اول آبان 1392 . عید غدیر خم

بعد از مدت ها اومدم تو قسمت مدیریت این وبلاگم (البته رمزش یادم رفته بود!) و متوجه شدم هنوزم که هنوزه دوستان عنایت دارن به این وبلاگ و به ما و به امامشون و سر میزنن و نظر میذارن. حتی ورودی ها از موتورهای جستجو هم بسیار بوده که واسه یه وبلاگی که یه سال و خرده ایه پست جدید داخلش گذاشته نشده جای تعجب داره

خدا رو شکر واقعا...

برای همین تصمیم گرفتم عکس هایی که چندماه پیش از سفر مشهدالرضا (ع) گرفتم رو آپلود کنم و بذارم تو وبلاگ

امیدوارم خوشتون بیاد

یه خبر تازه هم اینکه کبوتر سپید عزیز 21 دی ماه حرکت دارن به سمت مکه و مدینه. کاشکی قسمت ما هم بشه...

دیشب خواب دیدم رفته بودم بدرقه ی کبوتر و خودم هم کلی گریه و زاری میکردم و دعا دعا میکردم یکی نیاد و من جاش برم! ! ! خواب بود خب، شما زیاد جدی نگیرین!




عکس های سفر مکه و مدینه ی من عید امسال: پارسال همین موقع ها!

ان شا الله کبوتر سپید عزیز هم عکس های قشنگ از این سفر بگیرن و واسه ما بذارن تو وبلاگ


ادامه نوشته

مهاجرت

به خانه دیگری نقل مکان کردیم

با کمک دوستان به بیان دعوت شدیم و انشا الله به یاری خدای بزرگ پست های جدیدمان را در کبوتر رضوی جدید می توانید بخوانید

http://kabutarerazavi.blog.ir

برای مان دعا کنید که توفیق خدمت داشته باشیم

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

زیارت از راه دل ...


هر چند دلِ خوشی از رسانه ملّی مان  ندارم و لبریز از شکایتم امّا همین یک حرکت خوب

صدا و سیما به این می ارزد که یک  تشکر جانانه و خالصانه از  مسئولین شبکه مان از این

پنجره مجازی داشته باشم .  باید آفرین گفت به این ذوق...

وقتی در خلوت خودت غرق می شوی و در تنهایی ات هزار جور فکرهای رنگارنگ پیش چشمانت

رژه می رود؛ از آینده شغلی و تحصیلی ات گرفته تا امور مادی و عاطفی و هزار جور درد و گرفتاری

،وقتی دلت  آنقدر تنگ هست که سرت را روی زانو هایت گذاشتی که  بالاخره چه خواهد شد؟

به یکباره و بدون اطلاع قبلی ! صلوات خاصه امام رضا (ع) روی صفحه  تلویزیون نقش می بندد  و

صدایی بغض آلود و زیبا زمزمه اش می کند :

 

اللهّمَ صَلّ عَلي عَلي بنْ موسَي الرّضا المرتَضي الامامِ التّقي النّقي  و حُجَّّتكَ عَلي مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ

الثري الصّدّيق الشَّهيد صَلَوةَ كثيرَةً تامَةً زاكيَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه كافْضَلِ ما صَلّيَتَ عَلي اَحَدٍ مِنْ اوْليائِكَ


آنوقت در هر شرایطی که باشی سعی می کنی دست به سینه  زاویه ات را به سمت شرق

بچرخانی و با هم یک صدا به امام خوبیها سلام کنید ...

انگار دیگر یادت  می رود که همین چند لحظه پیش به نداشته هایت فکر می کردی ! و یادت

رفته بود مروارید گرانبهایت را...

 خاصه اینکه خوب می دانی  «سلام کردن هفتاد ثواب دارد که شصت و نه تای آن برای

سلام کننده و یکی برای جواب دهنده است » و مرام و معرفت ائمه پاسخ به همین سلام هاست

چرا که  "سلام نام خداست "

بعد آن  با یک نیروی مضاعف  که انگار به تو تزریق شده باشد دست به زانو میزنی و یک " یا علی "

می گویی و برنامه  زندگی ات را ادامه می دهی ...

به شخصه از شبکه استانی مان این  موضوع را خیلی دیده ام امید آنکه این تلنگر ها در

شبکه های ملّی بیشتر شود . چرا  که در  شدائد زندگی  گاهی  توسل  و توکل یادمان می رود ....


الحمدللّه الّذی جعلنا من المتمسّکین بولایة أمیرالمؤمنین ...

هشت گفتار از امام رضا علیه السلام در خصوص  اعمال عید بزرگ ولایت ....


حضرت امام رضا علیه السلام، می فرماید: « روز عید غدیر خم روز تهنیت گویی است. بعضی از شما به بعض دیگر تهنیت بگوید و هرگاه مؤمنی با برادرش برخورد کرد بگوید: الحمدللّه الّذی جعلنا من المتمسّکین بولایة أمیرالمؤمنین و الائمة سلام الله علیهم.

حضرت امام رضا، علیه السلام، می فرمایند: «هر کس که در روز غدیر به دیدار مؤمنی برود خداوند هفتاد نور در قبرش داخل کند و قبرش را بگستراند، و هر روز هفتاد هزار فرشته به زیارت قبرش آید و به او مژده بهشت دهد

حضرت رضا علیه السلام در وصف عید غدیر فرموده اند: «روز غدیر روز صلوات فرستادن فراوان بر محمد و آل محمد است

حضرت رضا علیه السلام می فرمایند: «روز غدیر روزی است که خداوند، بر توان کسی که او را نیایش کند، می افزاید.» و همچنین فرمودند: «روز غدیر روزی است که دعا در آن مستجاب می گردد

امام رضا علیه السلام به پسر ابی نصر فرمودند: «هر جا که باشی در روز عید غدیر در بارگاه امیرالمؤمنین، علیه السلام، حاضر باش. بی تردید، خداوند، گناهان شصت ساله هر مرد و زن مؤمن را می آمرزد و چند برابر آنچه در ماه رمضان، شب قدر و شب عید فطر از آتش آزاد ساخته در آن روز آزاد می سازد

حضرت رضا علیه السلام، روز غدیر را «یوم التودّد» خواندند؛ یعنی روز مهر ورزیدن. بنابراین در چنین روزی باید معتقدان به ولایت، غم را از دل دوستان حضرت علی علیه السلام به هر نحوی که مقدور باشد برطرف نمایند

حضرت رضا علیه السلام می فرمایند: «[در روز غدیر] هر مرد و زن مؤمنی را شادمان سازید

حضرت رضا، علیه السلام، عید غدیر را روز هدیه و بخشش می نامد و می فرمایند: «[روز غدیر] روز بخشش و هدیه دادن است


در خلوت خالصاله تان با خدا برایمان دعا کنید که سخت محتاج به دعاییم...


