سال نو مبارک
سال نو مبارک


عید سعید غدیر خم بر عاشقان ولایت مبارک باد

زندگی روبه معاد ( گزارشی از سوره ی مبارکه قاف )
45 آیه مکی سوره قاف حکایت انسان است و خدا و خلقت ، و بازگشتی بزرگ یعنی معاد. این سوره با قسم به قرآن شروع می شود و با اشاره به انسان هایی که از پیامبری یکی مثل خودشان (انسان ) تعجب کرده اند و زیر بار نمی روند، ادامه پیدا می کند . سپس از خداوندی سخن به میان می آید که پهنه علمش بی نهایت است و خلقت با شکوهی دارد که اگر درست دیده شود روشن ترین دلیل بر بزرگی سازنده اش است . پس از آن ، یادی از اقوام گذشته تاریخ می شود که ویژگی مشترک شان «نه» گفتن به پیامبران خدا بود ؛ قوم نوح و ثمود و لوط و عاد و مردم رس و أیکه (قوم شعیب ) و تبع و فرعون و همه این انکارها در حالی بوده و هست که خداوند از هر کس دیگر به انسان نزدیک تر است و فرشتگانش همیشه انسان را زیر نظر دارند .
مرگ ، حقیقتی که فراری از آن نیست و صحنه های هولناک روز قیامت که فرشتگان همراه انسان با او به محکمه می آیند و متجاوزان از حدود و احکام خداوند به عذاب دچار می شوند ، تصویر آیات بعدی است . سپس روی دیگر سکه آشکار می شود ؛ بهشت ، جایی که اهل توبه و کسانی که حتی دور از چشم مردم ، به خاطر ترس از خدا ، مراقب رفتار های خود بوده اند ، در آن آرامش همیشگی دارند .
خداوند دوباره از تاریخ سخن می گوید . تاریخ ، قدرت مستکبران زمانه را به ریش خند می گیرد ؛ چرا که به یاد دارد زورمندان پر ادعایی را که در قدرت و عظمت ظاهری کسی به آن ها نمی_ رسید ، ولی به خاک سیاه نشستند .سپس خداوند به قدرت خود در خلقت آسمانها و زمین اشاره می کند و بعد از توصیه پیامبر به صبر و نیز ...........................
لطفاْ به ادامه مطلب بروید

آثار اجتماعی عقیده به معاد
اعتقاد به معاد، نه تنها مشکلات روحی و روانی انسانها را حل می کند، بلکه این عقیده در تعدیل و رهبری غرائز انسانی، بر روش فضائل اخلاقی، و تامین عدالت اجتماعی نقش موثری ایفا می کند. این سه عنوان از آثار اجتماعی اعتقاد به زندگی پس از مرگ است و هر کدام را گونه ای تشریح می کنیم.
1- تعدیل و رهبری غرائز
مسئله تعدیل غرائز، مهمترین مسئله در فصول زندگی انسانها، خصوصا طبقه جوان می باشد. به عنوان مثال تمایلات جنسی در دختر و پسر در فصل بلوغ، تجلی می کند و در آغاز جوانی، به اوج قدرت می رسد.
درست است که بقای نسل انسان در گرو این غریزه است، ولی موضوع قابل توجه این است که غریزه جنسی در برخی از فصول زندگی انسانها، برای خود حد مرزی نمی شناسد.
در این موقع، اعتقاد به معاد و بازخواستهای الهی این غریزه را مهار کرده و صاحب آنرا به صورت انسانی وظیفه شناس تحویل اجتماع می دهد. انسانی چون یوسف علیه السلام که در اطاق خلوت، در برابر زن جوان و بسیار زیبا که از او درخواست گناه می کند و می گوید: «هیت لک»- آماده باش- سر سختانه مقاومت می کند و زن متجاوز را، پند و اندرز می دهد و می گوید «معاذالله» بخدا پناه می برم..!
در تاریخ زندگی انسانهای با ایمان، سرگذشتهای آموزنده ای وجود دارد، که ما را به اهمیت اعتقاد به معاد رهنمون می باشد.
حسن غضب و خشم، از نظر قدرت کمتر از غریزه جنسی نیست، گاهی حس انتقام به اوج خود می رسد و می خواهد در راه انتقام هر نوع مانعی را، ازپیش پای خود بردارد. در این موقع جز دوری از مخالفت با دستورات الهی و ترس از دوزخ، چیزی نمی تواند آتش خشم انسانها را خاموش سازد، و همچنین است دیگر غرائز اصیل انسانی.
2- پرورش فضائل اخلاقی
در نهاد ما یک سلسله فضائل اخلاقی وجود دارد که تحت شرایطی پرورش یافته و باور می گردند. ارشاد و راهنمائی علماء اخلاق، هر چند در پرورش فضائل اخلاقی موثراست ولی راهنمائی آنان، از دایره سخن گفتن و مذاکره دوستانه، گام فراتر نمی گذارد.
ولی مذهب و اعتقاد به پاداش و کیفرها، فضیلتهای اخلاقی را مانند انسان دوستی، ضعیف نوازی، مهربانی به یتیمان، دستگیری از درماندگان و ... در انسان زنده می سازد و از اینجهت دانشمندان، مذهب را پشتوانه اخلاق می دانند.
قرآن مجید با روش خاصی به این نکته اشاره می کند و ..............................
لطفاْ به ادامه مطلب بروید
حقیقت روح
بهدلیل پیچیدگی و ابهامی که در مسئله روح وجود دارد، بیان تعریفی کامل از روح، بسیار دشوار و شاید ناممکن است. یکی از دلایل این پیچیدگى، انس ما با عالم مادی و موجودات محسوس است. بنابراین، شاید بهتر باشد برای شناخت روح به آثار آن توجه کنیم. روح مرکز ادراکات، عواطف و امیال آدمی است. همچنین تفکر، اراده، تصمیمگیری و انتخاب، از جمله افعال روح یا نفس است.
فلاسفه، یکی از ویژگیهای اصلی روح را مجرد بودن آن میدانند. به باور آنها غیرمادی بودن روح پیآمدهای بسیاری دارد، از جمله اینکه شناخت روح، ابزار و روش خاص خود را میطلبد. نقل است عدهای نزد پیامبر اکرم(ص) آمدند و از حقیقت روح پرسیدند. آیهای نازل شد و خداوند چنین پاسخ داد: «درباره روح از تو میپرسند، بگو روح از سنخ پروردگار من است و به شما از دانش، جز اندکی داده نشده است.» (اسراء: ۸۵)
از دیدگاه دینى، روح نزدیکترین و پیچیدهترین و در عین حال گوهر گرانبهایی است که ترکیب یا اتحاد آن با جسم، زمینه مناسبی برای تکامل انسان فراهم میسازد. امام علی(ع) میفرماید: «بهراستی که نفس (روح) گوهری گرانبهاست».[۱]
ب) دلایل وجود و استقلال روح
یکی از دلایل وجود زندگی ابدی در جهان آخرت، وجود روح و استقلال آن از بدن جسمی و مادی است. دلایلی که در زمینه استقلال روح، جدا از بدن خاکی بیان شده، عبارتند از:
یک دلیل قرآنى
بسیاری از آیات قرآن بر دو بعدی بودن انسان و منحصر نشدنش به بدن مادی دلالت دارند که به سه دسته از آنها اشاره میشود:
اول آیاتی که به مراحل آفرینش انسان اشاره میکند و در پایان مراحل تکوین جسمانی انسان، مرحله جدیدی را معرفی میکند که با مراحل پیشین به کلی متفاوت است. این مرحله جدید، همان دمیدن روح در کالبد انسان است که گاه به اشاره و گاه به صراحت معرفی شده است. برای نمونه، در آیه ۱۴ سوره مؤمنون پس از اشاره به مراحل آفرینش انسان از گِل به نطفه و سپس علقه (خون بسته شده) و پس از آن استخوان و رویش گوشت بر آن، میفرماید: «آنگاه آفرینش دیگر پدید آوردیم. آفرین باد بر خدا که بهترین آفرینندگان است!»
