اميرالمومنين حضرت علی بن ابيطالب (ع) - مدح


 قسمتم نیست بال و پر بدهند
به من از آن طرف خبر بدهند

جگرم را وسط گذاشته ام
به همه گفته ام نظر بدهند

به خدا گریه می کنی تا صبح
شرح حال مرا اگر بدهند

من از این در نمی روم هر چند
جای این در هزار در بدهند

چند تا مثل من خبر داری؟!
پای تو حاضرند سر بدهند

دردسر مایه ی کمالات است
نذر کردیم دردسر بدهند

ای امیر نجف به نفع تو نیست
عاشقانت اگر ضرر بدهند

درد و دل کردن تو را اغلب
به گدایانِ خون جگر بدهند

خاک پای تو قیمتش عرش است
پس نباید به جاش زر بدهند

چه کسی دیده هفت عالم را
همه اش را به یک نفر بدهند

                                             علي اكبر لطيفيان

بدعت‌هائی که وهن تشیع‌اند

زیارت سینه خیز
به دیدبان : در تصاویر منتشر شده از مراسم میلیونی اربعین حسینی در کربلای معلی نشانگر گسترش یافتن بدعت سینه خیز رفتن تا مرقد مطهر امام حسین است. از همین رو به بازخوانی نظر مقام معظم رهبری که درسال ۷۳ و در در دیدار جمعی از روحانیون کهگیلویه و بویراحمد مطرح شد می‌پردازیم. ایشان در این سخنرانی که بررسی قیام حضرت سید الشهدا(ع) و آثار آن برای امروز است بر عزاداری سنتی تاکید کرده و می‌فرمایند :
   من واقعاً مى‌ترسم از این‌که خداى ناکرده، در این دوران که دورانِ ظهور اسلام، بروز اسلام، تجلّى اسلام و تجلّى فکر اهل‌بیت علیهم‌الصّلاةوالسّلام است، نتوانیم وظیفه‌مان را انجام دهیم. برخى کارهاست که پرداختن به آنها، مردم را به خدا و دین نزدیک مى‌کند. یکى از آن کارها، همین عزاداریهاى سنّتى است که باعث تقرّبِ بیشترِ مردم به دین مى‌شود. این‌که امام فرمودند «عزادارى سنّتى بکنید» به خاطر همین تقریب است. در مجالس عزادارى نشستن، روضه خواندن، گریه کردن، به سروسینه زدن و مواکب عزا و دسته‌هاى عزادارى به راه انداختن، از امورى است که عواطف عمومى را نسبت به خاندان پیغمبر، پرجوش مى‌کند و بسیار خوب است. در مقابل، برخى کارها هم هست که پرداختن به آنها، کسانى را از دین برمى‌گرداند.
 

عزاداری اربعین حسینی در کربلای معلی

   معظم له در ادامه سخنان خود به آسیب‌شناسی عزاداری‌ها پرداخته و روحانیون را برای مبارزه با برخی بدعت‌ها که در مراسم عزاداری حضرت سید‌الشهدا(ع) ایجاد شده و موجب وهن شیعه گردیده نظیر بدعت «قمه‌زنی» و «سینه خیز رفتن به سمت مرقد ائمه» فرا می‌خوانند و در ادامه می‌‌گویند:
   «اخیراً یک بدعت عجیب و غریب و نامأنوس دیگر هم در باب زیارت درست کرده‌اند! بدین ترتیب که وقتى مى‌خواهند قبور مطهّر ائمّه علیهم‌السلام را زیارت کنند، از درِ صحن که وارد مى‌شوند، روى زمین مى‌خوابند و سینه‌خیز خود را به حرم مى‌رسانند! شما مى‌دانید که قبر مطهّر پیغمبر صلواةاللَّه‌علیه و قبور مطهّر امام حسین، امام صادق، موسى‌بن‌جعفر، امام رضا و بقیه ائمّه علیهم‌السّلام را همه مردم، ایضاً علما و فقهاى بزرگ، در مدینه و عراق و ایران، زیارت مى‌کردند. آیا هرگز شنیده‌اید که یک نفر از ائمّه علیهم‌السّلام و یا علما، وقتى مى‌خواستند زیارت کنند، خود را از درِ صحن، به‌طور سینه‌خیز به حرم برسانند؟!
   اگر این کار، مستحسن و مستحب بود و مقبول و خوب مى‌نمود، بزرگان ما به انجامش مبادرت مى‌کردند. اما نکردند. حتى نقل شد که مرحوم آیت‌اللَّه‌العظمى‌ آقاى بروجردى رضوان‌اللَّه‌تعالى‌علیه، آن عالم بزرگ ومجتهد قوى و عمیق و روشنفکر، عتبه‌بوسى را با این‌که شاید مستحب باشد، منع مى‌کرد. احتمالاً استحبابِ بوسیدن عتبه، در روایت وارد شده است. در کتب دعا که هست. به ذهنم این است که براى عتبه بوسى، روایت هم وجود دارد. با این‌که این‌کار مستحب است، ایشان مى‌گفتند «انجامش ندهید، تا مبادا دشمنان خیال کنند سجده مى‌کنیم؛ و علیه شیعه، تشنیعى درست نکنند.»
   اما امروز، وقتى عدّه‌اى وارد صحن مطهّر على‌بن‌موسى‌الرّضا علیه‌الصّلاةوالسّلام مى‌شوند، خود را به زمین مى‌اندازند و دویست متر راه را به‌طور سینه‌خیز مى‌پیماند تا خود را به حرم برسانند! آیا این کار درستى است؟ نه؛ این‌کار، غلط است. اصلاً اهانت به دین و زیارت است. چه‌کسى چنین بدعتهایى را بین مردم رواج مى‌دهد؟ نکند این هم کار دشمن باشد؟! اینها را به مردم بگویید و ذهنها را روشن کنید.
   دین، منطقى است. اسلام، منطقى است و منطقى‌ترین بخش اسلام، تفسیرى است که شیعه از اسلام دارد؛ تفسیرى قوى. متکلّمین شیعه، هر یک در زمان خود، مثل خورشید تابناکى مى‌درخشیدند و کسى نمى‌توانست به آنها بگوید «شما منطقتان ضعیف است.» این متکلّمین، چه از زمان ائمه علیهم‌السّلام – مثل «مؤمن طاق» و «هشام‌بن‌حکم» – چه بعد از ائمّه، علیهم‌السلام – مثل «بنى‌نوبخت» و «شیخ‌مفید» – و چه در زمانهاى بعد – مثل مرحوم «علامه‌حلّى» – فراوان بوده‌اند. ما اهل منطق و استدلالیم. شما ببینید درباره مباحث مربوط به شیعه، چه کتب استدلالىِ قوى‌اى نوشته شده است! کتابهاى مرحوم «شرف‌الدّین» و نیز «الغدیرِ» مرحوم «علاّمه‌ امینى» در زمان ما، سرتاپا استدلال، بتون‌آرمه و مستحکم است. تشیّع این است یا مطالب و موضوعاتى که نه فقط استدلال ندارد، بلکه «اشبه‌ شى‌ء بالخرافه» است؟! چرا اینها را وارد مى‌کنند؟! این خطر بزرگى است که در عالم دین و معارف دینى، مرزداران عقیده باید متوجّهش باشند.»

