پست ثابت
سرانجام یک عشق نافرجام
یکی بود یکی نابود
این تو نیستی
که مرا از یاد برده ای
این منم
که به یادم اجازه نمیدهم
... حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند...
... صحبت ازفراموشی نیست....
.... صحبت از لیاقت است ....
سرانجام یک عشق نافرجام
یکی بود یکی نابود
این تو نیستی
که مرا از یاد برده ای
این منم
که به یادم اجازه نمیدهم
... حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند...
... صحبت ازفراموشی نیست....
.... صحبت از لیاقت است ....
حالم تـوپ اسـت ...
از آن تـوپ هـا که افــتـاده در خـانـه هـمـسـایـه
و تـهـدیـد کـرده اگـر بـار دیـگـر بـیـوفـتـد
پــاره اش مـیـکـنــد . .
امروز دستهایت را میگیرند
غرق عادت که شدی همان دست ها را برایت تکان میدهند....
تاب تاب عباسی
استاد منو نندازی
اگه می خوای بندازی
با ۹:۵۰ بندازی
که لامصبم با ۹:۵۰ انداخت منو :(((
حالا اینجارو باش
.
.
.سخته درسم...
رسيده وقت رفتن...
سر امتحاني كه ميدونم تهش ردم...
حس ميكردم حرفاي استاد با خرخوناشه...
اونجا بود كه فهميدم اين قصه اولاشه...
وقت امتحانو ريدن به برگمه...تو خودت ميدوني كه ريدم الكي جو نده...
حرفاي خانوادمم كه نمك زخممه...
تنها دلخوشيمم ترم هاي بعدمه...
و باز منمو حسرت يه نمره ي بيست...
كه استاد بنويسه گوشه ي ليست...
ميدوني چند بار افتادم براي يه درس بگذريم...
ديگه بيست گرفتنشم برام مهم نيست...
تو كه ميدونستي دانشجوي ترم آخرتم
بگو با من ديگه چرا د اخه نوكرت
دارم کم کم از single بودن در میام میشم in a relation ship with irancell
بخدا خیلی خاطرمو میخواد:|
.
.
یکی از فانتزیام اینه که یکی از این پسر مایه دارا گرفتارم بشه. بعدش باباش بیاد یه چک بنویسه بده بهم بگه پاتو از زندگی پسر من بکش بیرون .... منم قبول کنم!
.
.
اصلا دکترا تازه فهمیدن آدمایی که با مرداد ماهیا نشست و بر خواست میکنن، آدرنالین خونشون به طور چشم گیری افزایش پیدا میکنه
انقدر ما هیجان انگیزیم :))) ♥
.
.
یه دوست پسرم نداریم از حالا ذهنمون درگیر بشه که کادوی ولنتاین براش چی بگیریم
اصلا ولنتاین خر است :|
.
.
بدترین شکستمو وقتی خوردم که...
با عشق و امید گره هندزفریمو باز کردم ولی...
دیدم گوشیم شارژ نداره...هنوز کمر راست نکردم!!!
.
.
به خدا گفتم:
وجدانن من چی کم دارم که یه مخاطب خاص ندارم؟؟!
ندا آمد که:
.
.
.
.
.
.
..
.
تو همه چی داری بنده من،این پسرا هستند که لیاقت تورو ندارن :|
:)))))))
.
.
یکی ازفانتزیام اینه که بشینم توخونه مث بلانسبت شماخردرس بخونم بعدفرداش وقتی دوستام میپرسن درس خوندی بگم حتی لای کتاابم بازنکردم بعدیهوداوطلبانه برم درس جواب بدم وهمهروشگفت زده کنم!!!!!!!!!!!بعلههههههههههههه
.
.
خونه یکی از دوستان دعوت بودیم که یک دختر 6 ساله داره ،
این رفیق ما برای تشکر از خانموش همینطوری که رد میشد گونه خانومش رو بوسید ،
یهو دختره برگشته به باباش میگه :
انقدر مامی رو بوس نکن من حوصله خواهر برادر ندارم .....
باباش :|
مامانش :|
... من :|
سایر میهمانان :|
.
