دلم برای همتون تنگ شده
خیلیییییییییییییییییی
دلم برای همتون تنگ شده
خیلیییییییییییییییییی
میدونین این یکی دو هفته ای که نبودم با خالم اینا رفته بودیم شمال جاتون خالی بی نهایت خوش گذشت
باز گشایی مدارس رو هم به همتون تبریک میگم بالاخره بعد سه ماه واجب بود
از همه تون ممنون که این مدتی که نبودم اومدین
من هم چنان ب بم سر میزنم شما هم نظر بدین ولی فک نکنم دیگه مثه تابستون بتونم بتون سر بزنم البته دلم که طاقت نمیده ولی چه کنیم دیگه مجبوریم
باید امسال و سال بعد رو بتر کونیم
دیگه
.
.
.
هیچی دیگه
فعلن
یک جهانگرد در آمازون : این نوع مار رو می شناسم سمی نیست ...
یک چتر باز : پس چترم کو؟
یک داور فوتبال : نخیر آفساید نبود!
یک خبر نگار : بله سیل داره به طرفمون میاد...
یک بیمار : مطمئنید که این آمپول بی خطره ؟
یک پزشک : راستش تشخیص اولیه ام صحیح نبود . بیمارتون لا علاجه ...
یک فضانورد : برای یک ربع دیگه هوا دارم1)روی اصطلاحات استاد تاکید کنید.
2)سرکلاس هر 10 دقیقه یکبار بگید کلاس خسته کنندس.
3)با گلوی خودتان صدا در آورید.
4)از کوچکترین اشتباه استاد نگذرید.
5)آنقدر ایراد های بنی اسرائیلی بگیرید تا کلافه شود.
بقیه شم تو ادامه مطلب
مردها ۳ تا آرزو دارند:
۱٫اونقدر که مادرشون میگه، خوش تیپ باشن
۲٫اونقدر که بچه شون میگه، پولدار باشن
۳٫اونقدر که زنشون شک داره ، زن داشته باشن
ترا آهسته میبخشم
اگرچه از تو دلگیرم.
توحق داری عاشق شی
اگرچه من بی تو می میرم
آيا مي دانيد بدن جوجه تيغي در هنگام تولد حالت ژله اي دارد و حتي ممكن است در حين تولد، نيمي از بدنش توسط تيغهاي بدن مادر كنده شود؛ اما تا قبل از یک هفتگی، بدنش كاملاً ترميم مي شود؟
آيا مي دانيد سگ از نژاد اسب است و خود اسب هم از نژاد ماموت يا همين فيلهاي امروزي است؟
آيا مي دانيد ضريب هوشي نوزاد انسان در سه روز اول تولد بيش از هفتصد و پنجاه است اما اين مقدار از روز چهارم به سرعت پايين مي آيد؟
آيا مي دانيد يك نوع سمندر در آفريقا وجود دارد كه تحمل شانزده هزار ولت برق با شدت جريان پنجاه هرتز را دارد و در اين حالت بدنش تنها نوري معادل يك لامپ 70 وات توليد مي كند؟
آيا مي دانيد زرافه ها در اصل گوشتخوار هستند اما به دليل عدم توانايي در بلعيدن غذا از روي زمين به دليل داشتن مري طولاني و نداشتن اندام مناسب برای شكار، گياه خواري مي كنند و به همين دليل يك زرافه در تمام طول عمر خود سوء هاضمه دارد؟
آيا مي دانيد در قطب شمال تنها دو ماه از تابستان امكان آتش روشن كردن در فضای آزاد وجود دارد و در بقيه ايام سال به دليل سرماي شديد، آتش به صورت تكه هاي بلور در آمده و خورد مي شود؟
آيا مي دانيد اگر بتوانید سر خود را سه بار پشت سر هم و در زمانی کمتر از 10 ثانیه محكم به ديوار بكوبيد، میگرنتان خوب می شود و اصلاً دردتان نمی گيرد؟
آيا مي دانيد اگر در هنگام چشم درد، بتوانید به کمک انگشت سبابه، چشمتان را از حدقه دربياوريد، دردتان برطرف شده و در کمتر از یک ساعت، یک چشم جدید به جای آن در می آید؟
آيا مي دانيد اگر پیش من بياييد تا من يك اردنگی محکم به شما بزنم، تمام بیماری ها و سموم بدنتان دفع مي شود؟