یا موسی بن جعفر (ع)

شهادت امام موسی کاظم علیه السلام تسلیت باد.

کنون که گوشه ي زندان به بند زنجيرم

 خدا گواست چو زهرا ز زندگي سيرم

 

شبيه مادر مظلومه تا ورود اجل

 دو دست بسته ي خود سوي آسمان گيرم

 

شکسته پا و کمان قد ، رسيده جان به لبم

 شکنجه هاي عدو کرده اينچنين پيرم

 

ز تار کعب ني و پود تازيانه ي کين

 به باغ ياس ولايت ، بنفشه تصويرم

 

عدو بدون جهت ناسزا به من مي گفت

 اگر چه گفته خدا از تبار تطهيرم

 

زجانب من خسته به دخترم گوييد

 اسيرِ سلسله ها نِي ، اسير تقديرم

 

رضا بيا که نگاهم به چار چوب در است

 بيا که کنج قفس بي شکيب مي ميرم

 

به ياد کرب و بلا بي قرار مي گريم

 به ياد حنجر شش ماهه و پَرِ تيرم

 

به ياد ساقي بي دست و مشک علقمه ام

به ياد راس جدا از جفاي شمشيرم

شهادت دهمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت

حضرت امام هادی علیه السلام

را بر تمام شیعیان جهان اسلام تسلیت عرض مینمائیم.

دیدار جمعی از مداحان سراسر کشور (23/2/1391)

در سالروز ميلاد حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها بانوي حيا و پاكدامني،‌حسينيه امام خميني، سيراب از فضائل و مناقب كوثر نبوي شد.
رهبر معظم انقلاب اسلامي در اين ديدار با تبريك روز تاريخي و فراموش نشدني ولادت حضرت زهرا سلام الله عليها و گراميداشت تقارن اين روز با تولد امام خميني (ره)، ابعاد مختلف زندگي حضرت فاطمه زهرا را الگوي جامعي از فضائل معرفي و خاطرنشان كردند:‌ نام گذاري امروز به نام روز زن، درسهاي جاودانه اي براي همه خصوصاً بانوان و زنان كشور اسلامي ما دارد تا با آراستن خود به زيور تقوا، عفاف، دانش، شجاعت، ايستاد گي، تربيت صحيح فرزند، و اهميت دادن به خانواده، در راه و مسير حضرت زهرا (س) حركت كنند.
حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به اينكه ذهن و كلام انساني از بيان تمام فضيلت، درخشندگي، كبرياء و عظمت دخت گرامي پيامبر قاصر و عاجز است، افزودند: با اين وجود، كلام و زندگي آن بانوي بزرگوار و ائمه اطهار، از دسترس انسان خارج نيست بلكه بر خلاف الگوهايِ دروغينِ دنيايِ مادي، ائمه اطهار(ع)، مسير و جهتِ صحيح حركت و زندگي انسانها را نشان داده اند و خود بر قله اين كمالات ايستاده اند و انسان را نيز دعوت به پيمودن اين مسير كرده اند.
ايشان همه جامعه خصوصاً بانوان را به پيمودن راه فضيلت هاي معنوي ائمه اطهار (ع) دعوت كردند و با مروري بر سوابق تاريخي حضور زنان در عرصه هاي مختلف مبارزه ضد استبدادي از زمان مشروطه تا پيروزي انقلاب خاطرنشان كردند: در حاليكه غرب تبليغ مي كند زن براي ايفاي وظايف اجتماعي خود بايد حجاب را كنار بگذارد اما حضور موثر زنان در عرصه هاي مختلف سياسي و اجتماعي ايران نشان مي دهد زن با حجاب كامل هم مي تواند به وظايف تربيتي خود در جامعه عمل كند كه نمونه عيني آن، مادران بزرگوار شهدا هستند.
رهبر انقلاب اسلامي به تلاش دشمن براي استفاده از نقاط ضعف اشاره كردند و افزودند:‌ انسان در معرض آسيب قرار دارد و همه بايد مراقب رفتار خود باشيم و بدانيم برخي مظاهرِ خودنمايي، بي تقوايي و رعايت نكردن حجاب و عفاف آثار مخرب و ماندگاري بر اخلاق و سياست جامعه دارد و در اين زمينه بايد خود زنان، بيشتر مواظبت كنند.
حضرت آيت الله خامنه اي، حجاب را موجب شخصيت زن و عاملي براي وقار و متانت او دانستند و تصريح كردند: ‌عفاف بانوان باعث افتخار ، ارزش گذاري و سنگين شدن آبرو و احترام زن در جامعه مي شود به همين دليل بايد از اسلام به خاطر توجه به مسئله حجاب تشكر كرد.
ايشان در بخش ديگري از سخنان خود، شناخت و معرفت اهل بيت را نعمت بزرگ خداوند دانستند و خاطرنشان كردند: ستايشگري فضائل اهل بيت (ع) در قالب شعر و نثر نعمت ديگري است كه مداحان بايد قدر آن را بدانند.
رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به اينكه معرفي فضايل معنوي اهل بيت، الگوسازي در جامعه است افزودند: اگر اين حركت با نيت خدايي و خالصانه در جامعه انجام شود كار متعالي و اثر گذاري خواهد بود به همين دليل مداح بايد ببيند بيان كدام منقبت و فضيلت موجب هدايت مخاطب و خضوع و خشوع دل مستمع در برابر خداوند مي شود و او را براي حركت در مسير اهل بيت تشويق مي كند.
حضرت آيت الله خامنه اي، كار جامعه مداحان را بيان حقيقت با استفاده از صداي خوش، آهنگ زيبا، در قالب شعر دانستند و تصريح كردند: استفاده از تركيب چند هنر، تأثير مضاعفي در ذهن مخاطب مي گذارد لذا احتياج به فكر و آموزش دارد.
رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به سطح بالاي فهم، معرفت، بلوغ فكري، آگاهي و بصيرت آحاد جامعه خاطرنشان كردند: امروز توانايي هاي ايران اسلامي در عرصه هاي مختلف در جهان سراسر مادي مي درخشد و مثل خورشيد نورافشاني مي كند و مداحان نيز بايد با توجه به چنين فضايي، به مخاطب خود مطلب و شعر ارائه كند.
در ابتدای این دیدار، تعدادي از مداحان اهل بيت عليهم السلام سروده هايي در بيان شأن و عظمت دخت گرامي پيامبر اكرم، و نيز ذريّه ايشان حضرت امام خميني (ره) قرائت كردند.