روشن است که مرحله «آفرینش دیگر» از مراحل پیشین جدا شده و از نظر لفظی نیز با مراحل پیش متفاوت بوده است و پس از آن نیز خداوند، خود را «احسنالخالقین» معرفی میکند.[۲] در آیات دیگر نیز دمیدن روح به صراحت بیان شده است، آنجا که میخوانیم:
همان کسی که هر چیزی را که آفریده است، نیکو آفریده و آفرینش انسان را از گل آغاز کرد. سپس ]تداوم[ نسل او را از چکیده آبی پست مقرر فرمود. آنگاه او را درست اندام کرد و از روح خویش در او دمید و برای شما گوش و دیدگان و دلها قرار داد. چه اندک سپاس میگزارید. (سجده: ۷ ۹)
یا در آیهای دیگر آمده است:«پس وقتی آن ]انسان[ را درست کردم و از روح خود در آن دمیدم، پیش او به سجده درافتید!» (حجر: ۲۹)
دوم آیاتی که درباره مرگ و چگونگی گرفتن جان انسانها آمده است، مانند:«خدا روح را هنگام مرگشان به تمامی بازمیستاند.» (زمر: ۴۲) علامه طباطبایی در تفسیر این آیه میفرماید: «از آیه استفاده میشود که نَفْس، موجود و مغایر با بدن است، بهگونهای که از آن جدا میشود و مستقلاً به حیات خود ادامه میدهد».[۳]
سوم آیات مربوط به وجود عالم برزخ و عذاب یا پاداش الهی در این عالم که بر وجود نفس یا روح دلالت .............................
لطفاْ به ادامه مطلب بروید
عید سعید فطر بر تمامی مسلمانان مبارک باد

|
مشروح ترين روايتي که از پيامبراکرم(ص) در مورد نشانههاي قيامت نقل شده است چيست؟ |
|
پاسخ :
از مشروحترين رواياتي كه نشانههاي قيامت را به گونهاي گسترده بيان كرده، حديثي است از رسول اكرم(ص) به نقل ابن عباس:
«قال حجَجْنا مع رسول الله(ص) حجّة الوداع، فأخذ بحلقة باب الكعبة، ثمّ أقبل علينا بوجهه فقال: «ألا أُخبركم بأشراط السّاعة» و كان أدني النّاس منه يومئذ مسلمان (رح) فقال: بلي يا رسول الله ...». ابن عباس ميگويد: ما با پيامبر اسلام(ص) در آخرين حج پيامبر(ص) همراه بوديم. حضرت حلقة در كعبه را گرفت و به ما فرمود: آيا شما را از نشانههاي قيامت آگاه سازم؟ سلمان كه در آن هنگام از همه به پيامبر(ص) نزديكتر بود عرض كرد: آري اي پيامبر خدا. پيامبر(ص) فرمود: از نشانههاي قيامت ضايع سازي نماز، پيروي از خواستههاي نفساني، ميل به هواپرستي، گرامي داشتن ثروتمندان، فروختن دين به دنياست. در اين هنگام است كه قلب مؤمن در درونش آب ميشود، چنانكه نمك در آب، از اين همه زشتيها كه ميبيند و بر تغيير آن توانايي ندارد. سلمان عرض كرد: آيا چنين امري واقع ميشود اي پيامبر خدا؟! فرمود: آري سوگند به آن كس كه جانم به دست اوست اي سلمان. در آن زمان زمامداراني ستمگر فاسق، كارشناساني ستمگر و اُمنايي خائن بر مردم حكومت ميكنند. سلمان پرسيد: آيا اين امر واقع ميشود اي رسول خدا ؟! فرمود: آري سوگند به آن كسي كه جانم به دست اوست اي سلمان، در آن هنگام زشتيها زيبا، زيبائيها زشت ميشود. امانت به خيانتكار سپرده ميشود و امانتدار خيانت ميكند دروغگو را تصديق ميكنند و راستگو را تكذيب سلمان پرسيد آيا چنين چيزي واقع ميشود اي رسول خدا فرمود آري سوگند به كسي كه جانم در دست اوست اي سلمان، «فعندها تكون إمارة النساء»؛ آن روز حكومت به دست زنان و مشورت با بردگان خواهد بود. كودكان بر منبرها مينشينند و دروغ، ظرافت، زكات، غرامت و بيتالمال، غنيمت شمرده ميشود. مردم به پدر و مادر بدي ميكنند و به دوستان نيكي و ستاره دنبالهدار در آسمان ظاهر ميشود]. سلمان گفت: آيا اين امر واقع ميشود اي رسول خدا؟! فرمود: آري سوگند به كسي كه .................. |

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازهگیرى است.(1) «تقدیر» نیز به معناى اندازهگیرى و تعیین است.(2) اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن(3) به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد. (4)
بنابر دیدگاه حكمت الهى، در نظام آفرینش، هر چیزى اندازهاى خاص دارد و هیچ چیزى بىحساب و كتاب نیست. جهان حساب و كتاب دارد و بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده، گذشته، حال و آینده آن با هم ارتباط دارند.
استاد مطهرى در تعریف قدر مىفرماید: « ... قدر به معناى اندازه و تعیین است... حوادث جهان ... از آن جهت كه حدود و اندازه و موقعیت مكانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است.»(5) پس در یك كلام، «قدر» به معناى ویژگىهاى طبیعى و جسمانى چیزهاست كه شامل شكل، حدود، طول، عرض و موقعیتهاى مكانى و زمانى آنها مىگردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در برمىگیرد.
این معنا از روایات استفاده مىشود؛ چنان كه در روایتى از امام رضا علیه السلام پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ امام فرمود: «تقدیر الشىء، طوله و عرضه»؛ «اندازهگیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است.» (6) و در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقاى آن است.»(7)
در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مىشود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مىگردد. امام باقر علیه السلام مىفرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مىشود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مىشود.»
بنابراین، معناى تقدیر الهى این است كه در جهان مادى، آفریدهها از حیث هستى و آثار و ویژگىهایشان محدودهاى خاص دارند. این محدوده با امورى خاص مرتبط است؛ امورى كه علتها و شرایط آنها هستند و به دلیل اختلاف علل و شرایط، هستى، آثار و ویژگىهاى موجودات مادى نیز متفاوت است. هر موجود مادى به وسیله قالبهایى از داخل و خارج، اندازهگیرى و قالبگیرى مىشود. این قالب، حدود، یعنى طول، عرض، شكل، رنگ، موقعیت مكانى و زمانى و سایر عوارض و ویژگىهاى مادى آن به شمار مىآید. پس معناى تقدیر الهى در موجودات مادى، یعنى هدایت آنها به سوى مسیر هستىشان است كه براى آنها مقدر گردیده است و در آن قالبگیرى شدهاند. (8)
اما تعبیر فلسفى قدر، اصل علیت است. «اصل علیت همان پیوند ضرورى و قطعى حوادث با یكدیگر و این كه هر حادثهاى تحتّم و قطعیت ضرورى و قطعى خود و نیز تقدّر و خصوصیات وجودى خود را از امرى یا امورى مقدم بر خود گرفته است.