.
عاشق حرکت دلسوزانه عزیزی هستم که از دستشویی بیرون میاد و میگه فعلا تا 10 دقیقه دیگه کسی نره :|
و جا داره از همین تریبون اعلام کنم کارت خیلی درسته و صداقتت تو حلقم:)))
.
.
دختر ﻧﻮﺷﺘﻪ :
” ﺑﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺑﯿﺶ ﻧﺒﻮﺩﯼ،ﻣﻦ ﺧﺪﺍﯾﺖ ﮐﺮﺩﻡ “!
ﯾﻪ پسره ﺯﯾﺮﺵ ﮐﺎﻣﻨﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺟﺮﺍﺡ ﭘﻼﺳﺘﯿﮑﺖ ﺍﯾﻨﻮ ﺑﻬﺖ ﮔﻔﺖ؟ !
.
.
آرزو به دل موندم تو جلسه امتحان یکی بهتر از خودم بشینه کنارم :|
هر کی نشست شوت ترو املت تر از خودم بود :|
.
.
بیف استروگانف نخوردم :| ولی اسمش گشنه ام میکنه! حالا نمیدونم غذائه یا نوشیدنی ولی در کل دم ننه باباش گرم با این اسم انتخاب کردنشو
.
.
یه بارم دوستم گفت موهای عروسکتو بزن در میاد!!
هیچ وقت نمی بخشمش :|
یکی از فانتزیام اینه که صبح زود بیدار شم. بعد همینطور که اعضای خونواده از زود بیدار شدن من تعجب کردن خودم و بدون اینکه کسی بهم بگه برم سر درسم. اونوقت همه دیوانه بشن و برن یه دودی، گرد و غباری، افقی چیزی پیدا کنن توش محو شن!!
.
.
خانم محترم!
اون سایپا 111 یی که داره برات بوق میزنه، 1۸ میلیون تومن ماشینه،
اصن متوجه هستی چه فرصتی رو داری از دست میدی ؟؟؟ :))))))))))))
.
.
منطق رياضى:
هر مساله اى كه ديدى آسون داره حل ميشه، بدون راه حلت اشتباهه :|
.
.
فانتزیه من :
مثلا یه پِـــِســـــر داشته باشیم چِشمــــــاش شبیه من
خَنـــده هاش شبیه تـــــــو بـآشه :))
بـآهات مَــــــردونه حـَرف بزنـــــه ادکـــــلن تـــــــو رو بـِزنه موهـآشو مثل تــــــــــو درس کنه
پیراهــــنای تــــــــو رو بــِپوشه بیــآد پیشم بهم بِــگـــــه :مـــــآمــــآن خوش تیپ شُـــــدم؟؟؟؟
منم بخندم و به تــــــــــو نگا کنم :|
ولــی بــآ این وضعـــه اقتــصــآدی کــی میتــونه بچــّه بیــآره ؟ :|
پــس اینــَم فانتــزی بـــود :| :))
پیــش بــه سوی اُفـــُق..
.
.
لعنت به هرچی فاصله س تو دنیا....!
چرا اتاق من باس
از یخچال اینقد دور باشه آخه؟؟؟!
.
.
یکی از فانتزایم اینه که:
.
.
.
.
.
.
.
.
..
.
اسم بابا رو بنویسم واسه کنکور بعدش هی بهش بگم"درس بخون!!"
میخوام تلافیه این همه سال تحصیلو سرش در بیارم
یه همچین عادمیم من :)))))))))))))))
.
.
خیلی وقته دلم تنگ شده واسه اینکه بهش بگم:
7 صبح اگه بیدار بودی بیدارم کن...
اگه رفتم پشت خطش قطع کنه و بگه جونم....
اگه باهاش قرار گذاشتم زود تر از من بیاد...
یواشکی از تلفن خونه بزنگه بهم...
دوستاشو بپیچونه بخاطر من ...
منو با تنهاییام تنهام نذاره...
خیلی وقته دلم تنگ شده...
هیچ چیز لذت بخش تر از اون لحظه نیست که ...
زمانی که درست تو حال و هوای اون باشی...
