غزل کامل در ادامه مطلب
چی بود چی بود ؟
شیشه شکست؟
شیشه نبود پس چی شکست؟
........
الستونوبلستون
قلب منو شکستن
چه شیطونایی هستن
یادتونه کارتونشو دون دون اون دوتا .......
سهراب گفتی که:
چشمها را بايد شست،جور ديگر بايد ديد،چترها را بايد بست،زير باران بايد رفت،فکر را خاطره را زير باران بايد برد،با همه مردم شهر زير باران بايد رفت،دوست را زير باران بايد ديد،عشق را زير باران بايد جست...
خب چشم ها را شستم ،جور دیگر دیدم ،چترم را بستم ،زیر باران رفتم ،فکر را خاطره را زیر باران بردم،عشق را زیر باران جستم
"اما نه دید چشم های شسته ام را،نه نگاه دیگرم را،تنها با خنده ای زد طعنه و گفت:دیوانه ی باران زده عشق را باید جور دیگر جست"
سلام دوستان
امروز بعد از مدت ها فرصتی به دست اووردم تا بشینم پای سیستم و یه کمی تو فضای مجازی گشت بزنم.
مطلبم که در مورد بدافزار مارمولک بود رو در وبم قرار دادم.بعد ش یه مقداری تو وب سایت های مختلف گشت زدم از سایت های خبری گرفته تا... و مهم تر از همه اینکه فهمیدم اتلتیکو نبرد و رئال بالاخره برد و کاسیاس به جامش رسید (واقعا دروازه بان دوست داشتنی هست)
خب،دیگه دیدم یواش یواش ترافیکم داره ته میکشه همین اول برجی،خلاصه تصمیم گرفتم که دیس شم،یه دفه متوجه شدم که آی پی سیستتمون اینا داره اسکن میشه،عجب!
یه کمی تلاش کردم و رد آی پی مهاجم و متخاصم رو زدم(البته مزاح میفرماییم،آخر نر م افزارمان این کار طاقت فرسا را به انجام رساندو ما متوجه شدیم و فقط بهت زده نظاره گر بودیم)
سرانجام فهمیدم که این آی پی با 194.73شروع میشه،خلاصه یه whois دادیم و فهمیدیم که ای دل غافل ما،رو باش که داشتیم راجع به بدافزار مارمولک مطلب می ذاشتیم،نگو که خودم تو دام یه مارمولک گردن کلفت(اسمش رو بذارید دایاناسور) به اسم موتور جستجوی گوگل گرفتار شدم.
نمی دونم چرا یکباره این جمله به ذهنم اومد که:وای به روزی که بگندد نمک.
کاش میشد دیگه از گوگل استفاده نکنم،ولی چه کنم هیچ موتوری جایگزینش نمیشه آخه.
کاش زبان انگلیسیم خوب بود تا می تونستم برای گوگل این مطلب رو ترجمه کنم و بفرستم.کی زبانش خوبه؟
تو روز روشن و این کارها گوگل!حداقل بذار نصف شبی که آدم خوابش میاد و به زور پای سیستم میشینه تا صبح اونهم فقط به خاطر ترافیک رایگان شبانه.
و در پایان این هم اطلاعات whois برای بچه های آی تی:
فعلا
سلام
شاید شنیدید که مدتی هست راجع به سریال "سرزمین کهن"بحث میشه و این که شاید دیگه پخش نشه،بگذریم.
من که قسمت ابتدایی این سریال رو دیدم و خیلی از جریانش آگاهی ندارم،اما چیزی که باعث شد این مطلب رو قرار بدم نامه ی بازیگر این سریال هست که رو چند تا از سایت ها مشاهده کردم.
درستی یا نادرستیش هم به عهده ی خود سایت های منتشر کنندش.
متن نامه:
"چند هفته است سربازان بي گناه سرزمينمان در اسارت اند و هيچ صدايي از مردم عزیزمان بر نمي آيد.ما عادت داريم از سوراخ سوزن رد شويم.
صداي اعتراض بختياري هاي عزيز را شنيدم که در چند روز گذشته؛ از هر ناسزا و پيامک گرفته تا تهديد و ارعاب فروگذار نبودند.
