حدیث روز

پیامبر اکرم (ص) فرموده اند :



لا فقر اَشد من الجهل ، لا مال اَعود من العقل

هیچ تهیدستی سخت تر از نادانی و هیچ


 مالی سودمندتر از عقل نیست .

من و نوشتن خط

سلام

   

   دوستان و مخاطبان محترم در این فضای مجازی شاید الان نزدیک


به 1 سال و نیم هست که با این وبلاگ در خدمت شما عزیزان هستم


و از نظرات و نوشته های شما دوستان خیلی چیزها اموخته ام از


همه شما دوستان بی نهایت ممنون و متشکرم.


چند وقتی هست کلاس خطاطی و خوشنویسی با خودکار میرم که



در ادامه کار با قلم درشت و نی را هم  بیاموزم و مهمتر از اینها خیلی


دوست دارم تذهیب را هم یاد بگیرم انشالله به امید خدا .


امروز در این پست اول نمونه خط اول خودم را گذاشتم که ببینید چه 


بد خطی بودم من .


ولی عکس بعدی یکی از نوشته های کلاسم هست که استادم


خیلی ازش راضی بود و خیلی هم تشویقم کرده است .















حالا دیگه خودتان قضاوت کنید .







پی . ن : بابت کیفیت بد عکسها خیلی خیلی عذرخواهی میکنم  .

حضرت زینب (س) و واقعه کربلا

عامل پیروزی خون بر شمشیر زینب بود


بعد از شهادت حسین بن علی که دنیا ظلمانی شد و دل‌ها و جان ها و آفاق عالم تاریک گردید،

 این زن بزرگ یک نور شد و درخشید. عاشورا بدون زینب کبری آن حادثه تاریخی ماندنی

 نمی شد.

شخصیت زینب در این حادثه آنچنان بارز است که انسان احساس می کند یک حسیـــن دوم

 است در پوشش یک زن، در لباس دختر علی.


اینکه در عاشورا، خون بر شمشیر پیروز شد، عامل این پیروزی زینب بود، والا خون در

کربلا تمام می شد. چیری که باعث شد این شکست نظامی ظاهری، تبدیل به یک پیروزی

قطعی دائمی شود، عبارت بود از: منش زینب کبری.


زینب کبری الگو است؛
الگو برای همه مردان و زنان بزرگ عالم. انقلاب نبوی و انقلاب

علوی را آسیب شناسی می‌کند و می گوید: شما نتوانستید در فتنه، حق را تشخیص دهید؛

نتوانستید به وظیفه تان عمل کنید؛ نتیجه این شد که جگر گوشه پیغمر بر روی نیزه رفت،

عظمت زینب را اینجا می‌توان فهمید.




عاشورا بدون زینب کبری آن حادثه تاریخی ماندنی نمی‌شد


واقعا کربلا بدون زینب،‌ کربلا نبود. عاشورا بدون زینب کبری آن حادثه تاریخی ماندنی

نمی‌شد.
آن چنان شخصیت دختر علی (ع) در این حادثه از اول تا آخر، ‌بارز و آشکـــار

است که انسان
احساس می‌کند یک حسینِ دوم است در پوشش یک زن،‌ در لباس دختر

 علی. غیر از اینکه اگر
زینب نیود بعد از عاشورا چه می‌شد، شاید امام سجاد هم کشته

 می‌شد،‌ شاید پیام امام حسین به
هیچ کس نمی‌رسید. ...



کربلا نشان داد که زن در حاشیه تاریخ نیست


زینب کبرى‌ یک نمونه برجسته تاریخ است که عظمت حضور یک زن را در یکى از

مهمترین مسائل تاریخ نشان می‌دهد. اینکه گفته می‌شود در عاشورا، در حادثه کربلا،

 خون بر شمشیر پیروز شد - که واقعاً پیروز شد - عامل این پیروزى، حضرت زینب

بود؛ والّا خون در کربلا تمام شد.


حادثه نظامى با شکست ظاهرى نیروهاى حق در عرصه عاشورا به پایان رسید؛ اما آن

چیزى که موجب شد این شکست نظامىِ ظاهرى، تبدیل به یک پیروزى قطعىِ دائمى

شود، عبارت بود از منش زینب کبرى‌؛ نقشى که حضرت زینب بر عهده گرفت؛ این

خیلى چیز مهمى است. این حادثه نشان داد که زن در حاشیه تاریخ نیست؛ زن در متن

 حوادث مهم تاریخى قرار دارد.


قرآن هم در موارد متعددى به این نکته ناطق است؛ لیکن این مربوط به تاریخ نزدیک

است، مربوط به امم گذشته نیست؛ یک حادثه زنده و ملموس است که انسان زینب

کبرى‌ را مشاهده می‌کند که با یک عظمت خیره‌کننده و درخشنده‌اى در عرصه ظاهر

می‌شود؛ کارى می‌کند که دشمنى که به حسب ظاهر در کارزار نظامى پیروز شده

 است و مخالفین خود را قلع و قمع کرده است و برتخت پیروزى تکیه زده است، درمقر

 قدرت خود، در کاخ ریاست خود، تحقیــر وذلیل شود؛ داغ ننگ ابدى را به پیشانى او

می‌زند و پیروزى او را تبدیل می‌کند به یک شکست؛ این کارِ زینب کبرى‌ است.

زینب (سلام اللَّه علیها) نشان داد که می‌توان حجب و عفاف زنانه را تبدیل کرد به عزت

مجاهدانه، به یک جهاد بزرگ.



تجلی ولایت باوری

عبرتهای واقعه عاشورا در عصر حاضر

 



یکی از مهمترین دستاوردهای عاشورا، درس ولایت باوری و ولایت پذیری در


عاشوراییان است. عاشوراییان آموخته بودند که حسین (ع) ولی خداست و دوست


داشتن تنها کافی نیست و باید در راه معشوق از جان گذشت.


یاران حسین (ع) آموخته بودند که باید از تمام دنیا برید تا به او پیوست. آنان خویشان


و اموال و مواهب دنیوی را فرو نهادند و دل و جان به معشوق سپردند.


آنچه مسلم است آنها آنچنان ولایت باور بودند که ولایت را شرط پذیرش اعمالشان


می دانستند؛ آنچنان که امام صادق (ع) فرمود: «هر کس ولایت ما را قبول نداشته


باشد خداوند عملی را از او نمی پذیرد و بالا نمی برد.»


و حسین (ع) در شب عاشورا چه نیکو در حق یارانش فرمود:


«من یارانی باوفاتر و بهتر از یاران خود سراغ ندارم و اهل بیتی نیکوکارتر و حق


شناس تر از اهل بیت خود نمی شناسم. خداوند از طرف من، خودش به شما


پاداش دهد.»


و چه پاسخی نیکوتر از کلام ظهیر بن قین به مولایش: «به خدا سوگند دوست دارم


هزار بار در راه تو کشته شوم و باز زنده شوم و جانم را فدای تو کنم.»


چه کسی می تواند ادعا کند اگر در همان شرایط قرار گیرد چنین پاسخی خواهد 


داد ؟ ما که در دنیاپرستی مدرن گوی سبقت را از یکدیگر می رباییم؟!



کمی بیندیشیم ...




راز اشک مادر





پسرکی از مادرش پرسید: مادر چرا گریه می‌کنی؟


مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت: نمی‌دانم عزیزم، نمی‌دانم!


پسرک نزد پدرش رفت و گفت: چرا مامان همیشه گریه می‌کند؟


او چه می‌خواهد؟


پدرش تنها پاسخی که به ذهنش رسید این بود: همه‌ی زن‌ها گریه


می‌کنند بی هیچ دلیلی!


پسرک از اینکه زن‌ها خیلی راحت به گریه می‌افتند، متعجب بود.


یک بار در خواب دید که دارد با خدا صحبت می‌کند؛ از خدا پرسید:


خدایا چرا زن‌ها این همه گریه می‌کنند؟


خدا جواب داد: من زن را به شکل ویژه‌ای آفریده‌ام؛ به شانه‌های او


قدرتی دادم تا بتواند سنگینی زمین را تحمل کند.


به بدنش قدرتی داده‌ام تا بتواند درد زایمان را تحمل کند، به دستانش


قدرتی داده‌ام که حتی اگر تمام کسانش دست از کار بکشند، او به کار


ادامه دهد.


