استاد عباس باقری
زندگی نامه
عباس علی(عباس) باقری شاعر ،ترانه سرا،منتقد ادبی و نمایش نامه نویس متولد 25/1/1334 زابل می باشد. ازشانزده سالگی به شعر گفتن پرداخت.استاد نشان درجه 2هنری(فوق لیسانس)دارند .
تالیفات
-تالیف بیست و پنج مجموعه شعر
-تالیف و انتشار بیش از ده جلد کتاب زندگینامه سرداران شهید استان
-مجموعه پانزده جلدی شعر معاصر سیستان
عناوین کتب استاد
1. تبعید در آفتاب - انتشارات باران ،مشهد1361
2. ایوب در باد - حوزه هنری1368
3. افطار در عاشورا – انتشارات فرهنگ و ارشاد اسلامی
4. باران تلخ – اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی1371
5. سنگ و سرنا
6. برگزیده شعر معاصر شماره 98 – انتشاران نیستان10000نسخه
7. قطعات برگزیده به زبان فرانسه 20000نسخه مترجم ادیل
8. از کلمه تا کبوتر – انتشارات موسسه اطلاعات
9. از پلک سنگ – نشر سریر تهران
10. دست های سر بلند – شعر آیینی
11. نه پنجره نه ای کاش – 12000نسخه ،چاپ سوم
12. از سال های نغمه و کافور – مجموعه چهار جلدی شامل:
12-1.شرح شوکران
12-2.همین صدای جنوبی
12-3.من پیام آور شبنم
12-4.هنوز سطر اول سایه
16.ناگهان از خاک – نشر سریر
17.روزی کبوتری- انتشارات فصل پنجم
18.روزهای مندرس – انتشارات سوره مهر
19.خاکه نغمه ها – انتشارات سوره مهر
20.مثل شاخه – انتشارات سوره مهر
21.نام دیگر دریا
22.دو جلدی تاریخ سیستان
گزیده افتخارات استاد
▪ برگزیده شاعر ملی و تجلیل در فرهنگسرای ارسباران(تهران-1385)
▪ شاعر برگزیده نخستین جشنواره بین المللی شعر فجر(تهران-1385)
▪ داور همه دوره های جشنواره بین المللی شعر فجر(تهران1385-1390)
▪ تجلیل در سومین جشنواره بین المللی شعر فجر به عنوان شاعر پیشکسوت و اثر گذار در ادبیات انقلاب اسلامی
▪ مقام اول دو دوره شعر دفاع مقدس کشور
▪ مقام اول پنجمین دوره کتاب سال دفاع مقدس ایران
▪ مقام اول کتاب سال ششمین دوره قلم زرین ایران با مجموعه شعر«خاکه نغمه ها»
▪ مقام اول کتاب سال هفتمین دوره قلم زرین ایران با مجموعه شعر«روزی کبوتری»
▪ مدیر نمونه استانی جشنواره شهید رجایی ،در هفته دولت سال1385
▪ شهروند نمونه استانی سال1387
▪ مدیر نمونه شهرستان زابل بر اساس آرای مردمی رادیو زابل سال1385
▪ مقام اول سرود و ترانه تولیدات صدا و سیمای ایران با سرود معروف«ایران من» با اجرای مهرداد کاظمی سال1374
▪ دبیر علمی دو دوره شعر دفاع مقدس استان(بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس)
▪ دبیر علمی شعر دفاع مقدس استان کهکیلویه و بویر احمد (سال1390)
▪ دبیر علمی سه دوره کنگره شعر عاشورایی و اهل بیت سازمان تبلیغات اسلامی سیستان و بلوچستان(سال88-89-90)
▪ دبیر برگزاری شب های شعر وحدت سپاه پاسداران استان در شهر های زاهدان-تفتان خاش-ایرانشهر-چابهار1389
▪ چاپ آثار به زبان های اردو،فرانسه،انگلیسی،عربی
▪ سفر به کشورهای پاکستان،هندوستان،سوریه،لبنان،تاجیکستان و...جهت شعر خوانی و فرانسه (پژوهش در مورد گروه های مهاجر جوان)
▪ دریافت لوح پژوهشگر ممتاز دانشگاه زابل و دانشگاه علوم پزشکی (دو بار)و شورای پژوهش استان
فعالیت های فرهنگی –پژوهشی –ادبی – هنری استاد
▪ گسترش و تاسیس کتابخانه های عمومی سیستان از یک کتابخانه به هشت کتابخانه ،با تامین زمین اهدایی مورد نیاز
