مازان در حور

 

 

 

 

 

مازان :

مازان = پسر آرتاش پادشاه ارمنستان در زمان اردشیر سوم است  . که برخی از مورخین به اشتباه او را پسر آرتاشس (اردشیر) سوم، پادشاه ارمنستان باستان نوشته اند. بهرحال امروزه در نقاط مختلف آذربایجان ازجمله کلیبر در آذربایجان شرقی و درشهرستانهای گرمی؛ خلخال ؛نمین استان اردبیل مکانهای باستانی بنام مازان وجود دارند. قلعه مازان درکلیبر؛ منطقه ییلاقی مازان واقع در گردنه اسالم – خلخال ؛تپه مازان ؛ تپه مازان علیا ؛ مازان وسطی ؛تپه مازان سفلی   واقع دربخش مرکزی شهرستان گرمی و مازان دیکی(تپه مازان) ومازان بولاغی( چشمه مازان) واقع در روستای حور از توابع نمین نمونه های از مکانهای باستانی است که همیشه مد نظرچشمان طماع وحریص سارقان آثارباستانی وطن عزیز بوده وهست.

قلعه مازان  کلیبر:

این قلعه   واقع در آذربایجان شرقی کلیبر جاده جانانلو است. این قلعه از اثار تاریخی قبل از میلاد مسیح بوده و آبشار زیبایی نیز در کنارش قرار دارد.

 

تپه مازان  گرمی:

این تپه در شهرستان گرمی، بخش مرکزی، دهستان اجارود شمالی، روستای قشلاق مازان واقع شده و مربوط به هزاره دوم و۱- سدهٔ ۶ ه. ق. است این اثر در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۱۹۷ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است

تپه مازان علیا گرمی:

این تپه در شهرستان گرمی، بخش مرکزی، دهستان اجارود شمالی، روستای کله سر مازان علیا واقع شده و مربوط به عصر آهن - دوره اشکانیان است. تپه  مازان علیا در تاریخ ۱۲ شهریور ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۱۹۴۳۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است

تپه مازان سفلی گرمی:

این تپه در شهرستان گرمی، بخش مرکزی، دهستان اجارود شمالی، روستای کله سر  مازان سفلی واقع شده و مربوط به دوره اشکانیان - سده‌های اولیه دوران‌های تاریخی پس از اسلام است . این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۴۰۰۶ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

 

گردنه مازان در جاده خلخال – اسالم:

 

 

مازان دیکی(تپه مازان) روستای حور-نمین:

این تپه واقع در جنوب شرقی دهستان حور واقع شده است.قبلا خارج از محدوده روستایی بود ولی اکنون به علت گسترش جمعیت وتوسعه ساخت وساز  در داخل  روستا قرارگرفته است . متاسفانه اداره میراث فرهنگی جهت حفظ ونگهداری یا ثبت ملی آن هیچ اقدامی انجام نداده است. احتمال می رود مربوط به هزاره اول قبل از میلاد باشد.

 

مازان بولاغی( چشمه مازان) روستای حور –نمین:

 این چشمه در قسمت شرقی دهستان حور در کنار شهرک مدفون در زیرخاک پنج نر( پژنِيیر) واقع شده است. پژنِيیر یک شهرک باستانی مدفون در زیر خاک می باشد .این محل باستانی  در طول تاریخ مورد حمله  بیرحمانه کاوشگران غیرمجاز آثار باستانی  گردیده و بعلت وجود سنگ افراشته ها (دلمن ها)ی موجود  مربوط به گورهای باستانی عهد برنز باشند. دلمن ها بناهایی متعلق به پیش از تاریخ اند که با چند تخته سنگ مسطح افقی و عمودی پوشانده شده اند.بنظر میرسد که مازان بولاغی  محل تامین آب شرب این شهرک مدفون زیر خاک باشد متاسفانه تابحال اداره میراث فرهنگی جهت شناسایی  این منطقه باستانی هیچ اقدامی انجام نداده است.

 

 

مازان در حور

 

 

 

 

 

مازان :

مازان = پسر آرتاش پادشاه ارمنستان در زمان اردشیر سوم است  . که برخی از مورخین به اشتباه او را پسر آرتاشس (اردشیر) سوم، پادشاه ارمنستان باستان نوشته اند. بهرحال امروزه در نقاط مختلف آذربایجان ازجمله کلیبر در آذربایجان شرقی و درشهرستانهای گرمی؛ خلخال ؛نمین استان اردبیل مکانهای باستانی بنام مازان وجود دارند. قلعه مازان درکلیبر؛ منطقه ییلاقی مازان واقع در گردنه اسالم – خلخال ؛تپه مازان ؛ تپه مازان علیا ؛ مازان وسطی ؛تپه مازان سفلی   واقع دربخش مرکزی شهرستان گرمی و مازان دیکی(تپه مازان) ومازان بولاغی( چشمه مازان) واقع در روستای حور از توابع نمین نمونه های از مکانهای باستانی است که همیشه مد نظرچشمان طماع وحریص سارقان آثارباستانی وطن عزیز بوده وهست.

