غش کردن
تابستون خونه مادربزرگ بودیم که عمه ام حالش بد شد و غش کرد. برای گرمای هوا و ایستادن زیاد اینظوری شد. مامانم و مادربزرگ به سروصورتش آب میزدن و بادش میزدن تا خنک بشه.
مامانم به من گفت چرا وایستادی داری نگاه میکنی؟
گفتم چیکار کنم؟
گفت زودباش جورابای عمه تو دربیار پاهاش هوا بخوره
منم هول شده بودم و سریع رفتم و جورابای نازک مچیش رو درآوردم.
به مامانم گفتم ببین جای کش جوراب چه ردی انداخته رو پاهاش
مامانم گفت آخه این جورابای تنگ چیه پوشیده و بعدش گفت پاهاشو بمال
منم شروع کردم به ماساژ از قوزک تا نوک انگشتانش
دمای پاهاش بالا بود و گرماش رو تو دستام حس می کردم
بعد که عمه بهتر شد بهش گفتم من پاهاتو مالیدم که خوب شدیا!
اونم گفت ببخشید همه رو تو زحمت انداختم نمیدونم چرا اینطوری شدم
ارسالی از امیر
انداختشون زیر مبل. موقع رفتن هم جوراباشو برنداشت همینطوری پای بی جورابشو گذاشت تو کفش و رفت
منم فرداش جوراباشو شستم و دادم شوهرم براش ببره. به به چه عروسی