راهکارهای بنیادین توسعه حجاب 3
۵- اصلاح نظام الگوسازی
انسان فطرتاً الگو گزين و الگوپذير است. پيوسته در اين انديشه است ارزشهايی را که باور دارد در چهره ای مجسم بنگرد و خود را همانند آن الگو بسازد مسأله الگو در اخلاق اسلامی و روانشناسی نيز جايگاه مهمی دارد. از اين رو، قرآن کريم در شرايطی که زن هيچ گونه ارزش انسانی و اجتماعی نداشت زنانی شايسته چون آسيه همسر فرعون و حضرت مريم(س) را معرفی و از آنان تجليل نموده است.
حضرت زهرا(س) را کوثر دانسته، به عنوان الگو و اسوه معرفی کرده و بدين ترتيب، لياقت و شايستگی زن را در رسيدن به کمالات معنوی به اثبات رسانيده است.
و الگو بودن زنان صالح و وارسته را برای همگان اعم از زن و مرد تبيين نموده است. با توجه به اين که الگوها در ساختار روحی و رفتاری انسان نقش مؤثری دارند، يکی از تأسفهای جدی عصر حاضر اين است که زن مسلمان آن چنان که شايسته و بايسته است با چهرههای بلند تاريخ اسلام آشنا نيست. زندگانی حضرت زهرا(س) و فرزند برومندش، پيام آور عاشورا، حضرت زينب(س) و ديگر چهرههای والای تاريخ گذشته و معاصر بايد برای زن مؤمن نشان داده شود تا بنگرد چه سان با حفظ هويت و شخصيت و وقار و متانت میتواند در جامعه حضور پيدا کرده و ايفای نقش نمايد.
توصيه امام صادق(ع) تأمل برانگيز و قابل توجه است:
به زنان دوستی آل علی(ع) را الهام کنيد.
زن اگر حب علی7 را فرا گرفت و او را راهبر شناخت و خاندان او را الگو پذيرفت و بر راهی رفت که اهل بيت: رفتهاند و آنان را سرمشق گرفت، رويين تن میشود و حضورش در جامعه دلهره آفرين نخواهد بود.
6. به کارگيری روشهای صحيح برای گسترش حجاب
تصويری که از زن در جوامع اسلامی عرضه میشود و نحوه نگرش و برخورد زن، همه گويای اين مطلب است که التقاط و انحرافی صورت گرفته است. به اين معنا که برخی از احکام دينی با آداب و سنت ناصواب که بعضی ريشه در جاهليت نخستين دارد، در آميخته است و مسلمانان بايد به عنوان مالکان برترين ميراث دينی فهم دينی را از رسوبات فرهنگیهای جاهلی و سنتهای غلط بپيرايند.
مصلحان واقعی جوامع يعنی انبيا نسبت به عرف زمان خودشان دست به اصلاحات زدند و ديدگاههایِ ناصواب را تغيير دادند. پيامبر گرامی اسلام(ع) با عرف مقابله نمود و هويت از دست رفته زن را به جامعه باز گردانيد. دستورات الهی را در همسانی زن و مرد به مردم ابلاغ نمود.
بدين ترتيب يکی از واقعيتهای تلخ جوامع اسلامی، ديدگاههای افراطی و گرايشهای نادرستی است که به عنوان مذهب و عرف اسلامی درباره مسائل زنان رواج داشته است، تبيين ناهنجاریها و اثرات سوئی که بر اين نگرش مترتب است، به سادگی امکانپذير نمیباشد چرا که بسياری از مصاديق اين مسأله به عنوان ارزش تلقی میشود. البته اين مهم از منظر انديشمندان مخفی نمانده و نسبت به آن هشدار دادهاند. يکی از نويسندگان از انحرافی که درجوامع اسلامی رخ نموده، داد سخن میزند:
مسلمانان در برخورد با زنان از مسير تعاليم شريعت اسلام منحرف گذشته و روايات مدسوس و مجعول در بين آنان گسترش يافته، از اين رو زن مسلمان در ورطه جهل و غفلت از دين و دنيا سقوط کرده است. آموزش زنان گناه عظيم شمرده میشود، رفتن به مسجد ممنوع و اطلاع او نسبت به اوضاع و احوال فرهنگی ـ اجتماعی و سياسی امری بعيد تلقی میشود.
اين درحالی است که زن دائما گرفتار نگرش افراطی و تفريطی بوده و رفتار عادلانه را کمتر تجربه کرده است. بر اين اساس توصيه به رعايت حجاب در محيطهای زنانه، تأکيد بر گونه خاصی از حجاب بدون توجه به شرايط آب و هوايی و منطقه جغرافيايی و بافت فرهنگی را میتوان نمودهای نگرش افراطی دانست.
به طور کلی، طی کردن مسير اعتدال و پرهيز از افراط و تفريط میتواند فضای رغبت و ميل به رعايت حجاب را فراهم کند. اما به طور مشخص اقدامات ذيل تا حدودی مؤثر و مفيد است.
1. معماری و شهرسازی متناسب با فرهنگ حجاب صورت پذيرد از جمله معماری مراکز آموزشی دخترانه به گونهای باشد که تا حدودی آزادی عمل را برای آنان فراهم نمايد تا آنان مجبور نباشند ساعات متمادی پوشش کامل را رعايت کنند.
2. برنامهريزی در جهت توسعه فرهنگ حجاب بايد چنان باشد که شرايط و مقتضيات فرهنگی، روحی و سنی افراد لحاظ شود و نيز به نوع کار و خصوصيات اقليمی و منطقهای ـ با رعايت اصل حکم حجاب ـ توجه شود. بدين ترتيب نبايد بر رنگ خاص يا شکل خاص پافشاری نمود.
3. بايد تدابيری انديشيد تا چادر و لباسهايی که به عنوان حجاب استفاده میشود با قيمت مناسب و سهل الوصول در اختيار همگان قرار گيرد.
4. توجه به حس تنوعطلبی و مدگرايی جوانان و متناسب با فرهنگ دينی و آداب محلی و منطقهای آنان، الگوهای پوششی ارائه شود.



