیشه از کار خلاقانه حمایت می‌کنند. در بحث با جوانان افاضه فضل نمی کند. خیلی راحت و ساده صحبت می‌کند. انتقاد ها ی جوانان را گوش می‌کند وبا ملایمت وطمانینه  خیلی دقیق و عمیق امّا ساده با آنها صحبت می‌کند و به فعّالیت اجتماعی تشویق می‌کند. به سوی فعّالیت های فرهنگی سوق شان می‌دهد. جریانات مخرب و خلق الساعه را با استادی افشاء می‌کندو و جوانان را از افراط و تفریط در کار ها بر حذر می‌دارند. او چراغ راهنمای جوانان است و از این رهگذر خدمات زیادی به آرامش محیط فرهنگی انجام داده است.

. او در مباحثه با جوانان خود نیز سر زنده‌،  پر نشاط و جوان می‌شود.  ((من بیشتر از این لذت می‌برم)). و در گفتگو با جوانان خستگی نمی‌شناسد. بااینکه در زندگی اش نظم دقیقی دارد امّا آنقدر شیفته جوانان است که حتی بعضی وقتها این نظم دقیق را که بیشتر به استراحت و آرامش خود مربوط است رعایت نمی‌کند.

بهزادی معلم:

شناختی که من از این شخصیت گرانقدرعلمی و ادبی دارم‌، مرا به این باور رسانده که آرزوها و اندیشه های ایشان در فعالیت علمی و اجتماعی اش با معلمی اش عجین شده است. به نظر من شور و شوق معلمی بر تمامی جنبه های شخصیتی و علمی او پرتو افشانی می‌کند. او به هر کاری که دست می زند‌، هدف اش آموزش و تربیت کردن کادرها در هر شاخه علمی بوده، از جنبه های مهم کاری او بوده است. در نوشته ها و آثارش ساده نویسی و درست نویسی را پیشه ساخته‌،  چرا که هدف اش بیشتر آموزش بوده تا اظهار فضل. او در هر اثری چیزی برای گفتن و آموزاندن دارد. در فرهنگ ها یش‌،  رسم الخط اش‌،  مجله اش، ترجمه ها یش‌،  خطابه ها و سخنرانی ها یش‌،  مقالات متعدد اش همه و همه تاباندن نور بر گوشه‌های تاریخ  و فرهنگ جامعه و در نهایت آموزش بوده است.  کتابها یش در عین اینکه روش مند و متکی به اصول و مبانی علمی هستند، جنبه های کاربردی و آموزشی آنهاست. خلاصه ی کلام اینکه او قلم اش را تنها برای یاد دادن به کار می‌برد. در فعالیت ها اجتماعی‌،  فرهنگی و ادبی اش همیشه دانش پرا کنی‌،  اطلاع رسانی‌،  ارتقاء سطح دانش مردمان و گسترش بینش مخاطباناش را مد نظر قرار می‌دهد. همین است که مگویم او معلم است‌، فطرتا هم معلم است. خودش هم شیفته معلمی است. انظباط علمی تلاش و پی گیری اش نیز از خصلت های معلمی او برمی‌خیزد. از آموختن و آموزاندن لحظه ای باز نمی‌ماند. همیشه ودر حال مطالعه و تفحّص است. مطالعاتش هم در چندین حوزه است: زبان شناسی‌،  تاریخ‌، ادبیات‌، مطبوعات و. . . .

من در هر برخوردی که با ایشان دارم و این برخورد هم کم نیست‌،  از این همه هوشمندی وباریک بینی و اراده به حیرت در می‌افتم. همیشه هم در مقابلش کم می‌آورم. به معنای حقیقی کلمه او معلمی فرهنگ ساز است.

فرهنگ‌های بهزادی

با انقلاب بهمن نظام شاهنشاهی متلا شی شده.  بساط شونیسیم پهلوی نیز با سقوط نظام استبدادی برچیده شد.  قلم ها  آزاد شدند‌. آنچه که سالیان دراز شدت سانسور در گنجه ها نهان مانده بودند.  غبار تکانده و به عرصه ظهور آمدند. کتاب ها – روزنامه ها – مجلات به وفور چاپ و منتشر می‌شد.

واین بسی مایه خوشحالی بود.  و ثمره ی این انقلاب بود که مردم آذربایجان نیز با زبان و ادبیات خود در عرصه اجتماعی حضور پیدا می کردند.

اما آثار مخرب و فرهنگ سوز سیاستهای شونیسمتی پهلوی با چاپ و نشر روزنامه ها و آثار ادبی خود راعیان ساخت.  این آثار در واقع روایت شفاهی سینه ها بود که به شکل نوشتار در می‌آمد زبان ادبی اگر چه وجه غالب را  داشت، امّا‌،  شیوه ها و گویش محلی در آثار مؤلفان به خوبی خود را نشان می‌داد‌،  از نظر دستور زبان ایرادات فراوانی در آثارادبی وجود داشت و دایره ی واژگان مؤلفان بسیار محدود و مغشوش بود.در شیوه های نگارشی چندگانگی حاکم بود. نقد ادبی‌،  زبان مطبوعات و نوشته های تحلیلی به زبان آذربایجانی در سطح پائین ی بود. از کتابهای مرجع‌،  همچون: فرهنگ لغت‌،  دستور زبان‌،  تاریخ ادبیات‌،  نظریه های ادبی و….خبری نبود.

شاعران و مؤلفان در پایان دفتر اشعار و مجموعه یا روزنامه ها شان در ستونی لغت های متداول و رایج زبان ادبی را معنی می‌کردند چرا که مردم‌ و  نویسنده گان با زبان معیار و معاصر در تماس نبودند. مگر عده‌ای انگشت شمار از نویسندگان و پژوهشگران که آنها هم متعلق به  نسل‌های پیشین بودند. واین نسل بود که کمبود ها را‌،  نارسائی ها را به موقع تشخیص داده و دست به کار شدند.

استاد بهزادی از زمان انتشار روزنامه در دهه ی ۳۰  به وجود لغت نامه احساس نیاز مبرم کرده و همیشه در آرزوی تالیف لغت نامه بوده اند.

از سال ۱۳۵۰به استخراج و فیش برداری لغت ها می‌پردازد. بعد از انقلاب با توجه به تغییر شرایط ونیاز جامعه به کارش شتاب می‌بخشد تا اینکه تدوین لغت نامه آذربایجانی به فارسی را به اتمام می‌رساند. کتاب را به نظر پروفسور حمید محمد زاده می‌رساند‌، با اثر عظیم و ماندگار «آذربایجان دیلی‌نین ایضاحلی لوغتی» آشنا می‌شود و از آنها بهره فراوانی می‌برد و کتابش را به چاپ می سپارد.

انگیزه‌های اصلی این زبان شناس گرانقدر از تالیف فرهنگ‌ها، فراهم آوردن زمینه‌ای برای گسترش و توسعه‌ی زبان آذربایجان، حفاظت و نگهبانی زبان از هجوم و نفوذ بی‌رویه‌ی واژگان بیگانه به زبان ادبی‌، پر کردن خلاء عظیم در زمینه فرهنگ نگاری وکم کردن ورطه‌ی زبان نوشتاری و گفتاری و همچنین برطرف کردن نیاز اهل قلم، خوانندگان و مترجمان بوده است. والحق که به اهداف خود نائل گشته اند.

استاد در مقدمه فرهنگ آذربایجانی- فارسی‌اش می‌نویسد: (( عاطفه‌ی مادری‌ام که در سراسر عمرم از خاطرات مه آلود و رنگ پرریده‌ی ایام کودکی پرتو افشانی می‌کند الهام دهنده‌ی خلق من در این اثر بوده)).

شعر:  «درسه گئدن بیر اوشاق/چیخدی بوز اوسته قوچاق…»

که از مادرم آموخته بودم و با صدای بلند و حرکات موزون دکلمه می‌کردم و مورد تحسین شنوندگان قرار می‌گرفتم. گویی هنوز هم شخصیت مرا نوازش می‌کند و با آن مباهات می‌کنم.

پرفسور حمید محمد زاده می‌نویسد:

«بهزاد بهزادی که عمر خود را در راه معارف و فرهنگ خلق آذربایجان صرف کرده‌،  با تألیف این فرهنگ [ها] که ثمره‌ی زحمات سنگین سالهای دراز است، خدمت فراموش نشدنی به زبان مادری ما انجام داده است‌.  مشکلاتی که موًلف[فرهنگ ها] آذربایجانی- فارسی متناسب با احتیاجات معاصر مواجه بوده‌،  برای اهل فن معلوم است.این مشکلات را تنها با علاقه و عشق به زبان مادری می‌توان تحمل کرد.»

در تألیف و تدوین این فرهنگ‌ها خانم حشمت حافظی شاعر و نویسنده‌ی گرانقدر ادبیات کودکان یار و مددکارش بوده.  استاد از این بانوی فرهنگ‌پرور در مقدمه‌ی کتاب اش چنین یاد می‌کنند:  «از همکاری تشویق‌آمیز همسرم بانو حشمت حافظی لیسانسیه‌ی زبان و ادبیات انگلیس که در انتخاب معادلهای فارسی لغات و اصطلاحات و کنترل ردیف‌بندی واژه ها کمک شایانی نموده و سکوت تنهائی را با گشاده‌رویی و شکیبایی تحمل کرده سپاس‌گزارم. »

استاد بهزادی، این فرهنگ نگار خبره نه تنها خادم زبان آذربایجانی است بلکه خادم زبان فارسی نیز هستند.  چرا که فرهنگها ی  تألیفی  او جزو گنجینه هر دو زبان گشته‌اند.

اکنون «فرهنگ‌های بهزادی» به مرتبه آثار کلاسیک در نوع خود ارتقاء یافته‌اند.  این فرهنگ‌ ها که در ردیف معتبرترین فرهنگهای دوزبانه قرار دارند.  یقینا جزو معتبرترین مرجع‌های فرهنگ‌نویسان بعدی قرار خواهند گرفت همچنانکه اکنون نیز اهل تحقیق ،ترجمه‌،  نویسندگان‌،  شاعران و خوانندگان از این فرهنگ ها بهره‌مند می‌شوند.

فرهنگ‌های دوزبانه بهزادی [آذربایجانی – فارسی و فارسی- آذربایجانی] که هنوز هم یگانه هستد‌، ‌نه تنها در ایران بلکه در خارج از کشورمان‌،  از جمله در جمهوری آذربایجان و دیگر کشورها جزو کتب مرجع و معتبر بوده و مددکار پژوهشگران فارسی‌پژوه‌،  مترجمان و محققان زبان آذربایجانیمی باشند.

اعتبار فرهنگ‌های دوزبانه‌ی استاد بهزادی از شخصیت‌ علمی و ادبی خود استاد مایه می‌گیرند.  ایشان هم به زبان فارسی تسلط کامل دارند و هم در زبان آذربایجانی از استادان ‌‌مسلم به شمار می‌آیند. می‌شود گفت که او با هر دو زبان زندگی می‌کنند. در متن هر دو زبان قرار دارد. به هر دو زبان می‌نویسند.  لذا کارشان نیز ارزشمند و معتبر است. در فرهنگ نگاری از روی دست دیگران کپی برداری نکرده، بلکه کاری مبتکرانه و مستقل ارائه داده است. البته در این زمینه از منابع معتبر ٰآثار ادبی، زبان زنده مردم و کتاب های مرجع معتبر مراجعه  و واژه ها را استخراج کرده و از عهده ی کار هم به خوبی  بر آمده اند.

در مروری هر چند نه عمیق به این فرهنگها در می‌یابیم که با فرهنگ نویسی با تجربه و خبره طرف هستیم. که فرهنگ های او واقعا  کاری خلاقانه است این آثار محصول کاری سخت و تاب سوز است که تنها از عاشقان بر ساخته است.

اولین گام را در فرهنگ نگاری روش مند و اصولی دو زبانه آذربایجانی –فارسی و فارسی- آذربایجانی را ایشان برداشته اند و تمهیداتی را برای فرهنگ نویسان بعدی فراهم ساخته اند.  کسانی که در آینده در این زمینه دست به تالیف خواهند زد. یقینا” روش و مبانی آثار او را رهنمای خود قرار خواهند داد.

فرهنگ آذربایجانی – فارسی، حاوی مقدمه‌ای پرمحتو ا ست،که ثمره ی تحقیق وتفحص سالیان دراز مؤلف دانشمندش می‌باشد. در باره ی شیوه کار، طرز نگارش لغت آذری و کلمات دخیل بحث متقنی ارائه شده . درمبحثی جداگانه دستور زبان آذربایجانی به طور مختصراما مفید شرح داده شده.از منابعی که در تدوین  ونگارش فرهنگ  مورد استفاده اش بوده  نام برده است.  ‌، و از کسانی که در باز بینی ویا بازنویسی فیش ها‌، نمونه خوانی و… به ایشان مدد رسانده اند سپاسگزاری شده. راهنمای استفاده از فرهنگ برای خواننده مفید وکار ساز است.

در فرهنگهای بهزادی مدخل گزینی ها و زیر مدخل ها با اصولی علمی فرهنگ نگاری گزیده شده اند. در مدخل بندی و ردیف الفبائی، ریشه لغات را اساس قرار داده، مشتقات و متفرعات لغات (زیر مدخل ها) و شاهد مثالها را نیز به ترتیب الفبائی تنظیم کرده است.  در املای واژه‌ها، سهولت خواندن را مد نظر قرار داده است.  در هر مدخل بندی، دومین جزء ارائه شده، تلفظ واژه ها است که با نو آوری مؤلف همراه است. او از تلفظ واژه‌ها به صورت رایج ومرسوم فرهنگ ها  دوری جسته و با استفاده از حروف عربی- فارسی ،برای اصوات صدا دار زبان آذربایجانی و حتی برای فتحه نیز  حرف تعریف کرده و تلفظ دقیق واژه‌ها را به رسم الخطی که با زبان آذربایجانی همخوان است، ارائه داده است.

موًلف برای تلفظ صحیح مدخلها اساس را بر: ضبط درست لغات‌، رعایت اصل تطابق ملفوظ‌، پرهیز از دوگونه‌خوانی‌و‌یا چند گونه خوانی‌، ‌، تنظیم ردیف الفبای لغات قرار داده است . و در نگارش کلمات دخیل نیز اصل استقلال خط و زبان‌،  مدنظرداشته . از همه مهم‌تر رعایت اصول آوا شناختی و صرف و نحو دستور زبان آذربایجانی را در نگارش کلمات دخیل لحاظ کرده است.

بعد از تلفظ نشانه‌های دستوری میآید که هویت واژه ها را اعلام می‌کنند.  بعد از هویت دستوری واژه، معادل‌های معنایی واژه ها می‌آید . در معادل گزینی  دقت و وسواس فراوان بخرج داده ،از ترجمه‌های تحت لفظی لغات دوری جسته و تلاش کرده در برابر هر واژه‌،  مدخل و سر مدخل معادل زبان مقصد را‌،  یافته و بکار برد. واژه‌های چند معنا را رده‌بندی کرده و با شماره‌گذاری، جایگاه آنها را مشخص کرده است. که مراجعه کننده را از یک معنا به معنای بعدی هدایت می‌کنند. دقت در طبقه‌بندی معناها‌،  تعیین حوزه‌ی معنایی و رعایت معنایی و برش‌های ظریف، از مزایای این فرهنگ است.

