من عاشق محمدم

   من عاشق محمّدم (صلی الله علیه و آله)، پیامبر خوبی ها، رحمت للعالمین.

   من عاشق محمّدم (صلی الله علیه و آله)، رسول مهربانی ها، همو که طاقت کوچکترین رنجشی را نه برای مسلمین، که برای مردم عالم نداشت.

   من عاشق محمّدم (صلی الله علیه و آله)، همو که خداوند به واسطه وجود مقدسش، درهای لطف و رحمت را بر ما گشود.

   من عاشق محمّدم (صلی الله علیه و آله)، همان پیامبری  که  وقتی چنگ ذلت و پنجه خفت و گمراهی، گریبان آدمیان را می فشرد، در میان حیرانی ها و سرگردانی ها آمد و منجی نجات انسان ها شد.

  من عاشق محمّدم (صلی الله علیه و آله)، همو که نیک دلان و بیدار دلان عالم به فروغ دین و ایمان جاودانش دل باخته اند.

    من عاشق محمّدم (صلی الله علیه و آله)، همو که خدای بزرگ، به وسیله وجود پر رحمت او، حسد و کینه توزی و نفاق را از سرزمین دلها برکند و لهیب سوزان قساوت ها را خاموش گردانید.

   من عاشق محمّدم (صلی الله علیه و آله)، همو که با آمدنش رسالت پایان یافت  تا ثابت شود که در عرصه آفرینش پیامبری کامل تر از او نیامده است.

   اما صد افسوس که جاهلیت مدرن هم، قدر و منزلت وجود مهربانش را نشناخت و تازیانه خشونت و تروریسم را بر دین رحمتش نواخت.

   صد افسوس که مدعیان دروغین آزادی از ترس گسترش دین آسمانیش، بر موج اسلام هراسی سوار شدند.

      اما دشمنان اسلام و پیامبر بدانند که عاشقان محمّد(صلی الله علیه و آله) سکوت نخواهند کرد و تا پایین کشیدن پرده تزویر و دروغی که آنان به پیامبر خوبی ها بسته اند آرام نخواهند نشست.

   عاشقان محمّد (صلی الله علیه و آله)، از پیامبر خویش آموخته اند که هر چند راه حق، سختی های بسیار دارد اما سرانجام این حق است که بر باطل پیروز خواهد شد و نورانیت و عظمت دین محمّد (صلی الله علیه و آله) روزی بر تمام جهانیان طنین انداز خواهد شد.

به یاد جهاد (جواد)

 

خوش به حال او که پیش از آنکه مرگ

لحظه‌ای به بردنش

فکر هم کند

بی هوا پرید ...

چند عکس و یک خبر ...

از او همین به ما رسید

چند عکس و یک خبر و نام کوچکش

نام کوچکش «جهاد» بود

نام خانوادگی: شهید

هوای ارباب

افسران - هوا هوای کربلا هوای بین الحرمین...

باید درست شویم...

      یکــی بــر سر شــاخ و بــن مـی بــریــد

این بده بستانها، این خود محوری ها، پول پرستی ها و شیفتگی مقام و قدرت و ... ، ممکنه در کوتاه مدت منافعی برای بعضی داشته باشه، اما افسوس و

صد افسوس که در درازمدت همه چیز ما رو ویران میکنه و مثل موریانه ستون ها و پایه های جامعه رو متلاشی میکنه و دودش به چشم همه میره! شما رو به

خدا تسلیم شرایط نشید، اعتراض بکنید، مردانه بایستید و مقاومت کنید. با مصلحان جامعه همراه بشید، رهبر رو تنها نگذارید.

از خودمون شروع کنیم. پارتی بازی نکنیم. دنبال رانت و امتیاز نگردیم، دنبال راه های میانبر و کم دردسر، راه‌های کم هزینه و پرسود که حقوق دیگران رو تضییع

و جامعه رو تباه میکنه نباشیم. به فکر تقلب و خدعه نباشیم، به کیفیت بها بدیم، کار هایی رو که به عهده مونه درست انجام بدیم، با خودمون و دیگران صداقت

داشته باشیم، برای خودمون و دیگران ارزش قائل باشیم، وظیفه شناس باشیم، نسبت به جامعه و محیط اطراف خود احساس مسئولیت کنیم. مسلمونی و

شیعه‌گری فقط به نماز و حج و زکات نیست! همۀ اینها از وظایف یک مسلمون و بچه شیعه است.خلاصه :                 تا درست نشیم، اوضاع درست نمیشه

