حماد از امام صادق عليه السّلام روايت كند كه فرمود:
لقمان به پسرش گفت هر گاه بهمراه مردمى سفر كردى چه در كار خود و چه در كار آنها با ايشان زياد مشورت كن،
و در رويشان بسيار لبخند بزن،
و در توشه و خرجى خود كريم و بخشنده باش،
و هر گاه تو را خواندند دعوتشان را بپذير و چون از تو كمك خواستند كمكشان كن،
و در سه چيز بر آنها غالب شو: بخاموش بودن بسيار (كم حرفى) و نماز خواندن زياد، و در سخاوت طبع بدان چه همراه دارى از مركب و مال و توشه،
و هر گاه از تو در موضوع حق مسلّمى گواه خواستند براى آنها گواهى ده،
و چون با تو مشورت كردند تا آنجا كه ميتوانى نظريه خوبى بآنها بده
و تصميم در كارى مگير تا خوب دقت و انديشه كنى،
و در هيچ مشورتى (بزودى) پاسخ مگوى تا در فكر آن برخيزى و بنشينى و بخوابى و غذا بخورى و نماز بخوانى و در اين ميان انديشه و فرزانگيت را بكار بيندازى، زيرا هر كس خيرخواهى بيغرضانه نسبت بكسى كه با او مشورت كرده نكند خداى تبارك و تعالى انديشه و رأى او را بگيرد، و امانت (خود) را از او بستاند،
و چون ديدى همراهانت حركت كرده و راه ميروند تو هم با آنها برو، و هر گاه ديدى بكارى دست زدند تو هم با ايشان كار كن،
و چون صدقه و وامى بكسى دادند تو هم بده
و سخن آن كسی را كه از تو سالمندتر است بشنو، و هر گاه فرمانى بتو دادند و چيزى از تو درخواست كردند، در پاسخشان بگو: آرى (و انجام آن را بعهده گير) و مگو: نه، زيرا كلمه «نه» (دليل) درماندگى و پستى انسان است.
و هر گاه در راه خود سرگردان شديد و راه را گم كرديد فرود آئيد (و بيجهت خود را باين سو و آن سو نزنيد) و هر گاه در مقصد خود دچار شك و ترديد شديد بايستيد و با هم مشورت كنيد، و (در چنين موقعيتى) چون بهيك نفر تنها برخورديد از او بهتنهائى راه خود را نپرسيد و از او راهنمائى مجوئيد زيرا (راهنمائى) يكنفر بتنهائى در بيابان مشكوك ميباشد و شايد او ديدهبان و جاسوس دزدان و راهزنان باشد، يا او همان شيطانى باشد كه شما را سرگردان ساخته و از دو نفر هم بترسيد مگر اينكه وضعى (از نظر راستى و درستى) در آنها مشاهده كنيد كه من اكنون آن را نمىبينم (و نمىتوانم پيشبينى كنم) زيرا شخص خردمند وقتى چيزى را بچشم خود ببيند آثار حقيقت و درستى آن را درك ميكند، و حاضر (در كارى) مىبيند آنچه را غايب نمىبيند.
اى پسرم همين كه وقت نمازى رسيد آن را بكار ديگر تأخير مينداز و بجا آور و خود را از آن آسوده كن زيرا كه بدهى است، و نماز را بجماعت بخوان و گرچه در نوك پيكان (و جاى ناهموارى) باشد،
و روى مركب خود خواب مكن كه اين كار پشت آن حيوان را بزودى زخم كند، و چنين كارى كار حكيمان نيست مگر آنكه در كجاوه باشى و بتوانى پاى خود را بكشى و مفاصل خود را رها كنى. و چون بنزديك منزلگاه رسيدى از مركب پياده شو و پيش از آنكه بفكر (خوراك و كارهاى) خود باشى نخست علف و خوراك آن حيوان را بده،
و چون خواستى در جايى منزل كنى مواظب باش آنجائى از زمين را كه خوشرنگتر و خاكش نرمتر و گياه و علفش بيشتر است انتخاب كن،
و چون فرود آمدى پيش از آنكه بنشينى دو ركعت نماز بخوان،
و چون خواستى قضاى حاجت كنى بجاى دور دستى برو،
و چون خواستى كوچ كنى دو ركعت نماز بخوان و با آن زمينى كه در آن منزل كرده بودى وداع كن و بر آن زمين و هم بر اهلش درود فرست زيرا كه هر نقطه زمين اهلى از فرشتگان دارد،
و اگر بتوانى از غذائى نخورى تا نخست مقدارى از آن صدقه بدهى چنين كن.
و بر تو باد كه تا سوار مركب هستى قرآن بخوانى، و چون بكارى مشغول شدى تسبيح گوئى و در هنگام بيكارى دعا كنى،
و بر تو باد كه در اول شب راه نروى، و آن وقت را استراحت كنى و از نيمه شب به بعد راه روى،
و مبادا در مسير خود (هنگام راه رفتن) آواز خود را بلند كنى.
الروضة من الكافي / ترجمه رسولى محلاتى، ج2، ص: 192 و 193
برچسبها: سفر, آداب سفر, نماز, نماز جماعت
