خداحافظی

 

به علت اسباب کشی  این وبلاگ به روز نمیشود

آدرس جدید:

khakriz57.blog.ir

از صفر تا صد مذاکره با آمریکا

همه چیز از مذاکره با شیطان بزرگ؛ مقاله؛ سخنرانی، کتاب؛ جزوه؛ نشریه؛ شعر، فیلم و کلیپ تصویری، کلیپ های صوتی، پوستر؛ مجموعه طرح؛ کاریکاتور؛ اینفوگرافیک، شهدای مبارزه با آمریکا، آوای انتظار "مرگ برآمریکا" تلفن همراه

قابل استفاده برای فعالان فرهنگی سیاسی، تشکل های دانشجویی، کانونهای فرهنگی، پایگاههای مقاومت، نشریات دانشجویی و هر انسان انقلابی که رسالت خود را در زنده نگه داشتن آرمان های اصیل انقلاب اسلامی می داند

صفر تا صد کرسی های ازاد اندیشی

كليد نيويورك!!

 

امريكا ونظام سلطه که از همان ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي ايران تا كنون با ظهور نظامي بر مبناي مردم سالاري ديني به عنوان الگويي جديد و كارامد به مخالفت پرداخته است و تلاشها ي400 ساله اش مبني بر كنار گذاشتن دين از عرصه اجتماع وسياست را در خطر میبیند ، و كف خواسته هايش را بر حذف نظام جمهوري اسلامي گذاشته است ، حالا با نااميد شدن از سقوط و بر اندازي نظام مقدس جمهوري اسلامي ادعا ميكند ما به دنبال تغيير درنظام جمهوري اسلامي نيستيم و به حق مردم ایران برای دسترسی به انرژی صلح آمیز هسته‌ای احترام می‌گذاریم !!! و در صحبت هایی غیر قابل باور در مجمع عمومی سازمان ملل از حقوق ده ها هزار ایرانی آسیب دیده از سلاح های شیمیایی یاد میکند !!! اما آيا واقعا اين طور است كه اوباما ادعا ميكند یا با نرمشی قهرمانانه از جنس  مکر و حیله های عمرو عاص ، قصد به اشتباه انداختن ایرانیان و افکار عمومی جهان ، برای به مذاکره کشاندن  ایران را دارد؟؟ گویی که نفس مذاکره برای آمریکا موضوعیت دارد!!!امام خميني به خوبي جواب امروز اوباما را ديروزها فرموده اند تا آيندگان هم بدانند: «امريكا هرچه در توتن داشت براي مقابله با جمهوري اسلامي ايران به كار گرفته است واگر كاري را انجام نداده به خاطر ان است كه درتوانش نبوده» .

دیپلماسی آل کلید!!

پس از استفاده  واژه ی نرمش قهرمانانه توسط مقام معظم رهبری ، عده ای ذوق زده برداشتی عوامانه کردند که امکان مذاکره ی با آمریکا برای بیرون رفت از مشکلات اقتصادی فراهم شده است . گویا تنها راه حل مشکلات کنونی ما مذاکره ی با آمریکا خواهد بود.  و همین معنا را با شانتارژهای خبری و رسانه ای ،و حمایت های پیر معلوم الحال خود ، به جامعه القا کردند که اگر مذاکره سر بگیرد مشکلات اقتصادی ایران _تحریم ها_ به پایان خواهد رسید. و علت مشکلات کنونی ما در افتادن با آمریکا بوده است...!!

