......

خدایا امروز که پنجره ای برای تماشا و حنجره ای برای صدا زدن فرشتگانت ندارم

امیدم به توست.........

پس بی آنکه نامم را بپرسی و دفتر های دیروزم را ورق بزنی دوستم داشته باش.


salllllllllllllllllllllllam

سلام به دوستاي عزيزم اين سايت رو ساختم تاشما عزيزان دل نوشته هاتونو اينجا بيارين

همیشه ساده بودم...


همیشه ساده بودم...
ساده سلام کردم...
ساده دل دادم...
ساده محبت کردم...
ساده باور کردم...
ساده چشم گفتم......
ساده وابسته شدم...
اما سخت دلم را شکستند...!
خیلی سخت...!


یه وقتایی...


یه وقتایی
یه حرفایی
چنان آتیشت میزنه
که دوست داری فریاد بزنی،
ولی نمیتونی!
دوست داری اشک بریزی،
ولی نمیتونی!
حتی دیگه نفس کشیدنم برات سخت میشه!
تمام وجودت میشه بغضی که نمیترکه،
به این میگن
"درد بی درمون"


تـــنـــفــر ...


فکر میکنی از تو تنفر دارم ؟؟؟



اشتباه میکنی !



من به تو فکر هم نمیکنم



چون تنفر هم یه نوع احساسه



و تو لیاقت هیچ احساسی رو نداری !!!

عکس های جذاب از چهره دختران

گاهی نمی شود که نمی شود ...

 گاهی گمان نمی كنی ولی می شود
گاهی نمی شود، كه نمی شود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود
گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست
گاهی تمام شهر گدای تو می شود
chatr.jpg

چشمان

eli


salam dostaye azizam bebakhshid dir miam sar bezanam akhe hamash daneshga hastam daotaton arammmmmmmmm




همیشه باید کسی باشد...





هَـمیشه بـآید کَسـی باشد

کـــہ مــَعنی سه نقطه‌هاے انتهاے جمله‌هایَتـــ را بفهمد

هَـمیشه بـآید کسـی باشد

تا بُغض‌هایتــ را قبل از لرزیدن چـآنه‌ات بفهمد

بـآید کسی باشد

کـــہ وقتی صدایَتــ لرزید بفهمد

کـــہ اگر سکوتـــ کردے، بفهمد...

کسی بـآشد

کـــہ اگر بهانه‌گیـر شدے بفهمد

کسی بـآشد

کـــہ اگر سردرد را بهـآنه آوردے برای رفتـن و نبودن

بفهمد به توجّهش احتیآج داری

بفهمد کـــہ درد دارے

کـــہ زندگی درد دارد


بفهمد کـــہ دلت برای چیزهاے کوچکش تنگــ شده استــ

بفهمد کـــہ دِلتــ براے قَدمــ زدن زیرِ باران...

براے بوسیـدَنش...

براے یک آغوشِ گَرمــ تنگ شده است


همیشه باید کسی باشد

همیشه...

زن

زن جنس عجیبی ست
چشم هایش را که می بندی؛
دید دلش بیشتر میشود!
دلش را که میشکنی؛
باران لطافت از چشمانش سرازیر میشود!

انگار ساخته شده تا روی عشق را کم کند!!!

dosteton daram

 salam khobid dostaie azizam bebekhshid man ye chand vaghti nabodam

ایـن روزهـا

ایـن روزهـا 【نـبـضـم】 ڪـُـنـد مـﮯزنـد



【قـلـبـم】 تـیـر مـﮯڪشـد


دارم


صـداﮮ ِ خـورد شـدن ِ 【احـسـاسـم】 را


لا بـﮧ لاﮮ ِ


چـرخ دنـده هـاﮮ ِ زنــدگــــے مـﮯشـنَـوم !...



براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد


توبگو چه کنم؟

وقتی نیستی، بی قرارم منقلبم 
وقتی هستی، بی قراری منقلبی
واین بی قراریها
طوفانی بپا میکند درمن 
نه پای رفتن دارم 
نه توان ماندن
توبگو چه کنم؟

 

دلتنگت که میشوم

دلتنگت که میشوم دیگر نه زمین را میشناسم نه زمان را
نه توان ایستادن دارم نه توان نگاه کردن به ساعت
کلافه و سردرگمم
کمی خودم را با نوشته ها با کاغذهای روی میز مشغول میکنم
اما بیفایده
حتی نمی توانم کارهای روزه مره ام را راست و ریست کنم
بلندمی شوم تا کنارپنجره قدم میزنم
دلم هرلحظه تنگ ترو تنگ ترمی شود
باخود میگویم من اینهمه مدت را چه کنم
ازخدا کمک میخواهم
دردلم بازمیشود ازهمانجا که ایستاده ام به آسمان ابری نگاه میکنم
گویی خدا روی ابرها نشسته است و نگاهم میکند
به رویش لبخند میزنم همزمان اشکم سرازیرمی شود
فقط می گویم خودت همه چیز را میدانی پس کمکم کن

تازه می فهمم که بی اندازه یعنی چه!!

مواظب خودت باش

دلتنگــــی

دلتنگــــی پـیــچـیـــــــــده نـیـســتــــــــ . . . !

یــــکـــــــ دل . . . !

یــکـــــــ آســـــمـــــان . . . !

یــکـــ بــــــغـــــض . . . !

و آرزو هـای تـــرکـــــــ خـــــــورده . . . !


بــه هـمــیـــن ســـــــادگـــــــی

حرفایی هست

حـرف هايي هـست بـدجور دل مي شـکنند..
بـدجور دل مي سـوزانند..
بـدجور خـراب مي کنـند..
حـرفهايي از نزديـک ترين کـسانت..
از عــزيزتـرين کـسانت..
گـاهي دلت ميـخواهد نزديـک ترين آنـقدر عـزيز نـبود..
يا اگـر بود کـمي بيشتر حـواسش به تاثـيـر حـرفـهايش بود ...!!!

خوشحالی یعنی

کاش

كاش ميشد بعضيارو چندبار براي اولين بار ملاقات كرد

زندگی

زندگی یک پاداش است نه یک مکافات

فرصتی است کوتاه! تا ببالی

بیابی

بدانی

بیندیشی

بفهمی

و زیبا بنگری...

و در نهایت در خاطره ها بمانی...

بابا آب داد

دلم برای حضور و غیابهای دوران مدرسه تنگ شده...

انگار آن زمان برای کسی اهمیت داشت غیبتمان...

خسته..........

گـاهـی دلِـت مـیـخـواد هـمـه بـغـضـات

از تــو نـگـاهِـت خـونـده بـشـه

کـه جـسـارت گـفـتـن کـلـمـه هـا رو نـداری…

امـا یـه نـگـاه گُـنـگ تـحـویـل مـیـگـیـری

و یـه جـمـلـه مِـثـلـه: چـیـزی شـده ؟؟؟!

اونـجـاسـت کـه بـُغـضـتـو

بـا یـه لـیـوان سـکـوتـت سـر مـیـکـشـی

و بـا لـبـخـنـد مـیـگـی :

نــه هـیـچـیــ.....

خدایا.....

خدایا !
کسی غیر از تو با من نیست …
خیالت از زمین راحت ، که حتی روز روشن نیست …
کسی اینجا نمیبینه ، که دنیا زیر چشماته !
یه عمره یادمون رفته ، زمین دار مکافاته !
فراموشم شده گاهی ، که این پایین چه ها کردم !
که روزی باید از اینجا ، بازم پیش تو برگردم !
خدایا وقت برگشتن ، یه کم با من مدارا کن !
شنیدم گرمه آغوشت ، اگه میشه منم جا کن …

خودم آس.....

      

خودم:آس،رفیقم:خاص،دنیا:ماله ماس،گوره پدر اونی که ما رو نخواس،

سرمون بالاس چون بالا سرمون خداس،اینم راه راس،


واسه اونی که مارو نخواس،واسه همین چند جملس که به ما میگن خاص....