(9) اصل علیت عمومى و نظام اسباب و مسببات بر جهان و جمیع وقایع و حوادث جهان حكمفرماست و هر حادثى، ضرورت و قطعیت وجود خود و نیز شكل و خصوصیت زمانى و مكانى و سایر خصوصیات وجودىاش را از علل متقدمه خود كسب كرده است و یك پیوند ناگسستى میان.......................
لطفاْ به ادامه مطلب بروید
ایمان به معاد و آرامش جان
اعتقاد به زندگی پس از مرگ نه تنها در تهذیب نفوس و اخلاص قلوب و پرورش اخلاق و پاکی اعمال موثر است، بلکه در بهبود حال انسان در همین زندگی دنیا نیز اثر عمیقی دارد.
می دانیم مهمترین چیزی که انسان از آن رنج می برد، و شربت زندگی را در کام او ناگوار می سازد، و اعصاب او را در هم می کوبد، انواع نگرانیها است که زندگی آدمی را احاطه کرده.
نگرانی از گذشته و فرصتهای از دست رفته و زیانهائی که دامنگیر انسان شده.
نگرانی از آینده و پایان زندگی و از دست دادن دوستان و بستگان و فرزندان و اموال و ثروتها و قوای جسم و جان.
و نگرانی ازحوادث گوناگون پیش بینی نشده که همچون طوفانی آرامش زندگی را برهم می زند.
به همین دلیل دانشمندان آگاه می گویند: بشر امروز با پیشرف علم طب و فنون جراحی درعین اینکه بر بسیاری از بیماریها فائق شده، و حتی قسمتی را به کلی ریشه کن ساخته، ولی از بیماریهای روانی بیش از گذشته رنج می برد، لذا آمار اینگونه بیماران روز به روز در حال گسترش است.
تا آنجا که به قول یکی از اساتید معروف جامعه شناسی دانشگاه پرینستون «دونالد لایت» «تنها در آمریکا در حال حاضر حدود پنج میلیون نفر! زندگی می کنند که در دوران عمرشان لااقل یکبار اقدام به خودکشی کرده اند، و با تمام کوششهائی که از سوی انجمنهای مبارزه با خودکشی در این زمینه به عمل آمده اثرقابل ملاحظه ای حاصل نشده است، اینها کسانی هستند که به خاطر یاس و احساس پوچی حیات و تنهائی و بی اعتقادی به زندگی و دلهره و اضطراب، و تشویش ناشی از بحرانهای اجتماعی، دست به این کار می زنند، و این امری نیست که با وسائل فوق قابل علاج باشد».
با اینکه عصر ما از یک جهت عصر راحتی انسان است ساعات کار نسبت به گذشته کم شده، بارها از دوش انسان برداشته شده و بر دوش چرخهای عظیم کارخانجات افتاده، و حتی در درون خانه ها وسائل برقی کارهای مشکل و سنگین را بر عهده گرفته، خانه ها مدرن تر و مجهزتر، وسائل نقلیه بسیار مرتب و راحتر شده و سفرهائی که در سابق بسیار سخت بود را به صورت یک وسیله موثر تفریحی در آمده، و بالاخره انواع وسائل سرگرمیهای مطبوع و مدرن و سالم رنگ تازه ای به زندگی او بخشیده است.
با این حال انتظار می رود انسان عصر ما در آرامش کامل فرو رود، و از سلامت کامل جسم و روح برخوردار باشد، ولی به روشنی می بینیم اضطراب و نگرانی، او را بیش از همیشه رنج می دهد.
بیماران روانی روزبروز بیشتر، خودکشی در حال گستردگی، و ...................................
لطفاْ به ادامه مطلب بروید
میلاد منجی عالم بشریت حضرت ولی عصر مهدی موعود(عج)
مبارک باد

اعتقاد به معاد و موانع گسترش آن
قسمت دوم
3ـ زنده نگهداشتن «ياد مرگ» در جامعه
يكي از روشهاي بسيار مؤثر در گسترش اعتقاد به معاد، زنده نگه داشتن «ياد مرگ» در جامعه است. پذيرش اين پديده طبيعي و قبول حتمي بودن مرگ قبل از فرا رسيدن آن، زمينه را براي پذيرش تعاليم آسماني و زندگي در راستاي اهداف و برنامههاي ديني آماده ميسازد. به همين دليل، در آيات و روايات به زنده نگه داشتن ياد مرگ و اثرات سازنده و تعاليبخش آن تأكيد فراوان شده و احاديثي همانند «اِكْثروا ذِكرَ المَوت» و «اِستَعِدّوا بالمَوت» احاديث فراوان و متواتري در اين زمينه وارد شده است.1
تأكيد بر قابل دسترس بودن قبرستان مسلمين و پيشبيني اجر اخروي براي زيارت اهل قبور، محترم بودن جنازه مسلمين و اصرار بر كفن و دفن مناسب، تشييع جنازه و اذكار مربوط به آنها، برپايي مراسم ويژه و برگزاري مجالس تذكار، وعده ثوابهاي فراوان اخروي براي آنها، همه و همه در اين راستا قابل توجيه و تفسير ميباشد كه «ياد مرگ» و موقت بودن زندگي دنيوي و پايداري زندگي اخروي بايد در جامعه زنده باشد و به صورت مشهود و ملموس ارائه شود. خوشبختانه در دو دهه گذشته، نمود عيني و بارز اين تحول آفريني را در تشييع جنازه مطهر شهداي گرانقدر انقلاب اسلامي شاهد بودهايم كه پيكر مقدس آن «زندگان جاويد» نيز طراوت و شادابي خاصي در زندگي «مردگان زنده» به وجود ميآورده است و عطر روحبخش پويايي و تعالي را در فضاي جامعه ميپراكنده است.
نكته قابل تأمل آن است كه زندگي براساس فرهنگ غرب ميتواند اين اثر بخشي را از پديده «مرگ» و آثار مترقب بر آن بگيرد. چنان كه در شهرهاي بزرگ و در زندگي آپارتمان نشيني و شهر نشيني مواردي از آن، هر چند اندك اما قابل توجه، به چشم ميخورد كه قبرستانها به دلايل قابل قبول يا غير قابل قبول از شهر دور شدهاند و مردگان نيز با سفارش تلفني به خاك سپرده ميشوند! زنده بودن ياد مرگ، اشتياق به زندگي اخروي را ايجاد ميكند و اين اشتياق زمينه رشد فضايل اخلاقي و دوري از رذايل نفساني را موجب ميشود. قرآن كريم با نداي «فَتَمَنّوا المَوت اِنْ كُنْتُم صادِقين»2 مؤمنان واقعي را از غير مؤمنان با ملاك اشتياق به مرگ تمييز ميدهد و حضرت علي(ع) با فرياد «وَالله لابنُ اَبي طالِب آنس بِالمَوت مِنَ الطِفل بَثَدي اُمِهِ»3 رمز خداجويي و كماليابي خويش را تبيين ميكند.
امام صادق ـ عليه السلام ـ در اثرهاي زنده نگهداشتن «يادمرگ» ميفرمايد:
«ذِكرالموتِ يُميتُ الشَهواتِ و يَقلعُ مَنابِت الغَفلَة و يُقوّي القَلبَ بِمَواعِدِالله وَ يُرق الطَبع وَ يُكسر اَعلام الهُدي و يَطفيء فارالحرصِ وَ يحقرُ الدنيا؛4 ياد مرگ شهوتها را ميميراند و ريشههاي غفلت را از بين ميبرد و قلب انسان را با وعدههاي الهي محكم ميگرداند و روحيه انسان را رقيق و لطيف ميسازد و نشانههاي هوا و هوس را ميشكند و آتش حرص را خاموش و دنيا را در چشم انسان كوچك ميسازد.»