قلعه مازان  کلیبر:

این قلعه   واقع در آذربایجان شرقی کلیبر جاده جانانلو است. این قلعه از اثار تاریخی قبل از میلاد مسیح بوده و آبشار زیبایی نیز در کنارش قرار دارد.

 

تپه مازان  گرمی:

این تپه در شهرستان گرمی، بخش مرکزی، دهستان اجارود شمالی، روستای قشلاق مازان واقع شده و مربوط به هزاره دوم و۱- سدهٔ ۶ ه. ق. است این اثر در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۱۹۷ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است

تپه مازان علیا گرمی:

این تپه در شهرستان گرمی، بخش مرکزی، دهستان اجارود شمالی، روستای کله سر مازان علیا واقع شده و مربوط به عصر آهن - دوره اشکانیان است. تپه  مازان علیا در تاریخ ۱۲ شهریور ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۱۹۴۳۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است

تپه مازان سفلی گرمی:

این تپه در شهرستان گرمی، بخش مرکزی، دهستان اجارود شمالی، روستای کله سر  مازان سفلی واقع شده و مربوط به دوره اشکانیان - سده‌های اولیه دوران‌های تاریخی پس از اسلام است . این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۴۰۰۶ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

 

گردنه مازان در جاده خلخال – اسالم:

 

 

مازان دیکی(تپه مازان) روستای حور-نمین:

این تپه واقع در جنوب شرقی دهستان حور واقع شده است.قبلا خارج از محدوده روستایی بود ولی اکنون به علت گسترش جمعیت وتوسعه ساخت وساز  در داخل  روستا قرارگرفته است . متاسفانه اداره میراث فرهنگی جهت حفظ ونگهداری یا ثبت ملی آن هیچ اقدامی انجام نداده است. احتمال می رود مربوط به هزاره اول قبل از میلاد باشد.

 

مازان بولاغی( چشمه مازان) روستای حور –نمین:

 این چشمه در قسمت شرقی دهستان حور در کنار شهرک مدفون در زیرخاک پنج نر( پژنِيیر) واقع شده است. پژنِيیر یک شهرک باستانی مدفون در زیر خاک می باشد .این محل باستانی  در طول تاریخ مورد حمله  بیرحمانه کاوشگران غیرمجاز آثار باستانی  گردیده و بعلت وجود سنگ افراشته ها (دلمن ها)ی موجود  مربوط به گورهای باستانی عهد برنز باشند. دلمن ها بناهایی متعلق به پیش از تاریخ اند که با چند تخته سنگ مسطح افقی و عمودی پوشانده شده اند.بنظر میرسد که مازان بولاغی  محل تامین آب شرب این شهرک مدفون زیر خاک باشد متاسفانه تابحال اداره میراث فرهنگی جهت شناسایی  این منطقه باستانی هیچ اقدامی انجام نداده است.

 

 

حور و دین اسلام

حور شهر کوهستانی زیر خاک

مساکن روستایی بنیاد مسکن از تئوری تاعمل

هور دار المرز

عربلوها وتکله لوها

 

 قبلا   خاستگاه  طایفه پیچاقچیلو که شعبه ای از آن در هور ساکن هسند را نوشتیم  اکنون می خواهیم   در خصوص خاستگاه سه طایفه  تکلو  و  عربلو  و اینانلو که اولی در رز و قیزیل قیه  ورگه های آن در هور ؛دومی در   هور و رد پای سومی هم در  منطقه هور قابل ردیابی است (ییلاق وکوه اینانلو)  به اختصار ارایه دهیم

تکله لو: (تهله لی)

در این که خواستگاه اصلی طوایفی از قبیل تکله لو و اینانلو کجا بوده است نظریات مختلفی ارائه شده است

در قرن نوزدهم سه فقره گزارش توسط افراد زیر در این خصوص انتشار یافت که عبارتند از :

1-گزارش سرهنگ ای.آ.اگرانوویچ کمیسر سرحدی روسیه که در سال 1870م./9-1248ه.ش به چاپ رساند

2-گزارش گوستاو راده طبیعی دان آلمانی که در سال 1880م/9-1258ه.ش در تالش و در میان شاهسون های دامنه ی سبلان به سیاحت پرداخته بود