یا زهرا

السَّلامُ عَلَيْكِ يَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ السَّلامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الصِّدِّيقَةُ الشَّهِيدَةُ السَّلامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الرَّضِيَّةُ الْمَرْضِيَّةُ السَّلامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْفَاضِلَةُ الزَّكِيَّةُ السَّلامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِيَّةُ السَّلامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا التَّقِيَّةُ النَّقِيَّةُ السَّلامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمُحَدَّثَةُ الْعَلِيمَةُ السَّلامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْمَغْصُوبَةُ السَّلامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمُضْطَهَدَةُ الْمَقْهُورَةُ السَّلامُ عَلَيْكِ يَا فَاطِمَةُ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكِ وَ عَلَى رُوحِكِ وَ بَدَنِكِ أَشْهَدُ أَنَّكِ مَضَيْتِ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكِ. وَ أَنَّ مَنْ سَرَّكِ فَقَدْ سَرَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ مَنْ جَفَاكِ فَقَدْ جَفَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ مَنْ آذَاكِ فَقَدْ آذَى رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ مَنْ وَصَلَكِ فَقَدْ وَصَلَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ مَنْ قَطَعَكِ فَقَدْ قَطَعَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لِأَنَّكِ بَضْعَةٌ مِنْهُ وَ رُوحُهُ الَّذِي بَيْنَ جَنْبَيْهِ كَمَا قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أُشْهِدُ اللَّهَ وَ رُسُلَهُ وَ مَلائِكَتَهُ أَنِّي رَاضٍ عَمَّنْ رَضِيتِ عَنْهُ سَاخِطٌ عَلَى مَنْ سَخِطْتِ عَلَيْهِ مُتَبَرِّئٌ مِمَّنْ تَبَرَّأْتِ مِنْهُ مُوَالٍ لِمَنْ وَالَيْتِ مُعَادٍ لِمَنْ عَادَيْتِ مُبْغِضٌ لِمَنْ أَبْغَضْتِ مُحِبٌّ لِمَنْ أَحْبَبْتِ وَ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدا وَ حَسِيبا وَ جَازِيا وَ مُثِيبا
أُشْهِدُ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ أَنِّي وَلِيٌّ لِمَنْ وَالاكِ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاكِ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكِ أَنَا يَا مَوْلاتِي بِكِ وَ بِأَبِيكِ وَ بَعْلِكِ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِكِ مُوقِنٌ وَ بِوِلايَتِهِمْ مُؤْمِنٌ وَ لِطَاعَتِهِمْ مُلْتَزِمٌ أَشْهَدُ أَنَّ الدِّينَ دِينُهُمْ وَ الْحُكْمَ حُكْمُهُمْ وَ هُمْ قَدْ بَلَّغُوا عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ دَعَوْا إِلَى سَبِيلِ اللَّهِ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ لا تَأْخُذُهُمْ فِي اللَّهِ لَوْمَةُ لائِمٍ وَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكِ وَ عَلَى أَبِيكِ وَ بَعْلِكِ وَ ذُرِّيَّتِكِ الْأَئِمَّةِ الطَّاهِرِينَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ صَلِّ عَلَى الْبَتُولِ الطَّاهِرَةِ الصِّدِّيقَةِ الْمَعْصُومَةِ التَّقِيَّةِ النَّقِيَّةِ الرَّضِيَّةِ الْمَرْضِيَّةِ الزَّكِيَّةِ الرَّشِيدَةِ الْمَظْلُومَةِ الْمَقْهُورَةِ الْمَغْصُوبَةِ حَقُّهَا الْمَمْنُوعَةِ إِرْثُهَا الْمَكْسُورَةِ ضِلْعُهَا الْمَظْلُومِ بَعْلُهَا الْمَقْتُولِ وَلَدُهَا فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِكَ وَ بَضْعَةِ لَحْمِهِ،
وَ صَمِيمِ قَلْبِهِ وَ فِلْذَةِ كَبِدِهِ وَ النُّخْبَةِ مِنْكَ لَهُ وَ التُّحْفَةِ خَصَصْتَ بِهَا وَصِيَّهُ وَ حَبِيبَةِ الْمُصْطَفَى وَ قَرِينَةِ الْمُرْتَضَى وَ سَيِّدَةِ النِّسَاءِ وَ مُبَشِّرَةِ الْأَوْلِيَاءِ حَلِيفَةِ الْوَرَعِ وَ الزُّهْدِ وَ تُفَّاحَةِ الْفِرْدَوْسِ وَ الْخُلْدِ الَّتِي شَرَّفْتَ مَوْلِدَهَا بِنِسَاءِ الْجَنَّةِ وَ سَلَلْتَ مِنْهَا أَنْوَارَ الْأَئِمَّةِ وَ أَرْخَيْتَ دُونَهَا حِجَابَ النُّبُوَّةِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَيْهَا صَلاةً تَزِيدُ فِي مَحَلِّهَا عِنْدَكَ وَ شَرَفِهَا لَدَيْكَ وَ مَنْزِلَتِهَا مِنْ رِضَاكَ وَ بَلِّغْهَا مِنَّا تَحِيَّةً وَ سَلاما وَ آتِنَا مِنْ لَدُنْكَ فِي حُبِّهَا فَضْلا وَ إِحْسَانا وَ رَحْمَةً وَ غُفْرَانا إِنَّكَ ذُو الْعَفْوِ الْكَرِيمِ.