آذربایجان دیلی نین ایضاحلی لوغتی:

علاوه بر فرهنگ‌های دو زبانه ی فوق‌،  در آن برهه از تاریخ و تحول جامعه‌، به یک فرهنگ عمومی جامع که آیینه ی تمام نمای حافظه‌های زبانی مردم و سخنواران آذربایجانی و سطح علمی جامعه باشد ،شدیدا حس می‌شد. فرهنگی که گنجینه ی واژگانی اش زبان گفتاری، نوشتاری و همچنین لغات  علمی‌،  فنی‌،  حرفه‌ای‌،  فلسفی‌،  دینی‌،  هنری و ادبی ای را که مورد استعمال عام یافته را  شامل باشد، شدیداحس می شد. همچون  فرهنگی می بایستی که با روش و اصول و مبانی فرهنگ‌نگاری نوین تدوین شده باشد.البته این کار بسیار عظیمی بود  ودر توان یک فرهنگ‌نویس دست تنها‌،  یا موًسسه ای کوچک‌ یا ناشرمعمولی  نبود .. خوشبختانه این کار در آکادمی آذربایجان شوروی صورت گرفته بود.  استاد بهزادی به سختی   این فرهنگ ۴جلدی را بازحمت زیاد تهیه‌کرده، بعد از برسی مفید یافته و بلافاصله به فکر انتقال آن به رسم الخط آذربایجانی ایران می‌شوند‌،  این هم کار ساده‌ای نبود. کار ده ها نفر اهل فن بود.  اما استاداین بار نیز آستین بالا زده و این کار عظیم را پالوده‌و تدوین کرده باردیف بندی الفبائی به رسم الخط عربی- آذربایجانی درآوردند .  و برای استفاده ی هموطنان آذربایجانی در حجم بیش از   ۳۰۰۰ صفحه، در سه جلدو با هزینه مالی خود به چاپ رساندند.وهم اینک ما صاحب این گنجینهی عظیم هستیم.  کار ایشان در اینجا نه، تنهاکمتر از تألیف نیست ،بلکه بالاتر از آن هم هست

اکثر دانشمندان آذربایجانی به درستی انتقال این فرهنگ بیرنظیر را از الفبای سیریلیکی به الفبای آذربایجانی – عربی یک حادثه مهم فرهنگی تلقی کرده‌اند.

اصولا فرهنگ‌نویسی در جهان امروز کار یک فرد  تنها نیست‌،  بلکه حاصل کار گروهی از: زبانشناسان‌،  فرهنگ‌نویسان‌،  ویراستاران‌،  متخصصان علوم گوناگون، خبرگان حرفه های متنوع  و. . .  است که باحمایت علمی و مالی موًسسه‌ یا نهادی یا حداقل ناشری معتبر و کاردان جهت تالیف فرهنگی تحت رهبری علمی افرادبا صلاحییت جمع شده و این امر مهم را سامان می‌بخشند این استاد فرهیخته‌ یک تنه و بدون پشتیبانی مالی و فنی موًسسه‌ یا نهادی‌، ‌این کارعظیم را ،با پشتکار و تلاش شبانه‌روزی و به بهای ازدست دادن فروغ چشمانش و گرو گذاشتن مایه ی جانش به سرانجام رساندند.

دغدغه‌ی ۶۰ ساله ی این زبان شناس گرانقدر‌،  فراهم آوردن زمینه ای برای گسترش‌،  توسعه و ارتقای زبان آذربایجان بوده‌،   از این روی برای پاسداری از هجوم و نفوذ بی رویه  واژگان بیگانه به زبان ادبی‌،  تغذیه زبان ادبی از زبان زنده گفتار مردم‌،  تلاش پیگیر برای غنی تر کردن گنجینه ی واژگان زبان از طریق واژه سازی بر اساس قانونمندی های زبان مادری‌،  حفظ و حراست از آهنگ و موسیقی ذاتی زبان جهت تلفّظ درست و آذربایجانی کلمات چه دخیل چه غیر دخیل‌،  رساندن سطح زبان نوشتاری به سطح زبان معیار و ادبی و پر کردن خلا های موجود در زمینه ی دستور نگاری‌،  شیوه رسم الخط و از همه مهم تر تالیف فرهنگ های دو زبانه و انتقال فرهنگ جامع یک زبانه، کاری کرده است کارستان.

ترجمه

استاد بهزاد بهزادی در زمینه ی ترجمه نیز کارهای ارزندهای انجام داده اند: اولین ترجمه‌اش سیمای معنوی ملت‌ها (اثر کالنین) منتشر شده در سال ۱۳۲۶ . بعد سال ۱۳۳۰ اثر میرزه ابراهیم اوف در زمینه‌ی حرکات آذربایجان را ترجمه‌ی و منتشر ساخته‌اند. بعدا” دونمایسنامه از این نویسنده را ترجمه کرده و به چاپ سپرده‌اند. در میان ترجمه‌های استاد بهزادی ترجمه‌ی کتاب «دده‌م قورقوت» جایگاه ویژه‌ای دارد .این اثر اگر اگر چه در سال ۱۳۵۴از زبان انگلیسی به فارسی ترجمه شده بود.اما لازم بود که دوباره ترجمه شود. استاد نیز دست به ترجمه‌ی این اثر عظیم حماسی و فولکلوریک زدند. روایت آقای حسین محمدخانی «م. گونئیلی» از کتاب دده‌قورقود‌، که آنرا را با زبان امروزیمان هماهنگ ساخته و به نشر سپرده بود ،در ترجمه اش  مورد استفاده قرار دادند. با زبانی شیوا و رسا با توجه ظرایف  و دقایق ادبی و زبانی وهنری این  اثر رابه زبان فارسی ترجمه کردند و ٰمقدمه ای جامع و عالمانه ی بر کتاب نوشتند وبه ریشه ی تاریخی و افسانه ای این  اثر پرداخته‌، جایگاه آن را در میان آثار مشابه جهانی  تبیین کرده اند. مقدمه،در مورد چگونگی کشف و نشر این اثر اطلاعات ارزنده ای به خواننده می دهد .ازاین نظر  این مقدمه  منبع مفید و ارزشمندی در علم  دده قورقود شناسی است.

دستور زبان:

استاد بهزادی در زمینه ی دستور زبان علاوه برمبحث مختصر و مفید  مقدمه فرهنگ آذربایجانی- فارسی  ومقالات متعدد درمباحث دستوری‌، اثر ماندگار «دستور زبان آذربایجان»:« آذربایجان دیل قورولوشو» را به کمک همکاران  مجله آذری برگردان الفبائی و تدوین کرده اند که اثر ی است بی بدیل و حیاتی برای جامعه،نویسندگان ،شعرا،و علاقه مندان است . نگارنده ی این مطلب  در مقدمه ی کتاب فوق  راجع  به ارزش وچندوچون آن مفصلا نوشته.لذا تنها این جمله را تکرار می کنیم که این اثر نیز در میان آثار استاد بهزادی  جایگاه مهمی دارد و هم سنگ کتاب عظیم “”آذربایجان دیلی نین ایضاحلی لوغتی”"هست .

مطبوعات

با یورش قشون پهلوی تحت هدایت و رهبری مستشاران آمریکایی و قتل عام مردم و سوزاندن کتب و نشریات آذربایجانی و ممنوع شدن تحصیل به زبان مادری و جلوگیری از انتشار مطبوعات آذربایجانی غبار مرگ بر آذربایجان پاشیده شد. در زمان جنبش مردم ایران برای ملی کردن نفت و قطع ید استعمارگران امپریالیست مطبوعات آذربایجانی (بشریت و بشیرآینده با سردبیری استاد بهزاد بهزادی) چون ققنوس از خاکستر آن کتاب سوزان سر برآوردند و مبشر صلح‌، آزادی‌، میهن دوستی شدند و زبان گویای مردم گشتند توطعه های امپریالیست ها و عمال داخلی شان را افشا کردند و دوباره وحشت بر جان خائنان به ملت و مملکت انداختند. کودتای ۲۸ مرداد دوباره زبان مطبوعات را بست اما روزنامه آذربایجانبه همت جمعی از فرزندان از جان گذشته و فداکار آذربایجان(به سردبیری بهزاد بهزادی منتشر می‌شد. با انتشار «حیدر بابا»ی شهریار گویی صدایی از اعماق جان ملتی نفیر کشید وجانهای آشنا را نواخت. این اثر روح تازه‌ای به جان مردم آذربایجان دمید. چون تک ستاره در شب های کودتایی درخشید. با انتشار این اثر زبان وادبیات آذربایجانی رونقی دوباره یافت کتاب «حیدر بابا» هنوز در مطبعه بود که استاد بهزادی که نسخه‌ای از آنرا بدست آورده و نقد و بررسی کرده و مقالات روشنگرانه ای در تحلیل آن در ۵ شماره «آذربایجان» منتشر کرد. این مقالات در معرفی«حیدر بابا» نقش مهمی داشتند. استاد بهزادی در مصاحبه‌ای می‌گوید: بعد از انتشار این مقالات محمد علی فرزانه و قره چورلو(سهند)از تهران به تبریز آمدند و با من ملاقاتی داشتند واظهار نمودند که ما آمده‌ایم به شما به مناسبت این سلسله مقالات تبریک بگوییم. این حادثه در رونق دوباره ادبیات آذربایجانی و نظیره نویسی‌ها شروع شد اکثر نظیریه نویسان از نویسندگان روزنامه آذربایجان بودند.

بعد از انتشار لغت نامه‌ها و ترجمه‌ها به فکر جمع آوری مواد فولکولوریک می‌افتندبرای این منظور «کانون زبان و ادبیات مردمی»( ائل دیلی و ادبیاتی) آذربایجان را پی ریزی وسرپرستی می‌کنند و با همکاری جمعی از نویسندگان مجموعه «ائل دیلی و ادبیاتی» را منتشر می سازند. بعد از انتشار ۷ شماره این مجموعه‌، ایشان امتیاز انتشار مجله‌ی «آذری» را اخذ می‌کنند.

در این برهه فعالیت مطبوعاتی ایشان نیز وارد مرحله‌ نوینی می‌شود.

با انتشار مجله آذری مرحله‌ی نوینی در تاریخ مطبوعات آذربایجان آغاز می‌شود. این مجله از هر جهت سرآغاز فصل نوین روزنامه نگاری آذربایجانی است. مجله از اولین شمارش ارتقای زبان و ادبیات و فرهنگ مردم آذربایجان را هدف اصلی و اساسی خود قرار داد. به همین منظور و برای بالا بردن سطح ادبی و فرهنگی جامعه سرفصلهای را برگزیده و تا به امروز این سر فصلها همچنان محفوظ داشته اند. ترجمه ادبیات جهان به زبان آذربایجانی‌، ترجمه آثار و نویسنگان ایران به زبان آذربایجانی‌، انتشار آثار برجسته نویسندگان جمهوری آذربایجان‌، ترجمه آثار زبان آذربایجانی به فارسی در واقعه به آیینه تجلی افکار و آثار نویسندگان آذربایجانی تبدیل گردید.  این مجله در میان مجلاتی که به زبان آذربایجانی یگانه مجله است که از نظر حضور نویسندگان‌، شعرا، هنرمندان آذربایجانی،  ایرانی‌ وجهان بی‌نظیر است.

جلد مجله رنگی  و با آثارگرافیکی لاچین اسماعیلی و داخل مجله با تصویرهای هنری وقار فرشباف دو تن از کارشناسان ارشد هنری ،چشمان خوانندگان آذری را می‌نوازد.

آذری در حوزه‌های مختلف هنر و فرهنگ آثاری را انتشار داد. معرفی نویسندگان برنده جایزه نوبل برای اولین بار در مطبوعات آذربایجان، درج مقالات تحلیلی و تنقیدی در معرفی و ترجمه‌ی آثار دست اول شعرای بزرگ جهان. چاپ سلسله مقالاتی درباره‌ی زبان ادبی آذربایجان،  انتشار نوشته‌های متعدد در طنز و فکاهی، آثاری در زمینه‌های تاریخی‌،  فرهنگی‌، گزراشات مفصل مراسم‌های بزرگداشت و شرکت موًثر در برگزاری آنها، چاپ مقالات و مصاحبه ها درباره آهنگ سازان‌، موسیقی دانان برجسته آذربایجان‌، همچنین نوازندگان‌، خوانندگان‌، عاشیق‌ها‌، درج آثار کاریکاتوریست‌ها‌، نقاشان‌، صفحات ویژه در مورد صدمین سالگرد انتشار مجله ملانصرالدین،  میزگردهای گوناگون‌، گزارشات حادثه های فرهنگی‌، ادبی آذربایجان ایران و جهان.

به این ترتیب آذری شماره به شماره غنی‌تر و پربارتر و وزین‌تر گشته و به مرتبه‌ی پیشتازی مطبوعات آذربایجان ایران ارتقاء یافت.  به جرئت می‌توان گفت در سطح جهانی یکی از مجله‌های معتبر فرهنگی و هنری و ادبی به زبان آذربایجانی است.  آذری اکنون به نهادی فرهنگی تبدیل گشته است.

افتخارمان این است که در پیشگاه آیندگان‌،  صاحب‌ قلمان و اهالی فکر و اندیشه سرافراز خواهیم بود.  این همه دست آورد به همت والای استاد بهزادی، بنیان‌گذار و معمار گرانقدر و معمار مجله آذری به دست آمده است.

اولین حسی که از رویاروی با آثارو شخصیت  استاد بهزادی به انسان دست می‌دهد، حس احترام و قدرشناسی است.با پی بردن به ارزش علمی و عظمت روحی‌ این انسان فداکار‌،  و شخصیت والای فرهنگی واجتماعی درمی یابی که که عشقی پرسوز به میهن‌، فرهنگ و مردم وجوداین«آذری مرد» را سرشار‌، ‌جان شیفته اش را درخشندترو زیبائی معنوی اش را خیره کننده تر کرده است.

دست‌‌مریزاد گویان! این فراز از مقدمه‌ی خاطرات نوشته‌ام را به پایان می رسانم:

«اینک در سن ۷۸ سالگی راه طی شده را مرور می‌کنم خشنودم که محرک و انگیزه افکار و فعالیتم در طول زندگی‌،  خدمت به خلق‌،  دفاع از حقوق زحمتکشان و محرومین‌،  استقلال و آزادی میهن و دفاع از حقوق ملی اقوام بوده است و امیدم برای همه‌ جوامع بشری استقرار جامعه‌ای بوده که هر کس بتواند بهترین مساعی خود را در خدمت جامعه به کار گیرد و حق داشته باشد به اندازه نیازش از دستاوردهای مادی و معنوی جامعه بهره‌مند گردد. »

آثار استاد بهزادی

حوزه‌های فعالیت استاد بهزادی وسیع است.  و آثاری که تاکنون از ایشان به چاپ رسیده می‌شود:

۱۴-   سیمای معنوی ملت‌ها (اثر کالنین) سال ۱۳۲۶٫

۲- ترجمه درباره جنبش دموکراتیک آذربایجان«اثر میرزه ابراهیم» سال ۱۳۳۱

۳- گفتگو درباره‌ی بیمه‌ی عمر سال ۱۳۴۰ تألیف

۴- ترجمه‌ی دو نمایشنامه اثر میرزا ابراهیم اف سال ۱۳۶۹

۵- ایکی نومایشنامه میرزه ابراهیم اوف ۱۳۶۹ چاب دوم

۶- آذربایجان‌جا- فارسجا سوًزلوٍک (فرهنگ آذربایجانی – فارسی) چاپ اول ۱۳۶۹ چاپ دوم نشر معاصر

۷- فارسجا- آذربایجان‌جا سوًزلوٍک (فرهنگ فارسی آذربایجانی) چاپ اول ۱۳۷۷ (در دوجلد) چاپ دوم در یک جلد انتشارات نخستین

۸- آذربایجان دیلی‌نین ایضاحلی لوغتی (سه جلد) از انتشارات آکادمی علوم آذربایجان شوروی ۱۳۷۶

۹- درباره‌ی نگارش زبان آذربایجان ۱۳۷۹

۱۰- کتاب ده‌دم قورقود شاهکار ادبی – حماسی ترکان اوغوز

۱۱- «آذربایجانجادیل قوروشو» ویژه نامه‌ی آذری (۱۶ و ۱۷)

۱۲- آذربایجان دموکرات نشر دوزگون خبر  ۱۳۸۴

۱۳- مقاله‌ها، مصاحبه، … آماده‌ی چاپ

۱۴- حقانیت‌،  شکست «خاطرات» آماده‌ی چاپ


 * استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع می باشد


نیم نگاهی به زندگی و آثار مجید امین مؤید /حسن ریاضی (ایلدیریم)

 

     نیم نگاهی به زندگی و آثار مجید امین مؤید

 




شماری از فعالان عرصه مبارزات سیاسی و اجتماعی کشورمان با آثار فکری و قلمی خود در زمینه هنر و ادبیات نیز، تحول آفرین بوده اند. یکی از کوشندگان پرآوازه این راه مجید امین مؤید هست که جزو اولین شناسندگان آرتور میلر، برتولت برشت، آرنولد هاوزر، در ایران می باشد. او با ترجمة آثاری چون «تاریخ اجتماعی هنر» اثر آرنولد هاوزر، «رابطه هنر و واقعیت از دیدگاه زیباشناسی» اثر چرنیشفسکی و تألیف «سیری در اندیشه های برشت» در سالهای قبل از انقلاب، نقش سازنده ای در تکامل اندیشه هنری و درک زیبائی شناسانه نویسندگان، هنرمندان و خوانندگان این مرز و بوم داشته است. آنچه ارزش کار او را دوچندان می کند اینست که او بیشتر آثارش را در زندان ترجمه و تألیف کرده است.

