Welcome to Iraniyan2012 Blog
نمیدونم چرا نمیتونم وبلاکو فراموش کنم خیلی از دوستانم که دیگه حتی خبری هم ازشون ندارم ولی سالهای قبل ازشون یه خاطره مونده شاید من دارم تو گذشته زندگی میکنم
بدروود 
هنوز به دیدار خدا می روند
خداهمین جاست نیازی به سفرنیست
خداهمان گنجشکی است که صبح برای تومیخواند
خدادر دستان مردی است که نابینایی راازخیابان ردمی کند
خدا دراتومبیل پسری است که مادرش رابرای درمان به بیمارستان می برد
خدا درجمله عجب شانسی اوردم است
خدا خیلی وقت اسباب کشی کرده وامده نزدیک من وتو!!!
خدا کنارکودکی است که میخواد ازفروشگاه شکلات بدزدد!
خداکنارساعت کوک شده توست که میگذارد5دقیقه بیشتر بخوابی!
از انسانهای این دنیافقط خاطراتشان باقی می ماند ویک عکس باروبان مشکی
ازتولدت تا ان ربان مشکی چقدرخدارادیدی؟
خدارا7باردور زدی یاکنارش درباران قدم زدی؟
اینم ادرس وب دومم که در مورد بیماریم صحبت میکنم
ﻣﺮﺩﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺮﻡ ﻗﺘﻞ ﻧﺰﺩ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺰﺭﮒ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﻣﻘﺘﻮﻝ ﺧﻮﺍﻫﺎﻥ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﻗﺼﺎﺹ ﺑﻮﺩﻧﺪ .
ﻗاﺗﻞ ﺍﺯ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺘﯽ ﻣﻬﻢ ﺩﺭﻗﺒﺎﻝ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﻣﻬﻠﺖ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﮐﺮﺩ ...
ﺷﺎﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ؟
ﻗﺎﺗﻞ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻧﻤﻮﺩ : ﺍﯾﻦ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ...
ﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﺳﭙﻬﺴﺎﻻﺭ ﺁﺭﺍﺩ ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
ﺁﺭﺍﺩ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩ: ﺑﻠﻪ ﺳﺮﻭﺭﻡ!!!
ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﻤﯿﺸﻨﺎﺳﯽ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﺪ ﺣﮑﻢ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺗﻮ ﺍﺟﺮﺍ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ!
ﺁﺭﺍﺩ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩ : ﺿﻤﺎﻧﺘﺶ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﻗﺎﺗﻞ ﺭﻓﺖ، ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﻣﻬﻠﺖ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺁﺭﺍﺩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺣﮑﻢ ﺑﺮ ﺍﻭ ﺍﺟﺮﺍ ﻧﺸﻮﺩ...
ﺍﻧﺪﮐﯽ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻏﺮﻭﺏ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻗﺎﺗﻞ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﯿﻦ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺟﻼﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ ...
ﺷﺎﻩ ﺑﺰﺭﮒ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﺮﺍ ﺑﺮﮔﺸﺘﯽ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺘﯽ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﯽ؟
ﻗﺎﺗﻞ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﻭﻓﺎﯼ ﺑﻪ ﻋﻬﺪ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ!!!
ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺍﺯ ﺁﺭﺍﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﺮﺍ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩﯼ ؟
ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ : ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﺧﯿﺮ ﺭﺳﺎﻧﯽ ﻭ ﻧﯿﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ!!!!
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﻣﻘﺘﻮﻝ ﻧﯿﺰ ﻣﺘﺄﺛﺮ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ:
ﻣﺎ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮔﺬﺷﺘﯿﻢ ﺯﯾﺮﺍ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﺑﺨﺸﺶ ﻭ ﮔﺬﺷﺖ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ!!!
+این مطلب رو گذاشتم زیرا میترسم بگویند گذشته ایران از یاد رفت…


دختری پشت یک۱۰۰۰۰تومانی نوشته بود:
پدرمعتادم برای همین پولی که پیش توست یک شب مرا
به دست صاحب خانمان سپرد.
خوندیم و رد شدیم
اما ..
دلم خونه از وضع زمونه
پول یه کلمه چند حرفی که از تعداد انگشتای
دست کمتره داره به 7 میلیارد انسان که اشرف مخلوقاته
پادشاهی میکنه.
چراهای بی جوابی دارم که کسی غیر خدا نمیتونه جواب بده.
می دانی رفیق
نه زیبایم ...
نه مهربان ...
فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست
فقط برای خودم هستم ...
خوده خودم...
صبورم و سنگین...
سرگردان...
مغرور...
قانع...
با یک پچیدگی ساده...
و مقداری بی حوصلگی زیاد...
برای تویی که چهره را می پرستی نه سیرت آدمی را!
هیج ندارم ...
راهت را بگیر و برو...
حوالی ما توقف ممنوع است
به داشته هایت که بیندیشی
دیگر چشم نخواهی داشت به دست دیگری
بیشتر از هر زمانی
دوست دارم خودم باشم !!
دیگر نه حرص بدست آوردن را دارم
و نه هراس از دست دادن را .....
هرکس مرا میخواهد بخاطر خودم بخواهد
دلم هوای خودم را کرده است ...
همین...