آيا مي دانيد كه همه اينها چرت و پرت بود؟
آيا مي دانيد شما الآن سرکار رفته اید؟
آيا مي دانيد هرچه الآن در دلتان نسبت به من گفتيد، خودتان هستيد؟
آیا میدانستید شما الان برای گرفتن انتقام از من، به فکر می افتید که این مطلب را برای همه بفرستید؟
آيا مي دانيد هرچه در اينترنت به دستتان رسيد را نبايد باور كنيد چون شما عقل داريد؟
آیا میدانستید که من در ابتدای این مطلب، نیشم باز بود؟ پس چرا این چرت و پرت ها رو خوندید!!؟
آیا میدانید که با وجود اینکه فهمیده اید که سرکار رفته اید، چرا دارید این مطلب را تا آخر میخوانید؟
![]()
![]()
![]()
فعلن
۱_همیشه دوس دارن چیزی که نیستن باشن یعنی چی مثلا همیشه از همون بچگیشونم دوس دارن وقتی بزرگ شدن قهرمان بشن سوپرمن بشن بتمن یا شایدم spider man اما خدا میدونه که هیچوقت نمیشن تازه بعضی موقع ها از سوسکم میترسن(واقعا زشته)
۲_همیشه دوس دارن از دخترا بد بگن در صورتی که در ظاهر اینجوریه و در باطن واسه اینکه یه دختر یاهمون دوس دخترشون حتی یه ذره هم از دستشون ناراحت نشه حاظرن هرکاری کنن.چرا چون همشون آخرشم به ما محتاجن و اگه ما نباشیم اونا هیچن. میمیرن (مگه نه؟)
3_همیشه دوس دارن نشون بدن که به مامانشون وابسته نیستن اما هستن میدونید اینو از کجامیشه فهمید؟(هرکی ج بده جایزه داره)
4_همیشه دوس دارن خودشونو خیلی غیرتی نشون بدن در حد لالیگا در صورتی که این غیرتشون فقط و فقط به خواهر و مادر عزیزشون لطمه میزنه مخصوصا خواهر بیچاره.( الهی خواهرای عزیز داغ دلتون تازه شدنه؟)
5_همیشه دوس دارن یه وبلاگ باز کنن و توش ضد دختر بنویسن که این موضوع دوتا عاقبت داره 1_نمیتونن وبلاگ باز کنن و ضایع میشن.2_ وقتی وبلاگو باز میکنن متوجه میشن که چیزی برای نوشتن بر ضد ما ندارن (هه هه ه هه ه هه هه هه هه هه هه هه ه ه ه ه)
و6_همیشه دوس دارن بعد از خوندن این متن به نویسنده فوش بدن ولی همون موقعست که به خواست خدا اینترنتشون قطع میشه و نمیتونن این کارو کنن.:-)
در یک شب سرد زمستانی یک زوج سالمند وارد رستوران بزرگی شدند. آنها در میان زوجهای جوانی که در آنجا حضور داشتند بسیار جلب توجه میکردند.
بسیاری از آنان، زوج سالخورده را تحسین میکردند و به راحتی میشد فکرشان را از نگاهشان خواند:
نگاه کنید، این دو نفر عمری است که در کنار یکدیگر زندگی میکنند و چقدر در کنار هم خوشبختند.
پیرمرد برای سفارش غذا به طرف صندوق رفت. غذا سفارش داد ، پولش را پرداخت و غذا آماده شد. با سینی به طرف میزی که همسرش پشت آن نشسته بود رفت و رو به رویش نشست.
یک ساندویچ همبرگر، یک بشقاب سیب زمینی خلال شده و یک نوشابه در سینی بود.
پیرمرد همبرگر را از لای کاغذ در آورد و آن را با دقت به دو تکه ی مساوی تقسیم کرد.
سپس سیب زمینی ها را به دقت شمرد و تقسیم کرد.
پیرمرد کمینوشابه خورد و همسرش نیز از همان لیوان کمینوشید. همین که پیرمرد به ساندویچ خود گاز میزد مشتریان دیگر با ناراحتی به آنها نگاه میکردند و این بار به این فــکر میکردند که آن زوج پیــر احتمالا آن قدر فقیــر هستند که نمیتوانند دو ساندویچ سفــارش بدهند.
پیرمرد شروع کرد به خوردن سیب زمینیهایش. مرد جوانی از جای خو بر خاست و به طرف میز زوج پیر آمد و به پیر مرد پیشنهاد کرد تا برایشان یک ساندویچ و نوشابه بگیرد. اما پیر مرد قبول نکرد و گفت : همه چیز رو به راه است، ما عادت داریم در همه چیز شریک باشیم.
مردم کم کم متوجه شدند در تمام مدتی که پیرمرد غذایش را میخورد، پیرزن او را نگاه میکند و لب به غذایش نمیزند.
بار دیگر همان جوان به طرف میز رفت و از آنها خواهش کرد که اجازه بدهند یک ساندویچ دیگر برایشان سفارش بدهد و این دفعه پیر زن توضیح داد: ماعادت داریم در همه چیز با هم شریک باشیم.
همین که پیرمرد غذایش را تمام کرد، مرد جوان طاقت نیاورد و باز به طرف میز آن دو آمد و گفت: میتوانم سوالی از شما بپرسم خانم؟
-پیرزن جواب داد: بفرمایید
چرا شما چیزی نمیخورید ؟ شما که گفتید در همه چیز با هم شریک هستید. منتظر چی هستید؟
-پیرزن جواب داد: منتظر دندانهــــــا!!
مردي باهمسرش در خانه تماس گرفت و گفت:"عزيزم ازمن خواسته شده كه با رئيس و چند تا از دوستانش براي ماهيگيري به كانادا برويم"
ما به مدت يك هفته آنجا خواهيم بود.اين فرصت خوبي است تا ارتقاي شغلي كه منتظرش بودم بگيرم بنابراين لطفا لباس هاي كافي براي يك هفته برايم بردار و وسايل ماهيگيري مرا هم آماده كن
ما از اداره حركت خواهيم كرد و من سر راه وسايلم را از خانه برخواهم داشت ، راستي اون لباس هاي راحتي ابريشمي آبي رنگم را هم بردار !
زن با خودش فكر كرد كه اين مساله يك كمي غيرطبيعي است اما بخاطر اين كه نشان دهد همسر خوبي است دقيقا كارهايي را كه همسرش خواسته بود انجام داد.
هفته بعد مرد به خانه آمد ، يك كمي خسته به نظر مي رسيد اما ظاهرش خوب ومرتب بود.
همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسيد كه آيا او ماهي گرفته است يا نه ؟
مرد گفت :"بله تعداد زيادي ماهي قزل آلا،چند تايي ماهي فلس آبي و چند تا هم اره ماهي گرفتيم . اما چرا اون لباس راحتي هايي كه گفته بودم برايم نگذاشتي ؟"
جواب زن خيلي جالب بود.
زن جواب داد : لباس هاي راحتي رو توي جعبه وسايل ماهيگيريت گذاشته بودم ؟!؟!؟!؟!؟!؟!!؟!
سالها پیش , در کشور آلمان , زن و شوهری زندگی می کردند آنها هیچ گاه صاحب فرزندی نمی شدند یک روز که برای تفریح به اتفاق هم از شهر خارج شده و به جنگل رفته بودند , ببر کوچکی در جنگل , نظر آنها را به خود جلب کرد مرد معتقد بود : نباید به آن بچه ببر نزدیک شد به نظر او ببرمادر جایی در همان حوالی فرزندش را زیر نظر داشت پس اگر احساس خطر می کرد به هر دوی آنها حمله می کرد و صدمه می زد اما زن انگار هیچ یک از جملات همسرش را نمی شنید , خیلی سریع به سمت ببر رفت و بچه ببر را زیر پالتوی خود به آغوش کشید , دست همسرش را گرفت و گفت :عجله کن!ما باید همین الآن سوار اتوموبیلمان شویم و از اینجا برویم.آنها به آپارتمان خود باز گشتند و به این ترتیب ببر کوچک , عضوی از ا عضای این خانواده ی کوچک شد و آن دو با یک دنیا عشق و علاقه به ببر رسیدگی می کردند سالها از پی هم گذشت و ببر کوچک در سایه ی مراقبت و محبت های آن زن و شوهر حالا تبدیل به ببر بالغی شده بود که با آن خانواده بسیار مانوس بود در گذر ایام , مرد درگذشت و …
چند تا اسم زيباي دخترونه:
۱- ستاره: شبا مياد بيرون ؛
به همه چشمک ميزنه!!