سپاس مي گويم مردم سرزميني را که آنقدر صبور نبودند و نخواستند صبر پيشه کنند تا ببينند نه کمال تبريري ؛نه من ؛ و نه هيچ کس ديگري قصد بي احترامي به قومي را نداشته است. ياد آور مي شوم فيلمهاي کمال تبريزي را که...،يادآور مي شوم جريمه ام را براي بازي نکردن در فيلمي که شما دوستش نداشتيد.
برادران عزيز بختياري؛
غيرتتان را مي ستايم و به نوبه ي خود؛تنها مي توانم بگويم قصد ما بي احترامي نبوده است.اساسا قهرمان سريال سرزمين کهن يک بختياريست."
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
- کافیه به پیامک هایی که گاهی از هزارن تلفن همراه ارسال میشه توجه کنیم.
- خیلی از قضییه کامنت گذاشتن ها برای مسی نگذشته.
- کاش هموطنان عزیزمون صبر پیشه می کردند و ادامه سریال رو تماشا می کردند،و مطمئنا ادامه ی این سریال با تعریف و تمجید از اون ها پایان می یافت،چرا که فیلمسازی چون کمال تبریزی که فیلم"لیلی با من است"و... رو در کارنامه هنری خودش داره،یقینا هیچ گاه یک قوم خاص ایرانی و به ویژه قوم بختیاری با اون همه رشادت ها در برابر استعمار، رو زیر سوال نمیبره،فراموش نکنیم تمام اقوام ایرانی مردم این سرزمینند و یک امت واحد، همگی مردم این سرزمینند و یک ایرانی،پس هیچگاه نباید لفظ قوم رو به کار ببریم و بگوییم اقوام ...
- کاش کارگردان همین سریال به همراه چند منتقد سینما و تلویزیون و یا کارشناس رسانه در یک برنامه ی تلویزیونی حاضر می شدند و ابتدا فیلم در بوته ی نقد قرار می گرفت و بعد در برابر سریال "سرزمین کهن" عکس العمل نشان داده می شد.
بیایید از کاه کوه نسازیم،زیرا اگر از کاه کوه ساخته شود سنگ روی سنگ بند نمی شود.

تا حالا دقت کردید که :
بعضی ها که 2 سال میرن سربازي 10 سال تعريف میکنن.
***
بعضی ها که ماشين خودشو با ريموت قفل میکنن, بعدش 4 تا دستگيره رو امتحان میکنن که ببيــنـن قفل شده يا نه.
***
بعضی ها خونه 40 متري اجاره میکنه،يه تلويزيون ال اي دي 60 اينچي با سينما خانگي 8000 وات بيسيم میذاره.
***
بعضی ها اول پاييز واسه بچشون ايکس باکس 500هزار تومنی میخرن بعد تا تابستون نمیزارن بچه هاشون حتي يه بارم نيگاش کنن.
***
بعضی ها با ماشين خودشون میرن به محلي که آزمون رانندگي گرفته میشه برای اینکه توي امتحان شرکت کنن.
***
بعضی ها آخر شب مسواک میزنن،بعدش میرن سر يخچال هرچي هست میخورن و بعد برمیگردن و میخوابن.
***
بعضی ها تفويم سال جديد که ميرسه به دستشون اول ميگردن و تعطيلي هاشو پيدا ميکنن.
***
بعضی ها ميتونن با بوق ماشين هم سلام کنن، هم خداحافظي،و هم تشکر کنن.
***
بعضی ها بعد از مسافرت چند روزه براي استراحت... بعد از بازگشت هم چند روز استراحت میکنن واسه اون چند روز استراحت.
***
وقتی که کارت شارژي رو که مغازه دار 4700 ميخره ، ما 5500 ميخريم ولي 4900 شارژ ميکنه و بهش ميگن 5000 تومني!!!
پرهیزکاران صاحبان فضیلتند در این جهان،آفریدگار در اندیشه ی آنان بزرگ است،پس هر چه جز اوست در دیده ی آنان خرد می نماید.
