مراسم هفتگی دعای عهد  و دعای کمیل  در بروکسل

بسمه تعالی
 

به اطلاع کلیه ی هموطنان عزیز و علاقمندان به اهل بیت (علیهم السلام) میرساند:

* مراسم معنوی قرائت دعای عهد با امام زمان(عج الله)، یکشنبه ها هر هفته صبح از ساعت٧:۳۰ الی ٩

** جلسه قرائت  قرآن کریم و همچنین دعای روح بخش کمیل، شب های جمعه هر هفته از ساعت ١٩ تا ٢١   

در محل بنیاد اهل البیت (علیهم السلام) برگزار میشود.

حضور شما دوستداران اهل البیت علیهم السلام زینت بخش این محفل معنوی خواهد بود.

بنیاد اهل البیت (علیهم السلام)  - بلژیک

قابل توجه

بسمه تعالی

ضمن تشکر از استقبال بسیار فراوان شما خواهران و برادران ایمانی بخاطر مشارکت و حضور فعال در برنامه های برگزار شده توسط  بنیاد اهل البیت (علیهم السلام) -  بلژیک ،  بدینوسیله آدرس ایمیل بنیاد مذکور اعلام و هرگونه نظر و یا پیشنهاد سازنده شما را پذیرا هستیم. بدیهی است اطلاع رسانی آتی برنامه های این بنیاد از طریق آدرس زیر انجام خواهد شد.  با تشکر

بنیاد اهل البیت (علیهم السلام) - بلژیک

آداب اجتماعي در اسلام(قسمت سوم) -  آداب دوستی و رفتار با دوست

بشر در تمام مراحل زندگي، از آغاز كودكي و جواني تا روزگار پيري، به طور فطري و طبيعي نيازمند دوست است كه او را از تنهايي و بي پناهي خويش برهاند. بدين جهت، دوست در زندگي از جايگاه ويژهاي برخوردار است و براي خود آدابي دارد كه در اين مبحث به گوشه اي از آنها اشاره مي شود.
يك ـ دوستي براي خدا
دوستي هنگامي ارزش دارد كه براي خدا باشد و رفيقي قابل اعتماد است كه دوستي او بر پايه معنويت باشد. چنانكه خداوند در قرآن مي فرمايد: «فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّي عَن ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَوةَ الدُّنْيَا؛پس، از هركس كه از ياد ما روي برتافته و جز زندگي دنيا را خواستار نبوده است، روي بر تاب». (نجم: 29)
امام علي(ع) در اين باره مي فرمايد:
كُلُّ موَدَّةٍ مَبينةٍ عَلَي غَير ذاتِ الله ضَلالٌ وَ الْاعتمادُ عَليها مَحالُ.1
هر دوستي و محبتي كه پايهاش بر چيزي جز ذات مبارك خداي متعال پيريزي شده باشد, گمراهي است و تكيه بر آن محال است.

دوـ ميانه روي
 رسول خدا صلی الله علیه و آله مي فرمايد:
در دوستي، ميانه نگه دار كه شايد دوست، روزي دشمن تو شود. در دشمني راه افراط مسپار كه شايد دشمن، روزي دوست تو شود.2
همچنين مي فرمايد:
بر دوست خود كمال دوستي را ببخشاي، ولي همه اطمينان خود را به او نكن و درباره او از خويشتن همه مواسات را انجام ده، ولي همه اسرار خود را به او بازگو مكن.3
لرد آويبوري مي نويسد:
با دوستان چنان باش كه اگر دشمن شدند، زيان نبيني و با دشمنان چنان رفتار كن كه اگر دوست شدند، شرمسار نباشي. 4

سه ـ آزمون و انتخاب دوست
 امام علي(ع) در اين باره مي فرمايد: «لَاتامَنْ صديقَك حَتّي تَختبَره؛از دوست خود ايمن مباش تا او را بيازمايي».5
مارك اورل هم مي گويد:
هرگاه مي خواهي با كسي دوستي كني، پيش از همه ببين فهم او چه اندازه است. نيك و بد را چه مي داند. افتخار و اهانت را چه مي شمارد و نيكبختي و بدبختي به نظر او در چه چيز است كه پس از آن، هر چه از او بشنوي و به تو بگويد، در شگفت نشوي؛ زيرا خواهي ديد همه كارهاي او مطابق گفته هايش و همچون فهم اوست.6
از جمله آزمايش دوست در روزهای سخت زندگي است. امام علي(ع) در اين باره مي فرمايد: «فِي الضَّيقِ وَ الشِّدَةِ يَظْهَرُ حُسْنُ الْمَوَدَّةِ؛در تنگي و سختي، دوستي و نيكويي دوست آشكار ميشود.»7 همچنين مي فرمايد: «فِي الشِّدَةِ يَختبرُ الصِّديقُ؛در سختي است كه دوست آزمايش مي شود».8

