توسعه هلیلان و نقش نخبگان

چنانچه به مفهوم توسعه نگاهی ژرف داشته باشیم آن را میتوان فرایندی چند لایه با هدف کاهش نابرابری های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و غیره دانست که مستلزم حرکت مستمر و رو به جلو به منظور ارتقای زندگی بهتر و برتر است. از سوی دیگر اگر به روند توسعه در استان ایلام نگاهی مختصر داشته باشیم، بخش هلیلان بعنوان یکی از بخش هایی است که در این میدان، بازی را به حریفان خود واگذار کرده است؛ هرچند این روند در سراسر استان به کندی پیش می رود اما جای بسی تعجب است که در این بخش، با وجود پتانسیل های بسیار بالا از منظر کشاورزی، ارتباطی، نیروی انسانی و غیره روند توسعه آن متوقف گردیده است. به راستی ریشه این مسئله در کجاست و علت آن چیست؟ در این امر مهم وظیفه مردم، نخبگان، مسئولین هلیلانی و سایر نهادهای ذیربط استانی چیست؟ و تا کنون چه اقداماتی جهت رهایی از محرومیت و حرکت به سوی توسعه انجام گرفته است؟ سوالاتی که شاید هر کسی براساس ذهنیت خود بتواند برای آنها پاسخی بیابد اما هرگز با قطعیت نمیتوان پاسخی برای آنها یافت. بی شک یکی از عواملی که تاثیر بسیار زیادی درجهت بهبود این شرایط دارد، احساس مسئولیت پذیری نخبگان سیاسی و کارآفرینان و سرمایه داران است. به جرات می توان گفت که نخبگان سیاسی هلیلانی تا کنون تلاش قابل توجهی از خود نشان نداده اند و این حس در درون آنان نهادینه نشده است. با وجود افراد سرشناس در بالاترین سطح نهادهای دولتی و غیردولتی، این افراد نتوانسته اند و یا بهتر آنست بگوییم که نخواسته اند از این ظرفیت بوجود آمده در جهت حرکت روبه جلو این منطقه اقدامی انجام دهند. با وجود اینکه نباید عدم مطالبه گری مردم هلیلان برای درخواست های بحق خود از طریق آنان را نادیده گرفت ولی این امر نمی تواند دلیلی برای فرار رو به جلوی نخبگان عرصه سیاست باشد زیرا آنان بدون شک به تمامی مسائل کلان و خرد جهت توسعه منطقه هلیلان آگاهی و اشراف بیشتری داشته و نباید از هرگونه سعی و تلاش در این زمینه دریغ بورزند.
عامل مهم دیگری که میتواند در این امر دخیل باشد عدم توان ریسک سرمایه گذاران هلیلانی و نداشتن روحیه کارآفرینی در حوزه های مختلف اقتصادی است. بیشتر این افراد برخلاف دیگر مناطق، تمایل کمتری به سرمایه گذاری دارند و ترحیج آنان بیشتر مبنی بر مسکوت گذاشتن سرمایه های مالی خود در بانک ها و تنها اکتفا کردن که به سرمایه گذاری در حوزه های بسیار خرد اقتصادی بدون هرگونه منفعت جمعی است. هر چند نباید منکر این امر شد که کارآفرینی نیاز به بستر های مناسب دارد، اما باید این واقعیت رو قبول کرد که توان و جرات ریسک در حوزه اقتصادی در بین مردم هلیلان بویژه سرمایه داران وجود ندارد، که این خود نیازمند بررسی بیشتری است.

