نیروی نظامی آمریکا اسحله هوشمند جدیدی را معرفی کرده که می‌تواند در جنگ بر علیه طالبان به کمک سربازان این کشور بیاید.

به گزارش بی‌بی‌سی، این اسلحه XM-25 نام دارد و ارتش آمریکا معتقد است با کمک آن می‌توان سرنوشت جنگ‌ها را تغییر داد. این اسلحه از یک سیستم هدایت لیزری بهره می‌گیرد و می‌تواند طوری برنامه‌ریزی شود که گلوله‌های 25 میلی‌متری با قدرت انفجاری بالا را دقیقا بالای سر هدف منفجر کند.

ریچارد آدیت که در ساخت این اسلحه برای ارتش آمریکا همکاری داشته، می‌گوید: «ساخت این اسلحه یک قدم بسیار بلند محسوب می‌شود، چرا که برای اولین بار در یک اسلحه دستی از فناوری‌های هوشمند استفاده شده است».

روش استفاده از این اسلحه به این صورت است که سرباز ابتدا هدف خود را پیدا می‌کند، با لیزر به سمت آن نشانه می‌رود تا به این صورت محدوده هدف مشخص شود، سپس سرباز یک نقطه هدف تنظیم شده دریافت می‌کند. در این هنگام کافی است هدف را تنظیم کرده و ماشه را بچکاند. در این صورت اگر شما با لیزر هدفی را در فاصله 543 متری مشخص کرده باشید، اسلحه به طور خودکار گلوله را در سمت هدف به فاصله 543 متر شلیک می‌کند که این مسافت ممکن است یک، دو یا سه متر کم یا زیاد شود تا گلوله مستقیما روی سر هدف قرار گیرد.

این بدان معناست که این اسلحه را می‌توان در زمانی که هدف در پشت دیوار یا در یک خندق پنهان شده، استفاده کرد و آن را نابود کرد.

این اسلحه در حال حاضر در اختیار سربازان آمریکایی مشغول به خدمت در افغانستان قرار گرفته و نیروی مخصوص انگلیسی نیز می‌توانند از آن استفاده کنند.

داستان های آموزنده

پند کشیش
مرد ثروتمندی به کشیشی می گوید:
نمی دانم چرا مردم مرا خسیس می پندارند.
کشیش گفت:
بگذار حکایت کوتاهی از یک گاو و یک خوک برایت نقل کنم.
خوک روزی به گاو گفت: مردم از طبیعت آرام و چشمان حزن انگیز تو به نیکی سخن می گویند و تصور می کنند تو خیلی بخشنده
هستی. زیرا هر روز برایشان شیر و سرشیر می دهی.

اما در مورد من چی؟…
من همه چیز خودم را به آنها می دهم از گوشت ران گرفته تا سینه ام را. حتی از موی بدن من برس کفش و ماهوت پاک کن درست
می کنند. با وجود این کسی از من خوشش نمی آید. علتش چیست؟

می دانی جواب گاو چه بود؟

جوابش این بود:
شاید علتش این باشد که
“هر چه من می دهم در زمان حیاتم می دهم”
———————————————————————————
برادران مهربان
دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی کار می کردند که یکی از آنها ازدواج کرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود .

شب که می شد دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود را با هم نصف می کردند . یک روز برادر مجرد با خودش فکر کرد و گفت:‌

درست نیست که ما همه چیز را نصف کنیم . من مجرد هستم و خرجی ندارم ولی او خانواده بزرگی را اداره می کند.

بنابراین شب که شد یک کیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت.

در همین حال برادری که ازدواج کرده بود با خودش فکر کرد و گفت :‌ درست نیست که ما همه چیز را نصف کنیم. من سر و سامان
گرفته ام ولی او هنوز ازدواج نکرده و باید آینده اش تأمین شود.

بنابراین شب که شد یک کیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت.

سال ها گذشت و هر دو برادر متحیر بودند که چرا ذخیره گندمشان همیشه با یکدیگرمساوی است. تا آن که در یک شب تاریک دو برادر
در راه انبارها به یکدیگر برخوردند. آن ها مدتی به هم خیره شدند و سپس بی آن که سخنی بر لب بیاورند کیسه هایشان را زمین
گذاشتند و یکدیگر را در آغوش گرفتند.
———————————————————————————
گذشته ات را فراموش نکن
بعد از خوردن غذا بیل گیتس ۵ دلار به عنوان انعام به پیش خدمت داد پیشخدمت ناراحت شد
بیل گیتس متوجه ناراحتی پیشخدمت شد و سوال کرد : چه اتفاقی افتاده؟
پیشخدمت : من متعجب شدم بخاطر اینکه در میز کناری دختر شما ۵۰ دلار به من انعام داد در درحالی که شما که پدر او هستید و پولدار ترین انسان روی زمین هستید فقط ۵دلار انعام می دهید !