▪ احیا و آسیب شناسی شبیه خوانی (تعزیه )سنتی سیستان و برگزاری چهار دوره تعزیه و شبیه خوانی پس از انقلاب اسلامی
▪ دبیر و موسس کنگره ملی شعر سیستان از سال 1371تا1384(هشت دوره) وسال 1390(هر سال به مدت سه شبانه روز با دعوت از حد اقل30تا70شاعر ملی)
▪ موسس انجمن های شعر و ادب (نخستین بار در استان) قرآن و نهج البلاغه ،نمایش،هنر های تجسمی،تعزیه و شبیه خوانی(نخستین بار در استان)،موسیقی و واحد خوش نویسی
▪ برگزاری بیش از چهار صد شب شعر،همایش،جشنواره،یادواره،سوگواره و کنگره قرآنی ،ادبی،هنری فرهنگی (شهرستانی،استانی،کشوری)
▪ نخستین مدیر فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی زابل (پس از تاسیس)و راه اندازی فعالیت های فرهنگی و فوق برنامه دانشگاه
▪ احیای مراسم آیینی رقص شمشیر و موسیقی محلی سیستان پس از انقلاب اسلامی،وفق موازین
▪ برگزاری سالانه مراسم تجلیل از قاریان قرآن ،پیر غلامان عاشورایی ،نوحه خوانان ،شاعران ،شبیه خوانان،هنرمندان،خادمین فرهنگ عاشورا،شهدا ،پژوهشگران و نویسندگان پیشکسوت سیستان (در دوره مدیریت ارشاد اسلامی)
▪ راه اندازی و تاسیس بنیاد ایران شناسی واحد سیستان از سال 1378و مسئول واحد
▪ از موسسین و سر دبیر نشریه «شهر و شورا»در سال 1381
مسئول شورای نویسندگان صداو سیمای مرکز زاهدان در سال 1368▪
▪ عضو شورای فرهنگ عمومی شهرستان زابل و مسئول کمیته برنامه ریزی ستاد نماز جمعه
معرفی کتاب
روزهای مندرس
«روزهاي مندرس» عنوان هفتمین مجموعه شعراستاد است که دربرگيرنده 50 شعر در قالب سپيد است. صبح، انكار، ديدار، آيا،پرخاش، غريبانه، هنوز ميتوان، چقدر دير، حسرت، اين شعرها ، شبكوري، از ياد رفته، بيوهمرد، انديشه، به خاطر ميهن و... از اشعار موجود در اين دفتر شعر اند.
شاعر در این مجموعه شعر که سروده های او در سال های 68 تا 70 را در برمی گیرد توانسته است با بکارگیری عناصر محیطی و شخصیت های اساطیری سیستان به صورتی ملموس و جذاب به بیان مسائل اجتماعی بپردازد.
گزيده شعر:
«در آيينه خانه»:
اشكهايت را
به شبنم لبخندهاي، فرو بنشان.
چارقدت را
از روي بغض طاقچه بردار
گالشت را به پاي دركش
و در بانگ چاوشان راه
رها شو خورشيد
در آبگينه خانه منتظر توست.»
«به چه كار ميآيد
اين شعرهاي با نزاكت بازاري
در سرزمين پارسال و پسين سال
اين شعرها
كه ميخهاي تابوت شاعركاناند
اين شعرها كه گاه از تو اميري ميسازند
بيجيره و مواجب و بيدستار
گاهي سجاف گلويي ميشوند كه، نام تو را، با صد فسون به همهمه ميگويند.»
خاکه نغمه ها
«خاكه نغمهها» كه بيش از 220 شعر كوتاه از شاعر را در خود جا داده مفاهيم تازهاي را به جهت معنا، ساختار و استحكام به گونهاي كه بيانگر شعر امروز باشد ارائه كرده است. در شعرهاي اين مجموعه شعر و تصوير از هم جدا نيستند. در اين كتاب اگرچه هركدام از شعرها كه متأثر از زمان خاص خود هستند اما محتواي همه آنها با هم در يك رديف قرار دارند و به قول خود شاعر «شعرهاي اين مجموعه تابعي از اجتماع است.» در سرودههاي اين مجموعه شعر متأثر از قالب نبوده و بيشتر تحت تأثير محتواست. خشكسالي و دلواپسيهاي مردم سيستان و بلوچستان از اين بحران يكي از موضوعات مورد توجه در مجموعه حاضر است كه آن را ميتوان در همان اصل تابعيت شعرهاي باقري از اجتماع جستجو كرد چرا كه خشكسالي يكي از ويژگيهاي اقليمي سرزمين محل سكونت شاعر است.
