متن مصاحبه دکتر عباس نجفی با خبرگزاری شبستان در مورد روز حافظ

روز «حافظ» در گفتگو با دکتر «عباس نجفی»؛

انس با قرآن، زبان شعر حافظ را جهانی کرده است

حافظ از نظر زیبایی شناختی شدیدا تحت تاثیر قرآن است

انس با قرآن، زبان شعر حافظ را جهانی کرده است

استاد دانشگاه جهان بینی حافظ را نشات گرفته از انس با قرآن و دوران تاریخی خاص عنوان کرد و گفت: مفاهیمی مانند «توکل» و «عنایت» مفاهیمی ماخوذ از قرآن هستند و فضا و تصاویر تیره و ظلمانی که گاهی در اشعار حافظ دیده می‌شود، در ارتباط تنگاتنگ با تجربیات شخصی و زمانه زیست این شاعر دارد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری شبستان، هر سال بیستم مهرماه روز بزرگداشت حافظ شیرازی عزلسرای نامی ایران در قرن هشتم است، اشعار حافظ با هویت ایرانی پیوند ناگسستنی دارد و در حافظه جمعی ایرانیان در موقعیت های مختلف تاثیر ماندگاری دارد، درباره راز ماندگاری اشعار حافظ با دکتر «عباس نجفی»، استاد ادبیات عرب در دانشگاه فرهنگیان و پژوهشگر حوزه علوم انسانی به گفتگو نشسته ایم که در زیر می آید:

راز ماندگاری اشعار حافظ چیست؟

شاید این راز هیچ گاه بر ما مکشوف نشود و یا اگر کشف شود قادر به بیان و انتقال آن به دیگران نباشیم. حقیقت این است که هر کوششی در جهت کشف این راز به شکست منتهی خواهد شد؛ کما اینکه تاکنون نیز چنین بوده است. ما این قدر در می بابیم که این مرد بزرگ در بعد فردی واجتماعی «تاثیر» عظیم و ماندگاری بر زندگی فردی و جمعی ما ایرانیان گذاشته است و نیز اینقدر در می بابیم که حافظ توانسته است هر سلیقه ای را در هر زمان و مکانی راضی نگه دارد اما اینکه راز این تاثیرگذاری ماندگار چیست، چیزی نیست که بتوان با قطعیت در مورد آن سخن گفت. به تعبیر استاد شفیعی کدکنی، ما از تأمل در شعرِ حافظ به‌این‌نتیجه می‌رسیم که چیزی در آن نهفته است که «یُدْرَک و لایُوصَف» است و هرچه هست امری است «اقناعی» و نه اثباتی. اما به اختصار و با اعتماد بر حدس و گمان می توان گفت که شاید یکی از دلایل ماندگاری حافظ پاسخ دادن به نیازهای روحی بشر و پرداختن به مسائل کلان و اساسی مانند «زندگی»، «مرگ» و «عشق» است که آدمیان همواره با آنان دست به گریبانند. از دیگر عوامل ماندگاری حافظ، قدرت او در معماری جادویی کلمات است. اعجاز کار حافظ در این است که توانسته است چیزهای تکراری و آشنا را که به مرور زمان از رونق و رمق افتاده اند را به گونه ای ارئه دهد که در نظر مخاطب امری بدیع و تازه جلوه کند.

یکی از ویژگی های شعر حافظ همه شمولی این اشعار است، این ویژگی نشان دهنده ابعاد شخصیتی حافظ هست یا اینکه شرایط زمانه حافظ بر آنها تاثیر داشته است؟

حافظ یک انسان شناس به تمام معناست. انسان در نظر او تنها موجودی است که توانسته است بار امانت را بر دوش بکشد. او انسان و رنج هایش را می شناسد و نوشداروی «عشق» و «دوستی» را مایه تسکین درد و رنج او می داند. آبشخور این انسان شناسی به گمان من زمانه زندگی پر آشوب شاعر است. او با چشم خویش دیده است که انسان چگونه می تواند با مفاهیمی همچون «دوستی»، «مدارا» و «عشق» که مفاهیمی بی مرز هستند، معبر زندگی را چراغان نگه دارد و یا به عکس با تهی کردن زندگی از این مفاهیم، صحنه زندگی را به جهنمی تاریک تبدیل کند. این انسان شناسی که محصول زمانه زیست شاعر است، باعث شده است تا حافظ از درد سخن بگوید که هر انسانی در هر زمان و هر مکانی با آن دست به گریبان است و نیز از درمانی بگوید که هر انسانی در هر زمان و هر مکان محتاج آن است و این همان چیز و یا به تعبیر خود خواجه «آنی» است که «مقبول طبع مردم صاحب نظر» همه دوران ها افتاده است.
اگرچه حسن فروشان به جلوه آمده‌اند/ کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد
از سوی دیگر، دیوان حافظ به تعبیر استاد محمد علی ندوشن، شاهنامه دیگری است و رد پای فرهنگ ایران وهویت ملی ما در بیت بیت اشعار حافظ قابل پیگیری است و از همین روی ما ایرانیان رو به سوی این آینه داریم تا قامت خویش را هر چه نیکوتر و آراسته تر در آن به تماشا بنشینیم.

اشعار حافظ برای هر فردی قابل فهم است علت اینکه هر کسی از ظن خود یار حافظ می شود چیست؟

به گمان من، حافظ حرف دل ما را بهتر از خود ما بیان کرده است و این کشش و ان جذابیتی که در اشعار حافظ است، همه نشات گرفته از این ناحیه است. از این گذشته، حافظ از معدود شاعرانی است که مخاطب با هر اندازه از معلومات و در هر سن و در هر حال از احوال روحی که باشد، می تواند حرف دل خود را در میان ابیات او پیدا کند. توجه داشته باشید که وضع در مورد اکثر شاعران زبان فارسی به این شکل نیست. به عنوان نمونه، برقراری ارتباط با شاعر بزرگی همچون منوچهری دامغانی ممکن است بیشتر برای کسانی مقدور شود که پیگیر شعر توصیفی _آن هم توصیف طبیعت- هستند. بدون تردید یک عاشق، عارف یایک رند یک لا قبا هیچ گاه نخواهد توانست مقصود خود را در شعر منوچهری _با همه عظمتش- پیدا کند اما پنجره شعر حافظ بر روی همگان با هر مرام و مسلک باز است. نکته دیگر، رمز آلود بودن کلام و ابهام و ایهامی که در شعر حافظ است، شعر او را تبدیل به شعری کرده است که صداهای مختلفی از آن بر می خیزد. شعر حافظ شعری تاویل بردار است و به همین دلیل هر کسی می تواند با تاویل خاص خود، به تعبیر شما یار او شود.