یک غیر منتظره ی شیرین و دوست داشتنی  ...

این روزها باعث شد باز هم  به سراغ دفترچه ام بروم . دفترچه ای که در تمام طول  سفر معنوی  ام به کربلای

معلی همراهم بود و می نوشتم تا مطمئن باشم آنچه دیده ام خواب نبوده و کاملا" حقیقت دارند

مفاتیح کوچکم را خیییلی دوست دارم؛ پیش ترها هر وقت مفاتیح ام را بر می داشتم تا دعایی بخوانم یا به

اعمال ماه نگاهی بیاندازم  خیلی گذرا از کنار  عنوان "در اعمال مسجد کوفه" که در تمامی مفاتیح ها هم

هست ، می گذشتم  با این توجیه که من کجا و مسجد کوفه کجا  ....

همیشه حال و هوای حج در سرم بوده و هست و دعاهایم متمرکز بر این موضوع 

اللَّهُمَّ الرزقنی حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ ...

دو سال پیش به کربلا دعوت شدم

خیلی اتفاقی  ....

اتفاقی خواستنی و گوارا

نمی دانم چقدر لیاقت این سفر را داشتم که دردانه خدا و امامان معصوم  مرا به خانه هایشان دعوت کردند.!

تجسمش هم برایم دشوار بود چه برسد به  تحقق یافتن اش...

اما شد شکر و سپاس خدای خوبم را که هر چه بخواهد می شود و به هر که بخواهد بی حساب می دهد،

بخش هایی از نوشته هایم در نجف و کوفه :

* پنج شنبه اول مهرماه  89– نجف اشرف - ساعت 20:00

·         در بارگاه ملکوتی امیرالمؤمنین که قدم می زنم احساس می کنم محکم تر از همیشه ام ، چه گام های

مق    مقتدرانه ای! حظ می کنم شیعه علی ام .علی (ع) امام من است . دوست دارم همه صدایم را بشنوند که

ای    ایشان امام من هستند .مال خودم !  آری اینقدر شجاع شده ام که برای نداشته هایم هم گریه ام نمی گیرد

       اصلا" به این جا که می آیی. دیگر نداشته ها فراموش می شوند وقتی اینجا را می بینی یعنی همه 

       چیز داری .باورم نمی شود .ای کاش خواب نباشد  من کجا .... نجف کجا .... روی زمین نیستم ...

*جمعه دوم مهر ماه 89  - مسجد کوفه - ساعت  16:00

·         اینجا کوفه است ... به روزهایی فکر می کنم که در این شهر کسی قدم می زد که مرد بود  و مهربان ،

       شجاع  و دوست داشتنی . دلش برای امتش می تپید ! برایشان گریه می کرد اما مظلومیّتش را هیچ کس

ن     ندید !

دیگر چه فایده دارد بی قراری این کوچه ها ؟ که سخت منتظرند تا یک بار دیگر صدای گام های مظهر عدالت

را بشنوند و با نوازشش  خوابشان ببرد

به نخلی که تقریبا" کنار در ورودی مسجد کوفه است دست می کشم؛

غبطه می خورم ...

غبطه می خورم به نخل هایی که علی (ع) تیمارشان می کرده

غبطه میخورم به محرابی که علی را در آغوش خود می کشیده

غبطه می خورم به کودکانی که علی بر سرشان دست نوازش می کشیده

غبطه می خورم به چاهی که نیمه شب سنگ صبورش بوده وباران الماس هایش را دانه چین

می کرده....

اشک هایم تمام شد اما هنوز غبطه هایم ادامه دارد ...



*: عيد کمال دین . سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصايت و ولايت امير المؤمنين علی  علیه

  السلام بر شيعيان و پيروان ولايت مبارک

**: چند سالی است از قربان تا غدیرم را این فایل صوتی فوق العاده زیبای حاج محمود کریمی که در

مدح امام علی (ع)  خوانده اند  پُر می کند جهت دانلود  اینجا   را کلیک نمایید.یا به ادامه مطلب

مراجعه  کنید؛ امیدوارم  شما هم از شنیدن آن لذت ببرید.

*** التماس دعای فراون - یاعلی

ادامه نوشته

به استقبال مسافران بهشت

این نوشته  تقدیم به تو که سی و دو سال برای دخترت قصه بابا گفتی ...

بابایی که اصلا" ندیده!

راستی چقدر شکسته شدی از انتظار

سی و دو سال و ده روز!!! ؟ چقدر خوب روز شمار نبودنش را ورق زدی

شعار ش را زمزمه می کردی مگر نه ؟ " بلند آسمان جایگاه من است ..."

مقصد نخستین " شلمچه " مرز بین ایران و عراق

هفت خلبان و سه رزمنده... همه گمنام !

و مادری که با تمام امید که پسرش هم جز این شهداست همپای میزبانان آمده

استاد خلبان اف 4 ، شهید روز اول جنگ در عملیات حمله به پایگاه های هوایی صدام

سرلشگر حیدری و هم کابین شهید صالحی

سرلشکر حاجی و سر لشکر کیان جو شهدای 18 مهر 59

این ها اولین خلبانان شهید دفاع مقدس اند

"مسجد شلمچه "

هر کس خلوتی داشت با شهیدش

بچه ها دلنوشته هایی داشتند برای بابا ...

« روزي كه شود اذا السماء فطرت
وانگه كه شود اذا النجوم كدرت
من دامن تو بگيرم اندر سئلت
گويم صنما بأي ذنب قتلت
عشق تو مرا الست منكم بوعيد
هجر تو مرا ان عذابي لشديد
بر كنج لبت نوشته يحيي و يميت
من مات من العشق فقد مات شهيد »

"مشهد مقدس"

و....