پيامبر اكرم(ص) در تأثير تشييع جنازه بر ياد مرگ و اعتقاد به آخرت فرمودند:
«وَاتّبِعُوا الجَنائِز تذكركُم الآخِرَة؛5 مردگان را تشييع نماييد كه اين امر شما را به ياد آخرت مياندازد.»
هر چند در اصلاح جامعه، اصالت با ايجاد «مصونيت» است و بايد با فعاليتهاي آموزشي و تربيتي صحيح، افراد جامعه را در برابر گناهان و وسوسههاي شيطاني مصون ساخت، ليكن ايجاد «محدوديت» براي سالمسازي جامعه ضروري و اجتناب ناپذير است.
با عنايت به نكات فوق، ضرورت دارد با برنامهريزي دقيق ...............................
لطفاْ به ادامه مطلب بروید
میلاد امام حسین(ع) و اعیاد شعبانیه مبارک باد
عید بزرگ مبعث پیامبر اکرم(ص) مبارک باد

يكى از بنيادىترين باورهاى دينى «اعتقاد به معاد» است . اعتقاد به زنده شدن پس از مرگ ظاهرى و حيات دوباره، نه تنها ريشه در فطرت انسانها دارد، بلكه در سرلوحه برنامههاى فرهنگى و تبليغى پيامبران الهى قرار داشته است . تمامى راهنمايان آسمانى، انسانها را به «باور قيامت» فرا خواندهاند، به طورى كه تبيين و تعميق اعتقاد به معاد، به موازات اعتقاد به مبدا، فصل مشترك برنامه تمامى پيامبران توحيدى بوده است .
در برنامه تبليغى آخرين رسول الهى، پيامبر اكرم (ص) نيز اعتقاد به معاد از جايگاهى ويژه برخوردار بوده و آن معلم راستين بشرى در زمان بعثت و در جاىجاى پيام انسانساز خويش، مردم را به باور قيامت دعوت كردهاند . قرآن كريم مجموعه تعاليم آسمانى و سند نبوت آن رسول الهى و بهترين شاهد اين مدعا است و در تعداد قابل توجهى از آيات قرآنى، مستقيم و غير مستقيم، به اين اعتقاد و ويژگىها و آثار آن اشاره شده است . براساس يك طبقهبندى موضوعى قرآن كريم، بيش از 1640 آيه، معادل 8/25 درصد از كل آيات به تبيين و تشريح موضوع قيامت و آخرت اختصاص دارد . (1) كه اين درصد در ميان موضوعات قرآنى داراى مقام دوم (پس از رسالت پيامبر اكرم با 30 درصد) است .
اين باور دينى، آثار سازنده و مثبت فراوانى در زندگى فردى و اجتماعى بر جاى مىگذارد و زمينه را براى تربيت انسانهاى مؤمن و تحقق جامعه توحيدى فراهم مىآورد . پرورش فضايل اخلاقى، جلوگيرى از رذايل روحى، مبارزه با هواها و هوسها، ايجاد آرامش و اطمينان، تعديل علايق مادى و دنيوى، تغيير بينش نسبتبه دنيا، پرورش روحيه ايثار و شهامت، تقويت روحيه تفاهم و مجاهدت براى برقرارى عدالت و قسط، از جمله آثار ارزشمندى است كه در پرتو باور به قيامت و زندگى اخروى به وجود مىآيد . به بيان ديگر، اعتقاد به معاد هم هدف رسالت الهى است و هم زمينه را براى تحكيم پيام الهى در بينش و گرايش مؤمنان فراهم مىآورد و اجراى فرمانهاى پيامبران را تضمين مىكند . به همين دليل، در كلام مفسران پيام آسمانى و ائمه معصوم - عليهم السلام - نيز تبيين و تشريح اين اعتقاد، از جايگاهى ويژه برخوردار بوده و احاديث و روايات متواتر و فراوانى در اين باره به دست ما رسيده است .
در بررسى سير نزول آيات قرآن كريم و پيام ائمه هدى - عليهم السلام - نكته زير قابل تامل و توجه است: «هر زمان كه جامعه در آستانه تحول عظيم فرهنگى و اجتماعى قرار داشته و مؤمنان بايد رسالت فردى و اجتماعى سنگينى را به عهده مىگرفتند، در چنين شرايطى تبليغ و ترويج اعتقاد به قيامت و زندگى اخروى از شدت و گستردگى بيشترى برخوردار شده است، زيرا تشريح ناپايدار بودن زندگى دنيوى و گذرا بودن لذات و سختىهاى مادى و تاكيد بر پايدارى حيات اخروى و مواهب آن، زمينه را براى پذيرش مسؤوليتهاى خطير دينى و تلاش در راستاى تحقق آرمانهاى الهى فراهم مىآورده است .
به همين دليل، بيش از 47 درصد از آيات نازله درباره معاد، در سه سال اول بعثت پيامبر اكرم (ص) و در آستانه علنى شدن رسالت رسول گرامى و در نتيجه سنگين شدن مسؤوليت مؤمنان و ياران او نازل شده است .» (2)
تجربيات تاريخى نيز گواه اين مدعاست كه هر زمان اعتقاد و باور به قيامت در تار و پود جامعه تنيده شد و مردم آگاهانه و صادقانه به اين باور دينى ايمان آوردند، دستاوردهاى مهم و سترگ در زندگى فردى و اجتماعى آنان به وجود آمد، و هر زمان كه اين باور تضعيف شد، آسيب پذيرى فردى و جمعى نيز افزايش يافت . براى نمونه، تجلى ارزشمند و ماندگار اعتقاد به قيامت را در دوران معاصر مىتوان در مبارزات پيروزى انقلاب اسلامى و مجاهدات هشتسال دفاع مقدس به
خوبى مشاهده كرد كه تمامى اين دستاوردها در پرتو اعتقاد عميق و خالصانه به مبدا و معاد قابل تفسير و توجيه است .
اينك اين سؤال اساسى مطرح است كه: «چگونه مىتوان اعتقاد به معاد را در جامعه پايدار و نهادينه كرد؟»
پاسخ سؤال فوق از آن نظر در وضعيت فعلى حايز اهميت است كه نسل حاضر ............................