چهارـ تداوم دوستي
  مهمتراز دوستي و انتخاب دوست، تداوم دوستي است. در واقع، اگر پس از انتخاب دوست، حدود و وظايف دوستي رعايت نشود، بهزودي رشته آن گسيخته خواهد شد. اين امر، ناتواني انتخاب كننده را مي رساند. امام علي(ع) در اين باره مي فرمايد:
اَعجَزُ النَّاسِ مَنْ عَجْزَ عَنْ اكْتِسابِ الْاِخْوانِ وَ اَعجَزُ مِنه مَن ضَيَّعَ مَنْ ظَفَرَ بِه مِنْهم.9
ناتوانترين مردم كسي است كه نتواند براي خود دوستاني بهدست آورد و از او ناتوان تر كسي است كه دوستان به دست آمده را از دست بدهد.
سنايي مي گويد:
بد كسي دان كه دوست كم دارد         زان بتر، چون گرفت، بگذارد10
از سوي ديگر, خداوند تداوم دوستي را دوست دارد. از اين رو، رسول خدا صلی الله علیه و آله مي فرمايد: «انَّ اللهَ تعالي يُحِبُّ المُداوَمَةَ عَلَي الْاِخاءِ الْقديم فَداومَوا؛خداوند دوستي ديرينه را دوست دارد. بنابراين، دوستي ديرينه را ادامه دهيد».11
براي تداوم دوستي, شناخت و تدبير مناسب جهت مقابله با علل ناپايداري دوستيها بسيار اهميت دارد.

پنج ـ بي اعتنايي به سخن افراد سخن چين
بدون ترديد، افرادي هستند كه از روابط گرم و دوستانه ديگران رنج مي برند و همواره درصدد ايجاد اختلاف بين آنها هستند. سخناني دروغ يا راست از اين دوست به ديگري مي گويند تا آنها را از هم آزرده و دل سرد كنند. امام علي(ع) در اين باره مي فرمايد: «وَ مَنْ أطاعَ الواشِيَ ضَيَّعَ الصّديق؛هركس از سخن چين پيروي كند، دوستي را به نابودي مي كشاند».12
وظيفه دوستان در مقابل گفتار سخن چينان، تكذيب و بي اعتنايي به سخن آنهاست. بدين وسيله، هم آنها از كار ناپسندشان متنبه ميشوند و هم انسان, دوست خود را از دست نميدهد.

شش ـ گذشت از اشتباه هاي دوستان و پرهيز از خرده گيري
  خرده گيري و اهميت دادن به اشتباه ها مي تواند دوستي ها را از بين ببرد. امام علي(ع) در اين باره مي فرمايد: «مَن اسْتَقْصي عَلي صِديقِه اِنْقطَعتْ مَودَّتُه؛كسي كه نسبت به دوست خود خرده گيري كند و ريزبين باشد، دوستي او بريده مي شود».13
اگر دوست براي اشتباه هاي خود دليل ندارد، بهتر است طرف مقابل براي او عذرتراشي كند تا دوستي ها تداوم يابد؛ زيرا «اَلاِسْتغناءُ عَن العُذرِ أعزُّ مِن الصِّدقِ به؛بي نيازي از عذرخواهي، گرامي تر از عذر راستين است».14
«عذر دوستان را بايد پذيرفت، اگرچه بي جا باشد و استدلال آن منطقي نباشد؛ زيرا همين اندازه كه كسي از كار خود پشيمان شد و پوزش خواست، بدين معناست كه دستي براي دوستي و ادامه آن دراز كرده است و وظيفه شخص است كه آن را بگيرد».15

هفت ـ احترام گزاري به دوست
  گاهی صميميت و يگانگي در دوستي به جايي مي رسد كه افراد، احترام را فراموش مي كنند. گاهي نيز در مقابل ديگران به شكل نادرستي رفتار مي كنند، يا با هم شوخي ها بي جا مي كنند يا يكديگر را به تمسخر مي گيرند. ادامه اين روند مي تواند روابط دوستان را تيره و متزلزل كند.
حارث بن اعور كه از اصحاب علي(ع) بود, روزي اخلاص و ارادت قلبي خود را بيان كرد و گفت: «اي اميرمؤمنان, من شما را دوست دارم.» چون سخن از دوستي به ميان آمد، حضرت درباره حفظ دوستي فرمود:
كسي را كه دوست داري، با او خصومت مكن، او را به بازي مگير؛ با او ستيزه جويي مكن؛ با او شوخي هاي نامناسب مكن، او را خوار و كوچك مشمار و در مقام برتري جويي بر او مباش. اين كارها مناسب مقام دوستي نيست و روابط دوستان را تيره و متزلزل مي سازد.16