آمدم ای شاه پناهم بده ...

با شهدا تا خانه سلطان خوبی ها

قبله آمال همه ایرانی ها ... مشهد الرضا

و دخترشهیدی که واگویه هایش عجیب دلها را می لرزاند:

((به آرزوم رسیدم با بابام اومدم پابوس آقا ...))

امام عزیز این شهدا تا وارد خانه خود شدند به پابوس تو آمدند

شاید خواسته ای دارند

شاید نجوایی

 شاید می خواهند برای مان دعا کنند

 برای ایران اسلامی

یا ضامن آهو ضمانتی، دعایی، که خونشان را لگد نکنیم ....

                                                                                               آمین یا رب العالمین


با دخل و تصرف در روایتگری سیما

جهت شادی روح شهدا صلوات  :  الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍوَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أعْداءَهُم أجْمَعِینَ

عرفه و ....  « شکرا"للّه »

" أَنْتَ الَّذِي منَنْتَ، أَنْتَ الَّذِي أَنْعَمْتَ "

به التهاب چشم هایمان نگاه نکن

امروز سطر به سطر دعا به یاد تو بودیم

چه عرفاتی شده بود این دیار

فردا هم عید سرسپردگی است که نفس خویش را هر لحظه "رمی جمرات" کنیم تا اسماعیل درونمان تازه

شود...

چه قدر خوش می گذرد از همین حالا

خصلت هایی که دل چرکینمان می کنند به پرو پایمان نپیچند !

سراسیمه تر از همیشه مشتاق آمدن توایم ....

"بیا ای عشق عالم تاب، که ما تنهای تنهاییم"

اللّهم عجل لولیک الفرج

دعاى امام رضا (ع) براى صاحب الامر(عج) :
خدايا با قيام او ظلم و ستم را نابود ساز و بميران. و عدالت را ظاهر ساز و بر فراز آور، با قيام او دين محض الهى را جلوه گر كن كه از هر كژى و بدعتى بركنار و پاكيزه است.
 

خدايا با نور عدالت او ظلمت هاى تو در توى ستم گران را برملا كن و آتش كفر با حلاوت عدالت او خاموش گردان.

(الطوسى، مصباح المجتهد، ص 409)

اوست نشسته در نظر ...

در غم هجر روی تو ، رفته ز کف قرار دل
گر ننمایی ام تو رخ ، وای به حال زار دل
نیست شبی که تا سحر ، خون نفشانم از بصر
ز آن که غم فراق تو ، کرده تمام کار دل


همه زندگی ات را مرور می کنی

از ابتدا تا به امروز ،از کودکی تا نو جوانی

و از امروز تا فردا

و این تنها قسمتی از زندگی توست که باقی مانده است

از گذشته استغفار می کنی و برای آینده تصمیم می گیری

می خواهی بعد از این همه زندگی ات را جهت دار کنی

می خواهی تولدی دوباره داشته باشی

می خواهی بعد از این آنی باشی که باید باشی

می خواهی بعد از این همه زندگی ات را از عطر او لبریز کنی

و ناگهان در جبروتی از تکلم به راه می افتی

لبیک اللهم لبیک لا شریک لک لبیک

و این اولین صدایی است که از حنجره ات بیرون میریزد

و تو را به راه می اندازد

حالا سمت خانه مشخص است

قبله همین جاست

به هر طرف که رو کنی نماز است و او همان جاست که تو هستی و این اولین طوافی است که

آغاز کرده ای ...



اللَّهُمَّ بِرَحْمَتِكَ فِي الصَّالِحِينَ فَأَدْخِلْنَا ،اللَّهُمَّ الرزقنی حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ وَ قَتْلا فِي سَبِيلِكَ فَوَفِّقْ لَنَا ....

صادقانه می گویم غبطه می خورم به حال تمام کسانی که قبه الخضراء را دیده اند و دوباره متولد شدند ...

التماس دعا

جز فاطمه در قلب علی نیست مقیمی

برای علی (ع) می نویسم

از علی (ع)

از غدیر و وقایع اش

اما نمی دانم چه سرّی است در این معامله که باز هم جان دل علی در کنارش – در ذهنم نقش بسته

بی آنکه واژه ای از فاطمه (س) در متن غدیرم بیاورم

حال آنکه خوب می دانم

علی (ع) یعنی فاطمه (س) و فاطمه یعنی علی ....

به نیمه های نوشته ام رسیده ام ؛ قلبم نا به گاه شروع می کند به شماره !

ناگهان صفحه تقویمم پر می شود از نور

نور محمّد (ص) – نور علی (ع) - نور فاطمه (س)

یعنی نور الالا نور...

به امّ ابیها عرض می کنم

"مادرم هیچ کجای دنیا علی را تنها نگذاشته ای حتی در همین دل نوشته های این بنده غافل!"

    ***

خدایا ؛

عشق وام دار مهر "علی (ع) و زهرا (س) " ست

عزیز دل آفرین بگو ؟

چگونه می شود ؟؟؟

و مگر چقدر می شود ؟ همدیگر را تا آخر دنیا .....

آآآآآآآآآآآآآآآآآآخر دنیا

دوست داشت؟


*اول ذی الحجه ، سالروز ازدواج  علی (ع) و فاطمه زهرا (س) تهنیت ....

**در دستنوشته هایم  توانستم  جهیزیه فاطمه زهرا سلام الله علیها را پیدا کنم . می توانید لیست آن را در ادامه مطلب ببینیداصلا" اشتباه بزرگی است قیاس این لیست با جهیزیه های امروزی

*** سوالی که این روز ها بیشتر از پیش ذهنم را مشغول کرده ،مبالغ  هنگفت برای خرید همین جهیزیه هایی است که  عروس خانوم ها با خودشان  به منزل نو می برند !!! این سوال از وقتی برایم پر رنگ تر شد که چند روز پیش و بعد از مدتی طولانی (مانند یکی از اصحاب کهف) :) برای یک کار ضروری به میدان اصلی شهر رفتم و در این اوضاع اقتصادی از دیدن سیل جمعیت در مغازه ها و بازار شوکه شدم . آنقدر که ترجیح دادم از خیابان اصلی به مغازه مورد نظر برسم تا پیاده رو !!!! "هر چند دیوانه انگاشته شوم "

برایم این پارادوکس ها قابل هضم نیست که همه از وضعیت بد اقتصادی و مادی ناراضی اند اما مغازه ها ی لوازم برقی "که نرخ قیمت آن ساعت به ساعت متغیر است" مملو جمعیت است و تازه بعد هم مایه افتخار که ما بهترین جنس را خریده ایم و مبلغ بالایی  برایش پرداخته ایم !!!!!