به او احساسی داده‌ام تا با تمام وجود به فرزندانش عشق بورزد؛


حتی اگر او را هزاران بار اذیت کنند.


به او قلبی داده ام تا همسرش را دوست بدارد و از خطا های او


بگذرد و همواره در کنار او باشد و به او اشکی داده‌ام تا هر هنگام


که خواست فرو بریزد.


این اشک را منحصراً برای او خلق کرده‌ام تا هرگاه نیاز داشت بتواند


از آن استفاده کند.



عید غدیر






واقعه غدير حادثه اى تاريخى نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود.


غدير تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است، نشانه و رمزى است كه


از تداوم خط نبوّت حكايت مى كند. غدير نقطه تلاقى كاروان رسالت با


طلايه داران امامت است.


آرى غدير يك سرزمين نيست،
چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد،

 
كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب.





قرآن به جز از وصف علی آیه ندارد

ایمان به جز از حب علی پایه ندارد


گفتم بروم سایه لطفش بنشینم



گفتا که علی نور بود سایه ندارد




عید غدیر مبارک

عید قربان




عید اضحی رسم و آئین خلیل آزرست



بعد آن ،عید غدیر، روز ولای حیدر است




عید قربان و پیشاپیش عید سعید غدیر مبارک

عرفه روز شناخت خویشتن برای نیل به معرفت الله ...




زبان به ثناي الهي گشوده است؛ ايستاده با دست هايي شكوهمندتر از دعا:


 «اَلْحَمْدُللّه ِ الّذي لَيْسَ لِقَضائِهِ دافِعٌ وَ لِا لَعطائِهِ مانِعٌ وَ لا كَصُنْعِهِ

صُنْعُ صانِعٍ وَ هُوَ الْجَوادُ الْواسِعَ...


چه باشكوه است اين نيايش عارفانه! شكوه اشك است و صدايي كه تا عمق آسمان

پيش مي رود. پروردگارا! من با تمام رغبت، تو را مي خوانم و شهادت مي دهم بــــه

آفريدگاري ات، كه تو آفريدگار مني... .

عرفات است و فوج فرشتگان كه نواي ابا عبدالله(ع) را همراهي مي كنند.

عرفات است و حسين؛ عاشقي كه چنين با خداي خويش گفت وگو مي كرد:



«اَلَّهُمَّ اجْعَلْني اَخْشاكَ كَاَنّي اَراكَ..



اين سو حسين(ع) است كه اشك هاي پاكش، غوغا در دل عرش افكنده و ســـــــوي

ديگر شهر كوفه و نامردماني عهدشكن! و در كوفه مسلم تنهاي تنها! مسلم و لحظات

شيرين فناء في اللّه.

مسلم و دلواپسي آمدن حسين(ع) مسلم و عروج از بام دارالاماره.

عرفات است و دعا؛ عاكفان كوي يار، با تمام نياز، در عرفات جمع شده اند تا با نــــــواي


آسماني اَنْتَ الَّذي مَنَنْتَ؛ اَنْتَ الَّذي اَنْعَمْتَ، اَنْتَ الَّذي اَحْسَنْتَ، هم نوا شوند؛


هم نوا با اباعبداللّه، هم نوا با سالار شهيدان!

امروز، روز عرفه است؛ روز سوگند به عظمت لايزالي خداوند. روز توســــــــــل به مقام

ربوبيت حضرت حق (جل جلاله). روزي است كه بايد براي تكامل باورها، و قبـــــــــــــول

شدن در امتحان حج، خويشتن را با نيايش آزمود، با نيايش محك زد و بــــــراي رسيدن به

مراتب بالاي معرفت، چون حضرت مسلم بن عقيل، شهادت را برگزيد، يا همچون حضرت

امام حسين(ع) آماده سفر شهادت شد.

امروز، روز عرفه است؛ روز رسيدن به آمال و آرزوهاي متعالي، رسيـــــدن به غايت آمال

عارفين، رسيدن به هم جواري با عرش الهي، رسيدن به خدا! رسيدن به


«اَنَا يا اِلهي الْمُعْتَرِفُ بِذُنُوبي، فَاغْفِرْ هالِي...»


اين من هستم كه خطاكارم! اين من هستم كه غفلت ورزيدم! اين من هستم که عهــــــد

شكستم! اين من هستم كه اقرار مي كنم به گناهانم؛ اقرار مي كنم به تمام نعمت هایی

كه از آنها برخوردارم ساخته اي؛ پس درگذر از گناهانم، اي خدايي كه از گناه بندگانت هيچ

زيان به تو نمي رسد و از طاعتشان هم بي نيازي!

روز عرفه، روز استغفار است؛ روز توسل، روز يادآوري عجز خويش و توانايي خداونـــــــد،

روز تسبيح، روز ذكر، روز خواندن



«لا اِللّه اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ اِنّي كُنْتُ مِنَ المُوَحِّدينَ»



روز عرفه، روز رسيدن است؛ رسيدن به تمام آرزوهاي زيبا!

دل در جوشش ناب عرفه، وضو مي گيرد و در صحراي تفتيده عرفات، جاري مي شود.

آن جا كه ايوان هزار نقش خداشناسي است. لب ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و

چشم ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده اند.

روز نهم ذي‌الحجه روز عرفه و از اعياد عظيمه است، روزي است كه حق تعالي بندگان

خويش را به عبادت و طاعت خود خوانده و مائده جود و احسان خود را بـــــــراي ايشان

گسترانيده و شيطان در اين روز خوار و حقير و رانده‌ و در خشمناكترين اوقات است.

و عرفات نام جايگاهي است كه حاجيان در روز عرفه (نهم ذي الحجه) در آنجــــــا توقف

مي كنند و به دعا و نيايش مي پردازند و پس از غروب آفتاب به مشعر رفته در آن وقوف

مي كنند و سپس به منا و بعد به مكه مكرمه باز مي گردند و وجه تسميه آنرا چنيــــن

گفته اند كه جبرائيل عليه السلام هنگامي كه مناسك را به ابراهيم مي آموخت،

چون به عرفه رسيد به او گفت: عرفت، و او پاسخ داد آري، لذا به اين نام خوانــــده شد.

و نيز گفته اند سبب آن اين است كه مردم از اين جايگاه به گناه خود اعتراف مــي كنند و

بعضي آن را جهت تحمل صبر و رنجي مي دانند كه براي رسيدن به آن بايد متحمــل شد.

چرا كه يكي از معاني عرف، صبر و شكيبايي و تحمل است.

 


بعد از ازدواج چطور یک زندگی ...


*با همدیگر مثل دوست هایی خوب رفتار کنید


یکی از هفت نعمتی که به زن و شوهر داده شده این است که می توانند دوستانی صمیمی

با هم باشند. اصل دوستی بر این است که دو طرف باید به احساسات و نیازهای طرف مقابل

خود ارزش و احترام بگذارند. یعنی هرچه که برای تو مهم است برای من هم باشد. این رمـــز

این است که همسرتان همیشه احساس دوست داشته شدن کند.


*همسرتان را عزیز کنید، به شوهرتان احترام بگذارید


هسته اصلی نیاز احساسی خانم ها عزیز شدن است. این مسوولیت شماره یک همه

شوهرها است.معنی آن این است که باید کاری کنید که همسرتان احساس کند دوستش

دارید و قدرش را می دانید، اینکه او اولین اولویت زندگی شما است. هسته اصلـــی نیاز

احساسی مردها هم این است که مورد احترام همسرشان باشند. وقتی به خانه می آید

دوست دارد احساس کند که حداقل یک نفر در دنیا هست که فکر می کند او فــــردی با

کفایت و بالیاقت است. منظورمان این است که وقتی شوهرتان به خانه می آید، تلفن را

قطع کنید و به استقبال او بروید.


*چهار فعل طلایی را به خاطر داشته باشید:


گوش دادن، کنار آمدن، بازسازی کردن، قدردانی کردن


در همان ابتدای ازدواجتان با هم توافق کنید که یک قانون اصلی داشته باشید .

هرچقدر هم که ناراحت باشید، هیچ وقت با هم درگیری لفظی پیدا نکنید. این نوع جنگ و

جدل ها فقط مشکلات را بدتر کرده و رابطه را هم خراب می کند. درعوض، سعی کنید این

چهار فعل طلایی را در زندگی تان پیاده کنید:


ـ گوش دادن

این کار برای کنار هم کار کردن و حل مشکلات لازم است. به همسرتان اجازه دهید بدون

اینکه حرف هایش را قطع کنید صحبت کند و بعد آنچه که گفته شده را تکرار کنیـــــد. این

همسرتان را مطمئن می سازد که حرف هایش را خوب گوش کرده اید.