1: سلام حال شما چطوره؟
متقاضی:خوبم مرسی دایی جان سلام رسوند
سلامت باشن رفتی خونه سلام ویژه بهشون برسون،شما هم فردا بیا سرکار از الان استخدامید
روش مصاحبه استخدام بدون پارتی
سوال ها:
1.تو هواپیما نشستی 30تا آجر داری یکیشو انداختی پایین چندتا موند؟
متقاضی:
29تا
2.خب سه روش گذاشتن یه فیل تو یخچال رو بگو
متقاضی:
اول در یخچالو بازمیکنیم
دوم فیلو میذاریم
سوم دریخچالو میبندیم
3:چهارروش گذاشتن یک زرافه رو تو یخچال بگو
متقاضی:
اول دریخچالو بازمیکنیم
دوم فیلو از یخچال درمیاریم
سوم زرافه رو میذاریم
چهارم در یخچالو میبندیم
4:سلطان جنگل کیه؟
متقاضی:
شیر
5:خب شیر برای خودش جشن تولد گرفته همه حیوانات رو دعوت کرده، یکی نرفته ، کی نرفته؟
متقاضی:
زرافه نرفته چون تویخچاله
6:یه پیرزن میخواد از یه رودخونه کم عمق رد شه چطور ازمیان تمساح ها رد شه؟
متقاضی:
خیلی راحت رد میشه،چون تمساح ها رفتن جشن تولد شیر
7: پیره زن درحال عبور افتاد مرد چرا مرد؟
متقاضی:
نمیدونم شاید غرق شد
8:نه اون آجرکه انداختی ازهواپیما پایین خورد تو سرش
متاسفم شما رد شدین
تو جام بیاور من جان
جام را خالی از جان کن
هراسی نیست...
فقط تو خوش باش
همین مرا کافیست...
حق حضانت برای تو ...
درد زایمان برای من ...
نام خانوادگی برای تو ...
زحمت خانواده برای من ...
سند خانه برای تو ...
بیگاری خانه برای من ...
چهار عقد برای تو ...
حسرت عشق برای من ...
هزار صیغه برای تو ...
حکم سنگسار برای من ...
هوس برای تو ...
عفاف برای من ...
این بود ازادی و برابری حقوق
برای زن و مرد. . .
زنها حق اعتراض . . .!!!ندارند
ارام بمير بانو كه حتي عكست را پس از مردن برروي اگهي ترحيمت نميزنند!!!!