لطفاْ به ادامه مطلب بروید
میلاد با سعادت امام علی(ع) و روز پدر مبارک باد

حبط اعمال يعني چه و چرا اعمال حبط ميشود؟
پرسش :
حبط اعمال يعني چه و چرا اعمال حبط ميشود؟
پاسخ :
مقدمه
يكي از مسايلي كه پيرامون رابطه ايمان و عمل صالح با سعادت اخروي، و متقابلاً، رابطه كفر و عصيان با شقاوت ابدي، مطرح ميشود اين است كه: آيا رابطه هر لحظه ايمان يا كفر با نتيجه اخروي آن، و همچنين رابطه هر كار نيك و بد، با پاداش و كيفرش قطعي و ثابت و تغييرناپذير است يا قابل تغيير ميباشد؟ مثلاً آيا ميتوان اثر گناهي را با كار نيكي جبران كرد يا بالعكس، اثر كار نيكي را با گناهي از بين برد؟ و آيا كساني كه بخشي از عمر خود را با كفر و عصيان، و بخش ديگري را با ايمان و اطاعت سپري كردهاند، مدّتي گرفتار كيفر و مدّتي ديگر برخوردار از پاداش خواهند بود، يا حاصل جمع جبري آنها، تعيين كننده خوشبختي يا بدبختي انسان در جهان جاوداني است؟ اين مسأله در واقع، همان مسأله حبط و تكفير است.(1)
معاني لغوي و اصطلاحي واژه حبط:
"حبط" در لغت به معناي باطل شدن است: "أحْبَطَ عَمَلَه: أَبطَلَه" عمل او را حبط كرد. يعني باطل و بياثر كرد.(2) و در اصطلاح: "از بين رفتن پاداش عمل نيك، به دنبال گناهي كه در پي آن عمل، انجام گرفته است."(3) حبط در قرآن نيز به همين معني استعمال شدهاست. "لئِنْ أشْرَكْتَ لَيَحْبَطنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكوُنَنَّ مِنَ الْخاسِرينَ"(4) اگر شرك ورزي حتماً اعمالت باطل و تباه خواهد شد و مسلّماً از زيانكاران خواهي بود.
علامه طباطبايي(ره) در تفسير الميزان، واژه حبط را "عمل بي أجر" معنا كردهاند(5) و در جايي ديگر به معناي "باطل شدن عمل و از تأثير افتادن آن" به كار بردهاند و افزودهاند كه واژه حبط در قرآن جز به "عمل" نسبت داده نشدهاست.(6)
اعمالي كه باعث حبط اعمال ميشوند
خداوند عليم و قدير مانند همه عقلا، كارهاي نيك را جدا محاسبه ميكند و پاداش ميدهد و كارهاي بد را نيز جداگانه كيفر ميدهد؛ مگر بعضي از گناهان كه باعث قطع كامل بنده از بندگي ميشود كه قرآن و روايات اين اعمال را: كفر، شرك، قتل انبيا و اوليا، بيحرمتي و انكار آيات انبيا و اوليا از روي عناد، لجاجت، تعصّب، حسد، و انكار آخرت، معرفي كرده است. استاد شهيد مطهري پيرامون يكي از اين آفتها مينويسد:
"يكي ديگر از آن آفات، "جحود" به معني ستيزهگري. با حقيقت است؛ يعني آدم، حقيقت را درك كند و در عين حال با آن مخالفت كند. به عبارت ديگر، فكر و انديشه به واسطه دليل و منطق تسليم گردد و حقيقت از نظر عقل و چراغ انديشه روشن گردد، امّا روح و احساسات خود خواهانه و متكبّرانه سرباز زند و تسليم نشود. روحِ كفر، ستيزه جويي و مخالفت با حقيقت، در عين شناخت حقيقت است... كافر از آن جهت كافر خوانده شدهاست كه حالت عناد و انكار در عين ادراك كشفِ حقيقت در او هست و همين حالت است كه موجب حبط است و آفت عمل خير به شمار ميرود."(7)
علت حبط اعمال
ممكن است انساني، عمل نيكي را با همه شرايط صحت انجام دهد، اما همين انسان نيكوكار، در برابر يكي از اصول دين، لجاجت و عناد ورزد. در اين صورت، آن عمل نيك به واسطه اين عناد و لجاجت يا انحرافِ ديگر، از بين ميرود و به خاطر آفت زدگي، پوچ و تباه ميگردد؛ همچون بذري سالم كه در زمين مساعد پاشيده ميشود و حاصل هم ميدهد، ولي قبل از اينكه مورد استفاده قرار گيرد دچار آفت ميگردد و .......................
لطفاْ به ادامه مطلب بروید
دلایل اثبات معاد
سوال:دلايل اثبات معاد چيست؟
پاسخ: قرآن با دلايل روشن، قطعى بودن معاد و برانگيختگى بشر را پس از مرگ، ثابت نموده، و آن را يك رويداد حتمى تلقى مى كند و از طُرق ياد شده در زير بر آن استدلال مى كند:
1. معاد ترسيم گر هدف خلقت.
2. معاد نتيجه ى قطعى عدل الهى.
3. معاد تجلى گاه وعده هاى الهى.
4. معاد مظهر رحمت خدا.
5. معاد سير نهايى تكامل انسانى.
6. ربوبيت خدا ملازم با معاد انسانها است.
اكنون به بيان هر يك از اين دلايل مى پردازيم:
1. معاد ترسيم گر هدف خلقت
يكى از پرسش هايى كه پيوسته بشر متفكر با آن روبه رو بوده است مسأله ى هدف آفرينش و غرض از خلقت است، او پيوسته با خود فكر مى كرده كه جهان و بالأخص گل سرسبد جهان جانداران، چرا آفريده شده، و هدف از خلقت آن چيست؟
چيزى كه مى تواند بيانگر غرض از خلقت جهان و انسان باشد، همان اعتقاد به معاد انسان و جهان است كه اين جهان با تمام محتويات خود به جهان ديگرى كه كاملتر و برتر است، تبديل گردد. گويى هدف از خلقت جهان و انسان زمينه سازى براى آفرينش دوم و خلقت كامل تر است و اگر چنين آفرينش مجددى را در نظر نگيريم آفرينش زمين و آسمان و انسان كه پس از چند صباحى به حكم قرآن و داورى علم، راه فنا را در پيش خواهند گرفت، عبث و بيهوده خواهد بود، و هرگز فعل آفريدگار حكيم نمى تواند چنين باشد.
قرآن در بخشى از آيات خود به مسأله ى معاد از اين ديدگاه مى نگرد و يادآور مى شود كه دفتر خلقت بدون «برگ زرين معاد» دفترى بى ارزش مى باشد. اين آيات خود به دو دسته تقسيم مى شوند:
دسته اوّل آياتى است كه تحقق نيافتن معاد را مساوى با بيهودگى فعل الهى مى دانند.
دسته دوم آياتى مى باشند كه آفريدگار جهان را به عنوان حق مطلق توصيف مى نمايند.
اينك دو نمونه از آيات گروه نخست:
الف. انسان و جهان بيهوده آفريده نشده است.
(أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَأَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ).([1])
«آيا گمان كرديد كه ما شما را بيهوده آفريده ايم واين كه شما به سوى ما باز نمى گرديد؟».
سپس در آيه بعد خداوند را از هر گونه صفت نقص منزه دانسته مى فرمايد:
(فَتَعالَى اللّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَريمِ).([2])
«برتر است خدايى كه فرمانرواى بر حق است و جز او خدايى نيست او پروردگار عرش زيبا است».
(وَما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَالأَرْضَ وَما بَيْنَهُما لاعِبينَ * ما خَلَقْناهُما إِلاّ بِالْحَقّ وَلكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ * إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ مِيقاتُهُمْ أَجْمَعينَ).([3])
«ما آسمان و زمين و آنچه را كه در ميان آنها است بازيگرانه وبى هدف خلق نكرديم، ما آنها را جز به حق (حكمت) نيافريديم، هر چند اكثر آنان نمى دانند، محققاً روز قيامت ([4]) (يَوْمُ الفَصْل) وعده گاه همه آنان است».
