راهکارهای بنیادین توسعه حجاب 3

۵-  اصلاح نظام الگوسازی
انسان فطرتاً الگو گزين و الگوپذير است. پيوسته در اين انديشه است ارزش‏هايی را که باور دارد در چهره ای مجسم بنگرد و خود را همانند آن الگو بسازد مسأله الگو در اخلاق اسلامی و روان‏شناسی نيز جايگاه مهمی دارد. از اين رو، قرآن کريم در شرايطی که زن هيچ گونه ارزش انسانی و اجتماعی نداشت زنانی شايسته چون آسيه همسر فرعون و حضرت مريم(س) را معرفی و از آنان تجليل نموده است.
حضرت زهرا(س) را کوثر دانسته، به عنوان الگو و اسوه معرفی کرده و بدين ترتيب، لياقت و شايستگی زن را در رسيدن به کمالات معنوی به اثبات رسانيده است.
و الگو بودن زنان صالح و وارسته را برای همگان اعم از زن و مرد تبيين نموده است. با توجه به اين که الگوها در ساختار روحی و رفتاری انسان نقش مؤثری دارند، يکی از تأسف‏های جدی عصر حاضر اين است که زن مسلمان آن چنان که شايسته و بايسته است با چهره‏های بلند تاريخ اسلام آشنا نيست. زندگانی حضرت زهرا(س) و فرزند برومندش، پيام آور عاشورا، حضرت زينب(س) و ديگر چهره‏های والای تاريخ گذشته و معاصر بايد برای زن مؤمن نشان داده شود تا بنگرد چه سان با حفظ هويت و شخصيت و وقار و متانت می‏تواند در جامعه حضور پيدا کرده و ايفای نقش نمايد.
توصيه امام صادق(ع) تأمل برانگيز و قابل توجه است:
به زنان دوستی آل علی(ع) را الهام کنيد.
زن اگر حب علی7 را فرا گرفت و او را راهبر شناخت و خاندان او را الگو پذيرفت و بر راهی رفت که اهل بيت: رفته‏اند و آنان را سرمشق گرفت، رويين تن می‏شود و حضورش در جامعه دلهره آفرين نخواهد بود.

6. به کارگيری روش‏های صحيح برای گسترش حجاب

سليقه‏ای عمل کردن و تأکيد و تکيه بر آداب و عادات غير اصيل، نقش مهمی در جهت بدبين کردن مردم نسبت به حجاب ايفا نموده است.
تصويری که از زن در جوامع اسلامی عرضه می‏شود و نحوه نگرش و برخورد زن، همه گويای اين مطلب است که التقاط و انحرافی صورت گرفته است. به اين معنا که برخی از احکام دينی با آداب و سنت ناصواب که بعضی ريشه در جاهليت نخستين دارد، در آميخته است و مسلمانان بايد به عنوان مالکان برترين ميراث دينی فهم دينی را از رسوبات فرهنگی‏های جاهلی و سنت‏های غلط بپيرايند.
مصلحان واقعی جوامع يعنی انبيا نسبت به عرف زمان خودشان دست به اصلاحات زدند و ديدگاه‏هایِ ناصواب را تغيير دادند. پيامبر گرامی اسلام(ع) با عرف مقابله نمود و هويت از دست رفته زن را به جامعه باز گردانيد. دستورات الهی را در همسانی زن و مرد به مردم ابلاغ نمود.
بدين ترتيب يکی از واقعيت‏های تلخ جوامع اسلامی، ديدگاه‏های افراطی و گرايش‏های نادرستی است که به عنوان مذهب و عرف اسلامی درباره مسائل زنان رواج داشته است، تبيين ناهنجاری‏ها و اثرات سوئی که بر اين نگرش مترتب است، به سادگی امکان‏پذير نمی‏باشد چرا که بسياری از مصاديق اين مسأله به عنوان ارزش تلقی می‏شود. البته اين مهم از منظر انديشمندان مخفی نمانده و نسبت به آن هشدار داده‏اند. يکی از نويسندگان از انحرافی که درجوامع اسلامی رخ نموده، داد سخن می‏زند:
مسلمانان در برخورد با زنان از مسير تعاليم شريعت اسلام منحرف گذشته و روايات مدسوس و مجعول در بين آنان گسترش يافته، از اين رو زن مسلمان در ورطه جهل و غفلت از دين و دنيا سقوط کرده است. آموزش زنان گناه عظيم شمرده می‏شود، رفتن به مسجد ممنوع و اطلاع او نسبت به اوضاع و احوال فرهنگی ـ اجتماعی و سياسی امری بعيد تلقی می‏شود.
اين درحالی است که زن دائما گرفتار نگرش افراطی و تفريطی بوده و رفتار عادلانه را کمتر تجربه کرده است. بر اين اساس توصيه به رعايت حجاب در محيط‏های زنانه، تأکيد بر گونه خاصی از حجاب بدون توجه به شرايط آب و هوايی و منطقه جغرافيايی و بافت فرهنگی را می‏توان نمودهای نگرش افراطی دانست.
به طور کلی، طی کردن مسير اعتدال و پرهيز از افراط و تفريط می‏تواند فضای رغبت و ميل به رعايت حجاب را فراهم کند. اما به طور مشخص اقدامات ذيل تا حدودی مؤثر و مفيد است.
1. معماری و شهرسازی متناسب با فرهنگ حجاب صورت پذيرد از جمله معماری مراکز آموزشی دخترانه به گونه‏ای باشد که تا حدودی آزادی عمل را برای آنان فراهم نمايد تا آنان مجبور نباشند ساعات متمادی پوشش کامل را رعايت کنند.
2. برنامه‏ريزی در جهت توسعه فرهنگ حجاب بايد چنان باشد که شرايط و مقتضيات فرهنگی، روحی و سنی افراد لحاظ شود و نيز به نوع کار و خصوصيات اقليمی و منطقه‏ای ـ با رعايت اصل حکم حجاب ـ توجه شود. بدين ترتيب نبايد بر رنگ خاص يا شکل خاص پافشاری نمود.
3. بايد تدابيری انديشيد تا چادر و لباس‏هايی که به عنوان حجاب استفاده می‏شود با قيمت مناسب و سهل الوصول در اختيار همگان قرار گيرد.
4. توجه به حس تنوع‏طلبی و مدگرايی جوانان و متناسب با فرهنگ دينی و آداب محلی و منطقه‏ای آنان، الگوهای پوششی ارائه شود.

راهکارهای بنیادین توسعه حجاب 2

۲- اصلاح نگرش‏های فرهنگی در سياست‏گزاران و برنامه‏ريزان
تحليل صحيح، برنامه‏ريزی و سياست گذاری درست آن گاه ميسر می‏شود که از جزئی نگری و بريده نمودنِ پيکره شريعت پرهيز شود و اجزاء و عناصر مجموعه دين در ارتباط با يکديگر لحاظ شوند. اما واقعيت اين است که گاهی برنامه‏ريزان به جای آسيب‏شناسی و پرداختن به معضلات اساسی جامعه، به انجام عمليات قطعی پرداخته و به اتخاذ برنامه‏های موقتی رو می‏آورند. اين شيوه، آسيب‏های جدی بر جامعه تحليل می‏کند. آگاهی مجريان و توجه آنان به معضلات اخلاقی جامعه، اختصاص اعتبار مناسب و نيروی انسانی کارآمد و سوق دادن جامعه به سمت اصلاحات می‏تواند گام مؤثری در رفع مشکلات فرهنگی جامعه باشد.
البته از ضعف فرهنگی جامعه بانوان نيز نبايد غفلت نمود، يکی از معضلات فکری و فرهنگی جوامع، عدم شناخت و آگاهی زنان نسبت به هويت واقعی خود و تمايزات و تفاوت‏های روحی و جسمی خود با مردان است و تا هنگامی که اين آگاهی حاصل نشود نمی‏توانند ارزش خود را بشناسند.
بنابراين، طبيعی است که در جهت احکام و قوانين مربوط به خود، جديت و اهتمام لازم را نخواهند داشت. و جامعه نيز در انجام تکاليف خود نسبت به زنان کوتاهی خواهد کرد و اين همه منجر به محروميت فرهنگی و دورماندن زنان از حقوق مسلم‏شان خواهد شد.
بديهی است برنامه‏های آموزشی و تشويق بانوان به فراگيری و اهتمام نسبت به مسائل مربوط به خويش، تا حدودی می‏تواند در رفع اين معضل مفيد و مؤثر باشد.

3. هماهنگی کليه نهادهای ذی‏ربط

در توسعه فرهنگ حجاب، بايستی ميان نهادهای دولتی و غيردولتی و نيز ميان فعاليت‏های فرهنگی، ارشادی و اجرايی هماهنگی و هم سويی وجود داشته باشد. برنامه‏ها و اقدامات به عمل آمده به صورت پی‏گير تحت نظارت و اشراف نهادهای ذی‏ربط قرار گيرد.
جهت تحقق اين مهم بايد تمامی متوليان و دست اندرکاران از آگاهی لازم و حساسيت کافی نسبت به اين موضوع برخوردار باشند تا زمينه گسترش عفاف و حجاب فراهم شود.

۴- اصلاح عملکرد رسانه‏ها
بی‏ترديد رسانه‏های تصويری در تغيير هنجارها و ارزش‏ها نقش مؤثری دارند به‏ويژه برنامه‏هايی که با مخاطب ارتباط بيش‏تری برقرار نمايند.
گاهی برنامه‏های تبليغی و فرهنگی، زمينه تحقير زنان و تضعيف موقعيت آنان را فراهم نموده است. از اين رو، مناسب است با اجتناب از عرضه برنامه‏هايی که زنان را به سوی جلوه‏گری سوق می‏دهد هم چنين با پرهيز از نمايش زنان در فيلم‏ها و سريال‏ها و... به عنوان انسان‏هايی کم بهره از معرفت، احساسی و فاقد هويت، بر جايگاه و هويت واقعی آنان تأکيد نموده و زمينه‏های تعالی آن‏ها را فراهم سازند.
رعايت وقار و متانت و حفظ پوشش که ضامن مصونيت اخلاقی و روانی زن به هنگام حضور در عرصه‏های مختلف اجتماعی است، بعضاً در ميان هنرپيشگان مورد بی مهری قرار گرفته و حجاب سنتی و اصيل تحقير شده است. ريشه چنين نگرش را بايد در عدم آگاهی و يا ضعف اعتقادی برخی دست اندرکاران رسانه‏ای دانست.
به نظر می‏رسد نهادهای فرهنگی بايد بيش از پيش به تربيت هنرمندان و هنرپيشگان متعهد به مبانی اعتقادی بپردازند تا حفظ ارزش‏های دينی نه به عنوان تحميل قانونی، بلکه به عنوان باورهای قلبی و تمايلاتی خود جوش متجلی شود.
زن به عنوان موجودی خلاق، برخوردار از ظرافت‏های شخصيتی و دارنده بسياری از کمالات و استعدادها در رسانه بايد خصوصيات مثبت او به عنوان يک مادر، همسر و کسی که نقش‏های برجسته را عهده‏دار است، معرفی شود و از شخصيت‏پردازی‏های ناصحيح که زن را ظلم‏پذير و ضعيف و يا در نقشی تصنعی و دور از واقعيت نمايش می‏دهد، پرهيز کند.
زن به لحاظ ساختار تکوينی از ويژگی‏هايی برخوردار است؛ از شاخص‏ترين اين خصوصيت‏ها، کمال جويی معنوی زن است. از آن جا که زن از احساس و تخيل بهره‏مند است؛ می‏تواند در مسير کمالات معنوی بهتر و سريع‏تر گام بردارد؛ احساس و تخيلی که محور هنر و تربيت هنرمند است؛ اگر به اين ساحت که جزو جوهره و ماهيت زنان است توجه کافی شود ديگر زن در عرصه هنر با نقش‏های منفیِ پرخاش‏گری، ساده لوحی و... ظاهر نمی‏شود.
نمايش روش و منش زنان پاکدلی که در عرفان عملی طی طريق کرده و به مراتبی از قرب دست يافته‏اند و پرداختن به زمينه‏ها و بسترهايی که آنان را به اين جهت سوق داده می‏تواند برای ديگران نيز سازنده و مؤثر باشد.
اين حقيقت را بايد از طريق برنامه‏های رسانه به ويژه به جامعه زنان تفهيم کرد که هر چه آدمی به لذايذ بيرونی و عرصه برونی وجود خويشتن بپردازد، از عرصه درون و خويشتن‏نگری باز خواهد ماند.
لازمه تکامل و حرکت سازنده، تعمق و انديشه درونی و انصراف از تکثر بيرونی است و اين همه زمانی ميسر می‏شود که زن، در کنار زندگی متعارف و روزمره خود بخشی از برنامه زندگی‏اش را به مطالعه، اختصاص دهد.
رسانه در اين جهت می‏تواند ارائه طريق نمايد، ترتيب و تنظيم برنامه‏های آموزشی (با تأکيد بر آموزه‏های دينی) آن هم در اوقاتی که نوعاً خانم‏ها امکان بهره برداری از آن را دارند و ساعاتی که از اشتغالات بيرون و احياناً داخل منزل فارغ شده، از بهترين زمان ارائه برنامه است.

راهکارهای بنیادین توسعه حجاب 1

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

بعد از چند وقت در خدمتتون هستیم

دوستان لطف زیادی داشتند و از ما درخواست کردند باز ادامه بدیم

ما هم بسیار تمایل داریم ولی به علت کمبود وقت در خدمت دوستان نیستیم

سعی ما اینه که این کمبود رو یک جوری جبران کنیم

و اما راهکارهای بنيادين که در توسعه حجاب می‏توانند نقش جدی ايفا نمايند، بدين قرار است:

1. احيای فرهنگ اسلامی و اصلاح باورهای عمومی

پياده کردن آموزه‏های دينی و عينی نمودن دستورالعمل‏های شريعت، وظيفه آحاد جامعه است. اما در اين ميان سازمان‏های فرهنگی حکومت دينی، وظيفه‏ای مضاعف به دوش می‏کشند و بايد خط مشی کلی جامعه را بر اجتناب از رذايل اخلاقی، ترغيب جوانان به ازدواج و رواج ساده‏زيستی بنا نهند.
وقتی فرهنگ سازان جامعه خود گرفتار اسراف و تبذير شوند، از اخلاق و معنويت فاصله بگيرند، نسبت به مفاسد اخلاقی و ابتذال در پوشش بی‏تفاوت شوند، پيامدهای ذيل نتايج طبيعی چنين گرايشی است:
الف) بی توجهی نسبت به کار آمدی دين در عرصه‏های مختلف اجتماعی، جوان را به سمت بی هويتی و پرداختن به ضد ارزش‏ها سوق می‏دهد. وقتی پويايی دين در عرصه حيات بشری کم رنگ شود، بدينی است دختران و پسران، ابزار وجود و اثبات شخصيت خويش را در مظاهر غير دينی مانند خود آرايی و مدگرايی جست و جو نمايند.
ب) عدم اهتمام به تقويت باورهای دينی و ارزش‏های اخلاقی سبب می‏شود نسل جوان نسبت به ارزش‏ها بيگانه گشته و نسبت به اعتقادات دينی خود احساس حقارت نمايد و بن‏بست فکری در اين باب، خودباختگی به فرهنگ غرب را در پی‏دارد.
احيای ارزش‏های اصيل اسلامی و فراخوانی زن مسلمان به تعقل و دريافتن ارزش‏ها و آفريدن روح تعبد و تعهد نسبت به اين‏ها نقش مهمی در اين زمينه خواهد داشت.
زن مؤمن بايد به آنچه اسلام به عنوان ارزش بدان می‏نگرد باور داشته باشد و بداند که شخصيت و عظمت او در گرو روح بلند، انديشه والا و جان پيراسته از آلودگی است که او را به روشی انسانی و مشی اسلامی فرا می‏خواند و بداند تن آرايه بسته و ظاهر فريبنده هرگز نمايانگر شخصيت او نيست.
کلام بيدارگر حضرت مسيح که فرمود:
به حق برای شما می‏گويم: تن چه سودی دهد در صورتی که ظاهرش درست باشد و درونش تباه. بدن‏های شما چه سودتان دهد که خوشتان دارد و دلهايتان تباه باشد و بهره‏ای نبريد آن گاه که پوست خود را آراسته و پاک نگاه داريد و دل‏های شما چرکين باشد.
در زن بايد باور استوار، ايمان عميق ايجاد شود. زنی که دل به حق داده و انديشه به خدا سپرده و فرجام زندگی دنيوی‏اش را پذيرفته چطور حاضر می‏شود خودآرايی و خود نمايی کند و خود را در معرض نگاه‏های آلوده قرار دهد و زمينه‏های تلذذ ديگران و مآلاً فساد آفرينی را به وجود آورد؟!
کلام بلند حضرت علی(ع) که می‏فرمايد:
«المرء بايمانه؛ آدمی در گرو باورهای خويش است.» نشان‏گر آن است که باورهای درست و ايمان‏های راسخ، عالی‏ترين نقش را در کيفيت زندگانیِ انسان ايفا می‏کنند.

پوزش

با سلام به همه ی شما دوستان عزیز

متاسفانه من و چند تن از دوستانی که این وبلاگ رو مدیریت کرده و همچنین جمع آوری اطلاعات رو به عهده داریم در حال حاضر مدتیه که بسیار سرمون شلوغه

بماند برای چی

یک سری از مشکلات فعلا گریبانگیر ماست

با عرض پوزش از همه ی دوستان به امید خدا به زودی باز هم با مطالب بیشتری در خدمت همگی دوستان هستیم

با تشکر از لطف همه

سیری در آیات حجاب 3

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

سومين مرحله:
يا ايها النبى قل لازواجك و بناتك ونساء المؤمنين يدنين عليهنّ من جلابيبهن، ذلك ادنى ان يعرفن فلايؤذين وكان اللّه غفوراً رحيماً.9
اى پيامبر! به همسران و دختران خود و زنان مؤمن بگو: چادرهاى خود را بردوش گيرند. اين نزديك تر است، براى اين كه شناخته و مورد آزار و اذيت قرار نگيرند و خدا آمرزنده مهربان است.
تاكنون روشن شد كه همسران پيامبر مى بايد خود را در پَسِ پرده نگه دارند و تنها با خويشان نسبى و زنان مؤمن و بردگان مى توانند بدون پرده روبه رو شوند.
از ديگر سو، اين وظيفه، شرافت ويژه اى نيز بود كه شامل زنان پيامبر(ص) شده بود; همان گونه كه پيش از اين نيز شرافتها و وظيفه هاى ديگرى نيز پيدا كرده بودند، از جمله:
ام المؤمنين: (وازواجه امهاتهم) و مساوى نبودن با ديگر زنان مسلمان در كيفر و پاداش، البته به شرط داشتن تقوا: (يا نساء النبى لستن كأحد من النساء ان اتّقيتنّ.) و از جمله وظيفه هايى كه بر همسران پيامبر مقرر شده، به ناز و كرشمه سخن نگفتن با مردان و پسنديده سخن گفتن: (فلاتخضعن بالقول… وقلن قولا معروفاً) و خارج نشدن از خانه: (قرن فى بيوتكن) به گونه دوران جاهلى خود را نياراستن: (لاتبّرجن تبّرج الجاهلية الاولى.) به هر حال، بخشيدن شرافت، بدون قرار دادن وظيفه و تكليف ويژه نبوده است.
حال پس از فرا خواندن (امهات المؤمنين) به حجاب كه هم شرافت و امتيازى بوده و هم تكليف و وظيفه اى، همين وظيفه را و امتياز را به ديگر زنان مؤمن نيز بخشيده است; تا آنان از شرافت بهره مند شوند و قدر و منزلت آنان شناخته شود و جوانان و ولگردان، با آنان برخورد به دور از ادب، و آزار دهنده نداشته باشند و دريابند كه اينان زنان با شخصيت و از خاندان شريف و پاك هستند و نبايد به هيچ روى، آزرده و اذيت شوند.
از اين روى حجاب، جايگاه ويژه اى دارد و شرافتى به شمار مى آيد براى زنان مؤمن. چنين بود كه زنان مدينه از اين دستور خداوند استقبال كردند و به سرعت مقنعه ها و چادرهاى سياه تهيه كردند و با آنها خود را پوشاندند.
ام سلمه مى گويد: (لما نزلت هذه الآيه: (يدنين عليهن من جلابيبهنّ) خرج نساء الانصار كأنّ على رؤسهن الغربان من اكسية سود يلبسنها.)
وقتى كه آيه شريفه: (خود را با چادرها فروپوشانيد) نازل شد، زنان انصار از خانه ها خارج شدند، به گونه اى كه گويا كلاغهاى سياه بر روى سر آنان نشسته اند; به خاطر لباسهاى سياهى كه پوشيده بودند.
بمانند همين سخن از عائشه نيز روايت شده است.
بى گمان جنبه شرافتى و حق بودن حجاب از جنبه تكليفى آن بيش تر بوده است; از اين روى، در پى اعلام حكم حجاب، وعده بهشت براى پيروى كنندگان از اين دستور و وعده عذاب براى مخالفان آن، مطرح نشد، بلكه دليل عقل پسند و عرف پسند آورد: (ذلك ادنى ان يعرفن فلايؤذين.)
براى شناخته شدن و اذيت نشدن، اين بهتر است.
و به همين خاطر كه جنبه شرافتى و حق بودن آن بيش تر مورد نظر بوده، زنان مدينه، براى جلوه گر شدن ابهت و حشمت خود، چادر سياه بر سر افكنده اند; با اين كه پيامبر(ص) نفرموده بود چادر سياه بر سر افكنند. بويژه اين كه پارچه سياه و پوشش سياه به سبب جذب حرارت خورشيد ، براى سرزمينى چون شبه جزيره عربستان، مناسب نيست. بنابراين تنها توجيهى كه براى اين گونه لباس وجود دارد، همان ابهت و حشمت پيدا كردن و استفاده كامل از اين حق است.
تا بدان جا حق و شرافت بودن حجاب و چادر، بر تكليف بودن آن برترى داشته كه حتى عمر بن خطاب، خليفه دوم مسلمانان، فكر مى كرد: چادر حق است، نه تكليف; از اين روى به كنيزكان اجازه پوشيدن چادر را نمى داد: (كان عمر بن الخطاب، لايَدَع فى خلافته أَمة تقنع ويقول انما القناع للحرائر لكيلا يؤذين.)
عمر بن خطاب، در زمان زمامداريش، به هيچ روى اجازه نمى داد كه كنيز ان مقنعه بپوشند و مى گفت: مقنعه، ويژه زنان آزاد است; تا شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند.
انس مى گويد:
(رأى عمر جارية مقنّعة فضربها بدرته وقال القى القناع لاتشبهين بالحرائر.)
عمر كنيزى را ديد كه مقنعه بر سر كرده بود، با تازيانه بر سر او زد و گفت: مقنعه را بر دار و خود را به زنان آزاد همانند نساز.
در اين فكر، عمر تنها نيست و ديگران نيز اين چنين برداشتى را از حكم حجاب داشته اند. در مثل از ابن شهاب پرسيده شد: آيا كنيز ازدواج مى كند و سرخود را مى پوشاند. وى در پاسخ، آيه شريفه: (يا ايها النبى قل لازواجك…) را تلاوت كرد و گفت:
(فنهى اللّه الاماء ان يتشبّهن بالحرائر.)
خداوند كنيزان را از اين كه خود را همانند زنان آزاد درآورند، بازداشته است.
نكته: از پرسش و پاسخ روشن مى شود كه پرسش كننده مى دانسته است: كنيز تا شوهر نكرده، حق ندارد چادر سر كند; از اين روى حكم كنيز شوهر كرده را مى پرسد كه آيا كنيز، با ازدواج كردن، به شرف پوشيدن چادر نايل مى شود؟ ابن شهاب، پاسخ مى دهد: كنيزكان، چه ازدواج كنند و چه ازدواج نكنند، از اين حق، بهره اى نخواهند داشت.
نكته مهم: ما اكنون بر آن نيستيم كار عمر را موجّه جلوه بدهيم، يا به بوته نقد بگذاريم. همچنين، بر آن نيستيم از روايى و ناروايى برده دارى و شبهه هايى كه در اين باب وجود دارد، سخن بگوييم.