ﺳﯿﻤﯿﻦ ﺑﻬﺒﻬﺎنی
گـــــاهی نـــــه گریـــــه آرامت می کنــــد
و نـــــــــــه خنــــــــده
نــــــــه فریـــــــــاد آرامــت می کنــــــــد
و نـــــــه سکــــــــوت
آنجـــــاست کـــــه بـــا چشمانی خیس
رو بـــه آسمـــــان می کنی و می گویی
خدایــــــا تنهـــــا تــــو را دارم تنهـــــــایم مگـــــــذار..
سنگ تولد شماچیه؟ "شمامتولدکدوم ماهی؟
1. ﻣﺘﻮﻟﺪﯾﻦ ﻓﺮﻭﺭﺩﯾﻦ= ﺍﻟﻤﺎﺱ، ﻣﺸﺨﺼﻪ=ﭘﺎﮐﯽ
2. ﻣﺘﻮﻟﺪﯾﻦ ﺍﺭﺩﯾﺒﻬﺸﺖ= ﺯﻣﺮﺩ، ﻣﺸﺨﺼﻪ= ﻋﺸﻖ
3. ﻣﺘﻮﻟﺪﯾﻦ ﺧﺮﺩﺍﺩ= ﻣﺮﻭﺍﺭﯾﺪ، ﻣﺸﺨﺼﻪ= ﺛﺮﻭﺕ
4. ﻣﺘﻮﻟﺪﯾﻦ ﺗﯿﺮ= ﻳﺎﻗﻮﺕ ﺳﺮﺥ ، ﻣﺸﺨﺼﻪ= ﺁﺯﺍﺩﯼ
5. ﻣﺘﻮﻟﺪﯾﻦ ﻣﺮﺩﺍﺩ= ﺯﺑﺮﺟﺪ، ﺍﻭﻧﯿﮑﺲ، ﻣﺸﺨﺼﻪ= ﺩﻭﺳﺘﯽ
6. ﻣﺘﻮﻟﺪﯾﻦ ﺷﻬﺮﯾﻮﺭ = ﯾﺎﻗﻮﺕ ﮐﺒﻮﺩ، ﻣﺸﺨﺼﻪ= ﺭﺍﺳﺘﯽ
7. ﻣﺘﻮﻟﺪﯾﻦ ﻣﻬﺮ = ﺳﻨﮓ ﻣﺎﻩ، ﺍﻭﭘﺎﻝ، ﻣﺸﺨﺼﻪ= ﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭﯼ
8. ﻣﺘﻮﻟﺪﯾﻦ ﺁﺑﺎﻥ = ﺗﻮﭘﺎﺯ، ﺳﯿﺘﺮﯾﻦ، ﻣﺸﺨﺼﻪ= ﺻﺪﺍﻗﺖ
9. ﻣﺘﻮﻟﺪﯾﻦ ﺁﺫﺭ = ﺯﯾﺮﮐﻦ، ﻓﻴﺮﻭﺯﻩ، ﻣﺸﺨﺼﻪ= ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ
10. ﻣﺘﻮﻟﺪﯾﻦ ﺩﯼ = ﮔﺎﺭﻧﺖ، ﻣﺸﺨﺼﻪ= ﺛﺒﺎﺕ
11. ﻣﺘﻮﻟﺪﯾﻦ ﺑﻬﻤﻦ = ﺁﻣﺘﯿﺲ ، ﻣﺸﺨﺼﻪ= ﺧﻠﻮﺹ ﻧﯿﺖ
12. ﻣﺘﻮﻟﺪﯾﻦ ﺍﺳﻔﻨﺪ = ﺁﻛﻮﺍﻣﺎﺭﻳﻦ، ﻣﺮﺟﺎﻥ، ﻣﺸﺨﺼﻪ=خرد
حال ما با دود و الکل جا نمیاید رفیق….
زندگی کردن به عاشق ها نمیاید رفیق…
روحمان آبستن یک قرن تنها بودن است….
طفل حسرت نوش ما دنیا نمیاید رفیق….
دست هایت را خودت “ها” کن اگر یخ کرده اند…
از لب معشوقه هامان “ها” نمیاید رفیق…
هضم دلتنگی برای موج آسان نیست…
آب دریا بی سبب بالا نمیاید رفیق…
یا شبیه این جماعت باش یا تنها بمان…
هیچکس سمت دل زیبا نمی آید رفیق

سلامتی ..
بزن به سلامتی حرفهایی که تو دلت که به کسی نگفتی
بزن به سلامتی اینکه کوه درد بودی اما دم نزدی
بزن به سلامتی تنهاییات ولی تنهای رو دوست نداشتی
بزن به سلامتی آرزوهایی که نتونستی لمسشون کنی
بزن به سلامتی عشقی که طالعش به اسمت نبود ولی هنوزم دوستش داری
بزن به سلامتی شبهای که گریه کردی که حتی خودتم دلیلشو نمی دونی
بزن به سلامتی دوست و رفیقای که از پشت خنجر زدن
لمس تن تو شهوت است و گناه
حتی اگر خدا عقدمان را ببندد
داغی لبت جهنم من است
حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند
هم آغوشی با تو,هم خوابگی چرک آلودی است
حتی اگر خانه خدا خوابگاهمان باشد
فرزندمان, حرام نطفه ترین کودک زمین است
حتی اگر تو مریم باشی و من روح القدس
خاتون من حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم
یک بوسه یک نگاه حتی حرامم باد ….
اگر تو عاشق من نباشی...

+احمدشاملو
هــمـه ی ِ قـراردادهــا را کـه روی
کـاغـذهـای بـی جـان نـمی نویسنـــــ....ــــد !
بــعـضی از عـهـدهــا را
روی قــلـب هـای هــم مـی نــویــسـیـم ...
.. حـواست به ایـن عـهـدهـای غـیـر کـاغـذی بـاشـد ...
یـک آدم را مـی شـکند !!
بیا قرار بگذاریم که . . .
هیچ وقت با هم قرار ی نداشته باشیم !