شهر توحید

یکی از ملزومات توسعه پایدار و همه جانبه در شرایط اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی و فرهنگی بوجود آمدن سیستم یکپارچه شهری در جهت پاسخگویی به نیازهای مردم می باشد. در برخی از مناطق، سیستم های شهری از طریق نقش تاریخی خود یا تقویت یافتن نهادهای اقتصادی، افزایش جمعیت، قرار گرفتن بر مسیر ارتباطی و مرکز مبادلات در یک بستر جغرافیایی رشد می یابند. بسیاری از شهرها نیز به دلیل شرایط اقتصادی و اجتماعی دوران افول را در پیش گرفته و به مرور با کاهش جمعیت مواجهه میشوند و مرکزیت خود را از دست می دهند و در نهایت برخی دیگر از روستاها یا شهرها از طریق پیوستن به نقاط شهری هویت سابق خود را از دست داده و دارای هویتی شهری جدیدی می گردند. اما آنچه که حائز اهمیت است بررسی ادغام روستاهای کهره و کزآباد به شهر توحید براساس کارکردهای آن می باشد. اگر از لحاظ کارکرد شهری و مسئله توسعه اقتصادی به این قضیه نگاه کنیم، ادغام این دو روستا هیچ نقشی در افزایش کارکرد اقتصادی این دو روستا نداشته است، محله کهره و کزآباد امروزی دارای همان کارکردهایی برای منطقه هلیلان هستند که در طی دهه های گذشته نیز این کارکردها را از خود نشان داده اند. میزان اشتغال در مشاغل خدماتی افزایش نیافته و حتی میزان افزایش اشتغال در این مناطق نیز تفاوت چندانی با سابق ندارد، شاید بتوان تنها تغییر در کاربری اراضی نام برد و آن هم تغییر کاربری زمین های کشاورزی به زمین مسکونی مشهود می باشد نه زمین های صنعتی و تولیدی. از لحاظ کارکرد سیاسی متاسفانه بیشتر از آنکه ادغام این روستاها باعث بوجود آمدن یک فرصت سیاسی مهم در منطقه باشد باعث بوجود آمدن چالشهای اساسی شده است. انتخابات شهری کاملا دارای سوء گیری های منطقه ای و حتی کشمکش در بین گروه های ذیربط و اعضای شهرداری شده است. از لحاظ کارکرد فرهنگی و اجتماعی نیز با توجه به میزان اختلاف قابل توجه جغرافیایی بین این سه محله هیچ همبستگی اجتماعی دیده نمی شود. از لحاظ کارکرد کالبدی نیز وضعیت امکانات و خدمات رفاهی نیز در محله کهره و کزآباد نیز تغییر نیافته است. از لحاظ اداری این دومحله نه تنها توسعه نیافته اند بلکه با انتقال ادارات بویژه از محله کهره به محله شهرک حتی باعث از دست رفتن وجهه و نقش تاریخی این محله شده است. اما از سوی دیگر نکته ای که قابل تامل است اینکه محله کهره که همواره نقش تاریخی مهمی در منطقه هلیلان بعنوان مرکز این بخش داشته است امروزه هویت روستایی و شهری خود را تقریبا از دست داده و در تقسیمات کشوری با ادغام شدن در محله شهرک جایی در تقسیم بندی روستایی و شهری ندارد. اگر به این مسئله کمی با دقت بیشتری نگاه کنیم شاید دلیل اصلی ادغام این محله پوشش کمبودهای زیرساختی شهرک توحید از طریق امکانات شهری محله کهره همچون درمانگاه، مسجد، کتابخانه و غیره می باشد.

