1- هندسه چیزی جاودان و تغییر ناپذیر است.
2- دولت برای آنکه بر دیگران فرمان براند، باید نخست فرمان راندن برخود را بیاموزد.
3- آموختن ، یعنی به یاد آوردن. غیر ممکن است که روح انسانی بتواند چیزی از اشیاء خارجی
فرا گیرد، همه چیزهایی که انسان می داند و می آموزد، از پیش خود و از منابع درون خویش
می داند.
4- آز و قدرت طلبی موجب همهء معایب بنیادی می شود.
5- خرد، شرط اعتدال و میانه روی است و فقط میانه وری می تواند خلق و خوی دُرستی به
شخصیت انسان و همه ء اعمال او ببخشد.
6-هنگامی که روح به واقعیت دست می یابد که از جسم جدا گردد و تا می تواند از هر گونه
ارتباط با جسم اجتناب کند.
7- هر زمان که روح می کوشد به همراهی جسم چیزی را بررسی کند، جسم آشکارا او را
فریب می دهد، پس ، ازطریق جسم چیزی از واقعیت ها بر روح آشکارا نمی گردد.
8- هیچ کوچک را حقیر مشمارید، باشد که از شما فزونی یابد.
9- زن ، مرد تشبیه شده است.
10- افراط عموماً سبب پیدا شدن عکس العمل است وتغییر در جهت مخالف پدید می آورد،
خواه در فضول سال باشد خواه در افراد و خواه در حکومت.
11- عشق تنها مرضی است که بیمار از آن لذت می برد.
12- از افلاطون پرسیدند به چه وسیله می توان از دشمن انتقام گرفت؟ گفت: به فضل و کرم
13- رقت بر سه کس واجب است:1- عاقلی که حکم جاهلی بر اون روان باشد.2- قویی که
گرفتار ضعیفی گردد.3- کریمی که محتاج لئیمی باشد.
14- جان را فدای یاران موافق کنید.
15- به دنیا نیامدن بهتر از تعلیم نیافتن و نادان ماندن است زیرا جهالت ریشهء همه بدبختی ها
است.
16- زمان ناخوشی را به حساب عمر مشمرید.
17-به ضرورت آمدم در این جهان و به حیرت زیستم و به کراهت می روم.
18- به عقیده من تنها فکری که شایسته است مغز انسان را نگران بدارد آینده فرزندان اوست
و اندیشهء این موضوع که چکار کند تا فرزندان خوشبخت شوند؟
19- کسی که در ایام موافقت و خوشی ترا ثنا گویدبه آنچه در تو نیست البته در روز ناسازی و
افتراق هم از دروغ و بهتان در حقّ تو درغ نخواهد داشت.
20- حبّ مال سراسر وجود آدمیان را تسخیر می کند و هرگز به آنان مجال نمی دهد که حتی
لحظه ای درباره ء چیزی جز اموال شخصی خویش بیندیشند.
۲۱-به نیکان وبدان نیکی کن تا همه بیاموزند.
22- دشمنان خود را با اخلاق نیکو رام سازید و نپسندید که در ساعات ذلت تنی چند از خفت و
خواری شما خوشحال گردند.
۲۳- اصول اولیه اخلاق را این فضائل تشکیل داده اند: حکمت،شجاعت، اعتدال مزاج، عدالت و
خدا پرستی.
۲۴- ادب و حکمت را شعار خود ساز تا بهترین اهل زمان شوی و به نیکان ملحق گردی.
۲۵- به درگاه مردان با اراده، خشم و غضب را راهی نیست.
۲۶- از سقراط دانشمند نامی پرسیدند:ازدواج خوب است یا بد، جواب داد: در هر دو حال موجب
پشیمانی است.
۲۷- اگر بخت مساعد باشد بی تلاش هزار اشتیاق به نتیجه می رسد اگر نه ، هزار تلاش بی
نتیجه می ماند.
۲۸- بشر وقتی از امید و رؤیا بازماند مرده ای بیش نیست. انسان پیوسته جویای سعادت و
خوشبختی است.
۲۹- بکوش که نسبت به مردم بد بین نشوی، زیرا که صاحب سوءظن را جز زحمت ابدی و
کسالت روحی بهره ای نباشد.
۳۰- بهار عمر از بهار طبیعت جانفزاتر است، قدر بهار عمر را باید دانست.
۳۱-خدمت خود را بی آنکه در ازای پاداش باشد به مردم عرضه کنید و پاداش آن را در رضایت
خاطر خویش بیابید.
۳۲- با پدر و مادر خود چنان رفتار کن که از اولاد خود توقع داری.
33- مردم ترسو، در و دیوار را دشمن خود دانسته از همه چیز و همه کس بیمناکند.
۳۴- بیم یعنی پیشگویی واقعه بد و ناگوار.
۳۵- زیاده روی در تفریح باعث دردسر خواهد بود.
۳۶- تفکر در عاقبت هر کاری باعث رستگاری است.
۳۷- کارهای بزرگ، مناسب مردانی است که افکار بزرگ دارند.
۳۸- خدای تعالی تنبلی و کاهلی را دو فرزند عطا نمود و آن ها را خواری و بدبختی نام نهاد.
۳۹- تنبیه همان قانون است.
4۰-آن قدر بر مال دنیا حریص مباش که از مفقود شدنش اندوهناک شوی.