م- امین مؤید در شانزدهم خرداد ۱۳۰۹ خورشیدی در محله «دوره چی» تبریز چشم به جهان گشود. پدرش پیله وری تنگدست، اما سخت کوش، روشن بین و درستکار و مادرش نیز مؤمنه بانویی بوده خوش قلب، خانه دار و کم توقع. مجید در دامان چنین خانواده ای پرورش یافت. انسان دوستی و مهرورزی آموخت، صبور و متکی به نفس بار آمد. خصیصه هایی که زیربنای استوار منش و بینش بعدی او شدند. مجید به سن مدرسه که رسید پای به دبستان گذاشت با شور و شوق فراوان به تحصیل پرداخت کلاس چهارم ابتدائی بود که احساس کرد کتابهای درسی او را اقناع نمی کند، غلیرغم تنگدستی و محرومیت با تهیه و مطالعه کتابهای غیردرسی همچون امیرارسلان، اسکندرنامه، بوسه عذرا، کنت مونت کریستو و … می پردازد. عشق به کتاب و کشش فوق العاده اش به مطالعه آنچنان بود که هر کتابی را ه به چنگ اش می افتاد با اشتیاق تمام می خواند. ولی این روال چندان نمی پاید، با مرگ پدر در سال ۱۳۲۲ بحران مالی گریبانگیر خانواده می شود. مجید به زعم میل باطنی اش به کار روی می آورد و در فروشگاه چرم فروشی توکلی به عنوان حسابدار به کار می پردازد در محیط جدید چشم اش به واقعیت های زندگی گشوده می شود. چهره کریه فقر و بی عدالتی با تمامی جوانب اش بر او آشکار می شود. تضاد فقر و غنا، درد و بیدردی، ستم ملی ستم طبقاتی، اندیشه عدالت جویی و حس مبارزه را در او بیدار می کند. او هم از مدرسه اجتماع می آموزد و هم به مطالعه شخصی می پردازد، کم کم حس می کند حرفی برای گفتن دارد، دست به قلم می برد، از دیده ها، شنیده ها و خوانده هایش داستانگونه هایی می نویسد، از این رهگذر استعداد ادبی اش شکوفا می شود.

تا اینکه حوادث روزگار م – امین مؤید سرزنده و پویا را، از پیچ و خمهای فراوان زندگی، عبور داده و بسوی کار و زار پرشور مبارزات اجتماعی سوق می دهد. امین مؤید که جوانی است که با شیفتگی و شورندگی اینک به جستجوی یک فضای فرهنگی باز و گسترده و عاری از ناسازی و دژخویی است؛ فضا و عرصه ای که او بتواند، میل شورانگیزش به خواندن و نوشتن را در آنجا اقناع کند و از زندگی و آرزوهای نجیب مردم دیارش، از زبان و ادبیات مادری اش، گفتنی ها گوید، که با انتشار روزنامه آذربایجان (۱۳۳۰)، آن افق تازه در برابرش گشوده می شود و او به عضویت تحریریه روزنامه در می آید. بدینوسیله زمینه ای فراهم می آید که او آرزوهایش را جامه عمل بپوشاند. اما افسوس که با کودتای ۲۸ مرداد محیط خفقان و سرکوب بر کشور حاکم می شود. او نیز در سال ۱۳۳۳ به جرم عضویت در تحریریه آذربایجان در دادگاه نظامی به یکسال حبس محکوم می شود. سال ۱۳۳۴ آزاد می شود.

سالهای ۳۸-۱۳۳۷ با تشدید مبارزات مردمی، اعتراضات و اعتصابات شروع می شود: اعتصاب دانشگاهیان تبریز در سال ۳۷، اعتصاب کارگران کوره پز خانه های تهراه در سال ۳۸، اعتصاب تاکسی رانان تهران، نانوایان تبریز، و افزایش نارضایتی عمومی هیئت حاکمه را به وحشت می اندازد. عمال رژیم برای زهرچشم گرفتن از مردم، توطئه سرکوبی مبارزات مردم را در دستور کار قرار می دهند. بدین خاطر عده ای از فعالان سیاسی اجتماعی را در آذربایجان، کردستان، تهران و از جمله امین مؤید را دستگیر و در دادگاه نظامی محاکمه و به اعدام محکوم می کنند. پنج نفر از یاران امین مؤید در ۱۴/۲/۱۳۳۹ در تبریز تیرباران می شوند. اما، اعتراضات جهانی و اختلافات درون حکومتی و اجرای طرح کندی که به سقوط دولت دکتر اقبال و روی کار آمدن دولت علی امینی منجر می شود، در نتیجه اعدام ها نیز متوقف می شود. الموتی به وزارت دادگستری گمارده می شود. حکم اعدام امی مؤید که ۷ ماه در زیر اعدام بود، شکسته و به حبس ابد تقلیل می یابد. او تا سال ۱۳۵۶ در زندانهای قزل قلعه، قصر، عادل آباد شیراز و … در معرض انواع شکنجه های روحی و جسمی، قرار گرفت، توهین و هتک حرمت و بی عدالتی را که در حق او و یارانش اعمال می شد با سرافرازی تحمل کرد. خود در این مورد می گوید: «زندان تمامی لحظاتش غیرعادی اند، چرا که وقوع هر گونه اتفاقی در آن امکان پذیر است، زندان هر ثانیه اش امید، اضطراب، دلهره، تحقیر، ایستادگی و مبارزه است». که او، خود ۱۸ سال این ثانیه ها را زیسته است.

حبس ابد، موقعیت ویژه ای بود، که او در آن قرار گرفته بود. در این موقعیت تمامی ارتباطهایش با محیط اجتماعی، خانواده، دوستان و … قطع شده بود. به عبارتی به پوسیدن تدریجی و تحلیل رفتن در دالانی سرد و بی روح و بی آفتاب و امید محکوم شده بود. اما امین مؤید عاشق زندگی با امید به فردای روشن، ایمان به انسان، و با شور درونی اش راهی دیگر گونه به سوی مردمش می گشاید، راهی مطمئن و روشن ادبیات. این یگانه راه ارتباط او با جهان بیرون است. از اینطریق، امین مؤید ادبیات میهنش را با ادبیات جهانی پیوند می زند و با ترجمه آثار نویسندگان و اندیشمندان برجسته جهانی و انتشار آنها در بیرون از زندان، بار دیگر در مبارزات مردم سرزمین اش سهیم می شود.

دهة چهل دهة شکوفائی ادبیات و هنر و بویژه نمایشنامه نویسی و تئاتر در ایران … بود. از این روی امین مؤید هم با انتخاب و ترجمه آثاری از نویسندگان مطرح آن روز از جمله برتولت برشت، آرتور میلر، شون اوکیسی، تنسی ویلیامز و … در گُسترش و تعمیق هنر نمایشی و همچنین افزایش آگاهی مردم نقش ارزنده ای ایفا می کند.

 امین مؤید جرء اولین شناسندگان آرتور میلر نمایشنامه نویس برجسته آمریکایی و یکی از بزرگترین نویسندگان جهان است. نویسنده ای که با آثارش چهره غیرانسانی و مخوف سرمایه داری آمریکا و گردانندگان دادگاه مکارتیسم به نمایش می گذارد و با تصویر زندگی مردم فرودست و آواره، مثل مهاجران نیویورک نیز حس همدردی و نوع دوستی را در بینندگانش بر می انگیزد.

او همچنین به آثار اوکیسی، نمایشنامه نویس پرآوازه ایرلند، که در آثارش سیمای جنگ افروزان، میهن پرستان دروغین احمق ها، پهلوان پنبه ها، را با حقارت و پستی و دورویی، سودجویی شان به شیوه کمدی تراژدی افشا می کند، روی می آورد.

یا خود تنسی ویلیامز را انتخاب می کند، نویسنده ای که شخصاً فقر و ناداری را تجربه کرده و آنها را با زندگی مردم فرودست در آمیخته و با حوادث و رخدادهای محیط زندگی اش پیوند زده و در آثار خویش در معرض دید هنرپذیران قرار داده است و …

همچنین با ترجمه آثار نمایشی برشت و نیز نگارش رساله بسیار ارجمند و آگاهی بخش «سیری در اندیشه های برشت» سیمای مردمی برشت هنرمند، نویسنده و فعال اجتماعی را با استادی تمام ترسیم کرده است. همین بس که محمود دولت آبادی، نویسنده نامدار ایران که خود از اهالی تئاتر نیز هست، درباره این اثر می نویسد*:

«سیری در اندیشه های برشت که بعد از چند سال به صورت کتابی مستقل و عاری از هر پیرایه ای، با قیمتی در توان خرید همگان به دست می آید، نمایشگر کاوشی بی ریا در مضمون آثار برشت است، با بیانی صریح و روشن، که از ابتدا تو در می یابی با مؤلفی سر و کار داری که هرگز خیال ندارد با الفاظ به خودش مشغولیت کند و دوائی را با آب و قند به تو بخوراند. بی هیچ پیچیدگی ای، از دیدگاه علمی به موضوع هنر و چگونگی آن در جوامع سوداگر می پردازد …»

یکی از آثار برجسته و بی نظیری که امین مؤید ترجمه کرده، تاریخ اجتماعی هنر اثر آرنولد هاوزر فیلسوف و هنرشناس نامدار مجار است. این اثر نه تنها در بین آثار ترجمه ای امین مؤید، بلکه در میان دیگر آثار ترجمه شده در زمینه این موضوع، یگانه و بی بدیل است. مترجم که امین مؤید باشد، خود هنرشناس است و چندی نیز در دانشگاه فلسفه هنر تدریس کرده و آثاری هم در زمینه هنر تألیف و ترجمه کرده، دربارة این اثر چنین می نویسد: «آرنولد هاوزر سیر تکاملی هنر را از عصر جادو تا عصر فیلم، در این اثر بررسی کرده و با دقت و موشکافی بی مانند و با پرهیز از کوته نظری و با بهره جویی از گنجینه عظیم اطلاعات عمیق خویش و سی سال پژوهش و رنج، کتابی نوشته است که به قول آن نویسنده در سراسرش حتی یک جمله کم ارزش پیدا نمی شود …»

امین مؤید در پیشگفتار چاپ سوم این اثر، همچنین از چگونگی آشنایی با اثر و روال ترجمه اش می گوید: «در دهه چهل بود که با نام «آرنولد هاوزر» و کارهایش آشنا شدم، زنده یاد فیروز شیروانلو که یک سال حبس کشید دورة چهار جلدی «تاریخ اجتماعی هنر» را از اروپا آورده بود و در اختیار داشت و چند روزی آنها را در اختیار من قرار داد و نخستین بهره ها را در آن روزها از این اثر بردم و تأثیری دیرپا و ماندنی در من کرد …»

امین مؤید دوباره در اوایل دهة پنجاه در زندان عادل آباد شیراز به تاریخ اجتماعی هنر مراجعه می کند و این بار به قصد ترجمه، کتاب را تهیه می کند. حال بخوانید که ترجمه و بیرون فرستادنش به چه طریق بود.

«… چاره ای که یافتم این بود که مطالب کتاب را توی نامه هائی که به دخترم می نوشتم بگنجانم و بفرستم و همین کار را کردم. دو سه خط اول نامه احوال پرسی ساده بود و بلافاصله وارد مطلب می شدم و کتاب را به تدریج می نوشتم، جلد اول به همین ترتیب به بیرون منتقل شد. جلد دوم را نیز بر همین روال می نوشتم که گویا پلیس نگران می شود و نوشته ها را به ساواک می فرستد و از آن پس نامه ها پس ار رؤیت ساواک به خانواده می رسید تا یواش یواش به مانع تراشی آغاز کردند …»

آثار قلمی م. مؤید حوزه وسیعی از ترجمه، تألیف، زمینه های هنری، اجتماعی و ویراستاری را در بر می گیرد که عنوان های بخشی از آنها در پایان این نوشته خواهد آمد.

او که در نیمه های دهه هشتاد عمر خویش است، در تهران زندگی می کند. صبح تا شب کار اداری برای امرار معاش و در اوقات فراغت ترجمه و تألیف هم اکنون عضو کانون نویسندگان ایران است و خاطراتش را می نویسد.

امین مؤید با آنکه بحرانهای سختی را از سر گذرانده و آزمونهای تابسوزی را تاب آورده است اما همچنان چالاک است، با چشمانی مهربان و تبسمی که چهرة گندمگون اش را زیباتر می کند. مردی ساده، صمیمی با غرور نجیب انسانی. تو را با گفته هایش می پالاید، در دلت شعله های امید و عشق را می افروزد و برای زیستن و مهرورزیدن می انگیزاند. دوست داری تا دوباره بازش بینی تا ورق دیگری از اعماق روحش را بر تو بگشاید.

احساس می کنم که با گفتگویم استاد را خسته کرده ام. وقت نیز تنگ است. و من، به دنبال بهانه ای هستم که او را با خودش تنها بگذارم. چه بهنگام نوه اش تا دم اطاق کارش می آید و او را صدا می زند؟ «بابا مجید» و او پاسخ اش می هد: «جان بابا». من نیز با امین مؤید خداحافظی می کنم و بابابزرگ و نوه اش را تنها می گذارم.

در راه با خود می اندیشم که: زندگی چه رازها که ندارد؛ از خاکستر جنبش های رهایی بخش و عدالتخواهانه بعد از مشروطیت ققنوسانی سربرآوردند، با آمال و ائده الهای پدران خویش بالیدند، دوشادوش و پیشاپیش مردم خویش با صاحبان زر و زور و دست نشاندگان بیگانه در افتادند؛ حماسه ها آفریده و مرارت ها کشیدند. اما لحظه ای از راه خویش پای پس ننهادند. اینان که با رنج شکنجه ها، تبعیدها، ناداری ها و بی عدالتی ها در جان؛ داغ یاران به خون خفته و پرپر گشته بر دل؛ از درازنای یکی از هیجان انگیزترین، مخوف ترین، پرحادثه ترین و پیچیده ترین دوران تاریخ کشورمان گذشته اند، و اینک پیرانه سر بر فراز رنج و ناکامی های مردم خویش و جهان، در آن سوی افق های به تاریکی نشسته آفتاب فرداها را که بر سپیده دمان مردم جهان لبخند می زند، می بینند و بر خود می بالند.

م. امین مؤید خود از چنین مردانی است!

*- رد گفت و گزار سپند، محمود دولت آبادی، نشر چشمه، ۱۳۷۱، ص ۶۹-۶۸

آثار چاپ شده:

۱- نمایشنامه چشم اندازی از پل، اثر آرتور میلر، کتاب هفته با همکاری آقای کاظم پرکار.

۲- نمایشنامه جادوگران شهر سیلم (بوته آزمایش) اثر آرتور میلر، چاپ انتشارات روز.

۳- قدرت تولید از ژان فوراستیه کارشناس اقتصادی میتلو کس چاپ دوم، انتشارات رز.

۴- نمایشنامه آدم آدم است، برتولت برشت، چاپ پنجم، انتشارات رز.

۵- نمایشنامه دایره گچی قفقازی از برتولت برشت چاپ پنجم، انتشارات رز.

۶- سیری در اندیشه برشت، چاپ های مکرر، انتشارات رز.

۷- هنرهای نمایشی سنتی وسایل ارتباط جمعی در هند اثر تحقیقی چاپ یونسکو، ۱۳۵۷٫

۸- نمایشنامه ماجراهای نیمه شب از شون اوکیسی، انتشارات رز.

۹- نمایشنامه هنل گرهارد هاپتمن، انتشارات رز.

۱۰- رومان مادر اثر خانم پرل. س. باک، انتشارات رز.

۱۱- مرگ آرام اثر خانم سیمون دوبووار، انتشارات رز.

۱۲- رابطه هنر با واقعیت از دیدگاه زیباشناسی اثر چرنیشفسکی، انتشارات رز.