 این واضح است که عمده ی مشکلات اقتصادی ایران از بی سامانی های داخلی و فشار بعضی افراد معلوم الحال نشات میگیرد و تنها راه برون رفت از این مشکلات هم ، تکیه بر توان و تولید داخل و بستن راه نفوذ دشمن خواهد بود ؛ حتی اگر روابط ایران با تمام کشور های دنیا گل و بلبل باشد! اما جالب اینجاست که بعد از تغییر در لحن دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر کنار آمدن منطقی و با گفت و گو باز هم ، بلکه باشدت بیشتر و از موضع بالاتر ، جمله ی " همه ی گزینه ها ازجمله گزینه ی نظامی علیه ایران روی میز است" شنیده شد...!!!؟؟؟ چرا ما به دنبال كليد حل مشكلات در نيويورك هستيم؟!آيا دردرون كشور نميشود كليد را پيدا كرد؟!آيا معناي نرمش قهرمانانه, چنان تغييري در لحن گفتگوهاست كه شيطان بزرگ را اينگونه سرمست كند؟! تا کی باید "ابوموسی اشعری" وار ، دل به وعده های توخالی و پوچ امویان داد؟؟!!

با نگاهي به كشور هايي كه سالهاست با آمريكا هستند و سر تسليم فرود آوردند ميتوان به نتايج بسيار ارزشمندی رسيد . از مصرو ليبي گرفته تاعربستان و حتي عراق در زمان صدام ملعون. آيا جز برخي كشورهاي انگشت شمار _كه آنها هم عمدتا با تکیه بر توان و تولید داخلی خود توانستند حرفی برای گفتن داشته باشند ، نه با مذاکره ی با آمریکا!!!_ كشوري را ميتوان يافت كه از مذاكره با امريكا به پيشرفت چشم گيري دست يافته باشند؟!

کلام آخر

در اين زمان كه چشم بسياري از ملت های آزادي خواه وعدالت طلب جهان به پرچم عدالت خواهي كه در ايران برافراشته است ، دوخته شده "مذاكره با امريكا"  چه چهره اي از ايران را به آنها نشان خواهد داد؟؟ امريكايي كه بيش از 60سال(از 28 مرداد تا به امروز) تمامي حربه هارا عليه ايران به كار برد ، بسياري از جوانان این سرزمین را در جنگ نا برابر از خانوادهاي انان ربود ، در انتها همین ایران مجبور به پذیرش کدخدایی آمریکا شد!!!! در این وانفسا مذاکره ی با آمریکا یعنی قطع امید و احساسات ملت های مستضعف و ظلم کشیده ی دنیا ،از ایستادگی ملت و دولت ایران در مقابل آمریکای مظهر استکبار و سلطه ی جهانی . و این نقطه ی تقابل ذلت و عزت است.امام خمینی فرمودند:

«به شما برادران مؤمن عرض ميكنم اگر ما با دست جنايتكار امريكا و شوروي ازصحنه روزگار محو شويم و با خون سرخ شرافتمندانه خود با خدا ملاقات كنيم بهتر از آن است كه در زير پرچم ارتش سرخ شرق وسياي غرب زندگي اشرافي مرفه داشته باشيم»

 

 

اسلام ناب، اسلام انقلابی و اسلام آمریکایی

 

آنچه سعی در پرداختن بدان داریم ، اصول و پایه هایی است که انقلاب اسلامی بر اساس آن شکل گرفت ، رشد کرد و انشاالله بر اساس آن به حیات خود ادامه خواهد داد.

به طور کلی اگر هر انقلابی که شکل میگیرد را از پایه ها و اصولی که بر مبنای ان صورت گرفته است ، جدا کنیم ، مانند جسمی که روح از آن خارج شده باشد ، کارایی و اثر بخشی خود را از دست خواهد داد یا به تعبیر دیگر تغییر ماهیت میدهد . به عنوان مثال در زمان امام حسین «ع» جامعه ی نبوی که بر مبنای والاترین معارف الهی-انسانی شکل گرفته بود ، به جایی میرسد که بنا به تعبیری ، حکومت وقت ، حکومت اسلام بود و نبود! . شهرها شهر اسلام بودند و نبودند! . بودند به این معنا که در مجالس حرف از دین ، قران و پیغمبر بود . بر ماذنه های مساجد اذان گفته میشد و مردم نماز میگذاردند. و نبود به این معنا که طعم اسلام تغییر کرده بود . بیشتر احکام حکومتی اسلام و در راس آنها اجرای عدالت اسلامی و اجرای بدون تبعیض حدود الهی و قوانین حکومتی ترک شده بود . در این حالت بود که مبانی ایجاد آن انقلاب نبوی به طور کلی از جامعه حذف شده بود ، هرچند ظاهر اسلام در جامعه پا برجا بود.  در این زمینه همچنین به تغییر ماهیت دادن انقلاب کبیر فرانسه و دیگر انقلاب های مشابه هم میتوان اشاره کرد که پس از چند سال ازشروع  آن ها ماهیت مردمی و آزادی خواهانه ی آن به کنار رفته و صورت های سرمایه داری ماورای آنها ، خود را ظاهر ساختند... .اما در تضاد با این دوگانگی ، زنده ماندن همین اصول اولیه و تقویت آنها در ادامه ی مسیر انقلاب ها در طول زمان ، نشان دهنده ی پویایی و زنده بودن آن انقلاب ها میباشد که برای آن هم میتوان مثالهای زیادی برشمرد. اما این پایه ها و اصولی که انقلاب اسلامی بر اساس آن شکل گرفت چه بودند؟

