عیدتان مبارک
امام صادق(ع) فرمودند : روز غدیر خم در میان روزهاى عید فطر و قربان وجمعه همانند ماه در میان ستارگان است .




31شهريور سالروز شروع جنگ تحميلي از سوي رژيم بعث عراق عليه جمهوري اسلامي ايران، به عنوان آغاز هفته دفاع مقدس نامگذاري شده است. دوران هشت سال دفاع مشروع امت سلحشور ايران در حفظ و اعتلاي نظام مقدس اسلامي و حراست از مرزهاي عزّت و شرف اين مرز و بوم، به مثابه يكي از حساسترين و بارزترين برهههاي حيات راستين اين ملت، همچون نگيني تابناك، تا هميشه زمان، بر تارَكِ تاريخ حماسه و ايثار و پايداري آزادگان جهان ميدرخشد.




همزمان با برگزاری هفته فرهنگ رضوی با هدف آشنا نمودن کودکان و نوجوانان با زندگی سراسر نور، ایمان و اخلاص امام هشتم پند گرفتن از سیره عملی ائمه خصوصا ستاره هشتم آسمان امامت امام رضا(ع) برنامههای مختلفی با موضوع «آن یار غریب» اجرا شد.
بر اساس این گزارش معرفی شخصیت حضرت رضا (ع)، معرفی کتابهای موجود در مرکز حول محور زندگی و سیره امام رضا (ع)، نشریه سازی ، نقاشی با موضوع یک حدیث و یک تصویر و نامه ای به امام رضا با نوشتن جملات ادبی زیبا در راستای ترویج فرهنگ رضوی و ارتقاء سطح آگاهی اعضاء کانون انجام شد..

مربیان کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان با حضور درمناطق زلزله زده با اجرای برنامه های مختلف فرهنگی وهنری درکنار کودکان ونوجوانان به فعالیت مشغول شدند. کودکان ونوجوانانی که جز قلبی مهربان-ایمانی راسخ وچشمانی منتظر چیزی برایشان باقی نمانده.
دعای کودکان و نوجوانان کانونی پشت و پناه همه شما عزیزان مناطق زلزله زده ورزقان و اهر و هریس




با توجه به حادثه اتفاق افتاده در مناطق زلزله زده و اعزام همکاران به منطقه ٬دبیر خانه قصه گویی استان عناوین قصه های مرتبط با حال و هوای این مقطع زمانی را جهت استفاده همکاران محترم پیشنهاد می نماید.
کتاب یکی بود در جهت پرورش حس خداجویی
کتاب مهمانهای نا خوانده در جهت تقویت حس همکاری در ساخت خانه
کتاب افسانه گل های آبی در جهت پرورش ایثار و فداکاری
کتاب گلدان خالی در جهت پرورش صداقت و راستگوییکتاب تبر در جهت همکاری با همکتاب دوستی زیباست در جهت ارزش نهادن به دوستی
کتاب یکی کم است در جهت تقویت قناعت
کتاب خوشحال باش مرغک من در جهت ایثار و از خود گذشتگیکتاب یک تپه یک گودال در جهت پرورش درک متقابل
و قصه های بومی محلی مناسب



مربیان کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان با حضور درمناطق زلزله زده با اجرای برنامه های مختلف فرهنگی وهنری درکنار کودکان ونوجوانان به فعالیت مشغول شدند. کودکان ونوجوانانی که جز قلبی مهربان-ایمانی راسخ وچشمانی منتظر چیزی برایشان باقی نمانده.
دعای کودکان و نوجوانان کانونی پشت و پناه همه شما عزیزان مناطق زلزله زده ورزقان و اهر و هریس

