آغاز یک رویش
از امروز با آشنایی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان میناب اغازگر اندیشه هایی جهانی از متفکران نواندیش خواهیم بود
از امروز با آشنایی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان میناب اغازگر اندیشه هایی جهانی از متفکران نواندیش خواهیم بود
در روز یکشنبه یکم فروردین ماه یکهزارو سیصدوشصت ویک در یک حانواده مذهبی بدنیا امدم . پدرم علیشاه محمد غلام وقتی کودک بودم مرا روی دوش خود فرار میداد و همراه خود به مسجد محله میبرد. مش یوسف علی باران موذن محله بود . همیشه نکیه کلامش « خالو» بود . به پدرم میگفت خالو این اسحق ماشالله خیلی بهت وابسته است . حقیقتش هم به پدر حیلی وابسته بودم . بابا یک بنز خاور داشت و همراه راننده مان سید هاشم وقتی برای جابجایی بار کشاورزی مبرفت من منتظر بودم برگردد. محمود برادر بزرگنرم از همان کودکی علاقه زیادی به مهارتهای فنی و حرفه ای داشت هر روز وقتی بابام از سرکار برمیگشت من بهش میگفتم که محمود امروز پشت رادیو را باز کرده و تمام انجه داشت را بیرون کشیده و مجدد بسته . کودک که بودم عاشق این بودم که لباس های بزگتر ها را تنم کنم . کفش های بزرگتر ها را به پا کنم . شبیه آنها حرف بزنیم . همیشه با بزرگترها گرم میگرفتم و از اینکه پسر خوش صحبتی بودم همه ازمن خوششان میامد. خیلی وقتا به محافلی که بزرگترها بودن وارد میشدم و درحمع انها قرار میگرفنم بگونه ای که دوستان من همه بزرگسالان بودن. همیشه رقتارم و گفته هام مصل بزرگترها بود
وانمود کنم بزرگ شدم . آقا شدم .
عاشق این بودم که آدم بزرگ حسابم کنند .
در رویاها و آرزوهای کودکی همیشه فکر میکردم وقتی بزرگ شدم قرار است چه کارهایی بکنم.
ادامه دارد.....
نیکسا شیرین کام امسال کلاس دوم مدرسه شکوفه های ابران است. نیکسا از جمله دخترانی است که همواره دوست دارد مثل خیلی از سوپرمن ها دیده شود . با نیکسا حانم صخبت کردم و از آرزو هاش پرسیدم وی بمن گفت: من دوست دارم در جستجوی اینترنتی اسمم را پیدا کنم و تصویرم را ببینم لذا با جستجوی اسم وی در شبکه های مجازی 25 تصویر از وی پیدا کردم و بهش نشان دادم . الان نیکسا متقاعدشده که بودن در شبکه های اجتماعی و انتشار عکس هم جندان حذابیتی ندارد و تا حدوی الان آن اشیاق و تصور ذهنی قبلی را ندارد .
فراخوان همایش ملی آموزش و پرورش چند فرهنگی
جامعه ایرانی جامعهای گونهگون و متنوع است. در واقع،ایران از جمله کشورهای جهان است که در آن خرده فرهنگهای گوناگون را میتوان مشاهده کرد.نطام آموزشی دستگاهي است که مسئوليت تحول ودگرگوني ، غناي فرهنگ وتعالي جامعه را دارد ، و براي تحقق هدفهايي فعاليت مي کندکه در اين عرصهي پهناور نقش اساسي بر عهدهي برنامه درسي است و محتوا ، يکي از عناصر مهم برنامه درسي به حساب ميآيدنظام آموزشی باید نسبت به چند فرهنگی ایران واکنشی نشان دهد وبه بررسی علمی تعلیم وتربیت چند فرهنگی اقدام نماید در این راستا انجمن مطالعات برنامه درسی واحد استان آذربایجان غربی درصدد برگزاری همایش ملی" تعلیم وتربیت چند فرهنگی "برآمده ولذا از کلیه اندیشمندان واساتیدجهت ارائه مقاله وطرح نظرات خود دعوت به عمل می آورد.