ـ کنار بیایید

سعی کنید مشکلات را طوری حل کنید که هر دوی شما از راه حل انتخابی شاد و راضی

باشید. نباید هیچ کدام از شما به اجبار به خاطر طرف مقابل راه حل را بپذیرد.


ـ بازسازی کنید

وقتی به همدیگر صدمه احساسی می زنید، باید بتوانید این دلشکستگی را ترمیم کرده و

احساس عصبانیت و خشم طرف مقابل را برطرف کنید. باید به دنبال بازسازی ۱۰۰ درصد

باشید. حتی کمی خشم می تواند دیواری از کینه و تلخی بینتان ایجاد کند.


ـ قدردانی کنید

هیچ وقت نمی توانید به اندازه کافی از همسرتان تشکر کنید. سعی کنید هر کاری را که

برایتان انجام می دهد فهمیده و آن را با قدردانی نشان دهید.


*مرزهایی قوی بسازید


همسرتان اولویت درجه یک شماست نه والدینتان، خویشان و نزدیکانتان، دوستانتان،

فرزندانتان، همکاران یا سرگرمی هایتان. مرزهایی محکم ایجاد کنید که نشان دهد برای

ازدواجتان ارزش قائلید و به هیچکس و هیچ چیز اجازه نمی دهید رابطه تان را ضعیف کند.

این یعنی قبل از نیازهای والدینتان به نیازهای همسرتان برسید و بعد از کار سعی کنید

به اندازه کافی برای همدیگر وقت بگذارید.

راز طول عمر


        آیا تاکنون از خودتان پرسیده اید


که رازهای سلامتی و طول عمر در سالم ترین افرادی که


معمولا تا 100سالگی عمر می کنند، چیست؟



طول عمر


آمارها نشان می دهد که این افراد معمولا با خطر ابتلا به امراض قلبی مواجه نمی شوند.

همچنین در این افراد احتمال ابتلا به سرطان های سینه و پروستات 80درصد و احتمال

بروزسرطان های روده با تخمدان نیز 50 درصد کمتر از دیگر مردم است امــــا راز پنهان

این مصونیت چیست؟


به گزارش پایگاه اینترنتی کامن سنس، احتمالا شما هم برخی از این اسرار را می دانید

امادراین مقاله به مهم ترین آنها اشاره شده تا با یادآوری آنها، انگیزه بیشتری برای بکار

بستن این اسرار در زندگی خود، پیدا کنید و در نهایت از سلامتی کامل جسمی و روانی

لذت ببرید.


این اسرار عبارتند از:


1-مثبت اندیشی:

سالم ترین افراد این باور قدیمی را حفظ کرده اند که همه کارها و امور دراین دنیا به

بهترین شکل ممکن پیش می روند و همه چیز در این عالم در سرجای خود قرار دارد.

بنابراین با این نگرش مثبت، دیگـر نیازی به نگران بودن نیست.این راز  «شماره یک»

درسلامتی است.


2-برقراری روابط اجتماعی سالم؛

این افراد اغلب با دوستان و خانواده های خود کنار هم جمع می شوند و به سرگرمی،

شوخی و گفت وگو می پردازند. آنها در این شرایط از حمایت گروهی بهره مند می شوند

و از اجتماعی بودن لذت می بـــــــــــرند. بسیاری از مطالعات نشان داده است که روابط

اجتماعی خوب، خنده زیاد و یک زندگی گروهی فعال و سالم، افراد را سالم تر کرده

و عمر آنها را بیشتر می کند .


3-یک رژیم غذایی سالم؛

این مورد قطعا یک راز نیست بلکه یک توصیه همیشگی است که با وجود اهمیت زیاد،

اغلب ما از آن غفلت می کنیم. سالم ترین افراد هر روز یک رژیم غذایی سالم، ساده و

سبک را دنبال می کنند. آنها عمدتا میوه و سبزی مــــــــــی خورند که سرشار از آنتی

اکسیدان هاهستند و همچنین ماهی مــی خورند که یک منبع غنی از اسیدهای چرب

امگا-3 محسوب مــــی شود. به علاوه رژیم غذایی این افراد حاوی کالری پایین است.

رژیم غذایی کم کالری نقش مهمی در حفظ سلامت و افزایش طول عمر دارد.


4-تحرک و فعالیت بدنی دائمی،

اشخاص سالم اگرچه به آرامی کار و زندگی می کنند واسترس کمی هم دارند اما با

این حال تحرک بدنـــی زیادی دارند. البته این تحرک شامل ورزش سنگین نمی شود

بلکه عبارت از پیاده روی، باغ داری و یا هنرهای رزمی سنتی است.


5-سیگار را فراموش کنید.

افرادی که با وجود سن بالا در بهترین وضعیت سلامتی هستند درطول عمر خود به سراغ

هیچ نوع دخانیات یا نوشابه های الکلی نرفته اند.


میلاد اختر هشتم

زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟


بی پناهم، خسته ام،تنهابدادم میرسی ؟


گر چه آهونیستم اماپراز دلتنگی ام


ضامن چشمان آهوهابه دادم میرسی ؟


ازکبوترهاکه میپرسم نشانم میدهند


گنبدو گلدسته هایت رابه دادم میرسی ؟


من دخیل التماس رابه چشمت بسته ام


هشتمین دردانه زهرابه دادم میرسی ؟


 

****************************


میلاد امام رضا شمس الشموس


بر همه محبان و شیعیان حضرت


مبارک و فرخنده باد




پ . ن :


دوستان مشهدی لطفا امروز نایب الزیاره ما هم باشید .


عرض ارادات ما را هم خدمت اقا برسانید .


اقاجان ضامن اهو شدی  ، میشه ضامن من روسیاه هم شوی ؟!!!

فایده داشتن دوستان خوب

همان طور که دوست و همسايه بد مي تواند دردسرساز و اعصاب خرد کن باشد ، فايده دوست خوب هم کم پر اهميت نيست. دوستان خوب قديمي و دوستي هاي درازمدت ، عمر انسان را افزايش مي دهد. يکي از دلايل اين امر اين است که دوستان خوب باعث از بين رفتن عادت هاي بدي مثل سيگار کشيدن و ... مي شوند. همچنين هم نشيني و مصاحبت با آنها مانع از بروز افسردگي مي گردد و اعتماد به نفس و حس حمايت و تعلق خاطر را ارتقا مي بخشد. گفته مي شودکه ارتباط خيلي نزديک با بچه ها و فاميل چنين تاثيري در افزايش طول عمر ندارد. اما در جاي خود پر اهميت و مفيد است.


مزاياي سلامتي دوستان خوب


تحقيقات نشان مي دهد که شدت بيماري هايي مثل سرطان در افرادي که داراي دوستان متعدد و خوب هستند و يا به گروه اجتماعي خاصي تعلق دارند،کمتر مي باشد و امکان بقا و بازگشت آنها به سلامتي بيشتر است. آنها درد کمتري هم احساس مي کنند. دوستان ، توانايي مقابله با مشکلات را در انسان تقويت مي کنند. آنها کمک هاي مادي، حمايت هاي عاطفي و اطلاعات مفيدي براي مقابله با مشکلات در اختيار انسان قرار مي دهند. دوستان شما، مشوق شما در حفظ سلامتتان هستند. افرادي که به شبکه هاي اجتماعي گسترده وابسته اند داراي اعتماد به نفس بيشتر بوده و داراي اين احساس مي باشند که کنترل همه جانبه بر زندگي خود دارند. مطالعه اي ديگر نشان داده که افرادي که دوستان کمتري دارند بعد از مواجهه با حملات قلبي آسيب پذيرتر بوده و احتمال فوت آنها بيشتر است. داشتن دوستان متعدد و البته خوب حتي احتمال ابتلا به سرماخوردگي را نيز کاهش مي دهد. افرادي که داراي حمايت هاي دوستانه هستند کمتر دچار مشکلات قلبي عروقي و ضعف سيستم ايمني مي باشند.سطح هورمون کورتيزول (هورمون استرس)نيز در آنها کمتر است. انسان در تعريفي حيوان اجتماعي معرفي شده است و طبيعتا در جمع و اجتماع تکامل مي يابد. اين خاصيت ژنتيکي بشر است که براي حفظ بقا در جمع زندگي مي کند. بنابراين احساس تعلق خاطر در نتيجه ارتباط هاي دوستانه باعث آرامش مي شود که تاثيري مثبت در ارتقا سلامتي خواهد داشت.

