سال2016 میلادی مبــــــــــــــــــــــــــــــــارک
موفقیت در زندگی را برای شما دوستان عزیز آرزومندم


یک روش مدوا با انار.. . در فصل زمستون ممکنه بچه هاتون یا همسر گرامی یا خودتون خدای ناکرده سرما بخورید انار پخته هر نوع عفونت حاصل از سرما خوردگی مثل گلو درد برنشیت مزمن یا.گوش درد رو.برطرف میکنه من اینو روی خودم و اطرافیان امتحان کردم...در صورت عفونت شدییییید گلو یا سینه(( منظور ریه هاست)) یکعدد انار رو بذارید روی شعله پخش کن با حرارت بسیار کم...توی خودش اروم اروم میجوشه...صداشو میشنوید....و پخته میشه بیست دقیقه بذاری بمونه...گاهی بچرخونیدش بعد بذارید یکم خنک بشه بعد میل کنید.. یادتون باشه...فقط پوست روشو نخورید...پرده ها و رگه های داخلش رو.ختما حتما با دونه های پخته شده بخورید شب باید میل کنید روش هیچی نخورید و بخوابید تا صبح به من.گفتن تا سه شب...ولی من اثرات معجزه اسای اونو صبح روز اول مشاهده کردم و نیازی به اجرای درمان با انار پخته در شبهای بعد نداشتم خواهشا در این فصل زمستون اینقدر انواع انتی بیوتیک نخورید و به خورد بچه هاتون ندید.
آبراهام لینكلن:
* همه كس می توانند بدبختی را تحمل كنند، اگر می خواهید اخلاق كسی را امتحان كنید به او قدرت بدهید.
آلفرد دوموسه:
* آدمی شاگردی است كه درد و اندوه او را تعلیم می دهد و هیچكس بدون احساس این معلم قادر به شناسایی خود نیست.
خواص درمانی شگفت انگیز عناب
عید فطر است و دلم غرق تماشاست//
یاد آن ماه عزیزی که به حق اوج تمناست//
سائل درگه عشقم که امید است بر آن//
هر چه طالب شوم از او همان لحظه مهیاست//
***پیشاپیش عید سعیدفطر برهمه شما دوستان عزیزوارجمند مبارکباد.***


چندین سال قبل برای تحصیل در دانشگاه سانتا کلارا کالیفرنیا، وارد ایالات متحده شده بودم،
سه چهار ماه از شروع سال تحصیلی گذشته بود که یک کار گروهی برای دانشجویان تعیین شد که
در گروه های پنج شش نفری با برنامه زمانی مشخصی باید انجام میشد.
دقیقا یادمه از دختر آمریکایی که درست توی نیمکت بغلیم مینشست و اسمش کاترینا بود پرسیدم که برای این کار گروهی تصمیمش چیه؟
گفت اول باید برنامه زمانی رو ببینه، ظاهرا برنامه دست یکی از دانشجوها به اسم فیلیپ بود.
پرسیدم فیلیپ رو میشناسی؟
کاترینا گفت آره، همون پسری که موهای بلوند قشنگی داره و ردیف جلو میشینه!
گفتم نمیدونم کیو میگی!
گفت …
همون پسر خوش تیپ که معمولا پیراهن و شلوار روشن شیکی تنش میکنه!
گفتم نمیدونم منظورت کیه؟
گفت همون پسری که کیف وکفشش همیشه ست هست باهم!
بازم نفهمیدم منظورش کی بود!
اونجا بود که کاترینا تون صداشو یکم پایین آورد و گفت فیلیپ دیگه، همون پسر مهربونی که روی ویلچیر میشینه…
این بار دقیقا فهمیدم کیو میگه ولی به طرز غیر قابل باوری رفتم تو فکر،
آدم چقدر باید نگاهش به اطراف مثبت باشه که بتونه از ویژگی های منفی و نقص ها چشم پوشی کنه…
چقدر خوبه مثبت دیدن…
یک لحظه خودمو جای کاترینا گذاشتم ، اگر از من در مورد فیلیپ میپرسیدن و فیلیپو میشناختم، چی میگفتم؟
حتما سریع میگفتم همون معلوله دیگه!!
وقتی نگاه کاترینا رو با دید خودم مقایسه کردم خیلی خجالت کشیدم…
شما چی فکر میکنید؟
چقد عالی میشه اگه ویژگی های مثبت افراد رو بیشتر ببینیم و بتونیم از نقص هاشون چشم پوشی کنیم”