۱۳- تاریخ اجتماعی هنر اثر آرنول هاوزر، چاپ اول انتشارات چاپخش و .. چاپ سوم، انتشارات دنیای نو.

۱۴- موسی اثر هوارد فاوست، انتشارات چاپخش.

۱۵- انقلاب کبیر فرانسه و پیامدهای جهانی آن اثر جرج روده، انتشارات اشاره.

۱۶- چاپ چند داستان کوتاه و مقاله در کتاب هفته.

آثار چاپ نشده:

۱- نمایشنامه ریشه ها عمیق است اثری از دو نویسنده امریکایی با همکاری آقای کاظم پرکار.

۲- نمایشنامه خال گل سرخ اثر تنسی ویلیامز.

۳- گرسنه اثر خانم دوریس لسینگ نویسنده مطرح انگلیسی متولد ایران.

۴- تئاتر برتولت برشت اثری تحقیقی در مورد برشت.

۵- و آثار و ….

 * استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع می باشد

 

عمران صلاحی: نغمه‌سی‌نین آلوویلا،کوله دؤنن  نغمه‌کار /حسن ریاضی (ایلدیریم)


     عمران صلاحی: نغمهسینین آلوویلا،کوله دؤنن  نغمهکار


آنام

دیلیمین اوستونه سپدی

کلمه – کلمه سؤزلر

شعر ، گؤیردی

ایندی

آغلار – گوله‌ین آغاجین غم عطیرلی گول‌لری

آیاغینا یاراشیر

عمران صلاحی

عمران صلاحی اؤلکه‌میز ایرانین دونیا شهرتلی شاعر و ساتیریکی و معاصر آذربایجان شعری‌نین گؤرکملی و دیرلی نماینده‌لریندن بیری‌ایدی. او دونیایا، انسانا، حیاتا یئنی باخیش‌لا باخدی، او یئنی دویوملارلا دویدو، دؤرونون، یوردونون باشینا گلن حادثه‌لری آچیق گؤزله، درین دوشونجه ایله قاورادی، یاشانتی‌لارینی، دویدوق‌لارینی بدیعی اثرلرده جانلاندیردی. آذربایجان و فارس دیللی ادبیاتا، یئنی سسلی، یئنی نفس‌لی اثرلر باغیشلادی. شعرمیز عمرانین بدیعی گوزگوسونه چئوریلدی. بیز او گوزگوده اؤزوموزو گورور و دویوروق. دونیا‌نی یئنی بیر باخیش‌لا سیر ائدیریک، حیاتی یئنی‌دن معنالاندیریریق.

عمران صلاحی، طنزلرینده  زمانه‌سی‌نین اوزونه گولدو، لیریک شعرلرینده، دؤرونون روحونو، جانینی ترنم ائتدی. او، گولوشو حیاتین اؤزوندن اؤیرندی و اونو، توفیق‌چی‌لرین اوسلوبوندا سیناقدان چیخارتدی و ملانصرالدین مکتب‌ینده یئتگین‌لشدیردی. بئله‌لیک‌له اؤزونون ساتیریک اوسلوبونو یاراتدی و بو ساحه‌نین اونودولماز سیمالاریندان اولدو. او ساتیرا حاقینداکی یازی‌لاری و  آراشدیرمالاری‌لا دا بو ساحه      اوه‌زرینده چالیشان‌لارین یولونا ایشیق ســــاچدی. بو چوخ یؤنلی فعالیت عمران صلاحی‌یه اؤلکه میقیاسیندا اوغور قازاندیردی و اونو ایران ادبیاتی‌نین گؤرکملی سیمالاری سیراسینا داخل ائتدی، دونیایا تانیتدیردی.

عمران نادر بیر شخصیته مالک صنعتکار‌ایدی. او لیریک شعرلرینه بنزه‌ییردی. آلچاق کؤنول‌لو، اینجه روحلو، بؤیوک قلب‌لی، شریف بیر انسان‌ایدی. داها دوغروسو او انسانلیغین جانلی آبده‌سی‌ایدی و بیر پارچا صفاایدی. ایچی‌نین دورولوغو، گونش‌لی گؤزلرینده پارلایاراق، محبتی‌نین ایشیغی آخیب اوره‌کلره جالانیردی. او شعر‌لرینده چیچکلنیر، گولوش‌لرینده گول‌لندی. وارلیغی گؤزه‌ل‌لیک‌لرین پارلاق            جیلوه‌سی‌ایدی.

او صفاسی ایله، گولوش‌لری ایله ، اوره‌ک‌لردن غم – کدری سیلیب، قارانلیق‌لاری ایشیق‌لاندیریب، اؤلومو بئله، گؤرونمزلیک‌لره‌جن قووالایاردی. کؤنلونون گؤی قورشاغین چتیـــر کیمــی آچــاردی، کــی  انسانلار طاغی‌نین آلتیندان کئچه – کئچه، اونون شعر، صنعتی‌نین ایشیغینا بلنه – بلنه، دورولوب و انسان اولماق‌لارینا گوونه بیلسین‌لر‌:

بولوتلار، یارپاق – یارپاق

اولدوزلار پاریلداییر

یارپاق‌لارین اوستونده

اوره‌کلر یارپاق – یارپاق

ایستکلر پاریلداییر

یارپاق‌لارین اوستونده

اولدوزلار ، بولوتلار، ایستکلر ، اورکلر

عمران‌ین شخصیتی بیللور کیمی پارلاق‌ایدی. اوزاقدان باخاندا، شخصیتی‌نین پاریلتی‌سینا غبطه‌ایله باخا – باخا شاشیب قالیردین، یاخین‌دان باخماق ایسته‌دیین زاماندا، بیللورونون قیراق‌ بوجاغی‌نین چوخلوغوندان، اونون کیم‌لییینی سئزه بیلمیردین. او، یئنه‌ده سنین اوچون ال چاتماز، آچیلماز قالیردی. گؤره‌سن اؤزو، بو گؤزه‌ل‌لییینه واقف‌ایدی‌می؟بیلمیرم. اولسایدی بئله اوزه چیخارتمازدی. اونون داورانیشی، دویوم – دوشونجه‌سی، یازی‌لاریندا، شعرلرینده اولدوغوکیمی ایدی: مهربان، اوتانقاج و ادبلی. عمران چوخلاری‌ایلا دوستلاشمیش، بعضی‌لری‌ایله قایناییب قاریشمیش، کیمسه‌لر‌ایله ‌ده باغیرداش اولموشدو. آنجاق هرحالدا او، اؤزوایدی. اوزو اوتانقاج‌لیغین، اینجه، یوموشاق ایپه‌یینین پاریلتی سی‌ایله بورونن زاماندا یا خود اوره‌ییندن پرهیز پرده‌سی‌ آتیلان زامانلاردا، همان تواضع‌کار، پاک، شریف و سئوینج باغیشلایان انسان ایدی. اونون وارلیغی باهارکیمی ایدی. آمما اگر سن بیرآز آییق اولسایدین، کؤنول‌ کؤنوله اونونلا یاشاسایدین، گؤرردین کی، هانسی‌سا بیر مزه‌لی احوالاتین، گولمه‌لی بیر سؤزون، بیر آتماجانین آردینجا، اوتانجاق‌لیغیندان، گولر‌گولمز، گولوش دوداقلاریندان قاچیب، گؤزلرینده اویناشاردی. او بو وضیعتدن یاخا قورتارماق اوچون ایچینده چالخالاناردی، بو دؤنه گولوش اونون اللری‌نین ایتی و تله‌سیک حرکت‌لرینده چیرپینا – چیرپینا سوساردی … بیر آندا سنه ائله گلردی کی نه ایسه اونون جانینی جایناقلاریندا سیخیر. کؤنلونون کدری جانی‌نین دیبینه یاتا – یاتا او دا یاواش‌ یاواش دورولاردی. جانی‌نین ایشیغی اوزوندن سوزولرکن سیماسی ایشیق‌لاناردی. بیردن – بیره سن دویاردین کی بو سئوینجین درین‌لیینده نه بویدا کدر گیزلنیب:

کوچه‌لری دولانیر

قاپی‌لاری دؤیور

پیله‌لردن چیخیر

غم

بیر یئکه مجمعه ده

آی، منه پای گتیریر.

عمران‌ین شعری حیات کیمی‌دیر. ساده و چالیشقان انسانلارین حیاتی اونون شعرلری‌نین قایناغی‌دیر. اونون سئودییی و شعرلرینده تصویر و ترنم ائتدییی انسانلار، زمانه‌نین چتین‌لیک‌لرینه، آجی‌لیق‌لارینا دؤزورلر، آجی‌لارینا، غم‌لرینه، زارافاتلارین، لطیفه لرین شیرین‌لیین قاتیب یاشایا – یاشایا، دونیانی گؤزه‌ل‌لشدیریرلر. تاریخین باشلانغیجیندان گونوموزه قدر دونیا‌نین مادی و معنوی ثروت‌لرینی یارادان انسانلار. شعر، صنعت، اونلارین وارلیغی‌ایله معنالانیر. اونلار بو اثرلری منیم‌سه‌ییب یاشادیرلار. هانسی صنعت اثری اولورسا اولسون، اگر بو اثر اینسانلارین آرزو و ایستکلرینی، رؤیالارینی، حسرت‌لرینی اؤزونده یاشاتمیرسا دئمک تاریخین توزاناغیندا ایتیب گئده‌جک. هئچ اولاجاق:

گمی لر

یئلکن‌لرین آچیرلار

فقیرلرین آه‌یندا

یا خود:

قوجا آروادلار

نفتی قورتارمیش چیراقلار کیمی

اوتوروبلار، پنجره قیراغیندا

ائله‌جه ده:

بولود گلیر

تولوق کیمی زهر تؤکور

چیچک بو باغدا قورخودان

سحر دوراندا، تر تؤکور

بو پارچادا:

یاشیل آغاجلار

بیر‌ بیرین گورمه‌میش ده تانیرلار

آغاج‌لارین دیلی بیردیر

یام‌یاشیل‌دیر

خلقی‌لیک عمران صلاحی‌نین شعرلرینین باشلی‌جا سجیه‌لریندن‌دیر. بو شعرلر خالق حیاتیندان، خالق روحوندان مایالانیب، اینسان‌لیق ایشیغی ساریلان، جانینی خالق جانینا جالایان، دویغو و دوشونجه‌لرینی، خالقین آرزو و ایستکلری‌ایله یوغوران بیر شاعیرین یارادیجی‌لیق سوزگجیندن سوزولوبدور. بو شعرلر هئچ بیر ادبی تحلیله ، یوزمایا احتیاج اولمادان خالق کؤنلونه یول تاپا بیلیرلر. بو قوه‌دیر کی عمران‌ین ان محرم و خصوصی حس و هیجانلارینی ایفاده ائدن اثرلرینی ده عمومی‌لشدیریب، اوخوجولارینین دویغو و دوشونجه‌لرینه جالاییر.

عمرانین شعرلرینین «لیریک منی»، اوشاق تخیل‌لو، اوشاق دویغولو، یارادیجی بیر وارلیق‌دیر. اونون آیدین ، پارلاق ، تمیز ، مهربان قلبی، ایچ دونیاسینا یاد اولان عیبجرلیک‌لری ، پیس‌لیک‌لری گولوش‌له اریدیب یوخ ائتمه‌یه جان آتیر. او آجیغینی، نیفرتینی، داخیلی چیرپینتی، چاخناشمالارینی ایفاده ائدنده ده، کسکین، سرت ایفاده‌لردن دئییم طرزلریندن قاچینیر، بو آن اونون لحنینده، سؤزونده قیناق اوزه چیخیر.

او ان آجی، ان دؤزولمز آغیر غم‌لرینی، داخلی سارسینتی‌لارینی، سانجی‌لارینی ائله دییشدیریب، باشقالاشـــــدیریر و گولوشـــــه، زارافاتا، شیرینلییه چئویریردی کی سن مات قالیردین، عمران‌ین ان بؤیوک باجاریغی، گوجوده باخ بو ایدی.او آغلاییشدان گولوش توره‌ده بیلیردی:

غنچه، معطل قالیب دیر

باهار یئلی اونا دئییر:

‌ گئج اولار ، بیر آز تلس

هاوا ائله آغیردیر کی

قوشلار اوچماق ایسته‌میر

آچیق قالسا دا قفس!

ایکی داغین دؤشوندن، ایکی قاینار بولاق، جوشوب چاغلار، بیر‌ بیرینه قوووشار، آرخ اولار، چایلارا، دنیزلره دوغرو آخار، بو ایکی بولاغین قوووشاغیندان قایناق‌لانیر عمران‌‌‌ین شعری.

بو بولاق‌لارین بیری آذربایجان خالقی‌نین، خالق یاردیجی‌لیغی ایله چاغلایان، بایاتی‌لی، قوشمالی، نغمه‌لی سینه‌سی‌دیر، دیگری ایسه، فارس دیللی خالق‌لارین ترانه‌لر، مثل‌لر، دوبیتی‌لر، تصنیف‌لرله بزه‌نمیش سینه‌سی‌دیر. بو بولاق‌لارین جوهری، مایاسی عینی اولسادا، آنجاق بو جوهر بدیعی بیچیم‌ده تظاهر ائدنده، اونلارین بویالاری، معنا چالارلاری، لحنی، آهنگی، هر دیلین اؤزونه مخصوص سجیه‌لری ایله، ایفاده اولونور. هر دیلین اؤز گؤزه‌ل‌لییی ایله جیلوه‌لنیر. عمران‌ین فارس‌جا شعرلرینه، آذربایجان دیلی‌نین موسیقی چالارلاری، ایفاده الوانلیغی، آناسی‌نین اوره‌ک دؤیونتولری‌ایله سس‌لشن آنا دیلینین ایشیغی دوشور. اونون فارسجا شعرلری‌نین دیلینی شیرین‌لشدیریر. آذربایجانجا شعرلرینده فارس دیلینین گؤزه‌ل‌لیک‌لری، فارس شعری‌نین بدیعی قورولوش یؤنلری، ایفاده طرزی، شعرلرینین بدیعی – ایسته‌تیک قورولوشوندا، بدیعی تصویر واسطه‌لرینین توخونوشوندا، ایفاده‌لری‌نین رنگارنگ‌لیینده، اؤز عکسینی تاپیر. بئله‌لیک‌له عمران فارس دیللی شعرلرینی باشقا فارس دیللی شاعرلرین اثرلریندن فرقلندیریر. ائله‌جه ده آذربایجانجا شعرلری عینی وضعیت‌ده‌دیر. بونلار هر ایکی دیلده اؤزونه مخصوص بیر بدیعی اوسلوبا مالک‌دیرلر. عمرانین یاردیجی‌لیغیندا ، ایکی مدنیت‌ین، ایکی دیلین بیر‌ بیرینه قارشی‌لیقلی تاثیری گؤزه‌ل، دولغون عکسینی تاپا بیلمیشدیر:

بیر دسته گول

چیراق یانیر اوزاق‌لاردا

اولدوز یانیر اوزاق‌لاردا

هر اولدوزدا بیر سئوگی وار

هر سئوگی‌ده بیر دسته گول

هر گول‌ده بیر عطیر

هر عطیرده بیر کپنه‌ک

هر کپنه‌ک‌ده بیر شاعیر

یک دسته گل

در هر چراغ دوری

ستاره‌ای می‌سوزد

در هر ستاره‌ای عشقی

در هر عشقی گلی

در هر گلی عطری

در هر عطر پروانه‌ای

در هر پروانه شاعری

عمران‌ین شعرده ایلک معلمی، اونون «لیلا ننه»سی اولموشدور. او سؤزلو، کؤزلو سینه‌سین نوه‌سینه آچیب، اونو سیرلی‌ سئحیرلی عالمه آپاریب، او عالمین آل ‌ الوان فضاسیندا گزدیریب اوره‌یینی مین بیر رنگه چالان، مین بیر نغمه قونداغینا بوکوب، روحونو قاینار سؤز چشمه‌سینده، یویوندوروب، دورولدوب، اونا ساده، صاف، صمیمی و آیدین بیر دیل، باغیشلاییب، عمران یارادیجی‌لیغی بویو بو عالمین فضاسیندان آیریلا  بیلمه‌ییب.