از دیار درد

این تصور شاید سخت باشد که در برخی از مناطق بخش هلیلان دانش آموزانی مشغول تحصیل هستند که دوران تحصیل خود را در محرومیت محض و تاریکی تحصیلی به سر می برند. دانش آموزانی که به دلیل عدم زیرساخت های آموزشی اولیه همچون نبود مدارس و عدم امکانات کافی، وضعیت اسفناکی برای ادامه تحصیل دارند. در طول سالهای گذشته برخی از افراد محلی از این وضعیت دردآور که بر دانش آموزان این مناطق می گذرد گله می کنند اما متاسفانه تا به حال هیچ اقدام خاصی صورت نگرفته است. گذراندن دوره های تحصیلی در مدارس فرسوده و کانتینر های فلزی با وجود شرایط سخت آب و هوایی در زمستان های سرد و تابستان هایی با گرمای طاقت فرسا در حالی انجام میگیرد که وسایل سرمایشی و گرمایشی به اندازه کافی وجود ندارد. از سوی دیگر بسیاری از ساختمان های مدارس و امکانات این کانتینرها به شدت فرسوده شده است.این درحالیست که از اهداف مهم سند چشم انداز 1404 آموزش و پرورش می توان به تامین و بسط عدالت در برخورداری از فرصت های تعلیم و تربیت با کیفیت، برنامه ریزی برای پوشش کامل دوره آموزش عمومی و اولویت دادن به تخصیص منابع مالی و مادی به مناطق محروم اشاره کرد. هرچند مشکلات نظام آموزشی منطقه هلیلان به مباحث کلان جامعه یعنی بودجه پایین آموزش و پرورش بر میگردد اما نباید از کم کاری و عدم برداشتن گامهای موثر مسئولان محلی در جهت ارتقای بهبود وضعیت تحصیلی این مناطق غافل شد. امید می رود که مسئولان مربوطه گام های موثری در جهت ارتقای بهبود وضعیت دانش آموزان این منطقه بردارند، اگرچه دانش آموزان این منطقه با وجود این شرایط نمی توانند به جایگاه اصلی خود برسند اما دست کم بخشی از مشکلات پیش رو برداشته شده تا تحصیل در مدارسی با امکانات حداقلی برای آنان به یک رویا تبدیل نشود.

تقدیر وزارت بهداشت از خانم فاطمه کریمی مدیر لایق هلیلانی

معاون وزیر بهداشت و درمان در بازدید از بیمارستان امام علی (ع) شهر سرابله از خدمات و تلاشهای مدیریت و پرسنل این بیمارستان تقدیر نمود. تقدیر وزارت بهداشت از مدیریت بیمارستان امام علی (ع)سرابله به گزارش دیار زاگرس، دکتر محمد میرزا بیگی معاون وزیر بهداشت و درمان در بازدید از بیمارستان امام علی (ع) شهر سرابله از خدمات و تلاشهای مدیریت و پرسنل این بیمارستان تقدیر نمود. "فاطمه کریمی" رئیس بیمارستان امام علی(ع)شهر سرابله در گفتگو با خبرنگار ما گفت : در جریان بازدید دکتر میرزابیگی معاون محترم وزیر بهداشت از این بیمارستان، ضمن رضایت از وضعیت ارائه خدمات ، این بیمارستان به عنوان بیمارستان نمونه معرفی و از تلاشها و خدمات ارائه شده تقدیر گردید. گفتنی است در مراسمی در تالار وزارت بهداشت که روسای بیمارستانهای سراسر کشور حضور داشتند با حضور میرزابیگی معاون وزیر بهداشت با ارائه لوح تقدیر از زحمات و تلاشهای"فاطمه کریمی "مدیریت بیمارستان امام علی (ع)شهر سرابله تقدیر بعمل آمد.