و ببینی یه پیام برات میفرسته و بهت میگه:
عشق من در چه حاله؟؟؟؟؟
نامرديست ان همه اشك را به يك چشمك فروختن.........
با تشکر از الیناز جونم
پی شبنم نمیگردم! :|
والا....
.
.
یکی از کرمهای که علاقه دارم بریزم....
اینه که واسه یه فیلم زیرنویس فارسی بدم بیرون...
بعد اول فیلم بنویسم این یارو رو میبینی؟ آخر فیلم میمیره!
.
.
پسره میره خواستگاری یه دختری،بابای دختره میگه :
نه ازت مهریه میخوام، نه خونه، نه ماشین ،بیکارم بودی مهم نیست...
.
.
.
.
.
.
.
یه لپ تاپ میذاره جلو پسره میگه: فقط فیس بوکتو باز کن ببینم!
.
.
امروز صبح رادیو میگفت :دوستانِ همراه ، اینجا ایرانه و همه اینجا شادند...
.
.
.
.
.
..
.
.
..
.
.
.
..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
.
!!!نتیجه گرفتم : الان من خارجم....:-|
:)))))))))))))))))
.
.
یه زمانی می گفتن از تو چشماش میشه فهمید
راست میگه یا دروغ …
اما حالا دیگه اینقدر توانمند شدن بعضیا
که با چشمشونم دروغ میگن !
.
.
فکر اقتصادی خوب زده به سرم :
میخوام برم خارج یکی از کلیه هامو بفروشم دلار بگیرم
بیام هم یه کلیه بخرم هم یه بنز کوپه!!
.
.
تا حـالا به بچـه ۳ ساله آدامـس اُکالیـپـتوس اوربـیت دادیـن؟؟
بعد از بیست ثانیه،همه شکلک های یاهو رو می تونین تو صورتش ببینین !
.
.
آخر دنیا داور میاد …
سوت میزنه میگه :تازه نیمه اول تموم شده، هنوز ۹۰ دقیقه نشده!
زمینا رو عوض کنید…ما میریم امریکا اونا میان اینجا
آی بخندیـــــم……………….!!!!
.
.
امروز فهمیدم معلم شیمی مون خیلی خنگه
))
امتحان داشتیم یه سوال بود آیا میدانید منیزیم چیست ؟؟
منم
نوشتم بله میدانم
…
پدسّگ نمره نداده بهم:|
حالا این هیچ…
سوال بعدی نوشته اگر چوب داخل دریا بیفتد چه اتفاقی رخ میدهد؟
منم
نوشتم خیس میشود
به این جواب هم نمره نداده بود:|
لعنت به هرچی ستمکار و خدا نشناس !
.
.
ما همش فال حافظ میگیریم نگو حافظ خودش فال قهوه میگرفته !
نشون به او نشون که میگه : ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم ! .
.
بابام : گوشیت رو کجا گذاشتی ؟
مامانم : بالا سرت !
بابام : خوب چرا بالا سر خودت نذاشتی ؟
مامانم : آخه میگن امواجش سرطانزاست !
یعنی عشقه که میچکه ازین رابطه !!! :)))))
1- متن ها و اس ام اس های او را دوباره و دوباره می خوانید.
2- وقتی با او هستید بسیار آهسته قدم می زنید.
3- هر زمان که پیش او هستید، تظاهر به خجالتی بودن می کنید.
... ... 4- وقتی به او فکر کنید، قلباتان تند تر و تند تر می تپد.
5- زمانی که به صدایش گوش می دهید، بدون دلیل لبخند می زنید.
6- وقتی او را تماشا می کنید، دیگر قادر به دیدن اطرافیانتان نیستید و فقط او را می بینید.
7- شروع به گوش دادن به آهنگهای آرام می کنید.
8- او همه فکر شما می شود.
9- بوی او شما را به وجد می آورد.
10- متوجه می شوید که زمان فکر کردن به او، همیشه به خود لبخند می زنید.
11- حاضرید هر کاری برایش انجام دهید.
