معمار استادیوم آزادی درگذشت
عبدالعزیز فرمانفرماییان، معمار استادیوم آزادی، از بنیانگذاران نظام مهندسی جدید در ایران و از تهیه‌کنندگان «نقشه جامع شهر تهران» جمعه ۳۱ خرداد در سن ۹۳ سالگی دار فانی را وداع گفت.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی قم فردا به نقل از خبرگزاری مهر، عبدالعزیز فرمانفرماییان معمار معاصر، استاد دانشگاه تهران و از بنیانگذاران نظام مهندسی جدید در ایران روز گذشته بر اثر بیماری طولانی مدت در شهر «پالما د مایورکا» درگذشت و فردا در آرامگاه «مون‌پارناس» پاریس به خاک سپرده خواهد شد.

 

وی که برای دیدار با خواهرش در اسپانیا به سر می‌بُرد در آنجا درگذشت ولی برای خاکسپاری پیکرش به پاریس منتقل می‌شود.

 

وی که فرزند عبدالحسین میرزا فرمانفرما یکی از رجال اواخر دوره قاجار بود، در سال ۱۲۹۹ متولد شد و تحصیلاتش را در دانشسرای عالی ملی هنرهای زیبای پاریس (دانشکده بوزار) گذراند. وی در آوریل دهه ۳۰ فارغ‌التحصیل شد و به ایران بازگشت و در گاراژ پدرش کار طراحی را آغاز کرد.

 

زنده‌یاد فرمانفرماییان پس از آن در یکی از آتلیه‌های دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران زیر نظر محسن فروغی همراه با مهندس آفتاندلیان، هوشنگ سیحون و حیدر غیایی به کار و تدریس مشغول شد.

 

استادیوم ورزشی، ساختمان شرکت نفت، مسجد دانشگاه تهران، ساختمان وزارت کشاورزی، برج‌های سامان، برج‌های ونک پارک، ساختمان بورس، دانشکده دامپزشکی، کاخ مادر سعدآباد، کاخ نیاوران، ساختمان اداری صدا و سیما و موزه فرش تهران برخی از آثار این هنرمند معمار به‌شمار می‌روند. شناخته‌شده‌ترین فعالیت شهرسازی زنده‌یاد فرمانفرماییان، تهیه نقشه جامع شهر تهران با همکاری «ویکتور گروئن» بود.

 

نام زنده‌یاد عبدالعزیز فرمانفرماییان در کتاب معماران ایران که دایره‌المعارفی دوزبانه (فارسی - انگلیسی) در زمینه معماری است و به معرفی ۱۱۴ معمار پیشکسوت ایران می‌پردازد، آمده است.

 

وی که به روش From flow the function کار می‌کرد، علاوه بر طراحی معماری در طراحی شهری و شهرسازی به‌فعالیت مشغول شد و در سال‌های ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۴ تمامی کارهای غیرصنعتی کنسرسیوم نفت شامل شهرسازی، مدرسه‌سازی، خانه‌سازی و ساخت دفاتر اداری در مناطق نفت‌خیز را به عهده داشت و شهرسازی و خانه‌سازی مجموعه شرکت مس سرچشمه کرمان، شرکت خانه در کرج، شرکت خانه در اصفهان و شرکت خانه در شرق تهران را نیز انجام داد.


نیمکت های غیرمعمول در خیابان های دانمارک

یک هنرمند دانمارکی اقدام به ساخت نیمکت‌های عمومی بصورت غیرمعمول کرده است.
یک هنرمند دانمارکی اقدام به ساخت نیمکت‌های عمومی بصورت غیرمعمول کرده است.

به گزارش معماری نیوز، این پروژه  نصب نیمکت های عمومی را نشان می دهد که با تغییر شکل دادن سطح صندلی پارک ها همراه با تنوعی از شکل های عجیب است .

با مقداری تغییر شکل جزیی!  همراه با ویژگی ها  و امکانات جالب درآنهاها ؛  ساخت نیمکت های کاملا غیرمعمولی، انجام می گیرد .اما این تغییرات بیان کننده یک چیز خوبی هستند و آن مورد توجه بودن است.

هدف از این پروژه تاثیر متقابلی است که بین مردم و نیمکت ها وکسانی که از این نیمکتها استفاده می کنند  ایجاد می شود.











امشب شب تولد بهترین و عزیزترین کسمه ...


فداش بشم من ..


قربونت بشم من...


فدایی داری خانم خانما اونم خودم یه تنه و تنها...


تولدت مبارک مهربونم ایشالا...


دانشگاه قبول شی..همیشه پیروز باشی..سربلند..


صد سالم زنده باشی...........


هورررااااااااا


دوست دارم تا اخرین لحظه مرگم

در سایه بی توجهی میراث فرهنگی؛
برنامه ای که می توان آن را "خیانت آمیز ترین اقدام علیه هویت ملی ایران" دانست تلاش گستاخانه شیوخ امارات برای "ثبت جهانی بادگیر ایرانی" با عنوان "بادگیر و میراث عربی" در سازمان ملل متحد می باشد. هم اکنون مراحل اصلی این پروژه با جدیت توسط این کشور پیگیری شده است و عن قریب این دزدی آشکار به رسمیت خواهد رسید.
سرویس فرهنگی مشرق؛ چندین سال است که اعراب حوزه خلیج فارس و به خصوص کشور امارات متحده عربی چشم طمع به آب و خاک سرزمین ایران دوخته اند این رفتار نابجا از تغییر نام خلیج فارس آغاز شد و سپس نوبت به جزایر سه گانه رسید . اما این زیاده خواهی به همین جا ختم نشد و این بار، اعراب، یکی از قدیمی ترین و بومی ترین دانش ایرانی را به یغما برده اند.
بادگير ایرانی را مي توان يک نمونه عالي هنر مهندسي به شمار آورد که در حالي که هواي بيرون بسيار گرم است و از آسمان آتش مي بارد، بدون صرف هيچ گونه انرژي و صرفا با طراحي مناسب سيستم هدايت هوا، شرايط خنک با تفاوت دماي حدود 30درجه با بيرون را فراهم مي کند. این نمونه عالی معماری ایرانی در جای جای سرزمینمان بنا شده است. اما چه شد که این اثر ملی به یغما رفت.
 

سرقت آشکار میراث ایرانی با نصب پرچم امارات : رونمایی از تندیس بادگیر ایرانی در کشور امارات.

در سال 1890 میلادی، درگیری هایی بین دولت بریتانیا و شوروی بر سر در اختیار گرفتن خاک ایران صورت گرفت، که این امر تأثیر بسیار منفی بر روی اقتصاد کشور ایران گذاشت. این اتفاق، یکی از دلایلی بود که باعث خروج سرمایه ها و سرمایه داران از ایران گردید. تجار و کسبه شهر بستک در استان هرمزگان نیز از این امر مستثنا نبودند.
یکی از شهرهایی که برای تجارت مناسب دیدند، شهر دبی بود (ساحل دوبی درگذشته ای نه چندان دور، محل تجمع ملاحان و باربران عربی بود که برای تخلیه و بارگیری لنج های ایرانی ساعت ها زیرآفتاب سوزان و بر روی رمل های تف دیده بر پا می ایستادند و به تلألؤ امواج شمالی خلیج فارس چشم می دوختند). بستکی های مهاجر در این منطقه، محله بستکیه را بنا نهادند و معماری شهر بستک ایران را عیناَ در بستکیه بازسازی نمودند.

حال با گذشت حدود یک قرن از این مهاجرت، کشور امارات متحده عربی اقدام به برگزاری مسابقات بین المللی معماری نموده است. نکته قابل توجه در این مسابقات این است که تندیس اهدایی به برگزیدگان، نماد بادگیر ایرانی است.

