سلام مهربونا
سلام مهربونا چه اونایی که هنوز هستین چه اونایی که رفتین و مث من وبلاگستانو یادتو نرفت
امروز دوساعت بیشتر رو گذاشتم واسه مرور خاطرات گذشتم و خوندن وبلاگای قدیمیم
چه زود بزرگ شدیم چه زود گذشت چه زود یادم رفته حسو حالای گذشتمو
دو هفته دیگه پسر کوچولوی من 6 ساله میشه و اماده میشه برای رفتن به مدرسه
یاد روزایی افتادم که چقد واسه داشتنش حسرت کشیدم چقد بغض کردم و التماس به درگاه خدا...
دلم عجیب تنگه اون روزا شده عجیب دلم واسه داشتن دوستای با صفا و صمیمی تنگ شده
برام جالب بود هنوز یه عده از مامانا مقاومت کردن و دارن مینویسن
کاش میشد کمی زمانو به عقب برگردوند و کمتر دلتنگ شد
+ نوشته شده در شنبه پنجم تیر ۱۳۹۵ ساعت 11:53 توسط ماما
|