سینه‌نده‌کی خاطره‌لر، بؤیوک باغدی

گؤزلریندن بولود کئچدی

یاغیش یاغدی

«لیلا ننه» گل بایاتی اوخو منه

بایاتی لارلا، بیر کؤینک توخو منه

ناغیل دئنه کئچمیش‌لردن

«لیلا ننه»

قوربان سنه

قویما یانام

آچ گؤزونو، من عمرانام!

عمران بو ساده، دورو، آخیجی دیلی تکجه آناسیندان، ننه‌سیندن دئییل، یورد‌ یواسیندان قووولوب دیده‌رگین دوشموش، تهرانین حاشیه‌سینده مسکن سالان، وطن‌داش‌لاریندان دا اؤیرنمیشدیر. او بو یول‌لا، بو دیل واسطه‌سی‌ایله زنگین خالق یارادیجی‌لیغی‌ایله تانیش اولموش، اونلاری اؤیرنمیش، منیمسه‌میش و شعری‌نین آیریلماز بیر حیصه‌سینه چئویرمیشدی.

عمرانین شعری، یاشادیغی دؤرون اجتماعی‌ سیاسی حادثه‌لریندن تأثیرلنمه‌سی ایله برابر اوشاق‌لیق دؤرونون، اوشاق‌لیق عالمی‌نین آب و هواسی‌ایله ده دولودور. عمران شاعرلیی‌نین ایلکین چاغلاریندان، فولکولوردان دورلو – دورلو فایدالانمیش‌دیر، ایلک اثرلرینده شفاهی خالق ادبیاتی‌نین ان ساده، اویناق و اوشاق دونیاسینا داها یاخین داها اویغون اولان نمونه‌لریندن، او جمله‌دن دوزگولردن چوخلو استفاده ائتمیشدیر‌:

یاشارام من، یاشارام

گونش کیمی ، یاشارام

گونش کیمی سحرلر

داغدان، باغدان آشارام

بو ماراقلی و گؤزه‌ل شعرلرله برابر، بایاتی‌لاریمیزدان، بایاتی‌لارین بدیعی عالمیندن، روحوندان، بو یارادیجی‌لیق نوعونون تؤرتدییی احوال – روحیه اوزرینده بیر چوخ شعرینی قوشموشدور:

میدان چیخیب‌دیر آیا

آی ائنیب‌دیر میدانا

توزلو آی ایشیغیندا

«آتین اویناتدی گئشدی.»

عمران‌ین شعرلرینده خالق ماهنی‌لاری‌نین ، بسته‌کار نغمه‌لری‌نین ده تاثیری آچیق – ساچیق گؤزه چارپیر. عمران ماهنی‌لاردان بیر یارادیجی کیمی بهره‌لنمیش‌دیر:

سن گلنده پنجره‌لر آچیلیر

یئل اویناییر پرده‌لرین تئلینده

«پنجره‌نین میل‌لری

آچیر قیزیل گول‌لری.»

بونلارین هامی‌سینا رغماً، عاشیق دونیاسی عمران اوچون باشقا بیر دونیادیر. منه ائله گلیرکی عمرانین شعرلرینده ان گؤزه‌ل سس‌لنن موتیولردن بیری ده عاشیق شعری، موسیقی‌سی‌دیر. عمرانین شعرلرینده سس‌لرین چوخ مهم رولو وار، اونون شعرلرینده سس‌لر، سانکی رسم‌ده‌کی رنگ‌لرین رولونو اویناییر. اونو سس ترپدیر. سس اونو گؤزه‌ل عالم‌لره چاغیریر، گؤزه‌ل‌لیک، شیرین‌لیک، آیدین‌لیق عالمینه چکیر. بو سس‌لرین چوخو عاشیق‌لارلا باغلی‌دیر. البته بو طبیعی بیر حال‌دیر. چونکی عاشیق دونیاسی آذربایجان خالقی‌نین زنگین و رنگین معنوی دونیاسی‌نین گوزگوسو دئمک‌دیر. عاشیق یاردایجی‌لیغیندا انسان گؤزه‌ل‌لییی ایله طبیعت گوزه‌ل‌لییی بیر‌ بیرینه قوووشور. بیر‌ بیرینی تامام‌لاییر بوسازلی – سؤزلو دونیادا اورکلرین ان درین قات‌لاریندا گیزلنن حس‌لر، دویغولار، چیچکلنیر، روحا قیدا وئریر، اونو اؤز عطرینه بورویور، اؤز رنگینه بله‌ییر:

محبت

عاشیق لارین سازیندا

چالینیردی

محبت نغمه‌سی شاعیری ، شعر دونیاسینا چکیر:

عاشیق‌ین سسی چؤلده یانیر

سسی اوجالیر، شعریم اویانیر

او اوره‌یینی بو سسین صدا لارینا آچیر:

عاشیق‌لارین سسینی من ایچرم

عاشیق لارین سسینده من اوره‌ییمی سره‌رم

عاشیق‌لارین نفسیندن قیزیل گول  دره‌رم.

بوســس سانکی دنیزدیر. بوسس گؤزه‌ل‌لیک عالیمیندن قاوزانان  موسیقی‌دیر:

بوسسین ساحیلینده

گؤزه‌ل باغ لار، باغ لاردا

شیرین –  شیرین میوه‌لر

بو سسین ساحیلینده

بیری منی گؤزله‌ییر

یئلکن‌لریم دومانلاردا آچیلیر

و گئتدیکجه سازین سسی ، عاشیغین آوازی اونون روحونون، قلبی‌نین، دویغو و دوشونجه‌لری‌نین چاغلار و جوشغون احوال روحیه‌سی‌نین ترجمانینا چئوریلیر:

سازین سیمی دالغالانیر

دالغالار داشا دییر

جالانیر

ایندی منیم اوره‌ییم

یئلکن‌سیز بیر گیمی کیمی

دالغالارین ایچینده.

عمران صلاحی‌نین اجتماعی شخصیتی و صنعتی‌نین فورمالاشماسیندا ان اؤنملی رول اوینایان عامل‌لردن بیری ده، اونون یاشادیغی، ادبی – مدنی محیط اولموشدور. بو محیط ۴۰‌‌ نجی ایللردن باشلامیش ۸۰ – نجی ایللره قده‌ر تاریخی – اجتماعی بیر دورو احاطه ائدیر. بو ایللرده ایرانین اجتماعی، مدنی، سیاسی، اقتصادی ساحه‌لرینده، بؤیوک دییشیکلر اوز وئرمیش‌دیر. ادبیات و اینجه صنعت ده بو دییشیکلرین تاثیریندن اوزاقدا قالمامیش، بلکه ان درین ایزلری گوجلو تاثیرلری‌ایله اجتماعی حادثه‌لر بو ساحه‌لرده داها آرتیق اؤزونو عکس ائتدیرمیش‌دیر.

عمران بئله بیر چاغلار‌ قاینار، ادبی – اجتماعی محیط‌ین یئتیرمه‌سی‌دیر. اونون یارادیجی‌لیغی، اجتماعی شخصیتی بو دورده یئتگین‌لشمیش، بو فضادان شعرلری تأثیرلنمیش‌دیر. عینی حالدا اونون اؤزونون ده بو فضانین یارانماسیندا اؤنملی رولو اولموشدور. بو دؤرده عمران اؤلکه‌میزین بیرچوخ تانینمیش و آپاریجی ادبی، مدنی شخصیت‌لری، صنعتکارلاری ایله سیخ علاقه‌ده اولموشدور. بو شخصیت‌لر مختلف دونیا گؤروشلو، باشقا – باشقا آداملارایدیلار. اونلارین یارادیجی‌لیق عالم‌لری، فیکیر و دوشونجه طرزلری، مختلف و بعضاَ ده تضادلی‌ایدی. عمران بونلارلا علاقه ساخلایاراق، اؤز نادر شخصیتی‌ایله اجتماعی حیاتیندا یاشاما  میدانی‌نین دایره‌سی‌نی گئنیش‌لندیرمیشدیر. هر هانسی بیر شخصیت‌ده، داورانیش و گؤروشده انسانی سجیه‌لری سئچیب، اونلاری قابارداراق، اؤزونون معنوی عالمی‌ایله، انسانی دیرلری، اولچولری‌ایله اویغونلاشدیرا بیلمیشدی. اؤز من‌لییینی بئله بیر رنگارنگ ، مختلف دوشونجه‌لر، داورانیش‌لار ایچیندن گیزلی و گؤرونمز بیر خط کیمی کئچیریب اونلاری بیر – بیرلرینه جالامیشدی. منیم فیکریم‌جه، عمران صلاحی ایندیه‌جن گؤروب، تانیدیغیم شخصیت‌لر ایچینده ان دموکرات، آلچاق کؤنللو، بؤیوک اوره‌کلی، بؤیوک آمال‌لی، قدرتلی بیر شخصیت‌ایدی. بونا گؤره ده هامی اونو سئویردی. اونونلا فخر ائدیردی. بو یگانه بیر محیط، اؤزونه مخصوص بیر فضاایدی. بئله بیر خاص موقعیت چوخ آداملارا نصیب اولمور.

عمران بو فضادان باشقا ، آیری – آیری دونیالار، یارادیجی‌لیق‌لار، شخصیت‌لرله، اثرلری واسطه‌سی‌ایله تانیش اولور، او چوخ اوخویان، اطرافلی معلوماتی اولان بیر شخص‌ایدی. عمران اوخودوقلاریندان یارادیجی بیر شاعیر و یازیچی کیمی فایدالانیردی. اونلاردان اؤیرنیردی اؤیرندیکلرینی منیم‌سه‌ییر و شعرینده، یازیسیندا، اونلاری ایفاده ائدیردی.

عمرانین شعرینه ان گوجلو تاثیر بوراخان، ایکی بؤیوک نهنگ شاعیری خصوصی ایله قید ائتمه لی‌یم، ناظم حکمت و رسول رضا، بو ایکی استاد شاعر، بؤیوک صنعتکار عمرانین یارادیجی‌لیغیندا چوخ مثبت تاثیر بوراخمیش‌لار. عمران اونلاری تقلید ائتمه‌ییب، بلکه اونلاردان یارادیجی‌لیق سیرلرینی اؤیرنیب و اثرلرینی معاصر دونیاایله سس‌لشدیره بیلیب‌دیر. شعری پخته‌لشیب، چوخلو تجربه‌لری ییه‌لنیب، دویغو و دوشونجه‌لرینی حیات، انسان و وارلیق حاقدا درین‌لشدیریب. بویول‌لا بدیعی – ایسته‌تیک عالمی‌ده زنگین‌لشیب، شعری‌نین بدیعی تصویر واسطه‌لر، ایفاده، معنا چالاری الوانلاشیب، آیدین‌لاشیب و معاصر دونیانین قاباقجیل شعری‌ایله آیاقلاشماغا، سس‌لشمه‌یه حاق قازانیب‌دیر.

عمران بؤیوک شاعرلردن، خالقدان، حیاتدان اؤیرنه– اؤیرنه،بیللورلاشیب ، شعری ده ساده‌لشیب ، آیدینلاشیب. عینی حالدا درین‌لشیب و  حیاتی‌لشیب‌دیر. ایللر بویو آراییب‌ آختاردیغی بیر عالمه چاتیپ. افق‌لری گئنیش‌لنیب یارادیجیلیق دونیاسی بؤیویوب. او افق‌لردن کئچه – کئچه، شعری‌نین یئرسیز بیر‌ بزه‌یی تؤکولوب، اونون روحونون چیلپاق‌لیغی‌ایله بدیعی عالمی‌نین گؤزه‌ل‌لییی وحدتیندن، قوووشماسیندان یئنی بیر عالم یارانیب، بوتون اینجه صنعت اثرلری‌نین، شعرین، ادبیاتین، سو ایچدییی بیر عالم. دوم – دورو، بیللور، ایشیق‌لی نغمه‌لر عالمی! «نغمه لشمک»، اوره‌کلرین ان صمیمی حس‌لری‌نین، دوم – دورو دویغولارین، جانلاندیغی بیر عالم‌دیر. عمرانین شعری بو بولانماز صنعت بولاغی‌نین گؤزوندن سو ایچیردی. آرزولارین، گؤزه‌ل‌لیک‌لرین،  شعریتین، بیرلشدییی، سئحیرلی صنعت بولاغی:

ال لریمی اوزالتدیم

آی ایشیغینی یئره سردیم

سبد‌ سبد آلما دردیم

دانیشسام، سپه‌لنر

آیین دورو بولاغینا، گول‌ چیچک

هاوا نه ایچمه‌لی‌دیر

آلما‌لارین عطری کیمی بیر سئوینج

کؤینییمده گیزلنیب… .

باخ بئله نغمه‌لری اؤته – اؤته، بیزیم گؤزه‌ل سسی‌لی «دورنا» میز شرقین گؤی‌لرینده اوچاراق سئوگی نغمه‌سی‌نین ان اوجا زیروه سینه اوچدو. بو «یاشیل باش سونا» یاشیل دریالارا، یاشیل آدالارا اوزدو، شرقین باشلانغیجیناجان، کی عومرونون ان گؤزه‌ل نغمه‌سینی اوخوسون. دونیا شاعرلری ایله بیرگه، انسانلیق نغمه‌سی اوخودو. انسان سسی‌نین، انسان نفسی‌نین ان گؤزه‌ل نغمه‌لرینی آلچاق‌لیق‌لار عیبجرلیک‌لر، یارامازلیق‌لارین حؤکوم سوردویو بیر زمانه‌ده، شعری یاخشی‌لیق‌لار، گؤزه‌ل‌لیک‌لر، دوستلوق‌لار، قارداشلیق‌لارین، گؤزه‌ل انسانی خاصیت‌لری‌نین، گوزگوسونه چئویررک، دونیا قاباغینا توتاراق، شعر و ادبیاتی صلحون، دوستلوغون بایراغی کیمی قالدیردیلار، اؤزوده دونیانین ان اوجا یئرینده، شرقین دامی آدلانان پامیرده (اورادا بیزیم بیر گؤزه‌ل انسان‌میز دا ابدی خاطره‌سی‌ایله اویوماقدادیر: حسین حراستی) نغمه اوخودو، پکن دانشگاهیندا، کاشغرده، اورمجی‌دا، آنا دیلنده شعرلر اوخودو. قارشی‌لاندی سئودی، سئویلدی. شاعرلر ایچینده پارلادی. او شعر اوخویا‌ اوخویا او دیاری اوره‌یی‌نین ایشیغینا بویادی. بیرده یوردوموزون سسی، نفسی، ایپک یولونون، مدنیت‌لرین قوووشدوغو بیر دیاردا سس‌لندی، عمران‌ین شعرلرینده جیلوه‌لندی:

آییلیر

یاتان باغ

باهارین نفسینده

آچیلیر

چیچکلر

قوش لارین دورو سسینده

یئل اسیر

کول‌لره

اود یوخوسوندان اویانیر

قوشولور

گؤل‌لره

پاریلداییر جاوانلیق

پرده‌لری تیتره‌دیر.

نه یازیق کی، اونون نجیب جانیندا قیوربلیب یاتان اؤلوم واخت‌سیز باش قالدیریب، شاعیرمیزین مهربان قلبینی چالدی، زهرله‌دی. عمران هله «چین سفری»نین شعرلرینی قوشمامیش، خاطره‌لرینی یازمامیش (یازماغا باشلامیشدی) اؤلومونون شعرینی قوشدو. غملی پاییز گئجه‌سینده، اؤلوم‌ایله حیاتی اوزلشدی. اولوم ایله اؤلوم چاتیشدیلار. اونون بدنینی پاییز خزانی‌نین ساری‌لیغینا ساریدیلار. گئدر‌گلمز عالمه آپاردیلار.

بودور: «خانه هنرمندان ایران» سارایی‌نین سکی‌سی. سول طرفده خطابت کورسوسو. ساغ طرفده عمران‌ین بؤیوک بیر تمثالی. او تمثال‌دا عمرانین همیشه‌کی مهربان باخیش‌لاری انسانلاری سوزمکده‌دیر. اونون عزیز خاطره‌سی یول‌داش‌لاری‌نین، دوستلاری‌نین، سئون‌لری‌نین توپلاشدیغی جومالارا باش چکیر. بیر شیرین سؤز، بیر آتماجا ایله اونلارین دوداق‌لاریندا گولوش اکیپ و یوخا چیخیر. حسرتلرین، کدرلرین ایچینده ایتیر. اونسوزلوغون آغیر غمی جاماعاتین ایچینده دالغا‌دالغا یاییلیر.

منی گؤی‌لردن سوروش

بلکه سنه دییه‌لر

بوردا بیر یارالی دورنا ایزلندی

دیمدیگینده بیر دامجی یاش

سوروشسان هاراگئتدی

دییه جکلر: ناغیل لاردا گیزلندی… .


* استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع می باشد


21 مرداد1391  آذربایجان(هریس، ورزقان و اهر) زلزله سینبن ایل دونومو


21 مرداد1391

آذربایجان(هریس، ورزقان و اهر) زلزله سینبن ایل دونومو


فراخوان عشق


بیایید

یاران،یاوران بیایید.

آیینه اندیشه ها را

از زنگار روزگاران بزداییم

و قلبهای عاشقمان را

تا انتهای دوست داشتن بگشاییم

آواز در آواز

در آفاق گسترده شویم

تا وسعت باورهای انسانی

تا سپیده دمان زیبائی!

که کودکان آذربایجان نیز

کودکی های زخمی شان را

از زیر آوار زلزله برکشند و

به رویا هاشان بسپارند.

 

آیدین ها

رویا های چشمه ساران را

در هم آغوشی آفتاب و خاک

به ییینبد

 

سارا ها

خوابهای باران را بر شکوفه های نا شکفته

به خواب روند

 

یاشارها

کبوترها شان را در زلال آبی آسمان

رها سازند

 

رنگین کمان های خفته

در بهاران آرزوهای سولمازها

بتابند

 

و اولدوزها

بر سپیدی کاغذها

خانه هائی رسم کنند

با پنجره هائی رو به آفتاب گشوده

تا در چشم اندازشان

آواز های گم شده ی چلچله ها

با خنده ی بهاران

در آمیزد

و در گم گوشه ی یادها

گل های سرخ قره داغ

شکوفه دهد

 

و در آمیزد با طعم به ، سیب و گیلاس

آواز درنا

در شب های پر ستاره

اندوه حسرت از دلها بزداید.

زندگی باز زاید

و بهارانه شود.

وشوق زیستن و عشق ورزیدن

در جانها به شور مایه ها بدل شود

و جلوه مهر انسانی

جهان را به هیئات زیبای عشق در آورد.!




سینم داغلاندی- داغلاندی

 

یوردومون باغری یاریلدی


طایفا-تیفاغیم داغیلدی

قاراداغا اولان اولدو

سینم  داغلاندی- داغلاندی

 

گئجه‌یه دؤندو گوندوزلر

قان آغلادی داغلار – دوزلر

آلوولاندی ، یاندی سئوزلر 

سینم داغلاندی – داغلاندی

 

ائل‌لر منه درمان وئرین

اومید یوخسا گومان وئرین

کؤنلوم سسلی کمان وئرین

سینم داغلاندی – داغلاندی


کؤنول قوشوم

گؤی اوزونده سئیره ک اولدوز، واخت گئجیشیب، قاش قارالیب

کؤنول قوشوم مزارلاین باش داشینا، قونوب قالیب

آغ بیرچکلی آنام کیمی ظولوم- ظولوم آغلار، او دا

آنام ،ساچین یولان کیمی، سینه سینی داغلار، او دا:

یاد گلدی باخدی گئتدی

خنجرین تاخدی گئتدی

اولدوزون گؤیدن آخدی

قلبیمی یاخدی گئتدی

داغ دالیندا، گونش یاتجاق آل شفقین یاتاغیندا

سن ده یاتدین ایگید بالام قان بزه‌کلی اوتاغیندا

قارا یئل‌لر پر پر ائتدی قیزیل گولو بوداغیندا

دومانلی داغیم آغلار

بولبول سوز باغیم آغلار

گؤزومده یاش قوروسا

سینمده داغیم آغلار

گؤزونو آچ، بالام منیم ،گؤزومده قان یاشیما باخ

آغزیم دادی سنله گئتدی، زهرلنمیش آشیما باخ

درد اودوندا یانیراوره‌ک کول النمیش باشیما باخ

اوزاقلار اولماز یوووق

تورپاغین اوزو سویوق

غمیندن عزیز بالام

اوره‌ییم اویوق اویوق

گؤی اوزونده، قات قات بولوت، شر قاریشیب ،گون قارالیب

کؤنول قوشوم مین مزارین باش داشینا قونوب قالیب


* استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع می باشد

شیرکو بیکس:کؤنولداشلیق انسانلارین ایشیدیر/ حسن ریاضی (\ایلدیریم)


شیرکو بیکس:کؤنولداشلیق انسانلارین ایشیدیر

 

                                    


 

معاصر دونیا شعری‌نین آدلیم‌لاریندان بیری کورد مدرن شعر یارادیجیلاری‌نین تانینمیش سیماسی و ده‌یرلی اوغلو شیرکو بیکس‌دیر.

شیرکو بیکس۱۹۴۰دا سلیمانیه شهرینده مدنی بیر عائله ده دونیایا گؤز آچدی. آتاسی تانینمیش شاعیر فائق بیکس‌ و آناسی ایسه آیدین و مدنی بیر قادین ایدی. شیرکو ۸ یاشیندا آتاسینی ایتیردی و ۱۳ یاشلاریندان عائله‌سینی ترک ائتدی و ادبی فعالیتلرله برابر اجتماعی و سیاسی چالیشمالارا قوشولدو. ۴۷ یاشیندا سورگون اولاراق, سوئدده یاشاماغا مجبور اولدو.

۱۷ یاشینا ایکن ایلک شعر کیتابینی نشر ائتدی. شیرکو بیرچوخ حئکایه, رومان, درام اثرلری و شعر کیتابلاری نشر اولونموشدور. او عینی حالدا گؤزه‌ل ترجومه‌چی‌ایدی. دونیانین بیر چوخ شاعیر و یازیچیسیندان او جومله‌دن: لورکا و هیمینگوی‌دن ترجومه‌لر یایمیشدیر.

شیرکو بیکس ادبی –اجتماعی فعالیتلرینه گؤره سوئد یازیچیلارینین «توخولوسکی» آدینا دونیا مقیاسلی جایزه‌سینی قازانمیشدیر. قید ائتمه‌لی‌ییک کی بو جایزه هر ایل سورگونده یاشایان شاعیر, یازیچی و عالیم انسانلارا وئریلیر. شیرکو عینی حالدا ایتالیانین انسان حقوقلارینی قورویان کومیته طرفیندن فلورانس شهری‌نین فخری وطنداشی آدینا لاییق گؤرونموشدور.

بیکس ۱۹۹۱ ده اؤلکه‌سینه قاییتدی و مدنی – سیاسی ساحه‌لرده فعالجاسینا اشتراک ائتدی و سونرالار «سه ردم» آدلی بیر یایین ائوی آچدی؛ اوردا بیر چوخ کیتابلار یایدی.

شیرکو بیکس ۷۳ یاشیندا خرچنگ خسته‌لییدن استکهلم خسته‌خاناسیندا مرداد آیی‌نین ۱۳ده آشاغیداکی وصیت‌له دونیامیزدان کؤچدو:

“دوغروسون ایسته‌سه‌نیز؛ من بو شهرین، تپه‌لری یاخود مشهور مزارلیق‌لاری‌نین هئچ بیرینده تورپاغا تاپشیریلماق ایسته‌میرم. بیرینجی اونا گؤره کی بوردا بوش یئر قالمامیشدیر؛ ایکینجیسی ایسه من هئچ واخت شولوق یئرلری سئومه‌میشم. شهریمیزین شهرداری اجازه وئرسه اگر, منی سلیمانیه‌نین ۱۹۶۳ – نجی ایلینین شهیدلری‌نین هئیکل‌لری یانیندا باسدیرین (اورانین فضاسی منیم اوچون لذت وئریجی‌دیر؛ من اورادا داریخمارام!)

من سئویرم اؤلندن سونرا، شهریمین انسانلاری‌نین موسیقی صدالاری، رقص‌لری و بو پارکین گؤزه‌للیک‌لری ایله باش – باشا قالام‌, قوشالاشام.

ایسته‌ییرم کیتابخانامی، شعیر کیتابلاریمی، شکیل‌لریمی بیر کافه تریادا، بالاجا بیر باغچادا، مزاریمین یانینداجا تشکیل ائتسینلر. شاعیرلره, یازیچی‌لارا، سئویب، سئویلن اوغلان- قیزلارا پاتوق اولسون. اونلار منیم قوناقلاریم اولسونلار! من ایندیدن، بو صحنه‌لری بیر رؤیا اولاراق گؤرمه‌یی سئویرم.

ایسته‌ییرم سازین اوره‌ک اوخشایان صدالاری آلتیندا، علیمردانین ماهنی‌لاری و موغام‌لاری “الهی وطنیمی آباد ائله” هیمنی ایله کوردوستانین بایراغینا بوکولو تورپاغا تاپشیریلام.

ایسته‌ییرم منیم تورپاغا تاپیشریلما مراسیمیم ده، یاسیمدا موسیقی چالینسین. شهریمین صنعتکارلاری‌نین تابلو‌لاری تورپاغیم اوزه‌رینده قویولسون.

من ایسته‌ییرم من اؤلندن سونرا “بیکس” آدینا ایللیک بیر ادبی جایزه یارادیلسین و اونو ان گؤزه‌ل شعر کیتاب‌لارینا وئرسینلر. آدی چکیلن جایزه ‌نین بوتون خرجی منیم ارثیمدن اؤده‌نیلسین“!

شیرکو بیکس جسما دونیادان کؤچسه‌ده شعرلری ایله یاشاماقدا و تؤره‌مکده‌دیر. چونکی اونون شعر دیلی، بدیعی یارادیجیلیق دونیاسی، ائله رنگارنگ، انسانی و سئویملی‌دیر کی هیچ بیر سرحد تانیمادان بوتون اؤلکه‌لرده، بوتون دیل‌لرده سس‌لنه بیلیر. شاعرین شعرلرینده دؤروموزده کی انسانین عذاب و اضطراب‌لاری، ایستک و آرزولاری، مبارزه و دیره‌نیشلری، سئوگی و محبتی دولغون بدیعی افاده واسطه‌لری ایله اؤز بدیعی عکسینی تاپمیشدیر. او دوغما یوردو کوردوستانی دلیجه‌سینه سئودیگی قده‌ر، بوتون دونیانی سئویردی. اونون شعرینده انسان سئورلیک, دولغون بویالار، یئنی بدیعی تصویر واسیطه‌لری، بدیعی دئییملر و ترنوم اوصول‌لاریلا افاده اولونموشدو.

شیرکونون شعرلرینده غرب‌له شرق یئنی انسان تفکرو ایله، ان قدیم بشری دوشونجه‌لر بیر- بیرینه قوووشور، تزه- تر انسان قلبینه یول آچان، انسان اوره‌یینی اوخشایان و دوشونجه‌لرینه آیدینلیق بخش ائده‌ن شعرلر بیچیمینده تجسوم تاپیر. شیرکو شعرینی اوخویاندا، اونون کیچیک شعرلرینده بؤیوک دونیالاری کشف ائدیرسن، دوشونورسن، درین خیاللارا دالیرسان, اؤزونده شعره قوشولوراق، شعرلشیرسن, انسانلاشیرسان و شیرکو شعرینی اوخودوغون اوچون، اؤزونو خوشبخت سانیرسان.

شیرکونون شعرلری چوخداندیر کی ایراندا یاییلیر. اونون شعرلرینی فارس دیلینه سید علی صالحی، فریادشیری، عزیزناصری، محمدرئوف مرادی، رضاکریم مجاور، مریوان حلبچه‌ای ترجومه ائتمیشلر .

من شیرکو شعرلری ایله ایللر قاباق تانیش اولدوم, سئودیم, اوخوماق‌لا بدیعی لذت آلدیم، آییریلمادیم، هردن – هردن اونلاری آنا دیلیمیزه ترجومه ‌ده ائتدیم. منه ائله گلیر کی کورد شعری فارس دیلینده اورژینالینا داها یاخین سسلنیر, اونا گؤره فارس دیلینده کی ترجومه‌لری اساس گؤتوردوم. انگیلیس دیلینه ترجومه اولونموش بعضی شعرلری ایسه گؤزدن کئچیردیم, آنجاق اساس منبعلریم فارسجا ترجومه‌لردیر.

من، شیرکو بیکس دن بیر دفترلیک آذربایجان دیلینه شعر چئویرمیشم. ایندی اونلاردان بیر نئچه‌سینی سیز عزیز اوخوچولارا تقدیم ائدیرم:

اؤیود

چوخ شئیلر وار کی :

پاسلانار، چورویر

اؤلر

اونودولار

تاجلار

داش‌قاشلی عصالار

شاهلارین تاختلاری کیمی !

چوخ شئیلرده وار کی :

پاسلانماز،

چورومز

اؤلمز

اونودولماز

چارلی چاپلی‌نین

بؤرکو

عصاصی و

باشماقلاری کیمی!

***

شعر

شعر

سئوگی آنی

گؤیرچین نغمه‌سی‌دیر

شعر

یاغیشدا

کپه‌نک قانادی‌دیر

شعر

یال–یاماجلارا، دوزلره اله‌نن

اولدوزلارین توزودور

و شعر

اوشاقلارین بارماغی‌دیر

کوردوستانین جهننمینده

و

روواندانین ایتگین مزارلاریندا !

***

 آیریلیق

گولو آییرسالار اگر

شعرلریمدن

دؤرد فصیلین بیری اؤلر

سئوگینی آییرسالار اگر

دؤرد فصیلین بیری اؤلر

چؤره‌یی آییرسالار اگر

دؤرد فصیلین بیری اؤلر

آزادلیغی آییرسالار اگر

اؤلر بوتون فصیللر

اؤلر زامان

اؤلرم من !

***

 بیر–بیری‌نین آردی

یازیرام: یارپاق

اوخویورام: مئشه

یازیرام: دامجی

اوخویورام: دنیز

بوغدا دنه‌لری اووجلاریمدا سونبول‌لنیر

بؤیوک خرمن اولور سینمده

بیر قیزین ساچی‌نین بیرجه تئلی

دفتریمین آراسیندا !

و بؤیوک سئوگی ایچیمده

باخ ائله بو آن کیمی

گوزه‌ل بیر شعر زمزمه‌سی جانیمدا

و

یوردوم کوردوستان یانیمدا.

***

 ارث

کهلیک اؤلرکن

داغا

بیر قاققیلتی باغیشلاییب

گئدیر

آری اؤلرکن

باغا

ان شیرین اؤپوشلرینی

باغیشلاییب

گئدیر

طاووس اؤلرکن

یادگاری قالسین- دئیه

الوان له‌لک‌لرینی

باغیشلاییب

گئدیر

بیر مارال اؤلرکن

اؤزوندن

ان عطیرلی میشک‌لر

باغیشلاییب

گئدیر

و من

اؤلدویوم آندا

سیزه

کوردوستانی ان گؤزه‌ل سؤزلرله

باغیشلاییب

گئده‌جه‌یم.

 ***

گؤروش

گئجه‌لرین بیرینده

گؤزلریمین بیرینی

قارانلیقدا

گؤرمز قوشا باغیشلادیم

گونلرین بیر گونو

اللریمین بیرینی

جنگده

بوداقلاری سیندیریلمیش

آغاجا باغیشلادیم

و باشقا بیر زاماندا

ایاقلاریمین بیرینی

بومباردماندا یاریدا قیریلمیش

بیر یولا باغیشلادیم

زامان کئچدی

باشقا گونلر گؤردوم

ایندی او قوش گؤروشومه گلمیش

منه

ایکی گؤر‌ه‌ن قاناد و ماوی گؤی

گتیرمیش

و زامان کئچدی

باشقا گونلر گؤردوم

ایندی او آغاج گؤروشومه گلمیش

منه رؤیالاردان کؤکلر و اردیبهشتدن

بیر اومید گتیرمیش

زامان کئچدی

باشقا گونلر گؤردوم

ایندی او ایشیقلی یول گؤروشومه گلمیش

منه بوتون صاباحلارین

مقصدی‌نین

آچارینی گتیرمیش

یول

یئر

یانار داغلاری دوغدو

و یانار داغلار

کوردوستانی .

