سلاملکم
خیلی خوش اومدین به وبلاگ خودتون
امیدوارم لحظات شیرینی رو توی این وب سپری کنید
اگه خواستید تبادل لینک با شما باعث افتخار ماست
اگه نظرم بدید که عالی میشه مرسی


چه موجود عجیبی است این انسان...!

وقتی صدایش می کنی،نمی شنود...
وقتی به دنبالش می روی، نمی بیند...
وقتی دوستش داری، به فکرت نیست...
اما..........
وقتی می شنود که دیگر صدایت گرفته...
وقتی می بیند که خسته در راه افتاده ای...
وقتی به فکرت هست که دیگر نیستی...


اونی که تو گوشی عشقم سیو کردی
من لوستر سیو کرده بودم
بس که آویزون بود


به سلامتیه آرزوهایی که هیچگاه لمس نکردی ...

 به سلامتیه عشقی که طالعش باتو نبود و هنوزم دوستش داری ...

به سلامتیه شبهایی که توی تنهاییت گریه کردی وندونستی چرا ...

به سلامتیه دوستایی که از پشت خنجر زدن ...

به سلامتیه اونی که گفت دوستت داره اما تا آخرش باهات نموند ...


اونی که لیاقت مارو نداره خوب نداره دیگه!

چیکار کنیم؟

غصه کم سعادتی مردمو هم بخوریم !؟

والا به خدا



خیلی سخته یه نفر غرورت رو بشكنه 

اما حس کنی بازم دوسش داری...... 

به سلامتی خودمون که ادم نمیشیم...

کیش و مات


بعضی وقت ها …

چنان کیشت می کنند …


که سالهای سال مات می مانی...

اینجا دختر که باشی ...

اینجا دختر که باشی ...


با باورهایت بازی می شود...

سر به زیر باشی و معصوم تو را محکوم میکنند به دهاتی بودن...

مدرن باشی و امروزی محکوم می شوی به بی خانواده بودن...

خوابم نمي برد !

به همه چيز فكركرده امـ

بيشتر به تـــو

و مي دانم كه خوابي

و قبل ازبسته شدن چشمهايت

به همه چيز فكرده اي

جز من


لطفأ یک دقیقه سکوت…

به احترام مرگ احساسات پاک و صادقانه ام…

که چه بی پروا برای تو فدایشان کردم…

دل کوچک من!

آرام باش…
 
خودم هوایت را دارم!

از زبان یک دختر


از زبان یک دختر:

گفتم عشق...

گفتی سکس...

گفتم دخترم...!

گفتی خداحافظ..!

سفت کشیدمت..

پاره شد..!

هم پیوندمان

هم بکارتم..!

حالا تویِ پسربچه شدی مرد...
منِ دختر بچه شدم فاحشه!!


هرکســــی ارزویی دارد وبه امیدی روزگار میگذراند.

هرکســــی دلــــش به

 چیزی خوش اســـت

وزندگــــــی برایــــش با چیـــزی معنا میـــشود

 وتـــو،انتهای آرزوی من هستــی.

باغ امیدم باتـــو شکوفا میشود.تنها

 دلخوشــــی ام توهستــــــــی

وزندگی بدون تو برایــــم معنایــــی

نــــــــــدارد


خانوم شماره بدم؟؟

خانوم شماره بدم؟؟

خانوم خوشگله برسونمت؟؟؟

خوشگله چندلحظه از وقتتو به ما میدی؟؟؟؟

اینا جملاتی بود که دخترک در طول مسیر خوابگاه تا دانشگاه میشنید!

بیچاره اصلا ": اهل این حرفا نبود.."این قضیه به شدت ازارش میداد

تا جایی که چندبار تصمیم گرفت بی خیال درس و دانشگاه شود و به محل زندگی اش بازگردد...

روزی به امام زاده ی نزدیک دانشگاهش رفت..

شاید میخواست گله کند از وضعیت ان شهر لعنتی...

دخترک وترد حیاط آن امام زاده شد...خسته...انگار فقط امده بود گریه کند...

دردش گفتنی نبود...!!

رفت و از روی آویز چادر برداشت و سر کرد...وارد حرم شد و کنارضریح نشست،زیر لب چیزی میگفت انگار!!!خدایا کمکم کن!!!

چندساعت بعد دخترک کنار ضریح خوابش برده بود و باصدای زنی بیدار شد!!!
خانوم!خانوم!پاشو سر راه نشستی مردم میخوان زیارت کنن...

دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که قبل از ساعت 8بایدخوابگاه باشد
به سرعت از آنجا خارج شد...وارد شهرشد...اما...اما انگار چیزی شده بود...دیگر کسی او رابد نگاه نمیکرد!

انگار محترم شده بود...نگاه هوس الودی تعقیبش نمیکرد...!!!

احساس امنیت کرد!با خود گفت :مگه میشه اینقدر زود دعام مستجاب بشه؟؟!فکر کرد شاید اشتباه میکنه!!! اما اینطور نبود...

یک لحظه به خود امد...

دید چادر امامزاده را سرجایش نگذاشته...


خدایا من اگر بد کنم تورا بنده دیگر بسیار است تو اگر با من مدارا نکنی مرا خدایی دیگر کجاست…؟!

خــــــــــــدایـــــا . . .


خــــــــــــدایـــــا . . .

نمـــی خــواهـی امتحـان هـایـت را تمــام کنــــی ؟؟

تـــو کـــه خــــوب میـــدانــــی ؛

مـن اگــر صبـر ایــوب داشتــه بــاشــم ؛

عمـــر نــوح نــــدارم . .

تمـــامـش کــن . . .

بی هوا...

دلــــــم عجیــــــب هــــــوای کـســــی


را کـــرده اســـت


کســـی کـــه هــــوایــش شبیــــه


هیچکــس نیســـت


خــــــــــدا جــــــــون نتـــــــرس...!
نــــه به گنـــــــاه میفتــــــــی!؟
نــــــه بــــــه جهنـــــــم میـــــــری!!!
منــــــ و تو به هــــــــم محـــــرمیم ...

دستمـــــــو بگیر



كاش ميشد يه كم از حالهای خوب رو فريز كرد برای روزهای ناخوشی:(


چ وقت برای تنهایی خودم نگریستم .....   

 دلتنگ کسانی شدم که مرا تنهاگذاشتند

هرگز نمی بخشم...
کسی را که وسط خنده هایم وقتی به یادش می افتم ،
گریه ام میگیرد....

قول بده در تمام سالهایی که باقی مانده... تا ابد مراقب خودت باشی! دیگه نیستم که یادآوری کنم.

نگین و فرهاد

دردم ایــــن نـــیـسـت کـــــه

او عــــاشــــق نـــیــسـت ،

دردم ایــــن نــیــسـت کــــــــه...

مــعــشـــوق مــن از عــشــق تـهــی اسـت ،

دردم ایــــــن است کــــــه

... بــــا دیـــــدن ایـــــن ســردی هــــا ...

من چرا دلبستم