738

دلم گرفته ای خدا

   تنـ ها شدم دوباره 

       روزهایه سردی مونده و شبهــ ای بی ستاره

دلم گرفته ای خدا

  حرفــ ی بزن تو با من

      نزار همینجوری بره تنــ هایی عمری با غم

    

1258

چقَدر تنـــها بــ رَم دریــا

         چَقدر تنـــــهایی بَر گــ ردم !

1155

صُبح ها جلوی ِ آینه به خود َم سلام و بُغض بخیر می گویم ...!

1137

بر مزارم گریه نکن

آنجا نیستم، نمی خوابم.

من هزاران باد وزنده ام.

تلالویی ام بربرف تازه.

تابش آفتابم بر دانۀ رسیده؛

من باران لطیف پاییزی ام.

آن زمان که در سکوت صبح از خواب بیدار می شوی؛

مرا در دستۀ پرندگان خموش صبحگاهی بیاب؛

در شوقشان برای پرواز.

مرا در ستارگان شبانگاهی جستجو کن؛

در نور روح بخش شان در دل شب.

بر مزارم گریه نکن؛

آنجا نیستم

نمرده ام.

1010

نارفیقان به ظاهر رفیق..

ته مانده سیگاری هستند که باید به دور انداخت

تا بوی آزاردهنده شان خود و دوستان واقعیمان را نرنجاند.......

خدا عاشقتم

خدا در مکان هاي دو از انتظار

به دست افرادي دور از انتظار

و در مواقعي تصور ناپذير

معجزات خود را به انجام مي رساند.

109

دلم براتـــــــ تَنگ شُده جونَم

ميخوام بِبينَمت نمـــيـــــ تونَم

143

از وقتي رفتي گريه نكردم :|

خاطرات

دستانم را محكــم تر بگيـر،

من هنوز هم نـمي خواهم تــو را

به دسـت خاطرات لعنتي بسپـارم.

خونـم حـلال

دفتر عشـــق كه بسته شـد

ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم

خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون

به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم

اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود

بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو

بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم

غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم

از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم

چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم

دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن

فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو

آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه

دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه

بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو

ازاون كه عاشقــــت بود

بشنو اين التماسرو

اونی كه فراموش ميشه تويی نه من

فـــراموشتــ می کنم با تمام خاطراتتــ

فـــراموشم کن با تمام عشقی که به تو دارم

فـــراموشتــ می کنم گرچه باران دیدگانم جاری استــ

فـــراموشتــ می کنم با تمام احساس بی نظیری که به تو دارم

فـــراموشتــ می کنم گرچه سختــ استــ

فـــراموشتــ می کنم گرچه تلخ استــ

فـــراموش می کنم گرمی دستانتــ

چشمان نافذتــ

حرارتــ نگاهتــ را

آه....

فـــراموشتــ می کنم اگر اشکهایم کمکــ کنند

فـــراموشتــ می کنم اگر قلبم نامتــ را فریاد نزند

فـــراموشتــ می کنم اگر عطر تنتــ

دیگر فضای ذهنم را پر نکند

فـــراموشتــ خواهم کرد گرچه تنها هستم

فـــراموشتــ خواهم کرد گرچه تنها پناهم بودی

فـــراموشتــ خواهم کرد گرچه تا همیشه دوستتـــــ خواهم داشتــ

فـــراموشتــ خواهم کرد با اینکه تا بحال هیچکس را به اندازه تو دوستــ نداشتم

فـــراموشتــ خواهم کرد با اینکه مخاطبــ مهربان درد دلهایم بوده ای

فـــراموشتــ خواهم کرد  با اینکه مخاطبــ مهربان درد دلهایم خواهی ماند

فـــراموشتــ خواهم کرد با تمام آرامشی که به من ارزانی داشتی

فـــراموشتــ خواهم کرد با تمام عشقی که به من هدیه کردی

فـــراموشتــ خواهم کرد با تمام رویاهایم

فـــراموشتــ خواهم کرد با تمام صحبتهای دلنشینتــ

فـــراموشتــ خواهم کرد ... آری ... فـــراموشتــ خواهم کرد

مجبورم فـــراموشتــ کنم

 

قاطی كردم بد رقـــــم

راستش و بخوای دیگه خسته شدم رک بگمت
راستش و بخوای دیگه خسته شدم رک بگمت
به دلم نشسته بودی گندیدی بریدمت
به خدا عشقی که ذلت بیاره کشکه عزیز
جون هر چی مرده دیگه اینقدر آبرو نریز
گفته بودم نفسی برام میرم تا آخرش
نفسی که حرمتم رو بگیره می برمش
دیگه اون دنیای؛ دیگه اون دنیا پر رنگ و چلچراغت نمی خوام
واسه رو کم کنیتم شده سراغت نمیام
قاطی کردم بد رقم می خوام که قیدت بزنم
می خوام این دندون عاریه رو از ته بکنم

31

 وقتی بود و نبودم.. برایت یکی است..