حاج ذبیح الله ترابی

حاج ذبیح الله ترابی عاشق حسین (ع)

وقتي همراه با يكي از پسرانش به مجلسي مي‌رود، زماني كه در اتاق مخصوصش، تنهايي را تجربه مي‌كند يا هنگامي كه در حلقه دوستانش به گپ و گفت مشغول است، تجربه‌ها و آموخته‌هاي جديد را يا به حافظه فعالش مي‌سپارد و يا آنها را روي نوار صوتي ضبط كوچكي ذخيره مي‌كند. حتي وقتي اين ضبط خبرنگاري را تهيه مي‌كرد، جاي پرسش بود كه او اين دستگاه را براي چه مي‌خواهد، اما توضيح داد كه گاهي يك شعر را در لحظه‌ با سبكي هماهنگ مي‌كند. چون ممكن است آن سبك متناسب را به فراموشي بسپارد، شعر را با موسيقي مورد نظر، روي نوار كاست ضبط مي‌كند.
او گفت كه بسيار پيش آمده، بهترين ريتم يك شعر را روي موتورسيكلت و در زمزمه‌هاي خودم پيدا كرده‌ام، اما اين ريتم و موسيقي جالب و ابتكاري، خيلي زود فراموش شده است.
ذبيح‌الله ترابي، ذاكر 58 ساله اهل بيت (ع)، ‌سال‌هاست كه در مجالس مهم شهر تهران منبر مي‌رود و طرفداران بسياري در ميان دوست‌داران ائمه اطهار (س) دارد.
حاج ذبيح‌الله، مداحي باسواد و آشنا به خط بريل است. او در تقويت اندوخته شعري از دانش خود به خوبي بهره مي‌گيرد و بيشتر اشعار او با خط بريل، روي كاغذهاي مخصوص برجسته شده است. اتفاقاً همين لوازم، او را در تلفيق روضه‌خواني سنتي و رديف‌هاي آوازي، موفق نشان داده و به عنوان يك نوگرا در ميان مداحان معرفي كرده است.

* رديف موسيقي، قاعده خواندن است

ترابي مي‌گويد: رديف موسيقي در واقع، قاعده خواندن است، اما اين بهره‌برداري نبايد به صورت مستقيم صورت بگيرد. خيلي‌ها مي‌خواهند مشابه همان چيزي را كه مثلاً استاد شجريان يا مرحوم بنان خوانده تقليد كنند و همان آوا را روي شعر مذهبي بگذارند. در حالي كه مداحي، صرفاً تكيه كردن به يك رديف آوازي نيست. مداح بايد متناسب با زمان و مخاطب، رديف‌هاي موسيقي را با سبك‌ و سياق اصيل مداحي تلفيق كند. ممكن است يك دستگاه موسيقي به درد يك جمع دوستانه بخورد، اما وقتي كسي بخواهد همان دستگاه را در مجلس شادي يا عزاي اهل بيت (ع) بخواند، بايد آن را با هنر و تجربه خود به روضه پيوند دهد. اين مداح اهل بيت (ع) ادامه داد: در نهايت، شنونده نبايد فكر كند كه خوانندگي مداح از مسير مدح، مرثيه يا روضه خارج شده است. من در كار خودم، با شناختن فراز و نشيب‌هاي دستگاه موسيقي، شعر مذهبي را با آن دستگاه هماهنگ مي‌كنم و نمي‌گذارم كه طعم موسيقي بر لحن مداحي ـ كه همان سوز و گداز ناميده مي‌شود ـ برتري پيدا كند. سعي مي‌كنم بدون آنكه از آن دستگاه خارج شوم، شعر را تا آخر ادامه دهم. فقط گوشه‌هاي مختلف آن دستگاه را با ابيات شعر متناسب مي‌كنم.

