بشر در تمام مراحل زندگي، از آغاز كودكي و جواني تا روزگار پيري، به
طور فطري و طبيعي نيازمند دوست است كه او را از تنهايي و بي پناهي خويش
برهاند. بدين جهت، دوست در زندگي از جايگاه ويژهاي برخوردار است و براي
خود آدابي دارد كه در اين مبحث به گوشه اي از آنها اشاره مي شود.
يك ـ دوستي براي خدا
دوستي هنگامي ارزش دارد كه براي خدا باشد و رفيقي قابل اعتماد است كه دوستي
او بر پايه معنويت باشد. چنانكه خداوند در قرآن مي فرمايد: «فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّي عَن ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَوةَ الدُّنْيَا؛پس، از هركس كه از ياد ما روي برتافته و جز زندگي دنيا را خواستار نبوده است، روي بر تاب». (نجم: 29)
امام علي(ع) در اين باره مي فرمايد:
كُلُّ موَدَّةٍ مَبينةٍ عَلَي غَير ذاتِ الله ضَلالٌ وَ الْاعتمادُ عَليها مَحالُ.هر دوستي و محبتي كه پايهاش بر چيزي جز ذات مبارك خداي متعال پيريزي شده باشد, گمراهي است و تكيه بر آن محال است.دوـ ميانه روي رسول خدا صلی الله علیه و آله مي
فرمايد:
در دوستي، ميانه نگه دار كه شايد دوست، روزي دشمن تو شود. در دشمني راه افراط مسپار كه شايد دشمن، روزي دوست تو شود.
همچنين مي فرمايد:
بر دوست خود كمال دوستي را ببخشاي، ولي
همه اطمينان خود را به او نكن و درباره او از خويشتن همه مواسات را انجام
ده، ولي همه اسرار خود را به او بازگو مكن.
لرد آويبوري مي نويسد:
با دوستان چنان باش كه اگر دشمن شدند، زيان نبيني و با دشمنان چنان رفتار
كن كه اگر دوست شدند، شرمسار نباشي.
سه ـ آزمون و انتخاب دوست امام علي(ع) در اين باره مي فرمايد: «
لَاتامَنْ صديقَك حَتّي تَختبَره؛از دوست خود ايمن مباش تا او را بيازمايي».
مارك اورل هم مي گويد:
هرگاه مي خواهي با كسي دوستي كني، پيش از همه ببين فهم او چه اندازه است.
نيك و بد را چه مي داند. افتخار و اهانت را چه مي شمارد و نيكبختي و
بدبختي به نظر او در چه چيز است كه پس از آن، هر چه از او بشنوي و به تو
بگويد، در شگفت نشوي؛ زيرا خواهي ديد همه كارهاي او مطابق گفته هايش و
همچون فهم اوست.
از جمله آزمايش
دوست در روزهای سخت زندگي است. امام علي(ع) در اين باره مي فرمايد: «
فِي الضَّيقِ وَ الشِّدَةِ يَظْهَرُ حُسْنُ الْمَوَدَّةِ؛در تنگي و سختي، دوستي و نيكويي دوست آشكار ميشود.» همچنين مي فرمايد: «
فِي الشِّدَةِ يَختبرُ الصِّديقُ؛در سختي است كه دوست آزمايش مي شود».
چهارـ تداوم دوستي
مهمتراز دوستي و انتخاب دوست، تداوم دوستي است. در
واقع، اگر پس از انتخاب دوست، حدود و وظايف دوستي رعايت نشود، بهزودي رشته
آن گسيخته خواهد شد. اين امر، ناتواني انتخاب كننده را مي رساند. امام
علي(ع) در اين باره مي فرمايد:
اَعجَزُ النَّاسِ مَنْ عَجْزَ عَنْ اكْتِسابِ الْاِخْوانِ وَ اَعجَزُ مِنه مَن ضَيَّعَ مَنْ ظَفَرَ بِه مِنْهم.ناتوانترين مردم كسي است كه نتواند براي خود دوستاني بهدست آورد و از او ناتوان تر كسي است كه دوستان به دست آمده را از دست بدهد.