دست تقدیر چه با آدمی نمی کند " اینجا دیگر تدبیر کارساز نیست " باید برای خوابیدن آسوده بود!
هشدار آدمیان غافل، انسانهای خواب، چشمهای گناهکار، دستهای ناپاک و قلبهای مریض، همه چیز از لحظه ای رخ خواهد داد و مرگ از مژه به همه ما نزدیک تر است، این تصویر پاکترین موجود روی کره خاکی است که چشمانش را به روی دنیای آدمیان بسته است و با خیایل آرام به سوی معبود پر کشیده است، امروز او آسوده ترین وجدان را دارد، بهشت به این کودک معصوم سلام خواهد کرد.
همزمان با برگزاری هفته فرهنگ رضوی با هدف آشنا نمودن کودکان و نوجوانان با زندگی سراسر نور، ایمان و اخلاص امام هشتم پند گرفتن از سیره عملی ائمه خصوصا ستاره هشتم آسمان امامت امام رضا(ع) برنامههای مختلفی با موضوع «آن یار غریب» اجرا شد.
بر اساس این گزارش معرفی شخصیت حضرت رضا (ع)، معرفی کتابهای موجود در مرکز حول محور زندگی و سیره امام رضا (ع)، نشریه سازی ، نقاشی با موضوع یک حدیث و یک تصویر و نامه ای به امام رضا با نوشتن جملات ادبی زیبا در راستای ترویج فرهنگ رضوی و ارتقاء سطح آگاهی اعضاء کانون انجام شد..
ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با همه داغداران و آسیب دیدگان این حادثه دردناک، در شبی که تقدیر همگان مقدر خواهد شد، از خداوند متعال، غفران و رحمت الهی کشته شدگان، شفای عاجل مجروحان و صبر و شکیبایی بازماندگان و آسیب دیدگان را مسالت داریم .
امسال ماه رمضان شیرینی داشتم و هنوز هم ادامه دارد. من خیلی دوست دارم روزه بگیرم اما مادرم نمی گذارد. دیروز تا ساعت 2 ظهر روزه گرفته بودم اما مادرم آنقدر گفت : بخور ، بخور تو ضعیف هستی، شیطان رفت توی مغزم و روزه ام را خوردم. عصر آن روز به خانه ی خاله ام رفتم. 2تا نوه ی خاله ام روزه نبودند و از مغازه پودر شربت می گرفتند و با آب یخ شربت درست کرده بودند و می خوردند. چشم من هم دوخته شده بود به لیوان نارنجی شربت ها. توی کوچه هم بچه ها یخمک می خوردند. ولی من جلوی خودم را گرفته بودم تا یک وقت وسوسه نشوم. روز بعد مادرم با 2 تا خواهرم سحری بیدار شده بودند اما مرا بیدار نکرده بودند.خواهرم به مادرم گفت : مامان برم سمانه را بیدار کنم؟ مادرم گفت :نه.اون نمی تونه روزه بگیره ،بدنش ضعیفه.
و من زیر پتو دلم سوخت.در ماه رمضان آدم ها حال می کنند برای اینکه برای افطار به خانه همدیگرمیروند مثل دیروز که به خانه ی عمو دعوت بودیم ،خوردیم و گپ زدیم و حال کردیم و آخر شب به پارک رفتیم و خیلی خوش گذشت. خدایا ! نمیشه ماه رمضان بیشتر از یه ماه باشه
سمانه رضایی کلاس چهارم
رمضان اسمى از اسماء الهى مى باشد و نبایست به تنهائى ذکر کرد مثلا بگوئیم، رمضان آمد یا رفت، بلکه باید گفت ماه رمضان آمد، یعنى ماه را باید به اسم اضافه نمود.
در مرکز ما ( میانه 2 ) دعای توسل توسط اعضا مرکز دسته جمعی خوانده شد . و بچه ها دعا و حاجات خودشان را در این ماه عزیز ار خدا خواستند .
دوختن چادر برای عروسکهای بچه ها و عروسکهای سارا توسط اعضا ء
خاطره اولین روزی که چادر به سر کردم.
خوب یادم هست هروقت زنگ درمان را می زدند،مادرم چادر به سر می کرد. دم در میرفت.من هم چادر بلند مادرم را که گل گلی بود سر می کردم و کنار مادرم دم در می ایستادم.اما وقتی می خواستم از پله های راه پله بالا بروم چادر زیر پایم گیر می کرد و زمین می خوردم .بعد مادرم چادر را به کمرم می بست .بعد از چند دقیقه چادر از سرم می افتاد اما چون چادر سر کردن را دوست داشتم صد بار هم به زمین می خوردم باز هم چادر مامان را سرم می کردم تا اینکه یک روز مادرم یک پارچه سفید گل گلی خرید و گفت: دختر خوشگلم فردا برایت یک چادر می دوزم تا دیگر با چادر بلند من زمین نخوری.اما من آنقدر پیله کردم که همان چادر را برایم دوخت.
وقتی که اولین چادر خودم را به سر کردم از خوشحالی حال خودم را نمی فهمیدم.انگار بهترین شیرینی های دنیارا به من داده بودند.
از آن روز به بعد همیشه چادر گل گلیم را سر میکنم با اینکه کمی کهنه شده است.
زهرا عزتی کلاس سوم