امام زمان شرمنده که اگر انتظارهایمان هم همین طور باشد دیگر از این به بعد فاتحهء "صداقت" را باید خواند.

  
ادامه نوشته

کاظمین دلم امروز خراسان شده است ...

«أَلْمُؤْمِنُ يَحْتاجُ إِلى تَوْفيق مِنَ اللّهِ، وَ واعِظ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبُول مِمَّنْ يَنْصَحُهُ.»

مؤمن نياز دارد به توفيقى از جانب خدا، و به پندگويى از سوى خودش، و به پذيرش از كسى كه او را

نصيحت كند


                                                                                   امام محمد تقي (ع )



شهادت جوادالائمه (ع)  را بر ولی نعمتمان ،امام رضا (ع) و بر تمام مسلمانان جهان تسلیت عرض مینماییم...


دل خوشی های خالص

این روزها خوشحالم، چون  " آقا " خراسان شمالی ست!!! حکما" بیشتر آقا را در تلویزیون می بینیم.

خوشا به حال مردمان خراسان که نظاره گر  "ماه " خواهند بود ... اللهم ارزقنی ...


  

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍوَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أعْداءَهُم أجْمَعِینَ

سالهاست شایعه ای پیچیده در کوی و برزن ،در گوشه و کنار

چه سود در اعتراض به بی حرمتی ِ حرمتها

به ظلم و بیداد اشغالگران

به قرآن سوزی

و حال اعتراض به اهانت رسول خاتم!

و چه سود ره پیمایی و فریاد مرگ برقماش زیر پاگذاران پاکیها و پاکان اسلام سر دادن

کاش فهم مان می شد این نیز خود ،دسیسه ایست برای پروراندن آفت های بی تفاوتی که مای مسلمان

،قدمهایمان برای جهانی دیدن غیرت به جوش آمده از بی شرمی هتّاکان سست شود تا زمین و آسمان ها بر

ما لعن فرستند که نه فریادی بلند شد و نه قدمی برداشته  در مشت زنی به دهانِ آن دد منشان بی درد ، به

آن بی رگ و ریشه های بی خدا

به آن بی خدا-های شیطان پرست!

پس چه می ماند از وفاداری و جان نثاری به ایمان ، عقیده ،خدا و رسولش؟

پس چه می ماند از شور بندگی ،شور طاعت؟

کاش

کاش از همان ابتدا پچ پچ توهین ها را با پتک عقیده و ایمانمان در نطفه خاموش می کردیم با همبستگی و

بیداریِ بیش از پیش

امّا هنوز دیر نشده ...

و اینک تو مسلمان به خود تبریک بگو که شور بندگی و سرسپردگی در تو موج می زند و فریادت برسر متجاوزین

بلند است

حال یک صدا فریاد برآریم آنگونه که زمین بلرزد از فریادِ سرمشق مولایمان حسین (ع):

"هیهات من الذلّه"

تا دوباره تحقق وعده خداوند برای کسانی که اهانت به رسول مهربانیها را پیشه خود ساخته اند آن باشد که

در کتاب الله فرمود:

بسم الله الرحمن الرحيم

 تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ 

ابولهب نابود شد و دستش قطع گردید



 * با تشکر از خانوم ابراهیمی  نویسنده این متن که از بنده خواستند دلنوشته شان را در وبلاگم منتشر کنم .

 * لوگوی بالا در پی اهانت به پیامبر عظیم الشان مان طراحی شده .جهت دریافت  آن  می توانید به سایت
 
  http://naby.ir  "
پایگاه ویژه اهانت به ساحت حضرت محمد (ص)" مراجعه نمایید و با انتشار آن این اهانت

بزرگ را محکوم کنید

التماس دعا

عیدی خدا

 در یکی از یکشنبه های ماه "ذی القعده"  نمازی با فضیلت بسیار از پیامبر اکرم صلّی علیه وآله روایت شده که

هر که آن را به جا بیاورد :

* توبه اش مقبول و گناهانش آمرزیده شود

* خصماء او در روز قیامت از او راضی گردند

* با ایمان بمیرد و دینش گرفته نشود

* قبرش گشاده و نورانی گردد

* والدینش از او راضی گردند

* مغفرت شامل حال او و والدین و ذرّیه او گردد 

* توسعه رزق پیدا کند

* ملک الموت با او در وقت مردن مدارا کند و به آسانی جان او بیرون شود


 پ.ن 1 : برای چگونگی کیفیت این نماز پر برکت به ادامه مطلب رجوع کنید

پ.ن 2 : امید آنکه توفیق خواندش را داشته باشیم و مورد قبول غفّار الذّنوب قرار بگیرد

پ.ن 3 :  در نماز ها و دعا هایتان فراموشمان نکنید

ادامه نوشته

نیایش...

 خدایا ؛

روزی اهل روزگار ،در این روز و هر روزگار از جانب تو و به دست روزی رسان و روزی دهنده تو بوده است

من ؛ آدمی

روزی از تو می گیرم

و شکر کرده و ناکرده روزگار می گذرانم

بی آنکه بیاندیشم عظمت و قدرت و اقتدار ابدی تو را که اینگونه ....

اینگونه به قدرت و اقتدار ،این خلق بی شمار را ،به شماره و اندازه ،بی کم و کاست ،روزی می دهی

و کم یا زیاد روزگار می گذرانند ...