سنايي مي گويد:
بد كسي دان كه دوست كم دارد زان بتر، چون گرفت، بگذارد
از سوي ديگر, خداوند تداوم دوستي را دوست دارد. از اين رو، رسول خدا صلی الله علیه و آله مي فرمايد: «
انَّ اللهَ تعالي يُحِبُّ المُداوَمَةَ عَلَي الْاِخاءِ الْقديم فَداومَوا؛خداوند دوستي ديرينه را دوست دارد. بنابراين، دوستي ديرينه را ادامه دهيد».
براي تداوم دوستي, شناخت و تدبير مناسب جهت مقابله با علل ناپايداري دوستيها بسيار اهميت دارد.
پنج ـ بي اعتنايي به سخن افراد سخن چين
بدون ترديد، افرادي هستند كه از روابط گرم و دوستانه ديگران رنج مي برند و
همواره درصدد ايجاد اختلاف بين آنها هستند. سخناني دروغ يا راست از اين
دوست به ديگري مي گويند تا آنها را از هم آزرده و دل سرد كنند. امام علي(ع)
در اين باره مي فرمايد: «
وَ مَنْ أطاعَ الواشِيَ ضَيَّعَ الصّديق؛هركس از سخن چين پيروي كند، دوستي را به نابودي مي كشاند».
وظيفه دوستان در مقابل گفتار سخن چينان، تكذيب و بي اعتنايي به سخن آنهاست.
بدين وسيله، هم آنها از كار ناپسندشان متنبه ميشوند و هم انسان, دوست خود
را از دست نميدهد.
شش ـ گذشت از اشتباه هاي دوستان و پرهيز از خرده گيري
خرده گيري و اهميت دادن به اشتباه ها مي تواند دوستي ها
را از بين ببرد. امام علي(ع) در اين باره مي فرمايد: «
مَن اسْتَقْصي عَلي صِديقِه اِنْقطَعتْ مَودَّتُه؛كسي كه نسبت به دوست خود خرده گيري كند و ريزبين باشد، دوستي او بريده مي شود».
اگر دوست براي اشتباه هاي خود دليل ندارد، بهتر است طرف مقابل براي او عذرتراشي كند تا دوستي ها تداوم يابد؛ زيرا «
اَلاِسْتغناءُ عَن العُذرِ أعزُّ مِن الصِّدقِ به؛بي نيازي از عذرخواهي، گرامي تر از عذر راستين است».
«عذر دوستان را بايد پذيرفت، اگرچه بي جا باشد و استدلال آن منطقي نباشد؛
زيرا همين اندازه كه كسي از كار خود پشيمان شد و پوزش خواست، بدين معناست
كه دستي براي دوستي و ادامه آن دراز كرده است و وظيفه شخص است كه آن را
بگيرد».
هفت ـ احترام گزاري به دوست
گاهی صميميت و يگانگي در دوستي به جايي
مي رسد كه افراد، احترام را فراموش مي كنند. گاهي نيز در مقابل ديگران
به شكل نادرستي رفتار مي كنند، يا با هم شوخي ها بي جا مي كنند يا يكديگر
را به تمسخر مي گيرند. ادامه اين روند مي تواند روابط دوستان را تيره و
متزلزل كند.
حارث بن اعور كه از اصحاب علي(ع) بود, روزي اخلاص و ارادت قلبي خود را بيان
كرد و گفت: «اي اميرمؤمنان, من شما را دوست دارم.» چون سخن از دوستي به
ميان آمد، حضرت درباره حفظ دوستي فرمود:
كسي را كه دوست داري، با او خصومت مكن، او
را به بازي مگير؛ با او ستيزه جويي مكن؛ با او شوخي هاي نامناسب مكن، او
را خوار و كوچك مشمار و در مقام برتري جويي بر او مباش. اين كارها مناسب
مقام دوستي نيست و روابط دوستان را تيره و متزلزل مي سازد.
هشت ـ تذكر عيب هاي دوست
تذكر عيب هاي دوست، نشانه محبت به اوست كه عيب دوست را مانند عيب خويش
ناپسند مي پندارد و از آن چشم پوشي نمي كند. اين تذكر بايد مخفيانه باشد,
وگرنه نصيحت نيست, بلكه آبرو ريختن است، چنانكه امام علي(ع) مي فرمايد:
الصِّديقُ الصِّدقِ مَنْ نَصَحَك في عَيبِكَ، وَ حَفِظَكَ في غَيْبِكَ، و آثرَكَ عَلَي نفسِه.
دوست صميمي كسي است كه تو را در مورد عيب هايت نصيحت كند، در غياب، تو را نگه دارت باشد و تو را بر خود مقدّم دارد.
همچنين مي فرمايد:
صديقُك مَنْ نَهاكَ وَ عَدُّوكَ مَنْ اَغْراكَ.
دوست صميمي تو كسي است كه تو را از كارهاي زشت بازدارد و دشمن تو كسي است كه تو را به كارهاي زشت وادارد.
دوست آن است كه عيب مرا همچو آيينه روبه رو گويد
نه آنكه چون شانه پشت سر رود عيب ها را مو به مو گويد
انسان همانگونه كه خطاها و اشتباه هاي دوست خود را تذكر مي دهد, بايد خود هم آمادگي پذيرش نصيحت و تذكر دوست را داشته باشد.
نه ـ يكسان بودن ظاهر و باطن با دوست
انسان بايد همان گونه كه به ظاهر با دوست خود به صفا و محبت رفتار مي كند,
در غياب او و در باطن هم به او محبت داشته باشد تا ظاهر و باطنش موافق
باشد. امام علي(ع) مي فرمايد: «
اَلصَّديق مَنْ صَدَقَ غَيْبُهُ؛دوست راستين كسي است كه نهانش راست باشد».
ده ـ كمك به يكديگر
دو دوست همانند دو دست در يك بدن كه همديگر را مي شويند, بايد كمك كار
يكديگر باشند و در مشكلات زندگي، همديگر را تنها نگذارند. امام علي(ع) مي
فرمايد: «
اذا بنَت الوُدُّ وَجَبَ التَّرافدُ و التعاضُدُ؛وقتي دوستي ثابت و پابرجا شد، تعاون و كمك بر يكديگر لازم مي شود».
دوست مشمار آن كه در نعمت زند لاف ياري و برادرخواندگي
دوست آن باشد كه گيرد دست دوست در پريشان حالي و درماندگي
بهترين كمك دوست, كمك به اصلاح دين اوست, چنانكه
امام علي(ع) مي فرمايد:
جز اين نيست كه رفيق را رفيق گويند، چون
همراهي مي كند و تو را در اصلاح دينت ياري مي رساند و اگر كسي تو را بر
اصلاح دين و آيينت همراهي كرد، او رفيق مهربان است.
همچنين از دوست بايد زماني انتظار كمك داشت كه توانايي كمك كردن داشته باشد و او را به زحمت نيندازد.
يازده ـ قطع رابطه با دوستان منحرف
اگر چه بر تداوم دوستي با دوستان تأكيد شده است، ولي با
دوستي كه منحرف شده است و اميدي به اصلاح او نيست و مسائل شرعي را رعايت
نمي كند, بايد قطع رابطه كرد. امام علي(ع) مي فرمايد:
مَنْ لَمْ تَكُنْ مَوَدَّتُهُ في الله فَاحْذَرْهُ فانَّ موَّدتَه لئيمَةٌ وَ صُحبتُه مَشومَةٌ.كسي كه مبناي دوستي اش در راه خدا نباشد، از او پرهيز كن كه دوستي او پستي و هم نشيني با او شوم است.
مي گويند آيت الله حاج آقا حسين قمي رحمه الله , افزون بر مقام علمي و
تقوايي، در معاشرت و اخلاق اجتماعي نيز بسيار مقيّد و به رفاقت صحيح، فوق
العاده پاي بند بود و هرگز حاضر نبود براي حفظ دوستي، ضوابط شرعي را زير پا
گذارد. ايشان مي گفت: «
من، تا درِ جهنم با رفيق هستم, ولي براي او داخل جهنم نمي شوم».
دوازده ـ ديگر آداب دوستي
از ديگر آداب دوستي اين است كه دوست خود را با نامي كه او دوست دارد بخواند، در مجلس براي او جا باز كند. هنگام داشتن ثروت و قدرت، رفتارش با دوست تغيير نكند.
در بيماري، از او عيادت و هنگام مرگ، او را تشييع كند. در غيبت دوست خود،
حافظ آبرو، مال و ناموس او باشد. هميشه او را ياد و دعاي خير كند. در صورت
توان، حاجت او را قبل از بيان كردن برآورده كند.