حکایت زندگی ما

موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش دید !
به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد .
همه گفتند : تله موش مشکل توست به ما ربطی ندارد !
ماری در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزید !
… … از مرغ برایش سوپ درست کردند !
گوسفند را برای عیادت کنندگان سر بریدند !
گاو را برای مراسم ترحیم کشتند .
و در این مدت موش از سوراخ دیوار نگاه می کرد و به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکر میکرد

این که تو فیلما نشون میدن زن با پاشنه بلند میدوئه ، همش جلوه های ویژس …
الان دختر خالم با کفش پاشنه بلند نشسته بود رو مبل چایی از دستش افتاد ! :lol:



امروز بچه همسایمونو دزدیدن کثافتای بی وجدان ،در ازای آزادیش ۵ کیلو پسته خواستن …

هیچی دیگه خانوادهه دارن با نبود بچشون کنار میان ! :D



یعنی باید جفت پا رفت تو صورت این استادایی که میگن :
از تعطیلات تابستون استفاده کنین، درسا رو مرور کنین :|



اومدم خونه ،مادربزرگم تا منو دید گفت :
بالاخره یاد گرفتم sms بدم ! گفتم: چی میگی ؟
عمــــــراً اگه یاد گرفته باشی!
اینو گفتم و رفتم تو اتاقم …
چند ثانیه بعد یه مسـیج با این مـضمون از طرف مادربزرگم اومد
: گـــه نـخــــــور …! :|



عکاس سرکلاس درس اومده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس یادگارى بگیره،
معلم هم داشت همه بچه‌ها را تشویق می‌کرد که دور هم جمع بشن
معلم گفت: ببینید چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه ‌تون بزرگ شدید
به این عکس نگاه کنید و بگید:
این احمده ،الان دکتره ، یااون مهرداده ، الان وکیله
یکى از بچه‌ها ازته کلاس گفت : اینم آقا معلمه، الان مـــــــــــــرده ! :lol:

 به ترکه میگن بلدی فارسی حرف بزنی؟؟؟

میگه مگه من حضرت سلیمانم که زبان هرحیوونی رو بفهمم.

دوستای عزیزُ همیشه سعی کنید با هم بخندید به هم نخندید

با سلام خدمت بازدید کنندگان عزیز.لطفا از این سایت دیدن کنید.

قابل توجه بازدید کنندگان عزیز:وبلاگ های جدید درباره:واقعیات جهان.نقد و بررسی بازی های کامپیوتری و راهنمای بازی ها و رمز هایشان از همین نویسنده به ثبت رسیده است منتظر اخبار جدید باشید.

ادرس وبلاگ ها به ترتیب:

1:www.wakeup.blogfa.com

2:www.forplaygames.blogfa.com

3:.www.rahnama.blogfa.com

يه روز غضنفر بليت هواپيما می گيره

ميره ايستگاه قطار

سوار اتوبوس می شه

با دوچرخه ميره مسافرت !!!

غضنفر ميره دکتر ميگه :

آقای دکتر هيچ کس منو تحويل نمی گيره

دکتره ميگه : نفر بعدی !!!

غضنفر چايی مياره براي مهموناش ولی قند نمی ياره

ميگه به قند بالای يخچال نگاه کنيد و چای بخوريد

يه بچه ای ميره تو بهر قنده ، غضنفر ميزنه پشت کله پسره

ميگه : من گفتم چای با قند بخور نه چای شيرين !!

غضنفر تاکسی سمند می خره

سه تا مسافر سوار می کنه

اولی به مقصد می رسه میگه نگه دار

غضنفر می پرسه سمند داری ؟

میگه نه. میگه پس بشین

دومی به مقصد می رسه میگه نگه دار

می پرسه سمند داری ؟

میگه نه. می گه پس بشین

سومی میگه من سمند دارم ، نگه دار

غضنفر میگه پس بگو ترمزش کدومه ؟؟؟!!!

وقتی يه سيب گاز می زنی

و يه کرم درسته می بينی ناراحت نشو

اون موقعی ناراحت شو که

سيبو گاز بزنی و يه کرم نصفه ببينی !!!

غضنفر عينک دودی می زنه میره بيرون

پسرشو می بينه محکم می زنه زير گوشش

ميگه اين موقع شب بيرون چيکار می کردی ؟

بچش ميگه بابا شب نيست عينکتو بردار

غضنفر عينکشو بر می داره

دوباره می زنه زير گوش پسرش !

پسرش ميگه چرا می زنی ؟

ميگه از ديشب تا حالا اينجا چیکار می کردی ؟

میگ میگ توسط مردان غیور ده قلمراد و غضنفر اینا در کوههای خرم آباد شکار شد !

يه ضرب المثل چينی میگه :

اگه از دوران مجردی لذت نمی بری ، ازدواج کن !

اون وقت حتما از فکر کردن به دوران مجرديت لذت می بری !

میری زن بگیری می گن خونه داری ؟!

میری مسکن مهر ثبت‌ نام کنی می گن زن داری ؟!

به یارو می گن: بابات به رحمت ایزدی پیوست.
            می گه: رحمت ایزدی کیه؟
            میگن: نه... منظورمون اینه که به دیار باقی شتافت.
            می گه: دیار باقی دیگه کجاست؟
            میگن: یعنی دار فانی را وداع گفت.
            می گه: دار فانی دیگه چه جور داریه؟
            می گن: یعنی رخت از این دنیا بر بست.
            می گه: منظورتون رو نمی فهمم.
            می گن: الاغ! بابای خرت مُرد!

            می گه: خر من که بابا نداشت!

یه غضنفر می گن برو با اره برقی 1000تا درخت بکن می ره 996 تا می کنه خسته می شه می شینه .می گن چرا نشستی؟روشنش کن 4تا دیگه هم بکن .می گه : ا مگه روشنم می شه؟

یارو گاوداری داشته، مامور بهداشت میاد میگه به گاوات غذا چی میدی؟
            یارو میگه آت و آشغال! یارو کلی جریمش می کنه.
            سال بعد میاد میگه چی میدی به گاوات؟ یارو میگه جوجه کباب، چلوکباب،
            پیتزا! یارو دوباره کلی جریمش می کنه.
            سال بعد بازم میاد میگه چی میدی به گاوات؟ این دفعه یارو میگه والا

            اول صبح نفری هزار تومن بهشون میدم برن هر چی دوست دارن بگیرن بخورن.

به یارو میگن اگه سردت باشه جه كار می كنی؟ میگه نزدیك بخاری می
            نشینم. میگن اگه خیلی سردت باشه چه كار می كنی؟ میگه به بخاری می چسبم.
            میگن اگه خیلی خیلی سردت باشه چكار می كنی؟ میگه معلومه دیگه! بخاری رو
            روشن می كنم!

   ترکه میره مسجد موقع برگشت می بینه كفشاش نیست با خودش میگه 4 تا
            حالت داره:
            1- من نیومدم.
            2- اومدم رفتم.
            3- بدون كفش اومدم.
            4- بعدا میام!