الهی

ای کاش علاوه بر این رزق و این روزی حیات بخش و جان بخش ذره ای از اندیشه و معرفت روزی ام باشد

هرچند که آن هم روزی ام کرده ای

و ای کاش آگاهی و درکِ آن ،رزق  جانم شود ، تا بیاندیشم و شکر کنم بزرگی و عظمت تو را

که روزی رسانی و رزق دهی تنها یکی از هزار نشانه خداوندی و عظمت توست

و پروردگار

گاهی که اندکی اندیشه  و معرفت می  یابم تا چشم باز کنم و قدرت و اقتدار تو را ببینم

باری بیشتر پی می برم به اندکی شکرم در برابر بسیاری روزی و معرفت و اندیشه و دیگر نعمت هایت

و دیگر چه بخواهم  از تو ؟

آنگاه جز آنکه عفو و آمرزش روزی ام کنی و ببخشایی مرا

همیشه و هماره ...

خداوند – ای نزدیکتر از ....

یا ثامن الحجج ....

 مهربان که باشی شعاع مهربانیت گسترده می شود

و قداست و مقدس بودن موج می زند تا سراپرده نور

مولای من

شما هشتمین ستاره از آن چهارده تن اید که گرداگرد منبع نور طوافش می کنید و آسمان و زمین

متحیرند از رأفت و بزرگی تان ؛

مهربان که باشی

آنقدر این یکرنگی و این ناگهانگی زیبا می شود که در حضیضش به مدار رأفت " رب ودود " نزدیکید

آنقدر نزدیکید که خودتان "رحیم " مجسم می شوید !

و دل بی قرار من ،

این روزها به دنبال مهربانی است که بی هیچ چشم داشتی محبّت کند

رئوفم کن یا  ضامن آهو ...


ولادت با سعادت ولی نعمتمان ،معین الضعفا ،سلطان علی ابن موسی الرضا بر تمامی مسلمانان جهان تهنیت 

هوا بس ناجوانمردانه سرد است ...

حواسمان باشد،هنوز هموطنان مان به کمک نیاز دارند؛

* اَللّهُمَّ اكْسُ كُلَّ عُرْيانٍ ، اَللّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ كُلِّ مَكْرُوبٍ *

خدايا بپوشان هر برهنه‌ای را ، خدايا رفع كن اندوه هر غم‌زده‌ای را

آمین یا رب العالمین .... 

زیارت از راه دل ...

 دیروز تو شهر ما عطر حرم پیچیده بود،... جملات دلنشین زیر از زبون دختر بچه ای که حرف دل

همه ماها رو می زد جاری شد :

کم کم  داشتیم لذت نماز های توی حرم رو از یاد می بردیم

کم کم داشت صدای خوش قرآن و اذان که از مناره های حرم، آدم و تا آسمون بالا می بره ، فراموش 

می کردیم

کم کم داشت عطر خوش حرمِت از مشاممون حذف می شد .  اینقدر دلخوش دلخوشی های زودگذر بودیم که

داشت خوشی  حرم تون  از یادمون می رفت

امّا انگار ارباب های  کَرَم هیچ وقت ماها رو فراموشمون نمی کنن ؛ حتی اگه خیلی بد باشیم

از چند روز پیش که شنیدیم قراره دوباره این پرچم قشنگه گنبد و بارگاهتون توسط سفیرانتون ، خادمای حرم به

شهرمون بیاد دلامون پر کشید تا حرم...

چه راحت طلبیدی مون آقا جون ؛ چه دعوتی !

چه سفر سریعی تا مشهد ، صحن به صحن ...

همین الان هم که دارم اینا رو می گم انگار رسیدم جلوی باب الجواد و دست به سینه و سلام کنان دارم به

سمت در ورودی حرکت می کنم ، صحن آزادی،سقا خونه ،پنجره فولاد – صدای پرواز یه دسته کبوتر بالای سرم

صدای ناله  گریه آلود پیرزن ها و مادرا که  یاامام رضا یاامام رضاشون دل سنگ رو آب میکنه

دیدن گریه بغض گرفته  مردها که یه جا نشستن و دو چشمه اشک از چشماشون جاری میشه و می گن "یا

معین الضعفا  دستم به دامنت "

صدای غمبار اون مادر شهیدی  که میگه " یا علی ابن موسی الرضا " پسرم فدای شما پسرهای حضرت

زهرا(س) و صدای اون هیئت سینه زنی که کنار سقا خونه ات نوای یا ابوفاضل سر می دن

یک لحظه هم یاد همه اونایی می افتیم که توی زیارت های قبلی باهات بودن  ، یاد سفر کرده های دیار ملکوت

آره آقاجون شما سریع می طلبی و می بری ، باد هم به پای زیارت ما نمی رسه....

*زیارت از راه دل *

امام مهربونم ، وقتی به گوشم رسید خادمات یعنی اونایی که یا تو کفش کن یا با پر طاووس یا اسپند به دست

خستگی زائرات رو از تن بیرون می کنن ،دارن میان ؛صدای صلوات های پیاپی زائرات توی گوشمو پر کرد ، جون

گرفتم آقا جون ...

امام رئوف ، ضامن آهو ،یه جورایی احساس می کنم این  دفعه به جای اینکه ما به زیارتت بیایم شما منّت

گذاشتی و به شهرمون صفا دادی – پس بذار از همین جا سلام کنم :

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا ، ایها الامام الرئوف

احساس می کنم شما زودتر از خادماتون اومدین ،قربون قدماتون...

صاحب پرچم زودتر از پرچم رسیده – خوش اومدی آقای کبوتر ها

بابام میگه امام رضا توی این دنیا این جوری لطف و عطا می کنه بدون واسه قبرو قیامت  زائراش چی میکنه؟

حالا آقا جون توی این دهه کرامت که شما اومدین ، ما شما رو به کَرَمتون قسم می دیم و یه تقاضا ازت داریم

توی حرم خواهرتون و توی ایام ولادت شما و خواهرتون  میشه به دل کوچیک من و دل این همه زائر مشتاقِ

عاشق که دارن سر پرچمت بارون اشک میریزن  ، نگاه کنی؟

امام رضا برای این مردم سخته بشنون به جّد شما ،پیغمبر ، جسارت شده ،پس کی به فرزندتون حضرت مهدی

(عج) میگید بیاد؟

دلمون غصه داره ، دوست داریم وقتی می آیم بقیع مثل حرم شما راحت زیارت کنیم ،گنبد و بارگاه ببینیم ،

خادمای اونجا هم مثل خادماتون مهربون باشن و به ما بگن قبر فاطمه از اون طرف ...

اینا رو که دارم میگم مثل اینه که پشت پنجره فولاد تون دخیل بستم . همون جا که برات کربلا می دین


بیرق سرخ حسین و پرچم سبز رضا

این به ایران سایه دارد آن به دشت کربلا

هر کسی هر حاجتی دارد به دل با اشتیاق

با نگاه پرچم سبزش بگوید " یا رضا "



 برای دیدن سایر عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید ...

نائب الزیاره شما بودم

التماس دعای فراوان
ادامه نوشته

شادباش

اعجاز این ضریح که همواره بی حد است
چیزی شبیه پنـــجره فولاد مشـــهد است

السلام علیکِ یا فاطمه معصومه ....



*میلاد مظهر عصمت و نجابت، حضرت فاطمه معصومه (س) و روز دختر بر تمام دختران عفیف مبارک*

إ‌‌ِنَّ اللَّهَ وَ مَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَی النَّبِيِّ ...


بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست

باور کنید، پاسخ آیینه سنگ نیست

 

سوگند می خورم به مرام پرندگان

در عرف ما، سزای پریدن تفنگ نیست

 

با برگ گل نوشته به دیوار باغ ما

وقتی بیا که حوصله غنچه تنگ نیست

 

در کارگاهِ رنگرزانِ دیار ما

رنگی برای پوشش آثار ننگ نیست

 

از بردگی مقام بلالی گرفته اند

در مکتبی که عزت انسان به رنگ نیست

 

دارد بهار می گذرد با شتاب عمر

فکری کنید ، فرصت پلکی درنگ نیست

 

وقتی که عاشقانه بنوشی پیاله را

فرقی میان طعم شراب و شرنگ نیست

 

تنها یکی به قله تاریخ می رسد

هر مرد پاشکسته که تیمور لنگ نیست



توهین ،نشانه ضعف است؛چیزی از شأن پیامبر اعظم کم نمی کند که حتی گرامی تر و دوست

داشتنی تر  از پیش برایمان می شود


الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ

وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

وَالْعَنْ أعْداءَهُم أجْمَعِینَ

معرفی کتاب *مغز متفکر جهان شیعه*

نام كتاب: مغز متفكر جهان شيعه
نويسنده: مركز مطالعات اسلامى استراسبورگ
مترجم: ذبيح‌اله منصورى
ناشر: سازمان انتشارات جاويد
نوبت چاپ:  چاپ هفدهم – (1372)
شمارگان: 10000 جلد
قيمت: 850 ريال
تعداد صفحه: 476

اكثريت مردم ايران، شيعه هستند. اما شايد تعداد انگشت‌شمارى از آنها بدانند كه چرا به مذهب آنها شيعه جعفرى گفته مى‌شود. كتاب «مغز متفكر جهان شيعه» براى من به نوعى پاسخ‌گوى اين سوال بود. اين كتاب به دست 25 دانشمند كه اكثريت آنها را مسيحيان فرانسوى تشكيل مى‌دهند، نوشته شده است و افكار و نظرات علمى امام جعفر صادق (ع) را مورد تجزيه و تحليل قرار داده است و با علم روز سنجيده است.
بيشتر ما از كلاس‌هاى 400 تا 500 نفرى امام جعفر صادق (ع ) خبر داريم. اما بيشتر فكر مى‌كنيم در اين جلسات به مباحث خاص دينى مثل فقه و قضاء پرداخته مى‌شد. اما وقتى مى‌خوانيم كه در اين كلاس‌ها امام جعفر صادق نظرات دانشمندان پيشين خود مانند ارسطو، افلاطون، اقليدس و ... را نقد و بررسى مى‌كرد و در هر مورد نظرات بديع و جالبى مى‌داد كه تازه در سه قرن اخير دانشمندان به آن رسيده‌اند، از داشتن چنين پيشواى مذهبى احساس غرور مى‌كنيم.
كتاب واقعاً براى من كتاب جالبى بود. با مطالعه آن به نوعى هم با تاريخ و هم علم و هم با تاريخ علم آشنا مى‌شويد. ضمن آنكه در مذهب نيز بر عقايدتان تاثير‌گذار است.

پیشنهاد می کنم کتاب را تهیه کرده و مطالعه نمایید


شهادت  امام جعفر صادق (ع) برتمامی شیعیان جهان تسلیت باد؛

التماس دعای فراوان

من باب ازدواج؛برای کبوتر رضوی :)

فکر می کنم برای کسی که دوست دارد زندگی  خوبی (که این خوب بودن بی شک تعاریف مختلفی دارد ) داشته باشد اگر متمکن است که چه بهتردر جوانی اش  به حج برود و مناسک آن را به جا بیاورد اما اگر نه و برایش کمال ،مهم است مناسک حج را لا اقل بخواند – هر چند در هیچ برهه از زمان زندگی اش نصیبش نشود

از مناسک با اهمیت حج ورود به عرفات است و با تعمیمش می رسیم به شناخت ،شناخت خود...!

به نظرم پیش از آنکه سَرند کنی یکی یکی خواستگارانت را تا برسی به کسی که حالا نسبتا" معیار هایت را برای ازدواج دارد – شرط اول قدم آنست که خودت را شناخته باشی – یعنی اینکه بدانیم چه می خواهیم از زندگی خودمان ،مقصد نظرمان از ازدواج چیست ، وقتی یاد بگیریم به خودمان ،به خواسته هایمان احترام بگذاریم –وقتی یاد بگیریم دوست داشته باشیم هر آنچه برای دیگران خاصه نزدیکانت مهم است آنوقت ،وقت آن رسیده که یک نفر دیگر را هم شریک دنیای خودمان کنیم یا راهشان بدهیم به خلوت تفکرات خودمان ...

شناخت خود ، اولین و مهم ترین قدم است برای یک زندگی ،زندگی مشترک؛

وقتی خودم را ،عقایدم را، علایقم را بشناسم آن وقت یک نفر که قرار است لحظه لحظه ام با او سپری شود دیگر نگران این نیست که افکار و نظرات گسیخته مرا تحمل کند ! برایش بشوم یک ستاره متغیر؛

البته همه این ها از یک بُعد بخصوص است – از بُعد فرازهای زندگی – مثال هایش  هم آنقدر زیاد است که فکر می کنم چه نیازی به گفتن ... که در همین فرازهای زندگی هم اگر همین نکته را فراموش کنیم می رسیم به بن بست !