3-گزارش مارکف نماینده ی سیاسی روسیه که در سال  1890م/1268ه.ش  منتشر نمود

هر سه گزارش فوق خواستگاه طوایف تکله لو و اینانلو را آسیای صغیر می داند طبق این گزارشات در زمان شاه عباس اول شخصی بنام ینصر پاشا به همراه اتباع خود از آسیای صغیر به ایران آمد و از شاه ایران اذن اقامت خواست شاه با خرسندی تقاضای او را پذیرفت و طوایف تحت تابعیت او را شاهسون نامید و به ینصر پاشا فرمان داد تا برای اقامت اتباع خود ییلاق و قشلاق مناسبی بیابد به نظر اگرانوویچ ینصر در ناحیه ی خوی شهری در نزدیکی دریاچه ی  ارومیه زندگی کرد در همان جا نیز درگذشت پس از مرگش شش پسر به نام های گوجا بنده علی پلات دمیر ساری خان و نوروزعلی از او باقی ماند برادران پس از مرگ پدر از یکدیگر جدا شدند وهر کدام طایفه ای را تحت ریاست داشتند نام آنان بر این طوایف گذاسته شد بعداً از هر طایفه طوایف کوچکتری به وجود آمد اگرانوویچ کلیه ی این طوایف و شمار چادرهایشان را فهرست خوانده است او اعتقاد دارد طوایف زیر زیرمجموعه ی طایفه ی پلات لو می باشند

1-شیخ لو                     2-آبی بگلو                   3-یورتچی                  4-تکله لو               

5-یکه لو                     6-قوزاتلو                     7-دورسون خوجالو

همچنین اگرانوویچ اعتقاد دارد طایفه ی دمیرچی لو دارای زیر مجموعه ی زیر می باشد

1-اینانلو                      2-عرب لو                    3-حاجی خوجالو

به نظر راده و مارکف گروهی از ابواب جمیع ینصر پاشا به هنگام ورود به ایران از او جدا شده اند و با اجازه ی شاه  به خراسان کوچیده اند

راده نیز مانند اگرانوویج اعتقاد دارد که ینصر پاشا شش پسر با همان نامم هایی که در گزارش اگرانوویچ قید شده داشت با این تفاوت که در گزارش اگرانوویچ طوایف تابع پسران ینصر پاشا متفاوت از گزارش راده است

بنا به گزارش راده پیوندهای اولیه ی میان طوایف به شرح زیر بوده است :

اینانلو: 1- پیر ایواتلو   2- کلاش    3- کور عباسلو   4-گیگلو   5-یورتچی    6-دورسون خوجالو  

بیگدلو: 1-اجیرلو     2- حاجی خوجالو   3- یئدی ایماق   4- عرب لو    5- چاکرلو   6-قبادلو

ضمناً به نظر راده طایفه های بیگدلو و اینانلو همزمان با ینصر پاشا وارد ایران شده اند به بیان دیگر طوایف اینانلو و بیگدلو از طوایف زیرمجموعه ی پسران ینصر پاشا نبوده اند ولی همزمان با ینصر پاشا از اسیای صغیر وارد ایران شده اند مارکف نیز در اینکه طوایف اینانلو و بیگدلوها با ینصر پاشا به ایران امده اند با راده هم عقیده می باشد

عربلو ها:

عربلو های حور در قدیم بصورت عشایری زندگی می کرده اند  قشلاقشان در مغان  وییلاقشان منطقه حور بوده است . باگذشت زمان در حور ساکن  وشروع به زندگی ثابت می نمایند .

  امروزه شاخه های قدیمی این طایفه در مغان در چند منطقه از جمله شهر تازه کند قدیم(که قبلا قشلاق خصوصی آنها محسوب می شد)،منطقه قره دره (واقع در بخش هفت کشت و صنعت)،محله عربلو  پارس آباد و بخش عمده دیگر آن در شهر مشگین و دو روستای آن به نام عربلو کندی و ارشق ساکن هستند.

شغل بیشتر افراد این طایفه عشایری و ییلاق آنها واقع در بین اراضی روستای آغبلاغ مشگین و کوه آیقارمی باشد.

شاخه های این طایفه در هور متشکل از خانواده های زیر است:

معمرها - دیندارها - باهوش ها - هوشیارها - جاهدی ها - مهدی نژادها  و....... 


محرم عمی

طاهریان حور در گستره زمان

طایفه طاهریان

طایفه طاهریان که شعبه از آلارلوهای مهاجر از قلمرو روسیه می باشند،در روستاهای حدفاصل تالش و ویلکیج ساکن هستند. قسمت عمده طاهریان در روستاهای  رز و حور اسکان دارند و همچنین قسمتی دیگر از آن طایفه در روستاهای چوبر و لیمیر تالش ، بیله درق،کردعلیلو، اوریق و شهر های اردبیل ؛ انزلی و.... ساکن هستند . طاهریان رز به دو تیره اصلی نعمتی وحیدری تقسیم میگردند وهمچنین  مهمترین تیره های این طایفه در حور نیز عبارتند از حسینقلی لوها وعزیزلو ها .