12- هنگام خواندن این متن همواره فقط یک نفر در ذهن شما بود
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻫﻤﯿﻦ ﯾﻪ ﻋﮑﺴﻮ ﺩﺍﺭﻡ !
ﻭﻟﯽ ﺍﺯ ﻋﮑﺴﺘﻢ ﺗﻮﻗﻊﺩﺍﺭﻡ ...
ﻣﺜﻞ خودت ﺑﺸﯿﻨﻪ ﭘﺎﯼ ﺣﺮﻓﺎﻡ …
ﺑﻔﻬﻤﻪ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﺍ ﭼﻘﺪﺭ ﺗﻨﻬﺎﻡ ..
ﻣﮕﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﮕﻔﺘﯽ ﺑﺮ ﻣﯿﮕﺮﺩﯼ
ﺑﺒﯿﻦ ﭼﻘﺪﺭ ﻭﺍﺳﻪ ﺗﻮ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ
ﻣﯿﮕﻦ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﭘﺮ ﮐﺸﯿﺪﯼ ﺭﻓﺘﯽ
ﺁﺧﻪ ﮐﺠﺎ ﺭﻭ ﺩﻧﺒﺎﻟﺖ ﺑﮕﺮﺩﻡ
من ﺍﺯ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﯾﻪ ﻋﮑﺴﻮ ﮐﺎﺩﻭ ﺩﺍﺭﻡ
ﺩﯾﮕﻪ ﭼﻪ ﻓﺮﻗﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﻗﻬﺮ ﯾﺎ ﺁﺷﺘﯽ
ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﺕ ﺗﻨﮓ ﻣﯿﺸﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ
ﺗﻮ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺮﺍﻡ ﯾﻪ ﻋﮑﺲ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ
ﺩﻝ ﻣﻦ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﺵ ﻓﺮﻗﯽ ﻧﺪﺍﺭﻩ
ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﻮﯾﯽ ﯾﺎ ﻋﮑﺴﺎﯼ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺎﺵ
ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﺎ ﺳﺮ ﻣﯿﮑﻨﻪﻫﺮ ﺭﻭﺯ
ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺯﻧﺪﻩﺑﻮﺩﯼ ﺍﯼ ﮐﺎﺵ
ﺗﻮ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻧﺒﻮﺩﯼ
ﺑﺎ ﻧﺒﻮﺩﺗﻮ ﻣﻦ ﭼﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﺳﺎﺧﺘﻢ
ﺗﺎﺯﻩ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﯽ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﻧﯿﺎ
ﺗﻤﻮﻡ ﺧﻮﺑﯿﺎﺗﻮ ﻣﻦ ﺷﻨﺎﺧﺘﻢ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﻋﮑﺴﻮ ﮐﺎﺩﻭ ﺩﺍﺭﻡ
ﺩﯾﮕﻪ ﭼﻪ ﻓﺮﻗﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﻗﻬﺮ ﯾﺎ ﺁﺷﺘﯽ
ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﺕ ﺗﻨﮓ ﻣﯿﺸﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ
ﺗﻮ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺮﺍﻡ ﯾﻪ ﻋﮑﺲ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ
ﺩﻝ ﻣﻦ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﺵ ﻓﺮﻗﯽ ﻧﺪﺍﺭﻩ
ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﻮﯾﯽ ﯾﺎ ﻋﮑﺴﺎﯼ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺎﺵ
ﺩﺍﺭﻩ ﯾﺒﺎ ﺍﯾﻨﺎ ﺳﺮ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ
ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﯼ ﺍﯼ ﮐﺎﺵ
ﺩﻝ ﻣﻦ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﺵ ﻓﺮﻗﯽ ﻧﺪﺍﺭﻩ
ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﻮﯾﯽ ﯾﺎ ﻋﮑﺴﺎﯼ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺎﺵ
ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﺎ ﺳﺮ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ
ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﯼ ﺍﯼ ﮐﺎﺵ
چرا نگاه میکنی ؟ تنها ندیده ای؟
بمن نخند من هم روزگاری عزیز دل کسی بودم
خیلی سخته وقتی کسی رو که هرروز میبینیشو و
سلام علیک داری دوست داشته باشی
از همه بدتر یه حسی بهت بگه اون طرف یه جورایی
از دوستت خوشش میاد تا تو !