چرا می خواهیم بخش هلیلان تبدیل به شهرستان شود؟

مدت زیادی است که در بین نخبه گان هلیلان بحث تبدیل این بخش به شهرستان به یک بحث داغ برای محافل تبدیل شده است و مزایا و معایب تبدیل شدن هلیلان به شهرستان مورد نقد و بررسی قرار می گیرد. منتقدین و البته مخالفین این برنامه معتقد هستند تبدیل یک بخش به شهرستان باعث افزایش هزینه های دولت و در نهایت ضربه زدن به اقتصاد کشور می شود. تبدیل یک بخش به شهرستان باعت گسترده تر شدن ساختار دولت می شود و این در شرایطی است که دولتها در دنیا هر روز در حال کوچک تر شدن و کم کردن کارمندان خود و واگذار کردن امور خود به بخش خصوصی هستند. از طرفی منتقدین این برنامه ادعا می کنند تبدیل بخش شیروان به شهرستان سیروان هیچ سودی برای مردم شیروان نداشته است و این در باره مردم ملکشاهی و دیگر بخش های شهرستان شده استان هم صادق است.
اما موافقین این برنامه دلایل و مستندات محکمی برای برحق دانستن این خواسته خود دارند.از جمله اینکه فاصله دورترین روستای دهستان زردلان از مرکز شهرستان بیش از 170 کیلومتر است که این موضوع مردم را در انجام امور اداری با مشکلات عدیده ای مواجه کرده است، اگر مشکلاتی چون کوهستانی بودن منطقه و بد بودن را ههای ارتباطی را به آن اضافه کنیم جدی بودن این معضل بیشتر برایمان آشکار می شود .

این مشکل آنقدر جدی هست که در بسیاری از موارد مردم این مناطق از پیگیری حقوق خود می گذرند. اگر به این موارد افزایش قیمت روز افزون سوخت با وجود کاهش قیمت نفت در بازار های جهانی، افزایش قیمت قطعات ومخصوصا لاستیک، که منجر به افزایش هزینه رفت و آمد می شود را بیفزاییم موضوع بیشتر روشن می شود. مسئولین که در ایام انتخابات یاد مردم این منطقه می افتند در زمان طی کردن جاده هلیلان تا زردلان و بازگشتن به اقامتگاه خود اگر میزان استهلاک لاستیک هایشان را چک کنند بیشتر موجه منظور من می شوند.

تا جایی که برای من تعریف کرده اند این جاده در حدود سال1365 احداث شده است و هنوز به همان شکل باقی است جالب انکه در چند نقطه که دست به تعمیر جاده زده اند به جای اینکه با در نظر گرفتن افزایش تعداد خودروهای سبک و سنگین جاده را پهن تر بسازند جاده باریکتر شده والبته باعث بروز تصافاتی هم شده است. بعد مسافت و ویرانی راههای ارتباطی تنها دلیل مردم هلیلان برای تبدیل شدن به شهرستان نیست، پراکندگی روستاها ، جمعیت 27 هزار نفری بخش، قرار گرفتن در نقطه تلاقی سه استان ، عبور جاده ارتباطی جنوب به پایتخت کشور و برعکس ، وجود زمین های کشاورزی مناسب و رودخانه سیمره از ویژگی های این بخش برای تبدیل شدن به شهرستان است.

جدای از تمام این مسائل نبود ارتباطات فرهنگی و قومی، برخورد نامناسب مسئولین ادارات در مرکز شهرستان با ارباب رجوع اهل هلیلان و مخصوصا دهستان زردلان که از راه های بسیار دورتر به مرکز شهرستان می آیند و شاهد بی مهری مسئولین و پشت گوش انداختن وظایفشان هستند سبب بی اعتمادی هر چه بیشتر مردم این منطقه نسبت به مسئولین و گسترش حس مورد تبعیض واقع شدن و غریب بودن در مرکز استان و شهرستان خود شده است. تکلیف صدا و سیمای استان هم که با مردم بخش هلیلان مشخص است و نیازی به تکرار مطالب پیش گفته نیست. مجموعه این شرایط باعث شده تلاش برای تبدیل شدن بخش هلیلان به شهرستان به خواسته عمومی و اصلی مردم هلیلان تبدیل شود ، بویژه با نزدیک تر شدن انتخابات پارلمانی که خواست و نظر مردم کمی برای دستاندرکاران اهمیت پیدا می کند تلاش های مردم هم جدی تر شده و تلاش می کنند از این فرست پیش آمده کمال استفاده را ببرند.