سیری در آیات حجاب 2

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

دومين مرحله:
در پى نازل شدن حكم حجاب درباره همسران رسول خدا (ص) و بازداشته شدن مردان از مستقيم سخن گفتن با آنان و دستور به نگاه نكردن به ايشان، كه گويا اين حكم،همه، حتى پدران، برادران و خويشان همسران رسول خدا را در بر مى گرفت، اين پرسشها مطرح شد:
آيا پدران همسران رسول خدا(ص) از ديدن دختر خود بازداشته شده اند؟
آيا برادران همسران رسول خدا(ص) حق ديدن خواهران خود را ندارند؟
آيا پسران همسران پيامبر(ص) كه از شوى پيشين خود داشتند، ديگر اجازه ندارند مادران خود را ببينند؟
آيا زنان مؤمن،بسان مردان مؤمن بايد از پس پرده با همسران پيامبر(ص) سخن بگويند؟
ييعنى آيا همان گونه كه (يا ايها الذين آمنوا) زنان و مردان با ايمان را در بر مى گيرد و تنها از بابِ (تغليب)ضميرها مذكر آمده است، در (اذا سألتموهن)ضمير مخاطب از باب (تغليب)به صورت مذكر آمده است;ولى در واقع زنان را هم در بر مى گيرد و برابر اين حكم زنان مؤمن نيز بايد از پَس پرده با همسران رسول خدا(ص) سخن بگويند; يا خير، اين حكم ويژه مردان است؟
در پى اين پرسشهاى گوناگون و شبهه ها، اين آيه شريفه بر قلب مبارك رسول خدا(ص) فرود آمد:
لاجناح عليهنّ فى آبائهنّ ولاابنائهن ّولااخوانهنّ ولاابناء اخوانهنّ ولاابناءاخواتهنّ ولانسائهنّ ولاماملكت ايمانهنّ واتقين اللّه انّ اللّه كان على كلّ شىء شهيدا.
چند نكته
الف.پنج گروه نخست از گروههاى نامبرده شده، همانانى هستند كه به محرمان نسبى نامبردارند.بنابراين، حكم حجاب براى زنان پيامبر(ص) بدين منظور نبوده كه آنان خود را از تيررس چشم محرمان نسبى به دور نگهدارند.و به ديگر سخن، همسران رسول خدا وظيفه ندارند كه با محرمان نسبى خود نيز از پس پرده سخن بگويند.آنان، همان گونه كه پيش از اين اجازه داشته اند و بر آنان روا بوده بدون حجاب و پرده با محرمان نسبى خود سخن بگويند، اكنون كه به همسرى پيامبر(ص) درآمده اند نيز مى توانند، با محرمان نسبى بى پرده سخن بگويند.
ب. تكليف در پَسِ پرده قرار گرفتن، متوجه همسران رسول خداست، نه مردان. و به ديگر سخن، همسران آن حضرت بايد خود را در پَسِ پرده نگه بدارند، نه اين كه مردان وظيفه داشته باشند نگاه نكنند; از اين روى، به جاى (لاجناح على آبائهن) كه كوتاه تر و آسان تر بود، عبارتِ : (لاجناح عليهنّ فى آبائهنّ) آمد، تا نشان دهد آن گاه كه گناهى هست، آن گناه بر زنان است.
در جمله آخر، خداوند خطاب به زنان فرمود: (واتقين اللّه) شما زنان بايد تقواى الهى را پيشه كنيد و خود را در پس پرده قرار دهيد. و نفرمود: (واتقوا اللّه) شما مردان، يا شما مردان و زنان، بايد تقواى الهى را پيشه كنيد و چشم ندوزيد.
بنابراين، روايتهايى كه برابر آنها رسول خدا(ص) به همسران خود فرمود: از ابن مكتوم نابينا روى بگيرند و خود را در پَسِ پرده حجاب نگهدارند، از همين باب است. نه اين كه از آن احاديث بتوان تنقيح مناط كرد و دستور كلى به واجب، يا مستحب براى تمامى زنان استفاده كرد; زيرا تنقيح مناط در جايى است كه احتمال ويژگى براى مورد وجود نداشته باشد، در حالى كه اين جا، احتمال ويژه بودن مورد، بسيار قوى است.
اكنون براى روشن تر شدن بحث، روايات واقعه ديدار ابن مكتوم را از پيامبر(ص) بازگو مى كنيم: (استأذن ابن مكتوم على النبى(ص) و عنده عائشة وحفصة. فقال لهما: قوما فادخلا البيت. فقالتا: أنّه اعمى. فقال: ان لم يَرَكما فانّكما تَريانه.)
ابن مكتوم از محضر پيامبر(ص) اجازه ورود گرفت. اين در حالى بود كه عائشه و حفصه نزد پيامبر بودند. پيامبر(ص) به آن دو فرمود: برخيزيد و داخل اتاق شويد.
آن دو گفتند: او نابيناست.
حضرت فرمود: اگر او شما را نمى بيند، شما او را مى بينيد.
از ام سلمه روايت شده كه گفته است: (كنتُ عند رسول اللّه(ص) و عنده ميمونة. فاقبل ابن ام مكتوم. وذلك بعد ان امر بالحجاب. فقال: احتجبا. فقلنا: يارسول اللّه اليس اعمى لايبصرنا؟ قال: افعميا وان انتما الستما تبصرانه؟)
من و ميمونه نزد رسول خدا(ص) بوديم كه ابن مكتوم وارد شد. اين حادثه پس از دستور به حجاب بود. پيامبر(ص) فرمود: در پَسِ پرده حجاب رويد.
گفتيم: اى رسول خدا! آيا او نابينايى كه ما را نبيند، نيست؟
فرمود: آيا شما نيز نابيناييد؟ آيا شما او را نمى بينيد؟
همان گونه كه پيش از اين يادآور شديم، اين روايات، ويژه همسران پيامبر(ص) است و به هيچ روى ديگر زنان مسلمان را در برنمى گيرد و تنقيح مناط و سريان دادن حكم به تمامى زنان مسلمان، دليل مى خواهد.
ج. در مراد از (نسائهن) اختلاف است. در مجمع البيان، دو قول نقل شده است:
1. مراد زنان هم كيش; يعنى زنان مؤمن است، نه زنان يهودى و نصارى; زيرا آنان زنان مؤمن را مى بينند و براى شوهران خود وصف مى كنند: اين قول از ابن عباس است.
2. مراد، همه زنان است.
از روح المعانى نيز دو قول به دست مى آيد:
1. قول ابن عباس; يعنى زنان هم كيش.
2. زنان خويشاوند و وابستگان و پيوسته هاى به آنان: (وفى البحر: دخل فى (نسائهنّ) (الامهات و الاخوات و ساير القربات و من يتصل بهن من المتصرفات لهن و القائمات بخدمتهنّ.)
مادران، خواهران و ديگر خويشاوندان و زنانى كه براى آنان كار مى كنند و به خدمت آنان و خدمتگزار آنان هستند، داخل در (نسائهن) اند.

سیری در آیات حجاب

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

كندوكاو در آيات حجاب، آن هم يك جا و همه سونگرانه، براى اهل نظر و فقه پژوهان، مى تواند ره گشا و پرفايده باشد و آنان را در دستيابى به زواياى گوناگون اين گزاره مهم اجتماعى، رهنمون سازد.كنار هم گذاردن آيات حجاب و درنگ بر روى آنها و توجه به آغاز و پايان نشانه هاى پيوسته و ناپيوسته هر يك از آيات، بسيار روشن گر خواهد بود و ره گشا،كه در ضمن بحث،به اين نكته اشاره خواهد شد.
نكته شايان توجه اين كه:در كنار هم و به ترتيب نزول آوردن آيات و دقت و درنگ روى آنها، نشان خواهد داد كه حكم حجاب،يك باره اعلام نشده،بلكه كم كم و با گذشت زمان و آماده شدن زمينه و… بر قلب مبارك پيامبر(ص) نازل شده است.
ابتدا، در روزهاى پايانى سال پنجم هجرى، در جريان وليمه ازدواج پيامبر(ص) با زينب بنت جحش(همسر طلاق داده شده زيدابن حارثه) آيه حجاب همسران پيامبر(ص) بر آن حضرت نازل شد.
همه مردان برابر دستور اين آيه شريفه مى بايست از پس پرده با همسران پيامبر(ص) سخن بگويند.
در مرحله دوم، خويشاوندان نسبى از دايره اين حكم بيرون شدند و آنان اجازه يافتند با همسران پيامبر(ص) بى آن كه پرده اى در بين باشد، سخن بگويند.
در مرحله سوم، جلباب (چادر) به عنوان حقى براى همسران و دختران پيامبر(ص) و زنان مؤمن قرار داده شد.
در مرحله چهارم، آيات سوره نور احكام حجاب بانوان را روشن ساخت.
در مرحله پنجم، اجازه گرفتن براى ورود به محل استراحت بانوان محرم، مطرح شد.
چند نكته از اين بررسى به دست مى آيد:
1.در نگاه به بانوان مَحْرَم و اندازه پوشش آنان در برابر مَحْرَمان، بين خويشاوندان نسبى و سببى فرق است;يعنى هيچ گاه پوشش مادر نزد فرزند، همانند پوشش مادرزن در نزد داماد نيست.
2. اين كه گفته مى شود محرمان، چه سببى و چه نسبى، مى توانند به همه جاى بدن يكديگر نظر بيفكنند، به جز عورت و شرمگاه، سخنى است بى دليل.اين بخش از بحث مقدارى به درازا كشيد كه چاره اى نبود;زيرا فقيهان روزگار ما، آن گونه كه از حاشيه هاى عروةالوثقى بر مى آيد، ه مه،برخلاف اين نظر دارند;از اين روى بايسته بود كه دليلهاى اين مسأله بيش تر به بوته بررسى گذاشته شود.
3.روايات رسيده از معصومان در اين موضوع،سخن جديدى،غير از آنچه از آيه هاى حجاب فهميده مى شود، بيان نكرده اند.
4.از ملاكها و معيارهاى به دست آمده از بحث و كندوكاو در آيات شريف، در گزاره هاى جديد و مسائل نوپيدا بهره برديم و آنها را به گونه استدلالى، شرح داديم.در مثل فرق بين عكس و صاحب عكس و فيلم شخص و خود شخص بيان شده است.

ترتيب نزول آيات حجاب نخستين مرحله:

تا پيش از سال پنجم هجرى، بر زنان مسلمان، واجب نشده بود كه حجاب داشته باشند.آنان با همان لباس معمول و مرسوم آن زمان، در جامعه حاضر مى شدند،با مردان سخن مى گفتند و حتى با آنان بر سر يك سفره مى نشستند و از يك ظرف غذا مى خوردند;تا اين كه در سال پنجم هجرى، پس از ازدواج پيامبر(ص) با زينب بنت جحش،خداوند حجاب را بر زنان حضرت قرار داد و به مؤمنان دستور داد، هرگاه از همسران پيامبر(ص) چيزى خواستيد، از پشت پرده بخواهيد: (واذا سألتموهن متاعاً فاسئلوهن من وراء حجاب.)
سپس دليل اين دستور را چنين بيان مى فرمايد:
ذلكم اطهر لقلوبكم و قلوبهن.
نكته: پيش از نازل شدن آيه حجاب،در همين سوره شريف، آيات ديگرى نازل شده كه در آنها، شأن همسران پيامبر(ص) در صورت نگهداشت تقواى الهى، از شأن ديگر زنان برتر دانسته شده است و به همسران پيامبر(ص) دستور داده شده كه از حجره ها،مگر براى كارهاى ضرورى،خارج نشوند و با ناز و كرشمه،با مردان سخن نگويند و بسان دوران جاهليت نخستين، خود را نيارايند:
يا نساء النبى لستن كاحد من النساء ان اتّقيتنّ فلا تخضعن بالقول فيطمع الّذى فى قلبه مرض وقلن قولاً معروفا. وقرن فى بيوتكن ولا تبّرجن تبّرج الجاهلية الاولى.

مزایده ی بزرگ زنان

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

شهادت حضرت فاطمه (س) آن بانوی بزرگوار بر همه ی شما تسلیت باد

بانوان پیرو فاطمه (س)  که اکنون  به عزاداری و سیه پوشی در مجالس او مشغولند آیا او را از خود راضی می کنند ؟

با مقدمه ای این چنین به سمت مقاله ای می رویم که از دروغی بزرگ سخن می گوید

این  مقاله بخشی از نوشته ی  دکتر «هنری ماکوو» است. نویسنده در این مقاله دربرابر « حیا » به عنوان ویژگی دختر جوان مسلمان سر تعظیم فرود می آورد ، چنانکه احترامش را نسبت به زن مسلمان مخفی نمی کند ، زیرا زن مسلمان زندگی خود را برای خانواده ، تربیت و رشد فرزاندان متمرکز کرده است. در نقطه مقابل ناخوشنودی خود را از پیامدهای انحطاط ارزش ها و هیجان های جنسی در زندگی زنان آمریکایی، ابراز می نماید.

دکتر هنری ماکووو استاد دانشگاه، مخترع بازی معروف «Scruples»، نویسنده و پژوهشگر در مسایل زنان و جنبش های آزادی بخش است.

با وجود تفاوت در گرایش ها و اختلاف ایدئولوژیک، این مقاله میزان شگفت زدگی برخی آزادی خواهان منصف جهان غرب را نسبت به ارزش های اسلامی ما، نشان می دهد. مقاله دکتر هنری، عکس العمل های مثبت و منفی زیادی را در جامعه آمریکا داشته است.

 دکتر هنری در این مقاله می نویسد: « روی دیوار دفترم دو عکس چسبانده ام: عکس اول تصویر زنی مسلمان و با حجاب است و در کنارش، تصویر زنی آمریکایی قرار دارد که در مسابقه ملکه زیبایی شرکت کرده و چیزی جز یک ... بر تن ندارد. زن نخست کاملا پوشیده است و دیگری کاملا عریان!» جمله های از مقدمه این مقاله و درآمدی بود برای نمایش دو نمونه متفاوت در گرایش و رفتار.»

جنگ خاورمیانه علاوه بر دزدی نفت مسلمانان، به دنبال گسست آنان از دین و فرهنگشان و جایگزین کردن حجاب با عریانی است.

نویسنده به انگیزه های پنهان غرب در جنگ علیه امت اسلامی و عربی اشاره می کند و توضیح می دهد این جنگ دارای ابعاد سیاسی، فرهنگی و اخلاقی است، زیرا به دنبال ثروت ها و ذخیره های امت اسلامی هستند ، به اضافه این که ارزشمندترین دارایی مسلمانان را یعنی: دین و گنجینه های فرهنگی و اخلاقی را هدف گرفته اند. در زمینه مسایل زنان جایگزین کردن حجاب با بکینی، کنایه ای است از عریانی و فساد اخلاقی. نویسنده می گوید: «نقش زن در عمق هر فرهنگ نهفته است، جنگ خاورمیانه علاوه بر دزدی نفت مسلمانان، به دنبال گسست آنان از دین و فرهنگشان و جایگزین کردن حجاب با عریانی است»!!

 دکتر هنری ارزش های اخلاقی حجاب و پوشش زن مسلمان را می ستاید و می گوید: «من کارشناس مسایل زنان مسلمان نیستم. من زیبایی زنان را دوست دارم، به همین دلیل اینجا، انگیزه ای برای دفاع از حجاب ندارم ولی از برخی ارزش هایی که حجاب گویای آن است دفاع می کنم.» او اضافه می کند: « حجاب از نظر من به این معناست که زن خود را برای همسر و خانواده اش متمرکز کند. تنها کسانی هستند که زن مسلمان را بدون حجاب می بینند ، خانواده او هستند و این مساله تأکیدی بر ویژه بودن زن مسلمان است.»

 تمرکز زن مسلمان بر خانواده خویش است: فرزندان را به دنیا می آورد و تربیتشان می کند. زن مسلمان تولید کننده ای محلی است. ریشه ای است که زندگی و روح خانواده را استمرار می بخشد... فرزندان را تربیت می کند و زندگی می آموزد و یاریگر همسر و پناهگاه اوست.

نویسنده ، از وظیفه و آرمان زن مسلمان و توجه و حرص او به سلامت خانواده و تربیت نسلی صالح تقدیر می کند و می گوید: « تمرکز زن مسلمان بر خانه خویش است: فرزندان را به دنیا می آورد و تربیتشان می کند. زن مسلمان تولید کننده ای محلی است. ریشه ای است که زندگی و روح خانواده را استمرار می بخشد... فرزندان را تربیت می کند و زندگی می آموزد و یاریگر همسر و پناهگاه اوست».

 بعد از شرح تصویر نخست دیوار دفترش یعنی عکس زن مسلمان، دکتر هنری عکس دوم را تفسیر می کند و می نویسد: «در نقطه مقابل ملکه زیبایی آمریکایی است. در برابر میلیون ها نفر در صفحات تلویزیون، عشوه گری می کند. او ملکه ای عمومی است! زیباییش را در مزایده همگانی به بالاترین قیمت عرضه کرده ....» او اضافه می کند: «در آمریکا معیار ارزش فرهنگی زن، جذّابیت اوست. بر اساس این معیارها، ارزش زن به سرعت کاسته می شود چون خود و اعصاب و روانش را برای خودنمایی به کار می گیرد.»

در آمریکا معیار ارزش فرهنگی زن، جذّابیت اوست. بر اساس این معیارها، ارزش زن به سرعت کاسته می شود چون خود و اعصاب و روانش را برای خودنمایی به کار می گیرد.

 سپس نویسنده به توضیح پیامدهای زندگی بعضی دختران جوان آمریکایی منتقل می شود و می گوید: «پیش از ازدواج ده ها پسر با او مرتبط هستند. پاکی خود را که بخشی از جذابیتش است، از دست داده. تبدیل به انسانی جامد و حیله گر می شود که توان محبّت ورزیدن نخواهد داشت.» او اشاره می کند: «زن در جامعه آمریکا، خود را مجبور به پیروی از زندگی مردان می بیند. همین مساله باعث شد زنان آمریکایی، پرخاشگر و مضطرب باشند، در بعضی مواقع شایسته همسر و مادر شدن نباشند. تنها به ابزاری برای کامیابی  تبدیل شوند نه انسانی که عشق و مادر شدن را پیشه کرده است.»