اسلام علیه اسلام !

از نگاه امام خمینی «ره» ، انقلاب اسلامی در مرحله ی اول ، حرکتی بود برعلیه یک نوع اسلام!! ایشان که ایدئولوژی و جهان بینی توحیدی را مبنای حرکت های خود معرفی کرده بودند وعموما ایشان را به عنوان یک مرجع دینی میشناختند ، در نامه ای به سید حمید روحانی مینویسند :« مردم بر علیه ظلم و تحجر قیام کردند و فکر اسلام ناب را جایگزین اسلام سلطنتی ، اسلام سرمایه داری ، اسلام التقاطی و در یک کلمه اسلام آمریکایی کردند1» . چرا که در ترسیم فضای سیاسی اجتماعی سال 41 ، سال شروع انقلاب ، میفرمایند: «شما باید به روشنی ترسیم کنید که در سال 41 ، سال شروع انقلاب اسلامی و مبارزه ی روحانیت اصیل در مرگ آباد تحجر و مقدس مآبی ،چه ظلم ها بر عده ای روحانی پاک باخته رفت ، چه ناله های دردمندانه ای کردند ،چه خون دل ها خوردند ،متهم به جاسوسی و بی دینی شدند ولی با توکل بر خدای بزرگ کمر همت را بستند و در جنگ نابرابر ایمان و کفر ، علم و خرافه ،روشن فکری و تحجرگرایی ، سرافراز ولی غرقه به خون یاران و رفیقان خویش پیروز شدند2 » .روشن است که گام اول انقلاب ، جنگ تمام عیار علیه یک تفکر قالب در جامعه بوده است . همچنین با نگاهی اجمالی به تاریخ و بررسی احوالات آن دوره واضح است  که اسلام حاکم بر مردم بالاخص روحانیت ، به عنوان تفکر قالب جامعه ، اسلام متحجر گرایانه و صوفی مسلکانه و محدود به احکام عبادی و فردی ، بیش نبوده است ...

اسلام انقلابی ، اسلام ناب

امام خمینی «ره» پس از تبعین (اسلام سازش ، اسلام التقاط ، اسلام سرمایه داران خدانشناس و مرفهین بی درد و در یک کلمه اسلام آمریکایی) با (اسلام انقلابی ، اسلام پابرهنگان زمین ، اسلام مستضعفین و اسلام رنج دیدگان تاریخ ، اسلام عارفان مبارزه جو و دریک کلام اسلام ناب محمدی) ، آن هم با روحیه ای جسورانه و مبارزه طلبانه ، انقلاب را به مراحل بعدی ، یعنی درگیری عملی  با مصادیق این التقاط ها هدایت کردند ...