http://barnamehdarsi.blogfa.com/
انجمن مطالعات برنامه درسی ایران
واحد استان آذربایجان غربی
با سلام
متاسفانه شما خانم ها تبدیل شدید به نخود هر آش. فکر کردید حوزه برنامه درسی هم حوزه سبزی پاک کردن است. مدام بدنبال این هستید که کجا جلسه است و کجا نیست تا حرف های من درآوردی بشنوید و بگویید. من شرط می بندم که شما خانم ها چه آنها که مانند خانم ... و خانم ... دکتراشون را گرفتند و چه شما دانشجویان دکتری که بویژه خانم هستید، هیچ گلی به سر این رشته نخواهید نزد و در این حوزه مقدس نه اینکه هیچ دانش جدیدی خلق نخواهید کرد. بلکه به فهم و یا توسعه دانش موجود نیز کمکی نخواهید کرد. لطفاً بروید چند سال وقت بگذارید و مهمترین اثار رشته را به زبان اصلی آن مطالعه کنید و بعد بیاید جلسه بگذارید. در هیچ کدام از جلسات شما که راجع به هویت رشته صحبت کردید (رشته ای که به نظر من فقط در ایران و به دلیل خیل عظیم استادان و فارغ التحصیلان بی سواد دکتری، دچار فقرآگاهی تاریخی و تئوریک شده است) به آثار جاودان و معتبر این رشته ازجمله اثار (کتاب) بزرگانی چون زایس، شوبرت، شورت، گودلد، کلیبارد، سرمین، دکر واکر، تنر و تنر، اوتانل اسمیت، استن هاوس، جان وایلز، ویلیام دال، و غیره و حتی آیزنر) استناد نمی شود. به هیچ سالنامه یا دستنامه و حتی مقاله معتبر دانشنامه ای رشته اشاره نمی شود.
کدام یک از شما، کتاب فرانکلین بابیت را که مادر رشته برنامه است مطالعه کردید. درحالیکه با وجود ناآگاهی مطلق، بسیار راحت و بی پروا، بابیت و الگویش را به باد انتقاد می گیرید. کدام یک از شما تفاوت کار بابیت با چارترز را می داند. کدام یک از شما، از محتوای همایش سال 1947 که توسط همین تایلر بدنام در کشور ما، برگزار شده را که راجع به هویت برنامه درسی است، خبر دارد. فقط چسبیدید به آن چند مقاله شواب و برداشت سطحی از اندیشه های پاینار.
خواهش می کنم به جای این ور و آن ور رفتن، بروید و مطالعه و تأمل کنید.
امیدوارم شهامت درج گفته های من را داشته باشید
آنچه ملاحظه می کنید «کامنتی» است که بنا به شواهد از سوی یک دانش آموخته خشمگین! رشته برنامه ریزی درسی در ارتباط با «کل» رشته ابراز شده و از صدر تا ذیل آن را در «ایران» خطاب قرار داده است.قضاوت با شما
صادق هدایت که از پیشگامان داستاننویسی نوین ایران و روشنفکری برجسته بود، در کتاب بوف کور خود می نویسد :
در زندگی درد هایی است که روح انسان را از درون مثل خوره می خورند و می زدایند، این درد ها را نه می شود به کسی گفت و نه می توان جایی بیان کرد! و اینک؛ سی و هفت درد و عیب اساسی اجتماعی ما ایرانیان که هیچوقت درمان نشد!
۱٫ اکثر ما ایرانی ها تخیل را به تفکر ترجیح می دهیم.
۲٫ اکثر مردم ما در هر شرایطی منافع شخصی خود را به منافع ملی ترجیح می دهیم.
۳٫ با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.
۴٫ به بدبینی بیش از خوش بینی تمایل داریم.