 دکتر هنری از سیستم زندگی در دنیای معاصر انتقاد می کند زیرا انسان را گوشه گیر و از جمع جدا می کند. او می نویسد: «پدر بودن قلّه پیشرفت انسان است. مرحله رهایی از غرق شدن در شهوت هاست تا انسان بنده خدا گردد، تربیتی نو و زندگی جدید است.» او اضافه می کند: « نظم نوین جهانی نمی خواهد ما به این سطح از رشد برسیم. قصد دارد ما را فردگرا و گوشه گیر کند. می خواهد تشنه  روابط نامشروع باشیم و تصاویر مستهجن را به جای ازدواج به ما عرضه می کند».

 دروغی به نام آزاد سازی زن!

دکتر هنری دروغ بودن، شعار آزاد سازی زن را افشا می کند. هنری این واژه را «فریبی سنگدلانه» توصیف کرده، می گوید: «آزادسازی زن، فریبی از فریب های نظم نوین جهانی است. فریبی سنگدلانه که زنان آمریکایی را اغوا نموده و تمدن غرب را ویران کرده است.» نویسنده تأکید می کند: «آزاد سازی زن تهدیدی برای مسلمانان به شمار می رود» و می گوید: «این مساله میلیون ها نفر را تباه کرده و تهدید بزرگی برای مسلمانان است.»

در پایان دکتر هنری می نویسد: «من از حجاب دفاع نمی کنم ولی تا اندازه ای طرفدار ارزش هایی هستم که حجاب گویای آن است. به شکل ویژه وقتی زن خود را وقف همسر و خانواده اش می کند ، وقتی زن با وقار و تواضع رفتار می کند ، باید چنین موضعی نسبت به او داشته باشم.»

و این نوشته های یک نویسنده ی غربی است در باره ی ارزشهایی که فاطمه (س) سردمدار آن در جهان است .

و تو ای زن مسلمان................

حجاب و آسیب های اجتماعی

سلام به همه شما دوستان عزیز

حجاب

حجاب اسلامى و نحوه ارائه آن در يک جامعه اسلامى يکى از مباحثى است که همواره مورد دقت و تامل مردم و مسئولان فرهنگى کشور است. يافتن مظاهر بدحجابى يا عدم رعايت کامل حجاب در مجامع عمومى اين پرسش را مطرح مى‌سازد که چرا تا نهادينه شدن کامل اين امر دينى و اعتقادى فاصله‌هايى باقى ‌مانده است؟ چرا پس از گذشت سى‌سال از انقلاب شکوهمند اسلامي، هنوز نيازمند تبيين، تبليغ و به کارگيرى روش‌هايى براى نهادينه کردن امرى هستيم که مى‌تواند سلامت جامعه را تضمين نمايد و از بروز بسيارى از آسيب‌هاى اجتماعى بکاهد؟ نقصان کجاست سيمين دختبهزادپور در گفتگو با صفحه بانو به مسئله حجاب اسلامى در کشور پرداخته است. به عقيده او حجاب اسلامى قدرت زن مسلمان است و به همين دليل از سوى استکبار مورد چالش قرار مى‌گيرد. کارشناس مسائل زنان در سازمان مديريت و برنامه ريزى معتقد است که جامعه ما حرف‌هاى بسيارى در مورد حجاب براى جهان دارد و حجاب اسلامى را يکى از گفتمان‌هاى آينده تمدن‌ها مى‌داند.بهزادپور تاکيد مى‌کند که تا زمانى که مردان جامعه با نگرش توحيدى به زن آشنايى نداشته باشند زمينه مناسب جهت اجراى ارزش‌ها فراهم نخواهد شد و اين در حالى است که متاسفانه بسيارى از مردان جامعه ما هنوز برداشت صحيحى از زن و منزلت حقيقى او ندارند! اين محقق و پژوهشگر آموزش مردان را دراين زمينه اساسى‌‌تر و مهمتر از آموزش زنان مى‌داند. در اين مصاحبه به پرسش‌هاى زيادى در مورد علت بروز بدحجابى پاسخ‌هاى روشنى داده شده است.
آيا بد حجابى يک آسيب اجتماعى است؟
در پاسخ به اين سوال ابتدا بايد آسيب اجتماعى را معنا کرد. بنا به تعريف، آسيب اجتماعى به نوعى عمل فردى يا جمعى گفته مى‌شود که در چهارچوب اصول اخلاقى و قواعد جمعى به صورت رسمى يا غير رسمى مورد رعايت قرار نگيرد و در نتيجه با منع قانونى يا قبح اخلاقى جامعه روبرو مى‌گردد.
بنا به اين تعريف، چون حجاب اسلامى در چهارچوب اخلاق دينى قرار مى‌گيرد. عدم رعايت آن نوعى آسيب اجتماعى ساده تلقى مى‌گردد. حال اين آسيب خود داراى مراتب و دسته‌بندى‌هاى خاصى است. عدم رعايت حجاب در کتاب اينجانب تحت عنوان “تحليل نوين پوشش” به صورت مبسوط بحث شده و از آن به عنوان يک تعارض اجتماعى ساده قلمداد شده است.
با اين تعريف، آيا اين آسيب ساده را مى‌توان درمان يا پيشگيرى نمود؟
وضعيت موجود حجاب در جامعه ما تابع علل و عوامل بسيارى است که به صورت فعلى شکل گرفته است. از يک سو مسائل فردى از جمله ويژگى‌هاى جسمي، ذهني، روانى زنان در آن تاثير دارد و از سوى ديگر، شيوه‌نگرش به زن و تعليم و تربيت او در خانواده شبهاتى که در طول تاريخ در مورد زنان مطرح بوده در ذهن و روح و روان آنان تاثير گذاشته است از جمله عوامل فردى که در گزينش نوع رفتار آنان در جامعه موثر بوده است. مسئله دوم نظام شخصيتى فرد است. همه عواملى که در شکل‌گيرى شخصيت زنان در جامعه اثر مى‌گذارد در نوع رفتار و اعتقادات آنان موثر است. شکل‌گيرى شخصيت دختران‌ما به دور و جدا از شکل‌گيرى شخصيت پسران نيست و اين دو در يک تعامل و ارتباط قطعى قرار دارند. شايد به همين سبب باشد که مولاى متقيان علي(ع) در نامه 31 خود به فرزندشان از جمله نکات تربيتى که براى ايشان مطرح مى‌نمايند داشتن نوع نگرش صحيح به زنان (در مردان جامعه ) است. در اين نامه ويژگى داشتن غيرت صحيح در پسران را از جمله امور اساسى توسعه عفت و حيا در زنان بر مى‌شمارند و يکى از عوارض در رفتگى غرايز و بى‌رويگى رفتار دختران و جلوه‌گرى آنان را استفاده نا بجا از غيرت ذکر مى‌فرمايند. به هر حال آنچه که مورد تامل است اين امر است که نظام شخصيتى يک دختر بايد به گونه‌اى شکل گيرد که موجبات استقلال فکرى - فرهنگى او را براساس آموزه‌هاى دينى فراهم آورد. تفکر دينى شکل‌گيرى شخصيت زنان را داراى لطايف و ويژگى‌هاى خاصى ذکر نموده است که در تعامل روحى عاطفى آنان نقش بسزايى دارد که بايد در نحوه تربيت دختران لحاظ نمود.
مسئله سوم، در سطح شخصيتى ويژگى موقعيتى و يا فرايند اجتماعى شدن زنان از زمان بلوغ است. جامعه ما به اين مسئله دقيق نيست که پرورش زنان به صورت انسان‌هايى تحقير شده يا حتى با احساس محروميت و يا مظلوميت نمى‌تواند بار سنگين رسالت تبليغ دين را در قالب حجاب اسلامى به درستى بر دوش کشد. به شيوه اجتماعى شدن زنان از دوران بلوغ نه توجهى از سوى والدين و مراکز فرهنگى مى‌شود و نه ما دختران خود را براى ورود به اين مرحله مهم زندگى آماده مى‌کنيم. اين امور زمينه‌ساز عدم درک هويت جنسى به صورت صحيح در دختران ما است. دختران ما بلوغ را به عنوان سرفصل زندگى اجتماعى خود درک نمى‌کنند و ما فقط بلوغ را براى قوانين مدنى و کيفرى و عبادى درک کرده‌ايم و اين مرحله و ويژگى‌آن را وارد متن زندگى خود نکرده‌ايم و گاه حتى با درک اين مرحله دچار تعارض بوده‌ايم که آيا يک دختر 9 ساله مى‌تواند اعمال عبادى چون نماز، روزه، حجاب را انجام دهد؟
ما دختران خود را تا سنين 18 سالگى بچه فرض مى‌کنيم و با همان روش کودکى با آنان برخورد مى‌کنيم. در حالى که در جامعه عقيدتى اسلامي،‌ دختر 9 ساله عضو موثر، فعال و پوياى جامعه اسلامى است که مستقيما مورد خطاب خداى متعال قرار گرفته است. ما گرچه تفاوت رشد عقلانى دختر و پسر را در کودکى درک مى‌کنيم اما چون داراى يک روش تربيتى واحد هستيم يا دختران را به عقب مى‌کشيم تا ديرتر از پسران رشد خود را درک کنند، يا آنان را همپاى پسران به شيوه‌هاى تعقلى زندگى وارد نمى‌کنيم و به شکل‌گيرى زندگى تعقلى آنان ضربه مى‌زنيم. دختران ما براساس آنچه که ما آنان را خطاب مى‌کنيم شخصيت خود را تطبيق داده و شکل مى‌دهند و عمل دختران ما همان القايى است که در کودکى و مرحله اجتماعى شدن آنان به آنان آموخته‌ايم.
سطح ميانى موثر در شکل‌گيرى شخصيت زنان، نارسايى‌ نهادهاى اجتماعى است. نارسايى ساختار و کارکرد خانواده که امروزه دچار بحران‌هاى مختلف بوده و به وسيله دسيسه‌هاى علمى جهاني! نظارت والدين از فرزندان را حذف کرده و به رسانه‌ها، مراکز فرهنگى و مکتوبات و ... سپرده است تا با برنامه‌ريزى‌هاى جهانى به سوى دهکده بى‌هويتى سوق داده شوند. و از والدين انسان‌هايى خدوم و خنثى ساخته که فقط مايحتاج طلبکارانه فرزندان را فراهم آورند. براى اينکه شتاب تغييرات ارزشى در جامعه را متوقف نسازند، پشتوانه‌اى حمايتى چون خانواده‌ را براى جوانان حذف کرده است! نارسايى ساختار نهادهاى رسمى ديگر همچون رسانه‌ها، مدارس، دانشگاه‌ها که تزکيه را از خود حذف نموده و فقط به تعليم، آن هم به شکل وارداتى مبادرت مى‌ورزند. اگر اين امر در سطح کلان، نارسايى نظام‌هاى اجتماعى (توسعه موارد سوء اخلاقي، تبعيض و ...)، نظام فرهنگى (تعارض سنت‌ها با مدرنيته) نظام سياسى (حاکميت مردمسالارى زومدارى و .. )، نظام اقتصادى (بيکارى و ...) همراه گردند آن زمان مى‌توان گفت که ما با يک آسيب اجتماعى جدى روبرو خواهيم بود.

حجاب و دخالت دولت

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

مدافعان دخالت حکومت در موضوع پوشش بانوان غالباً بحث را تا اینجا می‌آورند که ولیّ مسلمین از اختیار شرعی برای مداخله در پوشش برخوردار است اما کم‌تر به این نکته‌ی مهم توجه شده است که حاکم اسلامی بدین منظور از چه ابزاری استفاده می‌کند. دولت‌، به عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای اعمال قدرت حاکم اسلامی دارای ویژگی‌ و موقعیتی است که بی‌توجهی به آن می‌تواند روش‌های اصلاحی را ناکارآمد و حامیان اصلاح را دچار یأس سازد. در اینجا به چند نکته اشاره می‌شود.

تغییر سریع سیاست‌ها و رویه‌ها

نظام جمهورى، با وجود محاسنی که دارد و باید در جای خود از آن بحث شود، این ویژگی را دارد که در مقاطع زمانی تعیین شده دولت‌ها تغییر می‌کنند و جای خود را به دولت‌های جدید می‌دهند. تغییر سریع دولت‌ها کشور را با مشکل عدم ثبات در برنامه‌ها و سیاست‌ها مواجه می‌سازد. در برخی کشورها احزاب حاکم سیاست‌های بلندمدت خود را تدوین کرده‌اند و تغییر افراد جزر و مد شدیدی در وضعیت ایجاد نمی‌کند. در کشور ما مجمع تشخیص مصلحت و شورای عالی انقلاب فرهنگی علی‌القاعده ثبات سیاست‌های کلی و راهبردی را تضمین می‌کنند اما مشکل اینجاست که دولت‌ها هر یک براساس برداشت خود سیاست‌ ها را پیگیری می‌کنند و گاه نیز اعتقاد خود را بر سیاست‌ها و برنامه‌های مصوب ترجیح می‌دهند. در موضوع حجاب شاهد بودیم که پیگیری آن برای برخی دولت‌‌ها اولویت نداشت و برخی نیز اصولاً به مداخله در موضوع پوشش اعتقادی نداشتند.به عنوان مثال در تاریخ 14/11/76 شورای عالی انقلاب فرهنگی «طرح توسعه فرهنگ عفاف» را تصویب و به دولت ابلاغ نمود اما به دلیل آن که این طرح، از نگاه وزارت کشور دولت اصلاحات، اجرایی نبود، بایگانی شد.

غلبه‌ی رضایت‌مندی عمومی بر مصالح عمومى

آیا همان تصویری که از ولی فقیه به عنوان شخص پارسا و عادل، حافظ مصالح اجتماعى مسلمین، آشنا با ادبیات دینی و زمان‌شناس به ذهن می‌رسد، بر دولت‌ها و نهادهای دولتی هم قابل انطباق است؟ دولت‌ها غالباً محصول رقابت‌های حزبی و سیاسی هستند و ممکن است در تمامی ابعاد صلاحیت مدیران ارشد یا میانی آن‌ها شناخته شده نباشد. دغدغه‌ی بقاء در برخی دولتمردان سبب می‌شود که مردم را به مثابه‌ی برگه‌های رأی ببینند. این اشکال گرچه در کشور ما که پس از انقلاب شمار زیادی از دولتمردان صالح را تجربه کرده است، کم‌تر می‌نماید اما به هر میزان که باشد تأثیر خود را بر سیاست‌ها و برنامه‌ها آشکار می‌سازد. بنابراین ترس از عدم اقبال عمومی و کم شدن میزان آرا در دوره‌های بعدی مجلس یا دولت سبب ملاحظه‌کاری‌ها و کنار آمدن با واقعیت‌های موجود می شود. گاه نیز شعارهایی در اصلاح وضعیت موجود بر زبان می‌آید که بیشترین کارآیی آن خاموش کردن زمزمه کسانی است که به ادامه روند کنونی معترض‌اند. وگرنه، اگر قصد اصلاح بود ابتدا از نهادهای دولتی و از حاشیه‌ی همین دستگاهها آغاز می‌شد.

ضعف پیوند میان مردم و دولت

برخلاف بسیاری از کشورهای اروپایی که رابطه‌ی دولت و مردم مستحکم است و مردم با نگاه خوش‌بینانه به تصمیمات دولتی اعتماد می‌کنند، در کشور ما به دلایل تاریخی چنین پیوندی شکل نگرفته‌ است و نوعی مرزبندی میان مردم و دولت مشاهده می‌شود. بنابراین حضور مستقیم دولت در بسیاری عرصه‌ها بدون پشتیبانی عمومی انجام می‌شود و قرین موفقیت نیست. از این رو دولت برای مداخله در موضوع پوشش باید تمهیدات خاصی را برای برخورداری از حمایت مردمی بیندیشد.

ناهماهنگی و عدم جدیت در دستگاههای دولتى

دولت‌ها در مقاطع مختلف نشان داده‌اند که عزم و هماهنگی لازم را برای پیگیری اموری که نیازمند استمرار یا ثبات قدم است، ندارند. به عنوان مثال با وجود آن که ایران از حادثه‌خیزترین کشورها در زمینه‌ی تصادفات رانندگی است اما هرگاه که قوای انتظامی برای بهبود وضعیت اقدام کرده‌اند یا با ملاحظه‌‌کاری‌های مسئولان مافوق عقب نشسته‌اند و یا خود انگیزه‌ی پیگیری قاطعانه و مستمر را نداشته‌اند. در موضوع حجاب مسئله قدری پیچیده‌تر است. فشارهای بین‌المللی بر سر مفاهیم حقوق بشری و وجود روحیات سازشکارانه، ناهماهنگی در میان نهادهای پیگیر و مسئول که گاه به تخطه‌ی یکدیگر انجامیده است، عدم پیش‌بینی هزینه‌های ناشی از مقاومت برخی گروه‌ها و مسائلی از این دست سبب شده است که هرگاه دولت‌ها گارد مقابله گرفته‌اند، به سرعت کوتاه بیایند تا آن جا که اقشار مختلف فکر می‌کنند تصمیمی که اتخاذ می‌شود امکان چانه‌زنی درباره‌ی آن وجود دارد و می‌توان از اهرم اعتراض یا فشار برای توقف برنامه‌ها سود جست.

ضعف انگیزه در بدنه اجرایى

مشخصه‌ی مهم بدنه اجرایی آن است که ترکیب غالب آن‌ها را کسانی تشکیل می‌دهند که با انگیزه‌های مالی خدمت می‌کنند و دغدغه‌های فرهنگی و اصلاح‌گرانه برای آنان اصل نیست. چنین افرادی را در اموری می‌توان به راحتی به کار گرفت که کلیشه‌های مشخص و قابل محاسبه‌ای دارد اما انجام صحیح امور کیفی را، که هنوز در قالب شاخص‌های کمّی قابل ارزیابی نشده‌اند، نمی‌توان از این مجموعه انتظار داشت. در غیر این صورت با واکنش ظاهرگرایانه‌ی مردم مواجه می‌شویم که به ظاهر ضابطه پوشش را، در حدی که مورد مؤاخذه واقع نشوند رعایت کرده‌اند اما همین پوشش را وسیله‌ای برای تظاهرات جنسی و یا به مسخره گرفتن قانون قرار داده‌اند؛ چنان که نیکلاس کریسف خبرنگار مجله نیویورک تایمز در ضمن بیان خاطرات سفر خود به ایران چنین می‌گوید:

«زنان ودخترانی که اگر بدون پوشش مناسب اسلامی از خانه خارج شوند به زندان خواهند افتاد، این روزها از لباس‌هایی استفاده می‌کنند که نه تنها جذابیت‌های آنها را خفه نمی‌کند که آن‌ها را برجسته‌تر هم می‌کند.

وی سپس با لحنی طعن‌آمیز خطاب به رهبران دینی ایران می‌گوید که باید مواظب باشند چون در پوشش زنان ایرانی نه تنها هیچ اثری از اسلامی بودن نیست که به نوعی وهن عقاید مذهبی نیز محسوب می‌شود.

در سال 85، طبق طرحى، پرسنل نیروی انتظامی چند ماهی به عنوان ناحیان از منکر در موضوع حجاب وارد شدند. این حضور با دو مشکل مواجه بود اول آن که ورود پرسنل موظف در عرصه‌های فرهنگی که نیازمند دغدغه‌ی شخصی است، چندان تأثیر‌گذار نیست و دوم آن که این مجموعه برای ورود در این عرصه از توانمندی فرهنگی لازم برخوردار نیستند. بنابراین بهتر است قوای انتظامی در جایگاه اصلی خود به عنوان ضابطان قوه قضائیه با جرم برخورد قانونی و مقتدرانه کنند نه آن که در نقش مشاوران فرهنگی ظاهر شوند. این نکته البته به معنای نادیده گرفتن نقش دولت در پیشگیری و مقابله با منکرات نیست اما سازوکار مناسب خود را می‌طلبد. فقدان اتاق فکر، بخشی‌نگری و فقدان نگاه شامل و آینده‌نگرانه و غلبه‌ی نگاه حقوقی بر نگاه فرهنگی را در نوشته‌ها و گفته‌های مدیران و مسئولان می‌توان دید. ضعف نگاه کارشناسانه سبب شده است که اولاً اقدامات انجام شده با عکس‌العمل‌جامعه کارشناسی مواجه شود، ثانیاً به دلیل ناکام ماندن فعالیت‌ها این ایده تقویت می‌شود که نمی‌توان کاری انجام داد و به همین دلیل زمینه‌ی اقدامات بعدی از میان می رود.

سیاست‌های تجزیه‌گرایانه در پیگیری کلان پروژه‌ها نیز از موانع دستیابی به اهداف است. به عنوان مثال اگر طرح جامع اصلاح پوشش مشتمل بر دهها سیاست، برنامه و فعالیت باشد، برخی گمان می‌کنند با تجزیه کردن طرح جامع و اجرای صرفاً بخشی از برنامه‌ها می‌توان دست کم به بخشی از اهداف رسید، حال آن که ممکن است اجرای تجزیه‌گرایانه‌ی طرح‌ها نه تنها هیچ نتیجه‌ای عائد نسازد که نتایجی برخلاف انتظار ارائه دهد. آنچه به عنوان طرح ساماندهی مد لباس در مجلس شورای اسلامی مطرح گردید اگر به عنوان حلقه‌ای از یک زنجیره و در ضمن یک کلان طرح و با ملاحظه جوانب مختلف آن انجام می‌شد می‌توانست زمینه‌ای برای اصلاح وضعیت باشد اما در وضعیت کنونی که صرفاً به عنوان یک اقدام جزیی پیگیری می‌شود، چه بسا صرفاً به تکثیر مدل‌های لباس بیانجامد، در خدمت ارضای حس تنوع‌طلبی جوانان قرار گیرد و طرح‌های اسلیمی و بومی را موضوع تبرج و خودنمایی‌های خلاف شرع قرار دهد.