از زوایای مختلف  که بسنجی اش خیلی سخت است  همگون شدن با کسی که بیست و چند سال از یک خانواده ،با یک فرهنگ ،یک روحیه خاص رشد کرده ،شخصیتش ساخته شده و حالا تو منتخب او شده ای برای باقی عمرش و تو انتخابش کرده ای برای باقی عمرت . برای آرامش خودت ....برای آرامش او

این شناختِ خود، یعنی دلخوشی های خودت هم یادت نرود؛ قرار نیست خواسته های هیچ کدام فدای دیگری شود و نمی شود یک شبه هیچ کس را تغییر داد. هیچ کداممان دوبار هم زندگی نمی کنیم ، زمان لازم است . زندگی مشترک یعنی به اشتراک  گذاشتن سلایق مشترک و کمرنگ تر کردن تضاد ها.

چند وقت پیش در جایی از شخصی به نام کافمن نظریه ای نقل شد با این مضمون : " زندگی مانند نمایشی است که یک پشت صحنه دارد و یک جلوی صحنه – پشت صحنه محل آماده شدن برای جلوی صحنه است. هر یک از ما نقشی در جلوی صحنه داریم که پشت صحنه خود را برای آن آماده می کنیم"

فکر کردم چه تعبیر قشنگی است .وضعیت زندگی من  در درونم "یا روحیاتم" و آنچه ظاهرا" نشان می دهم که این نقش "تفاوت من ِدرون و منِ بیرون" حتی در بین دوستانم شاید خیلی فرق کند. (شخصا" برای من فرقی نمی کند) :)

اما به طور جد برای خوشبختی شریک زندگی لازم است و لازم است یک خودشناسی  قبل از انتخاب درست از خود داشته باشیم و خود درونمان  که من اسمش را گذاشته ام خودِ منصفانه  را جدّی تر بگیریم

و در آخرین کلام :

کسی که خود را نمیشناسد توان و امکان دوست داشتن خود را ندارد و کسی که خود را دوست ندارد نمی تواند دیگری را دوست بدارد ،چون قدرشناسی نمی داند و آن که قدرشناسی نمی داند نمی تواند معشوق زندگی اش را از چشم  معشوق ببیند نه از دیده خود تنها .



پ . ن 1: متمکن نیستم و هنوز آرزومند دیدار گنبد خضرا و طواف خانه خدایم.

پ.ن 2 : همه این ها که نوشتم را کبوتر رضوی می داند و فقط نوشتم تا مکتوب شود

پ.ن 3:  این حکم ها و نظریه ها برای آقا پسران خاصی  که خان اوّل انتخاب دختر خانم ها  را رد می کنند ،بیان میشود .گذشتن از این خان اوّل  آنقدر ها هم آسان نیست.  به بیان ساده تر این احکام برای یک فرد ایده آل ذکر شده . لا به لای این حکم ها می شود قضیه را دو جانبه بسط داد چه برای دختر خانم ها چه برای آقا پسرها

پ.ن 4 : کبوتر رضوی عزیزم این روزها حسابی پرمشغله است چون قرار است همین روزها راهی خانه بخت شود . از خدای بزرگم و از امام رضا (ع) ،امام خوبی ها برای کبوتر و همسر ارجمندش آرزوی خوشبختی و شادیهای ماندگار می کنم .

کبوتر رضوی  مبارکت باشد...

زیارت

این روزها شور عجیبی در مشهد به پاست . خوش به حال زائران آقا که در حریم حرم ثانیه هایشان را سپری می کنند

اگر دلت هوایی مشهد الرضا شد . فرقی نمی کند دور باشی یا نزدیک. فقط کافی است بگویی :

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
السلام علیک یابن فاطمه الزهـــــرا ...

پ.ن : این عکس مربوط به میدان شهدای مشهد است که این خانواده رو به حرم ایستاده اند وبه امام رضا (ع) ادای احترام می کنند

من آن خاکم که ....

سر تا پای‌ خودم‌ را که‌ خلاصه‌ می‌کنم، می‌شوم‌ قد یک‌ کف‌ دست‌ خاک‌ که‌ ممکن‌ بود یک‌

تکه‌ آجر باشد توی‌ دیوار یک‌ خانه، یا یک‌ قلوه‌ سنگ‌ روی‌ شانه‌ یک‌ کوه، یا مشتی‌

سنگ‌ریزه، ته‌ته‌ اقیانوس؛ یا حتی‌ خاک‌ یک‌ گلدان‌ باشد؛ خاک‌ همین‌ گلدان‌ پشت‌ پنجره.

یک‌ کف‌ دست‌ خاک‌ ممکن‌ است‌ هیچ‌ وقت، هیچ‌ اسمی‌ نداشته‌ باشد و تا همیشه، خاک‌

باقی‌ بماند، فقط‌ خاک....

اما حالا یک‌ کف‌ دست‌ خاک‌ وجود دارد که‌ خدا به‌ او اجازه‌ داده‌ نفس‌ بکشد، ببیند،

بشنود، بفهمد، جان‌ داشته‌ باشد. یک‌ مشت‌ خاک‌ که‌ اجازه‌ دارد عاشق‌ بشود، انتخاب‌

کند، عوض‌ بشود، تغییر کند.

وای، خدای‌ بزرگ!

من‌ چقدر خوشبختم. من‌ همان‌ خاک‌ انتخاب‌ شده‌ هستم.

همان‌خاکی‌ که‌ با بقیه‌ خاک‌ها فرق‌ می‌کند.

من‌ آن‌ خاکی‌ هستم‌ که‌ توی‌ دست‌های‌ خدا

ورزیده‌ شده‌ام‌ و خدا از نفسش‌ در آن‌ دمیده.

من‌ آن‌ خاک‌ قیمتی‌ام. حالا می‌فهمم‌ چرا

فرشته‌ها آن‌قدر حسودی شان‌ شد!!!