چرا نکته ها و پندهای اخلاقی اشعار حافظ فرا زمان و فرامکانی است؟

واقعیت این است که حافظ نیروی محرکه هستی یا بهتر بگوییم «گوهر و جان هستی» را که عشق باشد را به جدّ در کانون توجه خود قرار داده است. او شاعری است که آدمی و پری را طفیل هستی عشق می داند و شرط رسیدن به دروازه های سعادت وخوشبختی را عبور از جاده عشق می داند. به همین دلیل است که سخن او این قدرت سحر آلود دارد که آدمیان را در هر زمان و مکان به سوی خود بکشد. کیست که این بیت دلپذیر حافظ در جان او اثر نگذارد و نتواند بپذیرد که: طفیل هستند عشقند آدمی و پری/ ارادتی بنما تا سعادتی ببری. بنابراین در تجزیه وتحلیل نهایی می توان
گفت که سخن حافظ و بلکه درد حافظ همه ازعشق است و عشق متاعی است که در همه زمان ها و و در تمام مکان ها خریدار دارد. به عبارت دیگر، شعر حافظ پاسخ دادن به بالاترین و والاترین نیازهای روحی آدمی است و هیچ عجب نیست اگر شعر او فراتر از زمان و مکان در حرکت است:
عاشق شو ار نه روزی کارِ جهان سرآید/ ناخوانده نقشِ مقصود از کارگاه هستی.

جهان بینی حافظ از چه نشات گرفته است که در هر دوره ای اشعارش کاربرد دارد؟

می توان جهان بینی حافظ را نشات گرفته از انس او با قران (کما اینکه خود او بارها به صراحت اذعان می کند)، زمانه زندگی و دوران تاریخی خاصی که زندگی او در آن گذشته است دانست. به عنوان نمونه مفاهیمی مانند «توکل» و «عنایت» مفاهیمی ماخوذ از قرآن هستند و فضا و تصاویر تیره و ظلمانی که گاهی در اشعار حافظ دیده می شود، در ارتباط تنگاتنگ با تجربیات شخصی و زمانه زیست اوست؛ مانند فضای تلخ و تاریکی که در این مثنوی تصویر سازی شده است:
اَلا اِی آهویِ وَحشی! کجایی؟ / مرا با توست چندین آشنایی
دو تنها و دو سرگردان، دو بی‌کس/ دَد و دامت، کمین از پیش و از پس
بیا تا حال یک‌دیگر بِدانیم/ مُراد هم بجوییم ار توانیم
که می‌بینم که این دشتِ مُشَوَّش/ چراگاهی ندارد خُرَّم و خَوش
که خواهد شد، بگویید ای رفیقان/ رفیقِ بی‌کسان، یارِ غریبان
مَگر خضْرِ مُبارک پی درآید/ ز یُمْنِ همَّتش، کاری گُشاید

تاثیر قرآن بر نگاه رندانه حافظ چگونه است؟

واقعیت این است که حافظ از نظر زیبایی شناختی شدیدا تحت تاثیر قرآن است. کتاب تفسیر «کشّاف» زمخشری که حافظ در این بیت معروف خود به آن اشاره می کند و بنا بر اقوال مشهور مورد توجه حافظ بوده است، از «تفاسیر بلاغی» قران است:
بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر/ چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است
حافظ در موارد متعددی به قرآن خوانی شبانه یا دعای سحر خود اشاره می کند. بدون هیچ تردیدی، او جهت تاثیرگذاری کلام خود چه از نظر شیوه بیان و پرداخت مفاهیم و چه از نظر بهره گیری از کلمات، نمادها، تصاویر و مفاهیم قرآنی استفاده کرده است. این تاثیر پذیری گاه با بیان تمام یا بخشی از یک آیه است مانند بیت معروف و دلکش: حضور خلوت انس است و دوستان جمعند/ و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید که عبارت «وان یکاد» ماخوذ از آیه وَإِن یَکَادُ ٱلَّذِینَ کَفَرُواْ لَیُزۡلِقُونَکَ بِأَبۡصَٰرِهِمۡ لَمَّا سَمِعُواْ ٱلذِّکۡرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُۥ لَمَجۡنُون» است.
گاهی نیز تاثیر پذیری حافظ از قران در حوزه اخذ مفاهیم و مضامین است. به عنوان نمونه ملاحظه بفرمایید که حافظ از داستان قرانی «فروخته شدن یوسف به بهایی ناچیز» توسط برادرانش چه بهره برداری شاعرانه و هنرمندانه ای کرده است:

یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد/ آنکه یوسف به زر ناسره بفروخته بود.

به لحاظ ساختار ادبی اشعار حافظ را چگونه ارزیابی می کنید؟

بدون تردید، معماری زبان در شعر حافظ مهمترین عاملی است که در طول اعصار و قرون باعث شده است تا مخاطبان شعر او همواره مجذوب وجه زیبایی شناسانه واژگان در شعر او شوند. به تعبیر استاد شفیعی کدکنی، هر بیت دیوان حافظ را که در نظر بگیرید، خواهید دید که تنها هنر حافظ «آشنایی زدایی» است. تمام مفاهیم و مضامین شعر حافظ در دیوان های قدما و معاصرینش سابقه دارد. هنر حافظ این است که توانسته است با استادی تمام، حرفهای که پیش از او دیگران نیز تکرار کرده اند را در «ساخت» و «فرمی» نو عرضه کند. به عبارت دیگر، اعجاز کار حافظ در این است که توانسته است چیزهای تکراری و آشنا را که به مرور زمان از رونق و رمق افتاده اند را به گونه ای ارئه دهد که در نظر مخاطب امری بدیع و تازه جلوه کند. حافظ از معدود شاعرانی است که فرم و صورت را در استثنایی ترین شکل ممکن عرضه داشت است.

کد خبر 1785149

متن مصاحبه دکتر عباس نجفی با خبرگزاری شبستان در مورد روز حافظ از لینک زیر قابل دسترسی است:

http://shabestan.news/xkbwD

رزومه علمی دکتر عباس نجفی استاد دانشگاه فرهنگیان

دکتر عباس نجفی پژوهشگر حوزه علوم انسانی و استاد دانشگاه در رشته زبان و ادبیات عرب متولد سال 1362 در شهرستان کوه چنار (چنارشاهیجان یا قایمیه سابق) است. از دکتر عباس نجفی تالیفات بسیاری در حوزه زبان و ادبیات عربی و فارسی در مجلات معتبر به چاپ رسیده است. این چهره علمی، با پرورش دانشجویان بی شماری در رشته زبان و ادبیات عرب، سهم زیادی در معرفی و اعتلای رشته عربی در استان فارس داشته است.