 
مسابقه بین المللی معماری دبی با همکاری سازمان ملل متحد.تندیس این مسابقه، نمادی از بادگیر ایرانی است

 
با توجه به اینکه این مسابقه، چندین سال متوالی برگزار شده است و در تمام ادوار از تندیس بادگیر ایرانی با عنوان "میراث فرهنگی عربی" استفاده شده است ولیکن تاکنون هیچ گونه واکنش قاطعی از سوی مسئولین ایرانی صورت نگرفته است. شیوخ امارات متحده با سوء استفاده از این سهل انگاری به این مسابقه و تندیس اکتفا نکرده و دو برنامه ویژه را در پیش گرفتند.
 

بادگیرهای ایرانی در امارات

اولین برنامه،تبلیغات گسترده معماری بادگیر در رسانه های عربی در کنار ترویج ساخت و ساز به سبک معماری بادگیر ایرانی در اقصی نقاط امارات با هدف جذب گردشگر می باشد. این اقدام امارات کاملاَ موفقیت آمیز بود، زیرا آن دسته از گردشگران بین المللی که شیفته ی معماری شگفت انگیز و سنتی بادگیر بودند، به بازدید از شهر بستکیه اقدام کردند. مدیران شهری با این موضوع با وسواس خاصی برخورد می کنند. به گونه ای که حفاظت ویژه ای از این معماری صورت می گیرد تا کوچک ترین آسیبی به اینگونه بناها وارد نشود.

دومین برنامه که می توان آن را "خیانت آمیز ترین اقدام علیه هویت ملی ایران" دانست تلاش  گستاخانه شیوخ امارات برای "ثبت جهانی بادگیر ایرانی" با عنوان "بادگیر  و میراث عربی" در سازمان ملل متحد می باشد. هم اکنون مراحل اصلی این پروژه با جدیت توسط این کشور پیگیری شده است و عن قریب این دزدی آشکار به رسمیت خواهد رسید.

اما فقط این اماراتی نیستند که به ارزش این شاهکار ایرانی پی برده اند،کارشناسان اروپایی و علی الخصوص انگلیسی ها، تمرکز ویژه ای بر روی بادگیر ایرانی دارند و با معاصرسازی این تکنولوژی، در حال ترویج استفاده از آن با هدف کاهش مصرف انرژی برآمده اند و نمونه های موفقی را بنا نهاده اند. جالب تر اینکه، مطالعات اولیه درخصوص اجرای بادگیر در انگلستان،در شهر یزد و توسط کارشناسان انگلیسی(در پوشش توریست) صورت گرفت. بعد از اتمام این سفر پژوهشی، تعدادی از ساکنان شهر یزد که ساختمان آنان مورد بازدید قرار گرفته بود،اعلام کردند که بخش های اصلی بادگیرها مورد تخریب تعمدی توسط این "پژوهشگرانِ توریست نما" قرار گرفته و قابلیت اجرایی خود را از دست داده است.

 

سهل انگاری در نگهداری از بادگیر و تخریب روزافزون این میراث فرهنگی-یزد

اکنون سالیان درازی است که میراث فرهنگی و معماری غنی ایرانی مورد بی مهری قرار گرفته است. در حال حاضر هیچ بهره برداری  مفیدی در خصوص آشنایی مردم ایران با میراث گران بهای گذشته صورت نگرفته است.اکثر بناهای با ارزش فرهنگی در حال تخریب می باشد. علاوه بر این، این سوء مدیریت تاثیر بسزایی در کاهش جذب گردشگران خارجی در بازدید از میراث فرهنگی داشته است.

سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، تنها نهاد رسمی کشور است که سال ها مسئؤلیت سنگین صیانت، حفاظت، مرمت، شناسایی، شناساندن و ثبت و معرفی ملی و بین‌المللیِ مواریث مدنی و معنوی کشور را بر شانه گرفته است. انتظار میرفت کشوری با چنین موقعیت و اعتبار تاریخی- فرهنگی در صیانت از سنگرهای تاریخ و فرهنگ و مواریث مدنی و معنوی خود شهره آفاق می‌بود، اما متاسفانه مشاهده می‌کنیم که عملاً گام به راهی نهادهایم که اینک در بی‌توجهی به مواریث فرهنگی و صیانت از آثار فرهنگی و  باستانی و ابنیه تاریخی شهره شده‌ایم.
 
 



عدم رعایت حریم قانونی در ساخت و سازهای جدید و تخریب بادگیرهای سنتی

 امروزه، مراکز و سازمان‌های میراث فرهنگی در سراسر جهان از مهم ترین و تاثیرگذارترین سازمان‌ها و نهادها به شمار می‌روند و برنامه‌های آنها در نهایت نظم، دقت و هوشمندی تنظیم و تدوین و اجرا می‌شود. انتظار میرفت که سازمان میراث فرهنگی کشور نه فقط در زمینه صیانت و پاسداری و شناخت میراث ایرانی ــ اسلامی ما در درون مرزهای کنونی کشور گام‌های بلندی بردارد بلکه در شناخت و پاسداری میراثِ سترگِ جهان ایرانی و سرزمین‌های اسلامی نیز مشارکت فعال و پویا داشته باشد.
 
اکنون نه تنها این سازمان در راستای تحقق این اهداف گام بر نمی‌دارد بلکه با تصمیمات و اقداماتی که در پیش گرفته زمینه‌های تخریب و آسیب‌پذیری مواریث سترگ فرهنگ ملی و اسلامی و بشری نیز فراهم شده است.
چندپاره کردن این سازمان و انتصاب مدیران غیرمتخصص از جمله آفت‌هایی است که خصوصا طی سال‌های اخیر گریبانگیر مدیریت میراث فرهنگی کشور شده و آسیب‌هایی را بدان وارد آورده است که ابعاد و زوایای خسارتبار آن در شرایط کنونی قابل ارزیابی نیست. در حال حاضر، تصمیماتی بر مبنای استدلال‌های ناصواب در عرصه میراث فرهنگی ایران به مرحله اجرا گذاشته شده است که تبعات آن نه‌تنها رسیدگی به وضعیت مواریث مدنی و معنوی و و یادمان های تاریخی ما را در کوتاه‌ مدت بیش از این تضعیف یا مختل خواهد نمود، بلکه در درازمدت چه بسا تمامیت ارضی و هویت ملّی کشور را در معرض تهدید قرار خواهد داد.

 
تجربه و تقدیر تاریخی ما می‌بایست این واقعیت را به ما آموخته باشد که زنگ خطر فروپاشی ملت‌ها و فرهنگ‌ها و انحلال جامعه‌ها و حتی افول و انحطاط تمدن‌ها هنگامی شنیده شده که جامعه‌ای، از درون، ریشه‌هایِ اصالت و هویت و ارزش‌های خود را نشانه گرفته و دست تجاوز و تخریب به سوی مواریث مدنی و معنویاش گشوده است.

امید است محمد شریف ملک زاده رییس متخصص سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری بجای کارهای سیاسی مانند برگزاری جشنواره «صدای بهار» به وظایف اصلی خود در حفظ میراث ایرانی بپردازد.
 

بادگیرهای ایرانی در امارات

 

تخریب بادگیرها در ایران







پسر گفت: اگر مي خواهي با هم بمانيم بايد همه جوره با من باشي

دخترک که به شدت پسر را دوست داشت گفت: باشه عزيزم هر چه تو بگويي.

پسرک دختر را عريان کرد، دختر آرام ميلرزيد ولي سخن نمي گفت مي ترسيد عشقش ناراحت شود... پسرک مانند ابري سياه بدن د...ختر را به آغوش کشيد و بدون کوچکترين بوسه شروع کرد... دخترک آهي کشيد و پسرک مانند چرخ خياطي بالا و پايين مي شد... دخترک بدنش مي سوخت ولي صدايي نمي آمد...

پسرک چند تکان خورد و در کنار دخترک افتاد، دختر با لبخند گفت: آرام شدي عروسکم؟؟؟

پسرک آرام خنديد، لباسهايش را پوشيد و رفت...

دخترک ساعتي بعد تلفن را برداشت و زنگ زد و گفت: سلام عشقم

ولي پسرک مانند هميشه نبود و تنها گفت: ديگر به من زنگ نزن و قطع کرد...

دخترک عروسکش را بغل گرفت و در کنج اتاقش آرام گريست...

چند سال گذشت... تبريک مي گويم به پسرک! همان دخترک زيبا شد فاحشه قصه ما

- فاحشه سيگارم تمام شده تو سيگار داري؟

فاحشه آرام مي گويد: چرا به ديگران نگفتي به جرم عاشق شدن فاحشه شدم؟

پسرک محکم تر سيگار مي کشد
پسر گفت: اگر مي خواهي با هم بمانيم بايد همه جوره با من باشي

دخترک که به شدت پسر را دوست داشت گفت: باشه عزيزم هر چه تو بگويي.

پسرک دختر را عريان کرد، دختر آرام ميلرزيد ولي سخن نمي گفت مي ترسيد عشقش ناراحت شود... پسرک مانند ابري سياه بدن د...ختر را به آغوش کشيد و بدون کوچکترين بوسه شروع کرد... دخترک آهي کشيد و پسرک مانند چرخ خياطي بالا و پايين مي شد... دخترک بدنش مي سوخت ولي صدايي نمي آمد...

پسرک چند تکان خورد و در کنار دخترک افتاد، دختر با لبخند گفت: آرام شدي عروسکم؟؟؟

پسرک آرام خنديد، لباسهايش را پوشيد و رفت...

دخترک ساعتي بعد تلفن را برداشت و زنگ زد و گفت: سلام عشقم

ولي پسرک مانند هميشه نبود و تنها گفت: ديگر به من زنگ نزن و قطع کرد...

دخترک عروسکش را بغل گرفت و در کنج اتاقش آرام گريست...

چند سال گذشت... تبريک مي گويم به پسرک! همان دخترک زيبا شد فاحشه قصه ما

- فاحشه سيگارم تمام شده تو سيگار داري؟

فاحشه آرام مي گويد: چرا به ديگران نگفتي به جرم عاشق شدن فاحشه شدم؟

پسرک محکم تر سيگار مي کشد


به پسرم درس بدهید.

او باید بداند که همه مردم عادل و همه آن ها صادق نیستند، اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد، انسان صدیقی هم وجود

دارد. به او بگوییدبه ازای هر سیاستمدار خودخواه، رهبر جوانمردی هم یافت می شود. به او بیاموزید، که در ازای هر دشمن،

دوستی هم هست. می دانم که وقت می گیرد، اما به او بیاموزید اگر با کار و زحمت خویش، یک دلار کاسبی کند بهتر از آن است که

جایی روی زمین پنج دلار بیابد. به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد. از پیروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن بر حذر

دارید. به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یادآور شوید.

....

اگر می توانید، به او نقش موثر کتاب در زندگی را آموزش دهید. به او بگویید تعمق کند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان

دقیق شود. به گل های درون باغچه و زنبورها که در هوا پرواز می کنند، دقیق شود. به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این

است که مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد. به پسرم یاد بدهید با ملایم ها، ملایم و با گردن کش ها، گردن کش باشد. به او

بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه بر خلاف او حرف بزنند. به پسرم یاد بدهید که همه حرف ها را بشنود و سخنی

را که به نظرش درست می رسد انتخاب کند.


ارزش های زندگی را به پسرم آموزش دهید. اگر می توانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند.  به او بیاموزید که از

اشک ریختن خجالت نکشد. به او بیاموزید که می تواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند، اما قیمت گذاری برای دل بی

معناست. به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد. در کار تدریس

به پسرم ملایمت به خرج دهید اما از او یک نازپرورده نسازید. بگذارید که او شجاع باشد، به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته

باشد توقع زیادی است اما ببینید که چه می توانید بکنید. پسرم کودک کم سال بسیار خوبی است.