* مداح باتجربه، روضه را فداي موسيقي نمي‌كند

وي اظهار مي‌دارد: اينكه يك مداح بتواند مجلس روضه را به خوبي اداره كند و در عين حال از موسيقي به درستي بهره بگيرد، به تجربه‌ و پركاري او بستگي دارد. مسلماً اولويت كار يك مداح در خواندن روضه است و نبايد تمام حواس او به موسيقي باشد، اما كسي كه بخواهد اين روضه را با هنر موسيقي تزيين كند، بايد تجربه و تسلط كافي در آن داشته باشد و موسيقي را در قالبي روان، آرام و ساده ارائه دهد تا روضه، فداي زينت آن نشود.
ترابي مي‌گويد: در سال‌هاي اخير، سبك‌هاي مقلدانه در ميان مداحان جوان باب شده است. حتي خيلي از آنها از موسيقي نامأنوس و ناسالم براي مداحي استفاده مي‌كنند.
اين مداح قديمي مي‌افزايد: مداحي، صنعت و تكنولوژي نيست كه در كل، يك چارچوب داشته باشد، بلكه هنري است كه طبق ضابطه و معيار مشخصي پيش نمي‌رود. انتخاب روش هم بسيار دشوار است و كسي كه دنبال سبك مي‌رود، دو گزينه پيش روي خود خواهد ديد؛ يا خودش آن سبك را پسنديده يا خواست جامعه، آن سبك را رايج كرده است.
وي اضافه مي‌كند: اينكه مردم، بيشتر به دنبال چه كسي بوده‌اند و از خواندن چه كسي لذت برده‌اند، براي مداحان جوان بسيار مهم است، اما به اعتقاد من، اگر مداح تازه كار، كسي را در نظر بگيرد كه مثل او شود، يا در پله‌هاي پايين‌تر او مي‌ايستد يا اصلاً شباهتي به او پيدا نمي‌كند. تازه، وقتي مشابه او خواند، مي‌گويند كه بهتر از اين مداح مقلد، آن مداح اوليه است كه بسيار هم بهتر مي‌خواند. بنابراين، كسي موفق است كه سبك خودش بخواند؛ حتي اگر خيلي دلپذير نباشد. فقط بايد خودش را به ابزارهاي مداحي تجهيز كرده باشد.

* مداح خوب زياد مطالعه مي‌كند و شعر مي‌داند

ترابي مي‌گويد: همانطور كه پيشرفت در هر علم و هنري نيازمند داشتن اسبابي است، در مداحي نيز افراد بايد ادبيات و موسيقي را به خوبي بشناسند. روي ادبيات به طور ويژه تأكيد مي‌كنم، چون مداح خوب، كسي است كه مطالعه زياد داشته باشد و قافيه، وزن، عروض معناي شعر را بداند.
وي خاطرنشان مي‌كند: خيلي بد است كه مداح نتواند شعر را با استفاده از قواي ذهني‌اش تحليل كند يا درك كاملي از ضعف‌ها و قوت‌هاي شعر نداشته باشد. دانستن رديف‌هاي موسيقي هم از ابزارهاي اصلي يك مداح به شمار مي‌رود. چون او يك خواننده مذهبي است و وقتي، عنوان «خواننده» را به كسي اطلاق مي‌كنيم، يعني كه او بايد آداب خوانندگي (رديف‌هاي آوازي) را به خوبي بشناسد.

* پيشكسوتان در ساير مؤلفه‌هاي مداحي قوي بوده‌اند

اين مداح اهل بيت (ع) اظهار مي‌دارد: من نمي‌گويم كه پيشكسوتان و استادان، مداح يا خواننده مذهبي نبوده‌اند، اما آن عزيزان، آنقدر در مؤلفه‌هاي ديگر قوي بوده‌اند كه ضعف آنها را در بخش موسيقي پوشش داده است. دانستن موسيقي براي يك مداح به منزله بيان براي گويندگان است.
ترابي درباره وضعيت مداحي در شرايط كنوني ادامه مي‌دهد: مداح و شاعر امروز نبايد به دنبال جامعه بروند، بلكه بايد مردم را از لحاظ ادبي با خودشان بالا ببرند. در عين حال به پيچيده‌خواني و اغراق‌گويي هم عقيده ندارم. شاعران در بعضي از اشعار قديمي از لغات مهجور و فراموش شده استفاده كرده‌اند كه بايد به تناسب مطالبات مخاطبان اصيل، تعديل شود يا واژه‌هاي مترادف، جاي لغات پيچيده را در شعر امروز بگيرد.
وي با انتقاد از وضعيت ادبيات آئيني در سال‌هاي اخير مي‌گويد: ادبيات مورد نياز مداحي، متأسفانه به دنبال درخواست‌هاي مخاطبان مقطعي رفته و سنگيني و ارزش خود را از دست داده است. ما امروز در عصر ركود ادبي هستيم و سطح ادبيات آييني در حوزه شعر، بسيار پايين آمده است.

* مداحي با تمام افت و خيزها، پيشرفت كرده است

ترابي درباره ضعف و قوت‌هاي مداحي مي‌گويد: البته مداحي از يك بعد، پيشرفت كرده و آن، گسترش كمي جلسات و هيأت‌ها و افزايش درخواست و پذيرش مردم است. جامعه امروز، مداح و مداحي را بيشتر دوست دارد، اما اين هنر به دليل همين گسترش، دچار افت كيفي و محتوايي شده است.
اين مداح اهل بيت (ع) با بيان اينكه هيأت‌هاي ما گسترش بي‌حساب و كتابي داشته‌اند، مي‌افزايد: پيرو آن، مداحان هم گسترش نامعقولي پيدا كرده‌اند. كساني آمده و وارد اين رشته شده‌اند كه از نظر ادبي و دانستن قواعد شعري، مقتل و مطلب و آشنايي با موسيقي در سطح پاييني قرار دارند و فقط متكي به چند دانگ صدا بوده‌اند. حتي، بعضي از آنها صداي قوي و خوبي هم نداشته و ندارند.
وي ادامه مي‌دهد: مداحي، كاري است كه ضابطه و مدرك و امتحان ندارد و سيستم نظارتي در آن حاكم نيست. كلاس‌‌هاي آموزشي هم معمولاً كيفيت لازم را ندارد؛ چون اين كلاس‌ها، بيشتر به دكاني براي جمع‌ كردن چند نوجوان و دادن شعر‌هاي ضعيف تبديل شده است. كسي، وادار به خواندن نمي‌شود تا استادي ايراد كارش را بگيرد. برپاكنندگان كلاس‌ها هم معمولاً چيزي نداشته‌اند كه به شاگردانشان بدهند.