نام و نام خانوادگی: عباس نجفی

متولد 1362 در شهرستان کوه چنار در استان فارس

علاقۀ شخصی: نقد ادبی، ادبیات تطبیقی

محل اخذ مدرک کارشناسی: دانشگاه خلیج فارس بوشهر

محل اخذ مدرک کارشناسی ارشد: دانشگاه فردوسی مشهد

محل گذراندن مدرک دکترا: دانشگاه خلیج فارس بوشهر

عنوان پایان‌نامه مقطع کارشناسی ارشد: بررسی تطبیقی اشعار عبدالوهاب البیاتی و احمد شاملو در حوزۀ فکر و محتوا

عنوان رسالۀ دورۀ دکتری: بررسی تطبیقی استعاره های مفهومی و طرحوارههای تصویری آن در اشعار سعدی یوسف و احمد شاملو.

پست الکترونیکی: abbasnajafi3900@ gmail.com

سوابق آموزشی:

  1. استاد دانشگاه فرهنگیان شیراز ( تدریس دروس عروض و قافیه، نگارش، نحو، قواعد متون عربی، تاریخ ادبیات و متون نثر، نحو کاربردی، تحلیل محتوای کتاب درسی، فلسفه معلمی، تجربه های خاص حرفه ای در آموزش زبان عربی و همچون تدریس بررسی کتب دوره های مهارت آموزی مهارت آموزان ماده 28)

2. مدیر گروه آموزشی درس عربی به مدت 7 سال

3. مدرس کلاسهای ضمن خدمت فرهنگیان

4. مدرس کارگاههای توانمند سازی دبیران

5. مدرس موسسات خصوصی گاج، حکمت و بیلن تایماز به مدت 6سال6

6. تدریس مبانی کامپیوتر و مهارت های هفتگانه icdl در دانشگاه خلیج فارس بوشهر به مدت 7ترم.

سوابق پژوهشی:

1. مقالات علمی-پژوهشی:

1. تحلیل فرایند نظام گفتمانی طرح واره های تنشی عاطفی در شعر ادونیس و شاملو با رویکرد نشانه معناشناسی (مطالعه موردی شعر «مرثیه الحلاج» و «مرگ ناصری»)- مجله جستار های زبانی، بهمن و اسفند 1401- این مجله سامانه بین المللی اسکوپوس نمایه است.

2. نشانه شناسی عنوان در دیوان «اللیالی کلها» اثر سعدی یوسف با تکیه بر رویکرد سوسور- نشریه نقد ادب معاصر عربی، بهار و تابستان 1401

  1. واکاوی هنجارگریزی نوشتاری و دلالت های آن در شعر سعدی یوسف بر اساس الگوی زبان شناختی جفری لیچ- پژوهشنامه نقد ادب عربی، پاییز و زمستان 1399
  2. استعارۀ مفهومی و طرح‌واره‌های تصویری در قصید‌ۀ «القتلى يسيرون ليلاً» سعدی یوسف و «سرودِ ابراهیم در آتش» احمد شاملو (بر اساس نظریۀ معناشناسی شناختی)- کاوش نامه ادبیات تطبیقی دانشگاه رازی کرمانشاه.
  1. تحلیل نشانه‏‌شناسانۀ عنصر مکان در رمان گوانتانامو اثر یوسف زیدان بر اساس رویکرد پیرس. پژوهش‌نامه نقد ادبی و بلاغت دانشگاه تهران
  2. واکاوی تطبیقی استعارۀ مفهومی عشق در اشعار سعدی یوسف و احمد شاملو (بررسی تطبیقی) مجله الدراسات الأدبیة
  3. واکاوی تطبیقی نگاشت عناصر سازه‌ای «شیء گم‌شده» بر عناصر سازه‌ای » عشق « در اشعار سعدی یوسف و احمد شاملو. پژوهشنامه ادب غنایی دانشگاه سیستان.
  4. واکاوی فرآیند نظام گفتمانی الگوی تنشی-عاطفی در شعر محمد الفیتوری و احمد شاملو با رویکرد نشانه-معناشناسی (موردکاوی شعر «إلی.. غسان کنفانی» و «مرگ نازلی»)- مجله جستار های زبانی- این مجله در سامانه بین المللی اسکوپوس نمایه است.

بیانیه کناره گیری از حضور در دوازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی

به گزارش کوه چنار نیوز، *دکتر عباس نجفی* استاد دانشگاه، پژوهشگر مطرح حوزه علوم انسانی و علوم اجتماعی، سرگروه آموزشی شهرستان و از چهره های شناخته شده در حوزه آموزش و پژوهش در استان فارس، با صدور بیانیه ای، رسما کناره گیری خود را از حضور در دوازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی اعلام کرد. متن بیانیه دکتر عباس نجفی بدین شرح است:
.

به نام خدا

مردم شریف و سر افراز کازرون و کوه چنار

با سلام
احتراما بدین وسیله، این جانب *عباس نجفی*، به دلیل مجال اندکی که برای دیدار از مناطق مختلف و متعدد حوزه گسترده انتخابیه و مردم شریف آن مناطق در اختیار داشتم، انصراف خود را از حضور در دوازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی اعلام می دارم. بدیهی است در مسیری که *مردم* محور تصمیمات و تعیین کننده سرنوشت کارزار انتخاباتند، فرصت بیشتری جهت حضور در میان آنان لازم است. بی تردید این ابتدای راهی است که من و همراهانم قدم در آن گذاشته ایم و امیدوارم این بختیاری را داشته باشم که در آینده و در ادامه این راه، با برنامه ریزی دقیق تر و منسجم تر، افتخار دیدار، گفتگو و در نهایت خدمتگزاری تک تک ‌شما مردم پر مهر دیارم را از آن خود کنم. آنچه در این مدت کوتاه بیش از هرچیز اسباب خجلت و شرمساری مرا فراهم کرد، لطف بی دریغ و بی شائبه مردم عزیز در جای جای حوزه انتخابیه ام بود. *مردمی* در نهایت پاکی و شرافت که بودن در میان آنان، همواره بنیادی ترین انگیزه حرکت من و محور تمام تصمیماتم در زندگی بوده است. *در این جا ذکر و تاکید این نکته ضروری است که کناره گیری بنده، به هیچ وجه به سود هیچ کاندیدی صورت نگرفته است* و حامیان و نزدیکان من در تعیین و انتخاب فرد مورد نظر خود اختیار تام و تمام دارند. در پایان مراتب قدردانی خود را از تمامی دست اندرکاران انتخابات، وزارت کشور و عوامل اجرایی تا نظارتی که به این جانب اعتماد کردند، ابراز می دارم و به رسم احترام پیش پای حامیان، طرفداران و فامیل جلیل و پر شوکتم که تا آخرین لحظه، حتی ثانیه ای دست از پشتیبانی ام برنداشتند، از جا بر می خیزم و برای تک تک این عزیزان و برای مردم زادگاهم و همچنین برای تمام افرادی که به قصد گره گشایی از کار فروبسته مردم قدم در این راه گذاشته اند، در تمام مراحل زندگی آرزوی خرمی، کامیابی و سرافرازی دارم.