خاستگاه طاهریان

مطالب تاریخی زیر ا زکتاب  ALAR  DASTANI نوشته   ALARLI   MISIR   ناشر       Azernesr سال 1993   Baki

اقتباس گردیده است:

  آتنونیمی آلار وبه تبع آن طاهریان  با سر سلسله این دودمان بنام علیخان پیوند دارد.علیخان تداعی کننده ی شجاعت های کور اوغلی و بنا کننده آبادی های اولیه آلاری ها در منطقه یاردیملی جمهوری آذربایجان می باشد.حقیقت تاریخی در این باره به شرح زیر است که در قرن حاکمیت سلسله هولاکوییان خیلی ازاراضی از جمله آذربایجان تحت تصرف آنها در آمد.این دولت جهت برداشتن قدم های اولیه خود مراغه را به عنوان مرکز حکومت یا پایتخت انتخاب کرد.هولاکو بعد از تصرف بغداد برای حفط و نگهداری ثروت هنگفت به دست آمده از این پیروزی آذربایجان را انتخاب و به آن ایالت ارسال نمود.اودر شهر شاهی واقع در کنار دریاچه ارومیه قلعه ای  جهت این کار احداث نمود و اموال غارت شده بغداد را به آن قلعه منتقل نمودو جهت نگهداری این خزانه تامینات نظامی مستحکمی را در آن منطقه به وجود آورد و شهر مراغه را در آذربایجان جنوبی به عنوان پایتخت دولت خود انتخاب نمود .

در "شجره نامه آلار"علیخان، برادر خود را که از او قلعه می خواست کشت و احشام و اسباب خود را جمع نموده به سوی کوهستانهای تالش به راه افتاد تا در منطقه ییلاقی چیچکلی در محلی به نام اوچ بلاغ از توابع یاردیملی جمهوری آذربایجان اتراق نمود. علیخان سه پسر به نام های حسن، غلام و نور پاشا ویک دختر به نام نگار داشت .نام همسر علیخان هَجَر بود. نورپاشا و نگار خواهر برادر تنی بودند.یعنی هر دو از یک مادر زاییده شده بودند این عمل نشان می دهد که علیخان دو بار ازدواج نموده بود.در تاریخ در این خصوص بحثی به میان نیامده است."شجره نامه آلار" که به قلم توانای "کربلایی میصیر رسول اُف "نوشته شده است بیان میدارد که با گذشت چند روز از اسکان علیخان در ییلاق چیچکلی ، برادرزاده او با اطرافیان خود جهت انتقام خون پدرش به ییلاق "شاه نشین" فعلی می رسدوقتی به جنگلهای انبوه و غیر قابل عبور و کوهستان‌های سر به فلک کشیده می رسد به وحشت می‌افتد و به رَمّال همراه خود می‌گوید رَملی بیانداز تا ببینیم علیخان به کدام سمت رفته است. رَمّال مردی عاقل و دور اندیشی بوده با اطلاع از وجود علیخان در آن منطقه به برادرزاده او می گوید:خان رَمل نشان می دهد که این دره غیر قابل عبور است. شجره نامه نشان می دهد که برادرزاده علیخان با آدمیان خود از آنجا بر می گردد و به همین خاطر نام آن درّه به "درّه کچیلمز" مشهور گردیده است.بدین ترتیب علیخان با خانواده خود در ییلاق شاه نشین در مکان قوشا بلاغ اسکان می گزیند.در شجره نامه آلارنوشته شده است که علیخان مردی مهمان دوست شجاع و مدافع مظلومان و مخالف با ظالمان بوده است. همیشه خیمه علیخان پناهگاه گرفتاران بوده است.زمانی که اجل او فرا می رسد فرزندان خود را فرا می خواند و به پسرانش می گوید پسرانم به شما نصیحتی چند دارم همیشه مدافع مظلومان باشید.فقرا را عزیز بشمارید. به نامردان و خائنین در میان خود جای ندهید. هرکس که از ظلم فرار نمود و به شما پناه آورد به او احترام بگذارید ،به او جا دهید و پنهانش کنید،حافظ ناموس آدمیانی که به شما پناه می آورند باشید .

هَجَر

بعد از فوت علیخان در خصوص هجر این معلومات داده شده است:بعد از اتمام مراسم تدفین علیخان هجر بیمار می شود.با گذشت زمان بیماری او سخت و سخت تر می گردد.پسران او پزشکان محلی را جهت درمان او می آورند ولی این معالجات در بهبودی او اثر نمی گذارند.هجر در وصیت خود دخترش نگار را به پسرانش می سپاردو از آنها می خواهد تا همیشه پشتیبان نگار باشند و به دخترش نیز می گوید دخترم هرقدر عمر داشته باشی از برادرانت جدا نشو.