نسل بیمار

بسم الله الرحمن الرحیم
یا
أَیهَا الرُّسُلُ کُلُوا مِنَ الطَّیبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّی بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ- سوره مومنون آیه 51
ای پیامبران! از غذاهای پاکیزه بخورید، و عمل صالح انجام دهید، که من به آنچه انجام می‌دهید آگاهم.
انگیزه حقیر از نوشتن این چند کلمه این است که:
مشاهده نمودم قریب به اتفاق اقشار جامعه از انواع و اقسام بیماری ها از قبیل فشار خون، دیابت
سنگ کلیه، کلیت روده، صرع، سنگ کلیه، میگرن، مشکلات قلبی عروقی و ... رنج می برند و هزینه های کلان  بهترین سند گویای ظهور یک نسل بیمار  دارد.
البته به هیچ وجه جای تعجب ندارد. چون این مسئله تابعی از وضعیت کل جامعه ماست چرا که جامعه ما یکی از بدترین الگوهای تغذیه در عالم را داراست. نگاهی کوتاه به آمار زیر گویای مطلب است:
سرانه نمک در ایران 5 برابر استاندارد جهانی
سرانه روغن 5/4 کیلوگرم  بالاتر از استاندارد جهانی
ایران بعد از روسیه بزرگتریت وارد کننده شکر در جهان است
ایران مقام اول مصرف نوشابه های گازدار در جهان را داراست و ...
وظیفه اخلاقی، ایجاب می نماید هشدار جدی دهم تا دیر نشده برای تغذیه و سلامت خود گام اول را بردارید.
گام اول کسب آگاهی درباره تغذیه و تندرستی است. آری آگاهانه غذا خوردن مهم ترین بخش کار است
آیه 19 سوره کهف که از قضا آیه وسط قرآن هم است بهترین راهنما برای ماست:
َکَذَلِکَ بَعَثْنَاهُمْ لِیتَسَاءَلُوا بَینَهُمْ قَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ کَمْ لَبِثْتُمْ قَالُوا لَبِثْنَا یوْمًا أَوْ بَعْضَ یوْمٍ قَالُوا رَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثْتُمْ فَابْعَثُوا أَحَدَکُمْ بِوَرِقِکُمْ هَذِهِ إِلَى الْمَدِینَةِ فَلْینْظُرْ أَیهَا أَزْکَى طَعَامًا ... «19»
این‌گونه اصحاب کهف را (از خواب) برانگیختیم تا از یکدیگر سؤال کنند؛ یکی از آنها گفت: «چه مدت خوابیدید؟!» گفتند: «یک روز، یا بخشی از یک روز!» گفتند: «پروردگارتان از مدت خوابتان آگاهتر است! اکنون یک نفر از خودتان را با این سکه‌ای که دارید به شهر بفرستید، تا بنگرد کدام یک از آنها غذای پاکیزه‌تری دارند.»
آری آنکس که از خواب غفلت بیدار می شود در اولین گام غذای خود را اصلاح می نماید!!!
قوت اصلی را فرامش کرده است / روی در قوت مرض آورده است
نوش را بگذاشته سم خورده است / قوت علت همچو چوبش کرده است
مولوی- دفتر دوم مثنوی
در پناه حق

شهید گمنام

سلام بر آنهایی که رفتند تا بمانند و نماندند تا بمیرند !
.
.
و تا ابد به آنانکه پلاکشان را از گردن خویش درآوردند تا مانند مادرشان گمنام و بی مزار بمانند مدیونیم …
.
.
به مادر قول داده بود بر می گردد …
چشم مادر که به استخوان های بی جمجمه افتاد لبخند تلخی زد و گفت :
بچه م سرش می رفت ولی قولش نمی رفت …
.
.
من می خواهم در آینده شهید بشوم …
معلم پرید وسط حرف علی و گفت : ببین علی جان موضوع انشا این بود که در آینده می خواهین چکاره بشین ، باید در مورد یه شغل یا کار توضیح می دادی !!! مثلا پدر خودت چه کاره است ؟
آقا اجازه … شهید …
.
.
گفتند شهید گمنامه ، پلاک هم نداشت ، اصلا هیچ نشونه ای نداشت ؛ امیدوار بودم روی زیرپیرهنیش اسمش رو نوشته باشه …
نوشته بود : “اگر برای خداست ، بگذار گمنام بمانم”
.
.