شنیده ام که بهشت آن کسی تواند یافت/ که آرزو برساند به آرزومندی

کوچک مردم کازرون و کوه چنار *عباس نجفی*

‌✔️ *بزرگترین و فعالترین پیج کوه چنــــار رو فالو کنید☺️*

با پیج‌های *کوه چنــــارنیــــوز* خبرهای شهرستان رو در اولین زمان ممکن از ما بخواهید 👇

🔷واتساپ
https://chat.whatsapp.com/JUr4mwlezhM7UrpwWcuvnn

🔷آی گپ
https://chat.whatsapp.com/JUr4mwlezhM7UrpwWcuvnn
🔷سروش
http://splus.ir/kohchenar_news
🔷ایتا
http://eitaa.ir/kohchenar_news
🔷روبیکا
http://Rubika.ir/kohchenar_news
🔷اینستاگرام
www.instagram.com/kohchenar_news
سفارش تبلیغ
*📲09362418835*

6اسفند ماه 1402

اسامی داوطلبان کاندیداتوری انتخابات مجلس در حوزه انتخابیه کازرون و کوه چنار

نام‌نویسان انتخابات نمایندگی مجلس در کازرون و کوه‌چنار

✳️ پس از پایان مهلت نام‌نویسی، اسامی ۷۷ نفر برای نامزدی دوازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در شهرستان‌های کازرون و کوه‌چنار ثبت نام شد.

🔹در این بین حضور نماینده کنونی، نماینده پیشین، و دو نماینده پیش‌تر از آن در کنار برخی کاندیداهای قدیم و جدید، قابل توجه است؛ از آن جمله افراد قدیمی می‌توان به کاندیداهایی همچون عبدالحمید اسماعیلی، کرامت‌اله ایازی، امان اله دهقانفرد، غلامرضا دهقان ناصرآبادی، حسین رضازاده، سیدمحمدصادق طبیب لقمانی، فریدون عباسی دوانی، مسلم قزل بیگلو، شاهین محمدصادقی و از جمله کاندیداهای جوان تر می توان به افرادی همچون بهزاد پرنیان خو، حجت الله دهقانی، دکتر عباس نجفی، دکتر سید اسحاق جلالیان، مهندس هادی شفیعی سیف آبادی اشاره کرد.


منبع چنار نیوز

12آبان 1402

تاریخچه طایفه مشایخ

بنا به نقل قول سالخوردگان و کتاب تاریخ گزیده این طایفه از شاخه کردهای شیوخ ممویی هستند که در زمان اتابکان لر بزرگ از جبل السماق شام سوریه به قلمرو لر بزرگ وارد شدند و اکنون جز ایل بویراحمد سفلی حساب می شوند و در روستاهای زیدون بهبهان . خان احمد و پشتکوه باشت . زیردو رستم . چنگلوا و اطراف دهدشت . چنار بویراحمد . دشمن زیاری فارس . مشایخ کمارج کازرون و ... ساکنند. این شاخه در اواخر حکومت صفویه از منطقه بوا در دهدشت جدا و ابتدا به ناحیه راشک جاوید ممسنی آمدند اما به دلایلی مانند ممانعت و مزاحمت طوایف بومی راشک کوچ مجدد نموده و در منطقه کنونی مشایخ ( ده بوا ) ساکن و نام آن را به نام طایفه و محل سکونت قدیم خود در دهدشت مشایخ یا ده بوا نهادند. همچنین عده ای از مشایخ شیخ ممویی پس از مهاجرت به دشمن زیاری از آنها جدا شده و به ناحیه کمارج در شهرستان کازرون رفته و روستایی به نام مشایخ در کمارج تشکیل دادند. قبل از ورود شیخ مموها به منطقه ای که اکنون بوا نامیده میشود این منطقه ییلاق چند ایل به نام سلطانی و سپوئی و عمویی و کوهپیره بود( طوایف کوهپیره و عمویی نیز اصالتا از سلطانی ها بودند که پس از فروپاشی سلطانی ها به میان عمویی ها و کوهپیره ای ها رفتند و تحت این نام ها شناخته شدند )که تابستانها به آنجا می آمدتد و زمستانها را به نواحی چنارشاهیجان و شاهپور کازرون می رفتند. مموها در بدو ورود با ممانعت این طوایف روبرو شدند و ناچار به کوچ مجدد شدند ولی فاصله زیادی را طی نکردند و در فاصله کمی از رود بوا در محلی به نام بویری( boyri ) سکنی گزیدند و بعدها با شور ومشورت ایلات مجاور و چند سوار محمدرضاخان کلانتر وقت دشمن زیاری وبا توجه به مهمان نوازی و خوش برخوردی آنها در محل ماندند و سکنی گزیدند. کدخدای شیخ مموها در زمان مهاجرت به دشمن زیاری شیخ تقی و سالار بودند که همراه برادران و عموزاده ها یشان کوچ کرده بودند و به همین دلیل در منطقه مشایخ به آنها بنکو مشی تقی ( مشهدی تقی ) نیز می گویند. علاوه بر شیوخ ممویی ( مشی تقی ) در منطقه بوا گروه های دیگری نیز به شرح زیر زندگی می کنند: 1- کرائی ها که از ریشه کرائی های منطقه خشت می باشند البته ایل کرایی بسیار گسترده و متفرق هستند و در مناطقی دیگر از جمله بکش ممسنی و طیبی بهبهان و بختیاری و ... ساکنند و تاریخی کهن دارند. 2- سعدی ها که می گویند از محلی به نام کوین واقع در کمهر و کاکان به اینجا کوچ کرده اند. 3- سلمانیها : مبدا مهاجرتشان نامشخص است. 4- سلطانی ها که قبلا درباره آنها توضیح داده شد و انشالله از منابع محلی مطالب بهتری را خواهم نگاشت. 5- سادات که از کهگیلویه آمدند . 6- کچلها که اصالتا مرودشتی هستند . 7- رکن الذین مجتهد ها که گروهی از آنان شیخ . گروهی آخوند و گروهی رئیس لقب دارند و گویا از کهگیلویه مهاجرت کرده اند و با مموها نسبت دارند. 8- خوش نشین که اینها نیز از خشت آمده اند . 9- خانها . 10- اردکانیها منطقه مشایخ از بزرگترین روستاهای دشمن زیاری است که شامل بیش از پانزده ده بزرگ وکوچک به نامهای ده بوا . آب انار . آبگور . کلکک علیا و سفلی . گردن کله . گود ریزی . گود اسپید . اسکندر بیگی . چشمه سردو . دشت . حمزه بیگی . دره کل . منصور آباد . چناران . تنگ سراب . گودکلکه می باشد .