۵٫ بیشتر نواقص را می بینیم اما در رفع آنها هیچ اقدامی نمی کنیم.
۶٫ در هر کاری اظهار فضل می کنیم ولی از گفتن نمی دانم شرم داریم.
۷٫ کلمه من را بیش از ما به کار می بریم.
۸٫ غالبا مهارت را به دانش ترجیح می دهیم.
۹٫ بیشتر در گذشته به سر می بریم تا جایی که آینده را فراموش می کنیم.
۱۰٫ از دوراندیشی و برنامه ریزی عاجزیم و غالبا دچار روزمرگی و حل بحران هستیم.
۱۱٫ عقب افتادگی مان را به گردن دیگران و توطئه آنها می اندازیم، ولی برای جبران آن قدمی بر نمی داریم.
۱۲٫ دائما دیگران را نصیحت می کنیم، ولی خودمان هرگز به آنها عمل نمی کنیم.
۱۳٫ همیشه آخرین تصمیم را در دقیقه ۹۰ می گیریم.
۱۴٫ غربی ها دانشمند و فیلسوف پرورش داده اند، ولی ما شاعر و !
۱۵٫ زمانی که ما مشغول کیمیاگری بودیم غربی ها علم شیمی را گسترش دادند.
۱۶٫ زمانی که ما با رمل و اسطرلاب مشغول کشف احوال کواکب بودیم غربی ها علم نجوم را بنا نهادند.
۱۷٫ هنگامی که به هدف مان نمی رسیم، آن را به حساب سرنوشت و قسمت و بد بیاری می گذاریم، ولی هرگز به تجزیه تحلیل علل آن نمی پردازیم.
۱۸٫ غربیها اطلاعات متعارف خود را در دسترس عموم قرار میدهند، ولی ما آنها را برداشته و از همکارمان پنهان میکنیم.
۱۹٫ مرده هایمان را بیشتر از زنده هایمان احترام می گذاریم.
۲۰٫ غربی ها و بعضا دشمنان ما، ما را بهتر از خودمان می شناسند.
۲۱٫ در ایران کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد.
۲۲٫ فکر می کنیم با صدقه دادن خود را در مقابل اقدامات نابخردانه خود بیمه می کنیم.
۲۳٫ برای تصمیم گیری بعد از تمام بررسی های ممکن آخر کار استخاره می کنیم.
۲۴٫ همیشه برای ما مرغ همسایه غاز است.
۲۵٫ به هیچ وجه انتقاد پذیر نیستیم و فکر می کنیم که کسی که عیب ما را می گوید بدخواه ماست.
۲۶٫ چشم دیدن افراد برتر از خودمان را نداریم.
۲۷٫ به هنگام مدیریت در یک سازمان زور را به درایت ترجیح می دهیم.
۲۸٫ وقتی پای استدلالمان می لنگد با فریاد می خواهیم طرف مقابل را قانع کنیم.
۲۹٫ در غالب خانواده ها فرزندان باید از والدین حساب ببرند، به جای اینکه به آنها احترام بگذارند.
۳۰٫ اعتقاد داریم که گربه را باید در حجله کشت.
۳۱٫ اکثرا رابطه را به ضابطه ترجیح می دهیم.
۳۲٫ تنبیه برایمان راحت تر از تشویق است.
۳۳٫ غالبا افراد چاپلوس بین ما ایرانیان موقعیت بهتری دارند.
۳۴٫ اول ساختمان را می سازیم بعد برای لوله کشی، کابل کشی و غیره صدها جای آن را خراب می کنیم. در شهرسازی هم از چنین مهارتی برخورداریم.
۳۵٫ وعده دادن و عمل نکردن به آن یک عادت عمومی برای همه ما شده است.
۳۶٫ قبل از قضاوت کردن نمی اندیشیم و بعد از آن حتی خود را سرزنش هم نمی کنیم.
۳۷٫ شانس و سرنوشت را برتر از اراده و خواست خود می دانیم.