امام آمد و با آن اسلام مبارزه کرد . آمد و اسلام فردی را به اسلام سیاسی-اجتماعی بدل کرد . آمد و علاوه بر خواندن «الصلاه نور المومن» ، « الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم » را هم برای مردم خواند . آمد و بجای تحریف عآشورا ، رسالت روحانیت متعهد را بازخوانی کرد .امام آمد و اسلامی که در برابر شکم های برآمده از مال حرام سکوت اختیار کرده بود را کنار زد و اسلام پابرهنگان زمین ، اسلام مستضعفین ، اسلام رنجدیدگان تاریخ ، اسلام عارفان مبارزه جو و اسلام پاک طینتان عارف را جایگزین آن نمود . امام آمد و اسلام ناب محمدی را از اسلام التقاطی محصور در حجره ها تمییز داد و به مردم یاد داد که هیچ وقت نباید در مقابل ظلم کوتاه آمد حتی امروز... و این اسلام شد پایه و اصول انقلاب اسلامی ای که محدود به هیچ گونه مرز جغرافیایی و زمانی نخواهد بود.

کلام آخر

این بود آن اسلام خمینی، اسلام جهاد مبارزه ،اسلام بهمن 57 ، اسلام هشت سال دفاع مقدس . و امروز باید دید و پرسید که آیا اسلامی که امروز ترویج میشود همان اسلام ناب محمدی مورد نظر امام است؟ آیا موضع اسلامٍ امروز ، در مقابل آمریکای شیطان بزرگ و همچنین در مقابل بی عدالتی ها و رانت خواری هاو تبعیض های داخلی همان موضع اسلام امام خمینی و خلف صالح اش است؟ آیا امروز بزرگترین دستاورد هشت سال دفاع مقدس ، استمرار روح اسلام انقلابی معرفی میشود یا حفظ مرز پرگهر ؟! و یا حتی فقط معنویت ؟! به راستی آن روح اسلام انقلابی را در کدام یادواره ی شهدا که از تلوزیون پخش میشود میتوان دید؟ آیا مسلمان امروز همانند نماز خواندن ،خود را متهد به داشتن موضع درمقابل مسایل اجتماعی-سیاسی میداند؟و بسیاری سوالات دیگر که مجال پرداختن به آنها نیست...

آنچه مسلم است « خلاف آنچه بسیاری می پندارند ، آخرین مقاتله ی ما - به مثابه ی سپاه عدالت- نه با دموکراسی غربی که با اسلام آمریکایی است ، که اسلام آمریکایی از خود آمریکا دیر پا تر است3»

 

1و2:نامه امام به سید حمید روحانی 25/10/67

3:سید شهیدان اهل قلم،شهید مرتضی آوینی


پ.ن

البته ناگفته نماند که این مطلب در حد بضاعت حقیر نوشته شده است...

نامه طلاب و دانشجویان حامی جلیلی در شیراز خطاب به آیت الله مصباح

جمعی از طلاب و دانشجویان حامی سعید جلیلی در شیراز در نامه ای سرگشاده خطاب به آیت الله مصباح یزدی اعلام کردند: اکنون در شرایطی که مصاف جبهه "عدالت، مقاومت و پیشرفت" با جبهه "تبعیض، سازش و توسعه" به اوج خود رسیده است، و انشقاق و دودستگی جریان عظیم حزب الله را در دستور کار دارند، ما به عنوان فرزندان معنوی حضرت­عالی در جمع طلاب و دانشجویان حامی دکتر سعیدجلیلی در شیراز که بسیاری از آموخته هایمان را از شما داریم ضمن ارج نهادن بر مقام معنوی و علمی برجسته حضرت­عالی اقدامات هتاکانه و تخریب گرایانه عده ای نوکیسه سیاسی را مایه ی رسوایی بیش از پیش آنها دانسته و به صراحت اعلام می کنیم آنهایی که بنا را برتقابل و تخریب درون گفتمانی گذاشته اند، نه از دلسوزان بلکه از خائنین به گفتمان انقلاب اسلامی هستند.
 