بانگ شبون بلنداست و گویی این همه ناله را پاسخی نیست.
زمینیان در ماتمند و آسمانیان چشم انتظار و علی چون همیشه مظلوم...
امشب عجب حالی دارد حسن، نمیداند از غم فراق پدر بگرید یا بر این وصال ابدی غبطه خورد و حسین همچنان به پدر مینگرد ، پدر که غریبانه در بستر جهل کوفیان خفته.
علی را در محراب عشق کشتند ،
فرق عدالت را در شام سیاهی شکافتند و نخواستند آفتاب، ظلمت شبهایشان را روشن کند .
علی غریب و تنها، شکوه در چاه میکرد، نخلستانهای کوفه هیچگاه نالههای شبانهاش را از یاد نخواهد برد .
دل آسمانیاش پر بود از عشق خدا و همین عشق او را به عرشیان پیوند میزد و امشب عرش را در مقدمش، آذین بستهاند
علی رهسپار است و دلها در پی او روان،
او میرود و حسرت ابدی جهان را فرا میگیرد،
چرا که علی یگانه بود ...
رمزها در رمضان است، خدا می داند
برتر از فهم و گمان است، خدا می داند
موسم بندگی چشم و زبان و گوش است
نه همین صوم دهان است خدا می داند
بار عام و، همه مهمان خداوند کریم
ماه آزادی جان است، خدا می داند . .


بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد
دعا, کبوتر عشق است بال و پر دارد

گویند کسان که روز عید آمده است
این نکته بطبع من بعید آمده است
روزیست به ماعید که گویند همه
زان یار سفرکرده نوید آمده است
ولادت امام زمان(عج) مبارک
.
.
ای مخزن سر کردگار ادرکنی
ای هم تو نهان هم آشکار ادرکنی
بگزیده برای خویش هرکس یاری
ای در دو جهان مرا تو یار ادرکنی
میلاد امام زمان بر شما مبارک
.
ولادت حضرت علی اکبر عليه السلام
حضرت علي اکبر(ع) فرزند بزرگ امام حسين (ع) در مدينه متولد شد. مادر بزرگوار ايشان ليلا دختر ابى مره مي باشد. وي زمانى چند در خانه امام حسين عليه السلام به سر برد و روزگارى در زير سايه حسين (ع) بزیست. ليلا براى امام حسين (ع) پسرى آورد، رشيد، دلير، زيبا، شبيه ترين كس به رسول خدا صلى الله عليه و آله رويش روى رسول ، خويش خوي رسول ، گفت و گويش گفت و گوى رسول خدا صلى الله عليه و آله؛ هر كسى كه آرزوى ديدار رسول خدا را داشت بر چهره پسر ليلا مى نگريست تا آنجا که پدر بزرگوارش مي فرمايد �هرگاه مشتاق ديدار پيامبر مى شديم به چهره او مى نگريستيم�؛ به همين جهت روز عاشورا وقتى اذن ميدان طلبيد و عازم جبهه پيكار شد،امام حسين(ع) چهره به آسمان گرفت و گفت:�اللهم اشهد على هؤلاء القوم فقد برز اليهم غلام اشبه الناس برسولك محمد خلقا و خلقا و منطقا و كنا اذا اشتقنا الى رؤية نبيك نظرنا اليه...�حضرت علي اکبر در كربلا حدود 25 سال داشت.برخي راويان سن ايشان را 18 سال و 20 سال هم گفته اند. او اولين شهيد عاشورا از بنى هاشم بود.



