ایستادن بروی دو پا


قدر دستهایم را بیشتر دانستم و قدر چشم هایم را

وتازه فهمیدم چه شکوهی دارد ایستادن بروی دو پا

آن لحظه که به زمین خوردم !

باران


تلنگر کوچکی است بــاران

وقتی فراموش میکنیم ؛

آسمان کجاست ….

خوشبختی

خوشبختی یعنی
در خاطر کسی ماندگاری که
لحظه های نبودنت را با تمام دنیا معامله نمیکند...

مارسل پیره ور


وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمیدهد

دلیل آن است که شما هم چیز زیادی از او نخواسته اید !

زندگی یک سفر است

زندگی مسابقه نیست

زندگی یک سفر است

و تو آن مسافری باش که در هر گامش

ترنم لحظه ها جاری است

با دم زدن در هوای گذشته و نگرانی فرداهای نیامده

زندگی را مگذار که از لابلای انگشتانت فرو لغزد و آسان هدر رود

سنگدلی


چه سنگدل است ،

سیری که گرسنه ای را نصیحت می کند

تا درد گرسنگی را تحمل نماید ...

درد


زندگی ، آنقدر درد دارد که از درد نو ، درد کهنه فراموش می شود ....

همسایه


برای چراغ همسایه هم نور آرزو کن

بی شک اطراف تو هم بیشتر روشن میشود!!!

زندگی بافتن یک قالیست

زندگی بافتن یک قالیست

نه همان نقش و نگاری که خودت میخواهی

نقشه را اوست که تعیین کرده

تو در این بین فقط می بافی

نقشه را خوب ببین

نکند آخر کار

قالی زندگی ات را نخرند !

کوچ

پرستویی که مقصدش را در کوچ میبیند از خراب شدن لانه اش نمیهراسد . . .

رویا

عمق فاجعه


عمق فاجعه را دلقکی می فهمد که

به زور جلوی گریه اش را میگیرد

تا گریم خنده اش پاک نشود !

خشم

خشم احساسی است که باعث میشود زبانتان سریعتر از فکرتان کار کند...

شیخ بهایی

از شیخ بهایی پرسیدند :

خیلی سخت میگذرد ،

چه باید کرد ؟

شیخ گفت :

خودت که میگویی سخت می گذرد ، سخت که نمی ماند.

امید به بخشش

شخصی را به جهنم می بردند
در راه بر می‌گشت و به عقب خیره میشد.
ناگهان خدا فرمود: او را به بهشت ببرید.
فرشتگان پرسیدند چرا؟
پروردگار فرمود: او چند بار به عقب نگاه کرد ….. او امید به بخشش داشت

کورش کبیر

در نهایت می بینی که هر آنچه هست همواره میان تو و خداوند است

نه میان تو و مردم .

خدای من

نامهربانی ، مشکلات ، درد ، دوری...

بیماری ، نداری ، شکست...

عشق ، تنهایی...

فقر ، نا امیدی...

سکوت و...

و من خدایی دارم که هیچگاه مرا فراموش نمیکند،

او که مرا دوست دارد وبهترینها را برایم میخواهد،

خداییکه لحظه ای مرا بحال خود وا نمیگذارد

 وهمیشه در کنار من است حتی لحظاتی که

سرشار از معصیتم وگناه وجودم را فراگرفته است.

خداییکه میبخشد بی منت، به منتهایی بزرگیش.

و نعمت میدهد بی اندازه، به بی کرانگی مهربانیش.

آری این زبان من است که رسوا شده ی این خدای بزرگ است.

بارالها! تو تنها دارایی من هستی و براستی که ثروتمندم وبی نیاز از غیر تو...

هرگز از رحمت تو نامید نخواهم شد،

 چون به یقین میدانم دوستم داری...

ارزش زندگی

اگر می‌دانستید، یک محکوم به مرگ، چقدر در آرزوی بازگشت به زندگی است،

آنگاه قدر روزهایی را که با غم و اندوه و نگرانی و بدخلقی می‌گذرانید، می‌دانستید.

شیطان

مراقب باشید به چه کسی اعتماد میکنید

شیطان هم روزی یک فرشته بود !

مهربانی

ﺷﻌﺎﻉ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻴﺖ ﺭا ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﺯﻳﺎﺩ ﻛﻦ،


 ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻛﻪ ﺭﻭﺯی ﺑﺘﻮاﻧﻲ ﻫﻤﻪ ﺭا ﺩﺭ ﺁﻥ ﺟﺎ ﺩﻫﻲ


 ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺗﺎ ﺧﺪا فاصله ای نیست ...

 

 

درخت خشک

نقـش یـــک درخــت خشک را

در زنـدگی بازی میکـنم

نمیـدانم که بایـد چشم انتظار بهار باشم

یا هیزم شکن پـیــر...!!

قالی

زندگی مانند نقش و نگارهای قالی ایرانی ست که زیبا هست

ولی درک معنای آن مشکل است .

انار

باور نـمی کنـم ...


خـالـق نظـم دانـه هـای انـار ،


زنـدگـی مـرا ...


بـی نظـم چیـده باشـد !

ارد بزرگ

دوستی با رنج ها و درد ها مانند دوستی با دشمن ستیزه جو ست ،

باید بر ناراستی ها تاخت که این تنها راه ماندگاریست .

زندگی یعنی

زندگی یعنی:
بخند هرچند که غمگینی،
ببخش هرچند که مسکینی،
فراموش کن هر چند که دلگیری.
اینگونه بودن زیباست هر چند که آسان نیست!

برگه ها بالا

زندگی مثل جلسه امتحان است.

بارها غلط مینویسیم، پاک می کنیم، و دوباره غلط می نویسیم.

غافل از اینکه ناگهان مرگ فریاد می زند: برگه ها بالا!!

خدا...

روزهای بدی در زندگی آدم می رسد

 که هیچ کسی حتی نمی پرسد:

 " خوبی ؟ "

 برای چنین روزهای بدی

 نیاز به یگانه مهربان دلسوزی داری

به شرطی که در روزهای خوب فراموشش نکرده باشی

و نامش چه زیباست ...

 

 خــــدا ...

قفل

هر وقت تو زندگی رسیدی به جاییکه یه در بزرگ با قفل داره، اصلاً نترس!

چون اگه قرار بود باز نشه بجای در، دیوار میذاشتن!

جان کانفیلد

زندگی یک بوم نقاشی است که در آن از پاک کن خبری نیست !

فاصله زندگی و مرگ

تولد انسان روشن شدن کبریتی است 

و 

مرگش خاموشی آن ! 

 

بنگر در این فاصله چه کردی ؟ 

 

گرما بخشیدی ؟! 

یا

سوزاندی ؟!