سال
۸۶ بود که رهبری داشتند صحبت می کردند و میان کلامشان که در مورد انرژی
هسته ای بود دانشجویی پرشور شروع کرد به شعار دادن که : "انرژی هسته ای حق
مسلم ماست" ! بعد جمعیت همراهی اش نکردند و رهبری هم که دیگر کلامشان قطع شده بود با لبخندی گفتند : بله آن را که می دانم حق شماست!
همه خندیدند و رهبری به ادامه صحبتهایشان پرداختند.
سخنانی که در آن صریحا صحبت از تجربه "تعلیق" کردند ...
انرژی
هسته ای برای یک ملت (خصوصا ملت ما) عامل اعتماد به نفس ملی است، همان
اعتماد به نفسی که وقتی دورت را دیوار می چینند و همه دنیا را علیه ات متحد
می کنند تو را امیدوار و زنده نگه می دارد.
انرژی هسته ای همان نمایش قدرتی است که خیلی ها در دنیا تاب و تحملش را ندارند
همان حق مسلّمی است که برای بدست آوردنش حتی خون داده ایم.
لکن
اگر در جمهوری اسلامی -که اگر جمهوریت مهجور بماند اسلامیت هم منزوی می
شود- طبیعتا وقتی جو عمومی مردم چیزی را طلب می کنند باید آنرا پذیرفت.
جامعه کنونی ایران یکبار دیگر احتیاج به تجربه دارد در زمینه تعلیق، هرچند
تعلیقش غیر رسمی باشد و یا بر تنش لباس غنی سازی ۵ درصدی پوشانده باشند.
این تجربه مفید است برای ما. چه ضرری دارد؟
برای
دوستانی که خیال می کنند خون مصطفی شهید و رضایی نژاد و شهریاری و
علیمحمدی لگدمال شده است میگویم که حافظ خون اینها نه آمانو است و نه ۵+۱ و
تیم مذاکره کننده و نه حتی رئیس جمهور... حکایت شهید حکایت دولت ها نیست،
حکایت دلهاست. حافظ خون شهید هم رهبر شهید است و نه کس دیگر...
شاید
این بار آخری باشد که سایت های هسته ای کشورمان پلمپ را تجربه می کنند و
بعد از این ما یک جهش تا قله داشته باشیم و پرونده هسته ای مان برای همیشه
بسته شود.
هرچند
که می دانیم مشکل آنها با ما هسته ای نیست! مشکل بنیادی و خیلی اساسی تر
از این حرفهاست! حالا پس فردا می آیند و فناوری موشکی ایران را عامل تهدید
صلح جهانی می خوانند!
...........
هیچ
مشکل این سرزمین از خارج از آب و خاک حل نمی شود. عادت کرده ایم وقتی می
گوییم که "ما با هیچکس بجز زورگو مشکلی نداریم" بشنویم: "ما با تو مشکل
داریم". سالهاست داریم می شنویم...
همه مشکلاتمان از جایی حل می شود که نامش ایران است.
همین وطن.
بگویید تا همه دنیا بشنوند :
عشق که تعلیق نمی شود !