فیض الله دادپناه مدرس دانشگاه پیام نور هلیلان

از عمق محرومیت

پاییز که می­شود هوای مدرسه نه به سرم که به دلم می­زند. باز بوی کتاب و دفتر نو در هوای دلم می­پیچد. باز دلم هوایی کیف و کفش و لباس نو مدرسه می­شود و بدرقه­ی نگاه نگران مادرم را بهانه می­کند. حس نوستالژیک هوای ماه مهر و مدرسه، در من بهانه ­ای برای شکستن بغض­هایی از جنس محرومیت و مظلومیت است که همواره بر حنجره ­ام چنگ می­کشند. یاد دانش ­آموزان دیار مظلوم «زردلان» هر دم دیوار خسته­ ی دلم را فرو می­ریزد.  دانش آموزانی که با پای برهنه  و کفشهای پاره ای که نای راه رفتن ندارند صرف می کنند فعل رفتن و نرسیدن را، با دلی مانده بر دو راهی «شوق» و «اندوه». دانش آموزانی که همبازی بازی روزگار شده و از مشق «آب» و «نان» مدرسه دل کندند و درس نان آوری خانه را از بر کردند. کودکانی با استعداد سرشار که دست کوتاهشان به هیچ جایگاهی نرسید.

درد چیست؟ مقصر کیست؟ مقصر مائیم! آری مقصر نگاه­ های بی­ تفاوت من و توست! درد، غفلت مسولین بی­ مسئولیت است که چشم بر زردلان و محرومیت زردلان بسته­ اند. مسئولینی که دردشان بی دردیست و پاهایشان در راه بیراهه غفلت! کاش می­شد قدمهاتان به راه محرومین بیاید و بیایید و بیاموزید الفبای محرومیت و مظلومیت زردلان را در مکتب هلیلان و هلیلانی. اما خوب بدانید اینجا هلیلان است! هلیلانی با جوانانی از تبار مرتضی کرمی، جوانانی با سری پر از اندیشه و اندیشه ای مالامال از دغدغه و دغدغه­ ای لبریز از حس درد محرومیت. این است فرق جوان هلیلانی و مسئول استانی، درد شما بی دردیست و درد ما مشترک. برای تسکین این درد مشترک، گروهی مجازی از جوانان دغدغه ­مند هلیلانی  به نام «هاوار مردم هلیلان و زردلان» به واقع هاوار مردم هلیلان و زردلان شدند و با دستانی از جنس مهر در آستانه ما مهر با گردآوری هدایایی لبخند بر چهره غبار گرفته دانش آموزان دیار زردلان حک و شادی را میهمان دلهایشان کردند. شانه­های کوچکشان را بی کیف نگذاشنتد و پاهای خسته شان را کفش پوشاندند و به مدد مداد رنگی، رنگی نو بر دنیای بیرنگشان پاشیدند. ارج می نهیم همتتان را و خدمت بی­منتتان را یادآور می­شویم به آنان که خیانتشان را خدمت می­خوانند. گروه «هاوار مردم هلیلان و زردلان» هاواری است برآمده از سکوت سالهای محرومیت، خفته در سینه هلیلان و هلیلانی و زردلان و زردلانی. گرچه نوپاست اما با قدم­هایی استوار در راه سرافرازی و احقاق حقوق هلیلان و زردلان پیش می­رود. امید است که هاوار مردم هلیلان حنجره ای شود برای رساندن فریاد محرومیت هلیلان و زردلان به گوش مسئولین و تلنگری شود بر خواب سنگین آنها.

