سلام مهربونا

سلام مهربونا چه اونایی که هنوز هستین چه اونایی که رفتین و مث من وبلاگستانو یادتو نرفت

امروز دوساعت بیشتر رو گذاشتم واسه مرور خاطرات گذشتم و خوندن وبلاگای قدیمیم

چه زود بزرگ شدیم چه زود گذشت چه زود یادم رفته حسو حالای گذشتمو

دو هفته دیگه پسر کوچولوی من 6 ساله میشه و اماده میشه برای رفتن به مدرسه

یاد روزایی افتادم که چقد واسه داشتنش حسرت کشیدم چقد بغض کردم و التماس به درگاه خدا...

دلم عجیب تنگه اون روزا شده عجیب دلم واسه داشتن دوستای با صفا و صمیمی تنگ شده

برام جالب بود هنوز یه عده از مامانا مقاومت کردن و دارن مینویسن

کاش میشد کمی زمانو به عقب برگردوند و کمتر دلتنگ شد

 

مخاطب خاص دارد

ادامه نوشته

یه کوچولو

پسرک قشنگم یازده ماهگیت مبارک

مرد کوچک مامان

dkdfzfjmehqfp3h0c9.jpg

باز آمدم از راه سفر یک باره دگر یکباره دگر.... + پی نوشت

ادامه نوشته

قدمت مبارک گل زیبا

ادامه نوشته

خداحافظ همین حالا....

ادامه نوشته

بهشت برین حلال جانت ای گل بهشتی ....

نگاه کن این دلم را عاشقانه هدیه کردم

تو دریا باش و من جویبار عشق و در تو جاری






ادامه نوشته

یه خورده الوعده وفا و عکس کت و شلوار

ادامه نوشته

شنتیای چاقالوی مامان

ادامه نوشته

عکس مامان و بابا و فعلا به جای کت و شلوار

ادامه نوشته

پدر و پسر و ایضا مادر

ادامه نوشته

مامان و پسر هنوز اندر خم یک کوچه اند ...

ادامه نوشته

من هستم ولی ....

ادامه نوشته

اولین و آخرین

ادامه نوشته

اولین عیدی به یاد موندنی شنتیا پسر .....

ادامه نوشته

آخرین پست 88 شنتیا پسر....با یکم گلایه ....

ادامه نوشته

جوجه پسر و  مامان تاتمه و پرده برداری از اسم آقا پسر

ادامه نوشته

بالاخره معلوم شد.....بشتابید بشتابید

ادامه نوشته

این یا این امروز معلوم میشه.....پی نوشت اضافه شد

ادامه نوشته

یه مامان  26 ساله...

ادامه نوشته

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید.....

ادامه نوشته

مامان چاگالو....

ادامه نوشته

دنیاره داره مکافاته دختر جان

ادامه نوشته

یه جوجوی انسان نما....

ادامه نوشته

ویارهای عجیب و غریب یک مامان

ادامه نوشته

جوجه طلایی و اولین نوشته...

ادامه نوشته

و اینک من ....

من ما ما ن   .....

از همین تریبون به همه سلام میکنم