کاروانسرای کمارج (ده کهنه کمارج)

کاروانسرای کمارج در ۳۰ کیلومتری کازرون و در سمت راست جاده کازرون - بوشهر در روستای ده کهنه کمارج واقع شده‌است. نقشه کاروانسرا چهار ایوانی و چهار برج در چهار گوشه آن بنا شده‌است. احداث بنای چهار ایوانی با حیاط بازمرکزی سابقه‌ای طولانی در معماری ایران داشته که نمونه این نقشه را می‌توان در کاخ آشور در بین‌النهرین مشاهده کرد.
در دوره اسلامی، از پلان ۴ ایوانی برای ساخت بناهای مذهبی و غیر مذهبی مانند مدارس، مقابر، مساجد و کاروانسراها استفاده گردید. این کاروانسرا مربع شکل و ابعاد آن ۷۴ متر می‌باشد. ورودی در ضلع ×۸۵ جنوبی بنا قرار گرفته و به صورت راهرویی به شکل چهار طاقی است که سقف آن با کاربندی‌های ساده گچی پوشش داده‌اند و ضلع شرقی و غربی این راهرو به اتاق‌هایی به صورت قرینه را پیدا می‌کند که هر یک از این اتاق‌ها از طریق یک ورودی به اتاقهای دیگر مرتبط می‌شوند.
در این کاروانسرا اتاق‌هایی برای مسافران در اطراف حیاط مرکزی ساخته شده که این اتاق‌ها به وسیله یک سری ایوان به حیاط باز می‌شوند. در پشت اتاقها، در ضلع غربی و شرقی بنا اصطبل‌هایی برای نگهداری از چهارپایان قرار دارد و در چهار گوشه بنا محل‌هایی را برای دسترسی به اتاقهای پشت کاروانسرا و همچنین اصطبل‌ها ساخته‌اند.
معماری کاروانسرای ده کهنه کمارج به دلیل وجود عناصری چون سنگ و خاک و گچ و آهک که به فراوانی در این منطقه یافت می‌شود، نوعی خاص از معماری را ایجاد کرده‌است.
مصالح اصلی برای ساخت بنای کاروانسرا از سنگ و گچ و در بعضی قسمت‌ها از ساروج استفاده شده‌است. کف حیاط گلی و پشت بام به وسیله کاهگل اندود شده‌است. تزیینات بنا، ساده و بهره‌گیری از گچ به عنوان شکل دهنده عمده تزیینات این بنا در نمای داخلی، طاق نماها، ایوانها و نمای خارجی بوده‌است.
نمای قاب تمامی دربها و پنجره‌ها و اتاق‌ها و ایوانها با سقف هلالی شکل ساخته شده‌است و پشت بام آن مسطح با شیب ملایم ساخته و در قسمتهایی که اتاقهای بزرگ قرار دارد سقف‌ها قوسی شکل می‌باشند. روشنایی اتاقهای کاروانسرا به هنگام روز از طریق روزنه‌های سقف یا پنجره‌ها تأمین می‌شده است.

قدمت کمارج

کمارج يكي از دهستان هاي بخش كمارج و كنارتخته از توابع شهرستان كازرون است كه در ادوار گوناگون بنابه به استناد منابع و كتب تاريخي و مدارك و شواهد باستان شناختي و از منظر جغرافي دانان بزرگ ادوار اسلامي در حيات سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي جنوب ايران نقش بارز و بسزايي داشته است.

در قديمي ترين متون تاريخي يعني « المسالك و الممالك،ص 346» نوشته ي اصطخري ( متوفي 346 قمري) كه در ذكر شهرها و روستاهاي بيشاپور از منطقه خشت و كمارج نام مي برد، از قدمت خشت و كمارج به اوايل دوره اسلامي نشان مي يابيم. اندكي پس از اين مورخ، نويسنده ي كتاب « حدود العالم»( تأليف سال 372) خشت و كمارج را دو شهر خرم و آبادان از نواحي بيشاپور نام برده است ( ص 134) چنين مي نمايد پس از اين سال ها اين دو شهر يعني خشت و كمارج از رونق گذشته خود باز مي ايستند. مقدسي مورخ ديگر ( متوفي 375) از كمارج نام نبرده و از خشت تحت عنوان « روستايي فراخ داراي دژي مستحكم

و بازاري آباد» نام مي برد( احسن التقاسي 375). اما اين بي رونقي چندان ادامه نمي يابد. ابن بلخي مورخ قرن پنجم در فارسنامه خود( ص 143) در ذكر نواحي شاپور مي نويسد:

« خشت و كمارج دو شهر كند در ميان قهستان. گرم سير به غايت و درختان خرما بسيار باشد اما هيچ ميوه ديگر نباشد و آب روان دارد اما گرم و ناخوش باشد و... مردم آن جا بيشترين سلاح ورز باشند.»

حمداله مستوفي مورخ قرن هشتم نيز در وصف نواحي شاپور از خشت و كمارج به عنوان دو شهر نام برده و سخنان ابن بلخي را تكرار كرده است. ( نزهه القلوب،ص 185) بدين ترتيب مي توان گفت تا قرن هشتم خشت و كمارج(شمالی) دو شهر مهم منطقه به حساب مي آمدند.بنظر میرسد شهر قدیم کمارج اطراف ساختمان قبل پاسگاه انتظامی بوده که در زیر خاک مدفون است.

معرفی کتاب در مورد کمارج

نام کتاب: خشت و کمارج گذرگاه خلیج فارس

مؤلف:

ایرج خسروانی

ناشر: ادیب مصطفوی

زبان: فارسی

رده‌بندی دیویی: 955.6364

سال چاپ: 1392

نوبت چاپ: 1

تیراژ: 1000 نسخه

تعداد صفحات: 344

قطع و نوع جلد: وزیری (شومیز)

شابک: 9786006142777

کد کتاب در گیسوم: 1957708

توضیح کتاب:

«خشت و کمارج» یکی از بخش‌های کهن شهرستان کازرون در استان فارس است که همانند پلی استان فارس را به آب‌های خلیج‌فارس پیوند می‌زند. کتاب حاضر، پژوهشی است درباره تحولات و خصوصیات این بخش از کشور ما ایران. فصل اول، به موضوعاتی از قبیل آب و هوا، پوشش‌های گیاهی، جغرافیای طبیعی و تاریخی خشت پرداخته است. فصل دوم، به تحولات اقتصادی مانند نحوه مالیات‌گیری، قیمت و ارزش کالاها در منطقه، صنایع و معادن موجود می‌پردازد. در فصول بعدی مؤلف، اوضاع سیاسی خشت و کمارج از دوران زندیه تا انقلاب اسلامی، گروه‌ها و قشرهای اجتماعی، بافت قومی، زبان، دین، نژاد، مؤسسات اجتماعی و مسکن مردم، ابنیه و آثار تاریخی، آداب‌ورسوم و فرهنگ مردم «خشت و کمارج» بیان کرده است.