دور عاشقان آمد       نوبت محرم شد

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

جن و ملک بر آدمیان نوحه می‌کنند

گویا عزای اشرف اولاد آدم است

گریه

راه کلی تقویت رابطه عاطفی و محبت آمیز با اهل بیت (ع) انس است. انسان از انس است و به هر چیزی که انس پیدا کند، به آن علاقه مند می گردد و سپس در صورت فقدان آن چیز اندوهگین خواهد شد و ممکن است شدت علاقه به گونه ای باشد که برایش اشک بریزد و گریه کند. راه انس هم ارتباط است. رابطه و پیوند خود را با اهل بیت(ع) قوی نماییم و در مجالس آنان شرکت کنیم و به زیارت آنان برویم و پیوند روزانه داشته باشیم، به تدریج انس خواهیم گرفت و انس زمینه محبت و رابطه عاطفی قوی تر را ایجاد خواهد کرد و چه بسا که این عاطفه به عمل بیانجامد و آدمی در پیروی از ایشان کامل گردد.

از دیدگاه روان‏شناسى گریه را به عنوان یک حالت رفتار و جلوه احساسى هیجان معنا کنیم و آن‏گاه عوامل مؤثر در بروز آن را شناسایى کرده تا با فراهم ساختن عوامل و علل، معلول (گریه) را تحصیل کنیم. گریه انواع متعدد دارد و دامنه تنوع آن از گریه شادى تا گریه غم را در بر مى‏گیرد و روشن است که گریه بر امام حسین(ع)وائمه علیهم السلام، گریه سوگ و غم‏گسارى است؛ لذا باید از بین انواع گریه، گریه سوگ و غم گسارى را تعریف و عوامل مؤثر بر بروز این نوع گریه را برشماریم. گریه سوگ و غم، در واقع جلوه خارجى غمگینى است. گریه سوگ واکنشى است که فرد به هنگام احساس غمگینى از خود نشان مى‏دهد و سوگوارى و عزادارى - گریه جلوه آن است - یک جلوه رفتارى و اجتماعى از ماتم و سایر رفتار و اعمال مربوط به داغ‏دیدگى است. پس اگر در پى عزادارى و گریه هستیم، باید غم را تحصیل کنیم که حالت برانگیزنده گریه است؛ یعنى، اگر در صدد گریه بر امام حسین(ع) و سوگوارى بر سالار شهیدان هستیم، باید غم حسین(ع) را در دل داشته باشیم و داغ حضرتش را در سینه جاى دهیم.

عید غدیر؛ عید الله الاکبر

روز 18 ذی الحجه، روزی که حضرت پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ به امر خداوند، در منطقه ای بنام غدیر خم، موقع بازگشت از حجه الوداع در اجتماع حجاج که حدود 120 هزار نفر تخمین زده شده است. دست علی بن ابی طالب ـ علیه السلام ـ را گرفت و آن حضرت را بعنوان جانشین بعد از خود برای حاضرین و غایبین معرفی نمودند. بعد از رحلت حضرت پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ حوادثی رخ داد که باعث شد علی ـ علیه السلام ـ از حق خویش، جانشینی بلافصل پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ ، محروم شد. ولی از این زمان پیروان و دوستداران اهل بیت و هم چنین ائمه معصومین هر ساله این روز را، با وجود خفقان شدید از سوی حکام به عنوان عید، می شناختند و برای این روز اعمالی هم معین فرمودند. هر چند که مراسمی که در این روز برگزار می شد به صورت علنی نبود، تا اینکه، در دوره حکومت آل بویه وضعیت سیاسی و اجتماعی به نفع شیعیان تغییر یافت و حکام آل بویه از جمله معزالدوله خدماتی به نفع شیعیان انجام دادند از جمله اینکه زمینه برگزاری مراسم عزاداری علنی برای امام حسین ـ علیه السلام ـ در روز عاشورا و برگزاری مراسم جشن در روز عید غدیر خم. اما این بدان معنی نیست که مسلمین و شیعیان قبل از قرن چهارم عید غدیر را به عنوان عید نمی شناختند، بلکه مستنداتی هست که حتی اهل سنت نیز این روز را محترم می شمردند. و به اعمالی که برای این روز تعیین شده عمل می کردند.

http://images.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8709/ghadir-0901-mm1.jpg

خطیب بغدادی با سند صحیح از ابو هریره نقل کرده که گفت: هر کس در روز هجدهم از ماه ذی الحجه روزه بگیرد، برای او معادل شصت ماه روز نوشته می شود و آن روز غدیر خم است، هنگامی است که پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ دست علی بن ابی طالب را گرفته و فرمود: « آیا من سرپرست مومنین نیستم؟» گفتند: آری، ای رسول خدا، حضرت فرمود: هر کس که من مولای اویم پس علی مولای اوست. عمر بن خطاب گفت: مبارک باد، مبارک باد بر تو ای فرزند ابوطالب تو مولای من و مولای هر مسلمانی شدی.در احادیثی که از ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ وارد شده است روز 18 ذی حجه را بعنوان «عید الله الاکبر» معرفی کرده اند. حسن بن راشد می گوید: از امام صادق ـ علیه السلام ـ پرسیدم: فدایت شوم آیا برای مسلمین غیر از عید قربان و عید فطر، عید دیگری هست: حضرت فرمود: بلی ای حسن، عیدی است که از این دو عید با عظمت تر و با شرافت تر است. عرض کردم آن کدام روز است. فرمود: همان روزی که امیر المومنین علی ـ علیه السلام ـ به عنوان جانشین پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ منصوب شد. عرض کردم در چه روزی! فرمود: روز 18 ذی الحجه و آن عید الله الاکبر است.