* به آموزش مداحي اعتقاد ندارم

اين مداح روشندل اضافه مي‌كند: من براي آموزش و تربيت مداحان جوان به كلاس و دوره اعتقادي ندارم. دست كم معتقدم، تمام كساني كه به اين كلاس‌ها مي‌روند، مداح شايسته‌اي از آب در نمي‌آيند، اما درباره يك نظام صحيح براي آموزش اين كار، فكر مي‌كنم مراكزي مانند وزارت ارشاد و سازمان تبليغات مي‌توانند با همكاري پيشكسوتان و استادان به جامعه مداحان خوراك بدهند. بايد براي تربيت يك مداح، چند نفر با چند تخصص به خدمت گرفته شوند.
ترابي با تأكيد بر اينكه صدا، يك عنصر ذاتي است و اكتسابي نيست، مي‌گويد: اگر كسي، ذوق، علاقه و استعداد كامل داشته باشد، 80 درصد راه را رفته و بايد براي به دست آوردن 20 درصد باقي مانده تلاش كند. استاداني بيابد و از آنها كمك بگيرد، كتاب بخواند و زحمت بكشد. خوشبختانه امروز، امكانات كافي براي پيشرفت فراهم است و براي يك مداح، روخواني شعر در مجلس، يك ايراد به شمار مي‌رود.

* از 14 سالگي مداحي مي‌كنم

اين مداح قديمي اهل بيت (ع) مي‌گويد: من از دوران كودكي مي‌خواندم، اما از حدود 14 سالگي بود كه اطرافيانم متوجه ذوق و استعدادم شدند. در آن سال‌ها، دايي‌ام ـ حاج علي ترابي ـ كه امروز، يكي از مداحان ارزنده و از پيشكسوتان اين عرصه است، تشويقم كرد و بعدها توانستم از محضر استاداني چون مرحوم مرشد باقر معماري، مرحوم حاج حسن محمدي دولابي، مرحوم حاج محمد علامه، حاج حسن حسيني، مرحوم حاج علي اكبر محبي و ... استفاده كنم. البته هيچكدام از اين عزيزان، استاد مستقيم و دائم من نبودند. از هركسي كه شعر خوبي مي‌خواند يا مجلس را به زيبايي اداره مي‌كرد، درس مي‌گرفتم.
ترابي مي‌گويد: من، نام اين روش را «بهره‌برداري از استاد اجتماعي» مي‌گذارم. البته در شرايط فعلي، يافتن استاد خصوصي و شخصي هم دشوار نيست، اما اگر كسي بخواهد همان روش مرا پيگيري كند، مي‌تواند در هر زمينه و رشته خاص به صاحبنظر همان رشته مراجعه كند و اشكالاتش را برطرف سازد.
وي در پايان اين گفت‌وگو خاطرنشان مي‌كند: مشكل اصلي امروز، نبود جديت در كار مداحان جوان است. بيشتر آنهايي كه گام در اين راه مي‌گذارند، مي‌خواهند بدون زحمت به يك چهره برجسته تبديل شوند.

بسم‌الله الرحمن الرحيم

   حيدر توكلي هستم، و قريب به 36 سال است كه ميكروفن به دست مي‌گيرم و هنوز خودم را نه شاعر و نه مدّاح مي‌دانم.

 

ـ مداحي اهل‌بيت (ع) را از چه سالي شروع كرديد؟

   تقريباً از سن سيزده سالگي شروع كردم، اما به نوحه‌خواني علاقه بيشتري داشتم. ما روضه‌خوان زياد داريم ولي نوحه‌خوان كم داريم. به نظر من تأثير و جاذبه نوحه و واحد شور خصوصاً در جوان‌ها بيشتر است، و اگر معضلي هم هست كه بنده معتقدم نيست، در همين زمينه است.

 

ـ آيا شما استاد هم ديده‌ايد؟

   بنده تمام عزيزاني را كه در مسير اهل‌بيت (ع) هستند استاد خود مي‌دانم به سن و سال هم كار ندارم؛ زيرا خوبي به سن و سال نيست. اگر كار خوبي از كسي ببينم سعي مي‌كنيم آن را انجام دهم و اگر كار بدي را هم ببينم سعي مي‌كنم انجام ندهم.

 

  ـ شما هميشه مدافع مدّاحان هستيد و معتقديد اگر معضلاتي هم در مدّاحي هست خيلي كم است. ممكن است كمي در اين باره توضيح دهيد. 

   كسي نمي‌تواند بگويد من امام حسين (ع) را دوست دارم ولي مدّاحانش را دوست ندارم؛ زيرا آنها براي همان امام حسين (ع)  مي خوانند كه من به آن عشق مي‌ورزم و نوكري اش را مي‌كنم.

   امامان معصوم (ع) شاعران و مدّاحان اهل‌بيت (ع) را مورد تفقد و عنايت ويژه خودشان قرار مي­دادند، چون خواندن از سيدالشهداء (ع) خواندن از خوبي‌هاست. حتي امام صادق (ع) درس و بحث را تعطيل مي‌كنند و به روضه امام حسين (ع)  احترام مي‌گذارند.

   شأن مدّاح بايد حفظ شود، چه از طرف خودش و چه از طرف مردم. البته بايد بپذيريم كه در شرايط امروز جامعه ميدان‌دار مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب مداحان و هيئت‌ها هستند.

   شما مي‌بينيد دشمن هم از هيأت­هاي مذهبي، جلسات عزاداري، وحشت دارد. هيچ چيز به اندازه هيئت‌ها نمي‌تواند تأثيرگذار باشد. الان چندين سازمان و ارگان دولتي و غيردولتي بودجه فرهنگي دريافت مي‌كنند، ولي كدامشان در مبارزه با تهاجم فرهنگي به اندازه مدّاحان و مجالس عزاداري مؤثر بوده‌اند.