اما نکته‌ای که کم‌تر مورد بحث قرار گرفته توجه به این مطلب است که دولت‌ها در خوش‌بینانه‌ترین وضعیت، به استناد دیدگاه‌های متخصصان علوم اجتماعى برنامه‌ی اصلاحی خود را تنظیم می کنند. در اینجا این پرسش قابل طرح است که آیا ممکن است نظام کارشناسی خود دارای ماهیتی باشد که کارآیی آن را در اصلاح وضعیت موجود با تردید مواجه سازد؟ اگر به این نکته‌ی مهم توجه کنیم که علوم انسانی بر مفاهیم بنیادین، پیش‌فرض‌ها، تعاریف و ساختارهایی بنیان شده و از اهدافی برخوردارند که بر مبانی فلسفی استوار است و تعریف و تصویری که از انسان و ابعاد وجودی او، آزادی و اختیار، نسبت میان فرد و جامعه، نسبت میان دین و اجتماع، نسبیّت یا شمول گزاره‌های اخلاقی و اموری از این دست در مکاتب فلسفی اختیار می شود، در جهت‌گیری‌های علوم موثر خواهد بود و اگر این نکته را هم ملاحظه‌ کنیم که علومی از قبیل جامعه‌شناسى، روانشناسى، مشاوره و تربیت تحت سیطره گفتمان لیبرالیستی و چپ شکل گرفته و یا تطور یافته‌اند؛ آن‌گاه در قابلیت این علوم برای پی‌ریزی تمدن و تعمیق و گسترش فرهنگ اسلامی با تردید‌های مهمی مواجه خواهیم شد. از این رو می‌توان اذعان نمود که پذیرش چارچوب تحلیل علمی رایج می‌تواند به صحه گذاشتن بر برخی واقعیت‌های موجود منجر شود. به عنوان مثال اگر بدپوشی را به عنوان یک ناهنجاری (در تعریف رایج آن در علوم اجتماعى) به شمار آوریم و در صدد اصلاح آن برآییم با این مسئله مواجه می‌شویم که ممکن است اکثریت جامعه پوشش مناسب را حدّی از پوشش بدانند که با ضوابط تعیین شده در شریعت همخوان نباشد و حتی ممکن است در زمانی پوشش مورد نظر شرع و یا حجاب برتر با استنکار و تحقیر عرفی مواجه شود در این صورت باید در چارچوب ادبیات علوم اجتماعى بر پوششی که شکل هنجار به خود گرفته است مهر تأیید زد و آن را مشروعیت بخشید یا بر آموزه‌های دینی و ضرورت اصلاح وضعیت موجود تاکید بیشتری نمود؟

تشکیک مخالفان حجاب

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

امروز می خواهیم به روشها و چگونگی تشکیک مخالفین حجاب در مورد این امر بپردازیم

همان طور که می دانید زنان جامعه اسلامی را همواره بر اساس تعصبی که نسبت به مسئله مذهب و حجاب داشته اند را نمی توان به جنگ با مذهب دعوت کرد پس چگونه باید بی حجابی و در نتیجه مخالفت با مذهب را در آنها رشد و نمو داد ؟

همواره در جامعه دید گاه های مختلفی در مورد یک مسئله وجود دارد . گروهی مخالف و گروهی موافق . مخالفان حجاب  که آزادی پوشش را از حقوق اولیه زنان و از بدیهیات جامعه مدنی می داند، در رویکرد به بحث حجاب، عمدتاً بر چهار محور تأکید دارد:

1. تشکیک در اصل وجوب حجاب به عنوان یک حکم اسلامی برای زنان، با توسل به تفاسیر جدید از آیات و روایات؛

2. نفی لزوم دخالت حکومت در نحوه پوشش مردم؛

3. آزادی پوشش از حقوق اولیه بشر؛

4. مبارزه سیاسی با نظام حاکم از طریق تأکید بر آزادی پوشش.

شادی صدر که عقیده دارد به دلیل ماهیت کاملاً مذهبی زنان ایران، سخن گفتن از مبارزه با مذهب و جمهوری اسلامی به عنوان عامل نجات زنان، بی نتیجه است و تنها باعث دور شدن آنها از زنانی       می شود که می خواهند برای آنها کار کنند، حجاب را از منظر فقهی و علمی به صورت هم زمان مورد توجه قرار می دهد. او در مقاله ای با عنوان «آیا حکومت مسئول بی حجابی است؟» در مجله زنان، ضمن انتقاد به برخوردهای نیروی انتظامی با زنان و دختران، اشاره می کند که بر طبق آیات قرآن و روایات وارده در این موضوع، استثنائات فراوانی در باب حجاب زنان مطرح است که همگانی بودن حجاب را آن هم با شرایط امروز جهان، کاملاً زیر سؤال می برد. او در ادامه شواهدی نیز از غیر حکومتی بودن حجاب می آورد و می گوید: «نگارنده در جریان تحقیقات خود به هیچ موردی در تاریخ شیعه برنخورد که زنی به دلیل رعایت نکردن حجاب، مجازات شده باشد » او در مطلب دیگری، بی حجابی زنان را در مقابل سایر معضلات اجتماعی بسیار کم اهمیت تر می داند و می نویسد: «این سؤال همچنان برجا خواهد ماند که: چه کسی و چگونه اولویت های حکومت اسلامی را تعیین می کند؟ مشاور امور بانوان نیروی انتظامی اخیراً گفته است: این نیرو در حال تهیه لایحه ای برای مبارزه با بدحجابی است. آیا این نیرو و دفتر امور بانوان نیروی انتظامی در حال تهیه قوانینی برای مبارزه با زن کشی، خود سوزی و خودکشی زنان، خشونت خانگی و اجتماعی علیه زنان و... هم هست؟»

راحیل ابوعلی، در مطلبی با عنوان «جنبش بی حجابی» در سایت زنان ایران، حجاب را نمادی از خشونت علیه زنان می داند که مردان سیاست یا شعار روسری یا توسری در ایران پیاده کرده اند. او می نویسد: «اگر به تاریخ 25 ساله اجبار حجاب در ایران بنگریم می بینیم که زنان ایرانی، دانسته یا ندانسته پایه گذار جنبشی به نام جنبش بی حجابی شده اند که با گذر از مراحل مختلف توانسته است فضایی را با آن وضعیت پوشش به فضایی این چنین تبدیل کند. جنبشی که اگرچه حرکت آن، گاه به دلیل افزایش فشارها و بازداشت ها و مجازات های سخت، کند، و گاه با کاهش محدودیت های اجتماعی که با آغاز ریاست جمهوری محمد خاتمی شاهد آن بوده ایم، سریع گشته، ولی همواره در جامعه ردپایی از خود به جا گذاشته است و اکنون اگر همه آزادی های جامعه مدنی (!!!) از شهروندهای ایرانی گرفته شود و جامعه سیری برگشتی را طی کند، این جنبش باز هم به حرکت خود ادامه خواهد داد. چنانچه می بینیم که دختران و زنان ایرانی علی رغم اینکه به طور مرتب مورد هجوم و تاخت و تاز نیروهای تندرو قرار می گیرند و ملزم به پرداخت جریمه و تحمل شلاق می شوند، مجدداً با پوشش های قبلی در اجتماع ظاهر شده و دیگر حاضر به تقلیل خواسته ها و گذشتن از ابتدایی ترین حقوق خود نیستند و تنها تأثیر این خشونت ها را می توان از بین بردن قبح بازداشت و شلاق در میان دختران ارزیابی کرد. تأثیری که جامعه را مجبور به پرداخت بهایی بس سنگین خواهد کرد.»

این گونه ترسیم از فضای اختناق و سرکوبگری که با چاشنی اغراق همراه است، در مطالب دیگری نیز دنبال می شود. به نقل از سایت تریبون فمینیستی ایران، کمیسیونِ زنانِ یکی از سازمان های مخالف جمهوری اسلامی با نوشتن نامه سرگشاده ای به خانم لوییز آربور، رییس کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، نگرانی خود را در مورد برخوردهای اخیر حکومت ایران در مورد حجاب زنان ابراز می کند. در بخشی از این نامه آمده است: «نیروهای انتظامی رسمی جمهوری اسلامی ایران و گروه های فشار غیر رسمیِ آن اخیراً به بهانه بدحجابی و برهنگی، خشونت گسترده ای را علیه زنان و دختران آغاز کرده اند. گزارش هایی که از ایران می رسد حاکی از حمله افراد ناشناس با چاقو به دختران و تهدید به پاشیدن اسید در صورت رعایت نکردن حجاب کامل می باشد. در شهرهای مختلف ایران به صورت کاملاً از پیش برنامه ریزی شده حکم شلاق در مورد زنان و دخترانی که شلوارهای کوتاه (پایین تر از زانو) پوشیده اند، در محل برهنگی اجرا می شود.»

مطالبه آزادی پوشش به عنوان یکی از حقوق زنان، از دیگر مباحثی است که از سوی این طیف ها دنبال می شود. ایمان مظفری در مطلبی با عنوان «همه آماده می خواهیم به مبارزه با مفاسد اجتماعی برویم» که در سایت زنان ایران به چاپ می رسد، از مطالبه ای سخن می گوید که پس از سال ها فشار و محدودیت، امروز زنان به کسب آن امیدوار هستند: «همه اینها یک تحول و دگرگونی جبری در جامعه ای است که به دنبال آزادی است. دختران امروز ما برای اثبات اینکه آزاد هستند، یک نوع دگرگونی را در فضایی که تحت تسلط خودشان باشد به وجود می آورند و آن، هیچ حوزه ای نیست جز حوزه خصوصی خودشان یعنی انتخاب نوع پوشش.»

این گونه موضع گیری ها به صورتی تعدیل یافته تر در برخی نشریات کشور نیز که چنین تفکری بر آنها حاکم است، دنبال می شود. در این نشریات، هیچ گونه مقابله با بدحجابی، از برخورد با تولید کنندگان مانتوهای کوتاه و تنگ تا اعتراضات لفظی برخی مسئولان به بدحجابی فزاینده و لزوم فرهنگ سازی، تحمل نمی شود و با عباراتی نظیر «برخوردهای خشونت آمیز، عدم درک نسل جوان، افسردگی جوانان و نیاز به شادی، تفکر طالبانی و...» به شدت مورد انتقاد قرار می گیرد.

بنابراین می بینیم که روش های نرم برای مقابله با حجاب شیوه های بسیار ماهرانه ای است که مخالفین حجاب از آن برای مقابله با این امر استفاده می کنند 

السلام علیک یا ابا عبدالله(ص)

السلام علیک یا ابا عبد الله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین .... سلام بر تو یا ابا عبدالله و سلام بر جان هایی که که در سایه سارت جان باختند سلام من وسلام خدا بر شما تا شب و روز باقی است و خداوند این را اخرین زیارت ما قرار ندهد. سلام بر حسین و بر علی بن الحسین وسلام بر فرزندان حسین و سلام بر یاران حسین..

اربعین سالار شهیدان بر همگان تسلیت

دختران و حجاب

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

يكى از مسايل مهمى كه هر دخترى در دوران زندگى خود بايد آن را مدّ نظر قرار دهد، مسئله «حجاب» است .
قرآن كريم كه بعنوان يكى از مهمترين سندهاى زنده الهي، در ميان مردم به امانت گذاشته شده است، مسئله حجاب و حفظ دختران از ديد نامحرمان را مورد تأكيد قرار داده و مى ‎ فرمايد :
وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها .
(و به زنان مؤمن بگو تا چشمهاى خود را (از نامحرم) و دامن و اندامشان (از عمل زشت) محفوظ دارند و زينت خود را جز آنچه ظاهر مى ‎ شود، بر بيگانگان آشكار نسازند . )
گروهى از زنان و دختران جوان، حجاب و پوشش اسلامى را مغاير با آزادى اجتماعى مى ‎ دانند، اما بايد متوجه باشند كه حفظ خود و دورى از نامحرم، هرگز دليل بر سلب آزادى نيست، چه اينكه با رعايت حجاب و موازين شرعي، خود را از ملعبه‌ انسانهاى فاسد و مردان پست دور نگهداشته و در كمال آسايش و راحتى به زندگى شرافتمندانه ‎ اى ادامه مى ‎ دهند .
استاد مطهرى (ره) در كتاب ارزشمند «مسئله حجاب» به طور تفصيل به فلسفه حجاب پرداخته و به نكته فوق اشاره نموده است ايشان در قسمتى از اين كتاب مى ‎ نويسد :
در اسلام زندان كردن زنها وجود ندارد حجاب در اسلام يك وظيفه است و وظيفه را نمى ‎ توان به عنوان محدوديت و بردگى و زندانى كردن ناميد .
پوشيدگى زن تا حدّى كه اسلام تجويز كرده است موجب كرامت و احترام بيشتر اوست؛ زيرا او را از تعرض افراد فاسد و دور از اخلاق بر حذر مى ‎ دارد .....
دختران جوان بايد اين حقيقت را درك كنند كه، افراد جامعه يكسان نيستند، خواه نا خواه گروهى پست و بى مايه، كه هرگز طعم خوش تربيت اسلامى را نچشيده ‎ اند و در حاشيه اجتماع قرار دارند براى رسيدن به اميال حيوانى و ارضاء خواهشهاى نفسانى خود از هيچ جنايتى دريغ نمى ‎ كنند .
حال سؤال اين است كه اگر دخترى خود را با ظاهرى آراسته و بدون حجاب در معرض ديد افراد جامعه قرار داد و سرانجام در دام خفت بار بى عفتى و تجاوز سقوط كرد چه كسى را بايد ملامت كند؟
چه بسيار دخترانى كه بر اثر عدم رعايت اين اصل اصولى اسلام، در جامعه حاضر شدند و زمينه سقوط و انحطاط و بدبختى خود را فراهم نمودند، تا جايى كه رسانه ‎ هاى گروهى از قبيل روزنامه ‎ ها و مجله ‎ هاى معروف، هزاران مورد آن را متذكر مى ‎ شوند و فرياد بى صدايشان به جايى نمى ‎ رسد .
گروهى از دختران جوان فكر مى ‎ كنند كه زندانهاى موجود در جامعه ويژه پسران و مردان است؛ در حالى كه اينها سخت در اشتباهند، چه بسيار افرادى كه بر اثر بى ‎ عفتى و ترك حجاب از راه به در شدند و با وضع خفت بارى پشت ميله ‎ هاى زندان جاى گرفتند .
عواقب خطرناك بى بند و بارى و عدم رعايت پوشش اسلامى آنقدر زياد است كه از حد گفتار و مقال گذشته است. يكى از مهمترين نتيجه ‎ هاى بى عفتى و تن ندادن به فرامين الهى در مورد مسئله حجاب، ايجاد اجتماعى فاسد و هرج و مرج اخلاقى است كه دامنگير افراد صالح و جوانان پاكدامن مى ‎ شود .
چه بسيار پسران جوانى كه بر اثر محيط فاسد و مسموم از جهت اخلاقى دچار وساوس شيطانى شدند كه بى حجابى زنان و دختران جامعه بعنوان سر سلسله علل آن محسوب مى ‎ شود .
اى كاش دختران جوان جامعه ما به اين نكته توجه داشتند كه اگر بخواهند با فردايى بهتر و آينده ‎ اى روشن به زندگى سعادتمند خود ادامه داده و راههاى موفقيت را يكى پس از ديگرى بپيمايند، نبايد از حدّ و مرزهاى الهى و دستورات شرع سرپيچى كنند .
هزار و چهار صد سال قبل، دخت نبى اكرم حضرت زهرا سلام الله عليها به اين حقيقت اشاره نموده است كه: مصلحت زنان در اين است كه مردان آنان را نديده و آنان نيز مردان را نبينند .
امير مؤمنان ـ عليه السّلام ـ نيز ضمن سفارشى به فرزند بزرگوارش امام حسن ـ عليه السّلام ـ مى ‎ فرمايد :
به وسيله حجاب چشمان زنانتان را بپوشانيد، زيرا حجاب و پرده نشينى هر چه بيشتر باشد، آنان از تبهكارى و فساد محفوظ مى ‎ مانند .
در روايت ديگرى آمده است: مردى خدمت رسول خدا ـ صلّى الله عليه و آله ـ رسيد و عرض كرد :
مادرم از معاشرت با نامحرمان ابايى ندارد چه كنم؟
حضرت فرمود: از خارج شدن او ممانعت كن. گفت اين كار را كرده ‎ ام .
حضرت فرمود مادرت را زنجير كن؛ زيرا هيچ احسانى براى او بهتر از اين نيست كه او را از ارتكاب به حرام بازدارى .
با توجه به آنچه گذشت، دختران جوان مى ‎ توانند با رعايت حجاب و اهميت دادن به آن، جامعه ‎ اى سالم و محيطى به دور از مفاسد اخلاقى را فراهم آورند و در كنار مصونيّت اجتماعى خود، زمينه ‎ هاي، شكوفايى استعدادهاى نهفته خود را ايجاد كنند .
هر عاقلى تصديق مى ‎ كند كه حفظ اموال و اشياء قيمتى از دستبرد دزدهاى پست امرى است ضرورى و تحسن برانگيز. به سخن ديگر هيچ عاقلي، شخصى را كه از اموال و اشياء‌ قيمتى خود محافظت مى ‎ كند، مورد مذمت و ملامت قرار نمى ‎ دهد. دختران جوان نيز بايد همانگونه كه در حفظ زر و زيور مادى خود مى ‎ كوشند، جمال و زيبايى خدا دادى خود را نيز از معرض دستبرد افراد فاسد و پليد حفظ نموده، و با توسل به معنويات و پيمودن راههاى صحيح اسلامى در زندگى خود، امكان موفقيت خويش را دو چندان كنند .
با مطالعه تاريخ زندگانى اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ، مى ‎ توان به اين حقيقت دست يافت كه آن بزرگواران در سيره و راه و روش زندگى خود نسبت به مسئله حجاب و دور نگه داشتن ناموس خود از ديد نامحرمان بسيار حساس بودند .
و از آنجا كه آنان بعنوان بزرگترين مربيان اخلاقى و الگوهاى تربيتى مى ‎ توانند زندگى سعادتمندى را براى تمام بشر به ارمغان آورند، بر ماست كه با پيروى و اطاعت از سيره و فرامين الهى معصومان ـ عليهم السّلام ـ خود را متخلق به اخلاق اسلامى نموده و در جمع بندگان خاص خداوند و شيفتگان آن بزرگواران قرار دهيم .

فرانسه و کشف حجاب

سلام به همه ی دوستان عزیز

و اما  شروع حرکت مخالفت با حجاب و آغاز این پروسه  به صورت رسمی در غرب از کشور فرانسه آغاز شد

حال باید ببینیم اروپا چرا از فرانسه آغاز کرد ؟

برای این کار بیشتر با فرانسه آشنا می شویم

فرانسه با عنوان رسمی جمهوری فرانسه کشوری است واقع در اروپای غربی

فرانسه بزرگ‌ترین کشور اروپای غربی است. فرانسه یکی از اعضای موسس اتحادیه اروپا وسازمان ملل متحد  است. این کشور همچنین عضو گروه جی ۸ و از اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد و دارای حق وتواست.

انقلاب فرانسه دوره‌ای از دگرگونی‎های اجتماعی سیاسی در تاریخ سیاسی فرانسه و اروپابود. این انقلاب یکی از چند انقلاب مادر در طول تاریخ جهان است که پس از فراز و نشیب‎های بسیار، منجر به تغییر نظام سلطنتی به جمهوری در فرانسه و ایجاد پیامدهای عمیقی در کل اروپا شد.

بنابراین اروپایی ها انقلاب کبیر فرانسه را آغاز دموکراسی در اروپا می دانند و آغاز هر حرکتی از  فرانسه در راستای به اصطلاح دموکراسی برای آنها از اهمیت بالایی برخوردار است .

از طرفی اسلام پس از کاتولیک دومین دین بزرگ در فرانسه محسوب می شود و به طور تقریبی دارای 4 تا 6 میلیون نفر جمیعت است که دارای سابقه فرهنگی هستند. در سال 2004، وزارت کشور فرانسه تعداد مسلمانان را 1/4 میلیون نفر برآورد کرد (این در شرایطی است که برخی از منابع دیگر تعداد مسلمانان را بین 5 تا 6 میلیون نفر برآورد کرده اند) و تعداد فرانسوی هایی که اسلام آورده اند 40 هزار نفر  اعلام شده است.

این در شرایطی است که بر اساس قانونی که در سال 1872 در این کشور تصویب شد، جمهوری فرانسه نباید در آمارگیری و سرشماریهای خود پرسش دینی یا قومی مطرح کند.

به دلیل روابط تاریخی فرانسه با جهان اسلام، مسلمان این کشور برزگترین جامعه مسلمانان را در اروپای غربی و به طول کلی در اروپا را در خود جای داده است. اسلام، بعد از کاتولیک مسیحیت، به عنوان دومین دین این کشور به شمار می رود، به طورى که تعداد مسلمانان بیش از پروتستانها و یهودیان این کشور است. در کشور فرانسه 1 میلیون پروتستان، 600 هزار نفر بودایی، 525 هزار نفری یهودی و 150 هزار نفر ارتدکس شرقی زندگی می کنند.

تعداد مسلمانان فرانسه را بین 5 تا 6 میلیون نفر تخمین زده اند که بیشترین تعداد مسلمانان، در شهرهاى پاریس، مارسى و لیون اقامت دارند. در میان آمار و نتایجی که درباره حضور مسلمانان مشاهده می شود می توان به این حقیقت اشاره کرد که تعداد زنانی که اسلام می آورند در مقایسه با مردان بیشتر است و ناظران تأکید کرده اند اسلام آوردن زنان مسلمان ارتباط چندانی به ازدواج با مردان مسلمان ندارد.

بنابراین در ابتدا که مسلمانان فرانسه مربوط به مهاجران بودند هیچ گونه نگرانی وجود نداشت اما پس از اخذ آمارهای فوق از جامعه فرانسه و همچنین به این نتیجه رسیدن که حجاب تاثیر بسزایی در مسلمان شدن خانم ها ی فرانسوی تبار داشته این نگرانی که حجاب اسلحه ای قدرتمند در گسترش اسلام در اروپا می باشد سران اروپا و فرانسه را دربرگرفت

بنابراین آغاز حرکت از کشوری که دارای بیشترین مسلمان است و همچنین دموکراسی در اروپا از این کشور تعریف می شود برای برنامه ریزان این سناریو از اهمیت فوق العاده زیادی برخوردار بود که با آغاز این حرکت شروع مخالفت با حجاب و در نتیجه با اسلام در اروپا آغاز شد

منع حجاب در کشورها

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

در سالهای گذشته دولتهای غربی برنامه ریزی های زیادی را برای مبارزه با اسلام آغاز کردند

منع حجاب به عنوان اولین نماد زن مسلمان در کشورها آغاز طرح برنامه ریزی شده ی اسلام ستیزی در این کشورها بود

اما برای آغاز این حرکت بهترین مکان کشورهای مسلمان بودند

بنابراین دولت های غربی شروع به تصویب قوانینی برای این کار کردند

  • ایران

رضا شاه در ۱۷ دی ۱۳۱۴ قانون  کشف حجاب را رسمی کرد.  این قانون پس از پایان حکومت رضا شاه در شهریور بیست به فراموشی سپرده‌شد و اجرا نگردید.

  • آذربایجان

منع حجاب دختران در مدارس توسط وزارت آموزش این کشور علیرغم اعتراضات متعدد مردم همچنان ادامه دارد

  • ترکیه

در ترکیه داشتن حجاب اسلامی در دانشگاه‌های دولتی ممنوع است، اما در سال ۲۰۰۸ پارلمان ترکیه رای به لغو این قانون داد.

  • تاجیکستان

ممنوع رعایت حجاب در مدارس تاجیکستان

قوانین کشور فرانسه از سال ۲۰۰۴ دختران را از داشتن حجاب اسلامی در مدرسه‏‏ها، دانشگاه‌ها و مکان‌های دولتی منع می‌کند.

و این روند همچنان در کشورهای دیگر با وجود اعتراضات گسترده در حال اجرا شدن است

حال از خود می پرسیم : چرا حجاب در کشورهای مختلف به صورت قانونی در حال منع شدن است؟

حجاب و حضور زنان در جامعه

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

حجاب

پيغمبر اكرم زنان را اجازه می‏داد كه به خاطر حاجتی كه دارند بيرون روند و كار خويش را انجام دهند . سوده دختر زمعه ، همسر رسول خدا زنی بلند بالا بود . يك شب با اجازه رسول خدا از خانه به خاطر كاری بيرون آمد با اينكه شب بود عمر بن الخطاب سوده را به خاطر بلند بالائيش شناخت
عمر در اين جهت تعصب شديدی داشت و همواره به پيغمبر توصيه می‏كرد اجازه ندهد زنانش بيرون‏ روند . عمر با لحن خشنی به سوده گفت : تو خيال كردی كه ما ترا نشناختيم‏ ؟ ! خير شناختيم . پس از اين در بيرون آمدن خود دقت بيشتری بكن . سوده‏ از همانجا مراجعت كرد و ماجرا را به عرض رسول خدا رساند در حالی كه‏ رسول خدا مشغول شام خوردن بود و استخوانی در دستش بود . طولی نكشيد كه‏ حالت وحی بر آنحضرت عارض شد . پس از بازگشت به حالت عادی فرمود : " « انه قد اذن لكن ان تخرجن لحوائجكن » " . يعنی اجازه داده شد به‏ شما كه اگر حاجتی داريد بيرون رويد

آنچنانكه مجموعا از تواريخ و نقلهای حديثی بر می‏آيد ، در ميان صحابه‏ رسول خدا ، عمر بن الخطاب - همچنانكه مقتضای طبيعتهائی خشك و خشن از طراز اوست - در مورد زنان فوق العاده سختگير و طرفدار خانه‏نشينی كلی‏ آنها بوده است
جاحظ در " البيان و التبيين " جلد 2 صفحه 90 و جلد 3 صفحه 155 از عمر نقل می‏كند كه : " اكثروا لهن من قول " لا " فان " نعم " ليضربهن علی المسألة يعنی‏ بيشتر به زنها " نه " بگوئيد . زيرا " بلی " آنانرا در خواهش جری‏تر می‏كند "
در تفسير كشاف ذيل آيه 53 سوره احزاب می‏نويسد : " عمر خيلی علاقه‏مند بود كه زنان رسول خدا در پرده باشند و بيرون نروند ، زياد اين مطلب را به ميان می‏گذاشت . به زنان پيغمبر می‏گفت : اگر اختيار با من بود ، چشمی شما را نمی‏ديد . يك روز بر آنان‏ گذشت و گفت آخر شما با ساير زنان فرق داريد همچنانكه شوهر شما با ساير مردان فرق دارد . بهتر است به پرده در شويد . زينب همسر رسول خدا گفت‏ : پسر خطاب ! وحی در خانه ما نازل می‏شود و آنگاه تو نسبت به ما غيرت‏ می‏ورزی و تكليف معين می‏كنی ؟ ! "
در سنن ابن ماجه " باب ماجاء فی البكاء علی الميت " حديث شماره‏ 1587 می‏نويسد : " رسول خدا در تشييع جنازه‏ای شركت كرد . زنی از كسان متوفی شركت‏ كرده بود . عمر بر آن زن نهيب زد . رسول خدا فرمود : ولش كن ای عمر ! چشم گريان و دل داغدار و عهد قريب است "
از اينگونه جريانها در تاريخ زندگی عمر زياد يافت می‏شود . حتی نقل‏ كرده‏اند كه : " عاتكه ، همسر عمر ، دائما با او برای رفتن به مسجد در كشمكش بود
عمر نمی‏خواست او شركت كند اما او اصرار داشت شركت كند . عاتكه‏ نمی‏خواست نهی شوهرش را تمرد كند ، عمر هم نمی‏خواست نهی صريح كند ، دلش می‏خواست وقتی كه در مقابل تقاضای عاتكه سكوت می‏كند ، عاتكه به‏ مسجد نرود . اين بود كه در مقابل درخواست عاتكه سكوت می‏كرد و لب از لب نمی‏جنبانيد . اما عاتكه می‏گفت به خدا قسم مادامی كه صريحا نهی نكنی‏ خواهم رفت و می‏رفت

در صحيح بخاری از ابن عباس نقل می‏كند كه گفت : " سخت مايل بودم فرصت مناسبی به چنگ آورم و از عمر بپرسم آن دو زن‏ كه در قرآن درباره آنان آمده است : " « ان تتوبا الی الله فقد صغت‏ قلوبكما »"  كيانند ؟ تا آنكه در سفر حج همراه او شدم .

يك روز فرصتی پيش آمد ، ضمن اينكه آب وضو روی دستش می‏ريختم گفتم يا اميرالمؤمنين ! آن دو زن كه خداوند در قرآن به آنها اشاره می‏كند و می‏فرمايد : " « ان تتوبا الی الله فقد صغت قلوبكما »" كدامند ؟ گفت‏ : عجب است از تو كه چنين پرسشی می‏كنی . آنها عايشه و حفصه می‏باشند
آنگاه خود عمر داستان را اينچنين تفصيل داد : من و يكی از انصار در قسمت بالای شهر مدينه كه با مسجد و مركز مدينه‏ فاصله داشت منزل داشتيم . من و او با هم قرار گذاشته بوديم به نوبت ، يك روز در ميان ، هر كدام از ما به مسجد و مركز مدينه برويم و اگر چيز تازه‏ای رخ داده بود به اطلاع ديگری برسانيم
ما مردم قريش تا در مكه بوديم بر زنان خويش مسلط بوديم ، اما مردم مدينه برعكس بودند ، زنان آنان بر ايشان تسلط داشتند . تدريجا اخلاق‏ زنان مدينه در زنان ما اثر كرد . يك روز من به همسرم خشم گرفتم . او برخلاف انتظار ، جواب مرا پس داد
گفتم : جواب مرا پس می‏دهی ؟ ! گفت : خبر نداری كه زنان پيغمبر رويشان با او باز است و با او يك و دو می‏كنند و گاه يكی از آنان يك‏ روز تمام با پيغمبر قهر می‏كند

از شنيدن اين سخن سخت ناراحت شدم گفتم به خدا قسم كسی كه با پيغمبر چنين كند بدبخت شده است . فورا لباس پوشيدم و آمدم به شهر و بر دخترم حفصه وارد شدم ، گفتم شنيده‏ام شما گاهی يك روز تمام پيغمبر را ناراحت می‏كنيد . گفت : بلی . گفتم : دختركم ! بيچاره شدی . چه اطمينانی‏ داری كه خداوند به خاطر پيامبرش بر تو خشم نگيرد ؟ دختركم ! از من بشنو : بعد از اين نه با پيغمبر تندی كن و نه از او قهر كن . هر چه می‏خواهی به‏ خودم بگو اگر می‏بينی رقيبت ( عايشه ) از تو زيباتر است ناراحت نباش
قضيه گذشت . در آن ايام ما نگران حمله غسانيها از جانب شام بوديم : شنيده بوديم آنان آماده حمله به ما هستند . يك روز كه نوبت رفيق انصاری‏ بود و من در خانه بودم ، شب هنگام ديدم در خانه مرا محكم می‏كوبد و می‏گويد : او در خانه است ؟ من سخت در هراس شدم . آمدم بيرون . گفت‏ حادثه بزرگی رخ داده . گفتم : غسانيها حمله كردند ؟ گفت : نه ، از آن‏ بزرگتر . گفتم : چه شده ؟ گفت : پيامبر زنان خويش را يكجا ترك گفته‏ است! گفتم بيچاره شد حفصه . قبلا پيش‏بينی می‏كردم و به خود حفصه هم گفتم
صبح زود لباس پوشيدم و برای نماز صبح به مسجد رفتم و با پيامبر نماز جماعت خواندم . پيامبر بعد از نماز به اتاق مخصوصی كه به خودش تعلق‏ داشت رفت و از همه كناره‏گيری كرد . من به سراغ حفصه رفتم . می‏گريست
گفتم چرا می‏گريی ؟ به تو نگفتم اين قدر پيامبر را آزار ندهيد ؟ ! خوب ، آيا شما را طلاق داد ؟ گفت : نمی‏دانم . همين قدر می‏دانم از همه كناره‏گيری‏ كرده است . آمدم به مسجد نزديك منبر پيامبر ديدم گروهی گرد منبر جمع‏ شده می‏گريند . قدری با آنها نشستم . چون خيلی ناراحت بودم رفتم به طرف‏ اتاق پيغمبر . يك سياه دم در بود . گفتم به پيغمبر بگو : عمر اجازه ورود می‏خواهد . رفت و برگشت و گفت : گفتم اما پيغمبر سكوت كرد برگشتم و رفتم ميان مردمی كه گرد منبر را گرفته بودند . مدتی نشستم  نتوانستم آرام بگيرم . دو مرتبه آمدم و به دربان گفتم برای عمر اجازه‏ بگير
رفت و برگشت و گفت : از پيغمبر برايت اجازه خواستم ، اما پيغمبر سكوت كرد . برای سومين بار رفتم ميان مردمی كه گرد منبر جمع بودند و از ناراحتی پيغمبر ناراحت بودند . باز هم نتوانستم آرام بگيرم . نوبت سوم‏ آمدم و به وسيله آن دربان سياه اجازه ورود خواستم . غلام رفت و برگشت و گفت باز هم پيغمبر سكوت كرد . مأيوسانه مراجعت كردم . ناگهان فرياد همان دربان سياه را شنيدم كه مرا می‏خواند . گفت : بيا كه پيغمبر اجازه‏ داد . وقتی كه وارد شدم ، ديدم پيغمبر بر روی شنها به پهلو خوابيده و بر يك متكا از ليف خرما تكيه كرده سنگريزه‏ها بر جسمش اثر گذاشته است
سلام كردم . ايستادم و گفتم : يا رسول الله ! می‏گويند همسران خويش را طلاق داده‏ای ، راست است ؟ گفت : نه . گفتم : الله اكبر . همانطور كه‏ ايستاده بودم شروع كردم به سخن گفتن و مقصودم اين بود سر شوخی را باز كنم‏ . گفتم : يا رسول الله ! ما مردم قريش تا در مكه بوديم بر زنان خويش‏ مسلط بوديم ، آمديم به اين شهر و از بخت بد ، زنان اين شهر بر مردانشان‏ تسلط داشتند . پيامبر از شنيدن اين جمله تبسمی كرد . به سخن خودم ادامه‏ دادم و گفتم : من قبلا به دخترم حفصه گفته بودم كه اگر عايشه از تو قشنگتر و محبوبتر است ناراحت نباش . بار ديگر پيغمبر تبسم كرد . چون ديدم‏ تبسم كرد نشستم ، به اطراف نگاه كردم هيچ چيزی در آنجا به چشم نمی‏خورد جز سه تا پوست گوسفند . گفتم : يا رسول الله ! دعا كن خداوند به امت تو توسعه عنايت فرمايد آنچنانكه فارس و روم غرق در نعمتند . پيغمبر كه‏ تكيه كرده بود فورا نشست ، فرمود : اينها دليل لطف خدا نيست . آنها نعمتهای خويش را در همين دنيا از خدا گرفته‏اند . گفتم : از گفته خودم‏ پشيمانم . برای من طلب مغفرت كن
از اين پس پيغمبر يك ماه از زنان خويش دوری جست ، بدان جهت كه‏ رازی را حفصه نزد عايشه آشكار كرده بود . ( نه بدان جهت كه عمر می‏پنداشت كه چون زنان پيغمبر زبان دراز شده بودند و پيغمبر را ناراحت‏ می‏كردند و پيغمبر در مقابل آنها سكوت می‏كرد ) . بعد از يك ماه پيغمبر نزد . زنان خويش برگشت . آيه تخيير نازل شده بود كه هر كدام از همسران‏ رسول خدا از ادامه همسری ناراضی هستند پيغمبر آنها را در نهايت خوشی ، با كمك فراوان مالی در كارشان آزاد بگذارد ، هر جا می‏خواهند بروند ، و با هر كس می‏خواهند ازدواج كنند و هر كدام مايلند با همين وضع فقيرانه‏ بسازند به زندگی با پيغمبر ادامه دهند . همه آنها در كمال رضايت گفتند : ما خدا و پيغمبر را انتخاب می‏كنيم و افتخار همسری رسول خدا را از دست‏ نمی‏دهيم "

این داستان و داستانهای دیگر نشانه ی کوچکی از مخالفتهای عربها با پیامبر در زمان صدر اسلام در مورد زنان است . زنانی که در جاهلیت عرب هیچ گونه ارزش و اعتباری نداشتند و اسلام آنها را همان گونه که شایسته آنها بود قدر و منزلت بخشید

مختصری از فواید حجاب 2

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

4-     تصریح به آرمان ها


کسی که نماد های اسلامی را اتخاب خود قرار می دهد ، با قدرت و صلابت از راهی که انتخاب کرده دفاع می کند و به صراحت اعتقادات خود را اعلام می نماید . این صراحت و شجاعت ، در نهایت موجب رسمیت و اعتلای آن اعتقاد خواهد شد . زنان مسلمان در اروپا با حجاب خود که نماد آرمان و فرهنگ و اعتقاد آنهاست ، در برابر عقاید باطل مبارزه می کنند و فرهنگ و آرمان های مدهبی خود را به نمایش می گذارند .


لباس هر انسان پرچم کشور وجود اوست ؛ پرچمی است که او بر سر در خانه ی وجود خود نصب کرده است و با آن اعلام می کند که از کدام فرهنگ تبعیت می کند .


همچنانکه هر ملتی با وفاداری و احترام به پرچم خود ، اعتقاد خود را به هویت ملی و سیاسی خود ابراز می کند ، هر انسان نیز مادام که به یک سلسله ارزش ها و بینش ها معتقد و دلبسته باشد ، لباس متناسب با آن ارزش ها و بینش ها را از تن به در نخواهد کرد.


لباس انسان ، لباس انتخاب است و انتخاب انسان از علاقه های او سرچشمه می گیرد . شاید بسیاری از خوانندگان این مصراع را شنیده باشند که رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون . مقصود شاعر این بوده که تغییر رنگی که به طور طبیعی در چهره ی انسان پیدا می شود ، از تغییر وضع و حال درونی او خبر می دهد . ما می توانیم قدری از مقصود شاعر فراتر رویم و بگوییم نه تنها رنگ طبیعی رخساره ، بلکه ... آرایش همه ی بدن و شکل و اندازه ی لباسی که برای خود انتخاب می کند ، از سر ضمیر انان خبر می دهد و با احوال درونی و تمایلات روانی آنان ارتباط مستقیم دارد . لباس نه تنها تخت تاثیر فرهنگ جامعه است که معرف شخصیت تک تک افراد نیز هست . بنابر این انسان با لباس خود ، علاقه ها ، حساسیت ها ، دلبستگی ها و آرمان های خود را با صدای رسا اعلام می کند . ما چه بخواهیم و چه نخواهیم با قیافه و رفتار و لباس خود ، فکر و فرهنگی را تبلیغ می کنیم یا دست کم سیاهی لشکر آن قرار می دهیم ، چرا مبلغ فکری باشیم که به آن اعتقاد نداریم ؟


پیامبر اکرم بر این نکته تاکید می ورزیدند که دشمن در مواجهه ی اول با جبهه ی مسلمانان باید مرعوب قدرت و هیبت و کثرت آنان باشد . به همین دلیل ، پیرمردان ریش سپید را به رنگ زدن محاسنشان امر فرمودند تا دشمن به ضعف آنها پی نبرد و به حمله و هجوم طمع نکند . آیا شایسته است ما در جایی که این همه نیروی آماده به خدمت داریم ، نیروی دین و اقتدار خود را ننماییم تا در معرض تعرض دشمن قرار گیریم ؟


راز مخالفت دشمنان با این لباس و دیگر نمادهای منسوب به دین که در قالب مقاله ، توهین ، تهدید ، طنز ، کاریکاتور و ... ابراز می شود ، در همین نکته نهفته است .


  


   


5-     القای ناخود آگاه حقانیت


در داستان کشف حجاب ، بانوان ایرانی که قرن ها حجاب اسلامی را برگزیده و به آن افتخار می نمودند با بخشنامه و تهدید و اسلحه ، دست از آن نکشیدند .


تدبیری که استعمار برای ترویج فرهنگ برهنگی در جوامع اسلامی به کار گرفت ، از توزیع ظرف و پارچه هایی آغاز می شود که در آن تصویر زن نیمه برهنه ی غربی ، جذاب و رنگین به نمایش در آمده و به قیمت ارزان در اختیار مردم قرار داده می شود . پس از آن ، حضور زنان نیمه عریان غربی در جامعه ی اسلامی ، به بهانه ی خویشاوندی با سفیران و مقام های سیاسی یا به بهانه ی جهانگردی ، آن تصویرهای ساکن را حرکت بخشیده و زنده کرد . ابزار شهر فرنگ ، فیلم های سینمایی و ارتباطات این فرایند را تکمیل کرد . واکنش اولیه ی مردم مسلمان در مقابل آن تصویرها و این حضور ، نفی و نفرت و بدگویی بود ؛ ولی طول زمان و کثرت موارد ، آرام آرام قبح و شناعت آن را در نظر مردم کم کرد و بی حجابی به ویژه برای نسل جوان به صورت پدیده ای عادی جلوه کرد . هرچه تعداد یک پدیده نادرتر باشد ، زمینه ی تحقیر و طرد آن بیشتر است و هرچه فراوان تر شود ، در نظر مردمان موجه تر و مقبول تر جلوه می کند .


 


6-     گزارشی از باطن جامعه و اهمین دین


7-     تبلیغ غیر مستقیم


8-     بهره های معنوی و عنایت های ویژه

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

یک سال پیش در چنین روزی وبلاگ حجاب آری یا نه افتتاح شد

برای جمع آوری این مطالب در این مدت بسیار تلاش کرده ایم تا بتوانیم بهترینها را برای شما به ارمغان بیاوریم

در این یک سال بیش از ۳۴۸۰ بازدید کننده ۶۵۵۸ بار از این وبلاگ دیدن کرده اند . بازدید کنندگانی با دید گاه های مخالف و موافق

بازدید کنندگانی با انتقادات و پیشنهادات مختلف

ما هم در حد توان خودمان سعی بر این داشتیم که همه ی انتقادات و پیشنهادات و تمام نظرات رو به گوش جان بشنویم و حتی یک نظر را حذف نکنیم .

حملات زیادی به ما شد  و همچنین تبریکات زیادی دریافت کردیم

در نظر سنجی ما بیش از ۲۵۷ نظر ثبت شد که ۸/۷۵ افراد شرکت کننده حجاب را یک ارزش برشمردند .

بازدید کنندگانی از کشورهای مختلف داشته ایم که به ما لطف داشته اند .

به هرحال یک سال را پشت سر گذاشتیم اما هنوز هستیم و امیدواریم تمامی دوستان مطالب سایت را به دقت بخوانند . آن هم از ابتدا

چون ما سعی کردیم مطالبی را به صورت پیوسته جمع آوری کنیم

به زودی برخی از پیشنهادات دوستان را به اجرا در می آوریم

از جمله جستجو در وبلاگ - تغییر قالب  وبلاگ - ترجمه وبلاگ به زبان های مختلف - استفاده از عکس در مطالب وبلاگ و .....

با تشکر از تمامی دوستانی که در این مدت یاریگر ما بوده اند

مختصری از فواید حجاب 1

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

2-     تداعی و تذکر ارزش ها برای دیگران :

این توجهات افزون بر صاحب لباس ، برای دیگر مردم نیز حاصل می شود . آیت الله علامه حسن زاده آملی می فرمودند : " در ایام کشف حجاب که پوشیدن لباس بلند جز برای عده ای از علمای بزرگ و مجتهدان با سابقه ممنوع اعلام شده بود و ماموران دولت رضاخان لباس روحانیت را به زور از تن طالبان علوم دین بیرون می کردند ، یکی از علمای بزرگ خود را موظف کرده بود که روزانه یکی دو ساعت در بازار شهر حضور یابد و قدم بزند . ایشان می فرمودند می خواهم با این عمل ، از فراموش شدن دین و روحانیت جلوگیری کنم" .

این ماجرا خود حاکی از آن است که از تاثیر لباس بر دیگران غافل نباشیم و مراقب کمرنگ شدن نمادها باشیم .  

3-      اعلام حضور اندیشه ی اصیل دینی

حجاب و هر نماد اسلامی دیگر اعلام موجودیت فرهنگ دینی در جامعه و نشانه ای از حیات و حضور اندیشه ی اصیل حوزه های شیعی است . هرچه در جامعه ای ، صاحبان پوشش اسلامی به تعداد بیشتری به چشم بخورند ، هویت اسلام و مسلمان بودن در نظر آنان موجه تر و دارای رسمیت بیشتری خواهد بود . همچنان که می بینیم در جمع هایی که حداقل در ظاهر به نماد ها و اعمال اسلامی توجهی نمی کنند حتی اگر کسی در دلش آن گونه نباشد با این وجود از نماز خواندن و یا ابراز یک عمل دینی خود داری می کندو از انجام آن احساس شرم و خجالت می کند . و این همان راز انجام اعمال عبادی جمعی در قالب نماز جماعت و غیره است و باید دانست که با ریا و تظاهر هیچ تناسبی ندارد و حتی اگر به اینگونه موارد تظاهر گفته شود این گونه تظاهر ها پسندیده و انجام آنها ضروری است و حساب آن از ریا جداست .

نفس حضور نمادهای دینی در یک منطقه ، به معنای امکان انتخاب این راه برای دیگران است . درست نظیر حضور نونهالان حافظ ثرآن در جامعه ی ما که برداشت نادرست ناممکن بودن حفظ قرآن را باطل کردند .

مختصری از فواید حجاب

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

در گذشته گفتیم که در شریعت اسلام برای لباس پوشیدن ، چهار ملاک اصلی قرار داده شده است ؛ یعنی پوشیدن هر لباسی که این چهار شرط را داشته باشد ، جایز و غیر آن ممنوع است و به این چهار ملاک به طور مفصل پرداخته شد .

جناب آقای محمد عالم زاده نوری در کتاب لباس روحانیت فوایدی را بر این لباس مقدس ذکر نموده است که برخی از این موارد در مورد حجاب و خصوصا در رابطه با چادر نیز صدق می کند :

1-     تداعی و تذکر ارزش ها برای صاحب لباس:

آدمی که باید در منزل دنیا مقدمات سعادت ابدی خود را به دست آورد ، به دلیل دل مشغولی به شهوات و آرزوها ، از وظایف الهی خود غافل می شود . داروی این غفلت ، تذکر و توجه است و نمادهایی مانند لباس ، اندکی در غفلت زدایی و ایجاد حالت " توجه " تاثیر دارند .

بین افراد به وفور دیده می شود که می گویند حجاب برتر را انتخاب نمی کنم چرا که قداست دینی آن زیر سئوال می رود و من لیاقت این پوشش را ندارم !

اما سئوال پیش می آید چرا پاک نمودن صورت مساله ؟؟ !

مگر غیر از این است که ما دوستدار کمال و خوب بودنیم ؟  ما به عنوان مخلوقی که دائما دچار فراموشی ها و غفلت ها می شویم به عواملی بازدارنده احتیاج داریم تا ما را از سقوط به پرتگاه نجات دهد . عوامل انسانی و تذکر دوستان و بزرگان یکی از این موارد است اما همه ی آن نیست ! در موارد بسیاری ، پوشش سدی می شود در برابر اشتباهات کسانی که واقعا برای دین خود نگران اند . چرا لباس باعث خجالت ما نشود؟ چرا به خاطر ظاهر موجه از انجام افعال غیر موجه چشم پوشی نکنیم ؟

این که افرادی از زمان صدر اسلام تا به حال بوده اند و هستند که لباس مقدس دین را به یغما می برند و با آن به دنبال منافع پست دنیوی خود می روند بر کسی پوشیده نیست اما آیا با این وجود ما باید از مواضع خود دست برداریم و آن را دو دستی به منافقان و سودجویان تحویل دهیم ؟ 

همان چیزی که دشمنان دین می خواهند ! یعنی هدف بد جلوه دادن پوشش های دینی و دور کردن آن از صاحبان واقعی آنها ! همان چیزی که با علم نمودن طالبان و افعال پلید آنها محاسن مردان را زیر سئوال برد تا عده ای ریش را علامت طالبان بدانند و عده ای آن را علامت منافقان و سودجویان و در نتیجه از گفته های معصومین و تاکید آنها در مورد حفظ ظاهر اسلامی و نهی از تراشیدن ریش چشم پوشی کنند ! و یا دزدانی به  لباس های مقدس روحانیت دست درازی نمودند و باعث بدنامی آن در نگاه عموم شدند تا جامعه اسلامی از آن عقب نشینی نماید . همین رفتار نیز با حجاب شده است تا مورد تنفر و عقب نشینی افراد جامعه اسلامی از عقایدشان شود . اما آیا واقعا باید عقب نشینی نمود یا باید با جدیت تمام نمادهایی که ریشه روایی و اسلامی دارد از دزدان آن باز پس گرفت و خودمان نیز سعی کنیم در سایه بان چتر نمادهای اسلامی خود را بیشتر از حرکت به سمت  اشتباهات حفظ نماییم ؟

و باز هم این سئوال در ذهن ها باقی می ماند : اگر تجاوز گرانی به خانه ی شما حمله کنند و ظاهر زیبای آن را از بین ببرند شما خانه ی خود را به خاطر شکل نا زیبای آن رها می کنید و یا سعی در اصلاح نمای خانه ی خود به شکل اول می نمایید ؟؟؟

پس نماد اسلامی هشداری است برای جلوگیری از عادی شدن ها و بیدار نگه داشتن توجهات و تدکرات درونی در طول زمان که اثر تربیتی شگرفی بر خدا دوستان واقعی خواهد داشت

محدوده ی حجاب

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

با توجه به اينکه علماي شيعه، حجاب را از ضروريات دين اسلام مي دانند و همه اديان و مذاهب به نحوي آن را پذيرفته اند، بايد ديد در دين اسلام حدود و ثغور آن چيست؟ در احکام فقهي بيان شده است که وجوب حجاب از حين بلوغ است و قبل از آن براي تربيت و عادت کردن کودک است. از وقتي که يک خانم مسلمان به سن بلوغ شرعي رسيده است، با يک زن کامل از جهت احکام حجاب در اسلام، هيچ تفاوتي ندارد. در فقه بيان شده است که چنين خانمي بايد تمام بدنش پوشيده باشد. اگر صورت خانم ها زينت يافته باشد، فتواي تمام فقها است که بايد پوشيده باشد و اگر از سن اميد به جاذبه هاي جنسي گذشته باشد، مصل پيرزنان در آنجا بر حسب ادله شرعي مسامحاتي را نقل کرده اند که حتي بيرون بودن مقداري از مو هم اشکالي ندارد. بنابراين، مکلفين مي توانند صورت و دست ها را با توجه به حدود آن نپوشانند. در مقابل، مردان - بنا به تعبير قرآن - موظف به پوشش چشم هستند، «وقل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم ولي در حد مکالمه و شناسايي عرفي طرف مقابل، مثل معامله، نظر کردن اگر که با لذت همراه نباشد، اشکالي ندارد. الگوي حجاب بعد از نزول آيات آن، پيامبر (ص) و خاندان او بوده اند؛ چنانکه در قرآن مي فرمايد: «قل لازواجک و بناتک و نساء المؤمنين يدنين عليهن من...»با توجه به اينکه اول زنان پيامبر مأمور به اين امر شدند، اين الگو از پيامبر و خاندان او گرفته شده است.
بنابراين بعد از آن که خداوند پوشش زينت ها را مورد تأکيد قرار مي دهد لزوم حجاب اسلامي که از ارکان عملي و ضروريات شريعت اسلام به شمار مي رود را مورد توجه قرار مي دهد و مي فرمايد:
«و ليضربن بخمرهن علي جيوبهن؛ زنان بايد با سرانداز خود گردن و سينه ي خويش را بپوشانند.» اين بخش از آيه نه تنها وجوب حجاب را بيان مي کند که حدود آن را نيز معين مي سازد.
«خمر» جمع خمار است و در لغت آمده است:
«الخمار ثبوب تغطي به المرأه رأسها؛
خمار لباسي است که زن سر خود را با آن مي پوشاند.»
ابن عباس در تفسير اين بخش از آيه شريفه مي گويد:
«تغطي شعرها و صدرها و ترائبها و سوالفها؛زن موي سر و سينه و دور گردن و زير گلوي خود را بپوشاند.»
آنچه مي تواند به اين فرمان الهي جامه عمل بپوشاند مقنعه يا روسري بلندي است که علوه بر پوشش کامل سر بر روي گردن و سينه افتد. و از اينجا معلوم مي شود، روسري هاي کوتاهي که گلوي زنان را به ويژه هنگام چرخش سر به طرف راست يا چپ پوشش نمي دهد وظيفه ديني آنا را در برابر دستور پروردگار محقق نمي سازد چه اينکه گره زدن روسري، زنان را در بسياري از موارد از پوشش کامل گلو و گردن که دستور صريح قرآن است باز مي دارد. اما مقنعه به گونه اي است که گلو و گردن را پوشانده و پايين آن برآمدگي هاي اندام را مي پوشاند و زير چانه که از وجوب پوشش مستثنا نشده است را به طور کامل پوشش مي دهد و احتياط واجبي را که فقها بيان کرده اند که بايد کمي از اطراف صورت نيز پوشيده شود تا يقين به انجام دستور خداوند شده باشد. عملي مي سازد. از همين رو مقنعه ي ساده از لباس هاي متين و دوست داشتني زنان عفيفي است که کمترين تحريک نامحرم را شرم خود مي دانند.
نکته ي ديگري که از اين آيه شريفه استفاده مي شود آن است که پوشاندن چهره و دست، واجب نيست.
عايشه مي گويد: وقتي خواهرش اسماء، با لباس نازک نزد رسول خدا (ص) آمد حضرت از او روگرداند و فرمود: اي اسماء وقتي زن به بلوغ مي رسد نبايد چيزي از بدن او آشکار گردد مگر اين و اين و اشاره به دو کف دست و صورتش کرد.
در ضمن از اين حديث استفاده مي شود که مرد کمترين محرميتي با خواهر خانم خود، ندارد.
نتيجه اينکه زنان و دختران مکلف بايد موي سر و بدن خود را به استثناي صورت و دو کف دست با لباسي که جلب توجه نکند از نامحرم بالغ و پسر بچه نابالغ مميز بپوشانند.و بچه مميز کسي است که مسائل جنسي را که بزرگ ها مي فهمند درک کند.
البته طبق نص صريح قرآن محارم از اين قانون مستثنا هستند و زن مي تواند در مقابل آنها حجاب خود را رعايت ننمايد. البته اگر آرايش و برهنگي زن سبب تحريک هر يک از محارم شود يا با ديد شهوت به او نگاه کنند بايد خود را بپوشاند. فجايع فراوان خانوادگي عبرتي است که زنان و دختران از پرده دري در برابر محارم به ويژه جوانان مجرد بپرهيزند و سزاوار است زن در برابر محارم خود به استثناي شوهر، تقوا و متانت جنسي را حفظ نمايد.

حجاب و مخالفت با اصل آزادی

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

امروز مقاله ای رو براتون انتخاب کردم که به صورت خلاصه به مسئله حجاب و آزادی می پردازه

دراین مقاله ما بیشتر به این نکته توجه می کنیم که آزادی چه طور معنی می شود که مخالف حجاب درمی آید

آزادى به معنى رها بودن از هر قید و بند و عدم پایبندى به هیچ قاعده و قانون و ضابطه‏اى نیست. ممکن است در بینش غربى و غرب‏گرایانه چنین مفهومى از آزادى ارائه شود، اما در بینش الهى این‏گونه «آزادى» عین «اسارت» است. اسارت در بند هوا و هوس‏ها و شهوات حیوانى، گرفتارى و محبوس ماندن در زندان نفس اماره و وسوسه‏گر است . آدمى که تنها براى خوردن و خواب و شهوت خلق نشده تا آزادى او را در رابطه با این گونه امور تفسیر و توجیه کنیم، بلکه براى هدف و مقصدى بس عظیم‏تر از این‏ها که همان «رسیدن به کمال مطلوب» است، پا به عرصه وجود نهاده است. در بینش اسلامى، آزادى در رابطه با «قرب حق» که همان کمال حقیقى آدمى است، معنا و مفهوم مى‏یابد و آزادى حقیقى به معناى رها بودن از هر قید و بندى است که مانع پرواز آدمى در فضاى لایتناهى قرب حق است. حجاب از جمله آن قیود است.

در اندیشه اسلامى، آزادى از هوا و هوس‏ها و نفس‏پرورى براى رسیدن به رضوان خداست؛ ولى در نگرش غربى ، آزادى از همه قیود و تعهدات، براى اشباع خواسته‏هاى نفسانى و شهوات است.

گفته‏اند ، حجاب موجب سلب آزادى که یک حق طبیعى بشر است، مى‏گردد. «نوعى توهین به حیثیت انسانى زن به شمار مى‏رود... مجبور ساختن زن به این که حجاب داشته باشد، بى‏اعتنایى به حق آزادى او واهانت و حیثیت انسانى اوست و به عبارت دیگر، ظلم فاحش است به زن، عزت و کرامت انسانى و حق آزادى زن؛

آیا واقعا حجاب مانع آزادى زنان است؟ آیا حجاب، آزادى زنان را محدود مى‏سازد؟ «آنچه باعث این تصورات شده، تفسیر غلط آزادى و کلمه حجاب است. باید دید که منظور از آزادى براى آن‏ها چیست و معناى کلمه حجاب از دیدگاه اسلام چه مى‏باشد تا بتوان درباره ممانعت حجاب و آزادى زن بحث کرد.


تفسیر غلط از آزادى باعث چنین تصوراتى شده است. امروز از سوى محافل غربى و غرب‏گرا، این‏گونه به مردم القا مى‏شود که آزادى به معناى ارضاى تمایلات، یا عدم التزام به قیود اخلاقى و اجتماعى است و آزادى زن در بینش و نگرش آنان، یعنى این که به هر شکل بتوان لباس پوشید، یا با هرکس بتوان رابطه برقرار کرد، تا مناسبات خانوادگى و اجتماعى را به هر صورت که مورد علاقه است، ترتیب داد. ولى باید گفت که آزادى را نمى‏توان به صورت «ارضاء تمایلات» تعبیر نمود، زیرا همه تمایلات انسان، اساسى و ضرورى نیستند. تمایلات انسانى نیز در حد اعتدال قابل ارضا هستند. ارضاى تمایلات نه موجب سعادت فرد است و نه خوشبختى انسان را در حیات جمعى تأمین مى‏کند. آرى اگر ما آزادى را عبارت از ارضاء تمایلات بدانیم، در این صورت باید قبول کنیم، حجاب با آزادى به این معنا ناسازگار است، ولى این معنا از آزادى نه با شأن انسان سازگار است و نه قابل تحقق مى‏باشد. و چنان که پیشتر گفته شد، مفهوم صحیح آزادى در ارتباط با «قرب حق» معنا مى‏شود. چه آزادى را، صرفا به معناى پیروى از عقل بدانیم و چه آن را در رابطه با تقوا، مورد توجه قرار دهیم. در هر دو صورت، حجاب نه تنها آزادى زن را محدود نمى‏سازد بلکه براى زن شرایطى فراهم مى‏کند که مورد تأیید عقل و با تقوا سازگارتر است.

در این قسمت به معناى کلمه حجاب مى‏پردازیم . این کلمه موجب انحراف اذهان عده زیادى از افراد گشته است؛ معناى لغوى حجاب که در عصر ما این کلمه براى پوشش زن معروف شده، چیست؟

«کلمه حجاب هم به معنى پوشیدن است و هم به معنى پرده و حاجب. بیشتر استعمالش به معنى پرده است. این کلمه از آن جهت مفهومش پوشش مى‏دهد که پرده، وسیله پوشش است، و شاید بتوان گفت که به حسب اصل لغت، هر پوشش حجاب نیست؛ آن پوشش ، حجاب نامیده مى‏شود که از طریق پشت پرده صورت گیرد. در قرآن کریم، در داستان سلیمان، غروب خورشید را این‏طور توصیف مى‏کند: «حتى توارت بالحجاب» یعنى تا آن‏وقتى که خورشید در پشت پرده مخفى شد. استعمال کلمه حجاب در مورد پوشش زن یک اصطلاح نسبتا جدید است. در قدیم، مخصوصا در اصطلاح فقها، کلمه «ستر» که به معناى پوشش است، به کار رفته است. فقها، چه در کتاب الصلوه و چه در کتاب النکاح که متعرض این مطلب شده‏اند کلمه ستر را به کار برده‏اند. بهتر این بود که این کلمه عوض نمى‏شد و همیشه همان کلمه «پوشش» به کار برده مى‏شد. و همین امر موجب مى‏شود که عده زیادى گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود. زندانى کردن و حبس زن در اسلام مطرح نیست. در برخى از کشورهاى قدیم مثل ایران قدیم و هند چنین چیزى وجود داشته است، ولى در اسلام وجود ندارد. پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوه‏گرى و خودنمایى نپردازد. آیات مربوط همین معنى را ذکر مى‏کند و فتواى فقها هم مؤید همین مطلب است.»

«فرق است بین زندانى کردن زن در خانه و بین موظف دانستن او به این که وقتى مى‏خواهد با مرد بیگانه مواجه شود، پوشیده باشد. در اسلام، محبوس ساختن و اسیر کردن زن وجود ندارد. حجاب در اسلام یک وظیفه است؛ بر عهده زن نهاده شده که در معاشرت و برخورد با مرد، باید کیفیت خاصى در لباس پوشیدن مراعات کند. این وظیفه نه از ناحیه مرد بر او تحمیل شده است و نه چیزى است که با حیثیت و کرامت او منافات داشته باشد و یا تجاوز به حقوق طبیعى او که خداوند برایش خلق کرده است، محسوب مى‏شود. اگر رعایت پاره‏اى مصالح اجتماعى، زن یا مرد را مقید سازد که در معاشرت روش خاصى را اتخاذ کنند و طورى راه بروند که آرامش دیگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقى را از بین نبرند، چنین مطلبى «زندانى کردن» یا «بردگى» نمى‏توان نامید، و آن را منافى حیثیت انسانى اصل «آزادى» فرد نمى‏توان دانست. و نیز حجاب برخى دشوارى‏ها را به دنبال دارد که اگر اصل آن براى سلامت و رشد انسانى مفید انگاشته شود، باید آن را متحمل شد.»

که البته در این صورت نیز باحجاب در فعالیت‏ها و رفت و آمدهاى خود، آزادترند، زیرا مردان بولهوس، اطمینان دارند که این‏ها، طعمه و ملعبه نمى‏شوند. و بنابراین، کمتر مزاحمتى براى آنها ایجاد مى‏کنند، اما زنان بى‏حجاب، آزادى کمترى دارند. زیرا در معرض دید هستند و چشم‏هاى هرزه را به سوى فرد مى‏کشانند و هوس‏ها را تحریک مى‏کنند و در نتیجه، مورد طمع گرگان شهوت مى‏شوند. زنان باحجاب، مظهر عفاف شناخته شده‏اند و لذا در خانه و خارج خانه، مزاحمتى ندارند و آزادند، دنبال کارها ومسئولیت‏هاى خویش هستند.

قرآن مجید مى‏فرماید:

«یَا أَیُّهَا الْنَّبِیُّ قُلْ لاِءَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنَى أَن یُعْرَفْنَ فَلاَ یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِیماً»

«اى پیغمبر (گرامى) با زنان و دختران و زنان مؤمنان بگو که خویشتن را به چادر بپوشانند که این کار براى این که آن‏ها(به عفت و حریت) شناخته شوند تا از تعرض و جسارت(هوسرانان) آزار نکشند بسیار بهتر و خدا (در حق خلق) آمرزنده و مهربان است.»

گفته‏اند سبب نزول آیه فوق این بوده است : زن‏ها به مسجد مى‏رفتند و پشت سر پیامبر نماز مى‏خوانند. شب‏ها که از نماز مغرب و عشاء باز مى‏گشتند، جوان‏ها سر راه آنها مى‏نشستند و مزاحم آن‏ها مى‏شدند. از این رو، آیه فوق نازل گردید.

نقش مردان در حجاب زنان

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

آيا به اين موضوع که مردان چه نقشي درمحيط خانواده واجتماع درخصوص رعايت حجاب توسط زنان و دختران ( البته زنان ودختراني که منتسب به آنها مي باشند ، مانند همسر وفرزندان دختر ) مي توانند داشته باشند ، انديشيد ه ايد ؟
بديهي است هيچ مسلماني درخصوص سرنوشت دنيوي واخروي اعضاي خانواده خود نمي تواند بي تفاوت باشد ، مگرانسان هاي نادري که قيد هرگونه مسئوليت پذيري را زده باشند ويا به دليل بي اعتقادي به معاد به سعادت اخروي خانواده خود نيانديشند.
حتما ديده ايد پدرومادراني را که وقتي مشکلي دنيوي براي يکي ازفرزندان آنها رخ مي دهد، چگونه خود را به آب وآتش مي زنند تا آن را حل کنند واين حاکي ازمسئوليت پذيري آنهاست واين ويژگي شامل همه افرادي است که فرزندان خود را دوست مي دارند و علاقمند به خوشبختي آنها دردنيا هستند . واما اوليايي که ازايمان واعتقاد ديني لازم برخوردارند ، علاوه براين که درمقابل مشکلات دنيوي فرزندان خود احساس مسئوليت مي کنند به همان اندازه وبلکه بيشتر ازآن در مقابل سعادت اخروي آنان مسئوليت مي پذيرند واگر چيزي سعادت اخروي فرزندانشان را تهديد کند براي رفع آن با تمام وجود کوشش مي کنند .
سئوليت پذيري درمقابل اعضاي خانواده يک آموزه قرآني است وعمل به مقتضاي آن ، عمل به يک وظيفه ديني است . قرآن کريم درآيه شش سوره تحريم مي فرمايد: « اي کساني که ايمان آورده ايد ، خود وخانواده خويش را ازآتشي که هيزم آن انسان وسنگ هااست ، نگه داريد » پس برسرپرست خانواده لازم است اعضاي خانواده اش را به سوي تقوا وطاعت الهي سوق دهد وآنها را از معاصي بازدارد ودرچنين صورتي است که به وظيفه ايماني خود در برابر خانواده اش عمل کرده است .
ضمنا با اين وصف وظيفه مردان دربرابر حجاب همسران و دخترانشان نيز روشن مي شود . پيش ازاين ، گفتيم که بي حجابي زنان ،هم براي دنياي انسان ها و هم براي آخرت آنان خطرناک است . زن بي حجاب ، هم خود به سوي آتش روان است وهم ديگران را به سوي آتش دعوت مي کند. بنابراين ، برپدران وهمسران با ايمان لازم است فرزندان دختر وزنان خود را از بي حجابي بازدارند واين وظيفه اي سنگين برعهده سرپرست هر خانواده است ،خصوصا درشرايطي که بي حجابي در جامعه شايع باشد. درحالي که بي تفاوتي مردان نسبت به حجاب همسرو فرزندان دختر خويش ، سبب مي شود بي حجابي توسط زنان ودختراني که متمايل به آن هستند ، به درون جامعه راه يابد که البته درنتيجه چنين امري نيز هم خانواده ها وهم اجتماع آسيب خواهند ديد . بنابر اين ، مردان با ايمان ،که غيرتمندي ازنشانه هاي آنهاست ، تحت هيچ شرايطي نبايد به زنان ودخترانشان اجازه دهند که راه انحرافي بي حجابي را بپيمايند و با بي حجابي خود باعث انحراف ديگران شوند.

حجاب و برهنگی 2

سلام به همه ی دوستان عزیز

سؤال اينجاست كه اين افراد از لحاظ جسمي دچار مشكل نبوده‌اند بلكه داراي ضعف مريضي روحي بوده‌اند كه آنهم از طريق ميل جنسي انجام گرفته است. يعني بايد گفت كه ميل جنسي تحت هيچ شرايطي قانع نمي‌شود و بايد هميشه در مراقبت از آن غفلت نكرد با اين حال با توجه به تحقيق اين قلم در بين قشر جامعه بخصوص قشر جوان موضوعي كه هست اينكه اين جوانان از سلب عشق و خواسته‌هاي جواني صحبت به ميان مي‌آيد كه به اين قشر آينده‌ساز بايد توصيه كرد. آرامش دل تحت هر شرايطي كه معني واقعي عشق را برساند مانعي ندارد چون خواسته‌هاي واقعي هرگز آسيب‌پذير نيستند. همانطوريكه استاد شهيد مطهري در كتاب مسئله حجاب در صفحة 106مي‌گويد:«عشق واقعي عميق و متمركز كنندة نيروها و تقويت كنندة نيروي تخيل و يگانه پرست است و اما هوس سطحي و پخش كنندة نيروها و متمايل به تنوع كاذب و هرزه صفت است.»
پس هر عشق و يا آرزويي كه جوان مطالبه مي‌كند بايد با رگهاي عشق واقعي جوش بخورد و عواقب آن نيز مثمن باشد والا براي جوان جز هوسي چند روزه و سيلي از مشكلات غيرقابل جبران چيزي ديگر نمي‌تواند باشد و فرهنگ برهنگي نيز براي زن جوان بزرگترين صفتي را كه از آن سلب مي‌كند همان زينت پنهان و خودباور و اندوه برانگيز آنست كه براي مرد طعمه‌اي مدنظر است كه قرآن به حفط آن توصيه فراوان نموده است و اما در جواب به برتراند راسل بايد گفت كه انسان از بدو تولد تا زماني كه به مرگ نزديك مي‌شود اگر شاهكار كرده باشد حداقل در اندازه‌ي خويش آموخته است و براساس عقايد روانشناختي ساختمان فكري كودك از مواد و مصالح ابتدائي برخوردار است كه با يك طوفان سهمگين همه چيز به هم مي‌ريزد و زماني اين ساختمان تكميل مي‌شود ودر مقابل طوفان خيلي از آسيبها مقاومت مي‌كند كه به پختگي كامل برسد.
بنابراين ستر عورت و يا آشكار نمودن آن با توجه به اينكه به قول فرويد كنجكاوي كاذب در ستر عورت است آن سوي قضيه نيز كه آشكار نمودن آنست داراي كنجكاوي‌هاي كاذب‌تر است چون وقتي در ضمير كودك ميل جنسي باشد به مرور زمان مسائل نامطبوعي را دربر خواهد داشت. اما اين نظريه در ارتباط با همجنس خود يعني زن با زن و مرد با مرد در خيلي از موارد محدوديتي نداشته و البته در غير از ملاء عام و بر اثر ارتباطات و ايجاد دوستي و يا ارتباطات فاميلي و... انجام پذيرد و بستگي به نوع تربيت و كانون خانوادگي و روحيات فرد دارد كه اين چنين فرهنگي در بين جوامع مرسوم و يا به بياني بصورت ساختاري روي آن جهت عمل كار نشده است و تا اندازه‌اي مي‌توان گفت مشكلاتي را هم به همراه نداشته است ولي در نظر دكترين گفتمان حجاب توصيه نشده و نيازي هم به اين روش توصيه نخواهد بود.
نكته مهم اينكه نه برهنگي امروزه و نه حجاب افراطي و فرتوت ديروز بلكه همان معيار وسطي كه دين اسلام گذاشته در مقام عمل مي‌تواند خيلي از موانع را در پيش رو بردارد و يا به تعبيري ديگر نه افراط و نه تفريط كه در هيچ كاري كارگر و نتيجه‌بخش نبوده و نيستند كه همان حد وسط و متعادلي كه دين اسلام بدان اكتفا مي‌نمايد و يا همان صحبت نغز و تعليمي مولانا كه مي‌گويد مرد و زن به مثل آب و مثل آتشي مي‌مانند كه اگر در بين آنها حريمي قائل نباشيم آب بر آتش غلبه مي‌كند اما اگر ديگي در بين آنها حائل شود اين ديگ سبب مي‌شود تا آتش بصورت نسبي آب را گرم كند يعني آب را ابتدا بصورت ولرم درآورده و بعد آن را داغ كرده و به جوشش مي‌آورد و در آخر بخار شده و به هوا مي‌رود.
يعني مولانا حجاب را به ديگي تشبيه كرده است كه اين ديگ در حفظ و صيانت از آتش كه زن است و هر لحظه از دست صفت چشم‌چران مرد در امان مي‌باشد و يا به بياني حجاب را محركي مي‌داند كه از قرباني شدن زن توسط هوس سركش مرد امتناع مي‌كند.

حجاب و برهنگی 1

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

دانشمندان و علماي ديني هركدام نسبت به مقولة حجاب نظريات متفاوتي را ارائه نموده‌اند و به نوبة خود در تكريم و تمكين فرهنگ حجاب زحمات بي‌شائبه‌اي را در حق جامعه متحمل شده‌اند و اكثرا در جهت آرامش خاطر زن و حفظ امنيت آن در بطن جامعه پوشش را به غير از صورت و كفين لازم شمرده‌اند و در نحوة برخورد با مناسبات زن و مرد معيارهاي مختلفي را براساس احكام ديني و شرعي براي فرهنگ پوشش جهت حفظ شنونات اسلامي و مدني ابراز داشته است. آن سوي قضيه نيز مكاتب غربي هستند كه اپوريسيون مقابل اسلام و راهبردهاي اصولي آن در زمينة حجاب به شمار مي‌روند و آنچه امروز در اقصي نقاط جهان از آن حمايت و استقبال و در گسترش آن اهتمام بعمل مي‌آيد واژه‌اي بنام فرهنگ برهنگي است.
با توجه به جمعيت 8ميلياردي جهان فقط مسلمانان هستند كه بعنوان پيروان دين اسلام از گفتمان حجاب دفاع و بصورت اعتقادي از آن حفاظت مي‌نمايند. البته با تهاجم فرهنگي غرب و اشاعة بي‌فرهنگي در داخل كشورهاي مسلمان شايد تأثيرات مخرب آن نيز قابل انكار نباشد و رويكردي كه مسلمانان نسبت به انتقال و گسترش فرهنگ حجاب در كشورهاي غيراسلامي در جهان داشته‌اند نيز امري قابل پسند و تمجيد است.
بايد اذعان داشت كه اين رقابت سابقة ديرينه و عتيق دارد و تا مسئله‌اي بنام زندگي در دنياي مادي است طبعا اين پارادوكس نيز كم‌رنگ كه نه بل پررنگ‌تر خواهد شد. مي‌توان گفت استاد شهيد مرتضي مطهري در كتاب مسئله حجاب و نظام حقوق زن در اسلام مدافعي جاودان را براساس معيارهاي اسلامي و راهكارهايي كه براي حجاب لازم است به سمع و نظر جامعه رسانده است كه اين امر كمك شايان توجهي را به حوزة حجاب مبني بر ارتقاء اين فرهنگ به مراتب اعلي‌تر مي‌باشد و خيلي از موارد راحتي علاوه بر مقطع زماني حال و گذشته كه به شرايط زندگي مردم در زمان آينده و چگونگي ايصال و رفتار با فرهنگ حجاب را به نحو شاياني اعمال داشته است بطوريكه ديدگاه اسلام را نسبت به زن از نظر فرهنگي، سياسي و اجتماعي با دلايل موثق و آوردن آيات معتبر و مستحكم الهي در سورة احزاب و نور براي جامعه زن مسجل نموده البته بايد اضافه داشت كه علما و مراجع تقليد و حتي ادبا نيز هركدام به نوبة خود خدمات قابل توجهي را در اين حوزه به عرصة ظهور رسانده‌اند. بدين شكل كه بستر حجابي كه در بطن اسلام رويش كرد از آن زمان تاكنون در گسترش آن آثار زيادي با نظرات متعادل و سازگار با معيارهاي اسلامي به زيور چاپ و در اختيار جامعه مسلمانان قرار گرفته است.
به عنوان مثال مي‌توان به ديدگاه آموزندة عارف شهير مولانا در ارتباط با حجاب اشاره داشت. آن طرف قضيه نيز به همين منوال در جهت تضعيف و منفعل نمودن فرهنگ حجاب تلاشهاي مضاعفي انجام پذيرفته است به نحوي كه فرويد از متفكرين غربي مي‌گويد كه انتخاب حريم در بين زن و مرد باعث اختلالهاي رواني و التهابها و محروميت و محدوديت‌هاي زيادي مي‌گردد و بايد قيود اجتماعي را در بطن جوامع برداشت تا انسان از نعمتي بنام آزادي غريزه بهره‌مند گردد يعني بدين منظور كه محدود كردن غريزه جنسي حرص و طمع انسان را بيشتر مي‌كند و ديگر برتراند راسل است كه يكي از كتابهايش به نام «در تربيت» مي‌گويد يكي از چيزهايي كه از جمله اخلاق بي‌منطقي و يا به اصطلاح «اخلاق تابو» است همين مسألة پوشانيدن عورت است وي مي‌گويد چرا پدران و مادران مصر هستند كه عورت خود را از بچه‌ها بپوشانند اين اصرار سبب تحريك حس كنجكاوي بچه‌ها مي‌گردد اين دانشمند معتقد است كه والدين اگر به كتمان شرمگاه خود اقدام نكنند در بين بچه‌ها چنين كنجكاوي كاذبي به وجود نخواهد آمد پس والدين عورت خود را به بچه‌ها مثلا هفته يك بار در صحرا و يا در حمام به بچه‌ها نشان دهند تا بچه‌ها از اول با هر چيزي كه وجود دارد آشنا شوند.
جالب اينجاست كه ويل دورانت درارتباط با حجاب زن نظري مغاير با راسل و فرويد اعلام مي‌دارد كه در«لذات فلسفه» مي‌گويد «آنچه بجوئيم و نيابيم عزيز و گرانبها مي‌گردد زيبايي به قدرت ميل بستگي دارد و ميل با اقناع و ارضاء ضعيف و با منع و جلوگيري قوي مي‌گردد و يا مجلة زنانه‌اي كه از آلفرد هيچكاك نقل شده است كه اين دانشمند مي‌گويد:«من معتقدم كه زن هم بايد مثل فيلمي پرهيجان و پرآنتريك باشد بدين معني كه ماهيت خود را كمتر نشان دهد و براي كشف خود ذهن و تخيل و تصور مرد را فعالتر نمايد. نظر اين قلم اين است كه براساس اعتقادات چندوجهي كه در پيكرة جهان نطفه بسته است و بصورت يك بچه‌اي درآمده كه در دامن مادر پرورش و نضج فكري مي‌كند، از ديدگاه عقل كه در ذات همة افراد با هر اعتقادي است بايد گفت كه تربيت شده را به آساني نمي‌توان تغيير داد و به رويه‌ي نسبي و البته با اطالة زماني نيز نياز مبرم است و ديدگاه اين قلم نيز كه نشأت گرفته از معارف اسلامي و ديني است به طبع نيت مخاصمه و فرهنگ تحميل را عرضه نمي‌دارد بلكه از حوزة مسالمت‌ و پذيرش وارد مي‌شود.
بنابراين براي روشن كردن اين موضوع يعني برهنگي و حجاب كه خصومت ديرينه باهم دارند بايد به عقل مراجعه كرد كه اغلب روشنفكران ديروزي و امروزي غربگرا عقل را فاكتوري بسيار مهم در جهت ايجاد شگفتي‌هاي دنياي مادي مي‌پندارند. انسان باهرمنش و رفتاري در برابر بازدهي به كارهاي بد و مشكل‌زا عكس‌العملي مخالف نشان مي‌دهد و چنانچه با موردي در تقليل شخصيت انساني مواجه گردد خودآگاه و ناخودآگاه از آن اجتناب مي‌كند لذا در معاوضه‌ي آبروي انساني خود با غريزة جنسي بايد مداقه‌ي بيشتري را بعمل آورد. چراكه آبروي انسان به مانند آبي است كه ريخته مي‌شود و غريزة جنسي نيز مسبب آن است و ديگر اينكه هيچ بشري در روي زمين كه خود را متفكر و باشعور بداند از فرهنگ برهنگي تبعيت نمي‌كند بقول استاد شهيد مرتضي مطهري «اگر برهنگي حجاب است پس حيوانات متمدن‌ترين حجاب را دارند»پس نتيجه مي‌گيريم كه فضائل اخلاقي در ذات همة انسانها وجود دارد و همين فضائل اجازة ددمنشانة فرد را نسبت به گرايش بي‌حجابي خواهند رساند. نكتة معقول‌تر اينكه در هيچ برهه‌اي از زمان انسانها بصورت برهنه در بطن اجتماع ظاهر نشده‌اند و هر طفلي تا آنجائيكه تاريخ سراغ دارد در بدو تولد به صورت ناخودآگاه از پوشش كمك مي‌گيرد.
لذا نتيجه‌اي كه هم مي‌تواند مفيد واقع افتد و هم جوابي به متفكر معروف«فرويد»باشد اين است كه هوس يك عطش روحي است كه بايد در حد طبيعي از آن بهره جست و چون سركش و طغيان‌گر است بايد هميشه افسار آن در دست نفس مطمئنه باشد و اگر در رشد و تقويت آن كوشيده شود بي‌ترديد در رام كردن آن با مشكلات عديده‌اي برخورد مي‌كنيم و يا به تعبيري به مانند كويري تشنه است كه هرگز سيراب نمي‌شود و يا به مانند آتشي كه هرچقدر هيزم به خورد آن بدهيم اشتهايش بيشتر خواهد شد وديگر اينكه غريزة جنسي به مانند ديگر نيازهاي اوليه انسان نيست چون اين نيازها اقناء و ارضاء مي‌شوند مثلا انسان وقتي خسته است با خواب برطرف مي‌شود وقتي گرسنه است با غذا سير مي‌شود وقتي عطش تشنگي دارد با آب ارضاء مي‌گردد و يا وقتي روح غم در آن پايگاه ميزند با آلات موسيقي و يا ابزار شادآور ديگر بر براندازي غم مي‌كوشد اما شهوت اينجور نيست به عنوان مثال وقتي تاريخ را به عقب ورق مي‌زنيم شاهان متعددي در ايران به لذت و خوش‌گذراني مشغول بوده‌اند شاهاني از قبيل ناصرخسرو و هارون‌الرشيد كه در حرمسراي آنان هزاران زن زيبا پيدا مي‌شده است كه باز با اين حال اگر چنانچه در هر نقطه‌اي زني زيبا پيدا مي‌شد في‌الفور درصدد برآمدند تا آن را تصاحب نمايند.