گزيده شعر:
از بغض ابر
نترس!
باران پشت پنجره
سوغات چشمهاي بياباني من است
در سوك رفتهها
نقد کتاب
نه پنجره نه ای کاش
«نه پنجره، نه اي كاش» كه در قالب نو سروده است داراي مضامين اجتماعي، مذهبي، عاميانه و انقلابي است كه شاعر با در نظر داشتن ريزه كاريهاي كلام و آفرينش هاي شاعرانه به صورتي خلاقانه، با زباني روان و دلنشين و به دور از تكلف و تصنع در استعمال لغات و تعبيرات به هر يك از اين مضامين پرداخته است. شعر عباس باقري سرشار از كلمات شب، نور، ظلمت و تاريكي، سپيده، پرنده و پرواز و واژگان و عناصر جغرافياي اقليمي استان خويش است و طبيعت گرايي او در اشعارش بيشتر به روحيه بومي گرايي او برمي گردد. بومي گرايي و طبيعت نگاري مهمترين ويژگي شعر اين شاعر است و اين نتيجه طبيعي زندگي اوست كه همچنان به سيستان و سيستاني عشق مي ورزد و اشاره به شرايط اقليمي و آب و هوايي زيستگاه و محل اقامت شاعر جلوه اي آشكار در اشعار او دارد به عنوان نمونه در اين سروده مي بينيم:
پيش از اين- بارها جسته بودم:-در گلوي شن زارها- در لعاب استخواني گز بوته ها- دركشيدگي اعصاب باد- درآبدانه لرزان ماه- در دود حلقوي آه- در اندوهان بي مرگ- در مرگ هاي زرد.
از ديگر اجزاي تشكيل دهنده ساختار زباني شعر عباس باقري كاربرد هنرمندانه الفاظ كهن فارسي است كه سندي است بر تسلط و احاطه شاعر بر گنجينه عظيم و گرانقدر ادبيات كهن فارسي. باقري با استفاده از واژگاني همچون پنجدري، گردسوز، خنازير، زرنيخ، خراط خانه، پادافره و فلاخن بر غناي ادبي سروده هايش افزوده است.
مضامين اجتماعي دستمايه خوبي است كه شعرا اطلاعات، دانش، هنر و ابتكارات ادبي خويش را در قالب آن ارائه و پرورش دهند. باقري در سروده هاي اجتماعي خود حقايق و حوادث موجود در جامعه را در قالب توصيفات، تشبيهات و تعبيراتي بسيار زيبا و دلنشين و در عين حال موثر بيان مي كند. وي در اين سروده ها كه سرشار از درك و بينش اجتماعي- مذهبي است با زباني نرم و لطيف، به دور از دشواريها و پيچيدگي هاي لفظي و معنايي به بيان حقايق و عقايد موردنظر خود مي پردازد او در اين مجموعه كوشيده است تا مفاهيم ديني را به طرزي هدفمندتر مطرح كند و با بهره گيري از خلاقيت هاي فردي و مهارت هاي بياني خويش توانسته به انتقال يك سلسله احساسات و انديشه هاي موردنظر خويش بپردازد. درك و بينش عرفاني و آگاهي و شناخت اجتماعي شاعر نسبت به مسايل و مشكلات اجتماعي موجود در زندگي و محيط پراضطراب و لرزان بيرون از جمله دنياگرايي، پوچ گرايي، مدرنيته شدن سبك زندگي و... به اشعار او روحي اجتماعي- مذهبي بخشيده است. نگاه عميق و دقيق او به نابساماني هاي اجتماعي كه زاييده فاصله گرفتن از فرهنگ غني و گهربار اسلامي است در اشعار او موجي از توجه به باورها و ارزش هاي اسلامي ايجاد نموده كه تنها راهكار و وسيله رهايي از گرفتاريها، معضلات و نابسامانيهاي اجتماعي و فرهنگي است:
فوران تاريكي- از شيار صخره هاي ابد- ورطه اي ناخوش- كف آب هايي- كه هراس را تعليم مي دهند- و آفتابي- كه همچنان در وقفه اي بلند- در تابناكي سرشارش، ترديد مي كند. خورشيدي- كه مغلوب انتشار كهربايي است.