 

از رنجی که می بریم

نزدیک به ده سال از وعده برخی از نمایندگان پیشین استان ایلام مبنی بر ساخت پروژه ورزشگاه یادبود مرحوم مرتضی کرمی نماینده فقید استان می‌گذرد. پروژه­ ای که با برخی از کارشکنی‌ها و ناکارآمدی‌های مسئولان ورزشی و عمرانی استان و افراد محلی و همچنین عدم نظارت صحیح اداره امور ورزش و جوانان (سازمان تربیت‌بدنی سابق) به‌طور غیرکارشناسی به اجرا در آمد و پس از مدت کوتاهی و صرف هزینه­ ی هنگفت، نیمه­ کاره به حال خود رها گردید. ورزشگاهی که به دلیل عدم کارشناسی صحیح عوامل اجرایی در مواردی چون عدم کاشت چمن‌، ایجاد لبه‌هایی به ارتفاع چندین متر در برخی از نقاط زمین، عدم وجود جایگاه برای تماشاگران، نبود حصارهای مناسب در اطراف آن، عدم تناسب طول و عرض زمین، نبود سیستم آب‌رسانی و روشنایی و ... همچنان ناتمام و غیرقابل استفاده باقی مانده است. اما درد واقعی آن است که اهالی منطقه و به‌ویژه روستای جوبشهر (محل احداث ورزشگاه) که در تعاون و همکاری زبانزد خاص و عامند اینبار به‌جای پیگیری در جهت تکمیل پروژه و رفع نواقص آن از طریق مسئولان مرتبط راه را برای معدودی از افراد فرصت‌طلب فراهم آوردند. افرادی که شبانه بیش از نود درصد از فنس­ ها و میلگردهای اطراف زمین و حتی درهای آن را به سرقت بردند، به­ طوری­که اکنون به جای ورزشگاه تنها زمینی بایر و بی­ مصرف از آن برجای ‌مانده است؛ زمینی که در آن توپ آرزوهامان هیچگاه گل نشد. امید است که این نوشته تلنگری باشد بر وجدان خفتهی این افراد و بی مسئولیتی مسئولین مربوط و سهل انگاری مردم این روستا.

 

هولیران

هولیران

هلیران دشت سووزم          تو هم هرنگ تو آزم 
نو جاباوه و پاپیرم                تو جا گئشت وسئرم  
تو داری و دسمین               تو برآل و کسمین  
برا درین هلیران                  داواجن و زردلان  
کول مردمت مهربان             امید کل هلیران  
ئرات بوشم شیرینم             تمدن دار دیرینم  
تو نیشتم گه عاشقان          جا شیران و دلیران 
قدیم شهرو باستان              کزآوات و گوران  
ئسرم ئرات رشیابی             بی دئگ و بی هنابی 
مدام چاوم و ئسرین             تمدن دار دیرین  
حقت دائم وهووریا               کلاوت تو بریا
 مسپارم ویارم                     تکیا ئسرم و وچاوم  
بکی بیلن کراس نو               بکی و مالی جارو  
دلم بی و ئاگئردان                وجامال و لمئردان  
دل بریا و توریای                   و لا حقی هوریای  
و تاریخی دیاری                    کتیه هوار کل شاری  
خوشم مای خوشتبای          دلم تئگه تئگتنای  
هی مردمل تقلا                    کومک بکن د ی یالا    
برا مهتی تو براین                 هوسیا ئرا و چراین   
مگر ای تو خیرتی                 مگر ای تو سیرتی    
تورچلک تو ریشی                تو زجری هر نکیشی
شغر: فریدون مرادی ؛ روستای کزآباد
برگرفته از وبلاگ http://holeilan.mihanblog.com

هلیلان در گذر تاریخ

رشید کوچکی

 

"هلیلان در گذر تاریخ" عنوان کتابی است از نویسنده و پژوهشگر پر توان و ساعی هلیلانی جناب آقای رشید کوچکی است که به زیبایی تاریخ و فرهنگ منطقه هلیلان را با استفاده از اسناد تاریخی و مطالعات میدانی خویش به قلم زیبای خود در آورده است. این اثر که حاصل چندین سال کار و تلاش این پژوهشگر  جوان در خصوص پیشینه ی تاریخی هلیلان در دو بخش باستان شناختی و مردم شناسی می باشد، شامل هفت فصل غنی است که هر فصل آن به صورت نسبتا جامع و کامل به زوایای مختلفی از عوامل تاریخی و مردم شناسی منطقه هلیلان پرداخته است.