حاج ملا زاهد بن حاج ملا صلاح الدين ابن ملا لطف الله ابن حاج عوض از اهالي پاوه از توابع كرمانشاه است. جدش حاج عوض از شاگردان شيخ عثمان سراج الدين طويلي است و كرامات و خوارقي مشهور دارد. و پدرش ملا صلاح الدين از شاگردان شيخ عمر ضياءالدين و اهل طاعت و تقوي بوده است. و خود ملا زاهد از شاگردان مرحوم شيخ علاء الدين بن ضياءالدين است. پدرش وقتي فوت كرد، او به حد بلوغ نرسيده بود. و در قصبة پاوه مشغول خواندن درس بود. بعد ها مبادي علوم را طي كرد و در مدارس نقاط مختلف در پي علم به گردش و تحمل زحمات فراوان تن داد و به قريه بياره آمده مدتي در مدرسه آنجا مقيم بود و درس خواند، سپس به اطراف سليمانيه نيز رفت و نزد ملا محمد مشهور به رئيس در قرية گه لا له از توابع چوارتا مدت زماني اقامت و استفاده كرد. و در اواخر تحصيلش به بياره بازگشت. و قسمتي از كتاب تقريب المرام شرح تهذيب الكلام را در آنجا خواند، و اجازه علم را از محضر مبارك استاد ملا عبدالكريم مدرس گرفت، و به پاوه برگشت و مدرس طلاب و امام جمعه و جماعت گرديد و براي مسلمانان موعظه كرد، و خداوند او را در خدماتي كه در راه دين انجام داد موفق فرمود، و همچنين او در اداء فريضة حج توفيق يافت و ايشان در محل مرجع فتواي ديني در پاوه خدمت نمودند، علامه ضيايي همواره سعي كرده اند در كنار كسب دانش و معرفت ، حامي مالی ( ساخت مدرسه و وقف زمين و ملک جهت احداث مسجد و...)و فکری و همواركننده مسير طالبان آگاهي و فرهنگ و علم باشند, حاج ماموستا روز 4 ارديبهشت سال 1373 در سن هشتاد و هشت سالگي و پس از بيش از نيم قرن خدمت و تبليغ و تدريس و مديريت و صيانت ، به سوي آشيان جانان بال گشود و به ملكوت اعلي پيوست و در مزارستان سرده پاوه ( مرقد حاجي عوض(جدش) - عارف نامدار) به خاك سپرده شد. روحش شاد،یادش گرامی

ئاخ پهی خهڵوهتی بدیام وه بێ خهم
سیوای تۆ دیدهم ،کهس نهدیام وه چهم
دڵ پهی دیدنت کام خهڵوهت سازۆ ؟
تۆی دیدهیچم بی مهردم نمازۆ
----------------------------------------------------
خهیلێوهن خهریک زاکهی زهحمهتم
بهڵکو وه ڕا بۆ بهرشۆ عوسرهتم
فهڵهک وه بهختم مهگهس مهکیانۆ
وه ڕاکهی ڕهحمهت ههم دیس مهڕیانۆ
----------------------------------------------------
پهژارهت شادیم جه بێخ ئاوردهن
دووريت ريشهي دڵ خهیمهکهن کهردهن
فیراقت فهرقم وه توتیا کهرد
جیاییت ئازام جه ههم جیا کهرد
وهسواسهت وهیتۆر ئیش دان وه جهرگم
وه مهرگت قهسهم رازیم وه مهرگم
مامۆستا مهلهوی
از زرتشت پرسیدند زندگی خود را بر چه بنا کردی؟
گفت : چهار اصل
1- دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم .
2- دانستم که خدا مرا میبیند پس حیا کردم .
3- دانستم که کار مرا دیگری انجام نمی دهد پس تلاش کردم .
4- دانستم که پایان کارم مرگ است پس مهیا شدم .