 

 

ولادت دهمین گلبرگ آسمانی

ولادت دهمین گلبرگ آسمانی، آیینه‏ی عصمت، هادی امّت، اسوه‏ی مجد و شرافت، نیای انسانیت، نای پرخروش ولایت، ناخدای کشتی هدایت،

حضرت امام هادی علیه‏السلام

بر پیروان ولایت خجسته باد.

قلب های سرخی که برای ایرانی ها نمی تپد

بی تردید هیچ فرهنگی همچون فرهنگ اسلامی به عشق ورزیدن به همسر، فرزند و ساير اعضاي خانواده سفارش نكرده است و در يك كلام مي توان هنر عشق بازي و عشق ورزي عارفانه و متعالي را در لا به لاي آيات نوراني قرآني به روشني پيدا كرد.

با اين وجود، در سايه كم كاريها و غفلت متوليان امور فرهنگي، در تبيين عشق ورزي در كتاب و سنت و بزرگداشت مناسبت هاي بومي، ملي و مذهبي، بسياري از مردم مسلمان كشورمان به جاي آنكه مناسبت هايي همچون سالروز پيوند آسماني بانوي آب و آئينه حضرت زهرا (س) و امير مومنان حضرت علي (ع) را به پاسداشت عشقي آسماني، روز عشق بخوانند، بي هيچ زمينه فكري، روز "ولنتاين" را جشن مي گيرند. در فضاي مجازي، پيامك تلفن هاي همراه ، در سطح جامعه و ... به يكديگر تبريك مي گويند.

اين هشداري است كه نشان مي دهد تا چه حد فرهنگ غربي در سبك زندگي ايراني - اسلامي ما براي خودش جا باز كرده است.

شلوغي شيريني فروشي ها و اسباب بازي فروشي ها را كه مي بيني پيش خودت فكر مي كني اگر عيدي در پيش نباشد لابد روز جهاني كودك است. اما وقتي به تقويم سر مي زني مي بيني  هيچ مناسبتي كه در تقويم ايراني و اسلامي بشود پيدايش كرد، وجود ندارد؛ اما با سر زدن به اينترنت يا فروشگاه هايي كه هر كدام با بادكنك، عروسك يا اشكالي از قلب هاي قرمز تزئين شده اند، دستتان مي آيد كه اين همه جنب و جوش نه براي يك جشن ملي و مذهبي بلكه براي يك جشن غير ايراني است كه چند سالي مي شود در سبك زندگي ما براي خود جا باز كرده و اين قلب هاي سرخ براي ما ايراني ها نمي تپد.

در كشور تركيه و در استانبول به عنوان بخش اروپايي اين كشور و با وجود آنكه دولت تركيه، ساختاري اسلامي ندارد اما در اين كشور روز ميلاد حضرت محمد (ص) روز عشق ورزي و همسران است. در كشور ما مناسبت هاي ملي و مذهبي فراواني وجود دارد كه مي تواند بهانه اي شود براي تحكيم بيشتر بنيان خانواده به شرط هشياري نهادهاي فرهنگي .

در نهايت نبايد فراموش كنيم كه مطابق تعاليم نوراني اسلام هر روز، هر ساعت و هر لحظه بايد به يكديگر عشق بورزيم

و مهرباني در يك روز خلاصه نمي شود.

 

تشرف. . .

مطلبي را به شما عرض ميكنم شايد نشنيده باشيد .جناب آقاي صديقي شب فاطميه روي منبر در بيت ايشان (بيت رهبري) كه آقاي رييس جمهور نشسته بود،آقاي هاشمي بود ، سران مملكتي بودند ، قوه قضاييه ، همه بودند.آقاي صديقي روي منبر اين مطلب را گفتو آن را نتوانست تمام كند .همين كه خواست تمام كند فرياد گريه جمعيت و حضار بلند شد ..... بقیه در ادامه مطلب
ادامه نوشته

بزرگترین گنبد طلائی جهان

به بهانه سالروز میلاد با سعادت حضرت امام حسن عسگری (ع):

می‌پیچد عطر حضور فرشته‌ها، در دهان «مدینه النبی».

کوچه‌های مدینه دوباره عطر یاس گرفته‌اند و صدای بال فرشتگان، روی شانه‌های شهر جاری ‌است.

خانه، خانه هادی امت است.

«حَسن»، به حُسن ازلی و تبسم نبوی، چشم می‌گشاید.

می‌آید تا تداوم‌بخش چشمه‌سارهای زلال زمزم پیامبر باشد.

می‌آید تا وام‌دار کرامت و احسان حسنی باشد.

می‌آید تا شانه‌هایش، ادامه پرچم خونین حسینی باشد.

می‌آید تا تداوم سجده‌های طولانی سجاد علیه السلام باشد.

تا وارث بلاغت علوم باقری باشد.

تا مدرس منابر «حکمت» صادقی و «مذهب» جعفری باشد.

تا تداعی رنج‌های دیرینه امام کاظم و آینه بی‌بدیل صبر و استقامت باشد.

تا طلیعه غربت و همدم تنهایی رضوی باشد.

می‌آید تا سینه‌اش مالامال از جود و سخاوت امام جواد علیه السلام و دست‌هایش، نشانه‌های نورانی هدایت امت موحد باشد که از پدر به ارث برده است.

می‌آید تا چلچراغ عشق و سکان کشتی دین را به دست کسی بسپارد که از صلب مطهر او خواهد آمد....

 

 

 

فرسنگها سنگ را به شوق زیارت حرمت، با بادها می‌دوم و با رودها آواز می‌خوانم؛

 شاید در پای تو کبوترانه بمیرم.

و یکی از بهترین خاطرات و سفرهای زندگی ام ...(ادامه مطالب)

 

ادامه نوشته

سبیل چرب کردن....

در دورۀ صفویه و قاجاریه بازار سبیل در میان مردم رونق بسیار داشت و پادشاهان آن دوران از جمله خود شاه عباس سبیل های چخماقی و کلفت می گذاشتند و  همۀ حاکمان و قزلباش ها و افراد وابسته به دستگاه سلطنت نیز برای جلب نظر و حمایت سلطان و حاکمان و رسیدن به مقاصد خود از آنان پی روی می کردند و صاحب سبیل های از بناگوش در رفته بودند.

آنان ناگزیر بودند همه روزه چند بار به نظافت و آرایش سبیل خود بپردازند و آن را با روغن مخصوصی چرب کرده و مالش دهند تا هم شفاف شود و هم به علت چسبندگی روغن رو به بالا حالت بگیرد و اگر در این کار کوتاهی می کردند، سبیل هایشان آویزان می شد و آن هیبت و زیبایی را که نظر دیگران  را به خود جلب می کرد، از دست می داد.

آن کسانی که توانایی مالی کافی نداشتند، خود به چرب کردن سبیل های  خود می پرداختند، لیکن سران و ثروتمندان، به هنگامی که مهمانی رسمی داشتند  و یا می خواستند به مهمانی بروند، کسانی را برای چرب کردن سبیل خود در استخدام داشتند که در این هنگام دست به کار می شدند و با روغنی مخصوص سبیل های آنان را جلا و زیبایی می دادند.

این مستخدمان اگر به خوبی از عهدۀ چرب کردن و جلا دادن سبیل اربابان خود بر می آمدند موجب خوشنودی و خرسندی بسیار آنان می شدند و در این هنگام  هر چه می خواستند از آنان طلب می کردند که بی درنگ برآورده می شد.

شادروان عبدالله مستوفی در کتاب شرح زندگانی من می نویسد که مظفرالدین شاه نیز در سفر اروپا مردی به نام ابوالقاسم خان را همراه خود  برده بود که در مواقع معین سبیل او را چرب می کرد و جلا می داد. هنگامی  که سبیل شاه چرب می شد و از زیبایی و ابهت آن شاد می شد و سر حال  می آمد، چرب کنندۀ سبیل و اطرافیان شاه موقع را مغتنم شمرده و هر تقاضایی داشتند می نمودند، زیرا می دانستند که او سر کیف است و حتماً  تقاضاهایشان را بر خواهد آورد و بدین ترتیب عبارت "سبیل کسی را چرب  کردن" در آن دوره به معنی اخاذی کردن و گرفتن چیزی از صاحب سبیل  فهمیده می شد و به عنوان اصطلاح در میان مردم رایج و مرسوم شد.
 
امروز اما این اصطلاح در مفهومی وارونه و به معنی دادن چیزی به کسی  به قصد برآورده شدن خواسته فهمیده می شود که در این معنا با رشوه دادن  برابر و به همین معنی نیز دریافت می شود. به عبارت دیگر اصطلاح "سبیل کسی را چرب کردن" در گذشته به معنی گرفتن چیزی از کسی و امروزه  در مقام رشوه به معنی دادن چیزی به کسی فهمیده می شود.

ای کاش بودی ستارخان....

 

در نوشته های ستارخان آمده است:


من هیچ وقت گریه نمیکنم چون اگه اشک میریختم آذربایجان شکست میخورد

 

 و اگر آذربایجان شکست میخورد ایران زمین میخورد ...اما تو مشروطه دو بار

 

 اون هم تو یه شب اشک ریختم ...

حدود 9 ماه بود تحت فشار بودیم ..بدون غذا .. بدون لباس.. از قرار گاه اومدم بیرون ...چشمم به یک زن  افتاد با یه بچه تو بغلش .. دیدم که بچه از بغل مادرش اومد پایین و چهار دست و پا رفت به طرف بوته علف ...علف رو از ریشه درآورد و از شدت گرسنگی شروع کرد خاک ریشه ها  رو خوردن ... با خودم گفتم آلان مادر اون بچه  به من فحش میده و میگه لعنت به ستارخان که مارو به این روز انداخته...

اما... مادر کودک اومد طرفش و بچش رو بغل کرد و گفت :

 

عیبی نداره فرزندم ...خاک می خوریم اما خاک نمی دهیم ...

 

اونجا بود که اشکم در اومد ...



با خودم گفتم باید امشب حمله کنیم ... رفتم و به سربازام گفتم باید امشب حمله کنیم ... یه سردار میخواهم که بره و به باقرخان خبر بده که بعد از نماز صبح حمله میکنیم ...اما بدونید هر کس برود امیدی برای زنده موندنش نیست...

      یکی بلند شد و گفت : من میرم !گفتم نه تو زن وبچه داری .. یکی دیگه بلند شد گفتم نه تو مادرت تنها میمونه .... یه نفر بلند شد گفت: من میرم چون من نه  زن و بچه دارم نه پدرو مادر ...گفتم باشه .. صبح یه اسب بهش دادم و رفت...

     اون سردار جوون  رفته بود و خبر داده بود و وقت برگشتن از پشت با تیر زده بودنش ... خودش رو به زور رسونده بود به قرارگاه ... به طبیب گفتم این از سربازهای خوبه منه ...سعی کن حتما معالجش کنی ...

      طبیب چند دقیقه بعد با گریه از چادر اومد بیرون و بهم گفت :

 

سردار !! تو چطور سرداری هستی که هنوز

 

 نفهمیدی سربازت زنه یا مرده ...؟!!!


   اونجا بود که فهمیدم اون زن موها شو کوتاه کرده بود و اومده بود تو میدون و وقتی طبیب میخواست معالجه ش کنه به خاطر این که بدنش را  لخت نبینه نذاشته بود پیرهنش رو دربیاره ...

دوباره اشکم ریخت...

 

روحش شاد

 

میلاد سیدالکریم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)

عبدالعظیم علیه السّلام فرزند عبدالله بن علی، از نوادگان حضرت امام حسن مجتبی علیه السّلام است و نسبش با چهار واسطه به آن حضرت می‌رسد . پدرش عبدالله نام داشت و مادرش فاطمه دختر عقبه بن قیس .

ولادت با سعادت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام درچهارم ربیع الثانی  سال 173 هجری قمری در شهر مقدّس مدینه واقع شده است و مدّت 79 سال عمر با بركت او با دوران امامت چهار امام معصوم یعنی امام موسی كاظم علیه السّلام، امام رضا علیه السّلام، امام محمّدتقی علیه السّلام و امام علیّ النّقی علیه السّلام مقارن بوده، محضر مبارك امام رضا علیه السّلام، امام محمّد تقی علیه السّلام  و امام هادی  علیه السّلام را درك كرده و احادیث فراوانی از آنان روایت كرده است .

این فرزند حضرت پیامبر صلّی الله علیه و آله وسلّم، از آنجا كه از نوادگان حضرت امام حسن مجتبی علیه السّلام است به حسنی شهرت یافته است

 کرامات آن حضرت :....

ادامه نوشته

لطف و کرامت خداوند به بندگانش

برگرفته از سخنرانی شیخ حسین انصاریان:

جوانی به پیغمبر زمانش گفت دعا کن منو ببخشه خداوند؛ گناه کردم.

: خدایا ببخشش...

خطاب رسید:بخشیدمش...