کمارج در متون کهن

نام روستای کمارج در متون مختلف تاریخی، از جمله کتاب «مسالک و ممالک» اصطخری که نزدیک به هزار سال پیش نوشته شده است آمده و در متون متعدد و معتبر تاریخی دیگری از جمله «مفتاح الهدایه و مصباح العنایه»، «فارسنامه» و... با نام این روستا مواجه می‌شویم.

این مسئله حاکی از اهمیت بالای کمارج در مطالعات تاریخی مرتبط با نواحی جنوبی فارس است. به ویژه آنکه باید در نظر داشت این منطقه در طول تاریخ خود، در مسیر یکی از محورهای مهم ارتباطی دشت میانی کشور به خلیج فارس قرار داشته و کاروان‌های متعددی که در مسیر شیراز ـ کازرون ـ بوشهر تردد داشته‌اند، از این منطقه عبور می‌کرده‌اند.

هشتی کمارج

بنایی که اهالی "کمارج" آن را "هشتی" می‌نامند؛ بقایای ساختمانی ۲ طبقه بوده که دارای یک حیاط مرکزی و اطاق‌های پیرامونی است؛ آخرین مالک شناخته شدۀ این ساختمان که از بیرون نمایی سنگی و زیبا دارد، ملامحمدشفیع کمارجی، یکی از چهره‌های تاریخی و شناخته شدۀ این منطقه، بوده که بالغ بر ۱۵۰ سال پیش در آن زندگی می‌کرده است.

ویژگی‌های مختلف معماری این ساختمان تاریخی در کنار بررسی‌های علمی انجام شده در ارتباط با سایر ساختمان‌ها و ابنیه تاریخی همجوار با آن، نظیر کاروانسرا و برج‌های نگهبانی کمارج، نشان می‌دهد که ساختمان مذکور احتمالاً مربوط به اواخر دوره صفویه است؛ گرچه برای قدمت‌سنجی دقیق، نیاز به آواربرداری و خواناسازی پلان است. در طول سالیان متمادی، این بنا متروکه شده و اکنون سال‌هاست که کسی در آن زندگی نمی‌کند و بنابراین دچار آسیب‌های زیادی شده به طوریکه بخش‌هایی از این ساختمان تاریخی تخریب شده و بخش‌های قابل توجهی از آن نیز در زیر خاک مدفون است. آنچه اکنون در این ساختمان قابل مشاهده است، یک هشتی به نسبت بزرگ با هشت درگاهی و یک حوضچۀ مرکزی است که به بخش‌های مختلف این ساختمان راه داشته و دارای سقفی گنبدی با مقرنس‌های گچی زیبایی است.

روستای کمارج

روستای کمارج در ۳۰کیلومتری جنوب غربی کازرون و در بخش کنارتخته و کمارج این شهرستان قرار دارد. ویژگی‌های متعدد طبیعی و تاریخی این روستا، کمارج را به یکی از روستاهایی تبدیل کرده که ظرفیت بالایی در حوزه‌های مطالعات تاریخی و جذب گردشگر دارد. وجود دو کاروانسرا در نزدیکی این روستا، پنج برج نگهبانی مربوط به دورۀ صفوی که در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌اند، در کنار بافت تاریخی روستا و برخی آثار تاریخی دیگر در اطراف آن، از جمله ظرفیت‌های برجسته روستای کمارج در حوزه‌های تاریخی محسوب می‌شود.

تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم...

روستای کمارج از قدیمی ترین روستاهای ایران است. این روستا که در گذشته های دور در هیأت شهرک و یا شهری در این خطّه ی بی غروب عرض اندام می کرده است ،به علل طبیعی همچون زلزله های پی در پی و نبود آب کافی مورد نیاز کشاورزی، رفته رفته شهریّت خود را از دست داده است و به شکل دهستانی در آمده است که امروزه شاهد آن هستیم. هم اکنون، کمارج یک دهستان است و روستاهای مشایخ، نوئی، رودک، دهکنه، بناف،دهلی و پیرمهلت و…از توابع آن به شمار می آیند.

آه اى ديار دور/ اى سرزمين كودكى من/ خورشيد سرد مغرب برمن حرام باد/ تا آفتاب توست در آفاق باورم...

عباس نجفی- فارس- کوه چنار- 30 فروردین 1402- یادی از زادگاه مادری

کمارج شمالی و جنوبی!

در تقسیمات کشوری کمارج شمالی و جنوبی وجود ندارد . مرکز دهستان کمارج است و روستاهای مشایخ، نوئی، رودک، دهکنه، بناف،دهلی و پیرمهلت و…از توابع کمارج می باشند. کمارج در جنوب دشت کمارج واقع شده است.

معرفی کمارج- تاریخچه

آبادیهای دهستان کمارج، در دامنه غربی و جنوبی رشته‌کوه مَسْت واقع است (رجوع کنید به جعفری، ج 1، ص 389، 511).برخی از کوههای مهم بخش عبارت‌اند از: کَمارَج (بلندترین قله ح 1697 متر) از رشته‌کوه مست.

اهالی کمارج به زراعت، باغداری، دامداری، پرورش زنبورعسل و صنایع‌دستی، از جمله قالی‌بافی و شال‌بافی، اشتغال دارند. محصولات عمده این بخش شامل گندم، برنج، جو، ذرت، پنبه، تنباکو و هندوانه است. از فراورده‌های باغی نیز انار، لیموترش، نارنج و پرتقال دارد. خرمای آن در استان فارس معروف است (فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج 102، ص 35، 93ـ94، 122؛ مظفریان، ص 66ـ67).

راه اصلی کازرون ـ برازجان (در استان بوشهر) از این بخش می‌گذرد.

اهالی خشت و کمارج شیعه دوازده امامی‌اند و به فارسی با گویش محلی و لری و ترکی گفتگو می‌کنند (رجوع کنید به فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج 102، ص 29، 94؛ مظفریان، ص 67). طایفه‌های دره‌شوری و فارسمیدان، از ایل قشقایی، در آن قشلاق دارند (رجوع کنید به فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج 102، ص 94؛ مرکز آمار ایران، 1378ش، ص 111).

