1

خـنده بر لب میزنم تا كس نداند راز من ، ورنه این دنیا كه ما دیدیم

خندیدن نداشت.

 

درود و شب خوش بر همه هموطنان مهربانم

ایشاالله همیشه شاد باشین

باز کن پنجره را روز نو در راه است

کاش باران بودم

و غم پنجره را میشستم

و به هر کس که پس پنجره غمگین مانده

از سر عشق ندا میدادم

پاک کن پنجره از دلتنگی که هوا دلخواه است

گوش کن باران را که پیامی دارد

دست از غم بردار زندگی کوتاه است

باز کن پنجره را روز نو در راه است

 

"سپندارمذگان"



سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد
وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد



"سپندارمذگان" چیست؟
در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، یعنی حدودا دوهزار سال پیش از تولد ولنتاین، میان آریائیان روزی موسوم به روز عشق (سپندارمذگان یا اسفندارمذگان) بوده است. این روز در تقویم زرتشتی مصادف است با پنجم اسفند ماه و در تقویم جدید ایرانی، که شش ماه اول سال سی و یک روز حساب میشود، شش روز به جلو آمده و دقیقا مصادف میشود با ۲۹ بهمن، یعنی چهار روز پس از روز ولنتاین فرنگی. زرتشیان جشن سپندارمذ (سپندارمذگان – روز زن و روز زمین) را هرساله در پنجم اسفند ماه برگزار میکنند.
 
 
در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می‌‌کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. به‌عنوان مثال روز اول «روز اهورامزدا»، روز دوم، روز بهمن (سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی «بهترین راستی و پاکی» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی «شاهی و فرمانروایی آرمانی» که خاص خداوند است و روز پنجم «سپندارمذ» بوده است.
 
"سپندارمذ" لقب ملی زمین است یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می‌‌ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می‌‌نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می‌‌دهد. به همین دلیل در فرهنگ ایران باستان "سپندارمذ" را به‌عنوان نماد عشق می‌‌پنداشتند. پسوند "گان" هم به معنی "جشن" است، و در نتیجه "سپندارمذگان" به معنی "جشن سپندارمذ" (جشن روز زن و زمین) است.
 

در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می‌‌شده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می‌‌شد، جشنی ترتیب می‌‌دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلاً شانزدهمین روز هر ماه "مهر" نام داشت که در ماه مهر، «مهرگان» لقب می‌‌گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه "سپندارمذ" یا "اسفندارمذ" نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم "اسفندارمذ" نام داشت، جشنی با همین عنوان می‌‌گرفتند.
"سپندارمذگان" جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌‌کردند. جشن "سپندارمذگان" یا "اسفندگان"، روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده است.
 

در باور ایرانى مرد داراى قدرت مردانگى و تفکر و خردورزى بیشترى است، در برابر آن زن نیز داراى مهر ورزى، عشق پاک، پاکدامنى و از خودگذشتگى فراوان ترى است که هر یک از این دو به تنهایى راه به جایى نبرده و حتى روند پویایى گیتى را هم به ایستایى مى کشانند. اگر مردان بدنه هواپیماى خوشبختى اند، زنان موتور آن اند که پیکره بى موتور و موتور بى بدنه هیچ کدام به تنهایى به اوج سعادت نمى رسند بلکه ذره اى حرکت و جنبش هم برایشان ناممکن است. اشوزرتشت خوشبختى بشر را وابسته به میزان دانش و خرد انسان مى داند نه جنسیت و قومیت و رنگ و نژاد و از دیدگاه وى همه انسان ها _ همه زنان و مردان _ داراى حقوق برابرند. او دختران را در گزینش همسر آزاد شمرده و عشق پاک و دانش نیک را دو معیار اصلى مى داند و خوشبختى همسران جوان را در زندگى زناشویى در این مى داند که هر یک بکوشند تا در راستى از دیگرى پیشى جویند.
 

ملت ایران از جمله ملت هایی است که زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می‌‌گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می‌‌گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و کلاً جهان‌بینی ایرانیان باستان است.

پنجم اسفند جشن اسفندگان،روزعشق ومهرورزی ،روزشکوهمند زن فرخنده باد.

http://upload7.ir/viewer.php?file=17895038112107785477.jpg


http://8pic.ir/images/96671427767803747418.jpg


استکان کمر باریک





شماره 1

شماره 2







░▒♥♥..کنــار تــــو...♥...تا ابـــد..♥♥  تمام وجودم فدای تو....

درذهن زنانه ی من ...

مرد یعنی تکیه گاهی امن....

یعنی بوسه ای از دوست داشتن ها،بدون شرم

درذهن زنانه ی من....

مرد یعنی کوه بودن،پراز سخاوت پرازحیای مردانه..

در کنار این ابهت لوس شدن های کودکانه..

درذهن زنانه ی من ....

مرد یعنی دوست میدارمت ،تو هر لحظه با منی...

تو مرد منی و من بی تو از تمام آفرینش بیگانه ام..

.

.

"مرد سرنوشت من"

تو فقط مرد من بمان ،
من هم قول می دهم تا ابد بانوی تمام لحظاتت باشم . . .

Ich liebe Dich


تقدیم ب عشقم....


برای تو برای تمام لحظه های با تو بودنم

برای تو برای تمام مهربانیت مهربان قلبم ...

 

کاش تمام روزهای بدون تو بودن خیلی زود تمام میشدن ...

آش شلغم


ابتدا درشته ها را شسته و به تعداد هر نفر یه پیمانه در قابلمه پر آب میریزیم

و روی اجاق با حرارت ملایم میگذاریم

و یه مشت عدس یا لوبیا یا هر دو شسته و درآن میریزیم

و بعد دو ساعت شلغم ها را شسته و به آن می افزاییم

و  یکساعت بعد ادویه(فلفل و نمک و...)به آن می افزاییم.

و برای تزئین آن کشک و نعنا داغ تهیه میکنیم.

وقتی خوب آش جاافتاد میتونیم میل کنیم.


شب یلدا