اما اگر این‌ خاک، این‌ خاک‌ برگزیده، خاکی‌ که‌ اسم‌ دارد، قشنگ‌ترین‌ اسم‌ دنیا را، خاکی‌

که‌ نور چشمی‌ و عزیز دُردانه‌ خداست. اگر نتواند تغییر کند، اگر عوض‌ نشود، اگر انتخاب‌

نکند، اگر همین‌ طور خاک‌ باقی‌ بماند، اگر آن‌ آخر که‌ قرار است‌ برگردد و خود جدیدش‌ را

تحویل‌ خدا بدهد، سرش‌ را بیندازد پایین‌ و بگوید: یا لَیتَنی‌ کُنت‌ تُراباً. بگوید: ای‌ کاش‌

خاک‌ بودم...

این‌ وحشتناک‌ترین‌ جمله‌ای‌ است‌ که‌ یک‌ آدم‌ می‌تواند بگوید. یعنی‌ این‌ که‌ حتی‌ نتوانسته‌

خاک‌ باشد، چه‌ برسد به‌ آدم! یعنی‌ این‌ که...

خدایا دستمان‌ را بگیر و نیاور آن‌ روزی‌ را که‌ هیچ‌ آدمی‌ چنین‌ بگوید.

آمین                       



عرفان نظر آهاری


اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک خَیْرَ ما سَئَلَکَ مِنْهُ عِبادُکَ الصّالِحُونَ ...

برگزاری نماز عید فطر امسال در حرم امام خوبی ها ...

 

رجعت

«یارب دل پاک و جان آگاهم ده

آه شب و گریه سحر گاهم ده

در راه خود اول از خودم بی خود کن

 بی خود چو شدم ، ز خود به خود راهم ده»


تا پخته نشوی به خدا نخواهی رسید

می گویند کمال هر چیز بازگشت به نقطه اول آن است ؛ وقتی ریسمان نگاهت محکم تر گره

خورد به قدّوس

و رمضان فرصتی شد

برای من ،برای تو ، برای بازگشت

بازگشت به سوی حق

معراج هم همین نیست مگر؟

*رجعت عبد به معبود*

و من این روزها به ابراهیم خلیل الله فکر می کنم

وقتی به فرمان قادر مقرر می شود جان دلش را قربانی کند

نه جان دلش!

که ابراهیم نَفسَش را ذبح می کند

***

دوباره فرصتی  پیش آمد

برای من .... برای تو

پس : بمیریم قبل از آنکه بمیرانندمان

 به حسابمان برسیم پیش از آنکه حسابرسی مان کنند

اگر این معراج نیست ، توبه مان می تواند باشد

یک حلقه تمام شد ، از نو شروعش نکن

جهش؛

برو به مدار بالاتر

تا برانگیخته شوی تا بشکفی

تا پرواز کنی

و به گمانم کمال یعنی همین ....

الهی العفو ....

دلا بسوز که سوز تو کارها بکند     نیاز نیمه شبی دفع صد بلا بکند

تو با خدای خود انداز کارو دل خوش دار     که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند 


لیلة القدر خیر من الف شهر

در خواب هم ای کوفه نمی بینی از این پس

اللهُ احد از نفس ماه بریزد

دیگر سر این کوچه کسی نیست که هر شب

بارانی از الماس ته چاه بریزد

 
□□□
یک خاطره مانده ست از آن چاه و از آن ماه

از غربت شب های تو اما خبری نیست

تا بوی کباب از جگر کوچه بلند است

از نان و رطب های تو مولا خبری نیست

 
□□□
شوق ملکوت از ته چشمان تو پیداست

ای آینه ی حک شده بر سینه ی محراب

در عرش محمد(ص) به تماشای تو برخاست

ای واشده فرق تو در آیینه ی محراب

 
□□□
بعد از تو کسی نیست که با پُشته ی نانش

آرام بیاید درِ هرخانه شبانه

در دست یتیمان جهان کاسه ی صبر است

«ای تیر غمت را دل عشّاق نشانه «


□□□

هر شعر که در وصف تو خواندیم و شنیدیم

هرجرعه بنام تو شرابی ازلی بود

تاهست علی هست و علی هست و علی هست

تا بود علی بود و علی بود و علی بود ...

شاعر : رضا نیکوکار                   




 شبها ،شبهای استجابت دعاست . این دست های خالی و ساده دخیلتان . عاجزانه می خواهیم در نجوای عاشقانه تان با قادر لم یلد فراموشمان نکنید که سخت محتاج به دعاییم

بریده بریده می نویسم : د-ل-ت-ن-گ-م

هوایی شهر پیامبر که می شوم "بقیع غریب" دلتنگی ام را دو چندان می کند

بقیع مأخذی است که تنهایی آل علی (ع) را ترجمه می کند و با زبان غربتش تاریخ تشیع را برایمان

هجی ...

"اینجاست که می توانی دل را در چشمه اشک شستشو دهی "

گر چه جا مانده ام امّا

خوب می دانم در بقیع هر چشمی بی مهابا می بارد .

لازم نیست به خواندن مرثیه ! چرا که

بقیع مرثیه مجسم است

به روزهایی می اندیشم که صلابت فرزندان علی (ع) کوچه های بنی هاشم را روشن کرده بود

آقا ؛

این روزها به تو فکر می کنم

سلام می کنم به تو ...

به تو که در عین شجاعت مظلوم بودی و در عین اسیری تنها

گویا تقدیر چنین بوده که تو همیشه "تنهاترین سردار " بمانی

و براستی که "تنهایی" چه عظمت شگفتی دارد

چرا که خدا تنهاست و شما چقدر به خدا نزدیکترید...


امشب خوان ماه رمضان به یمن قدوم کریم اهل بیت گسترده تر است. هوشیار باشید که بی نصیب از

 کنارش نگذرید.میلاد پرنور امام حسن مجتبی (ع) بر شما مبارک

التماس دعای فراوان ....

تمنّا ...

خورشــید به من بتاب و تطهیــــرم کن

آیینـــه کن و بشـــکن و تکثیــــرم کن

یک بـــار سر ســــفره لطــف و کرمت

بنشــــانم و یک عمـــر نمک گیرم کن


مراسم افطاری حرم آقامون 
خدا قسمت کنه ...