آثار تاریخی خشت و کمارج عبارت‌اند از: کاروان‌سرا و آب‌انباری قدیمی در شهر کنارتخته، زیارتگاههایی مانند امامزاده شاه‌یعقوب و بی‌بی‌سکینه و شاهزاده محمد در آبادی بِناف (واقع در حدود 41 کیلومتری جنوب‌غربی کازرون)، امامزاده محمد در آبادی ده‌کهنه/ ده‌کهنه کمارج، امامزاده‌های شاهزاده اسماعیل و شاهزاده موسی و بی‌بی‌ماهرخ در آبادی رودَک. خشت و کمارج دارای آبادیهای قدیمی نیز هستند که از جمله آنها آبادی کمارج، مرکز دهستان کمارج، است. این آبادی در ارتفاع حدود 350 متری، در حدود 34 کیلومتری جنوب‌ غربی کازرون و در سه کیلومتری جنوب جاده کازرون ـ برازجان قرار دارد. آبادی کمارج را نباید با آبادی ده کهنه کمارج، در حدود 31 کیلومتر مغرب کازرون و در همین دهستان، یکی دانست (رجوع کنید به همان، ج 102، ص 116؛ مرکز آمار ایران، 1376ش، ص 18).

ابن‌خرداذبه (ص 45) و ابن‌فقیه (ص 202) آن را با ضبط کیمارَج، از رستاقهای کوره شاپور دانسته‌اند. در سده چهارم، به وجود منبر در آن اشاره شده است (رجوع کنید به اصطخری، ص110). در قرن ششم، ابن‌بلخی (ص 143) کمارج (به همراه خشت) را شهرکی در میان قهستان، گرمسیر و با خرمای بسیار ذکر کرده‌است. در دوره زندیه (1164ـ1208)، کمارج ولایت بوده‌است (رجوع کنید به غفاری کاشانی، ص 134).

کُتَل کمارج نبردگاه کریم‌خان زند با آزادخان افغان بود (پری، ص 58ـ59؛ نیز رجوع کنید به ادامه مقاله). در دوره قاجار (1210ـ1344/ 1304ش)، فرصت شیرازی (ص 365) کمارج را از توابع خشت، در سه فرسنگ و نیمی کنارتخته، با نخلستان بسیار دانسته و محصولات آن را غله، تنباکو و خرما و مردم آن را جنگجو معرفی کرده‌است. این آبادی در زلزله 1240 آسیب دید (امبرسز و ملویل، ص 57). زین‌العابدین شیروانی در 1247، کمارج را قریه‌ای خرّم، از قرای خشت، با سیصد خانه و مردم آن را شیعی‌مذهب ذکر کرده است (ص 469). در 1281، سرپرسی سایکس (ص 316) از وجود قریه کمارج بر فراز کتل و صعب‌العبور بودن راههای آن به‌ویژه راه کتل کمارج مطالبی نوشته است. حدود سی سال پس از آن، سدیدالسلطنه (ص 34، 612) به وجود کاروان‌سرایی مخروبه، امامزاده شاه‌جعفر، که از اولاد امام موسی‌کاظم علیه‌السلام ذکر شده و تلگرافخانه متروکه انگلیسیها در آن اشاره کرده است. در آن زمان، کمارج دهی معتبر و دارای دشتی وسیع و خرّم بوده است.

جمعیت کمارج نزدیک به ۵۰۰ خانوار است و شغل اصلی آنان رانندگی (ماشین داری) و کشاورزی است.

در کمارج ، معادن عمده نمک، گچ و…وجود دارد.

عباس نجفی

تحلیل فرایند نظام گفتمانی طرح‌واره‌های تنشی ـ عاطفی در شعر ادونیس و شاملو با رویکرد نشانه معناشناسی

برای دانلود مقاله علمی- پژوهشی جدید عباس نجفی در مجله جستارهای زبانی دانشگاه تربیت مدرس، از لینک زیر اقدام کنید:

تحلیل فرایند نظام گفتمانی طرح‌واره‌های تنشی ـ عاطفی در شعر ادونیس و شاملو با رویکرد نشانه معناشناسی (مطالعۀ موردی شعر «مرثیه الحلّاج» و «مرگ ناصری»)

چکیده:

نشانه ـ معناشناسی ابزاری دقیق در خدمت مطالعه مکانیسم شکل‌گیری و تولید معناست. دو گونه مهم شناختی و عاطفی در جریان سیال گفتمان ادبی باعث تولید معنا می‌شوند. از آنجا که گفتمان حاکم بر دو شعر «مرثیه الحلّاج» ادونیس و «مرگ ناصری» شاملو، برپایه ارتباط گستره‌ای و فشاره‌ای بنا نهاده شده است، این مقاله در صدد آن است تا با استفاده از روش تحلیلی ـ توصیفی و به شیوۀ تطبیقی به بررسی نظام تنشی ـ عاطفی موجود در این دو شعر بپردازد و ضمن تطبیق اشعار، سازوکارهای شکل‌گیری، تولید، تداوم معنای عاطفی و تعامل آن با سایر معانی را تبیین کند و چگونگی شراکت نشانه‌معناها در تولید معنا را توضیح دهد. هدف از ارئۀ این مقاله بررسی ویژگی‌های حسّی ـ ادراکی این دو شعر است تا نشان داده شود که چگونه «موضع گفتمانی»، «اتّصال و انفصال گفتمانی»، «تأثیر افعال»، «دورنماسازی»، «ریتم و آهنگ» و «تنش و بر خلاف جریان حرکت کردن» به تعالی و جاودانگی منجر می‌شود و عناصر سازنده گفتمانِ دو گفته‌پرداز در جهت جاودانه کردن نام و خاطره دو شَوِشگر است. به‌عبارت دیگر این مقاله درپی آن است تا نشان دهد که چگونه حلّاج و ناصری از طریق رابطه احساسی و تنشی از منِ شخصی عبور کرده و سپس در فرایندی ایثارگرایانه، برخلاف جهت معمول حرکت‌کننده و استعلایی به جاودانگان می‌پیوندند. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که عناصر دخیل در سازوکارهای تولید گفتمان عاطفی، درنهایت امر در جهت تثبیت معنای موردنظر دو گفتهپرداز عمل کرده‌اند.

بهار کمارج...

بهار آمد بیا تا داد عمر رفته بستانیم/ به پای سرو آزادی سر و دستی بیفشانیم

نرم نرمک می رسد اینک بهار. رسیده و نرسیده، نوروزتان پیروز باد.