از طرفي اين حقيقت قابل کتمان نيست که علاقه به فردي ديگر باعث مي شود که وضعيت وي براي ما حائز اهميت شده و کوچکترين مشکلي در زندگي وي ، بر ما نيز تاثير بگذارد و به عبارتي مي توان گفت که تنش زا خواهد بود. هرچه ارتباط عاطفي ما با دوستان و افرادي که دوستشان داريم بيشتر باشد به مراتب حساسيت بيشتري نسبت به آنها پيدا مي کنيم و اين مسئله مي تواند براي سلامت مشکل ساز شود. در نهايت مي توان اين طور نتيجه گيري کرد که دوستان مي توانند استرس زا باشند و از طرفي در هنگام مقابله با استرس به ما کمک کنند و توان مقابله با مشکلات را در ما القا کنند و اين کم پر اهميت نيست.




بیا تا قدر یک دیگر بدانیم


که تا ناگه ز یک دیگر نمانیم


چو مؤمن آینه مؤمن یقین شد


چرا با آینه ما روگرانیم


کریمان جان فدای دوست کردند


سگی بگذار ما هم مردمانیم


فسون قل اعوذ و قل هو الله


چرا در عشق همدیگر نخوانیم


غرض‌ها تیره دارد دوستی را


غرض‌ها را چرا از دل نرانیم



من اینجا مسافرم


جهانگردی به دهکده ای رفت تا زاهد معروفی را زیارت کند و دید که زاهد در اتاقی


ساده زندگی می کند. اتاق پر از کتاب بود و غیر از آن فقط میز و نیمکتی دیده می شد.



جهانگرد پرسید: لوازم منزلتان کجاست؟...



زاهد گفت: مال تو کجاست؟



جهانگرد گفت:من اینجا مسافرم.



زاهد گفت: من هم.


************************************


خوب نظر شما چیست ؟


اگر ممکن نظرات خودتان را در مورد این داستان بنویسید .

دست خدا


کودک زمزمه کرد: (خدایا با من حرف بزن).

و یک چکاوک در مرغزار نغمه سر داد. کودک نشنید.

او فریاد کشید: (خدایا! با من حرف بزن).

صدای رعد و برق آمد.

اما کودک گوش نکرد.

او به دور و برش نگاه کرد و گفت:(خدایا! بگذار تو را ببینم).

ستاره ای درخشید. اما کودک ندید.

او فریاد کشید(خدایا! معجزه کن).

نوزادی چشم به جهان گشود. اما کودک نفهمید.

او از سر ناامیدیگریه سر داد و گفت:(خدایا به من دست بزن. بگذار بدانم کجایی).

خدا پایین آمد و بر سر کودک دست کشید.

اما کودک دنبال یک پروانه کرد.

او هیچ درنیافت و از آنجا دور شد.

 

داستانی حکمت آمیز 2

روزی ، روزگاری پادشاهی 4 همسر داشت. ...


او عاشق و شیفته همسر چهارمش بود. با دقت و ظرافت خاصی با او رفتار می کرد و او

را با جامه های گران قیمت و فاخر می آراست و به او از بهترین ها هدیه میکرد. همسر 

سومش را نیز بسیار دوست می داشت و به خاطر داشتنش به پادشاه همسایه فخر

فروشی می کرد. اما همیشه می ترسید که مبادا او را ترک کند و نزد دیگری رود. همسر

دومش زنی قابل اعتماد، مهربان، صبور و محتاط بود. هر گاه که این پادشاه با مشکلی

مواجه می شد، فقط به او اعتماد می کرد و او نیز همسرش را دراین مورد کمک میکرد. 

همسر اول پادشاه، شریکی وفادار و صادق بود که سهم بزرگی در حفظ و نگهداری ثروت  

وحکومت همسرش داشت. او پادشاه را از صمیم قلب دوست می داشت، اما پادشاه به 

ندرت متوجه این موضوع می شد .

روزی پادشاه احساس بیماری کرد و خیلی زود دریافت که فرصت زیادی ندارد. او بــــــه  

زندگی پر تجملش می اندیشید و در عجب بود و با خود میگفت " من 4 همســــــر دارم ، 

اما الان که در حال مرگ هستم ، تنها مانده ام ." 

بنابراین به همسر چهارمش رجوع کرد و به او گفت" من از همه بیشتر عاشق تو بوده ام.  

تو را صاحب لباسهای فاخر کرده ام و بیشترین توجه من نسبت به تو بوده است. اکنون 

من درحال مرگ هستم، آیا با من همراه میشوی؟ " او جواب داد "به هیچ وجه !" و در   

حالی که چیز دیگری میگفت از کنار او گذشت.

جوابش همچون کاردی در قلب پادشاه فرو رفت.

پادشاه غمگین، از همسر سوم سئوال کرد و به او گفت "در تمام طول زندگی به تـــــو 

عشق ورزیده ام، اما حالا در حال مرگ هستم. آیا تو با من همراه میشوی؟"

او جواب داد "نه، زندگی خیلی خوب است ومن بعدازمرگ تو دوباره ازدواج خواهم کرد."

قلب پادشاه فروریخت و بدنش سردشد.

بعد به سوی همسر دومش رفت و گفت " من همیشه بـرای کمک نزد تو می آمدم

و تو همیشه کنارم بودی. اکنون در حال مرگ هستم. آیا تو همراه من می آیی؟

او گفت " متأ سفم! در این مورد نمیتوانم کمکی به تو بکنم، حداکثر کاریکه بتوانم انجام

دهم این است که تا سر مزار همراهت بیایم ".

جواب او همچون گلوله هاییاز آتش پادشاه را ویران کرد.

ناگهان صدایی او را خواند، "من با تو خواهم آمد، همراهت هستم، فرقی نمی کند به کجا

روی، با تو می آیم ." پادشاه نگاهی انداخت، همسر اولش بود !

او به علت عدم توجه پادشاهو سوءتغذیه، بسیار نحیف شده بود.

پادشاه با اندوهی فراوان گفت:ای کاش زمانی که فرصت بود به تو بیشتر توجه میکردم. 


در حقیقت، همه ما در زندگی کاری خویش 4 همسر داریم . 


همسرچهارم ما سازمان ما است. بدون توجه به این که تا چه حد 


برایش زمان و امکانات صرف کرده ایم و به او پرداخته ایم، هنگام ترک


سازمان و یا محل خدمت، ما را تنها می گذارد . 


همسر سوم ما، موقعیت ما است که بعد از ما به دیگران انتقال می یابد .


همسر دوم ما، همکاران هستند . فرقی نمی کند چقدر با هم بوده ایم،


بیشترین کاری کهمی توانند انجام دهند این است که ما را تــــا  محل


بعدی همراهی کنند . همسر اول ما عملکرد ما است.


اغلب به دنبال ثروت، قـدرت و  خوشی از آن غفلت مینماییم.


در صورتی که تنها کسی است که همه جا همراهمان است .



همین حالا احیاءش کنید، بهبودش ببخشید و مراقبش باشید .

 

  

داستانی حکمت آمیز

برو به جهنم  

 

در زمان آغا محمد خان قاجار، شخصى از حاکم شهر خود که با صدر اعظم نسبت

داشت، نزد صدر اعظم شکایت برد.

صدر اعظم دانست حق با شاکى است گفت: اشکالى ندارد، مى توانى به اصفهان

بروى.

مرد گفت: اصفهان در اختیار پسر برادر شماست.

گفت : پس به شیراز برو.

او گفت : شیراز هم در اختیار خواهر زاده شماست.

گفت : پس به تبریز برو.

گفت : آنجا هم در دست نوه شماست.

صدر اعظم بلند شد و با عصبانیت فریاد زد: چه مى دانم برو به جهنم.

مرد با خونسردى گفت: متاسفانه آنجا هم مرحوم پدر شما حضور دارد .