پرهیزکاران صاحبان فضیلتند در این جهان،دل هایشان اندوهگین است و مردم از گزندشان ایمن،تنهایشان نزار،نیازهایشان اندک،و پارسا به جان و تن،دنیا آنان را خواست و آنان دنیا را نخواستند.

دهی بود که اهالی آن ده همگی در باغ ها و زمین هایشان به باغبانی و کشت و زرع مشغول بودند و کودکی هم بود که خانواده اش نه باغی داشت و نه مزرعه.
در آن ده چشمه ای بود که هر چند آب خیلی زیادی نداشت،اما بعد از بارش های سالیانه پاییز و زمستان پر آب تر می شد و آب باغ های آن ده را در فصل گرما تامین می کرد.
اما اندک اندک بارش های سالیانه کم شد.
در نتیجه یک روز اهالی ده بر آن شدند که همگی در جایی جمع شوند و برای بارش باران دعا کنند.
همه جمع شدند،و کسی نماند که نیامده باشد،اما از میان آن همه آدم فقط همان کودک با خودش چتر آورده بود.و همه با تعجب به کودک می نگریستند.
و آن روز باران آمد.
به راستی اگر آسمان باشی بهتر است یا این که آسمان در،دلت باشد؟
"Shoayb"
زن: صبح بخیر
شوهر: Program Start
زن: لباسی رو که بهت گفتم خريدی؟
شوهر: Bad command or File name
زن: ولی من صبح بهت تاکيد کرده بودم!
شوهر: Syntax Error, Abort, Retry, Cancel
زن: خوب حقوقتو چيکار کردی؟
شوهر: File in Use, Read only, Try after some Tim
زن: پس حداقل کارت عابر ت رو بده به من.
شوهر: Sharing Violation, Access Denied
زن: می دونی، ازدواج با تو يک تصميم اشتباه بود.
شوهر: Data Type Mismatch
زن: تو يک موجود به درد نخور هستی.
شوهر: By Default
زن: پس حداقل بيا بريم بيرون،يه چيزی بخوريم.
شوهر: Hard Disk Full
زن: ببينم ميتونی بگی نقش من تو زندگیت چيه؟
شوهر: Unknown Virus Detected
زن: خب فامیلام چی؟
شوهر: Unrecoverable Error
زن: تو اصلا منو بيشتر دوست داری يا رایانت رو؟
شوهر: Too Many Parameters
زن: خوب پس منم ميرم خونمون.
شوهر: Program Performed Illegal Operation, It will be Closed
زن: خوب گوش هاتو بازکن، من ديگه هیچ وقت بر نميگردم!
شوهر: Close all Programs and Logout for another User
زن: صحبت کردن باتو اصلا فايده نداره، من رفتم.
شوهر: Its now Safe to Turn off your Computer


پلک جهان می پرید
دلش گواهی میداد
اتفاقی می افتد
اتفاقی می افتد
و
فرشته ای از آسمان فرود آمد
تولدت مبارک
پرونده اش را زیر بغلش گذاشتندو بیرونش کردن..
ناظم بارنگ قرمز و چهره بر افروخته فریاد کشید:
تـــو هیچی نمیشی هیچی
مجتبی نگاهی به هــم کلاسی هــایش انداخت
آب دهانش را قورت داد,خواست چیزی بگوید اماسرش را پایین انداخت و رفت...
برگه ی مجتبی دست به دست بین معلــم هــا می چرخید
اشک و خنده دبیران در هــم آمیخته بود
سلام![]()
شماره تلفن همراهتون با کدوم عدد تموم میشه؟ 
0 --------------------------------------------------->زرنگ 
1 --------------------------------------------------->دلخوش 
2 ---------------------------------------------------> مهربان
3 ---------------------------------------------------> آروم
4 ---------------------------------------------------> با غیرت
5 ---------------------------------------------------> عاقل
6 ---------------------------------------------------> وفادار
7 ---------------------------------------------------> دوست داشتنی
8 -------------------------------------------------------> هنرمند
9 -------------------------------------------------------> روراست