سلام آخر
سلام به دوستان عزیزم
حدود یک سال و نیم از ایجاد این وبلاگ میگذره... وبلاگی که تنها هدف از ایجادش ، نشان دادن داستان یک زندگی و به اشتراک گذاشتن تجربیات یک بانوی جوان بود که در فاصله ی بین نوجوانی تا جوانی شاید به اندازه ی یک عمر تجربه اندوخته باشد . حتی اگر یک کلمه ی من روی کسی تاثیر مثبت گذاشته باشد همین برای من کفایت میکند... روزی که به فکر نوشتن سرگذشتم افتادم ، تنها حسم بود که مرا وادار به این کار کرد و واقعا احساس وظیفه میکردم ؛ امروز حس میکنم وظیفه ام را انجام داده ام و کسانی که باید می امدند و میخواندند ، آمدند و خواندند......
تا مدتی طولانی مطالب وبلاگ را از دسترس خارج میکنم ... تا روزی که دوباره احساس کنم ممکنه این سرگذشت برای کسی راهگشا باشه.
به خدای بزرگ میسپارمتون.
سلامت و شاد و موفق باشید.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۰ ساعت 16:28 توسط آتوسا
|
وبلاگی که می خوانید داستان زندگی سرشار از عبرت من است... سعی میکنم همه چیز رو از ابتدا تعریف کنم . قسمتهای مهم تر رو با جزییات بیشتر و از قسمتهای دیگر به صورت اجمالی گذر میکنم..