بهتر است نباشم؛ بگذارم بروم تا تو هم مثل من تنها شوی..

وقتی صدایم، وقتی سکوتم.. وقتی صدای سکوتم.. را نمیشنوی..

بهتر است نگویم؛ بروم بمیرم تا تو هم مثل من ساکت شوی!

گرگ

چـــــوپـــان دروغگــو 
از نــــام ننگــــــت 
سرافکــــــــند ه نــــباش 
...... 
اين روز ها 
خيلی از ما 
با ديدن آدم ها بايد فــــرياد بزنيم 

گــرگ 
گــرگ 
گرگ..

آدم ها

آدم ها لالت می کنند،

نيمكت

اگرتو روی نیمکتی این سوی دنیا نشسته ای
و همه ی آنچه نداری کسی است،

شاید آن سوی دنیا روی نیمکتی دیگر کسی هست

که همه ی آنچه ندارد "تویی"!

نیمکت های دنیا را بد چیده اند!!!

گناه

خدایا...

گناهانم را نادیده بگیر

همانگونه که دعاهایم را نشنیده می گیری!

جهنم دنيا

خداوند !

اینقدر مرا از " آتش " نترسان

از همان جد بزرگم ، آدم !

تا همین پدرم

و حتی تا چند دقیقه پیش خودم

همه در جهنم " دنیا " سوخته ایم !

خوب ؟ نیستم

اون دفتر خاطراتتو هنوز داریش ؟

شکلات

با یه شکلات شروع شد...

من یه شکلات گذاشتم تو دستش اونم یه شکلات گذاشت تو دست من

من بچه بودم اونم بچه بود

سرمو بالا کردم سرشو بالا کرد...

دید که منو می شناسه

خندیدم، گفت دوستیم؟

 گفتم دوستِ دوست 

گفت تا کجا؟   گفتم دوستی که تا نداره ... 

گفت تا مرگ؟ خندیدم و گفتم من که گفتم تا نداره ... 

گفت باشه تا پس از مرگ        گفتم نه نه نه نه تا نداره ... !!!

گفت قبول تا اونجا که همه دوباره زنده می شن یعنی زندگی پس از مرگ

بازم با هم دوستیم تا بهشت تا جهنم تا هر جا که باشه منو تو با هم دوستیم؟

خندیدم و گفتم تو براش تا هر جا که دلت می خواد یه تا بزار 

اصلا یه تا بکش از سر این دنیا تا اون دنیا اما من اصلا براش تا نمی زارم.

نگام کرد نگاهش کردم باور نمی کرد 

می دونستم اون می خواست حتما دوستیه ما تا داشته باشه

دوستیه بدون تا رو نمی فهمید

گفت بیا برای دوستیمون یه نشانه بذاریم 

گفتم باشه، تو بذار گفت     شکلات ...

هر بار که همدیگرو می بینیم یه شکلات ماله تو یکی مال من ،باشه؟

 گفتم باشه 

هر بار یه شکلات می ذاشتم تو دستش اونم یه شکلات تو دست من

، باز همدیگرو نگاه می کردیم یعنی که دوستیم دوستِ دوست.

من تندی شکلاتمو باز می کردم می ذاشتم تو دهنمو تند و تند میمکیدم

میگفت شکمو تو دوست شکموی منی

بعد شکلاتشو می ذاشت توی یه صندوقچه کوچولوی قشنگ. 

میگفتم بخوووورش

 !میگفت تموم می شه می خوام تموم نشه برای همیشه بمونه،

 صندوقش پر شده بود از شکلات !

هیچ کدومشو نمی خورد !من همشو می خوردم

گفتم اگه یه روز شکلاتاتو مورچه ها بخورن یا کرما اونوقت چی کار می کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

گفت مواظبشون هستم 

،می گفت می خوام نگهشون دارم تا موقعی که دوست هستیم،

اما من شکلاتامو می ذاشتم تو دهنمو می گفتم نه نه نه

تا نداره دوستی که تا نداره.