نقش اعتقادات مذهبی در روابط همسران

 رسول خدا(ص) می‌فرمایند: مرد مومن هم‌شأن زن مومن و مرد مسلمان همتای زن مسلمان است. مذهب یکی از مهم ترین جلوه‌های لطیف ذهن انسانی است که از سرچشمه‌های معنوی و الهی تغذیه می‌‌کند. به رغم دگرگونی‌های جوامع جدید صنعتی که گاه راستای حرکت شان به سوی تضعیف حس مذهبی جوانان و استقرارگونه‌ای خردگرایی، جدایی پدیده‌‌های حیات از ابعاد دینی یا ماده‌گرایی افراطی و یا مصلحت‌گرایی در اندیشه‌شان است، در روزگار ما تاثیر اعتقاد مذهبی بر کردار جوانان قابل توجه و ملاحظه است.

قطعا همگی اذعان به این مهم دارید که گزینش همسر مهمترین انتخاب فرد در زندگی است و بی‌گمان لازمه موفقیت در این امر، به عوامل متعددی بستگی تام و مبرهن دارد که نمی‌توان بدون التفات و توجه بدانها، انتخاب مناسب و موجهی داشت. یکی از مهمترین این عوامل، ایمان و باورهای اعتقادی و به دیگر سخن مذهب طرفین است و نقشی که این مولفه مهم در زندگی شخصی فرد در دوران تجرد داشته و نقشی که می‌تواند در زندگی مشترک وی داشته باشد؛ مورد نظر واقع می‌شود.

بررسی‌ها و تحقیقات متعدد انجام شده نشان می دهد که انجام اعمال مذهبی بیش از دیگر متغیرهای مورد بررسی، بر انتخاب درست همسر و به تبع آن در رضایت‌مندی از ازدواج موثر و مفید است.

بسیاری از روان شناسان بنابر تجارب بالینی و یا تحقیقات میدانی خود دریافته‌اند، افرادی که برای مدت طولانی با هم زندگی کرده بودند؛ مذهب را به عنوان مهمترین عامل رضایت‌مندی در ازدواج قلمداد کرده‌اند. از سوی دیگر، روان‌شناسان دیگری هم، خاطر نشان کرده‌اند که مذهب مهمترین عامل ثبات، پایداری و استواری ازدواج است.

بنابراین با توجه به بررسی نتایج تحقیقات روان‌شناسان و مشاوران خانواده داخلی، حتی متخصصان غربی، می‌توان به صراحت تمام و با برهانی قاطع و منطقی پذیرفت که بین مذهبی بودن و انتخاب همسر مناسب و متعاقب آن رضایت‌مندی از ازدواج رابطه‌ای مثبت وجود دارد؛ لذا این حکم عقل سلیم است که مذهب را باید به عنوان یک مولفه بنیادی و معیار اساسی در انتخاب و گزینش همسفر زندگی مد نظر داشت و با نگاهی عمیق‌تر و گسترده‌تر بر آن، خصوصیات یک فرد مذهبی و مقید بر باورها و اندیشه‌های وابسته به آن را کاوید و در گزینش همسر بدان توجه کرد.

با این علم، شناخت و آگاهی از نشانه‌های مذهب در زندگی فرد و چگونگی عملکرد یک فرد مذهبی در زندگی گذشته و اهداف آینده وی، راهی را برای کنکاش و تحقیق از فرد مقابل را پیش روی شما قرار می‌دهد تا بدان طریق پرده از حقایق مذهب و باورهای دینی فرد در زندگی بردارید و کشف حقیقت این امر کنید؛ چرا که همگی می‌دانیم صرف یدک کشیدن مذهب و مذهبی بودن، ره به جایی نمی‌برد، عامل و فاعل حقیقی بودن بحثی است که همگان بر آن تاکید محض می‌کنند و بی‌گمان آن را تنها معیار محک و سنجش حقیقت می‌پندارند و بر راستی آن، مهر تائید و سقم می‌زنند و بدین طریق است که با بستن راه تردید منجر به حصول اطمینان از ایمان واقعی فرد می‌شوند و بر آن پافشاری می‌کنند.

همسری هم کفو از نظر امور مذهبی و معنوی


هیچ‌چیز به اندازه مذهب بر الگوهای رفتار زوجیت موثر نیست، لاجرم اهمیت دادن به اعتقادات و باورها یکی از اساسی ترین معیارهای انتخاب همسر است. هر کس براساس باورهای ذهنی خویش رفتار می‌کند و متناسب با آن شخصیت‌ها شکل می‌گیرد. ارزش‌ها و ضدارزش‌ها همه ناشی از اعتقادات فرد است و طبیعی است که این‌گونه اختلافات بسیار ویرانگر است.

اختلاف در ارزش‌ها و باورها بر خوب یا بد بودن افراد صحه نمی‌گذارد، هر یک از انسان‌ها برای خود ارزش‌ها و باورهای قابل احترام دارند و تخطی هر یک از زوجین به منزله خدشه به شخصیت خود تلقی می‌کنند.

با توجه به این واقعیات حتما باید قبل از ازدواج زوجین با این امر توجه کافی داشته باشند و میزان دوری و نزدیکی اعتقادات مشخص شود.

به عقیده روان‌شناسان، پس از زناشویی ناباوری های دینی یکی از طرفین دشواری‌های فراوانی برای آنها فراهم می‌کند و هرقدر همگونی میان دو همسر از نظر مذهب کمتر باشد باعث اختلافات، کشمکش و بگومگوهای همیشگی و بیشتر می‌شود. این ناهماهنگی‌ها با گذشت زمان بیشتر می‌شود تا جایی که بر امر استواری و استحکام ازدواج و خانواده تاثیر منفی می‌گذارد و ممکن است به طلاق بیانجامد. به دیگر سخن اگر اختلاف مذهبی به سختی بتواند پیوندهای زناشویی را از هم بگسلد، سرانجام بر امر ازدواج و استواری و استحکام آن، همان طور بر سعادت زوجین، تاثیری شگرف خواهد گذاشت.

عید عبادات و بندگی مبارک

عید پاکیزگی عید فطر

 

 

 

رمضان، دعوتی است به بازیافتن «خود گمشده»، ندایی است برای توجه به خدای فراموش شده، ضیافتی است برای تناول از مائده تقوا و پایان این مهمانیِ خدایی، عید فطر است؛ عید توفیق بر طاعت و اطاعت، عید توبه و تهذیب نفس، عید ذکر و یاد محرومان و گرسنگان. فطر، چیدن میوه هایی است که از فطرت می جوشد. فطر، سپاس نعمتی است که در رمضان نازل شده است. پیروزی بر خصم درون، جشنی روحانی دارد به نام عید فطر که میثاق بستن با فطرت را از سوی روزه داران مجاهده گر اعلام می دارد. عید فطر، پاداش افطارهای خالصانه و به حاست، مُهر قبولی انفاق های با قصد قربت و پایان نامه دوره ایثار و گذشت در مسایل مالی است. فطر، عید خداجویی و خداترسی و خداپرستی است...

 

عید زیبایی های معنوی


 روز عید فطر است؛ عیدی که زمین و زمان را غرق شادی و سرور کرده است. ساکنان زمین به شکرانه یک ماه عبادت و نیایش، عید گرفته اند و ساکنان آسمان نیز مأمور شده اند که جوایز و پاداش هایی را از سوی عرش الهی برای ساکنان این کره خاکی بیاورند و به راستی که در این روز بزرگ، زمین، زمان و آسمان در جوش و خروش اند.

عید فطر، روزی است که فطرت آدمی به واسطه سی روز اخلاص، شکوفا شده و به معطر کردن فضای زندگی انسان می پردازد. به راستی که فطرت، چه عطر دل انگیز و روح افزایی دارد و زندگی در پرتوی فطرت چه زیباست! عیدفطر، عید زیبایی های معنوی است. عید فطر، عید بشارت و عید سعادت است. این عید سعید، بر تمامی فطرت های بیدار مبارک باد.

 

عید پاکیزگی

 

 

در پایان ماه مبارک رمضان و پس از یک ماه عبادت و روزه داری، اسلام روز اول ماه شوّال را عید قرار داده است؛ زیرا در این روز، انسان ها به فطرت خود بازمی گردند و متوجه عظمت خداوند متعال می شوند. در این روز، مسلمانان، جسم را به وسیله غسل کردن پاکیزه کرده و با پوشیدن لباس های تمییز و خوشبوکردن خود، آن را کامل می نمایند. پاکیزگی روح و جانشان نیز به وسیله دعا و مناجات و نماز صورت خواهد گرفت و سرانجام، پاکیزگی اموال و دارایی های آنها به وسیله فطریه دادن و کمک کردن به انسان های فقیر و نیازمند صورت می پذیرد. به راستی عید فطر، عید پاکیزگی و طهارت انسان هاست تا از این رهگذر، به فطرت اصلی و حقیقی خویش بازگردند.

 

 

قصاص روزگار



فرمانده مردم آزارى ، سنگى بر سر فقیر صالحى زد، در آن روز براى آن فقیر صالح ،

توان و فرصت قصاص و انتقام نبود، ولى آن سنگ را نزد خود نگهداشت .

سالها از این ماجرا گذشت تا اینکه شاه نسبت به آن فرمانده خشمگین شد و دستور

داد او را در چاه افکندند. فقیر صالح از حادثه اطلاع یافت و بالاى همان چاه آمد و همان

سنگ را بر سر آن فرمانده کوفت .

فرمانده : تو کیستى ؟ چرا این سنگ را بر من زدى ؟

فقیر صالح : من فلان کس هستم که در فلان تاریخ ، همین سنگ را بر سرم زدى .

فرمانده : تو در این مدت طولانى کجا بودى ؟ چرا نزد من نیامدى ؟

فقیر صالح : ((از جاهت اندیشه همى کردم ، اکنون که در چاهت دیدم ، فرصت

غنیمت دانستم )) (یعنى از مقام و منصب تو بیمناک بودم ، اکنون که تو را در چاه

دیدم ، از فرصت استفاده کرده و قصاص نمودم )


ناسزایى را که بینى بخت یار

عاقلان تسلیم کردند اختیار

چون ندارى ناخن درنده تیز

با ددان آن به ، که کم گیرى ستیز

هر که با پولاد بازو، پنجه کرد

ساعد مسکین خود را رنجه کرد

باش تا دستش ببندد روزگار

پس به کام دوستان مغزش برآر

ایام حزن

"فزت و رب الكعبة"

 

 

 

خرم آن روز کزاین منزل ویران بروم
راحت جان طلبم وز پی جانان بروم


امشب مسجد كوفه و محراب و منبرش يتيم ميشود
 امشب صدايي اسمانها را پر ميكند
 صداي جبريل با حزن و اندوه مي ايد كه :
تهدمت والله اركان الهدي قتل علي المرتضي
 امشب زينبين و حسنين عليهم السلام لباس يتمي بر تن ميكنند
 و علي به خداي خويش رستگارمي شود

 

 ايام ضربت خوردن و شهادت مولاي متقيان برسوگواران تسليت باد

عارفانه های رمضان

امام خمینی ( ره ) :  



زبان را به مناجات حق تعالی عادت دهید .


مبادا در ماه مبارک  رمضان از شما غیبتی ،


 تهمتی و خلاصه گناهی سر بزند و در محضر ربوبی ،


 با نعم الهی و در مهمان سرای باری تعالی ،


الوده به معاصی باشید !


شما اقلا به اداب اولیه روزه عمل نمایید ،

                              

                               و همانطوری که شکم خود را از خوردن و اشامیدن نگه میدارید ،                                               

چشم و گوش و زبان را هم از معاصی باز دارید !!!

اداب و رسوم ماه مبارک رمضان در اذربایجانغربی


آغاز‌ ماه مبارک رمضان در همه شهرهای ایران با آیین‌های مختلفی همراه است و گذران آن نیز با آداب و سنن مخصوص هر منطقه انجام می‌شود.

مردم آذربایجان غربی نیزاز همان روزهای ابتدای‌ماه شعبان آماده استقبال از این بهار معنوی می‌شوند و روزها قبل از فرارسیدن این‌ماه، مقدمات مهمانی و افطاری دادن را فراهم می‌کنند.

خانم ها بیشتر از روزهای معمول به نظافت خانه و حیاط منزل می‌پردازند تا به عقیده آنان با این خانه تکانی، برکت را نیز در این‌ماه به خانه خود مهمان کنند ومردان خواربار و ملزومات مورد نیاز این‌ماه را خریداری می‌کنند.

« قاباخلاما »  یا همان پیشواز  یکی از مهم‌ترین سنت‌های مردم این استان پیش از آغاز‌ماه مبارک رمضان است که سه روز پیش از فرارسیدن رمضان به پیشواز این‌ماه می‌روند و روزه می‌گیرند.

مردم آذربایجان غربی بر این باورند که روزه گرفتن برای پیشواز از رمضان اجر و ثوابی برابر با روزه در یک‌ماه رمضان دارد. این اعتقاد به حدی نزد مردم ریشه دارد که بیشتر آنان این سه روز را روزه می‌گیرند.

رویت هلال رمضان

نگاه کردن به ‌آیینه و فرستادن صلوات بعد از رویت هلال‌ماه هنوز هم به‌عنوان یک رسم بین سالخوردگان مرسوم است.به اعتقاد آنان باید در‌ماه رمضان دل مومن همچون آیینه صاف و روشن باشد و از ناپاکی‌ها صیقل یابد و نگاه کردن به آیینه این هدف را برای آنان دست یافتنی می‌کند.

مناجات خوانی در سحر

از متداول‌ترین رسوم این استان در‌ماه رمضان اباش یا سحری است که مردم روستاها هنوز هم مثل سالیان قبل یک ساعت قبل از اذان صبح در خانه همسایه‌ها را می‌زنند و آنها را برای خوردن سحری بیدار می‌کنند.

در برخی روستاها نیز موذنین روستایی، با صدای نافذ و گیرایی وقت سحر را بر پشت بام‌های منازل یا مساجد روستایی با دعایی که در محل به آن مناجات می‌گویند، اعلام می‌کنند.

طولانی‌ترین سفره افطار

پهن کردن سفره افطاری و احسان به مستمندان، اعضای خانواده و دوستان بین مردم این دیار از جایگاه بالایی برخوردار است که هریک سعی می‌کنند بر دیگری پیشی گیرند و به ندرت می‌توان بعد از شب دهم این ‌ماه از فامیل وعده مهمانی گرفت.

این مراسم به قدری بین مردم آذربایجان غربی ارج دارد که از سه سال پیش‌خیران این استان طولانی‌ترین سفره افطاری کشور را در ارومیه و در چندین روز متوالی می‌گشایند و هدف از آن را فرهنگسازی برای اطعام و احسان در‌ماه رمضان عنوان می‌کنند.

در نخستین سال گشایش این سفره مردم ارومیه یک شب مهمان خیرین و اداره کل اوقاف بودند اما در سال‌های بعد به‌دلیل استقبال مردم و جاری شدن کمک‌های خیرین، در سه شب متوالی از‌ماه رمضان این سفره در هر شب به طول 1600متر در خیابان‌های شهر برپا شد و 10هزار نفر از مردم شهر در کنار آن روزه خود را افطار کردند.

درصف ایستادن و انتظار کشیدن برای خرید زولبیا و بامیه صحنه‌ای تکراری اما خوشایند در همه محله‌های شهر است که نشان از برکت و دمیدن روح زندگی ناشی از فرارسیدن این‌ماه به حیات همه مردم شهر دارد.

نان روغنی، سبزی تازه، حلوای محلی معروف به ترح، نان محلی ارده، ‌آش دوغ، دلمه، مربا و شیربرنج پای ثابت سفره‌های افطاری مردم آذربایجان غربی در‌ماه رمضان است و تازه عروس و دامادها مهمان ویژه این جمع هستند.

اما در کنار گرامیداشت این رسوم آنچه بسیاری از قدیمی‌تر‌ها را آزرده خاطر می‌کند، انتقال این مهمانی‌ها به غذاخوری‌های شیک و گران قیمت است تا گرمای لذتبخش گردهم آمدن اعضای فامیل را به فضایی بی‌روح تبدیل کند.

گویی خانم‌ها نیز برخلاف سال‌های گذشته رغبتی برای کدبانوگری و پخت‌وپزهای هنرمندانه ندارند. نیمه‌ماه رمضان و روز تولد امام حسن مجتبی(ع) نیز در آذربایجان غربی گرامی داشته می‌شود.

هرچند مراسم عقد و عروسی در این‌ماه بین مردم متداول و معمول نیست اما بسیاری از خانواده‌ها فراهم کردن مقدمات یک زندگی مشترک و مراسم بله برون را در ایام رمضان و به‌ویژه پانزدهم این‌ماه پر برکت و میمون می‌دانند.