ب. حق مطلق، ملازم با هدفدارى فعل او است
در آياتى كه هم اكنون به نقل آنها مى پردازيم موضوع بحث (معاد ترسيم گر هدف خلقت است)، از طريق ديگر تعقيب شده است، و آن اين كه: خدا، حق مطلق است كه هيچ نوع بطلان به ذات و صفات و افعال او راه ندارد، و چنين توصيف جامع، ملازم با هدفدارى آفرينش است كه معاد تجسم بخش آن مى باشد.چنانكه مى فرمايد:
(ذلِكَ بِأَنَّ اللّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّهُ يُحْيى الْمَوتى وَأَنَّهُ عَلى كُلِّ شَىْء قَدِيرٌ).([5])
«اين كه خدا انسانها را بار ديگر زنده مى كند به خاطر اين است كه او حق است و او است كه مردگان را زنده مى كند و او بر همه چيز توانا است».
خدا در اين آيه خود را حق مطلق معرفى كرده است و از آن نتيجه گرفته كه او بر پا كننده ى رستاخيز و زنده كننده ى انسانها است.
اكنون بايد ديد چه رابطه اى ميان ..........................................
لطفاْ به ادامه مطلب بروید
راهکارهای تثبیت معادباورى
۱.علم و آگاهی و عمل به آن
برای اعتقاد داشتن به معاد، در مرحله نخست باید به آن علم پیدا کرد. این علم با مطالعه کتابهای اعتقادی و فلسفی و نیز تفسیر آیات مربوط به معاد و روایات امامان معصوم(ع) در این زمینه و افکار عقلی به دست میآید، ولی همانگونه که مشخص است، این علم گرچه برای اثبات معاد لازم است، کافی نیست و باید این شناخت به مرحله یقین برسد. آنچه در ایمان به معاد مؤثر است، یقین و اعتقاد راستین پیدا کردن به معاد است و این باور و اعتقاد از راه آموزش و کلاس و درس حاصل نمیشود و تنها با عمل به آموزههای مربوط به معاد به دست میآید، با این توضیح که اگر انسان نماز اول وقت را همراه با خضوع و خشوع بخواند و در روزهدارى، گوش و چشم و زبان و قلب و ضمیر خود را از غیر خدا حفظ کند و نیز با بیداری در دل شب و انس گرفتن با مناجات و ادعیه، دل خود را نورانی سازد، یقین را به قلبش هدیه خواهد داد.
برایناساس، انسان باید همواره خود را در محضر پروردگار، پیامبر اکرم(ص)، ائمهاطهار(ع) و از جمله امام زمان(عج) ببیند و حرمت این حضور را حفظ کند. در حقیقت، کسانی که به معاد یقین و باور داشته باشند، هرگز از یاد خدا غافل نمیشوند.
در یکی از روزها پیامبر اکرم(ص) نماز صبح را در مسجد، با مردم به جماعت برگزار کرد. پس از نماز، جوانی را دید که چهرهای زرد و چشمانی خسته و خوابآلود داشت. آشکار بود که شب گذشته را بدون خواب و استراحت گذرانده است. حضرت از جوان پرسید: «چگونه شب را صبح کردى؟» جوان پاسخ داد:صبح کردم در حال یقین. رسول گرامی اسلام از سخن جوان شگفتزده شد و فرمود:«هر یقینی حقیقتی دارد. حقیقت یقین تو چیست؟» جوان گفت: گویی میبینم که عرش الهی برای حساب خلایق بر پا شده است و مردم برای محاسبه گرد آمدهاند و من نیز میان آنان هستم. گویی اهل بهشت را میبینم که در آن از نعمتهای الهی برخوردارند، یکدیگر را به خوبی میشناسند و بر سریرها تکیه زدهاند و اهل دوزخ را میبینم که در آن معذبند و پیوسته فریاد میزنند و کمک میخواهند و هنوز صدای مهیب زبانههای آتش دوزخ در گوشم است.
رسول اکرم(ص) پس از شنیدن سخنان آن جوان، به وی سفارش کرد این حالت و صفای دل را حفظ کند. آن جوان نیز از پیامبر خواست دعا کند تا شهادت نصیبش شود. پیامبر اعظم(ص) نیز دعا کرد و طولی نکشید که آن جوان در جنگ با کفار به شهادت رسید.[۱]
۲.محافظت از نفس خود
علمای اخلاق و سیروسلوک برای حفاظت از نفس خود به مشارطه، مراقبه، محاسبه، معاقبه و معاتبه دستور دادهاند که در اینجا به توضیح آن میپردازیم:
مشارطه آن است که هنگام سپیدهدم که از خواب برمیخیزیم، پس از ادای نوافل و فرایض، اندکی بنشینیم و با نفس خویش شرط ببندیم، به این صورت که مرگ و پیآمدهای آن را به یاد آوریم و به حسرت پس از مرگ و عذابهای طاقتفرسای روز قیامت و گرزهای آتشین دوزخ که نتیجه اعمال بد و گناه است، بیندیشیم و با تمام اعضای بدن خویش به ویژه چشم و گوش و زبان شرط کنیم که گناه نکنیم و در مسیر الهی قرار گیریم تا به سعادت اخروی برسیم.
مرحله بعدى، یعنی مراقبه آن است که انسان یقین پیدا کند خداوند مراقب اعمال اوست. بر همین اساس ...........................................
لطفاْ به ادامه مطلب بروید
سالروز ارتحال ملکوتی امام خمینی(ره) تسلیت باد

دلایل و پیامدهای غفلت از معاد
۱. علل غفلت از معاد
الف) از دیدگاه قرآن
از آنجا که شناخت علل و زمینههای غفلت از معاد، به منزله یکی از پیشنیازهای اصلی راه حلهای این مسئله به شمار میرود، در این بخش نخست به بررسی دلایل این معضل از دیدگاه قرآن میپردازیم.
نپذیرفتن آیات حق
إِنّ الّذینَ کَذّبُوا بِآیاتِنا وَ اسْتَکْبَرُوا عَنْها لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّماءِ وَ لا یَدْخُلُونَ الْجَنّهَ حَتّى یَلِجَ الْجَمَلُ فی سَمّ ِ الْخِیاطِ وَ کَذلِکَ نَجْزِی الْمُجْرِمینَ لَهُمْ مِنْ جَهَنّمَ مِهادٌ وَ مِنْ فَوْقِهِمْ غَواشٍ وَ کَذلِکَ نَجْزِی الظّالِمینَ. (اعراف: ۴۰ و ۴۱)
در حقیقت، کسانی که آیات ما را دروغ شمردند و از [پذیرفتن] آنها تکبر ورزیدند، درهای آسمان را برایشان نمیگشایند و در بهشت درنمیآیند، مگر آنکه شتر در سوراخ سوزن داخل شود و بدینسان بزهکاران را کیفر میدهیم. برای آنان از [آتش] دوزخ بستری و از بالایشان پوششهاست و اینگونه، بیدادگران را سزا میدهیم.
پیام:
برخلاف آنکه درهای رحمت آسمانی و زمینی خدا به روی مؤمنان باتقوا باز میشود، درهای آسمان به روی کافران معاند و تکذیبگر بسته است.[۱]
وَ قالَ مُوسى إِنّی عُذْتُ بِرَبّی وَ رَبِّکُمْ مِنْ کُلّ ِ مُتَکَبِّرٍ لا یُؤْمِنُ بِیَوْمِ الْحِسابِ. (غافر: ۲۷)
و موسی گفت: من از هر مستکبری که به روز حساب عقیده ندارد، به پروردگار خود و پروردگار شما پناه بردهام.