تو را خواهم یافت...تو مال من

 
میشوی...حتا میان لکه‌های تیر


روشنِ خوابیده بر دیواره‌های


فنجان ام...خواهم یافت تو


را..و


دستت را خواهم گرفتو تو


را..خواهم بوسید....حتا میان


چشمان دژخیمان نشسته در فنجان


ام...آنها را شکست خواهم




داد...میانِ جنگی که داخل


فنجان گرم قهوه‌ام به راه


می‌‌اندازم....فالی میگیرم تا


تو را ببینم..تو دور باش...من


راضی‌‌ام به



خواسته تو،،به همان دیدار در




جاده‌های فالم،،،راضیم...من



اشک میریزم و قهوه می‌نوشم،،به




امیدِ آنکه از میان فنجانِ


ترک برداشته‌ام مثل غول جادو


بیرون بیای و اشکها و



لبخندهامان فال و حال ما



شود...فنجان قهوه‌ام را



بدهید...من

می‌خواهم او را ببینم....

زندگی دانشجویان دختر و پسر مجرد زیر یک سقف در تهران!
به گزارش 598 به نقل از ایلنا، رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران از افزایش زندگی مجردی دانشجویی در شهر تهران در محلات شمال شهر خبر داد و گفت: ‌این پدیده جدیدی از نوع آسیب‌های اجتماعی است که پیامدهای خطرناکی دارد.
 
مرتضی طلایی با بیان این مطلب افزود: ‌متاسفانه‌ گزارش‌هایی مبنی بر تشکیل زندگی‌های مجردی در شمال شهر تهران داریم که در آن دختر و پسر دانشجو بدون ازدواج رسمی زیر یک سقف زندگی می‌کنند.
 
وی ادامه داد: ‌هنوز آمار رسمی در ابن بخش اعلام نشده است اما این معضل و پدیده جدید قطعا آسیب‌های جدیدی را به همراه خواهد داشت.
 
رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران درباره زنان ویژه در شهر تهران، با بیان اینکه این افراد در جامعه حضور دارند، افزود: برخی از زنان از این محل ارتزاق می‌کنند البته افراد دو جنسه نیز در این گروه هستند.
 
مشكل زنان ویژه با جمع‌آوری و برخورد قهری حل شدنی نیست

طلایی زنان ویژه را از معضلات اجتماعی دانست و صراحتا اعلام کرد که نمی‌شود با این زنان برخورد قهری کرد تا مشکلشان حل شود.
 
وی تصریح کرد: ‌بر فرض که پلیس این زنان را از سطح شهر جمع کند و شهرداری هم پای کار بیاید بعد از جمع‌آوریشان با آن‌ها چه باید کرد؟!
 
به گفته وی منشا برخی از آسیب‌های و معضلات اجتماعی را در جای دیگری باید جست‌وجو کرد برای نمونه وقتی رشد طلاق افزایش می‌یابد قطعا حاشیه‌هایی خواهیم داشت اگر می‌خواهیم این پدیده کمرنک شود ابتدا کانون خانواده تقویت شود چرا که برخی از زنان با طلاق به این سمت گرایش می‌یابد.
 
رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران در پاسخ به اینکه آیا شورا نمی‌خواهد پیشنهادی برای این رفع معضل زنان ویژه ارائه دهد، تصریح کرد: شورا هنوز به ضرورت این مساله نرسیده است البته شورا نقش بین بخشی دارد و در ‌‌نهایت بتواند با کمک شهرداری تهران کاری کند اما مسئولیت مستقیم ندارد.
 
وی ادامه داد: ‌ تلاش ما بیشتر بر این است تا نظام خانواده را حفظ کنیم از این رو آماری دال بر افزایش زنان ویژه ندارم اما شخصا آمار آسیب‌ها را می‌فهمم چرا که طلاق رو به رشد است.
 
كاهش سن روسپی‌گری را قبول ندارم
 
طلایی درباره کاهش سن روسپی‌گری به سن ۱۳ سال گفت: من این حرف را قبول ندارم شاید موردی این مساله وجود داشته باشد.


پولدارا تو شکست عشقیشونم حال میکنن میرن مسافرت



و ویلای ددی و..واسه من و امثال من هیچ فرقی نداره



چه عاشق باشیم چه نباشیم تو اتاقمونیم....