آغاز ماه مبارک شعبان و اعیاد شعبانیه رابه همه مؤمنان و مسلمانان شادباش میگوییم.
اللهم عجل لولیک الفرج

عید مبعث بر همه مسلمانان جهان مبارک باد

دانشجویی به استادش گفت:
استاد اگر شما خدا را به من نشان بدهید عبادتش می کنم و تا وقتی خدا را نبینم ان را عبادت نمی کنم.
استاد به انتهای کلاس رفت و به ان دانشجو گفت : ایا مرا می بینی؟
دانشجو پاسخ داد : نه استاد ! وقتی پشت من به شما باشد مسلما شما را نمی بینم.
استاد کنار او رفت و نگاهی به او کرد و گفت : تا وقتی به خدا پشت کرده باشی او را نخواهی دید
امروز در مرکز میانه 2 به مناسبت میلاد مبعث جشنی با حضوراعضاء دختر برگزار شددر این مراسم برنامه های متنوعی تو سط اعضاء اجراء گردید
قرائت قرآن کریم – معرفی شخصیت– دکلمه – شعر خوانی و پذیرایی از اعضاء کانون.نمایشگاه وفروش کتاب هم برگزار شد.

روضه در وفات حضرت زینب(س)؛
«تو روح صوم و معنی صلاتی یا زینب»
میلاد امام علی(ع)آغازگر اشاعه عدالت و مردانگی و معرف
والاترین الگوی شهامت و دیانت، بر عاشقانش مبارک باد . . .
.
.
.
سرچشمه ی عشق با علی آمده است
گل کرده بهشت تا علی آمده است
شد کعبه حرمخانه میلاد علی(ع)
کز کعبه صدای یا علی آمده است
.
.
.
ذکر من، تسبیح من، ورد زبان من علی است
جان من، جانان من، روح و روان من علی است
تا علی (ع) دارم ندارم کار با غیر علی
شکر لله حاصل عمر گران من علی است
میلاد امام علی(ع) مبارک باد



رحلت امام خمینی
وصال يار, فراق ياران
امام خمينى هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را كه مـى بايــست ابـلاغ كنـد , گفته بـود و در عمـل
نیزتـمام هستيـش را بـراى تحقق هـمان هـدفها بـكار گرفته بـود . اينك در آستـانه نيمه خـرداد
سال 1368 خـود را آماده ملاقات عزيزى مى كرد كه تمام عمرش را براى جلب رضاى او صرف
كرده بـود و قامتش جز در بـرابـر او , در مـقابل هيچ قدرتی خم نشده و چشـمانش جز براى
او گريه نكرده بـود . سروده هاى عارفانه اش همه حاکی از درد فراق و بيان عطـش لحظه
وصال محبوب بـود . و اينك ايـن لحظه شكـوهمنـد بـراى او و درد جانکاه تحمل ناپذير بـراى
پيروانـش , فـرا مـى رسيد.او خـود در وصيتنامه اش نـوشـته است :
با دلى آرام و قلبـى مطمئن و روحى شاد و ضميرى اميدوار به فضل خدا از خدمت خواهران
و برادران مرخص و به سـوى جايگاه ابــدى سفر مى كنـم و به دعاى خير شما احتياج
مبرم دارم و از خداى رحمن و رحيـم مى خـواهـم كه عذرم را در كوتاهى خدمت و قصـور و
تقصیر بپذيـرد و از مـلت امـيدوارم كه عذرم را در كـوتاهى ها و قصـور و تقصيـرها بـپذيـرنـد و
با قــدرت و تصميـم و اراده بــه پيش بروند.
در آخرين شب زندگى و در حالى كه چند عمل جراحى سخت و طولانى درسن 87 سالگى
تحمل كرده بود و در حاليكه چنديـن سرم به دستهاى مباركـش وصل بـود نافله شب میخـواند
و قـرآن تلاوت مـى كرد . در ساعات آخر , طمانينه و آرامشى ملكـوتـى داشـت و مـرتبا
شهادت بـه وحـدانيت خـدا و رسالت پيـامبـر اكرم (ص) را زمـزمه مـیكـرد و بـا چنيـن حــالتى
بود که روحـش به ملكـوت اعلى پرواز كرد.
مـردم ايـران و مسلمانان انقلابى , حق داشتـند اينـچنيـن ضجه كـنند و صحنه هايى پديد
آورند كه در تاريخ نمونه اى بـديـن حجم و عظـمت براى آن سراغ نداريـم. آنان كسـى را از
دست داده بـودند كـه عـزت پـايمال شـده شان را بـاز گـردانده بود.
بدين سان رحلت امام خمينـى نيز همچـون حياتـش منـشاء بيـدارى و نهضتـى دوباره شـد
و راه و يادش جاودانه گرديدچرا كـه او حقيـقت بـود و حقيقت هميشه زنـده است و فناناپذير.
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران