یک شرکت بزرگ قصد استخدام یک را داشت اما متقاضیان این فرصت شغلی حدود
دویست نفر بیودند بدین منظور مسولین شرکت برای تعیین آن یک نفر تصمیم به برگزاری
ۀآزمونی گرفتند این آزمون فقط یک پرسش داشت پرسش این بود :
شما در یک شب توفانی درحال رانندگی هستید که از جلوی یک ایستگاه
اتوبوس می گذرید 3 نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند
یک پیرزن که درحال مرگ است ، یک پزشک که قبلا جان شما را نجات داده
است ، و یک خانوم و یا آقا که در
رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید
شما می توانید تنها یکی از این 3 نفر را سوار کنید کدام را انتخاب
خواهید کرد؟ دلیل خود را شرح دهید
پیش از اینکه ادامه ی داستان را بخوانید شما هم کمی فکر کنید
قاعدتا این آزمون نمی تواند نوعی تست شخصیت باشد زیرا هر پاسخی دلیل خودش را
دارد:
پیرزن در حال مرگ است،شما باید ابتدا او را نجات دهید،هرچند او خیلی
پیر است و به هر حال خواهد مرد.
شما باید پزشک را سوار کنید، زیرا قبلا جان شما را نجات داده است و
این فرصتی است که می توانید لطف او را جبران کنید، اما شاید بعدا هم بتوانید جبران
کنید .
شما باید شخص مورد علاقه تان را سوار کنید ، زیرا اگر این فرصت را از
دست دهید ممکن است هرگز نتوانید یکی مثل او را پیدا کنید.
از حدود دویست نفری که در این آزمون شرکت کرده بودند، شخصی که استخدام
شد دلیلی برای پاسخ خود نداد، اونوشته بود:
"سوئیچ ماشین را به پزشک می دهم تا پیرزن را به بیمارستان برساند
و خود به همراه همسر رویاهایم منتظر اتوبوس می مانیم."
برای
موفق زیستن باید موقعیت های مناسب را ایجاد کنیم ، نه اینکه در انتظار آن باشیم.
"بیکن"