در فصل اول کتاب به بررسی موقعیت جغرافیایی بخش هلیلان بویژه معرفی کوههای مرتفع و روده های پرآب آن پرداخته شده است. در فصل دوم کتاب که بیشترین حجم کتاب را بخ خود اختصاص داده است؛ به بررسی موقعیت تاریخی و باستان شناختی بویژه آثار پارینه سنگی این دشت در تپه های گوران و کزآباد و همچنین آثار باستانی همچون گورستان های تاریخی منطقه هلیلان، حوزه باستانی بانلکان و زردلان، عمارت عبدالحسین خان ابوقداره و غارهای هزاره های قبل از میلاد پرداخته شده است. در فصل سوم این کتاب به بحث مردم شناسی هلیلان و زردلان پرداخته شده است. در این بخش از کتاب به عوامل جمعیت شناختی، زبان، مذهب و معیشت و همچنین سابقه ایل هلیلان و زردلان و طرح های پژوهشی مردم شناسان و باستان شناسان دانمارکی که سهم زیادی در شناسایی تاریخ هلیلان داشته اند پرداخته شده است. در فصل چهارم کتاب نویسنده به بررسی تاریخ معاصر مردم هلیلان و زردلان در عصر والیان لرستان پشتکوه و معرفی سردار بزرگ مشروطه یارمحمدخان زردلانی می پردازد. در فصول پنجم، ششم و هفتم این کتاب به بررسی مکان های زیارتی هلیلان و زردلان، جایگاه موسیقی در این منطقه و همچنین معرفی مشاهیر ادبی این منطقه پرداخته می شود.

ریاست یا خدمت ؟

چند وقت پیش تصمیم بر این گرفتم که مطلبی درمورد تعیین مدیریت آموزش و پرورش

هلیلان در وبلاگ درج کنم که متاسفانه بدلیل نبود شرایط تصمیم بر آن گرفته شد که با

تاخیر این مطلب رو بیان کردم.

متاسفانه فرایند انتخاب رییس جدید آموزش و  پرورش هلیلان نسبت  به دوره های  قبلی  با

حاشیه ها و کشمکش های بی مورد در بین  کارکنان این سازمان همراه بود. انچه  که  بیش

از همه باعث نگرانی است این است که یارکشی، اختلاف و نزاع در بین کارکنان بر سر انتخاب

ریاست آموزش و پرورش با  چه هدف صورت گرفت؟   آیا آنها  شیفته  خدمت بودند یا  تشنه

رسیدن به اهداف سیاسی و قدرت !  مسئولین آموزش و  پرورش باید متوجه این  امر شوند

که هرگونه اختلاف و ایجاد تفکرات جناجی و  گروهی بر توسعه  و  بالندگی این سازمان تاثیر

منفی خواهد گذاشت چه بسا سالهاست که  روند رو  به  عقب بر این سازمان چیره  گشته

است. مسئولین باید بدانند که هدف نهایی آنها پر کردن صندلی های همیشه متقاضی آموزش

و پرورش نیست بلکه هدف اساسی آنها رشد،  توسعه و بالندگی  استعدادهای  دانش آموزان، 

ایجاد  عدالت آموزشی ، توانمند سازی معلمان و آگاهی بخشی به مردم منطقه است. امید

می رود که این مسئولین که متولی مهمترین و بزرگترین سازمان در منطقه هلیلان می باشند

با همدلی و اتحاد قدم های بزرگی در راه توسعه آموزشی منطقه بردارند که شاهد افزایش روند

توسعه علمی و . . . در این منطقه باشیم.