در این‌ماه حفظ شعائر اسلامی بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد و مجالس قرائت قرآن و خواندن دعا در منازل و مساجد برگزار می‌شود.

شب های قدر

فرارسیدن شب های احیا با عطر حلواهای خانگی، کلوچه ، نان محلی معروف به یاغلی فطیر، دوختن چادر نماز در جمع‌های زنانه، غبارروبی از مساجد و آماده‌سازی‌ حسینیه‌ها و تکیه‌ها مورد استقبال مردم قرار می‌گیرد وجای خیرات افطاری با احسان سحری تغییر می‌کند و مردم با نان و پنیر و گردو، کلوچه، شیر و بسیاری از غذاهای خانگی از شب زنده‌داران پذیرایی می‌کنند.

کیسه لعن ابن ملجم

رسم کیسه‌دوزی در روز 27‌ماه رمضان هنوز هم در بسیاری از مناطق این استان پابرجاست که در قالب آن زنان کیسه‌ای می‌دوزند که به کیسه لعن ابن‌ملجم یا کیسه مراد ‌معروف است و با هر سوزنی که به این کیسه می‌زنند، یک‌بار به ابن‌ملجم لعنت می‌فرستند.

شب آخر رمضان

در عصر آخرین روز از‌ ماه رمضان بسیاری از خانواده‌ها در بسیاری از شهرها و روستاها به زیارت اهل قبور رفته و نذر و احسان می‌کنند.

شب آخر‌ماه رمضان ساکت‌ترین شب بین کل ایام این‌ماه مبارک است چراکه مردم در خانه خود می‌مانند تا فطریه‌شان به گردن کس دیگری نیفتد.بلافاصله پس از اعلام عید، بزرگ خانواده‌ها پول فطریه را جدا کرده و لای قرآن قرار می‌دهد تا در نخستین فرصت به فردی که نیازمند است بدهد.

روز عید فطر

مردم آذربایجان غربی معتقدند که روز عید فطر نباید در خوردن زیاده‌روی کنند و با پخت شله زرد در روز قبل از عید ، صبح این روز خجسته نذر خود را خیرات کرده و وقت صبحانه تنها به خوردن شله زرد اکتفا می‌کنند.

استجابت دعا در ماه مبارک رمضان

 ماه مبارك رمضان، ماه رحمت خداســـت كه درب هاي بهشت باز و درب هاي جهنم  

بسته است. ماهي است كه خداونـد بركات خود را بر بندگان نازل مي‌كند و همه آنان 

را  مهمان سفره فضل و كـــرم خويش مي‌نمايد و ميزبان هر چه در توان دارد مهمان 

خودرا شاد و راضي نگه ميدارد و برآوردن تقاضاي مهمان رابر خود وظيفه مي‌داند.

بنابراين ماه مبارك رمضان از بهترين فرصت هاي طلب حاجت از خداوند متعال است.

 امير  مؤمنان حضرت علي (ع) مي‌فرمايند: در ماه مبارك رمضان بسيار دعا كنيد .

رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم مي‌فرمايند: دعا در ماه  رمضان مقبول است.  

و اما در این ماه مبارک ایامی قرار دارد با عنوان  شب های  قدر:

 امام صادق (ع) مي‌فرمايند: شب قدر، قلب ماه رمضان است. شبـــــي است كه از 

هزارماه بهتر است .

و به بيان  امام صادق (ع ) شبي كه عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماهي كه

شب  قدر در آن نباشد.

دعا در اين شب  به سبب فضيلتي كه دارد هم به اجابت نزديكتر است و هم مي‌تواند

سرنوشت يك سال انسان را با خير و عافيت رقم زند .

چنانكه امام باقر علیه السلام مي‌فرمايند:

در شب  قدر همه مسائل مربوط به يكسال تا شب قدر ديگر مقدّر مي‌شود.

مسائلي همچون خير و شر،  طاعت و معصيت، ولادت و مرگ يا رزق و روزي.

پس هرچه درآن سال مقدر شود حتمي است و  قطعاً محقّق خواهد شد .

 

 

التماس دعای ویژه از همه دوستان و مخاطبان عزیز

در این ایام پر برکت دارم .

خصال هفتگانه مخصوص روزه‏داران

در حديثى طويل حضرت اميرالمؤمنين(ع) از پيامبرخدا(ص)

چنيننقل مى‏فرمايد كه پيامبر (صلى الله عليه و آله) فرمود:



«ما من مؤمن يصوم شهر رمضان احتسابا الا اوجب الله تبارك و

تعالى لهسبع خصال: اولها يذوب الحرام من جسده، و الثانية

يقرب من رحمة الله عزوجل، و الثالثة قد كفر خطيئة ابيه آدم،

والرابعة يهونالله عليه سكرات الموت و الخامسة امان من

الجوع و العطش يوم القيمة و السادسة يطعمه الله عزوجل

من طيباتالجنة، والسابعة يعطيه الله عزوجل برائة من النار،

قال: صدقت‏يا محمد» 


هيچ مؤمنـــــى نيست كه ماه رمضان را فقط به حساب خدا روزه 

بگيرد، مگر آنكه خداى تبارك و تعالى هفت‏خصلت را براى او واجب

و لازم گرداند:


 1- هر چه حرام در پيگرش باشد محو و ذوب گرداند،

 2- به رحمت‏خداى عزوجل نزديك مى‏شود،

 3- (با روزه خويش) خطاى پدرش حضرت آدم را مى‏پوشاند،

 4- خداوند لحظات جان كندن را بر وى آسان گرداند،

 5- از گرسنگى و تشنگى روز قيامت در امان خواهد بود،

 6- خداى عزوجل از خوراكيهاى لذيذ بهشتى او را نصيب دهد،

 7- خداى و عزوجل برائت و بيزارى از آتش دوزخ را به او عطا فرمايد.

(پرسش كننده در اين حديث مفصل، عالم يهودى بود) كه عرض كرد

راست گفتى اى محمد.

حول ماه مبارک رمضان

 

 

 

استفاده از فيوضات ماه مبارك رمضان

 

ماه مبارك رمضان ماه ميهماني خداوند است. ميهمانى خداوند، به معناى اكرام و رحمت خاص الهى بر بندگان است؛ زيرا بندگان - اعم از مؤمن و كافر در سراسر زندگى خود، در سر سفره اكرام و رحمت الهى نشسته‏اند. اما ميهمانى در ماه رمضان، اكرام و رحمت خاص براى روزه داران است.

بر اساس روايات، چند موضوع نشان از ميهمانى خداوند است:

 1. از شب اول ماه رمضان، درهاى بهشت باز مى‏شود و تا شب آخر بسته نمى‏شود بحارالانوار، ج 96، ص 344؛ ميزان‏الحكمة، ج 5، ص 2132.

. 2. از ابتدا تا انتهاى ماه رمضان، درهاى جهنم بسته مى‏شود ميزان‏الحكمة، ج 5، ص 2132.

. 3. شياطين در بند و زنجير مى‏شوند تا نتوانند روزه بندگان را خراب كنندهمان.

. 4. ماه رمضان، ماهى است كه ابتداى آن رحمت، وسطش آمرزش گناهان و پايان آن، آزادى از آتش جهنم است همان.؛ يعنى، با رحمت الهى به ميهمانى دعوت و آمرزيده مى‏شويم و در پايان ميهمانى به عنوان هديه، از آتش جهنم آزاد مى‏گرديم.

 5. وجود شب قدر در اين ماه است كه ارزش آن، از هزار ماه بيشتر است و عبادت در آن، نتايج بسيارى دارد و سرنوشت يك سال بندگان در آن تعيين مى‏گرددهمان..

 بدون ترديد موفقيت در هر كارى، مستلزم برنامه‏ريزى صحيح است و آن هنگامى ميسّر است كه:

الف. برنامه ناظر به اهدافى باشد كه انسان، در پيش روى دارد.

 ب. اهداف وقتى از شفافيت برخوردار مى‏شود كه فرصت پيش آمده يا امكانات فراهم شده، به خوبى شناخته و ارزش گذارى گردد.

ج. وقتى انسان ارزش فرصتى را بداند و يا اهميت نعمتى را درك كند، قدر آن را بهتر مى‏داند و بيشتر از آن بهره مى‏برد. پس بايد از اين فرصت سرنوشت ساز، بيشترين بهره را ببريم و اگر بخواهيم به اين هدف دست يازيم،بايد براى لحظه لحظه آن حساب باز كنيم؛ حتى براى ساعاتى كه در حال خواب يا استراحت هستيم.