یکبار دیگه اومد گفت: یکدفعه منو بخشید، من دوباره لغزیدم. بگو منو ببخشه...

:خدایا ببخش...

بخشیدنش.

بار سوم اومد گفت ما دوباره گیر کردیم، بگو ما رو بیامرزه...

آمرزیدنش.

بار چهارم اومد...

...گفت برو آقا دیگه خجالت بکش، من واسطه نمیشم...

گفت: خوب یک کلمه بگو منو ببخشه.

گفت : نمیگیم ... نه نمیگیم.

از شهر اومد بیرون یه خورده خاکها را برداشت ریخت رو سرش گفت :

ولم کنی! "گناه می کنم گناه می کنم گناه می کنم "...

به یک فرشته فرمود بهش بگو

بری گناه بکنی گناه بکنی گناه بکنی

من هم "می آمرزمت می آمرزمت می آمرزمت"...

با من دعوا نکن...

دیدار...

این هم روزی امروزمون بود....

 

ادامه نوشته

هفدهم ربیع الاول

هنگام فجر روز جمعه هفدهم ربيع الاول، و در سال 570 میلادی در مکه معظمه سيد الانبياء، خاتم پیامبران حضرت محمد مصطفي صلی الله علیه و آله وسلم متولد شد.
نام آن حضرت محمد و کنيه اش ابوالقاسم است. نام پدر آن حضرت عبدالله، و نام مادرشان حضرت آمنه بنت وهب است.
حضرت محمد مصطفي صلی الله علیه و آله وسلم را بعد از ولادت به آب چشمه هاي بهشت غسل دادند و به عطرهاي فردوس معطر کردند.
در روز ولادت آن حضرت بت های عالم سقوط کردند و چهارده کنگره از ايوان کسري فرو ريخت. درياچه ساوه که آن را مي پرستيدند خشک و تبدیل به نمکزار شد. در وادي ساوه که سال ها بود کسي آب در آن نديده بود آب جاري شد.
آتشکده فارس که هزار سال خاموش نشده بود در شب ولادت آن حضرت خاموش شد. علم کاهنان و سحر ساحران باطل گرديد و طاق کسري از ميان به دو نيم شد که تا امروز نمايان است.
روز ولادت حضرت روز شريف و با برکتي است که از قديم الايام صالحين از آل محمد حرمت آن را نگه داشته اند و حق اين روز را ادا کرده و روزه گرفته اند.
کسي که هفده ربيع الاول را روزه بگيرد خداوند متعال ثواب يک سال روزه را به او مي دهد. در اين روز صدقه دادن و زيارت مشاهد مشرفه و انجام خيرات و مسرور کردن اهل ايمان مستحب است.

 


همچنين در هفده ربيع الاول سال 83 هجری قمری ولادت با سعادت امام جعفر صادق علیه السلام فرزند برومند رسول گرامی اسلام، ششمین امام شیعیان و رئیس مذهب تشیع در مدينه منوره اتفاق افتاده است.
نام مبارک آن حضرت جعفر و کنيه شريفش ابوعبدالله و لقب آن حضرت صادق است. پدر بزرگوارشان امام محمد باقر (علیه السلام) و مادر گرامي آن حضرت "ام فروه" است، که امام صادق علیه السلام درباره ايشان مي فرمايند: مادرم از بانوان پرهيزکار و با ايمان و نيکوکار بود.


سالروز میلاد پربرکت رحمت للعالمین، خاتم النبیین، فخر زمین و آسمان، خورشید هر دو جهان حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم و نیز میلاد خجسته فرزند پاک ایشان، خورشید هدایت، تبلور در دریای عصمت، تلألؤ نگین انگشتری امامت، شکوفایی گل بوستان احمد، صادق آل محمّد صلی الله علیه و آله  بر تمام دوستداران معرفت و حقیقت مبارک باد.

...

ادامه نوشته

يوم فرح الشيعه

السلام عليك يا مولاي يا صاحب الزمان

لعن الله اعدائكم من الجن و الانس اجمعين

بابي انت و امي و نفسي لك الوقاء و الحمي


اسعد الله ايامكم


كي مي‌رسد اي منتقم فاطمه روزي

كز قبر در آري بدن آن دو نفر را


سلام عليكم و رحمة الله


عرض شادباش و تهنيت دارم يوم عيد غدير ثاني را، يوم فرح الشيعه را محضر مولايمان حضرت ولي عصر سلام‌الله‌عليه و عجل الله تعالي فرجه الشريف و خدمت شما بزرگواران؛ دوستان آل الله سلام‌الله‌عليهم اجمعين كه از فاضل طينت ايشان آفريده شده ايد و در حزن ايشان محزون و در شادي ايشان شاديد؛ طوبي لكم و هنيئا لكم.