 

هندوانه هلیلان زینت بخش سفره های مردمان غرب کشور

با تشکر از اقای مسعود حیدری داجیوند که این مطلب را در اختیار بنده قرار دادند : هلیلان

تابستان است فصل گرما،فصل میوه جات و مرکبات گرمسیری،این روزها شاهد افزایش روز افزون مصرف میوه های تابستانی هستیم یکی از آنها که همواره جای خود را در سفره خانوار ایرانی حفظ کرده و با آیین های باستانی مردم این سرزمین همانند شب یلدا پیوند ناگسستنی دارد هندوانه است.مردم منطقه هلیلان نیز همانند دیگر مناطق کشورمان با دارا بودن زمینهای کشاورزی مناسب و آب شیرین ،در بیشتر اراضی اقدام به کشت این محصول نموده اند محصولی که به سبب قدمت کشت و شیوه های برداشت مردم تمایل بیشتری برای کشت آن دارند.شیرینی و شکر طبیعی موجود در هندوانه هلیلان زینت بخش مهمانیهای مردم متعصب،دلسوز و تلاشگر غرب کشور است،گزافه گویی نکرده ایم که میادین تره بار غرب کشور در این فصل بدلیل مرغوبیت عاری از هندوانه هلیلان نخواهد بود که نشان دهنده کیفیت بالای این محصول است. اما رفته رفته چندسالی است که کشاورزان هلیلانی دیگر تمایلی به کاشت این محصول نداشته که این عدم تمایل دلایلی دارد از جمله:عدم ثبات قیمت،تغییر سبک کشاورزی از سنتی به صنعتی، افزایش قیمت بذر،کود و سم، کاهش آبهای زیرزمینی که مهمترین مشکلات و موانع در کشت این محصول پرطرفدار که از خواص آن در این نوشتار صرف نظر می کنم می باشد، که موجبات واگذاری اراضی به کشاورزان غیربومی که اغلب از استانهای اصفهان و یزد به این منطقه هجوم آورده اند را فراهم می کند با این حال زمانی می توان این قطار را به ریل بازگرداند که مسئولان جهاد کشاورزی با عزم ملی و مدیریت چهادی در سال اقتصاد و فرهنگ با تکیه بر اعتبارات موجود یکبار دیگر کشت این محصول را توسط کشاورزان بومی از سرگرفته تا گوشه ای از مشکل بیکاری که گریبان گیر جوانان هلیلانی است حل شود و این مهم محقق نخواهد شد مگر با همکاری مسئولان و کشاورزان که به راستی اسطوره های جهاد در راه خانواده هستند.

 

رعایت حقوق دیگران

یکی از مسائلی که امروزه نه تنها در منطقه هلیلان بلکه در کل کشور با آن مواجهه هستیم، عدم رعایت حقوق دیگران می باشد. متاسفانه این پدیده اجتماعی در منطقه هلیلان شیوع بالایی دارد. که از مصداقهای بارز آن می توان به صفوف نانوایی ها، بانکها ، فروشگاهها و ... اشاره کرد. دلایل اصلی این مسئله اخلاقی و اجتماعی در این منطقه می تواند رسوم و سنتهای نابجا ، عدم شناسایی حقوق خود و دیگران، عادت کردن به مسائل هرج و مرج، احساس " زرنگی " و غیره باشد. متاسفانه با دگرگون شدن بسیاری از عادتهای ناپسند در این منطقه، هنوز هم عدم رعایت حقوق دیگران مانند یه غده در  این منطقه نفوذ کرده است. بیش از هر چیز جای تعجب است که در شهر توحید بعنوان هسته اصلی تحصیلکردگان هلیلان این پدیده رواج بیشتری دارد. مسئله مهمی که ما از کنار آن به سادگی عبور میکنیم و بسیاری از ما با این عبارت " همه اینطور هستند" در پی توجیه این عمل بر می آییم.

در پایان امیدوارم که مردم این منطقه " دگرخواهی را جایگزین خودخواهی" کنند و بیش از پیش بر حقوق خود واقف و حقوق دیگران را رعایت کنند تا شاهد این مسئله ناپسند اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی نباشیم