انسانها و اشياء محيط پيرامون، در شعر باقري حضوري پررنگ دارند و اين از نقاط اوج كار اوست. او مجرد از زندگي شعر نسروده بلكه شعر او پيوندي عميق و ناگسستني با طبيعت، زندگي و انسان هاي اطرافش دارد و اين باعث شده تا مخاطب با اشعارش صميميت و ارتباط نزديكي پيدا كند او به زندگي و انسان هاي كنوني عشق مي ورزد و تمام اجزاء شعرش و تاروپود سخنش پيوندي جداناپذير با طبيعت و هستي برقرار نموده اند كه حاصل آن ايجاد رابطه اي دوطرفه و بينابين با مخاطب و مخاطب با شاعر است كه اين حالت روح ادبي اشعارش را صيقل بخشيده و كلامش را جانبخش و دلنشين نموده است.
باقري به شعر آييني عنايتي خاص دارد چنانچه مي توان گفت كه اشعار مذهبي وي تجليل و ستايش صرف نيست بلكه اين سروده ها داراي موضع فكري خاصي است و به صورت هدفمند و كاربردي دستمايه انتقال افكار و انديشه هاي اعتقادي و مذهبي شاعر قرار گرفته است. انسان و جامعه در شعر آييني اين دفتر حضور دارند. وي نوعي پيوند ميان ديروز و امروز ايجاد نموده است و توانسته آن حقايق را براي مردم عصر خويش قدري ملموس تر و محسوس تر نمايد. با تاملي در سروده هاي اين دفتر مي توان دريافت كه انديشه و چشم انداز اعتقادي شاعر بر توجه به آموزه ها و معارف بيكران الهي تكيه دارد و شاعر از توسل و تمسك به آستان مقدس معصومين به عنوان دستگيره و وسيله اي سعادتبخش و مطمئن در مسير پرتلاطم زندگي امروز ياد نموده است. از اين رو شاعر متعهد و انقلابي مخاطب آگاه و متدين خويش را متوجه اين امر كرده و با اشاره به مسئله ظهور حضرت مهدي(عج) تنها راه به سعادت و رهايي بشر را ظهور و طلوع خورشيد گرمابخش امامت و طليعه نور و حقيقت حضرت مهدي(عج) مي داند:
چرا نمي آيي؟ اي موعود ناشناخته اي كه- تعبير خواب قيلوله را مي داني. و از دروازه هاي دشنه- با گندم و گياه گذر مي كني. چرا نمي آيي- اي مبدا تمام تصورها- كه برهوت را مي خواباني- و دست رد بر سينه قبايل تاريك مي زني- تا مورچه اي- از چاه سار برآيد- جهان پرپر شده- شمايل قديس هاي بازاري- و كودكاني- كه از ادامه خود مي رمند- چرا نمي آيي؟ اي شبنم معطري كه- اقيانوس ها در تو وضو مي سازند. از نكات قابل توجه در سروده هاي اين مجموعه روحيه اميد و مثبت انديشي است كه بر اشعار اين دفتر غالب است. حاصل اين اميدواري و مثبت انديشي ايجاد نشاط و تلاش در جامعه است. خلاف سروده برخي از شعراي جوان كه گاه ساز نااميدي مي زنند و همه درها را به روي خود و مخاطب بسته مي بينند و يا مي بندند، در اشعار اين دفتر فضاي اجتماعي سروده ها سرشار از انرژي مثبت همراه با موجي از دعوت به سوي نشاط و سرزندگي و تلاش و تكاپو با اميد به فردايي بهتر است كه اين روحيه خود بزرگترين سرمايه در زندگي است چنانچه مولاي متقيان امام علي(ع) نيز در سخنان گهربار خود فرموده اند: بزرگترين سرمايه مرد اعتماد به نفس اوست.
باقري نيز در سروده«اميد» به زيبايي به اين مسئله پرداخته است:
مي گويدم به ياس: با يك گل اين كوير، بهاران نمي شود. مي گويمش: وقتي با يك پرنده، سينه آبي آسمان- از انتشار همهمه سرشار مي شود- وقتي- با يك گلوي سرخ- شهر، پر از دار مي شود- با يك شكوفه نيز بهاران پا به زا- در اين كوير خشك، پديدار مي شود.
( روزنامه كيهان، شماره 19824 به تاريخ 6/10/89، صفحه 10 -ادب و هنر)