یا این که اصلا به تو فکر هم نمیکنه.
کاش میشد یه روزی متوجه بشه که این وسط یکی هم
هست که برای دیدن اون هر کاری رو میکنه
واقعا که خیلی دوست دارم
خیلی .
اینو یکی از دوستای گلم برام فرستاده
دوست داشتم به عنوان یکی از پست های وبم باشه چون متنش خیلی قشنگه
مرس یاسر عزیزم
يه روزي يه كف بين پير نشست و فالمو گرفت
اون رفت و هرچي گفته بود،فكرو خيالمو گرفت
غريب بودو يه كم سياه،مهربونو،خميده پشت
چه بوي اسپندي مي داد،چشاش نجيب بودو درشت
بهم نگاهي كردو گفت،فالتو مي خواي بگيرم؟
گفتم بگير،بعدم بگو،بگو چه وقتي ميميرم؟
گفت دخترم كف مي بينم،قهوه و فنجون ندارم
نه بلدم نه دوس دارم اداشونو در بيارم
گفتم بگو،اينم دسام،از روي چپ مي گي يا راس
خنديدو گفت فرق نداره هر دستي كه ميل شماس
تو زندگيت سختي ديدي،فالت چرا پراز غمه؟
م توي اسمت مي بينم،درس مي گم نه،مريمه؟
يكي رو دوس داشتي كه رفت،مردا همه عين همن
خوبم توشون پيدا مي شه،اما خوبا خيلي كمن
بچه بودي چندتا خطرگذشته از بيخ سرت
خيال داري سفر بري،خيره الهي سفرت
يكي ديگه تازگيا تو زندگيت پيدا شده
زياد بهش تكيه نكن،دوست داره ولي بده
دشمن چقد زياد داري راستي مگه چه كاره اي؟
فك نكنم دارا باشي،نمي بينم ستاره اي
دوسه تا لكه مي بينم،دلت شكسته از كسي
يكي ته قلبته كه مي خواي بهش زود برسي
نگامو چيدم از نگاش،با كلي غصه خنديدم
اصلن چي گفت واز كي گفت،فالم چي بود نفهميدم
آدماي فالاي من،مثل خودش غريب بودن
يعني كه خطاي دسم،انقد كج و عجيب بودن؟
خيلي خجالت كشيدم،غم ازنگاش چكه مي كرد
گفتم چرا فال مي گيري تو اين هواي خيلي سرد
چيه،فالت درس نبود،مي خواي كه مزدمو ندي
نه هرچي گفتي راس بودش تو راه حلم بلدي
بغض گلوش آخرسر تو شهر چشماش تركيد
گفت دخترم باور نكن،هيچكسي فردا روئ نديد
من يه غريبم و اسير تو شهرتون دربه درم
دروغ مي گم تا شبمو يه جور به فردا ببرم
گذشتم و نذاشتم اون بيشتراز اين بهم بگه
اون ولي گفتش واسه فال نرو پيش كس ديگه
ديدم اونو كه دوباره يه كسي ديگه رسيد
بازو همون كف بينيا،دوباره بغضش تركيد
از همه چي كه بگذريم،تمتمشم دروغ نبود
شايد به خاطر همين،سرش زياد شلوغ نبود
كف بين پير هرچي كه گفت دلم يه گوشه اي نوشت
تا ببينه حق با اونه يا بازياي سرنوشت
همه شبيه هم شديم،فالامونم عين همه
اما فقط اون از كجا دونست كه اسمم مريمه؟
اين كه تموم شدو گذشت اما عجب كف بيني بود
ته دلش زلالتر از پيش گويياي چيني بود
دسام براش فرقي نداشت،اون بادلش فالمو گفت
از بعضي حرفا بگذريم،دروغ چرا راستشو گفت
اينم يه قصه ي عجيب فالي كه چيزي نمي خواست
كف بيني با يه قلب صاف،نه دست چپ،نه دست راس
مریم حیدرزاده