پیام:
ایمان نداشتن به حسابرسی روز قیامت، انسان را متکبر میکند.[۲]
پذیرفتن ولایت شیطان
فَریقًا هَدى وَ فَریقًا حَقّ عَلَیْهِمُ الضّلالَهُ إِنّهُمُ اتّخَذُوا الشّیاطینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ اللّهِ وَ یَحْسَبُونَ أَنّهُمْ مُهْتَدُونَ. (اعراف: ۳۰)
[درحالیکه] گروهی را هدایت کرده و گروهی گمراهی بر آنان ثابت شده است؛ زیرا آنان شیاطین را به جای خدا دوستان [خود] گرفتهاند و میپندارند، راهیافتگانند.
پیام:
نتیجه بریدن از خدا و پذیرفتن ولایت شیطان، غفلت از معاد است.[۳]
تکبر
إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَالّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالاخِرَهِِ قُلُوبُهُمْ مُنْکِرَهٌ وَ هُمْ مُسْتَکْبِرُونَ. (نحل: ۲۲)
معبود شما معبودی است یگانه. پس کسانی که به آخرت ایمان ندارند، دلهایشان انکارکننده [حق] است و خودشان متکبرند.
پیام:
انکار معاد، در حقیقت انکار مبدأست. توحید و معاد به هم وابستهاند.[۴]
........................................
لطفاْ به ادامه مطلب بروید
سالروز شهادت بانوي دو عالم حضرت فاطمه زهرا عليها السلام تسليت باد

آثار معادباوری در زندگی انسان
۱. تغییر نوع نگاه انسان به زندگی و هدف از آن
انسان باورمند به معاد، در حقیقت، به وجود دنیایی گستردهتر از عالم ماده معتقد است که در آن، نعمتها و عذابهایی به مراتب بزرگتر وجود دارد که زمان و مکانی برای آن متصور نیست. در اندیشه انسان باورمند به معاد، سرایی بالاتر و بزرگتر از این سرای مادی وجود دارد. بنابراین، در دیدگاه او این دنیا سرای فانى، محدود و گذرا و آخرت، سرای باقی و نامحدود است که انسان در آن برای همیشه جاویدان است. در قبال این اندیشه، اندیشه کسانی وجود دارد که به زندگی اخروی اعتقاد ندارند و مرگ را پایان زندگی آدمی میدانند. در باور چنین افرادى، انسان، با مرگ به مرداری تبدیل میشود که در اندک زمانی گَرد فراموشی بر آن مینشیند و پرونده زندگیاش برای همیشه بسته میشود.
این دو دیدگاه متفاوت درباره زندگی و جهان، در نوع برداشت انسان از سعادت و رستگاری که هدف همگان از زندگی است و نیز در نوع چگونه زیستن او نقش اساسی دارد. آنان که زندگی را به حیات دنیوی منحصر میدانند و به تعبیر قرآن کریم: «تنها ظاهری از سعادت دنیوی را میدانند و از آخرت غافلند» (روم: ۷)، بهناچار سعادت را به سعادت دنیوی و بهرهمندی از لذتهای زودگذر آن تفسیر خواهند کرد و آنان که حیات جاودان اخروی را پذیرفتهاند و به زندگی دیدی عمیقتر دارند و نیز به سعادت و رستگاری اخروی و رشد و تکامل معنوی توجه میکنند، زندگی خود را به آن مسیر هدایت میکنند. برای آنان دنیا به منزله کشتزار آخرت است و در کنار بهرهمندی از نعمتهای آن،برای حیات جاودان خویش نیز بذر سعادت میکارند. حضرت علی(ع) در اینباره میفرماید:
همانا دنیا نهایت دیدگاه کوردلان است که آن سوی دنیا را نمینگرند، ولی نگاه انسان آگاه، از دنیا عبور میکند و از پس آن، سرای جاویدان آخرت را میبیند. پس انسان آگاه، به دنیا دل نمیبندد و انسان کوردل همه توجهش دنیاست. بینا از دنیا زاد و توشه برمیگیرد و نابینا برای دنیا توشه فراهم میکند.[۱]
۲. معنادار و هدفمند ساختن زندگى
انسان از یکسو حب جاودانگی و در دل آرزوی ماندگاری ابدی و زندگی جاوید دارد و از سوی دیگر زندگی دنیوی را محدود و گذرا مییابد. این دو دیدگاه ناسازگار، ممکن است وی را به پوچی سوق دهد، ولی آنکه به آخرت و زندگی جاوید باور دارد، مرگ را انتقال از جهانی به جهان دیگر میشمارد، نه نیستی و نابودى. بنابراین، برای تلاش و فعالیت، انجام اعمال صالح و تحمل دشواریها و مصیبتها انگیزه کافی دارد و هیچگاه..................................
لطفاْ به ادامه مطلب بروید
سوال :
چرا انسان هميشه بايد به فکر آخرت باشد،
در حالي که دنيا و زندگي امري است که خداوند به ما عطا کرده است؟
پاسخ :
آخرت، هدف نهايي انسان ها است: "ما از آن خداييم و به سوي او باز مي گرديم".(1)
افرادي که ترسيم درستي از آينده ندارند و در طلب اميال و هواپرستي و دنيا طلبي غرقند و آخرت را افسانه اي بيش نمي پندارند، اين گمان را در خود تقويت مي کنند که وراي دنيا چيزي نيست، در حالي که ايمان به معاد، زندگي را هدف مند ميکند.
انسان بايد همواره به فکر آخرت باشد، زيرا مسافر است و مرگ، پلي براي عبور از دنيا و رسيدن به جهان ابدي است. وجود انسان هايي که ميان ما بودند و اکنون زير خاک آرميده اند و ما در انتظار ملحق شدن به ايشانيم، درس عبرتي بزرگ و هشدار براي غافلان است.
مرغ باغ ملکوتم، نِيَم از عالم خاک چندروزي قفسي ساخته اند از بدنم
اهميت موضوع معاد و تفکر درباره آن،از آن جا معلوم ميشود که حدود 1200 آيه به مباحث معاد و قيامت اختصاص پيدا کرده وبعد از ايمان به خدا، ايمان به قيامت ذکر شده است.
"1ـ ايمان به خدا و حکمت، عدالت و قدرت او بدون ايمان به معاد کامل نميگردد.
2ـ ايمان به معاد به زندگي انسان مفهوم ميدهد وزندگي اين جهان را از پوچي در مي آورد.
3ـ ايمان به معاد روند تکاملي زندگي بشر را در مسير روشني نشان ميدهد.
4ـ ايمان به معاد ضامن اجراي تمام قوانين الهي،انگيزه اصلي تهذيب نفوس، احقاق حقوق، عمل به تکاليف، ايثار شهيدان و فداکاري است و انسان را حسابگر ميسازد.
5ـ ايمان به معاد، روح دنيا پرستي را که خمير مايه تمام خطاها و جنايات است، تضعيف ميکند و دنيا را از صورت يک "هدف نهايي" بيرون آورده، مبدّل به يک "وسيله" براي نيل به سعادت جاويدان مي سازد.
6ـ ايمان به معاد، به اضافه ايمان به مبدا عالم هستي، خط فاصل فرهنگ خداپرستان و مادييّن محسوب ميشود."(2)
امام باقر(ع) فرمود: "هر روز منادي (از عالم غيب) ندا ميدهدکه: به دنيا بياييد براي مردن. جمع کنيد براي از دست دادن. بسازيد براي خراب کردن".(3)
پس به عاقبت کار بينديشيد، قبل از آن که دير شود.شخصي که دنيا را مزرعه آخرت بداند، فرداي خود را آباد ميکند. البته تمام اين کوششها منافاتي با خوب زيستن و بهره بردن از مواهب الهي ندارد. اگر به آسايشي رسيد، آنرا قدر ميداند و ديگران را با خود سهيم ميکند و اگر سختي و مشکلاتي او را فراگرفت، با صبر و تحمل از آن عبور ميکند و باز خداي را شاکر خواهد بود.