یکسال، دوسال، چهارسال، هفت سال، ده سال، بیست ساله که شده،

اون بزرگ شده منم بزرگ شدم 

من همه شکلاتامو خوردم اون همه شکلاتاشو نگهداشته 

اون اومده امشب تا خداحافظی کنه 

می خواد بره ، بره اون دور دورا می گه میرم اما زود بر می گردم

من که می دونم میره و بر نمی گرده 

یادش رفت شکلات به من بده من که یادم نرفته 

یه شکلات گذاشتم کف دستش 

گفتم این برای خوردن 

یه شکلاتم گذاشتم تو کف اون دستش این آخرین شکلات برای صندوق کوچکیت

یادش رفته بود که صندوقی داره برای شکلاتش

هردوتارو خورد ،خندیدم 

می دونستم دوستیه اون تا داره مثل همیشه،

خوب شد همه شکلاتامو خوردم

اما اون هیچ کدومشو نخورده 

حالا با یه صندوقچه پر از شکلاتای نخورده چی کار می کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟........................

من

آدم ها کلا" ۲ دسته هستن ...

یه دسته اونایی هستن که مثه منن

یه دسته اونایی که مثه من نیستن ...

اونایی که مثه منن آدمن !!!

اونایی هم که مثه من نیستن آدم نیستن .....

خوبم

این و تو دفتر خاطراتت بنویس

...

انقدر بدم  میاد وقتی   .....

دلم تنگه ...

دلم برای همه آدمهای دنیا تنگ است ...

برای آنهایی که نقشی در زندگیمان داشتند..

برای آنهایی که نقشی نداشتند...

برای شما دوستانی که هر روز از دریچه کوچکی به عکسهای ریز همدیگر نگاه میکنیم مثل دیوانه ها برای هم مینویسیم ....

برای آنهایی که نزدیکند ولی در دل نیستند...

برای آنهایی که دورند و در دل هستند...

برای زمستان که میرود...

برای بهانه ای که در دل دارم.برای همه چیز!برای همه کس!..

برای خودم که در گذشته جا مانده است!..

دلم تنگ است......

 

 

آب را گل کردند

تو کجايي سهراب؟

 آب را گل کردند.....
چشم ها را بستند و چه با دل کردند...
واي سهراب کجايي آخر؟....
.

زخم ها بر دل عاشق کردند خون به چشمان شقايق کردند..
تو کجايي سهراب؟

که همين نزديکي عشق را دار زدند, همه جا سايه ي ديوار زدند...

روزی روزگاری اشتباهی بود

روزی روزگاری اشتباهی بود
چنان ابلهانه و کوچک
که هیچ‌کس متوجه آن نشده‌بود ...

نه تاب آن را داشت
که خودش را ببیند و نه از خود بشنود !!

او همه جور چیز اختراع کرد
فقط برای آن که ثابت کند
خودش واقعا وجود نداشت

فضا را اختراع کرد
تا اثبات‌هایش را در آن تعبیه کند
و زمان را تا اثبات‌هایش را نگه‌دارد
و جهان را تا اثبات‌هایش را ببیند

همه‌ی آن‌چه او اختراع کرد
چندان ابلهانه نبودند
چندان کوچک هم نبودند
ولی بی‌شک اشتباه بودند.

مگر جور دیگری هم می‌توانست باشد؟؟؟؟؟

کوتاه..

برمي‌گردم

دوباره نگاهش مي‌‌‌‌‌كنم

نه!

هنوز تركم نكرده..

سايه‌ام!!

متنفرم...

الان از اون لحظاته که دوز تنفر من به شدت بالاس. به شدت....

 از صداها، آدما، ماشینها...

 جاده ها، چراغ عقب ماشینها، راننده های کلافه..

 خونه های زشت و بی قواره، باد لعنتی

سرما، عشق ، دوست داشتن ...

محبت،از تو ... از تو

آره از تو دروغگو به ظاهر خوب

از خرافات ، جهان سومی های خرافاتی

دنیا، شب روز، خورشید.....

 و .. از همه چیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــز متنفرم…

دلیلش هم: قضا!

گاهی دلم برای خودم می سوزه

از خودمم متنفرم .

خلاف بارون

هر وقت دلت تکان خورد اول خوب بخند ! 

خداست . دارد با تو شوخی می کند.  

می گوید این دل هنوز هم همین جاست و هنوز هم کوچک است .  

هنوز هم به این جا و آن جا وابسته است .  

بخند، بخند و بفهم!!

بفهم که این دل را باید راه ببری .....

همین طور که خدا آفریده است او را، با تمام تعلقاتش .  

با بستگی هاش.

آدم ساده

ادم های ساده را دوست دارم....

همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند

 همان ها که برای همه لبخند دارند

 همان ها که همیشه هستند، برای همه هستند

 آدمهای ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعت ها تماشا کرد؛

 عمرشان کوتاه است ...

بس که هر کسی از راه می رسد یا ازشان سوءاستفاده می کند یا زمینشان میزند یا درس ساده نبودن بهشان می دهد

 آدم های ساده را دوست دارم بوی ناب “آدم” می دهند