هشت ـ تذكر عيب هاي دوست
  تذكر عيب هاي دوست، نشانه محبت به اوست كه عيب دوست را مانند عيب خويش ناپسند مي پندارد و از آن چشم پوشي نمي كند. اين تذكر بايد مخفيانه باشد, وگرنه نصيحت نيست, بلكه آبرو ريختن است، چنانكه امام علي(ع) مي فرمايد:
الصِّديقُ الصِّدقِ مَنْ نَصَحَك في عَيبِكَ، وَ حَفِظَكَ في غَيْبِكَ، و آثرَكَ عَلَي نفسِه.17
دوست صميمي كسي است كه تو را در مورد عيب هايت نصيحت كند، در غياب، تو را نگه دارت باشد و تو را بر خود مقدّم دارد.
همچنين مي فرمايد:
صديقُك مَنْ نَهاكَ وَ عَدُّوكَ مَنْ اَغْراكَ.18
دوست صميمي تو كسي است كه تو را از كارهاي زشت بازدارد و دشمن تو كسي است كه تو را به كارهاي زشت وادارد.
دوست آن است كه عيب مرا         همچو آيينه روبه رو گويد
نه آنكه چون شانه پشت سر رود        عيب ها را مو به مو گويد
انسان همانگونه كه خطاها و اشتباه هاي دوست خود را تذكر مي دهد, بايد خود هم آمادگي پذيرش نصيحت و تذكر دوست را داشته باشد.

نه ـ يكسان بودن ظاهر و باطن با دوست
انسان بايد همان گونه كه به ظاهر با دوست خود به صفا و محبت رفتار مي كند, در غياب او و در باطن هم به او محبت داشته باشد تا ظاهر و باطنش موافق باشد. امام علي(ع) مي فرمايد: «اَلصَّديق مَنْ صَدَقَ غَيْبُهُ؛دوست راستين كسي است كه نهانش راست باشد».19

ده ـ كمك به يكديگر
دو دوست همانند دو دست در يك بدن كه همديگر را مي شويند, بايد كمك كار يكديگر باشند و در مشكلات زندگي، همديگر را تنها نگذارند. امام علي(ع) مي فرمايد: «اذا بنَت الوُدُّ وَجَبَ التَّرافدُ و التعاضُدُ؛وقتي دوستي ثابت و پابرجا شد، تعاون و كمك بر يكديگر لازم مي شود».20
دوست مشمار آن كه در نعمت زند           لاف ياري و برادرخواندگي
دوست آن باشد كه گيرد دست دوست            در پريشان حالي و درماندگي21
بهترين كمك دوست, كمك به اصلاح دين اوست, چنانكه امام علي(ع) مي فرمايد:
جز اين نيست كه رفيق را رفيق گويند، چون همراهي مي كند و تو را در اصلاح دينت ياري مي رساند و اگر كسي تو را بر اصلاح دين و آيينت همراهي كرد، او رفيق مهربان است.22
همچنين از دوست بايد زماني انتظار كمك داشت كه توانايي كمك كردن داشته باشد و او را به زحمت نيندازد.

يازده ـ قطع رابطه با دوستان منحرف
اگر چه بر تداوم دوستي با دوستان تأكيد شده است، ولي با دوستي كه منحرف شده است و اميدي به اصلاح او نيست و مسائل شرعي را رعايت نمي كند, بايد قطع رابطه كرد. امام علي(ع) مي فرمايد:
مَنْ لَمْ تَكُنْ مَوَدَّتُهُ في الله فَاحْذَرْهُ فانَّ موَّدتَه لئيمَةٌ وَ صُحبتُه مَشومَةٌ.23
كسي كه مبناي دوستي اش در راه خدا نباشد، از او پرهيز كن كه دوستي او پستي و هم نشيني با او شوم است.
مي گويند آيت الله حاج آقا حسين قمي رحمه الله , افزون بر مقام علمي و تقوايي، در معاشرت و اخلاق اجتماعي نيز بسيار مقيّد و به رفاقت صحيح، فوق العاده پاي بند بود و هرگز حاضر نبود براي حفظ دوستي، ضوابط شرعي را زير پا گذارد. ايشان مي گفت: «من، تا درِ جهنم با رفيق هستم, ولي براي او داخل جهنم نمي شوم».24

دوازده ـ ديگر آداب دوستي
از ديگر آداب دوستي اين است كه دوست خود را با نامي كه او دوست دارد بخواند،25 در مجلس براي او جا باز كند.26 هنگام داشتن ثروت و قدرت، رفتارش با دوست تغيير نكند.27 در بيماري، از او عيادت و هنگام مرگ، او را تشييع كند. در غيبت دوست خود، حافظ آبرو، مال و ناموس او باشد. هميشه او را ياد و دعاي خير كند. در صورت توان، حاجت او را قبل از بيان كردن برآورده كند.