اصلاً گويا خلق قطعه ادبي "بادا بادا مبارك بادا" فقط براي چنين روزي بوده است!!!


"عيد شما مبارك"



در اين روز عظيم از خداوند متعال صاحب فضل عظيم درخواست داريم عيدي ما را فرج مولاي مهربان ما قرار دهد.


يا علي.

وعده الهی

نقل قول از زبان يك مرد با خدا

 


حدودا بيست و يک ساله بودم مشهد زندگي ميکرديم...

ادامه نوشته

مالك من و مالك او

در سال قحطی ، عارفی غلامی را دید که شادمان بود.
پرسید: چطور در چنین وضعی شادی می کنی؟ 
گفت : من غلام اربابی هستم که چندین گله و رمه دارد و تا وقتی برای او کار می کنم روزی مرا می دهد

عارف گفت : از خودم شرم دارم که یک غلام به اربابی با چند گوسفند توکل کرده و غم به دل راه نمی دهد و

من «خدایی» دارم که مالک تمام دنیاست و نگران روزی خود هستم...

 

مسافر بهشت

مرقد مطهر امام رضا علیه السلام ساحل دریای عرش خدا و غبطه گاه ملایک آسمان هاست. آنجا، مؤمنان سبز اندیش و پاک طینت، زیباترین چکامه ها را می سرایند و صله رحمت و آمرزش و حاجت روایی می گیرند. همه زاهدان و عابدان، در حرم با صفای امام رضا علیه السلام به خاک می نشینند و افلاک را می نگرند.

.......

ادامه نوشته

مرحوم مرشد چلویی


 ایشان در منطقه بازار تهران یک مغازه چلوکبابی داشتند.تابلویی بالای دخل خودشون زده بودند با این عنوان"غذا برای کسانی که پول هم ندارند هست".
و این لقب چلویی به این دلیل هست که همیشه کنار دست ایشون یک ظرف بزرگ چلوکباب آماده بوده.چرا؟؟!!

ادامه نوشته

دلتنگی مور برای سلیمان جهان ...

آخر محرم و صفر دوباره

دلم را تا مشهد الرضا می برم

پیرهن مشکی و این شال عزا رو

به امانات درب حرم می سپرم...

 

"اربـــــــــــــاب حسیــــــــــن (ع) و سلطانـــــــــم امام رضــــــــــا (ع)"

 

..... 

 

ادامه نوشته

اربعين حسيني ...

روزهای محرم که فرا می‌رسد برای خیلی از ما ایرانی‌ها انگار دمیدن خون تازه‌ای در رگ‌های وجودمان است


خیلی از ما ایرانی‌های شیعه، زندگی‌مان را با ماه محرم تنظیم می‌کنیم. آن‌گونه که بتوانیم از سرمستی محرم بهره‌مند شویم و توشه‌ای برای روزهای سال برداریم تا در بقچه ایمان‌مان نان و ریحانی از عشق حسین علیه‌السلام باشد تا حلاوت‌بخش زندگی‌مان باشد

 

لطفا به ادامه مطالب مراجعه نمائید.

ادامه نوشته

شب انار  و هندوانه

ما ایرانی‌ها مناسبت‌‌های جالبی داریم كه در تمام دنیا كم‌نظیر است. برخی از آنها با طبیعت همگرایی خاصی دارند؛ مثل همین «شب یلدا».

شبی كه تا صبح نشده، جوجه‌هایمان را می‌شماریم، خانه بزرگ ترهای فامیل جمع می‌شویم و اگر شانس داشته باشیم و هنوز در خانه مادربزرگ كرسی پیدا شود، پاها را زیر كرسی دراز می‌كنیم، فال حافظ می‌گیریم و هزار تا آرزوی رنگی می‌كنیم.... .

 

لطفا در ادامه مطالب مطالعه نمائید.

ادامه نوشته

اگه به راننده چیزی گفتی، یاد من هم باشید.

سوار تاکسی بین شهری شدم، مسیرم تهران و … بود.اصلا با راننده درباره مقدار کرایه صحبتی نکردم از بابت پول هم نگران نبودم

 

ادامه نوشته

جوانمرد قصاب

مدتها بود كه برايم اين سوال پيش آمده بود كه جوانمرد قصاب كيست ؟

 نام محله اي در شهرري

 نام ايستگاهي در مترو و ....

بعد از جستجو و وب گردي به مطالب بسيار جالبي برخورد كردم كه خلاصه اي از آن را جهت مطالعه دوستان انتخاب كردم:

ادامه نوشته

کار  گروهی

 
ادامه نوشته