   خصوصاً در ماه محرم كه مدّاحان بايد بدانند امام حسين(ع) بار عام مي‌دهد. ما بايد كاري كنيم كه گرايش مردم افزايش يابد مداحان رسالت سنگيني دارند، ولي متأسفانه مي‌بينم نه تنها قدرداني نمي‌شوند بلكه از طرف بعضي از دوستان مورد يورش شديد واقع مي‌شوند. البته قبول داريم بعضي از دوستان داخلي درد دين هم دارند ولي روش خوبي ندارند. از دوستان انتظار نداريم مدّاح اهل بيت(ع) را مسخره كنند و توهين كنند كه چرا فلان سبك را خواندي.

ـ از ديدگاه شما يك مدّاح مخلص چه ويژگي‌هايي بايد داشته باشد؟

   يك مدّاح واقعي پلي است كه تشنگان معارف اهل بيت ‌(ع) را به سرچشمه مي‌رساند و اگر يك مداح جايگاه خودش رابشناسد و به اين باور برسد كه اهل‌بيت (ع) به او نظر دارند، بايد با تقويت معلومات خودش و مطالعه موضوعاتي مانند ادبيات،‌ احكام، قرآن، مقتل و‌ احاديث، پايه‌هاي اين پل را مستحكم‌تر ‌كند.

 

ـ ارتباط با علما براي مدّاحان چقدر اهميت دارد؟

   ما ارتباط تنگاتنگ با علما و روحانيت داريم و نمي‌توانيم از علما دور باشيم. البته اين ارتباط بايستي دوطرفه باشد و ايشان هم بايد ارتباط برقرار كنند. من كه نمي‌توانم براي آنان تعيين تكليف كنم.آنها بايد زمينه را فراهم كنند تا جوانان و مدّاحان جذب شوند. من كه سواد آنچناني ندارم. آنها بايد با زبان مداح صحبت كنند.پس همه ما لازم و ملزوم همديگريم.

   البته ما منكر اين نيستيم كه عده‌اي در صدد مشهور شدن و نشان دادن خود هستند، ولي بايد اينان را هدايت كرد.

 

ـ هر چند كه ما مخالف به روز بودن مدّاحي نيستيم، اما مداحي در بيست سال قبل سبك و سياق ديگري داشت. ولي امروز، ريتم‌ها،‌ ملودي‌ها و سبك‌هايي ارائه مي‌شود كه در شأن اهل‌بيت (ع) نيست. نظر شما چيست؟

   ما امروز نمي‌توانيم از يك نوجوان بخواهيم كه مثل شصت سال پيش بخواند. حاج‌ آقاي سازگار مي‌گفتند در محضر رهبر معظم انقلاب شعر «علي و دنياي» مرحوم شهريار را خواندم. ايشان فرمودند : خدا رحمت كند مرحوم شهريار را ولي بايد توجه داشته باشيم كه شما مدّاح اين نسل هستید. براي اين نسل با زبان اين نسل بخوانيد.

   يكي از هزاران رمز ماندگاري مجالس امام حسين(ع) همين نغمه‌هاست، همين نواهاست و اين همه طراوت، به دليل نوآوري در مجالس سيد‌الشهدا (ع) است كه جاذبه آن روز به روز بيشتر مي‌شود.

   نمي‌توانيم به نوجوان و جوانان تحميل كنيم كه به همان سبكي كه پدرانمان مي‌خواندند تو هم بخوان. در اينجا هنر بكار مي‌آيد كه مي تواند گذشته و حال و آينده را تلفيق و مسير را درست انتخاب كند و به بي‌راهه نرود.

 

 

ـ در نوحه‌ها و سرودها سليقه خودتان را در نظر مي‌گيريد يا انتظار مخاطب را هم لحاظ مي‌كنيد؟

   اگر من فقط به صرف اينكه مستمع خوشش بيايد شعر بگويم، پس براي امام حسين (ع) و اهل بيت(ع) نگفتم چون مقصود، رضايت امام حسين (ع) است نه مخاطب، ولي در اينكه مستمع نقش دارد و بايد به ايشان توجه كرد، شكي نيست. لذا سليقه‌اش را بايد در نظر گرفت و برايش ارزش قائل شد، ولي دربست نمي‌شود در اختيار او بود.

یا زینب سلام الله علیها

امشب دلم به تاب و سرم گرم از تب است
امشب كـه از نسيـم حضــوري لبالب است
شمع است و شاهد است و شرابي كه بر لب است
شور و شگفتـي است و شبـي عشق مشرب است
شامي كه روشنايي روز است امشب است
امشب شب مليـكـه دادار زينب است

اين جلوه جلوه‌هاي شبي بيكرانه است
اين جذبه جذبه حرمي بي‌نشانه است
اين سجده سجده بر قدمي جاودانه است
اين شعله شعله نگهي عاشقانه است
از هر لبي كه مي‌شنوي اين ترانه است
عالم محيط و نقطه پرگار زينب است

سري رسيد و معني ام‌الكتاب شد
نوري دميد و قبله هر آفتاب شد
چشمي گشود و چشم شقايق بخواب شد
زيباترين دعاي علي (ع) مستجاب شد
زهراست اين كه در دل گهواره قاب شد
امشب تمام گرمي بازار زينب است

بر عرش سبز دست نبي تا كه جا گرفت
نورش زمين و كل زمان را فرا گرفت
حتي بهشت سرمه از آن خاك پا گرفت
از عطر دامنش همه جا روشنا گرفت
آئينه‌اي مقابل رويش خدا گرفت
تصوير جلوه‌هاي خداوار زينب است