شجره طاهریان

 

 

 

علی خان

 

 

 

 

 

غلام

 

 

 

 

 

 

عاشور

 

 

 

 

 

نجف

 

 

 

 

 

آقا

 

 

 

 

 

رمضان

 

 

 

 

 

عباسقلی( آقاجان)

 

 

 

 

 

طاهر

 

 

 

احمد

 

محمد

 

محمود

رفیع

(جد رفیعی ها)

شفیع

(جد شفیع زاده هاا)

حسینقلی

(جد شادکامها،صبورها،موقر، نوزاد، فروغی، آوریده ، رستگارو....)

فتحعلی

(جد ایمانی ها ، ندائی ها،زمانی ها و...)

فتح الله

(جد طاهری ها ، خردمندها و.....)


(جد بیک زاده ها، علیرضائیها، قاسمی ها ، شکرگزارهاو....)

 

تیره های مختلف آلار

نسلها به تیره های مختلف تقسیم می شوند به فرزندان حسن،حسن وند، نورپاشا نورپاشاوند و غلام،غلام وند می گویند .به فرزندان نگار دختر علیخان نگارلی و بعضاً حسین وند می گویند.ییلاقات را به قرار زیر تقسیم نمودند:

1-               میژاوار (پژنوار - پژنئیر) و سنگر به حسن رسید

2-               سریق ،زنگله به نورپاشا و حسین رسید.

3-               زمین های شاه نظر قسمت غلام شد.

منبع: (ALAR  VE  ALARLI LARنوشته  BILAL   ALARLIسال چاپ 2003    BAKI )

امروزه ییلاقات پژنئیر وسنگر هردو متعلق به طایفه طاهری ها بوده   حتی پژ نئیر از قدیم مشهور به

طاهر آلچالیقی می باشد.

مولف شجره نامه آلارم تیره های حسن وندیان را به صورت زیر تقسیم بندی نموده است: محمدیارلی ؛سلمانلی؛ کوسالی ؛مرادخانلی؛ غضنفرلی ؛شفیعلی ،تللی

همچنین تیره های غلام وند عبارت است از تاتارلی ؛عبدلی ؛آقاجانی(در آذربایجان جنوبی در 32روستا مستقرند)و قلوبلی(کوهستانی ها)

تیره های نگار نیز به ترتیب زیر می باشد:

اسپرقولی ، آقاقولولی،نقدلی،سریخلی،حاجی عابدینلی،ملالی و لوملی

نحوه ورود طاهریان به ایران

در دوره سلطنت فتحعلی شاه قاجار جد امجد طاهریان فردی به نام عباسقلی خان معروف به آقاجان با 7 پسرش در ولایت یاردیملی تالش در قلمرو حکومت میر مصطفی خان و پسرش میر حسن خان زندگی می کردند  بعد از انعقاد عهد نامه ترکمانچای در سال 1243 قمری ، 4پسر عباسقلی خان در قلمرو روسیه و در نواحی جلیل آباد یاردیملی و لیریک ماندگار شده و سه پسرش بر اثر اختلافات خاندانی به سوی قلمرو ایران مهاجرت کرده بودند.(تاریخ دشت مغان نوشته میر نبی عزیز زاده  1385  ص582) مسکن اولیه این سه برادر  بعد از ورود به ایران منطقه بیلداشی اوجارود بوده است.(همان منبع ص584)

طبق تحقیقات میدانی انجام شده توسط نگارنده  از معمرین حور مخصوصا مرحوم حاجی شکور شادکام  نام یکی از برادر ان که در اوجارود ماندگار شده حسینقلی  و نام دومی آقاجان وسومی هم  طاهر نام داشت که به علت قتل و قنالی که انجام گرفته بود ماندن آنها در یک محل کار عاقلانه ای نبوده است.به همان خاطر طاهر جهت تامین  جان خود ،از برادران جدا شده راهی  کوههای تالش شده  به ییلاق سنگر و پزنوار یا مژنوار آمده در آن ییلاقات اسکان می نماید.ضمناً این ییلاق های چنان که در بالا گفته شد متعلق به تیره حسن وندی های  آلاری ها بوده است. احتمالا با املاک غلام وندیها معاوضه گردیده اند. مرحوم حاجی شکور شادکام از زبان پدران خود بیان می داشت تا  دوره مظفرالدین شاه با وابستگان نسبی مستقر در اوجارود رفت و آمد فامیلی داشته و به همدیگر عم اوغلی می گفته اند. آن زمان آلارلو های اوجارود بدر فصول  بهار وتابستان  در ییلاقات  نوئور ییلاق  می نموده اند  با اسکان آنها در اوجارود این رفت وآمد نیز قطع می شود .