کوردوستان

آراراتی دوغدو

و آرارات

کوردو

ایندی ایللردیر کی،

کورد

ایکی، ائکیز ناغیلا بویلودور:

مبارزه، مظلوملوق، کؤچمه یولو، چتینلیک و دؤیوش!

و بو یولون آیریچیندا

ییلماز گونئی

دوغولدو.

  • یول، ییلماز گونئی‌ین دونیا شؤهرتی قازانمیش فیلمی‌نین آدی‌دیر
  • آرارات داغلار سیلسیله‌سی

 ***

تونئل

بو یئر آلتی،

بو غربت، بو یالقیزلیقدا

غریب بیر قاطارام

واگونلاری هر گون

هئی گئدیر….   هئی گلیر

هئی گلیر….    هئی گئدیر

گؤزلمه دوراجاغیندا

ویداعلاشما دوراجاغیندا

یورقونلوق دوراجاغیندا

سایسیز قاپیلاری آچیلیر.

سونا چاتماز بیر تونئل‌دیر غربت!

پس بو قاطار

هارا آپاریر منی کی :

آن با آن

گؤزلری‌نین ایشیغی سؤنمه‌ده‌یر.

بو قارانلیق تونئلده

بو غربتده، یالقیزلیقدا

تکجه منی آپاریر

منی آپاریر

آپاریر…!

***

اوزبه اوز

..

ساعات اون ایکی گئجه یاریسی

دوست

کورد

کدر

جوت، دونیا، بارماقلیقلار

ساعات اون ایکی گئجه یاریسی

میز

ایشیق

سیغار

سوز، آیریلیق، بارماقلیقلار.

سن…ایکی گؤزوم

دؤزوملو یوردوم

کوردوستانیم.

ساعات ایکی یا اوچ، سحر

آوارالیق

کاغاذ

قلم

میز، دالغینلیق و کدر

شفق واختی

بیر توپا سیغار کؤتویو

توستو – دومانلی بیر اوتاق

شاعیر یوخلامیش

و

یاواش– یاواش اویانماقدا

سؤزلر

***

کؤنولداشلیق

بیر آخشام چاغی

اوچ نفر کؤلگه ده

دیواندا اوتورموشلار پارکدا

بیری کور

بیری کار

بیری لال.

کور ،کارین گؤزویله گؤرور

کار،لالین قولاغیلا ائشیدیر

و لال اشاره ایله آنلاییر

کؤنولداشلیق انسانلارین ایشیدیر

هر اوچو

بیرگولو اییله‌ییردیلر.


 تهران مرداد 92

* استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع می باشد

هایکو /باشو نون هایکولاری /حسن ریاضی (ایلدیریم)

 

هایکو

باشو نون هایکولاری

 

 هایکو ژاپون ادبیاتـیندا ان کيچيک حجملي، قـیسا و يیـیغجام شعر نوع‎لريندن بيري‎دير. بو شعر اوچ ميصراع‎دان عيبارتدير: بيرينجي ميصراع‎ بئش هیجالی،‌ايکينجي ميصراع یئددی و اوچونجو ميصراع بئش هیجادان عيبارتدير. هایکودا ميصراع‎لار قافییه‎لنمير؛ آنجاق سوًزلرين آراسیندا اولان بديعي اویارلیق و سسلنمه‎لردن دوغان آهنگدارلیق، شعرين موسيقي‎سيني یارادایر٭.

16ـ نجی عصردن اعتبارن هایکو شعر نوعو «تانقا» آدلانان و (5-7-5-7-7) هیجا بوًلگولو، بئش ميصرا‎لی، 31 هیجالی شعر نوعوندن توًرنيب. باشقا سوًزله «تانقا» شعر نوعونون «5-7-5» بوًلمه‎سي، اوًزو- اوًزلویونده اوندان آیریلیب و ‎اينکشاف ائديب و  ژاپون ادبیاتـی‎نـین ان دوغما و‎ ايشلک ‎ ‎شعر بيچيم‎لريندن اولوبدور.

1905ـ نجي ايلده ايلک دفه اولاراق هایکو فرانسیزجایا چئوريليب‎دير. سونرالار آلمان، اينگيليس، ايسپانیا، روس، فارس و باشقا خالقلارین ديللرينه ترجومه اولونوبدور. ايزراپاند مشهور آمريکا شاعيري هایکونون بديعي خصوصییت‎لريندن، ايماژيست (تصویيرچيليک) شعر مکتبيني قورماقدا،‌ چوخ فایدالانمیشدیر. هایکو دونیا ديللرينده، چوخ ترجومه اولونان و‎ اوخوجولارین، شاعيرلرين ماراغـینـی قازانان بير شعر بيچيمي‎ اولوبدور. ايندي اينگيليس، فرانسا، تورک و دیگر خالقلارین ديللرينده ده هایکو سایاغـی بير چوخ شعر یازیلیر. ٭

هایکو بديعي قورولوش اعتيباريله، دئمک اولار کي، ايکي حيصّه‎دن عيبارتدير: بيرينجي ميصراع‎دا (بيرينجي حيصّه‎ده) نه‎یه‎سه، ‌هانسی‎ بير وضعییته‎سه ايشاره اولونور؛ ايکينجي و اوچونجو ميصراع‎لار (ايکينجي حيصّه) آردیجیل اولاراق ايشاره اولونان وضعییته اویغون اولان احویال- روحییه‎ني جانلاندیریر، منظره‎ني جیزیر بو ايکي پارچا آراسیندا چوخ گوجلو بير اویوشما، سس‎لشمه، چاغريشما وار. و بو قارشي‎ً لیق‎لیق دئمک اولار کي هایکونون تام‎لیغـی‎نـی تأمين ائدير. باشقا سوًزله، بو سس‎لشمه، چاغـريشما نه قده‎ر موًحکم و‎ طبيعي‎ديرسه، گوجلو‎دور. ان گوًزه‎ل و‎ کاميل هایکودا هیچ بير سوًز، ايشاره آرتـیق دئییل. سوًزلري آرتـیرماق و اسکيلتمک اولماز. هایکونون قورولوشو، توخونوشو بئله‎ بير سجییه داشیـیـیر.

بوًیوک شاعير احمد شاملو دئميشکن، هایکو شعري‎نين ان باشلی‎جا خصوصییتي، اونداکی، ساده‎ليک‎دير. هایکو شاعيري، کئچيردییي حيسّ و‎ هیجانلارینی، ساده اولاراق، هئچ بير بزک- دوزک‎دن یارارلانمادان ايفاده ائتمه‎‎یه چالیشیر. هایکو‎دا ديلين، بديعي ايفاده‎لر واسيطه‎لري‎نين یاخود سوًز اویون‎لاری‎نـین رولو اولدوقجا آزدیر.٭ هایکودا اشیالار، طبيعت عونصورلري، اولدوغو کيمي، شاعيرين اوچونجو گوًزو ايله گوًردویو کيمي ميصراعلاردا جالانـیر جيلوه‎لنير، گوًروملو اولور.

هایکو ساده‎جه بير شعر بيچيمي‎، بير درک ائتمه واسيطه‎سي، بير یوزوم ايفاده‎سي دئییل، بلکه او بير نوع گوًرمه بيچيمي‎دير. بيرجه «آن»ی، «آن»لار ايچيندن، حاديثه‎لر سیراسیندان سئچيب، اونون ماهییتينه واریب، ايچ عالمينه نوفوذ ائده‎رک بير باخـیش‎لا او «آن»ي قالیجی‎ائدير، ابدي‎لشديرير. بو ايشده، علمي، فلسفي اوصول­لاردان ايستيفاده ائدير، او تصوير و ترنّوم اوصولوندان فایدالانمیر، حاديثه‎ني روايت ائتمير، سوًیله‎مير بلکه اونو بير باشا گوًسترير. هایکو شاعيري‎نين ايچيندن، معنوي دونیاسی‎نـین  ان درين قاتلاریندان ساچان دورولما، آيیدینلانما، احوال روحییه‎سيني اصلينده اولدوغو کيمي باشقالارینا چاتدیرماق ايسته‎يیير.

هایکو شاعيرًي‎نين قـيدا منبعي «ذین» ZEN  آيیيني‎دير. هایکو «ذین» مکتبيندن سو ايچير. بو شعر نوعو ايله، اوزاق شرق خالق‎لاری‎نین، ايناندیغـی و‎ اونونلا تربییه‎لندییي ذن آييني آدلانان بير دونیا گوًروشو، دونیا دویومونون آراسیندا سیخ باغلی‎لیق وار. هایکونو ذین‎سيز تصویور ائتمک مومکون دئییل.

«بودا» آيینی­نين «آيیدینلانما» «باخـیش» اوصوللارینـی منيمسه‎ييب و ‎اونلاری چين «دا- او»(dao) (یول) فلسفه‎سي‎نين عملي تجروبه‎سينده یوغوروب بيشيريب و‎ يئني بير دوشونجه، داورانـیش، قاورايیش طرزي کيمي «چين‎لي»‎نين جانـیندان سوزولوب ساچان بير ايشیق‎دیر. چين یولو ايله بو گوًروش ژاپونا یول تاپیب و ژاپون خالقی‎نین حیاتـیندا ان موهيم رول اوینامیش، او خالقین اينانجینا چئوريلميشدير. هر شئیي اولدوغو کيمي گوًرمک، طبيعت‎له، اينسان آراسینداکی اولان عیني‎لییي دویماق، سئچمک، اوچونجو گوًزله، دونیایا، حاديثه‎لره، طبيعته، اينسان معنوییاتـینا باخماق، اونلارین آراسیندا اولان یاخـین‎لیغـی، ماهییت‎لرينده‎کي عیني‎لییي دویماق؛ و بئله‎جه، بو حيسّ‎لرله حیات سورمک، یاراتماق دئمک‎دير. هایکو ايسه «ذین» آيینی‎نين گوًزلريميز قارشیندا یارانان منظره‎سي، اونون ماددي تجسومودور. ٭

ژاپون‎لو شاعير اوچون هر بير شئی ايلهام منبعي‎دير. خوصوصي‎ايله طبيعت، ژاپون طبيعتينه خاص اولان نه وارسا، هایکودا اوًز جيلوه‎سيني تاپمیشدیر. هایکولاردا ترنّوم اولان موًوضو‎لار ايسه ژاپون خالقـی‎نـین داها چوخ ماراق‎لاندیغـی موًوضو‎لاردیر: اينسان و طبيعت گوًزه‎للییي، قوش‎لار، آغاج‎لار، چيچک‎لر، فصيل‎لر، کولک‎لر و... بونلارا اویغون احوال- روحییه‎لر، منظره‎لر، دويغو- دوشونجه‎لر، هایکودا يیـيغجام و ‎توتارلي شکيلده گوًزلريميز اوًنونده جانلانـیر و ‎روحوموزدا يئني بير عالم اویادیر و‎ اورایا ايشیق ساچیر.

 

 

ماتسو باشو (Matsuo Basho)- (1646-1694)

 

ماتسو باشو، اورتا عصرلر ژاپون شعري‎‎نين ان بوًیوک نوماینده‎لريندن بيري‎دير. باشو هایکو شعر نوعو‎نده چوخلو اثرلر یازمیش‎دیر. عیني حالدا او ‎بو شعر نوعونو اوًز یارادیجیلیغـی ايله ان  یوکسک مرتبه‎لره چاتدیرمیش‎دیر. باشو. هایکونو ساده سوًز اویونوندان، تکرار موًوضولاردان، دایازلیق‎دان و... آزاد ائتمیش و‎ اونا يئني بير آب و هوا گتيرميش‎دير. باشو. هایکو صنعتينده بوًیوک بير اينقيلاب یاراتمیش و ‎اونون تأثير داييره‎سيني داها دا گیئنيشلندير‎ميش‎دير. باشونون هایکولاری، ايسته‎ر مضمون گوًزه‎للییي، ايسته‎ر ايفاده طرزي، ايسته‎رسه‎ده ساده‎لییي ايله تکجه ژاپون ادبیاتـیندا دئیيل، ائلجه ‎ده دونیا ادبیاتـیندا بوًیوک ماراق دوغورموشدور. ايندي دونیادا هایکونو باشونون آدی ايله تانـییـیرلار، البته بو او دئمک دئیيل کي، باشودان قاباق یاخود سونرا یاخشی هایکو یازان شاعير اولمايیب. اولوب، (او جومله‎دن بوسون، ايسا و...)، آنجاق باشو ذيروه‎سي هله ‎ده اوًز اوجالیغـی‎ ايله سئچيلمکده‎دير. اونون هایکولاری دونیانـین بير چوخ ديللرينه چئوريله‎رک اونو بوًیوک بير شاعير کيمي دونيایا دا مشهور ائـتميشدير.

باشونون حیاتـی ساده‎ليک‎ده، سفرده، یوخسول‎لوقدا کئچميشدير. او سفرنامه‎لري‎نين بيرينده یازیر: «آي‎لا،‌گونش دونیانـین ابدي موسافيرلري‎ديرلر. فصيل‎لر ده ائلجه، بيرـ بيريني عوض ائديرلر. بير چوخ آدام‎لار دا واردیر کي اونلار دا عوًمور بویو سفرده اولوبلار، ايسته‎ر قايیـیق‎دا، ايسته‎ر آت بئلينده، اونلار اوچون سفر گونده‎ليک ايش‎دير.

بيلميرم هاچانسا، اوًز ايچيمده بير حيسّ باش قالدیردی. گوجلو بير آواره‎ليک احوال- روحییه‎سي یاراندی منده. او دورکي، من ده اوًز طالعیمي يئل‎لرين قانادیندا اوچان یالقـیز بير بولودون طالعينه باغلادیم.

بير موددت دنيز کناریندا، سونرا چاي قـیراغـیندا، یاشادیم. او حيسّ مني هارالارا کي سوروکله‎مه‎دي... بو دفه یارالاریمی ساریدیم، حصير بوًرکومو، خـیزران ال آغاجیمی گوًتوردوم شيمالا ساری یولا دوشدوم، ماتسووادا دوغان و ‎مني قارشی‎لاماغا تله‎سن آي ايشیغـی اوره‎يیمي بوروموشدو...٭»

باشو، طبيعت یورغونو، طبيعت عاشیقـی ايدي. عوًمور بویو داغ‎لاری، چوًللري دولاشان، بيتگي‎لرين، داش‎لارین، قوش‎لارین، آغاج‎لارین عطيرلرين، بوًجکلرين، يئل‎لرين ديلين بيلن شاعير ايدي... او بو سفرلرده اوًز اوره‎يیي ايله باش- باشا قالیر، دوشونجه‎لره دالیر، حیاتـین ان درين قات‎لاریندان، وارلیغـین آچیلماز سيرّلريندن  سوراق توتان بير شاعيره چئوريلير. بو درين دوشونجه‎لرين، حیات تجروبه‎لر‎ي‎نين، دونیا گوًروشونون، ايشیغـیندا، دونیایا يئني نظر سالیر. شئی‎لرين، دویغولارين، حاديثه‎لرين ايچيندن يئني- يئني بديعي تاپینتی‎لار تاپیر و‎ هایکولار یارادیر.

باشو دئیير: «هایکو قوشماق اوچون اوشاق اولمالی» «منه ائله گلير کي هایکو اوخویوب، اونو آنلاماق اوچون بوتون حيس‎ّلردن دوشونجه‎لردن سویونمالی، ‌جانـیمیزین جانـی ايله يئني‎دن گوًرملي‎ييک دونیانـی!

باشونون دونیاجا مشهور اولان هایکولاریندان بير نئچه‎سي­نی اوًز آنا ديليميزده اوخویاق.‌ بير یول یوخ، دوًنه- دوًنه اوخویاق و اونلارین ايشیغـیندا دونیایا يئني نظر سالاق:

 

 

 تارلارنـین اوستونده

اوخویور توراغايیـی

هیچ‎نه‎دن آسیلمادان

 

 

 

داغ باشیندا آي

یاماجدا دومان

توستوله‎يير دوزلر

 

 

 

ناقوس سوسوب

آنجاق آخشام اوستو چيچک‎لرين عطرينده

يئنه‎ ده سس‎لنير ناقوس

 

 

 

قوققو قوشو

اوخویور، اوچور، اوخویور

آخ گوًر نئجه دولغون یاشايیـیر او

 

 

 

سوسري‎نين قورو قابیغـی-

یازیق جانـیني سسينده اريديب

اوخویا- اوخویا سییريليب چیخـیب قابیقدان

 

 

 

پايیز آخشامی

یالقـیز بير قارقا

قونوب قورو، چیلپاق بوداغا

 

 

 

سوکوت.