بسلامتی من

ﺑﮧ ﺳﻼﻣﺘﮯ ﻣﻦ ... ﻣﻨﮯ ﮐﮧ ﺑﺎ ﺳﻦ ﮐﻤﻢ،ﮐﺜﺎﻓﺖ
ﮐﺎﺭﯾﺎﯾﮧ ﺩﻧﯿﺎﺭﻭ ﺩﯾﺪﻡ ... ﻣﻨﮯ ﮐﮧ ﺗﻮ ﺍﻭﺝ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﮯ
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺯﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﺧﻮﺑﻢ ... ﺁﺭﻩ ﻣﻦ،ﻣﻨﮯ ﮐﮧ ﺍﺯ
ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺯﯾﺎﺩ ﺿﺮﺑﮧ ﺧﻮﺭﺩﻡ ... ﻣﻨﮯ ﮐﮧ ﻫﺮ ﺧﺮﮮ ﺍﺯ
ﺟﺎﺵ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯿﺸﮧ،ﺩﺧﺎﻟﺖ ﻣﮯ ﮐﻨﮧ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ... ﻣﻨﮯ
ﮐﮧ ﺗﻮ ﺩﻧﯿﺎﮮ ﻣﺠﺎﺯﮮ ﻭ ﻭﺍﻗﻌﮯ،ﮐﻠﮯ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ
ﺍﻣﺎ ... ﮐﺴﮯ ﻧﺨﻮﺍﺳﺖ ﭘﺸﺘﻢ ﻭﺍﯾﺴﮧ ... ﻣﻨﮯ ﮐﮧ ﺧﯿﻠﯿﺎ
ﺭﻭ ﺁﺭﻭﻡ ﮐﺮﺩﻡ،ﺍﻣﺎ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯿﻤﻮ ﺑﺮﻭﺯ ﻧﺪﺍﺩﻡ
ﻭﺍﮔﺮ ﺑﺮﻭﺯ ﺩﺍﺩﻡ ﮐﺴﮯ ﻣﻨﻮ ﺁﺭﻭﻡ ﻧﮑﺮﺩ...!

آرام

خدایــــا یاری ام کن همـــــواره همـــان گـــونه کــه تو می خــواهــــی باشم.

آرام ای دل بی قرار

دلم گرفته  است…
دلم عجیب گرفته است
و هیچ چیز،
نه این دقایق  خوش‌بو،  که روی شاخه‌ی نارنج می‌شود
خاموش،
نه این صداقت حرفی، که در سکوت میان دو برگ این
گل شب‌بوست،
نه، هیچ‌چیز مرا از هجوم خالی اطراف
نمی‌رهاند.
و فکر می‌کنم
که این ترنم موزون حزن تا به ابد
شنیده خواهد شد…

دل نوشت1: آدما وقتی سرگرم یه موضوعی میشن از خیلی چیزا غافل میشن. سرگرمم و غافل. غافل تر از هر کسی!

دل نوشت2: این من نامتوازن تنوع طلب همیشه یک من نامتوازن لذت بخش نیست. این من نامتوازن تنوع طلب اکثر اوقات یک من نامتوازن تنوع طلب آزار دهنده است.

دل نوشت3: دنیا یه ماز پیچ در پیچه. نابغه هم که باشی گاهی راهو اشتباه میری.

دل نوشت4: خدایا بیشتر از اونی که فکرشا میکنم ازت دورم. پیدام کن تو این ماز پیچ در پیچ

دل نوشت5: و به راستی چیست این انسان!

دل نوشت6: ماتریس دو در دوی خانواده ی ما دترمینال ندارد. سخت است تحمل کنار هم بودن.

کَسـے کہ

 


کَسـے کہ בوستَـت בآرَב   هَمیـشـہ  نِگَـرآטּ  تـوسـت


بـہ خـآطِـرِ هَمیـטּ بیشـتَـر از ایـטּ کہ بِگـویَـב :  בوستَـت בآرَمـ


مـےگویَـב : مُــوآظِبِــ خـوבت بـآش 

وسط دعوا




وسط دعوا فقط یه جمله هست که میتونه بحثو عوض کنه


حرف نزن


(((((( فقط بیااااا تووووو بغلممممم))))))


اینجا

این جا


آنقدر شاعرانه دروغ می گویند


و آنقدر در دروغ هایشان شاعر می شوند


که نمیدانم


در این سرزمین


با اینهمه فریب


چگونه ست که دلم هنوز


خواب باران را دوست دارد!!!

آغوشت

وقتی آغوشت را به روی آرزوهایم باز می کنی

آنقدر مجذوب گرمای وجودت می شوم

که جز آرامش آغوشت

تمام آرزوهای خواستنی دیگر را از یاد می برم…

دوستت دارم !

فقط همین!