 یک تضاد تاریخی

نویسندگان مختلف هر دو آذربایجان ( شمالی ،جنوبی)از جمله مصیر آلارلو ، بلال آلارلو ؛ میر نبی عزیز زاده و.....  در آثار خود تاریخ  مهاجرت این طایفه  از یاردیملی روسیه به ایران را  بعد از  عهدنامه ترکمانچای ذکر می نمایند همچنین نام برادر سوم را آقاجان معرفی می کنند واذعان می دارند که از سمت نمین تالش به طرف گیلان رفته  ودر هشتپر توالش سکونت گزید  که اخلاف او امروزه به خاندان  آقاجانی شهرت یافته اند.

 در خصوص اینکه ورود این طایفه به ایران بعداز عهدنامه ترکمانچای بوده  است شکی نیست ولی درمورد   آقاجانی های تالش و ارتباط آنها با آلارلو ها وبه تبع آن با طاهریان   شبهه وجود دارد.

1-عهدنامه ترکمانچای قراردادی است که در ۱ اسفند۱۲۰۶ (۲۱ فوریه ۱۸۲۸) پس از پایان جنگ ایران و روسیه در قفقاز جنوبی و آذربایجان، بین روسیه وایران امضا شد. 

2-طبق تحقیقات اقای اقای عبدالکریم اقاجانی تالش ( یکی از نوادگان آقاجان تالش)در کتاب  تاریخ تالش در گستره تاریخ ایران ذکر کرده در دورا ن  سلطنت نادر شاه بخاطر مالیات گیری شور شهایی در تالش شد  که این شورشها دسالهای ۱۷۴۷ م الی ۱۷۴۷ م رخ دادو در راس قیام کنندگان  تالش کلب حسین بک قرار داشت  کلب حسین خان سیاه کلاهی هره دشتی هفتمین جد اقا جان خان از نیاکان طوایف اقاجانی رحمانی وهژبری  لیسار وتالش تاچوبر می باشد.

با این حساب  هفتمین جد آقاجان تالش  قبل از ورود او به ایران در  هره دشت لیسار ساکن بوده است  .  یعنی  حدود 80سال قبل از ورود آلاریها به ایران آقاجانیها در تالش ساکن ودارای ایل وقبیله بوده اند   چگونه می توان آقاجان هره دشت را به آقاجان آلار ربط داد؟

در بالا ذکر شد که در داخل غلاموندیان تیره آقاجانی ها در آذربایجان جنوبی زندگی می کنند.

آقاجانی ها در مناطق لنگان چوغون گونش غفرکندی تازه کند تکدام بل داشی عین یورت دریامان مجیدلی داش بلاغ تازه کند(2) قارا قدس آرامچی حاجی کند ناقارا چون خانی اینجیلی انگورت دار ساری نصیرلی اروج کند ،تپه کنداون بیر بی لر بینه دیزده شوربلاغ جین کندی، آلارلی گرجان  ( احتمالا گرگان) (در اطراف اردبیل)امیر فتح بزرگ (در اطراف اردبیل) رز، حور(در اطراف نمین) زندگی می نمایند.

=============================

توسط : :تالش دیار ناشناخته ها

تشکر از زحمات جنابعالی جهت شناساندن تاریخ و گذشته اقوام منطقه.

================================

 توسط:  اسفندیار آقاجانی

 زحمات جنابعالی برای شناساندن تاریخ گذشته اقوام منطقه قابل تقدیر و تشکر است 

وبرای رفع شبهات و روشن شدن مسئله با استاد عبدالکریم مشورت خواهم کرد و ادر صورت لزوم 

توضییحاتی داده خواهد شد .متشکر و ممنون .

====================================================

توسط:  اسفندیار آقاجانی

ضمن سلام دوباره مختصری از مصاحبه اقای عبدالکریم اقاجانی را نقل میکنم::::::::


،بنده اسنادی دارم که در کتاب نیاورده ام،این اسناد باز گو کننده ریشه ماست پدرم یونس ،پدرش اقاجان پسر رحمان پسر رضا ورضا پسر آوشنگ خان هست.و پدر آوشنگ خان جلال خان که نادر شاه کشت و پدر جلال خان کلب حسین ابیش یا ابراهیم خان می باشد. من تا اینجا شجره ام را میشناسم.