چاپ مقاله علمی پژوهشی من در مجله پژوهشنامه نقد ادب عربی دانشگاه شهید بهشتی

برای دانلود مقاله علمی- پژوهشی من در مجله پژوهشنامه نقد ادب عربی دانشگاه شهید بهشتی، از لینک زیر اقدام کنید:

واکاوی هنجارگریزی نوشتاری و دلالت‌های آن در شعر سعدی یوسف بر اساس الگوی زبان‌شناختی جفری لیچ

چکیده

خروج از هنجار رایج نوشتار یکی از گونه‌های هنجارگریزی است. هنجارگریزی نوشتاری که در تقسیم بندی لیچ یکی از هشت گونۀ هنجارگریزی محسوب می‌شود، هنگامی مورد استفاده شاعر قرار می‌گیرد که کلمات به تنهایی بار معنایی کافی برای انتقال پیام را نداشته باشند؛ ضمن این که این فرصت را به خواننده می‌دهد تا در تعامل با متن، برداشت آزادی داشته باشد. سعدی یوسف از شاعرانی است که هنجارگریزی نوشتاری در شعر او جایگاه برجسته‌ای را به خود اختصاص داده است؛ به گونه‌ ‌ای که می‌توان استفاده از هنجارگریزی نوشتاری را ویژگی سبکی او به شمار آورد. در پژوهش پیش رو سعی بر آن است تا با شیوۀ توصیفی- تحلیلی و با استناد به شواهدی که نشان دهندۀ آشنایی‌زدایی نوشتاری‌ است، ابتدا نمونه‌های این نوع هنجارگریزی درشعر این شاعر عراقی مشخص شده و سپس توضیح داده شود که هنجارگریزی مورد بحث، در شعر او تا چه اندازه رویش طبیعی و بی تکلّف داشته است. در نهایت یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مهم‌ترین مصادیق هنجارگریزی نوشتاری در شعر سعدی یوسف عبارتند از: جدا نویسی حروف واژه‌ها و استفاده از جای خالی، نوشتن پلکانی و عمودی سطرهای شعری، استفاده از اشکال هندسی و شکل تصویری اعداد، تکرارکلمات و ایجاد هماهنگی بین مفهوم واژه و شکل نوشتاری آن و تغییر اندازه قلم و به کارگیری واژه‌هایی از زبان انگلیسی. هدف ازکاربست این نشانه‌های دیداری، جلب توجه خواننده و تأثیر گذارتر کردن کلام شعری در حوزۀ عاطفه و برجسته‌تر کردن عینیّت معنا و همچنین تکامل پیام شعری است.

چاپ مقاله علمی- پژوهشی جدید من در مجله نقد معاصر عربی دانشگاه یزد

برای دانلود مقاله علمی- پژوهشی جدید من در مجله نقد معاصر عربی دانشگاه یزد، از لینک زیر اقدام کنید:

نشانه‌شناسی عنوان در دیوان «اللیالی کلّها» اثر سعدی یوسف با تکیّه بر رویکرد سوسور

چکیده مقاله

عنوان، از عناصری است که بررسی نشانه‌شناسانه­ی آن، به درک پیام، کشف مدلول‌ها و لایه‌های زیرین آن انجامیده و انتخاب هوشمندانه­ی آن، شمایی کلّی از پیام کانونی متن به­دست می‌دهد. از نظر سوسور، ارزش هر نشانه ناشی از رابطه­ی آن با دیگر نشانه‌هاست. انتخاب عناوین در اشعار «سعدی یوسف» نیز با نظر داشت کلیّت و اندام‌وارگی شعر صورت گرفته است؛ به­گونه‌ای که عناوین به­مثابه متنی موازی با متن اصلی و در ارتباط ساختاری با آن قرار داشته و به همین دلیل ارزش نشانه‌شناسیک دارند. در این پژوهش با تکیّه بر روش توصیفی- تحلیلی، به بررسی نشانه‌شناختی عناوین بر اساس دیدگاه سوسور در دیوان «اللیالی کلّها» سعدی یوسف پرداخته شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که شاعر در انتخاب عناوین اشعار خود از شیوه‌هایی مانند: فراخوانی تمدّن های گذشته، مسائل نوستالژیک، نام مکان‌ها یا اشخاص نامشخّص، تقدیم اشعار، تصاویر سورئال، کاربست اعداد و همچنین موضوعات مرتبط با استبداد بهره برده است. و فضای دلالی عنوان در سرتاسر شعر، تقویّت شده و شاعر پیوسته در تکاپوی رسیدن به آرمان آن است که این تکاپو با خویشاوندکردن عنوان و متن و ایجاد شبکه‌ای درون متنی از معانی در محور همنشینی، در نهایت به تولید معانی جدید می‌انجامد.

جزوه کامل عربی کنکور  

جزوه کامل عربی کنکور دستنویس، که توسط دکتر عباس نجفی مخصوص سه پایه و سه رشته مقطع دوم متوسطه در 93 صفحه تنظیم شده است. جزوه شسته و رفته و بدون اضافه گویی می باشد. لطفا برای دانلود جزوه کامل عربی کنکور به صورت دستنویس به ادامه مطلب بروید.

دانلود جزوه کامل عربی کنکور به صورت دستنویس

از ویژگی های خاص این جزوه:

  • شمارش اعداد از یک تا صد برای معدود مذکر و مونث
  • صرف ۸ باب مزید به صورت کامل
  • توضیح مطالب به زبان خیلی ساده
  • جزوه ای بدون نکات اضافی و گیج کننده
  • آوردن نکات مربوط به ترجمه به صورت کامل

منبع: سایت konkur.in

دانلود جزوه کامل قواعد عربی متوسطه اول دکتر عباس نجفی

جزوه کامل قواعد عربی متوسطه اول، تالیف دکتر عباس نجفی (مدرس دانشگاه، دبیر آموزش و پرورش وسرگروه آموزشی درس عربی) در 43 صفحه منتشر شد. لازم به ذکر است که پیش از این نیزجزوه کنکوری دکتر نجفی با استقبال گسترده مخاطبان در سراسر کشور مواجه شده بود. جزوه کامل قواعد عربی متوسطه اول به زبانی خیلی ساده و همه فهم تألیف شده است. لطفا برای دانلود جزوه کامل قواعد عربی متوسطه اول به ادامه مطلب بروید.

دانلود جزوه کامل قواعد عربی متوسطه اول دکتر عباس نجفی

تذکر مهم:

تفاوت این جزوه باجزوه‌های مشابه،در این است که علاوه بر توضیح مطالب به زبان ساده، مثال‌های متعددی نیز جهت تمرین و تکرار بیشتر آورده شده و تلاش شده است تا حد ممکن، خلأموجود در جزوه‌های مشابه پر شود.

منبع: سایت konkur.in