شاه کلید: نماز اول وقت

بیشترین شهرت  آیت‌الله شیخ حسنعلی نخودکی به دلیل کرامات اوست که از جمله آن‌ها می‌توان به تشرف نزد حضرت خضر نبی و امام رضا علیهما السلام اشاره کرد. وی همچنین دارای قدرت‌های ماورائی از جمله طی‌الارض، آگاهی از غیب، چشم برزخی،‌ دم مسیحایی و ... بود. او این قدرت‌های الهی را با تهجد، توکل، شب‌زنده‌داری، خواندن نماز اول وقت و انس با قرآن به دست آورده بود.

مرحوم آیت‌الله کشمیری در این باره می‌گوید: مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی تا چهار سال در مشهد مقدس، هر شب تا صبح قرآن را ختم و به امام رضا(علیه السلام) هدیه می‌کرد تا به آن مقامات رسید.

ذکر داستانی کوتاه از ایشان برای همه ما کفایت می کند.

جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی آمد و گفت سه قفل در زندگی ام وجود دارد و سه کلید از شما می خواهم.

قفل اول اینست که دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم. قفل دوم اینکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد. قفل سوم اینکه دوست دارم عاقبت بخیر شوم. شیخ نخودکی فرمود برای قفل اول، نمازت را اول وقت بخوان. برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان. و برای قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان.

جوان عرض کرد: سه قفل با یک کلید؟

شیخ نخودکی فرمود: نماز اول وقت شاه کلید است.

از دیگر کرامات وی علم کیمیاگری است که در ادامه داستانی به نقل از خود ایشان آمده است.

ادامه نوشته

نماز شب(1):در کلام خدا

مطالبی از قرآن كریم درباره نماز شب:

خداوند متعال در آیه هفتاد و نهم سوره اسراء فرموده است برخی از شب را بیدار و متهجد باش و نماز شب مخصوص توست. باشد كه خدایت به مقام محمود(شفاعت) مبعوث گرداند. و همچنین در سوره مزمل آیه 1 می فرماید: ای جامه خواب به خود پیچیده به هنگام شب بر خیز.

سوره فرقان آیه 64 آنان كه در حال قیام و سجده شب را سحر كنند.

سوره سجده آیه 16: پهلوهایشان از رختخوابها جدا می گردد پروردگارشان را در حال ترس و امید می خوانند.

سوره ذاریات آیه 18: مقدار كمی از شب را می خوابند و سحرها استغفار می كنند.

در قسمتهای بعدی به فضایل،آثار و کیفیت انجام آن خواهیم پرداخت.                  «التماس دعا»

انتخاب دوست خوب یا کیمیای ناب

از مهم ترین نیازهای زندگی انسان و خواسته های معصومین(علیه السلام) داشتن دوست شایسته است. در ادعیه آمده است: «و وفقنی فیه لموافقة الابرار؛ موفقم بدار به هماهنگی و دوستی با نیکان!»(1)

اما اگر رفیق شایسته یافت نشد، با همه نیازهایی که انسان دارد، به تنهایی توصیه شده است. پیامبر اکرم(صلی ا...) فرمود: «الجلیس الصّالح خیرٌ من الوحدة والوحدة خیرٌ من جلیس السّوء؛(2) همنشینی صالح بهتر از تنهایی است، ولی تنهایی بهتر از همنشینی بد (و نامناسب) است.» سفیان ثوری از امام صادق(علیه السلام) پرسید: چرا از مردم فاصله گرفته ای؟ حضرت فرمود: «یا سفیان فسد الزّمان و تغیّر الاخوان فرأیت الانفراد اسکن للفؤاد؛(3) ای سفیان!(دیدم) زمان فاسد شده و برادران (و دوستان) تغییر کرده اند. پس (این گونه صلاح) دیدم که تنهایی آرامش بیشتری دارد

امّا نکته ای که باید توجه شود، این است که دوست و یا دوستان شایسته به این سادگیها نصیب انسان نمی شود.

قرآن می فرماید: «و قلیلٌ ما هم؛(4) عدّه آنان کم است.»

ادامه نوشته

جشن با شکوه سالروز میلاد پیامبر رحمت(صلی ا...) و امام صادق (علیه السلام)- بروکسل

چهل حدیث گهربار از امام صادق (عليه السلام‏)

قالَ الإمامُ الصّادقُ(عليه السلام) : أرْبَعَةٌ مِنْ أخْلاقِ الاْنْبياءِ: الْبِرُّ، وَ السَّخاءُ، وَ الصَّبْرُ عَلَي النّائِبَةِ، وَ الْقِيامُ بِحَقِّ الْمُؤمِنِ.

«أعيان الشّيعة، ج 1، ص 672»
 

امام جعفر صادق(عليه السلام) فرمود:

چهار چيز از اخلاق پسنديده پيغمبران الهي است: نيكي، سخاوت، صبر و شكيبائي در مصائب و مشكلات، اجراء حقّ و عدالت بين مؤمنين.

ادامه نوشته

آداب اجتماعي در اسلام(قسمت دوم)- رفتار با كوچكترها (خردسالان)

آداب رفتار با كوچكترها (خردسالان)

رفتار با خردسالان همانند برخورد با بزرگ سالان آداب خاصي دارد كه اكنون به آن مي پردازيم.

يك ـ مهرورزی
از آداب برخورد با خردسالان جامعه، ترحم و مهرباني به آنان است؛ زيرا خردسالان روحيه لطيف و زودرنجي دارند. آنان در برابر كوچكترين رفتار تُند و خشن، از خود واكنش نشان ميدهند و از انسان دوري مي جويند. ازاين رو، اگر قصد هدايت آنان به سوي نيكي و بازداشتن از پليدي و زشتي را داريم, بايد با آنان مشفقانه و با مهرباني برخورد كنيم. چنانكه رسول خدا صلی الله علیه و آله مي فرمايد: لَيسَ مِنّا مَن لَم... يَرحَم الصَّغيرَ؛ هر كه به كوچكتر رحم نكند از ما نيست».1

دوـ چشمپوشی از اشتباه
افراد خردسال جامعه ممكن است اشتباه ها و سركشي هايي داشته باشند، كه شايد موجب ناراحتي و ايجاد مشكلات براي بزرگ ترها شود. در اين گونه موارد بايد به آنها آگاهي داد و از اشتباه هايشان درگذشت، چنان كه امام سجاد(ع) مي فرمايد: «وَ امّا حقُ الصَّغير... العفوُ عَنهُ؛و حق خردسال... گذشت و چشم پوشي از اوست2 همچنين بنا به فرموده رسول خدا صلی الله علیه و آله : «عَرامَةُ الصّبيَّ فِي صِغَرِه زيادةٌ فِي عَقْلِه في كبيره؛سركشي خردسال در دوران كودكي، مايه فزوني عقل او در دوران بزرگ سالي است».3

سه ـ پردهپوشی بر لغزش
در زندگي روزانه اجتماعي, افراد خردسال جامعه ممكن است آگاهانه يا ناآگاهانه لغزش هايي داشته باشند. اين لغزش ها را بايد به حساب خامي و جواني و ناآگاهي آنها گذاشت و از فاش كردن اسرار و لغزش هاي آنان خودداري كرد؛ زيرا فاش شدن اسرار و لغزش ها, آنان را در تكرار آنها گستاخ تر خواهد كرد و زشتي كار را از بين خواهد برد. در حالي كه با پردهپوشي لغزش، اميد به توبه او بيشتر است. چنانكه امام سجاد(ع) فرموده است:
و أمّا حقّ الصَّغير … السَّتْرُ علي جَرائِر حِداثَتِه؛ فانَّه سَببٌ لِلتُوبه.4
و امّا حق خردسال … پرده پوشي بر لغزش هاي كودكانه اوست كه موجب توبه او شود.

چهارـ پرهيز از تحريك آنان
از ديگر آداب برخورد با خردسالان, دوري از تحريك كردن آنهاست. به تعبير ديگر, بزرگ ترها در برخورد با كوچكترها نبايد به گونهاي رفتار كنند كه آنان حُرمت بزرگترها را نگه ندارند. امام سجاد(ع) در ضمن حقوق كوچكترها مي فرمايد: «وَ المدارَأهُ له و تركُ مُماحَكَته؛و حق خردسال... كنار آمدن و دوري از تحريك كردن اوست».5
بايد يادآور شد در كشمكش هايي كه گاه و بيگاه در كوچه و خيابان بين خردسالان و بزرگ سالان به وجود مي آيد، فقط خردسالان نيستند كه زمينهساز اين مشكل شدهاند، بلكه بزرگترها نيز در تحريك آن نقش داشتهاند و دارند. «به دانشمندي گفتند: فلان عالم با كودكي نزاع مي كند. او گفت: اگر عالم و دانا بود، كارش به نزاع با كودك نمي كشيد.» در واقع، بهترين روش برخورد با رفتارهاي كودكان و خردسالان, مدارا و دوري از تحريك كردن و درگيري با آنان است.

پنج ـ كمك كردن
افراد خردسال به دليل توان محدود جسمي و فكري, در بسياري از امور نياز به كمك و ياري بزرگترها دارند. ازاين رو، در زندگي روزانه, بزرگ ترها نبايد كمك خود را از آنها دريغ كنند. امام سجاد(ع) در بيان ديگر حقوق كوچك ترها فرموده است: «المعونَةُ لَه؛حق خردسال... كمك به وي است».6

شش ـ عمل كردن به وعده داده شده
از ديگر آداب برخورد با خردسالان و كودكان, عمل كردن به وعده های داده شده است كه موجب دوستي و صميميت بيشتر آنان با بزرگ سالان مي شود. رسول خدا صلی الله علیه و آله مي فرمايد: «كودكان خود را دوست بداريد، به آنها ترحم كنيد و به وعده خود به آنان وفا كنيد».7

سالروز آغاز امامت امام زمان(عج ا...) مبارک باد

سمینار گفتگوی اسلامی (2)

اوقات شرعی بروکسل در ماه ژانویه 2014

How to approach Allah

Au nom d'Allah 

Fondation des Gens de la Maison (F.G.M) présent:
La seconde séminaire du “Dialogue islamique”

Comment s’approcher d’Allah?

“Discours en Français et Anglais”

Samedi 18/01/2014 , 15h-17h

Rue louis de gunst 123, Bruxelles

 

Fondation des Gens de la Maison (F.G.M) presents:
The second seminar of “Islamic Dialogue”

How to approach Allah?

“Speech in French and English”

Saturday 18/01/2014 , 15h-17h

Rue louis de gunst 123, Bruxelles

آداب اجتماعي در اسلام(قسمت اول)- رفتار با بزرگ ترها (بزرگسالان)

  • چکیده
  • يكي از هدف‌هاي مهم اسلام، سامان‌دهي به روابط اجتماعي است. ازاين‌رو، هر آنچه در بهبود روابط اجتماع و استحكام پيوندهاي آن اثر مطلوب دارد، اسلام در قالب «آداب اسلامي» به آن امر فرموده است و هر آنچه موجب وارد آمدن كوچك‌ترين آسيب به اين روابط انساني شود، اسلام در قالب «آداب اسلامي» آن را نهي كرده است. پژوهش حاضر ضمن شرح مفهوم، اهميّت و كاركرد آداب اسلامي، شيوه‌ آشنايي با آن و آسيب‌شناسي اين موضوع، به اختصار، به بررسي برخي آداب اجتماعي اسلام، در قالبي تازه پرداخته است. گردآوري تمام آداب اسلامي، نيازمند پژوهش گسترده‌تري است. با اين حال، اميد است كوشش حاضر، گامي هر چند كوچك براي آگاهي‌بخشي به علاقه‌مندان آداب اسلامي باشد تا با به كارگيري دستورهاي حيات‌بخش اسلام، روابط اجتماعي دل‌پذيري را تجربه كنند.

آداب رفتار با بزرگ ترها (بزرگسالان)


رفتار با بزرگ ترها آداب خاصي دارد كه به گوشه اي از آنها اشاره مي كنيم.

يك ـ سلام كردن
سلام كردن، امري مستحب و نشانه دوري انسان از تكبر است. سلام كردن، بزرگ و كوچك ندارد و هركس مي تواند براي بهره مندي بيشتر از ثواب, ابتدا سلام كننده باشد, ولي بهتر است براي احترام به بزرگ‍‍‍‍‍‍‍‍‍ترها، هم‍‍واره كوچكترها آغازكننده سلام باشند. امام صادق(ع) مي فرمايد: «يُسَّلم الصّغيرُ عَلَي الكَبير؛ كوچكتر به بزرگ تر سلام كند».1

دوـ احترام گزاري در مكان هاي عمومي
از ديگر آداب برخورد با بزرگسالان, احترام آنان در مجالس، مهماني ها و مكان هاي عمومي است. به ويژه, به دليل كم تواني يا بيماري افراد سالمند بايد مراقب آنان بود.
در عصر رسول گرامي اسلام، پيرمردي خدمت حضرت رسيد. كساني كه در محضر او بودند، احترامش نكردند و در جاي دادن به او كندي و سهلانگاري كردند. پيامبر اسلام از اين رفتار خلاف ادب آنان ناراحت شد و به آنان فرمود. «لَيْسَ منّا مَن لَمْ يُوَقر الْكَبيرَ و يرَحمُ الصَّغيرَ؛ هر كه بزرگ تر را محترم ندارد و به كوچك تر رحم نكند، از ما نيست».2

سه ـ موضع گيري نكردن در برابر آنان
در جايي كه درگيري و جنگي بين افراد بزرگتر و كوچكتر پيش مي آيد, بهتر است افراد جوان تر به احترام سن و سال بزرگ تر، از موضع گيري در برابر آنان خودداري كنند و از اشتباه هايشان درگذرند. چنانكه امام سجاد(ع) مي فرمايد: «و أمّا حَقُّ الكبيرِ فَاِنَّ حَقّه تَوقُير سِنَّه... و تَركُ مُقابلَتهِ عِندَ الخِصامِ؛ حق بزرگ سال اين است كه بزرگ سالي او را احترام گزاري... و از موضع گيري در برابر او بگذري...».3

چهارـ بردباري كردن در مقابل ناداني آنان
بزرگترها بايد به گونهاي آگاهانه رفتار كنند تا واكنش جوانان را در پي نداشته باشد, ولي بهتر است كوچكترها به دليل تقدّم بزرگ ترها در اسلام, در برابر ناداني ها يا توهين و اهانت هاي آنان بردبار باشند. امام سجاد(ع) مي فرمايد: «وَ أمَا حَقّ الكبير ... وَ لاتَستَجْهِلْه و اِن جَهِلَ عليك تحملت؛ حق بزرگ سال اين است كه... با او ناداني نكني، اگر وي با تو ناداني كرد، بردباري كُني4 رسول خدا صلی الله علیه و آله نيز مي فرمايد: «و لغزش هاي بزرگان را ببخشيد، مگر در كار حد و مجازات».5

پنج ـ سخن نگفتن پيش از آنان
از ديگر آداب برخورد با بزرگترها, سخن نگفتن پيش از آنان است. امام صادق(ع) از نياكان بزرگوار خود نقل مي كند كه در دوره رسول خدا صلی الله علیه و آله , دو نفر, يكي سالمند و ديگري جوان به خدمت حضرت شرف ياب شدند. جوان پيش از پيرمرد، سخن گفتن را آغاز كرد. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «صبر كن تا آن كه بزرگتر است، سخن گويد».6

شش ـ راه نرفتن پيش از آنان
وقتي انسان با بزرگ سالي همراه است, بايد مراقب حال او باشد و در راه رفتن بر او پيشي نگيرد. امام سجاد(ع) فرموده است: «حق بزرگ سال آن است كه... در راه بر او سبقت نگيري و پيشاپيش وي راه نسپري...».7
در برخي از خاطرات امام خميني رحمه الله نيز نقل كردهاند كه: «روزي يكي از مسئولان مملكتي براي انجام كاري به همراه پدر سال خورده اش به ديدار امام شتافته بود. وقتي مي خواست به حضور امام برسد، پيش از پدر وارد محل ديدار شد و پدرش را معرفي كرد. امام نگاهي به آن مسئول كرد و فرمود: «اين آقا پدر شما هستند؟» عرض كرد: آري. امام فرمود: «پس چرا جلو وي راه افتاده اي و وارد شدي؟»8

هفت ـ گوش سپردن به سخنان منطقي آنان
بزرگ ترها به دليل تجربه هايي كه دارند, حرف هاي ارزشمند منطقي براي گفتن دارند. ازاين رو، نبايد از كنار حرف هاي آنان بي اعتنا گذشت. پس بايد به حرف ها و درددل هاي آنان به مهرباني گوش سپرد. رسول خدا صلی الله علیه و آله همواره با افراد سالمند چنين بود. به حرف هاي آنان گوش مي داد و به مهرباني پاسخ مي گفت.
عدي بن حاتم طايي در احوالات رسول خدا صلی الله علیه و آله مي گويد: «وقتي براي نخستين بار به ديدار پيامبر به مدينه شتافتم، به مسجد رفتم و خدمت پيامبر رسيدم. چون مرا شناخت, از جا برخاست و مرا به خانه خود برد. در ميان راه، زني سال خورده و ناتوان سر راهش آمد و سخناني به او گفت. آن حضرت ايستاده بود و به سخنان پيرزن گوش مي كرد و با مهرباني به آن پاسخ مي گفت».9

چرا توسل؟

خلاصه:برای برخی این سوال مطرح است که «تا وقتی من می‏توانم با خدا به طور مستقیم حرف بزنم و حاجت‏های شرعی خود را بی‏ واسطه با او در میان بگذارم، چه لزومی دارد که ائمه را واسطه قرار دهم؟»

طلب دعا یا مغفرت با واسطه یا بی‏ واسطه با یکدیگر منافاتی ندارد اما آنچه از آداب و تربیت اسلامی به نظر می‏رسد، «توسل» عامل سرعت بخشی است که امید استجابت دعا را افزایش می‏دهد. در تبیین و روشن شدن این موضوع، شاهد و دلیل بهتری از کلام خداوند وجود ندارد.

در آیه 35 از سوره مبارکه «مائده» آمده است: « یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ ‏/ ای کسانی که ایمان آورده ‏اید از او (در انجام معاصی و محرمات) بپرهیزید و به سویش با «وسیله» راه یابید.

نقش وسیله یا واسطه در شناخت خدا و رسیدن به او به هر شکل به خوبی از این آیه استنباط می‏شود توسل هم در لغت همان وسیله یافتن است.

در آیه 64 سوره مبارکه «نساء» هم آمده است: « وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا »؛ ای پیامبر صلی‏ الله علیه واله وسلم ؛ اگر آنها هنگامی که خود ستم کردند (یعنی مرتکب گناه شدند) به سراغ تو می‏آمدند و از خداوند طلب بخشش می‏کردند و تو هم برای آنها طلب بخشش می‏کردی، خداوند را توبه ‏پذیر و مهربان می‏یافتند».

از این آیه هم وسیله قرار دادن پیامبر (صلی‏ الله علیه واله وسلم) یا اصطلاحا متوسل شدن به ایشان برای طلب عفو و بخشش از خداوند استنباط می‏شود. مثالی واضح‏تر هم در آیات 97 و 98 سوره مبارکه «یوسف» هست که صراحتا در آن به نقش توسل اشاره شده است. آنجا خداوند فرموده: «قَالُوا یا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِینَ قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ / برادران خطا کار یوسف علیه ‏السلام به پدرشان یعقوب عرض کردند ای پدر ما! از گناهان ما طلب بخشایش [از خداوند] کن که ما خطا کار بودیم. [حضرت یعقوب (علیه‏ السلام)] فرمود به زودی برای شما از پروردگار طلب بخشش وعفو می‏کنیم که او آمرزیده و مهربان است». پس با توجه به مواردی که از کلام خداوند به عنوان شاهد و دلیل آوردیم، اثبات می‏شود که توسل به امام زمان (عجل‏ الله تعالی و فرجه) مبنای توحیدی و الهی دارد؛ بلکه این امر موجب سرعت بخشی بیشتر در استجابت دعا یا مغفرت برای ماست.

متوسل شدن به انبیاء و ائمه ـ علیهم السّلام ـ در حقیقت متوسل شدن به خداست. و آنها عملی را جز با رضایت و اذن خداوند انجام نمی‌دهند.
«قل لا املك لنفسی ضرّاً و لا نفعاً الا ما شاء الله؛(یونس، 49)بگو! من برای خودم زیان و سودی را مالك نیستم، مگر آن چه خدا بخواهد».

مثالهای دیگری از «وسیله» یا واسطه: پیراهن یوسف که وسیله بینائی چشم پدر شد. كشتی نوح «وسیله» نجات حضرت نوح و قومش.  زنده شدن مرده به واسطه كشتن گاو زردرنگ در زمان حضرت موسی.

توضیح و مطالب بیشتر در ادامه آمده است.

ادامه نوشته

سه پرسش و پاسخ از امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)

مردى به حضرت امام رضا (علیه السّلام) عرض کرد که اندازه‏ حُسن خلق چقدر است؟ فرمود همان را که براى خودت از مردم انتظار دارى همان را براى مردم بگوئى، سپس عرض کرد پس اندازه‏  توکل چقدر است؟ فرمود به جز از خدا از هیچ کس نترسى، عرض کرد من دوست دارم بدانم که شما مرا چقدر دوست دارى فرمود: مراجعه به دلت کن ببین تو مرا چقدر دوست دارى من هم همان اندازه تو را دوست دارم.
 برگرفته از کتاب «مفاتیح الحیات»

السلام علیک یا غریب الغربا

پنج پرسش و پاسخ از امام حسن مجتبی علیه السلام

1- از حضرت امام حسن علیه السلام پرسیده شد که بردباری یعنی چه؟ فرمودند: بردباری عبارت از فرو بردن خشم و اختیار خودداشتن است. (تحف العقول، ص 227)

2- از حضرت پرسیده شده بزرگواری چیست؟ فرمودند: احسان به قبیله و تبار و تحمل خسارت و جرم آنها. (تحف العقول، ص 227)

3-از امام علیه السلام پرسیده شد که جوانمردی یعنی چه؟ فرمودند:جوانمردی عبارت است از حراست دین، و عزت نفس، و بانرمش برخورد نمودن و بررسی عملکرد خویش، و پرداخت حقوق و دوستی نمودن با مردم. (تحف العقول، ص 227)

4- از امام حسن علیه السلام معنای کرامت و بزرگ منشی را پرسیدند؟فرمودند: بخشش پیش از خواهش و اطعام در هنگام قحطی.(تحف العقول)

5- ازحضرت پرسیده شد فقر چیست؟ فرمودند: آزمندی به هر چیزی. (تحف العقول، ص 228)