گیتس خندید و جواب معنا داری گفت :

او دختر پولدار ترین مرد روی زمینه و من پسر یک نجار ساده ام

(هیچ وقت گذشته ات را فراموش نکن . او بهترین معلم توست)
———————————————————————————
سرهنگ ساندرس
سرهنگ ساندرس یک روز در منزل نشسته بود که در این میان نوه اش آمد و گفت : بابابزرگ این ماه برایم یک دوچرخه میخری ؟
او نوه اش را خیلی دوست می داشت ، گفت : حتماً عزیزم ،
حساب کرد ماهی ۵۰۰ دلار حقوق بازنشستگی میگیرد و حتی در مخارج خانه هم می ماند .
شروع کرد به خواندن کتاب های موفقیت . در یکی از بندهای یک کتاب نوشته بود: قابلیت هایتان را روی کاغذ بنویسید .
او شروع کرد به نوشتن ، تا اینکه ،
دوباره نوه اش آمد و گفت : بابا بزرگ داری چه کار می کنی ؟
پدربزرگ گفت : دارم کارهایی که بلدم را مینویسم .
پسرک گفت : بابا بزرگ بنویس مرغ های خوشمزه هم درست می کنی .
درست بود ؛ پیرمرد پودرهایی را درست می کرد که وقتی به مرغ ها میزد مزه مرغ ها شگفت انگیز می شد .
او راهش را پیدا کرد . پودر مرغ را برای فروش نزد اولین رستوران برد اما صاحب آنجا قبول نکرد ،
دومین رستوران نه ، سومین رستوران نه ، او به ۶۲۳ رستوران مراجعه کرد و ششصدوبیست و چهارمین رستوران ،
حاضر شد از پودر مرغ سرهنگ ساندرس استفاده کند .
امروزه کارخانه پودر مرغ کنتاکی در ۱۲۴ کشور دنیا نمایندگی دارد .
اگر در آمریکا کسی بخواهد تصویر سرهنگ ساندرس و پودر مرغ کنتاکی را بالای درب رستورانش نصب کند ،
باید ۵۰ هزار دلار به این شرکت پرداخت کند .
———————————————————————————
شیطان بازنشست شد !
امروز ظهر شیطان را دیدم !

نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت…

گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند…

شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد!

گفتم:…

به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟

گفت: من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند. اینان را به شیطان چه نیاز است؟

شیطان در حالی که بساط خود را برمیچید تا در کناری آرام بخوابد، زیر لب گفت: آن روز که خداوند گفت بر آدم و نسل او سجده کن، نمیدانستم که نسل او در زشتی و دروغ و خیانت، تا کجا میتواند فرا رود، و گرنه در برابر آدم به سجده می رفتم و میگفتم که : همانا تو خود پدر من هستی.

آدم های بزرگ.متوسط و کوچک

آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند

آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند

آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند .


آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند

آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند

آدم هاي كوچك بي دردند .


آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند

آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند

آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند .


آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند

آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند

آدم هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند .


آدم هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند

آدم هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد

آدم هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند .


آدم هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند

آدم هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند

آدم هاي كوچك مسئله ندارند .


آدم هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند

آدم هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند

آدم هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند


سالم و سلامت باشید

طبق اخرین یافته موسسه پزشکی امریکا  نوع سرطان جدید کشف شده است که عامل محرک وایجاد کننده ان توسط اکسیدنیتروسیلور ایجاد می شود هنگامیکه کارتهای شارز تلفن همراه.یا کارتهای اینترنت و تلفن همراه را خریداری میکنید قسمتی را که باید با ناخن بخراشید محتوای این ماده بوده که سرطان زا اعلام شده است لطفا خراشیدن را با پوست انگشتان یا ناخن انجام ندهید.                                                سالم باشید

!!!چه رسم جالبی است


...محبتت را می گذارند پای احتیاجت …
...صداقتت را می گذارند پای سادگیت …
...سکوتت را می گذارند پای نفهمیت …
...نگرانیت را می گذارند پای تنهاییت …
...و وفاداریت را پای بی کسیت …
!!!و آن قدر تکرار می کنند که خودت باورت می شود که تنهایی و بی کس و محتاج...

 

...آدم ها آن قدر زود عوض می شوند …

آن قدر زود که تو فرصت نمی کنی به ساعتت نگاهی بیندازی...
...و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده است …

 

 

نه تو می مانی و نه اندوه
 
و نه هیچیک از مردم این آبادی...
 
 
به حباب نگران لب یک رود قسم،
 
 
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
 
 
غصه هم می گذرد،
 
 
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
 
 
لحظه ها عریانند.
 
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز
-

پیامی برای زندگی بهتر ادامه مطلب را ببینید

ادامه نوشته

نصیحت

دوود به وبلاگ من خوش آمدید

همیشه سعی کن لبخند بر لبانت

عشق در قلبت, لطف در نگاهت

محبت در چهره ات, بخشش در رفتارت

و حق در زبانت جاری باشد و بس.