2- سحر: دم صبح مياد ؛
معلوم نيست شب قبل کجا بوده !!
بقیش هم تو ادامه مطلبه
البته ببخشید که یه کم قدیمیه
در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز بوجود آمده کلیه خانمهای محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن .
![]()
![]()
این مطلبو فقط واسه این گذاشتم که بخندیم امیدوارم که دوستان گل منظور نگیرن
@ الو سلام. خواهش ميكنم شركت كننده عزيز خودشونو معرفي كنن. # سونیتا ساندیس نژاد هستم، 28 ساله و دكتراي فيزيك اتمي گرايش اسب دواني دارم. كارشناس مسائل خاورميانه هم هستم @ خب اگه موافقين مسابقه رو شروع كنيم. كدوم شماره رو انتخاب ميكنيد؟ # من به نيت 14 معصوم شماره 22 رو انتخاب ميكنم. @ و ميريم شماره 22 رو كه بلي خانه بازيها هست. كدوم بازي رو انتخاب ميكنيد؟ # من بازي تصوير شناسي رو انتخاب ميكنم @ خب خانوم حسن پور تصويري كه ميبينيد مربوط به كدام يك از گزينه هاي زيره؟ الف - پرتره اي از عيسي ترا اوره. ب - دندانهاي كرسي كروكوديل. ج - کودکي آنجلينا جولي . د - تصويري از شيخ پشم الدين آقايي. # فكر ميكنم گزينه اول درسته. @ جوابتون اشتباست چون تمام گزينه ها غلط بود و جواب درست تصويري از يك دبه خيار شور بود و شما 15 ثانيه رو از دست داديد. خب حالا چه شماره اي رو انتخاب خواهيد كرد؟ # آقای مجری خواهش میکنم شما هم کمک کنید. @ چشم خانوم ما تا حدی که بتونیم سعیمونو میکنیم. خب حالا چه شماره ای رو انتخاب میکنید؟ # شماره 17. @ بله خانه 17 مربوط به سئوالات مربوط به معارف اسلامیه. و اما سئوال: 13 رجب چه روزی است؟ الف - تولد حضرت علی (ع) ب - تولد حضرت عیسی ترا اوره (ع) ج - روز جهانی مبارزه با موات مخدر د - روز ملی شدن صنعت نفت # امممم. سخته یه کم کمک کنید خواهش میکنم. @ ببینید از بین الف و ج یکی رو انتخاب کنید. # الف... نه جیم درسته. جیم. @ میریم که ببینیم پاسخ درست رو و بله اشتباست گزینه الف درست بود و شما 30 ثانیه رو از دست دادید. خوب حالا 10 ثانیه فرصت دارید. ادامه میدید یا 2750 تومن رو از ما هدیه قبول میکنید؟ # اااااااممممممم ... آقای مجری کمک کنید ... @در این مرحله نمیتونم کمکی بکنم ... مــــــــــــــــــي فروشيد يا ادامه مسابقه ؟؟ #ادامه ميدم ... بخاطر شبکه سه شماره پنج ... @ و میریم که آخرین شانس این شرکت کننده رو ببینیم. و بعلللللللله ... بلللللللللللللللللللله ... خانه جایزه. شما برنده کمک هزينه عمل دماغ شديد. امیدوارم دماغ جدیدتون مبارکتون باشه !!!
این می تواند احساس خیلی از شماها باشد: خسته شده اید. احساس می کنید که هر کاری که لازم است را برای به دست آوردن زنی بااصالت با ویژگی های ممتاز انجام می دهید اما خانم ها به شما جواب نمی دهند. تصور شما این است که خانم ها معمولاً دنبال مردی کامل هستند که در واقعیت وجود خارجی ندارد.
اما اگر از دختران سؤال کنید، مطمئناً پاسخ دیگری دریافت خواهید کرد. درست است که آنها زیبایی ظاهری، جذابیت و رمانتیک بودن را در مرد ایدآلشان دوست دارند، اما آنقدرها هم که شما فکر میکنید درگیر این مسائل نیستند. اگر میخواهید بدانید واقعاً به چه فکر میکنند، به مطالب زیر توجه کنید.