دوتا سند هم دارم از طرف عباس میرزا وچون کلیه املاک ما در الار بوده و الار رود خانه ای که مشتق می شود از رود خانه ارس وییلاق دره یورک ،ما با شاهسون های الار پسر عمو هستیم ودر جنگهای ۱۰ ساله ایران وروس آوشنگ خان امده وطبق معاهده ترکمانچای فمادهای راقید کردهاندکه۳سال فرصت دارید انهایی که ممالکشان این طرفـ ـایرانـ ـقرار گرفته اعلام نمایندو انهایی که در انطرفـ ـروس ـ هستند هم اعلام نمایند که تابع روس باشند و پدر بزر گم قبول نکرده وبه تبریز رفته و حکمی از عباس میرزا گرفته و ایشان را با برادر زاده هایش به تالش گسیل داشته وحکم را به نام محمد خان ریش سفید وضابط کر گانرود می نویسد . پدر بزر گم کسی است که نادر پدرانش راکشته و اینها فرزندان انها هستند.

در ضمن به گوشه ای از مبارزات آقاجان بیک که دیگران نوشته اندتوجه فرمایید 

http://talesh313.blogfa.com

در مورد نسبت با طایفه اراللو بنده خودم از بزگان در گذشته بسیار شنیده ام که به حسین اقا وطندوست پسر عمو خطاب می کردند و برایم ثابت است قبل ار اقاجان چند پشتش در مناطق هره دشت لیسار ساکن بوده اند ..
ولی در موردنسبت با طایفه اراللو احتیاج به مدارک و سند معتبر هست که باید منتظر بمانیم تا اقای عبدالکریم اقاجانی مدارک و اسنادی که دارند ارائه دهند .

بنده دوباره به اذربایجانیهای غیرتمند ساکن حور عرض سلام و ادب دارم ..واز نویسنده متن هم که باید اقای محبت فروغی باشد تشکر می کنم و در ضمن اگر مطالب تاریخی داشتید به بنده اطلاع دهید.

=============================================

                   روستای هور (حور)  دارالمرز  تالش

 

                                                                                                    

                                   

                                                               

                                                                                                         محبت فروغی مدرس دانشگاه

قبل از عهدنامه ننگین ترکمنچای هوربه عنوان یکی از روستاهای دارالمرز محال ویلکیج  من اعمال الکای آستارا بوده است.در دوران نادر شاه در ایالت آذربایجان بیست خان نشینی ؛پنج سلطان نشینی وپنج ملیک نشینی ایجاد شدند جالب توجه اینکه به سالهای پس از قتل نادرشاه وآمدن عباس میرزا نایب السلطنه به تبریز به عنوان حکمران آذربایجان؛ دوران خان نشینی نامیده می شود. خوانین این خطه در حوزه ولایت خود با استقلال ویا نیمه مستقل به حکومت می پرداختند(سرداری نیا1386/ص4-193) یکی از این خان نشینی های مستقل؛خان نشین تالش به مرکزیت آستارا بوده است . از نظر تقسیمات ؛خان نشینی ها به محا لها تقسیم می شدند وآنها هم توسط نایب ها اداره می شدند. (سرداری نیا1386/ص198) تالش معمولا به دو قسمت تقسیم شده 1-تالش تالش دولاب  به مرکزیت (کسگر- فومن- پونل)

2--آستارا –لنکران به مرکزیت(آستارا- لنکران- نمین) دومی از محالات یازده گانه زیر تشکیل یافته بود:

1-محال آسالم2-کرگانرود3-ویلکیج4-آستارا5- خانبیلی6-چای ایچی لنکران7-زووَند8- الوف9-دشته وند10- اوجارود11-مغان( برادیگاهی  /ص23)دارالحکومه محالات یازده گانه فوق تا دوران نادرشاه شهر آستارا بوده ولی در سال 1247 میلادی در عهد حکومت میر جمال الدّین(میر قره خان) ابن سید عباس، که تمام قلاع آستارا ویران شده بود طبق دستور نادر شاه جبراَ دارالحکومه را از آستارا به لنکران انتقال می دهند.(تالشلی/ص 15و16) آستارا ولنکران(تالش) جزء گیلان یا آذربایجان نبوده تا دوره قاجاریه محال آستارا وتالش ایالت خود مختاری منظور می شده است.(نعمت اللهی/ ص 29) تا جایی که در دوران میر مصطفی خان تالشی علاوه براینکه خان نشین آستارا –لنکران بر حکومت مرکزی (تهران) مالیات سالانه پرداخت نمی کرده بلکه از درآمدهای گیلان نیز مبلغی به آن خان نشین پرداخت می شده است .سلطنت کریم خان زند به تعبیر امروزی به صورت فدراتیو بود که به حکام شهرها وایالات ؛اختیار واستقلال داخلی داده بود.(ریاحی/ص264) هر خان نشینی با خان نشینی های دیگر دارای مرز بوده  وبه قرا وشهرهای واقع شده در مرز دو خان نشین ؛اصطلاحا دارالمرز می گفته اند .