انسان در دنيا مسافر است، پس اگر همواره به مقصد خويشننگرد، حوادث مختلف او را از راه به دور مي کند، در نتيجه خسران بزرگي در انتظار او خواهد بود، که باعث ميشود از .............................
لطفاْ به ادامه مطلب بروید
معادباورى، مفهوم، ضرورت، تاریخچه
۱. مفهوم معادباورى
واژه «معاد» از ماده «عود»، به معنای رجوع و بازگشت است، چنانکه در قرآن کریم میخوانیم:
مِنْهَا خَلَقْنَاکُمْ وَ فِیهَا نُعِیدُکُمْ وَ مِنْهَا نُخْرِجُکُمْ تَارَهً اُخْرَى. (طه: ۵۵)
از این ]زمین[ شما را آفریدهایم و در آن شما را باز میگردانیم و بار دیگر شما را از آن بیرون میآوریم.
واژه معاد، اسم زمان و مکان و به معنای زمان و مکان بازگشت است.[۱]
اعتقاد به معاد، از اصول سهگانه دین مقدس اسلام و از ضروریترین مسائل این دینِ پاک است. صدها آیه از آیات قرآن کریم و هزاران روایت از پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصوم(ع) بر وجود معاد و برانگیختن همه انسانها پس از مرگ در یک روز معین اشاره و تأکید میکنند؛ روزی که در آن خداوند، نیکوکاران را نعمت و لذتی ابدی میبخشد و بدکاران را به سزای کردار و رفتارشان، گرفتار عذابی ابدی میکند.
معادباوری نیز به این معناست که انسان در اعماق وجود خود به حیات ابدی ایمان آورده و اعتقاد به معاد را محور زندگی خود قرار دهد. در این رابطه بیشتر انسانها براساس فطرت خود، با زبان یا نوع برخورد با مردگان، به وجود این اصل اقرار میکنند، با این تفاوت که برخی بهطور قلبی و برخی در عمل، به آن یقین پیدا نکردهاند.
به عبارت دیگر، گرچه همه میدانند روزی مرگ به سراغ آنان میآید، ولی در عمل بهگونهای رفتار میکنند که گویی به مردن و برانگیخته شدن خود شک دارند و مرگ را باور ندارند. اسلام این نوع ایمان را نفی کرده و ایمان و اطمینان قلبی و به عبارت دیگر باور قلبی و ظهور عینی و عملی آن را در زندگی، مفهوم معادباورى معرفی میکند.[۲]
۲. اهمیت و ضرورت معادباورى
الف) معادباورى، از ارکان دین
پس از مسئله توحید، مسئله معاد را از نظر اهمیت، میتوان مهمترین مسئله دینی و اسلامی برشمرد. افزون بر آنکه مسئله معاد و قیامت از ضرورتهای دین اسلام و پذیرش آن بر هر مسلمانی واجب است. در آموزههای وحیانی چنان اهمیتی دارد که در آیات قرآن، کلمه ایمان به خدا بارها همراه با ایمان به قیامت آمده است. همنشینی این دو کلمه، دربردارنده این پیام برای مسلمانان است که باید به آخرت نیز همانند توحید، ایمان و اعتقاد داشت. به عبارت دیگر همچنان که.....................
لطفاْ به ادامه مطلب بروید
نقش ایمان به خدا و آخرت در بعد الهی و ملکوتی اعمال
نسبت دنیا و آخرت نسبت بدن و روح، یعنی نسبت ظاهر به باطن است، دنیا و آخرت دو جهان کاملا مجزا و منفصل از یکدیگر نیستند، عالم دنیا و آخرت و یا به تعبیر دیگر ملک و ملکوت مجموعا یک واحد است همچون ورق کتاب که دارای دو صفحه است، و یا همچون سکهای که دو طرف دارد. زمینی که در دنیا هست، همین زمین با چهره ملکوتیش در آخرت پیدا میشود. جمادات و نباتات دنیا با وجهه ملکوتیشان در آخرت ظاهر میشوند. اساسا آخرت وجهه ملکوتی دنیاست. شرط اینکه یک عمل، وجهه ملکوتی خوب و " علیینی " پیدا کند این است که با توجه به خدا و برای صعود به ملکوت خدا انجام بگیرد. اگر کسی معتقد به قیامت نباشد و توجه به خدا نداشته باشد، عمل او وجهه ملکوتی نخواهد داشت و به تعبیر دیگر صعود به علیین نخواهد کرد. وجهه ملکوتی عمل وجهه بالاست و وجهه ملکی آن وجهه پایین است.
تا عملی از راه نیت و از راه عقیده و ایمان، نورانیت و صفا پیدا نکند، به ملکوت علیا نمیرسد، عملی به ملکوت علیا میرسد که روح داشته باشد. روح عمل همان بهره اخروی و ملکوتی آن است. قرآن کریم چه زیبا میفرماید: «الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه؛ بسوی او سخن پاک بالا میرود و کردار شایسته بالا میبردش» (فاطر / 10). این آیه به دو گونه قابل تفسیر است و هر دو گونه در کتب تفسیر ذکر شده است: یکی اینکه سخن پاک و اعتقاد پاک را کردار شایسته بالا میبرد، دیگر اینکه سخن پاک و اعتقاد پاک، کردار شایسته را بالا میبرد و ملکوتی میسازد. دو تفسیر - که هر دو صحیح است و مانعی ندارد که هر دو مقصود باشد - مجموعا این اصل را بیان میکنند که ایمان در مقبولیت عمل و بالا رفتن عمل بسوی بالا تأثیر دارد و عمل، در سیراب شدن ایمان و بالا رفتن درجه ایمان. این اصل در معارف اسلامی اصل مسلمی است. استشهاد ما به این آیه بنابر تفسیر دوم است گو اینکه از نظر ما مانعی ندارد که آیه کریمه در آن واحد ناظر به هر دو معنی باشد. به هر حال اشتباه است اگر بپنداریم اعمال کسانی که ایمان به خدا و قیامت ندارند، به سوی خدا صعود مینماید و وجهه " علیینی " پیدا میکند.
اگر به ما بگویند که فلان کس از جاده شمال تهران خارج شد و در جهت شمال چند روز به سفر خود ادامه داد هرگز توقع نداریم که چنین کسی به قم و اصفهان و شیراز برسد، اگر کسی چنین احتمالی بدهد به او میخندیم و میگوییم اگر او میخواست به قم و اصفهان و شیراز برود باید از جاده جنوب تهران خارج شود و ادامه دهد. محال است که کسی به سوی ترکستان برود و به کعبه برسد. بهشت و جهنم، دو غایت سیر معنوی انسان است. در آن جهان هر کسی خود را در غایت مسیر خود میبیند، یکی بالا است و دیگری پایین، یکی اعلا علیین است و دیگری اسفل سافلین. «ان کتاب الابرار لفی علیین؛ بی تردید کارنامه نیکان در علیین است» ( مطففین/ 18) «ان کتاب الفجار لفی سجین؛ مسلما کارنامه بدکاران در سجین است»( مطففین / 7).
چگونه ممکن است کسی به سوی مقصدی حرکت نکند و یا به سوی مقصدی ضد آن مقصد حرکت کند و آنگاه به آن مقصد برسد؟! حرکت به سوی علیین، فرع آهنگ و اراده رسیدن به آن .....................
لطفاْ به ادامه مطلب بروید