 

 

تولد من

تـــــــــــولد


 روز تولد تو 
           روز هزار خاطره
                   روز تولد تو یه مشت پر از ارزو
                           روز تولد روز زندگی 

   

                           

روز تولد 
   
 روز من روز تو روز تولد تو
           ای همیشه بهتر روز تولد من
                    وقتی می ایی به دنیا اول میشی نوزاد
                              نوزاد من 
                                     نوزاد من
                                            تولدت مبارک
 

تولدت مبارک گل پونه
          گل عزیزمن یکی یه دونه
                 گل تولد تو 
                       گل تولد من
                              گل تولد تو گل پیرو جونه
                                      گل هر بزرگ و کوچک
                                             گل تولد تو 
                                                                       

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

پی نوشت :

این شعر زیبا را از شاعر عزیز خانم مهتا قاسمپور برای سالگرد تولد خودم نوشتم.

من امسال 41 سالم را تمام کردم . دیگه دارم پا به سن می گذارم . 

یادم باشد که با تولد من والدینم چقدر خوشحال بودند و چه حس و حالی داشتند .

یادم باشد که چه زحماتی برای من کشیده اند تا پا گرفته و به این سن رسیده ام .

یادم باشد که همیشه و در همه حال شاکر نعمتهای زیبای خدا باشم از جمله این

نعمتها : نعمت پدر و مادر ، نعمت سلامتی و ... 


با دخالت خانواده‌ها چه کنیم؟

دخالت خانواده همسر مسئله ای است که بسیاری از تازه عروس و دامادها را آزار می دهد. اوایل زندگی بزرگترها فکر می کنند شما راه و چاه را نمی شناسید و باید در جزء جزء رفتارهای شما، روابطتان با همسر و خانواده او و برگزاری مراسم عقد و عروسی شما اعمال سلیقه کنند و شما را از اشتباه باز دارند! اما واقعیت این است که اغلب این دخالت ها با رفتار مناسب از سوی دختر و پسر قابل حل است.

 

نکته اول اینکه باید دید این دخالت ها از چه نوعی است، یعنی آیا دخالت ها در جهت داوطلب شدن برای کمک است یا مانع شدن بر سر راهتان. تعیین نوع دخالت سرنخ محکمی برای تعیین راهکارهای مناسب است. به هر ترتیب، برای حل مشکل تان می توانید از نکات زیر استفاده کنید.

1- محدوده کمک آن ها را مشخص کنید: بیراه نیست که والدین بعد از ازدواج فرزندشان، به خصوص در زمان نامزدی که هنوز در خانه آن ها و تحت سرپرستی شان قرار دارد، برای کمک به حل مشکلات فرزندشان داوطلب می شوند و البته با این کارشان احساس استقلال نداشتن را به همسر فرزندشان که شما باشید انتقال می دهند.

بنابراین اگر آن ها می خواهند به شما کمک کنند، با صراحت و البته با احترام به آن ها بگویید که در چه زمینه هایی به کمک آن ها نیاز و تمایل دارید که خودتان به صورت مستقل عمل کنید این گونه هم راه برای کمک کردن به آن ها باز گذاشته اید و هم حریم شخصی تان را حفظ کرده اید. 

2- احترام را فراموش نکنید: حتی زمانی که والدین همسرتان می خواهند با دخالت شان خلل و مانعی در کار شما ایجاد کنند، رفتار محترمانه را از یاد نبرید. احترام به آن ها علاوه بر آن که مسئله ای اخلاقی است و رابطه شما را با نامزدتان به بهترین وجه شکل می دهد، می تواند موجب احترام متقابل از سوی آن ها و دخالت نکردن هایشان شود.


3- صراحت را فراموش نکنید: برخی اوقات واقعاً والدین نامزدتان نمی دانند که در حال دخالت در زندگی شما هستند، به خصوص در مورد شما که هنوز نامزدتان در خانه والدینش سکونت دارد و بالطبع هر حرف و رفتاری می تواند به این روش توجیه شود که زندگی فرزندم است و دخالت نیست.


شما و نامزدتان در یک جلسه دوستانه مشترک با والدین او با صراحت اما دوستانه و محترمانه به آن ها بگویید که به نظرتان کدام یک از رفتارهایشان دخالت در زندگی تان است و نامزدتان را آزار می دهد. ممکن است گاهی اوقات این صراحت ها در ابتدا موجب دلخوری کوچک طرف مقابل شود، اما در نهایت پیامدهای منفی بسیار کمتری نسبت به انجام ندادن این کار دارد.
باور کنید اگر دخالتی از سوی خانواده همسرتان رخ دهد، همسر شما بیش از خودتان از این موضوع رنج خواهد برد. بنابراین شما بر این ناراحتی اضافه نکنید. جملات اتهامی، سرزنشی و محکوم کننده تنها به فضای سرد بین شما و همسرتان خواهد افزود و شما را از هم دورتر خواهد کرد


4- همسرتان مقصر نیست: باور کنید اگر دخالتی از سوی خانواده همسرتان رخ دهد، همسر شما بیش از خودتان از این موضوع رنج خواهد برد. بنابراین شما بر این ناراحتی اضافه نکنید.جملات اتهامی، سرزنشی و محکوم کننده تنها به فضای سرد بین شما و همسرتان خواهد افزود و شما را از هم دورتر خواهد کرد و هیچ نتیجه مثبتی در بر نخواهد داشت بنابراین به جای دعوا با همسرتان، به راه حلی مشترک برای این موضوع ببیندیشید که هم استقلال شما حفظ شود و هم والدین همسرتان از شما ناراحت نشوند. 
 

5- به روان شناس با مشاور خانواده مراجعه کنید: در صورتی که مسئله بسیار پیچیده است و با راه حل های ذکر شده امکان رسیدن به نتیجه مقبول وجود ندارد، به این معناست که مسئله یا از ابتدای ورود شما به خانواده همسرتان اوضاع غیرعادی و پیچیده بوده و یا اینکه در طول زمان این اتفاق رخ داده است.

علت هر چه باشد مشاوره با روان شناس خانواده می تواند موثر واقع شود. در ابتدا لازم است که شما و همسرتان نزد روان شناس بروید و در صورت نیاز به مراجعه والدین همسرتان، به نرمی از آن ها تقاضا کنید که نزد آن روان شناس بروند.

 

چند توصیه برای کم کردن دخالت خانواده ها

گاهی دخالت خانواده ها به این دلیل است که به انتخاب های شما اعتمادی ندارند و فکر می کنند آنقدر بزرگ نشده اید که بتوانید تصمیم درست را بگیرید. در این موارد

1) در مورد اختلافات کم اهمیتی که با همسرتان دارید با خانواده‌هایتان صحبت نكنید.

2) مرزهای خانواده را پررنگ کنید و به خانواده خود و همسرتان بگویید که درباره راه و رسم زندگی تان چه تصمیمی گرفته اید و با همسرتان به چه توافقاتی رسیده اید.

3) دایره دخالت ها را تنگ تر کنید. اگر كسی درباره مسایل شما اظهارنظر و دخالتی كرد، از محبت و توجه او با احترام زیاد تشکر کنید اما در نهایت بگویید که تصمیم نهایی را با مشورت همسرتان خواهید گرفت.

 

 

 

برای دوست خوبم

برای دوست خوبم 
ادامه نوشته

او خواهد آمد ....

 

 

 

 

روزی هزار بار دلت راشکسته ام

بیخود به انتظار وصالت نشسته ام

 

هربار این تویی که رسیدی و در زدی

هربار این منم که در خانه بسته ام

 

هر جمعه قول میدهم آدم شوم ولی

هم عهد خویش هم دلت راشکسته ام

تبریک تبریک تبریک

 

آفرین به غیرت و همت جوانان کشورمان

افرین به همه فوتبالیستهای تیم ملی کشورمان

برای اولین بار تیم ملی ما بدون اما و اگر به بازی های

جام جهانی ۲۰۱۴راه یافت

 

 

 

آفرین به قوچان نژاد دلیر و تیم ملی ایران

بهترین عیدی که امسال در این اعیاد شعبانیه می شد که

به ملت ایران داده شود همین برد شیرین بود  .

هزاران مرتبه شکر خدا را ....