در تاریخ 21فوریه1828(5شعبان1243ق) خان نشین آستارا- لنکران به دوقسمت تجزیه  قسمت شمالی که به روسها تعلق گرفت ایالت لنکران نامگذاری وبه پنج منطقه یا شهرستان بانام های :لنکران؛آستارا؛زووَند؛ورگَ دوزوارکیوان تقسیم شد وقسمت جنوبی نیز به سه ناحیه آستارا؛ ویلکیج و اوجارود تقسیم  و ویلکیج(نمین) به عنوان دارالحکومه  نواحی سه گانه فوق انتخاب گردید.

حد جنوبی وغربی محال ویلکیج از اعمال تالش ؛از یک طرف ازخواجه بلاغی وتقی دیزج  به قریه دولت آباد مشهور به آخمز واقع در کنار سیاهرود(قره سوی نوجه ده) در قدیم سنور ضلع غربی متعلقه ملک تالش بوده اند. (( برادیگاهی /ص19)  برادیگاهی  به مرزهای ویلکیج واردبیل از قره سو تا حور اشاره نکرده است  لازم به ذکر است که روستاهای آقبلاق رستم خان ؛ مرنی؛ بریس؛سقزچی  و هور  از روستا های دارالمرزو فاروق خاک وسرحد محال ویلکیج واردبیل  بوده  اند.

طبق نوشته جات و اسناد مالکیت بجا مانده از دوران صفویه در خصوص روستاهای هور و سقزچی،آن روستاها دارالمرز و من اعمال الکای آستارا بوده اند ..قباله جات؛ اسناد مالکیت ؛نامه های اداری وحکومتی پیش از به روی کار آمدن سلسله پهلوی نشان می دهد که اسم این دهستان با «ه» هوّز نوشته می شده نه با «ح» جیمی.برای مثال در سند شماره (218-1-22-1330ق) آرشیو وزارت امور خارجه نام روستای حور به شکل هور نوشته شده است.(نیکبخت1386/ ص181) در بعضی از کتابهای تاریخی  مخصوصا کتابهای مربوط به دوران شیخ صفی وقبل ازآن نام روستای هور(حور) را به شکل هار از نواحی دارالمرز اردبیل نوشته اند(ابن بزاز اردبیلی1376/ص996) مرحوم بابا صفری در کتاب اردبیل در گذرگاه تاریخ بدون اینکه از هار یا هور نام ببرد اشاره ای گذرا به چپاول این روستا  توسط ایلخانیان داشته است.(صفری1370/ص70) واژه har در یسنا؛هات 31- بند13؛هات44- بند2؛ هات49- بند1وهات58- بند4؛ به معنی پاسدار؛ پاسداری و ونگهبانی است(عبدلی1386/ص268) به علت سوق الجیشی بودن منطقه و وجود قلاعی از قبیل قیزقلعه سی؛ قلعه اولاسی؛ سنگر و... چه بسا این منطقه  زمانی پایگاه  و پادگان نظامی بوده است. این را نیز فراموش نکنیم  که قوم هوریان پیش تردرشرق ودرنواحی کوهستانی جنوب غربی دریای کاسپین(بخشی از تالش واردبیل)می زیستند؛سپس به غرب کوچیدند واز مرزهای 2300پ م چندین حکومت نیرومند در کرانه های فرات وخابور تشکیل دادند که یکی از آنها دولت میتانی بود.(قرشی 1373/ص8-67) کتابشناسی                 

1-ابن بزاز درویش توکلی؛1376؛صفوه الصفا؛ تصحیح غلامرضا طباطبائی مجد؛تهران   6-  عبدلی؛علی؛1386؛تاریخ تالش؛تهران

2-بورادیگاهی؛ سعیدعلی  کتاب خطی موجود در کتابخانه مجلس شورای اسلامی           7-قرشی؛امان الله؛1373؛ایران نامک؛تهران

3-ریاحی؛دکترمحمد امین؛ تاریخ خوی؛ تهران                                                     8- میرزا احمد؛1383؛ا خبارنامه؛به کوشش حسین احمدی؛ ؛تهران

4-سرداری نیا؛صمد؛1386؛سیری در تاریخ آذربایجان؛تبریز                                  9- نعمت الهی؛بهروز؛1380؛تاریخ جامع آستاراوحکام نمین؛اردبیل

5-صفری؛ بابا؛1370؛اردبیل درگذرگاه تاریخ؛ جلد1؛اردبیل                                    10-  نیکبخت؛رحیم؛1386؛تحولات منطقه اردبیل؛ ؛ تهران