جیر- جیرامالارین جیریلتی‎سی

هوپور داشلارا 

 

 

 

آينانـین آرخاسیندا

اينسانلارین گوًره بيلمه‎دییي، باهار

چيچک‎لنن بير اريک آغاجی

 

 

 

باهار ويداع‎لاشیر

قوشلار آغلاشیر

بالیق‎لارین گوًزو یاشاریر

 

 

 

شيمشک

قارانلیغـی، شیغيیـیب کئچير

گئجه‎ده دورنانـین باغـیرتـی‎سي ‎تک

 

 

 

اسکي بير گوًل، آه.

قورباغا سیچراماسی

سو شاپپیلتـی‎سی.

 

 

 

 

باشینـی يئره ديکيب. یاتـیر سؤیود

بوداغـیندا کی بولبول

قلبي‎دير اونون

 

 

 

قـیشین خلوتينده.

قـیزیلی پرده اوزه‎رينده کي

شام آغاجی قوجالیر

 

 

 

هانسی چيچکله‎ميش آغاجدان ساچیر

بيلميرم آنجاق

آخ نه گوًزه‎ل‎دير بو عطير، نه گوًزه‎ل

 

 

 

آنامدان قالما بير دسته آغ ساچ

اليمه آلسام ارییه‎جک ايستي گوًز یاشلاریمدان

پايیزین قـیرووی اریین کيمي.



 

٭ - عزيز مير احمداوو، ادبييٌات شوٍناسليًق اينسيکلوْپئديک لوٍغت. باکيً، 1998.

٭ - مئيٌمنت ميرصادقي (ذوٍلقدر)، واژنامه هنر شاعري، کتاب مهناز،1373، تهران.

٭ - احمد شاملو. ع. پاشائي هايکو شعر ژاپني انتشارات چشمه 1376 تهران

٭ - ع. پاشائي، ذن چيست، انتشارات مازيار، 1355، تهران.

٭ - احمد شاملو- ع. پاشائي     هايکو شعر ژاپني       انتشارات چشمه 1376   تهران.

 

 * استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع می باشد

 

 

يولچو


يولچو


           آتامی آنار کن

آدديملايير

ايري، آغير آدديملارلاآدديم‌لايير

قيزيلي سئودالاراساريلميش جاني

گونش ايشيغينا   قارشميش قاني

باشدان آياغاگؤزدور او                                                                               

اولدوز بويونجا کؤزدور او                                                                                 

اؤولوم قورخوسونو سئوگي‌لرله بزه‌ميش

گؤلری نین آستارین آرزولارلاسوسله میش

آتيب آلا گؤزلرین سحرلرین اووجونا

تاخيب يانار قلبيني بايراغينين اوجونا

کورگونلري قوواقووا                                                                                        

گؤی له یئرقووشاندا ایتیرمک ایسته ییر

عؤمرونو،تورپاق‌لا قول بويون بيتيرمک ايستير.

 

يولچو گئدير

باشي‌نين اوستونده بوتلوگؤیلراسنه‌يير

آياغي‌نين آلتيندا يول‌لار کيشنه‌يير.

يولچو گئدير

آرخاسيندا ،کؤلگه لی آلینلار کیمی قارالان قوزی لر                                                   

قارشي‌سيندا، اوزه‌ گولن  اوزلرکيمي گول‌لنن گونیلر                                                 

يولچو گئدير

کئچير قادالي کئچيدلردن

آشير شبهه‌لي آشيريملاردان

اؤتورقورخونج اوچووملاردان

گئدير...گئدير...

يئل کيمي گئريه دونمزه

سو کيمي ترسينه آخمازا گئدير.

گئدير

داندان آخشاما يانا يانا                                                                                   

آخشام اولدوزوندان،دان اولدوزونا

بویلانايويلانا                                                         

گئدير

باشيندا رؤیالارین گؤی قورشاغی

جانيندا قيزيلي سئودالارين شافاغي

گئدر...گئدیر...

وگؤزدن ایتیر

تهران  ١٣٧٠


* استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع می باشد


كهر آتلي  صفر خان بیزیم قهرمان



 كهر آتلي

             صفر خان بیزیم قهرمان

 

اويانيب

عصريلر رين داش يوخوسوندان

سييريليب چيخدي اوباسي نين قينيندان.

ياراقلاندي

آتلاندي

يول لارين سينه سينده

گونلري توزلويا توزلويا چاپدي

                            كهر آتلي

چاپدي:

باشينين اوستونده اولدوزلو،گونشلي گؤيلر

آياغينين آلتينداتوزلانيب ،اوزنان يولار.

چاپدي

 كچدی كئچيدلری ،گديك لري

قانلي قادالي يول لارين باغريني چاتلاتدي

                                         كهر آتلي.

چاپدي آتي نين ياليندا:

                   گون لر اييلدي ،دوزه لدي

كهر آتلي اييلمدي

يول لار جيغیرلاندي ، هاچالاندي

آتلي نين ايستگي،اوميدي پارچالانمادي               

****

چاپدي

باشي هاوالي ، اوره گي سئودالي

گؤزلر ينده آرزولاري گؤي قورشاغي

سؤزلرينده سحر شافاغي

اولو داغين اتگينه چاتدي

                              كهر آتلي.

داغلار داغي،اولوداغ

قار قاباقلي،قايا قوللو اولو داغ

                             قوجاق آچدي     

قوجا آتلي كهري له وداع لاشدي

قارتال كيمي قايالارلا قوجاقلاشدي.

قي اوجالدي

كيشنرتيدن داش آغاندي

                            داغ ترپندي !

اولوداغين اتگينده قوشا ياتدي

آت سيز آتلي

آتلي سيز آت.

ائل لرين ده يولو دوشجك اولو داغين اتگينه

گؤردولركي،اولوداغين اتگينده:

يئر كيشنه دي

گؤي آغلادي

شيمشك چاخدي .

او آن

سييريليب چيخدي 

كيشنرتيدن،چيغيرتيدان

اِِيل لرين اوره ك قينينا سيغينيب، ياتدي

                                    كهر آتلي!

1370

* استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع می باشد

اوستاد “چنگیز مهدی پور”ا عشق اولسون! / حسن ریاضی( ایلدیریم)

      

       اوستاد “چنگیز مهدی پور”ا عشق اولسون!

 



او زامان کی انسانین دیلی اونون داخلی عالمینده باش قالدیران حس و هیجانلارینی ایفاده ائتمک‌ده چتین‌لیک چکیر، ائله او آنداجا موسیقی اونون کؤمه‌یینه چاتیر. دئمک موسیقی انسان معنویاتی‌نین، بدیعی ذوق و دوشونجه‌سینین،  بیرسؤزله گؤزه‌للیک فلسفه‌سینین ان دیرلی بدیعی ایفاده فورماسی‌دیر. بو بوتون خالق‌لاردا بئله اولموشدور. منیم ایفاده ائتدییم بو سؤزلرین چوخ دیرلی و چوخ درینی‌نی واختی‌لا بؤیوک عالم، فیلسوف  و شاعیرلر سؤیله‌میش‌لر. او جمله‌دن: فیلسوف‌لاردان شوپنهاور، شاعیرلردن‌ایسه هانریش هاینه‌دن بو ایفاده‌لره یاخین سؤزلر اوخوموشام. بیزیم ده بؤیوک شاعیریمیز سهند بو باره‌ده اؤز دویغو و دوشونجه‌لرینی بئله ایفاده ائتمیشدیر:

اوردا کی دیل- آغیز سؤزدن اوسانار

سوروشون مطلبی تئللر سؤیله‌سین

دوداق دانیشارسا اود توتار، یانار

گرکدیر زخمه‌لر،اللرسؤیله ‌سین.

سهند عاشیق صنعتمیزی خصوصی ایله آنا کیتابیمیز ساییلان دده قورقود داستانلارینی اوخویوب، اونلاری شعره چکدییی زامان بو فیکره چاتمیش و اونو بو فورمادا ایفاده ائتمیشدیر. منیم فیکریمجه، خالق‌لارین، مدنیت‌لرین، یورد- یووا‌لارین ان درین قاتلاریندا یئر سالان و زامان- زامان جیلالاشان، زنگینلشن فولکوریک موسیقیسی دونیادا بوتون موسیقی‌لرین کؤکو، آناسی و قایناغی‌دیر. بیزیم ده خالق موسیقیمیزین ان پارلاق نمونه‌سی اولان عاشیق موسیقیسی بو سایاق موسیقی‌لردن‌دیر.

عاشیق موسیقیسی، تاریخین ایلکین چاغلاریندان قایناقلانان، تاریخ بویو یاشایان، بوداقلانان، قول‌لانان بیر موسیقی اولسادا، آنجاق اونون خاللاریندا،رنگلرینده، ریتملرینده، ملودی‌لاریندا، اونا منسوب اولدوغو خالقین سئوگیسی، محبتی، نیفرتی، دؤزومو، آرزوسو، مبارزه‌سی، بدیعی – ایسته‌تیک دویومو، ملی بدیعی ذوقو، ائله ‌جه‌ده اونون یاشادیغی محیطی، طبیعتی، تاریخی، بیر سؤزله حیات فلسفه‌سی، عاشیق صنعتینین بدیعی ایسته‌تیک منشوروندان کئچه‌رک، هاوالارین سیماسیندا تجسم تاپمیشدیر و بؤیوک صنعتکارلارین واسطه‌سی‌ایله، اوبا- اوبا، اویماق- اویماق، کند- کند، شهر- شهر، اؤلکه- اؤلکه گزمیش گؤروب- گؤتورموش، گونو-گوندن زنگینلشمیش، زامانلا آیاقلاشا- آیاقلاشا بو گونوموزه گلیب، چاتمیشدیر.

بیز عاشیق موسیقیمیزین تاریخینه نظر سالدیقدا، بؤیوک دوهالار، بؤیوک استعدادلار و اولو صنعتکارلارین آدلاریلا راستلاشیریق و گؤزوموز اؤنونده تاریخده آدی ابدی‌لشمیش ده‌ده‌قورقود، ده‌ده قوربانی، ده‌ده علعسگر، عاشیق عدالت، … و بوگونکو عاشیق صنعتیمیزین دیرلی تالانتی، گؤرکملی یاردایجی صنتعکاری عاشیق چنگیز مهدی‌پور جانلانیر.

چنگیز میثیلسیز سولو ایفاچی اولدوغو حالدا، درین موسیقی بیلیینه ییه‌لنمیش، کلاسیک آذربایجان موسیقیسینی، موغام صنعتیمیزی، دونیا موسیقیسینی منیمسه‌میش، موسیقی علمینی اؤیرنمیش‌دیر. من دئیردیم کی چنگیز مهدی‌پورو عاشیق صنعتی تاریخیمیزده  سایدیغیم سویه‌لرین لاییقلی داوامچیسی و معاصر سیمالی صاحیبی کیمی حساب ائتمک اولار. بوگونکو شرایطده عاشیق صنعتینین مدرنلشمه‌سینده، اونون دونیایا یاییلماسیندا، دونیا سویه‌سینده تانینماسیندا، اونون باشقا موسیقیلرله سسلشمه‌سینده چنگیزین و اونون رهبرلیک ائتدییی دالغا گروپونون گؤستردییی بؤیوک جسارت و صرف ائدیک‌لری بؤیوک امه‌یه تای تاپا بیلمیرم.

چنگیز سازین سیملرینده یئردییشمه‌لریله برابر عاشیق هاوالارینی نوتا آلمیش، سازی نوت اوزه‌رینده اؤیرنیلمه‌سی اوچون نوت کیتابی یازمیشدیر. او سازی یوخ، سازلاری: جوره‌سینی، آناسینی، ویولونو، بالابانی، ضربی آلت‌لرینین مختلف نوع‌لرینی ائله مهارتله ارکسترلشدیرمیشدیر کی، هم عاشیق موسیقیسینی، هم موغامی، هم دونیا خالقلاری‌نین موسیقیسینی، ائله‌جه‌ده کلاسیک موسیقیسینی ایفاده ائتمه‌یه نائیل اولموشدور. عینی حالدا موغام، کلاسیک و عاشیق موسیقیسیلریندن یئنی سنتزلی اثرلر یاراتمیشدیر؛ دالغا موسیقی گروپونو قورموش و اونا رهبرلیک ائتمیشدیر. ایندی بو موسیقی گروپو ۲۱ینجی عصرده، عاشیق موسیقیسینی دونیا کنسرت سالونلاریندا ایفاده ائدن یگانه گروپ‌دور. دالغا گروپو تکجه ایران دئییل، آذربایجان جمهوری‌سینده، تورکیه‌ده، تورک دیللی خالق‌لارین یاشادیغی اؤلکه‌لرده بؤیوک رغبت اویاتمیشدیر.

چنگیزین بو بؤیوک امه‌یینه، بیلیینه، صنعتینه گوره، اؤلکه‌میز ایرانین ان معتبر اوجاغی ساییلان: «شورای ارزشیابی هنرمندان، نویسندگان، شاعران کشور»  طرفیندن اونا بیرینجی دره‌جه‌لی وثیقه وئریلمیشدیر کی اؤلکه قانونو اوزره دوقتورلوق دره‌جه‌سینین معادلی‌دیر. بونو دا قئید ائدیم کی واختی‌لا بو عنوان: اوستاد علی سلیمی‌یه، اوستاد جلیل شهنازی، اوستاد عزت‌الله انتظامی، اوستاد جمشید مشایخی کیمی صنعتکارلارادا وئریلمیشدیر.

من بیر وطنداش و کیچک قلم صاحبی کیمی بو اوغور مناسبتی‌ایله ایلک اؤنجه، آذربایجان خالقینی، موسیقیچیلریمیزی، عاشیقلاریمیزی، دالغا گروپونون دیرلی عضولرینی، مهدی‌پور‌لار عائله‌سینی، چنگیز معلمین دوستلارینی و ائله‌جه‌ده محترم عائله عضولرینی تبریک ائدیرم. اینانیرام موسیقی صنعتیمیزه هله چوخلو تحفه‌لر وئرجک‌دیر سئویملی صنعتکاریمیز، قارداشیم و دوستوم چنگیز مهدی‌پور. واختی‌لا چنگیزه یازدیغیم  شعرله سؤزومه سون قویورام:


منی کرمی له یاندیر آ چنگیز!

عاشیق چنگیز مهدی پور اوچون


سازین بئشیینده  ترپت روحومو

شیرین رؤیالارا جومدور آ چنگیز!

قیزیل گول دونیاسی آنا لایلاسی

سازیندا کؤکلنمیش سیمدیر آ چنگیز!

                ×××

سازینین سیملری آلوودو، سودو

قورقود نفسی‌دیر، کرمین اودو

زخمه‌ندن سوزولور آنامین سودو

چال سیندیر جانیما ،سیندیر آ چنگیز!

                 ×××

یار گئدیب یوللاردا غم ایزی قالیب

عؤمروم آغ گونلره تامارزی قالیب

گؤزومده، کؤنلومده مین آرزی قالیب

منی کرمی له یاندیر آ چنگیز!

                      ×××

یاندیر “ایلدیریم”ی سازین سسی‌له

سپ کولون چؤللره داغ نفسی‌له

عاشیق دونیاسی‌نین «کرمی»‌سی‌له

اودلار دیاریندا دیندیر آ چنگیز!


1367 تهران


* استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع می باشد

آفریقالی اوشاقلارنین دوعالاریندان   ماتی با ساغال!



آفریقالی اوشاقلارنین دوعالاریندان

ماتی با ساغال!

ترجمه :حسن ریاضی (ایلدیریم)

 
ماتی با ساغال

بیز

سنین گؤزلرینله دونیانی

گؤزل گؤروروک

بیز

سنین اوره­یینده مهربانلیق­لاری

تجربه ائدیریک

بیز


سنین ال­لرینله صاباح­لاری

قوروروق

ساغال ماتی­با

ساغال



* استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع می باشد