" در طول این مدت، شارلوت بر سرعت خود می افزود. من نیز به سهم خود دو سیلی دریافت کردم، و با لذتی پنهانی به نظرم چنین می رسیدکه او نیز آنها را با شدتی بیشتر از بقیه، بر گونه ام نواخته بود." صفحه ۷۲
" حال بیاییم و ببینیم آیا نمی توانیم با شیوه ای دیگر، به توصیف آنچه را، به راستی در روح و جان مردی که مصمم است وزن سنگین هستی را از دوش خود برافکند می گذرد؟" صفحه ۱۱۲
"مردک بینوای بدبخت! با این حال، حسرت جنون تو را می خورم! حسرت این اختلالی را که در حواس هایت به وجود آمده است، و تو در شرف غرق شدن در آن هستی..." صفحه ۱۹۳
"هنوز آتش مقدسی را که به صورتی آبشاری جاری، از لبانت بر لبانم سرازیر گشت، لبانم را می سوزاند...!" صفحه ۲۴۱
همه ی نقل قول ها از کتاب رنج های ورتر جوان نوشته ی یوهان ولفگانگ گوته به ترجمه ی فریده مهدوی دامغانی. نشر تیر
۱-دکتر یوهان ولفگانگ گوته رنج های ورتر جوان را در سن ۲۵ سالگی در سال ۱۷۷۴ می نویسد. کتاب به زودی در سراسر اروپا خوانده می شود. نه تنها خوانده می شود که بسیاری از جوانان همچون قهرمان کتاب لباس می پوشند، گروهی به شیوه ی او دست به خودکشی میزنند. روحانیون علیه کتاب موضع گیری میکنند و در نهایت کتاب تا سالها الهام بخش نویسندگان و آثار بسیار دیگری می شود.
۲- مثلث عشقی که کتاب بر آن استوار شده را می توان جاهای دیگری دید و آنچنان اتفاق یگانه ای در عالم ادبیات نیست. ناله های عاشقانه ی قهرمان داستان طولانی و بی حادثه و کسل کننده است. کسل کنندگی شاخصه ی عمده ی رمانهای کلاسیک است. پیکره ی رمان-نوع ادبی نوپایه ی آن زمان- در مقابل مجسمه ی تراش خورده و به کمال رسیده ی این زمان زمخت به نظر می رسد.(اینها را گفتم تا اگر عاشق ادبیات نیستید نروید و این کتاب را بخرید!)
۳- برای فهمیدن زیبایی های یک اثر کلاسیک باید توان سفر کردن به گذشته- به زمان خلق اثر را پیدا کرد. (از هر کسی انتظار چنین کاری نمی رود.)اگر این سفر انجام نشود حتی همه ی سطرهای آتشین نویسنده در ستایش مردی که محبوبه اش را کشته و ستایش خودکشی و ستایش جنون و ستایش عشق، بی رمق و سرد می شوند. گذار تاریخ آثاری به مراتب سهمگین تر به ما ارزانی داشته است، پس چطور می توان با معیارهای امروزی مان اثری چنین تاثیرگذار را سنجید. باید آنقدر عقب برویم تا نعره های روحانیون و دعواهایشان با فیلسوفان(پیشگفتار صفحه ۱۵) بر کوره ی زیبایی های کتاب بدمند.
۴- فقط ادبیات می تواند در جنون، زیبایی ببیند.