متن نامه به شرح زیر است:

محضر علامه بصیر حضرت آیت الله مصباح یزدی(دامت برکاته)

سلام علیکم

امروز در دهه چهارم پیشرفت و عدالت که در شرایط حساس پیچ تاریخی قرار داریم و همچنین پس از بیداری امت اسلامی در سراسر جهان که نوید تمدن نوین جهانی اسلامی را می دهد، برای تحقق آرمان های جهانی انقلاب اسلامی و مکتب اسلام ناب محمدی با تفسیر بزرگ­مردتاریخ امام خمینی(ره) راهی طولانی و دشوار پیش رو داریم. مسیری که با تبعیت محض از هدایت های الهی و حکیمانه ولی فقیه زمان امام خامنه ای(ارواحناله الفداه) آسان و هموار خواهد گشت.

نگاهمان به انتهای افق و در اندیشه مان فتح سنگرهای کلیدی جهان و ان شاالله با ظهور حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه الشریف) تحقق کامل حاکمیت اسلام است، اما اکنون عرصه ی مهم و سرنوشت ساز انتخابات را پیش رو داریم که مظهر جمهوریت نظام و مصداق حماسه سیاسی است. در این میان دشمنان خارجی با فتنه انگیزی و از طرفی کینه توزان قدرت طلب داخلی به زعم خود قصد دارند تا مانعی بر حرکت شتابان امت ولایتمدار ایران اسلامی ایجادکنند.

حضرت علامه و استاد اخلاق عزیز؛

بار دیگر حضور جهادی شما عالم وارسته را در این عرصه خطیر حماسه ی سیاسی شاهد هستیم که با تمام آبرو و دارایی خود عَلَمِ تکلیف محوری و ولایت مداری را به دوش کشیده اید و مانند همیشه تنها با خداوند متعال معامله کرده اید.

اما متاسفانه آنچنان که می بینیم فضای سیاسی کشور چنان رو به بی اخلاقی و حرمت شکنی رفته است که جایگاه بزرگوارانی چون شما که ایستادگی و جانبازیتان در دفاع از ولایت و خط اسلام ناب محمدی(ص) بر هیچکس پوشیده نیست نیز، از گزند تندروی ها و کینه ها در امان نمانده است.

فراموش نکرده ایم، هرگاه دشمنان مکتب اسلام ناب محمدی(ص) عرصه را بر انقلاب اسلامی تنگ می داشتند و یا با شبهه افکنی ها، تهمت ها و توهین ها بر ولایت فقیه، ایمان ما را نشانه می رفتند، دل قُرص می داشتیم که حکیم متالٌه ای چون شما همیشه در صحنه است که نور اسلام را از میان غبار ابهامات بر دل ما می تاباند و با روشنگری های بی دریغ خویش تمام آبرو و هستی اش را در طبق اخلاص دفاع از ولایت مطلقه فقیه می گذارد.

ما هیچگاه مبارزات سیاسی، فرهنگی حضرتعالی را همراه با یاران انقلاب مانند شهید بهشتی، شهید مطهری و امام خامنه ای(اروحنا له الفداه) و...فراموش نخواهیم کرد. راه اندازی نشریه ایدئولوژیک و مبارزاتی انتقام، نوشتن اعلامیه های ضدرژیم شاهنشاهی و...گوشه ای از این سوابق مجاهدگونه در قبل از انقلاب است.

"ذوالشهادتین" امام(ره) و شاگرد اخلاق آیت الله بهجت(ره)؛

فراموش نکرده ایم مجاهدت های شما را در دفاع عقیدتی و تئوریک در مناظره های علمی در برابر اندیشه های التقاطی و مارکسیستی، حضور مداوم و موثر در انقلاب فرهنگی دانشگاه ها، اقدام عملی برای تحول در حوزه های علمیه، تربیت طلاب مستعد، حضور در جبهه های جنگ و آن زمانیکه "یک تنه به مصاف خناسان مسلط" رفتید و تریبون نمازجمعه را تبدیل به دفاع عقیدتی از نظام سیاسی اسلام کردید.

ما دوران دوم خرداد را که نشریات زنجیره ای با سیل شبهات و توهین ها به مقدسات و احکام اسلامی افکار عمومی جامعه را هدف گرفته بود و حضرت­عالی چون چراغ راهی با "منطق قوی و مستحکم" به میدان آمدید و آماج اهانت سکولارهای غرب زده قرار گرفتید و از طرف نائب امام زمان(عج) هم لقب "عقبه تئوریک نظام" به حضرت­عالی داده شد را از یاد نخواهیم برد همچنان که روشنگری های عمارگونه حضرت­عالی در فتنه 88 فراموش نمی کنیم.