حجاب و رکود اقتصادی

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

یکی از مواردی که مخالفان حجاب در مورد حجاب مطرح می کنند این است که حجاب زن نیمی از نیروی فعال اجتماع را از صحنه بیرون می کند و این ضرری بزرگ است .آنها معتقدند  كه حجاب سبب ركود و تعطيلی فعاليتهائی است كه خلقت در استعداد زن قرار داده است
زن نيز مانند مرد دارای ذوق ، فكر ، فهم ، هوش و استعداد كار است
اين استعدادها را خدا به او داده است و بيهوده نيست و بايد به ثمر برسد
اساسا هر استعداد طبيعی دليل يك حق طبيعی است . وقتی در آفرينش به‏ يك موجود استعداد و لياقت كاری داده شد ، اين به منزله سند و مدرك‏ است كه وی حق دارد استعداد خود را به فعليت برساند ، منع كردن آن ظلم‏ است
چرا می‏گوئيم همه افراد بشر اعم از زن و مرد حق دارند درس بخوانند و اين حق را برای حيوانات قائل نيستيم ؟ برای اينكه استعداد درس خواندن‏ در بشر وجود دارد و در حيوانات وجود ندارد . در حيوان استعداد تغذيه و توليد مثل وجود دارد و محروم ساختن او از اين كارها برخلاف عدالت است
باز داشتن زن از كوششهائی كه آفرينش به او امكان داده است نه تنها ستم به زن است ، خيانت به اجتماع نيز می‏باشد . هر چيزی كه سبب شود قوای طبيعی و خدادادی انسان معطل و بی اثر بماند به زيان اجتماع است
عامل انسانی بزرگترين سرمايه اجتماع است . زن نيز انسان است و اجتماع‏ بايد از كار و فعاليت اين عامل و نيروی توليد او بهره‏مند گردد . فلج‏ كردن اين عامل و تضييع نيروی نيمی از افراد اجتماع ، هم برخلاف حق طبيعی‏ فردی زن است و هم برخلاف حق اجتماع و سبب می‏شود كه زن هميشه به صورت‏ سربار بر مرد زندگی كند
جواب اين اشكال آنست كه حجاب اسلامی  موجب هدر رفتن نيروی زن و ضايع ساختن استعدادهای فطری او نيست . ايراد مذكور بر آن شكلی از حجاب كه در ميان هنديها يا ايرانيان‏ قديم يا يهوديان متداول بوده است وارد است . ولی حجاب اسلام نمی‏گويد كه‏ بايد زن را در خانه محبوس كرد و جلوی بروز استعدادهای او را گرفت
مبنای حجاب در اسلام چنانكه گفتيم اينست كه التذاذات جنسی بايد به محيط خانوادگی و به همسر مشروع اختصاص يابد و محيط اجتماع ، خالص برای كار و فعاليت باشد . به همين جهت به زن اجازه نمی‏دهد كه وقتی از خانه بيرون‏ می‏رود موجبات تحريك مردان را فراهم كند و به مرد هم اجازه نمی‏دهد كه‏ چشم چرانی كند . چنين حجابی نه تنها نيروی كار زن را فلج نمی‏كند ، موجب‏ تقويت نيروی كار اجتماع نيز می‏باشد
اگر مرد تمتعات جنسی را منحصر به همسر قانونی خود كند و تصميم بگيرد همينكه از كنار همسر خود بيرون آمد و پا به درون‏ اجتماع گذاشت ، ديگر درباره اين مسائل نينديشد ، قطعا در اين صورت بهتر می‏تواند فعال باشد تا اينكه همه فكرش متوجه اين زن و آن دختر و اين قد و بالا و اين طنازی و آن عشوه‏گری باشد و دائما نقشه طرح كند كه چگونه با فلان خانم آشنا شود
آيا اگر زن ساده و سنگين به دنبال كار خود برود برای اجتماع بهتر است‏ يا آنكه برای يك بيرون رفتن چند ساعت پای آئينه  وقت خود را تلف كند و زمانی هم كه بيرون رفت تمام سعيش اين باشد كه افكار مردان را متوجه خود سازد و جوانان را كه بايد مظهر اراده و فعاليت و تصميم اجتماع باشند به موجوداتی هوسباز و چشم چران و بی اراده تبديل كند ؟  به بهانه اينكه حجاب ، نيمی از افراد اجتماع را فلج كرده است‏ ، با بی حجابی و بی‏بند و باری نيروی تمام افراد زن و مرد را فلج كرده‏اند . 
آنكه اسلام‏ نمی‏خواهد اينست كه زن به صورت چنين موجود مهملی در آيد كه كارش فقط استهلاك ثروت و فاسد كردن اخلاق اجتماع و خراب كردن بنيان خانواده باشد . اسلام با فعاليت واقعی اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی هرگز مخالف نيست
متون اسلام و تاريخ اسلام گواه اين مطلب است
در اوضاع و احوال تجدد مابی بی منطق حاضر جز در دهات و در ميان افراد سخت متدين كه اصول اسلامی را رعايت می‏كنند زنی پيدا نمی‏كنيد كه نيروی او واقعا صرف فعاليتهای مفيد اجتماعی يا فرهنگی يا اقتصادی بشود
آری يك نوع فعاليت اقتصادی رائج شده است كه بايد آنرا ثمره بی حجابی‏ دانست و آن اينست كه بنكدار به جای اينكه بكوشد جنس بهتر و مرغوبتر برای مشتريان خود تهيه كند ، يك مانكن را به عنوان فروشنده می‏آورد ، نيروی زنانگی و سرمايه عصمت و عفاف او را استخدام می‏كند و وسيله پول در آوردن و خالی كردن جيبها قرار می‏دهد . يك فروشنده بايد كالا را همانطوری‏ كه هست به مشتری ارائه دهد ولی يك دختر خوشگل فروشنده با ادا و اطوار و ژستهای زنانه و در معرض قرار دادن جاذبه جنسی خود مشتری را جلب می‏كند
بسياری از افراد كه اصلا مشتری نيستند برای اينكه چند دقيقه با او حرف‏ بزنند يك چيزی هم می‏خرند
آيا اين فعاليت اجتماعی است ؟ آيا اين تجارت است يا كلاهبرداری و رذالت ؟ می‏گويند زن را توی كيسه سياه نپيچيد
ما نمی‏گوئيم زن خود را در كيسه سياه بپيچيد ولی آيا بايد طوری لباس‏ بپوشد و در اجتماع عمومی ظاهر شود كه برجستگی پستانهايش را هم به مردان‏ شهوتران و چشم چران نشان بدهد و از آنطور كه هست بهتر و جاذبتر برای‏ آنها جلوه دهد ؟ از وسائل مصنوعی در زير لباس استفاده كند تا چاقی و زيبائی مصنوعی را هم برای فريفتن و دل ربودن مردان بيگانه به مدد بگيرد ؟ اين مدها و لباسهای تحريك آميز برای چه به وجود آمده است ؟ آيا برای‏ اينست كه بانوان آن لباسها را برای همسرانشان بپوشند ؟ ! اين كفشهای‏ پاشنه بلند برای چيست ؟ جز برای اينست كه حركات ماهيچه‏های كفل را به ديگران نشان دهد ؟ آيا لباسهائی كه نازك كاری‏ها و برجستگيهای بدن را نشان می‏دهد جز برای تهييج مردان و برای صيادی است ؟ عملا غالب خانمهائی كه از اين نوع كفشها و لباسها و آرايشها استفاده‏ می‏كنند ، تنها مردی را كه در نظر نمی‏گيرند شوهران خودشان است
زن می‏تواند در ميان زنان و در ميان محارم خود از هر نوع لباس و آرايشی‏ استفاده كند اما متأسفانه تقليد از زنان غربی برای هدف و منظور ديگری‏ است
غريزه خودآرائی و شكارچيگری در زن غريزه عجيبی است . وای اگر مردان هم‏ به آن دامن بزنند و مدسازان و طراحان نواقص كار آنان را برطرف كنند و مصلحين اجتماع ! هم تشويق كنند
اگر دختران در اجتماعات عمومی لباس ساده بپوشند ، كفش ساده به پا كنند ، با چادر يا با پالتو و روسری كامل به مدرسه و دانشگاه بروند ، آيا در چنين شرايطی بهتر درس می‏خوانند يا با وضعی كه مشاهده می‏كنيم ؟ اصولا اگر التذاذهای جنسی و منظورهای شهوانی در كار نيست چه اصراری است كه‏ بيرون رفتن زن به اين شكل باشد ؟

آیا ما ثابت نکردیم که زنان با حجاب ما می توانند نمونه بارزی از فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی زنان موفق باشند ؟

الگوهای جوانان 3

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

3ـ آسیه همسر فرعون:
از دیگر زنان نمونه ی قرآن که در بدترین محیط و فاسدترین مکان (کاخ فرعون) زندگی می کرد، ولی با شکوه ترین ایمان را به نمایش گذاشت، آسیه می باشد. قرآن می فرماید: و ضرب الله مثلا للذین آمنوا امرأت فرعون اذ قالت رب ابن لی عندک بیتا فی الجنه و نجنی من فرعون و عمله و نجنی من القوم الظالمین.
4ـ خدیجه ی کبری:
اگر چه اسم او صریحاً در قرآن نیامده، ولی جای جای تاریخ اسلام، رفتارهای نمونه ی او را به یاد دارد. او الگوی بخشندگی است چرا که تمام ثروت خویش را تقدیم پیامبر(ص) کرد تا در راه اسلام مصرف کند و یک همسر نمونه است چرا که تا آخرین لحظه مدافع پیامبر اسلام(ص) بود. او مادر نمونه است چرا که پاک ترین دختر هستی را در دامان خود تربیت کرد. او نمونه ی ایمان و خداشناسی است چرا که دومین مسلمان و اولین زنی است که به پیامبر(ص) ایمان آورد. پیامبر در کلام دیگری در جواب عایشه فرمودند: خدیجه، کجاست مثل خدیجه؟ او مرا تصدیق کرد، آنگاه که مردم مرا تکذیب کردند و با مال خود مرا بر دین خدا کمک کرد.
از اشتراکات این چهار زن نمونه این است که همه مدافع رهبر خویش بودند. فاطمه(س) حامی رسالت و شهید راه امامت. آسیه (س) در راه حمایت از موسی(ع) به شهادت رسید. مریم(س) با خریدن تهمت ها از عیسی(ع) حمایت کرد و خدیجه ی کبری(س) بزرگترین حامی رسالت بود.
بنابراین سیاستمداران حکومت دینی باید به این اصل توجه بیشتری کرده و با معرفی و تبلیغ الگوهای مناسب و موفق این خلاء را در جامعه پر کنند تا جوانان راه را به اشتباه نرفته و فلان خواننده و هنر پیشه و یا بازیگر غربی را الگوی خود قرار ندهند.
زنگ خطر:
مستر همفر، جاسوس انگلیسی در ممالک اسلامی، در خاطرات خود می نویسد:
در مسأله ی بی حجابی زنان باید کوشش فوق العاده ای به عمل آوریم تا زنان مسلمان به بی حجابی و رها کردن چادر مشتاق شوند. پس از آنکه حجاب زن با تبلیغات وسیعی از میان رفت، وظیفه ی مأموران ما آن است که جوانان را به عشق بازی و روابط نامشروع با زنان تشویق کنند و بدین وسیله فساد را در جوامع اسلامی گسترش دهند. لازم است زنان غیر مسلمان کاملاً بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلمان از آنان تقلید کنند.
او در جای دیگر می گوید:
باید ثابت کنیم که پوشیدگی زن از دوران بنی عباس متداول گشته و مطلقاًً جزء سنت اسلام نیست و مردم، همسران پیامبر را بدون حجاب دیده اند.
فرانتس فانون در کتاب انقلاب الجزایر می نویسد:
اگر بخواهیم به تار و پود جامعه ی الجزایری هجوم ببریم و استعداد مقاومت آنان را از میان برداریم باید بدواً زن ها را تحت سلطه قرار دهیم. آنها با صراحت می گفتند: زن ها را در دست بگیریم، همه چیز به دنبال آن خواهد آمد.
فرانتس فانون می گوید: هر چادری که دور انداخته شود، افق جدیدی را که بر استعمارگر ممنوع بود در برابر او می گشاید و بدن الجزایری را که عریان شده است تماماً به او نشان می دهد و پس از دیدن هر چهره ی بی حجابی، امیدهای حمله ور شدن اشغالگر، ده برابر می شود. هر چادری که می افتد و هر چهره ای که به نگاه جسور و ناآرام اشغالگر عرضه می گردد، برگردان این معنی است  که الجزایر، به انکار وجود خویشتن آغاز کرده و هتک ناموس را از جانب اشغالگر پذیرفته است.
توطئه ی منافقان:
خداوند متعال در قرآن، درباره ی توطئه ی منافقان و برنامه ریزی منافقان در زمینه ی نفی عفت عمومی می فرماید: « ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین آمنوا لهم عذاب الیم فی الدنیا و الاخره»: یعنی منافقان کسانی هستند که به اشاعه ی فساد و فتنه گری تمایل دارند.

عید مبارک

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

عید تا عیدتان مبارک

اعیاد مبارک  قربان  و غدیر بر همه ی  شما عزیزان مبارک باد

امیدواریم توانسته باشیم تا کنون بخشی از نیازهای شما را برآورده کنیم

و امید همه ی ما این است که شما هرچه بیشتر در این راه ما را یاری کنید

الگو های جوانان 2

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

ب) الگوهای عینی:
قرآن کریم در کنار الگوهای توصیفی، الگوهای عینی را نیز به عنوان نمونه به جامعه ی بشری خصوصاً جامعه ی زنان معرفی کرده است که با اقتدا به آنها می توانند راحت تر و آسان تر، راه تکامل و رشد را بپیمایند:
1ـ فاطمه ی زهراء(س):
از برترین زنان عالم هستی که در کمال معنوی بر همه پیشی گرفته است، فاطمه ی زهراء(س) می باشد. آن حضرت در طهارت، کمالات معنوی، تربیت فرزند، شوهرداری، الگوی زنان جامعه ی بشری است.
طهارت فاطمه(س):
قرآن کریم می فرماید: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا.
خدا چنین اراده کرده که ناپاکی و گناه را از شما اهل بیت ببرد و شما را منزه گرداند.
مرحوم علامه ی امینی(ره)، شانزده نفر از صحابه و سیصد نفر از راویان را با مشخصات نام برده که آیه ی تطهیر را مربوط به پنج تن آل عباء از جمله حضرت زهراء(س) دانسته اند.
برتری معنوی و حضور اجتماعی: آیه ی دیگری که هم برتری معنوی فاطمه را به اثبات می رساند و هم حضور در مسائل اجتماعی، آیه ی مباهله است: فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علی الکاذبین.
منابع شیعه و سنی گواهی می دهند که مراد از نسائنا، فاطمه ی زهراء(س) می باشد.
این آیه معنویت بالای فاطمه(س) را می رساند که به حدی است که دعا و نفرین او در پیشگاه الهی اثر دارد.
الگو بودن برای پیامبران: 
پیغمبران بزرگی چون آدم و نوح و ابراهیم(ع) برای استجابت دعا، به فاطمه ی زهرا(س) و اهل بیت(ع) متوسل می شدند. درباره ی حضرت آدم(ع) می خوانیم: فتلقی آدم من ربه کلمات فتاب علیه.
حضرت آدم از پروردگارش کلماتی را دریافت کرد و آن را وسیله ی قبولی توبه ی خویش قرار داد و خداوند توبه ی او را پذیرفت. در روایات فراوانی در منابع شیعه و سنی، آمده که دعای آدم این بود: اسئلک بحق محمد و علی و فاطمه و الحسن و الحسین(ع).
الگوی حجاب و عفاف:
در تاریخ نقل شده که حضرت زهرا(س) وقتی می خواستند به بیرون منزل بروند، از پوشش های خاصی مثل چادر استفاده می کردند. در داستان غم انگیز فدک آمده است، وقتی ابوبکر و عمر تصمیم گرفتند که حضرت را از فدک محروم نمایند، ایشان با شکل خاصی از حجاب برای دفاع از حق خویش از منزل به مسجد آمدند. راوی داستان، اینگونه توصیف می کند: لا ثت خمارها علی رأسها و اشتملت بجلبابها. حضرت هنگام خروج از منزل مغنعه را محکم بر سر می بست و چادر را به گونه ای که تمام بدن آن حضرت را می پوشاند و گوشه های آن به زمین می رسید به تن می کردند و به همراه گروهی از نزدیکان به سوی مسجد حرکت نمودند.
مادر و همسر نمونه:
حضرت در همسرداری نیز نمونه است. چنانکه علی(ع) در جواب پیامبر اکرم(ص) که فرمودند همسرت را چگونه یافتی؟ گفت: بهترین یار بر طاعت الهی. و چون از فاطمه(س) سوال کرد. گفت: او بهترین شوهر است.
در خصوص مادر نمونه بودن، همین بس که دو امام معصوم، امام حسن و امام حسین(ع) و دو شیر زن، یعنی زینب و ام کلثوم(س) را به جامعه ی بشری تحویل داد.
2ـ مریم(س):
دومین زن نمونه در قرآن حضرت مریم(س) است. از آن جهت نمونه است که هم معصوم از گناه و هم برگزیده ی حق می باشد. قرآن می فرماید: یا مریم ان الله اصطفاک و طهرک و اصطفاک علی نساء العالمین.
البته این با آن چه در حق فاطمه(س) گفته شد که سیده ی بانوان عالم است، منافات ندارد چرا که پیامبر اکرم(ص) و دیگر معصومان(ع) فرمودند: مریم(س) بانوی زنان زمان خود بود، اما فاطمه(س) بانوی همه ی بانوان جهان از اولین و آخرین.
مادر نمونه:
حضرت مریم(س) یکی از بهترین مادران عالم هستی است و یکی از بزرگترین پیغمبران الهی را در دامن خود تربیت کرده است. خداوند درباره ی این فرزند که حضرت عیسی(ع) است و آن مادر نمونه می فرماید: اذ قالت الملائکه یا مریم ان الله یبشرک بکلمه منه اسمه المسیح عیسی ابن مریم وجیها فی الدنیا و الآخره و من المقربین.

الگو های جوانان 1

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

جوانان که آینده سازان فردای جامعه اند، نیازمند الگو می باشند. فرزندان ما در مدت کوتاهی رشد کرده و وارد جامعه می شوند، ازدواج کرده و در نقش مادری یا پدری به انجام وظیفه می پردازند. طبعاً باید موضعی را در زندگی انتخاب و به اتخاذ راه و روشی بپردازند. این برایشان مهم است که بدانند بر اساس چه الگو و چه روشی باید به پیش روند و چه کسانی حق دارند پیشوا و قائدشان در جریان زندگی باشند و طبیعی است هر قدر مدل ها کاملتر و سالم تر و جامع تر باشند، امکان رشد و موفقیت برایشان بیشتر است. وجود زمینه ی تقلید در انسان و میل به قهرمان جویی سبب می شود که بسیاری از افراد ناخود آگاه به دنبال الگویی روان شوند و همه ی حرکات و روش ها و پوشش های خود را بر آن اساس استوار سازند. در نظام تربیتی اسلام به ارائه ی مدل توجه بسیاری شده است. خداوند در قرآن کریم به معرفی انسان های نمونه اعم از زن و مرد پرداخته و مومنان را به انتخاب راه و روش آنها رهنمون می دارد. در نقش کلی و اساسی تربیتی، پیامبر اسلام(ص) برای مردم اسوه است (لقد کان فی رسول الله اسوه حسنه). و به دنبال ایشان حضرت فاطمه زهراء(س) اسوه است که سیده ی زنان عالمیان و پاسدار حریم عفاف است. حضرت یوسف(ع) و حضرت مریم(س) که دو مظهر عفاف اند، اسوه اند. اگر انسانی وارسته شد، الگوی دیگر انسان هاست. اگر مرد است الگوی مردم است نه مردان و اگر زن است الگوی مردم است نه زنان. و از آنجا که نیمی از جامعه ی بشری را زنان تشکیل می دهند، برای هدایت آنها علاوه بر برنامه های علمی و عملی، ارائه ی الگوهای مناسب نیز لازم است. در فرهنگ قرآنی بر خلاف تصور برخی مکتب ها و افراد که فقط مردان را الگوی افراد و جامعه می دانند، آنجا که می خواهد اسوه ها را معرفی کند، در کنار اسوه بودن حضرت رسول(ص) وحضرت ابراهیم(ع)، الگوها و نمونه هایی از زنان وارسته و زنان گمراه را به جامعه معرفی می کند. این الگوها در دو بخش قابل تبیین است: الگوهای توصیفی و الگوهای عینی.
الف) الگوهای توصیفی:
قرآن، یک سری اوصاف کمالی را برای زنان نمونه بیان می دارد که برخی از آنها از این قرار است:
1ـ زنان صالحه و امانتدار: فالصالحات قانتات  حافظات  للغیب بما حفظ الله.
زنان صالح زنانی هستند که متواضع اند و در غیاب همسر خود اسرار و حقوق او را مقابل حقوقی که خدا برای آنان قرار داده حفظ می کنند.
2ـ مجموعه ای از اوصاف زن های نمونه: ان المسلمین و المسلمات و المومنین و المومنات و القانتین و القانتات و الصادقین و الصادقات و الصابرین و الصابرات و الخاشعین و الخاشعات و المتصدقین و المتصدقات و الصائمین و الصائمات و الحافظین فروجهم و الحافظات و الذاکرین الله کثیرا و الذاکرات اعد الله لهم مغفره و اجرا عظیما.
به یقین، مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ایمان و زنان با ایمان، مردان مطیع فرمان  خدا و زنان مطیع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و زنان صابر، مردان با خضوع و زنان با خشوع، مردان انفاق کننده و زنان انفاق کننده، مردان روزه دار و زنان روزه دار، مردان پاک دامن و زنان پاکدامن و مردانی که بسیار به یاد خدا هستند و زنانی که بسیار به یاد خدا هستند و خداوند برای همه ی آنها پاداشی عظیم و مغفرت فراهم ساخته است.
3ـ اطاعت خدا و رسول: در بین خواص، آن زنانی نمونه هستند که هم اهل عمل صالح باشند و هم مطیع پیشوا و رهبر خویش باشند. قرآن درباره ی زنان پیامبر(ص) می فرماید: و من یقنت منکن لله و رسوله و تعمل صالحا نوتها اجرها مرتین و اعتدنا لها رزقا کریما.

و هر کس از شما از زنان پیامبر برای خدا و پیامبرش خضوع کند و عمل صالح انجام دهد، پاداش او را دو چندان خواهیم داد و رزقی پر ارزش برای او آماده کرده ایم.