اين كيست اين كه سجده كند عشق در برش
اين كيست اين كه سينه درند در برابرش
اين كيست اين كه از جلوات مطهرش
عالم نبود غير غباري ز محضرش
فرموده است از بركاتش برادرش
آئينه‌دار حيدر كرار زينب است

تا كوچه‌اش قبيله ليلا ادامه داشت
تا خانه‌اش گدايي عيسي ادامه داشت
در چشم او تلاطم دريا ادامه داشت
بر قامتش قيامت مولا ادامه داشت
زينب نبود حضرت زهرا(س) ادامه داشت
خاتون خانه‌دار دو دلدار زينب است

سرچشمه‌هاي پرطپش كوهسار از اوست
دريا از اوست جذبه هر آبشار از اوست
تيغ كلام فاطمي‌اش آب دار از اوست
تفسير آيه‌هاي غم و انتظار از اوست
آري تمام هيمنه ذوالفقار از اوست
از كربلا بپرس علمدار زينب است

سوگند بر شكوه دل مرتضايي‌اش
بر جلوه‌هاي حيدري‌اش مجتبايي‌اش
سوگند بر تقدس كرب و بلايي‌اش
بر ريشه‌هاي چادر سبز خدايي‌اش
سوگند بر نماز شب كبريايي‌اش
تا روز حشر كعبه ايثار زينب است

شمس حجاب گنبد دوار زينب است
بدر سپهر عصمت و ايثار زينب است
محبوبه حبيه دادار زينب است
مسطوره سلاله اطهار زينب است
اذن دخول در حرم يار زينب است
منصوره نرفته سر دار زينب است

نون و قلم نبي است و مايسطرون حسين
طاق فلك علي است به عالم ستون حسين
خلقت تمام حضرت زهراست خون حسين
هستي تمام ظاهر و مافي البطون حسين
با يك قيامت است هم الغالبون حسين
در اين قيام نقطه پرگار زينب است

سردار سرسپرده جولان عشق كيست؟
تنها امير فاتح ميدان عشق كيست؟
عشق است حسين و گوش به فرمان عشق كيست؟
روح دميده در تن بي‌جان عشق كيست؟
علامه مفسر قرآن عشق كيست؟
تفسير آيه‌ها همه اسرار زينب است

ققنوس و هم از پي او در توهم است
فانوس وصف در صفت وصف او گم است
قاموس اقتدار و وقار و تلاطم است
پابوس او تمامي افلاك و انجم است
كابوس شام و دولت نامرد مردم است
بر فرق ظلم تيغ شرربار زينب است

پيداترين ستاره ديباي خلقت است
زيباترين سروده لب‌هاي خلقت است
زهراترين زهره زهراي خلقت است
ليلاترين ليلي ليلاي خلقت است
شيواترين سئوال معماي خلقت است
گنجينه جزيره اسرار زينب است

ذرات و كائنات همه مرده يا خموش
در احتجاج بود زني يك علم به دوش
قلب جهان به عمق زمين غرق جنب و جوش
آتشفشان قهر خداوند در خروش
هوهوي ذوالفقار علي مي‌رسد به گوش
اين رعد و برق نيست كه انگار زينب است

خورشيد روي قله ني آشكار شد
كوچكترين ستاره سر شيرخوار شد
ناموس حق به ناقه عريان سوار شد
هشتاد و چهار خسته به هم هم‌قطار شد
زيباترين ستاره دنباله‌دار شد
در اين مسير نور جلودار زينب است

چشم ستاره در به در جستجوي ماه
بر روي نيزه ديده زينب گرفت راه
مبهوت مي‌نمود به سرنيزه‌اي نگاه
آتش كشيد شعله ز دل تا كشيد آه
كاي جان پناه زينب و اطفال بي‌پناه
راحت بخواب چونكه پرستار زينب است

پشتش شكست بس كه بر او آسمان گريست
حتي به حال و روز دلش كاروان گريست
از خنده‌هاي حرمله و ساربان گريست
بر گيسوان شعله ور كودكان گريست
از ضربه‌هاي دم به دم خيزران گريست
بر خيل اشك قافله سالار زينب است

آن شانه صبور صبوري زما ربود
آن قامت غيور قيامت بپا نمود
آن شيرزن حماسه عباس را سرود
با دست خويش بيرق كرببلا گشود
بر بال‌هاي زخمي‌اش اي واي جا نبود
غم را بگو بيا كه خريدار زينب است

زينب اگر نبود اثر كربلا نبود
شيرازه‌اي براي كتاب خدا نبود
زينب اگر نبود علم حق بپا نبود
اين خيمه‌ها و پرچم و رخت عزا نبود
يك يا حسين بر لب ما و شما نبود
در كار عشق گرمي بازار زينب است

با اين كه قد خميده‌ام و داغ ديده‌ام
فتح الفتوح كرده‌ام هرجا رسيده‌ام
گر نيش كعب ني به وجودم خريده‌ام
گر طعم تازيانه چو مادر چشيده‌ام
چون كوه ايستاده‌ام اي سر بريده‌ام
در اوج اقتدار جهاندار زينب است

زينب كجا و خنده اشرار يا حسين
زينب كجا و كوچه و بازار يا حسين
زينب كجا و مجلس اغيار يا حسين
زينب كجا و اين همه آزار يا حسين
زينب كجا و طشت و سر يار يا حسين
در پنجه‌هاي بغض گرفتار زينب است

از ناي من به ناله چو افتاد ناي ني
عالم شنيد از پس آن هاي‌هاي ني
تو بر فراز نيزه و من در قفاي ني
آنقدر سنگ خورده‌ام از لابه‌لاي ني
تا اينكه يافتم سرت از رد پاي ني
هجران توست آتش و نيزار زينب است

قرآن بخوان كه حفظ شود آبروي تو
رنگين شده است ساقه ني از گلوي تو
در حسرتم كه نيزه كند شانه موي تو
اي منتهاي آرزويم گفت‌وگوي تو
اي نازنين بناز خريدار زينب است