قـرار نیست همیشه بمانیم
روزے همـه رفتنـے اند ...
ماندטּبه پاے کـسے معرفـت مے خواهد نـه بهانـه
حالا مے گویمـ ؛ بلنــد مے گویمـ ...
رفتـے به درک !
لیاقتـه ماندטּنــداشتے ...!
بـعـضـیـا هـم هـسـتـن کـه بـایـد بـهـشـون گـفـت :
ایـن اشـتـبـاه تــ ـو نـیـسـت کـهـ
درکــــ نـمـیـکـنـی و نـمـیـفـهـمـی ،
اشـتـبـاه مـنـه کــهـ “تــوقــع” دارم بـفـهـمـی
" پـــای"
معرفت که میاد وسط
" دسـت"
خیـــــلیـــــــــا کوتاه میشه . . .
کـــو ر بــاش بانـــو...
نـگاه کـه مـی کنـی، مـی گوینــد: نـخ داد!
عـبوس بــاش بانــــو...
لبــخند کـه مـیزنـی، مـی گـوینــد: پـا داد!
لال بــاش بانــــو...
... حـرف کـه مـی زنـی، مـی گوینــد: جـلوه فـروخـت!
شـاید دسـت از سـرمان بردارنـد...
شـــــاید !!!
اگه گریه نمیکنم فکرنکن
ازسنگم...
من...
تنهایی قدم زدنم
ازگریه
کردنم دردناک تراست!

یه دوشِ آبِ گــــرم...
یه لباسِ راحـــــت ...
یه چـــای تازه دم ...
یه موسیـــقی ملایــــم...
به درک که خیـــلی از مشــــکلات حل نمیشه...
قســمــت و حــکــمــتــــتـــ ـ بــمــانـــد بــــرای
آنـــان کــهــ درکـــش مــیـــکــنــنــد
بــرای مـــن نـــفـــهـــم فقط مـــعـــجـــزه کـــن
من اگر عاشقانه می نویسم
نـــه عاشقم نـــه شکست خورده ام!
فقط می نویسم تا عشق یاد قلبم بماند…
در این ژرفای دل کندن ها و عادتها و هوس ها
فقط تمرین آدم بودن میکنم همین !
دلتنگم :
برای کسی که مدتهاست
بی انکه باشد
هر لحظه....
زندگی اش کرده ام !
بدهکاری به من ...
به تمام "دوستت دارم " هایی که گفتم
و تــ ـو نشنیده گرفتی
مال من نباشی ؟؟!؟
هـیــــــــــــس ...
تــ ــو مــال مـــنـــ ـی ...
هـــــــمین ...
بار آخــــــرت باشـــه کــه می خــــوای زندگیمو ازم بگیری ...
آنـقـدر بـغـض هـایم را فــرو دادم و خـندیـدم
کــه { خــــدا } هـم بــاورش شد ...!
دلـــم را اشـتـبـاهـی بـردی...
فـرامـوش کـن...
حـتـی بـرای دادنـش هـم بـرنـگـرد...
از آن هـم گـذشـتـم...
![]()
آری
من همان دختر
تخس ، بداخلاق ، مزخرفم
که همگان میپندارند بتی هستم!!!
اما همان ها چه میدانند از
درون من...!!
![]()
خـــدایــا ...
بـا مـن بـازی نــكـن
مـن اصــولا هـمـبازی خـوبـی نـیـسـتـم !!!
باید دستتُ بذاری روشونه بعضیا و بگی:
" نــه خـوشـم اومـد از اونـی کـه فکر میکردم آشغال تری"
ولـی یـاد گـرفتـم کـه تــو زنـدگیـم
منـت احـدی رو نـکشـم (!)
خـداحـافظ تـو فـرهنـگ لـغت مـن جـوابـش فـقط یــک کـلمه سـت ...
هـمیـن ...
مثل همیشه برای تو مینویسم
تـــ ــــو
بـه نـیـت هــر کـــــه دوست داری بخوان...

ﺍﮔــﺮ ﺍﻓـﺘـﺨـﺎﺭﺕ ﺩﻝ ﺷـﮑـﺴـﺘـﻦ ﺍﺳـﺖ!
ﺑـﻪ ﻋـﺰﯾـﺰﺍﻧـﺖ ﺑـﮕـﻮ ﺍﺳـﭙـﻨـﺪ ﺩﻭﺩ ﮐـﻨـﻨـﺪ ...
ﺍﯾـﻦ ﺑـﺎﺭ ﺍﻓـﺘـﺨـﺎﺭﮐـﻪ ﻧـﻪ ...
ﺣـﻤـﺎﺳـﻪ ﺁﻓـﺮﯾـﺪﯼ...!!!!
یــه
وقتــایــی هســت کــه بایــد لــم بــدی یــه گــوشــه
جــریــان
زنــدگــیت رو فقــط مــرور کنــی
بعــدشــم
بگــی :
بــه
سلــامتــی خــودم کــه اینقــدر تحمــل دارم..
خنجر از پشت می زنند ....
عجب دوستان خجالتی دارم من ....!

کم آوردم ...!
من همه جوره کم آوردم ...!!
یا به من کم دادن،
یا به من رسید کم شد..!!!
چرا ؟؟؟
در آغـــوش خودم هستـــم!
مـــن خودم را در آغوش گرفتـــه ام…!
نه چنـــدان با لطافتــــ
نه چنـــدان با محبتــــ…
امـــا
وفـــادار….وفـــادار….
اینبار چیدمان ضمایر را من انتخاب میکنم ...
تــ ـو
من
او
نمیخواهم پیش او باشی ...!!!