فیلسوف برجسته و مطهری زمان؛

بی تقوایی و هتاکی هایی که امروز دوباره به­سوی حضرت­عالی جهت گیری شده است را دقیقا ادامه همان اهانت های سال های گذشته می دانیم که به بهانه ای کینه قدیمی خود را عیان کرده اند و قصد انتقام گیری دارند تا در حرکتی ارتجاع گونه نگذارند گفتمان اصیل انقلاب اسلامی تداوم پیداکند.

اکنون در شرایطی که مصاف جبهه "عدالت، مقاومت و پیشرفت" با جبهه "تبعیض، سازش و توسعه" به اوج خود رسیده است، و انشقاق و دودستگی جریان عظیم حزب الله را در دستور کار دارند، ما به عنوان فرزندان معنوی حضرت­عالی در جمع طلاب و دانشجویان حامی دکتر سعیدجلیلی در شیراز که بسیاری از آموخته هایمان را از شما داریم ضمن ارج نهادن بر مقام معنوی و علمی برجسته حضرت­عالی اقدامات هتاکانه و تخریب گرایانه عده ای نوکیسه سیاسی را مایه ی رسوایی بیش از پیش آنها دانسته و به صراحت اعلام می کنیم آنهایی که بنا را برتقابل و تخریب درون گفتمانی گذاشته اند، نه از دلسوزان بلکه از خائنین به گفتمان انقلاب اسلامی هستند.

ما پیروزی خود را در اخلاص، تقوا، وحدت میان جبهه مقاومت و تبیین ایجابی گفتمان انقلاب اسلامی می دانیم، چراکه از شما آموختیم که خدای سیاست همان خدای جبهه و جنگ است.

لذا امیدواریم با دعای خیر حضرت­عالی در حق ارادتمندان خود، این مسیر را تا تحقق تمدن اسلامی به سلامت طی کنیم.

سخن را با فرمایشی از امیرالمومنین حضرت علی(ع) تمام می کنیم: "کوه ها از جای کنده می شوند، تو پا برجا باش؛ دندان هایت را به هم بفشار. کاسه سرت را به خدا بسپار. قدمهایت را بر زمین استوار کن. چشم به آخرین صفوف دشمن بدوز و از برق سلاح­هایشان ترس به دل راه مده. و بدان که پیروزی از سوی خدای سبحان است."

سایه ی امام خامنه ای ارواحنا له الفداه مستدام

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 طلاب و دانشجویان حامی  دکتر سعید جلیلی در شیراز

تلنگر...

 

خودتون ثضاوت کنید...

 


پی نوشت :

دیشب جلسه ای با حضور دکتر لنکرانی در دانشگاه شیراز برگذار شد .

۱-اول جلسه دکتر فرمودند که با توجه به این که از طرف گفتمان یک نفر معرفی شدند چرا بعضیها تشتت ایجاد میکنند و انشاالله  به بخیر باشد (قریب به مضمون)

باید عرض کنم که هیچ گونه تقابل بین آقای جلیلی و آقای لنکرانی به عنوان نمایندگان این گفتمان نخواهد بود اما حقیر اینگونه احساس کردم که کلا عزم جبهه پایداری بر نیامدن آقای جلیلی است که انشالله به خیر باشد...

۲-جلسه پر بود از عزیزانی که از بیرون فضای دانشجویی ، به جلسه تشریف آورده بودند.جوری که روی سن پر بود از کت و شلواری ها و مدیر جلسه آقای فروردین هم شخصا مدیریت جلسه را از روی سن به عهده داشتند .که من نفهمیدم کجای این جلسه دانشجویی بود...

۳-متعصبانه برخورد کردن بعضی دلسوزان! شدیدا انسان را نسبت به ایشان مردد میکند . من نمیدانم آیا مردم باید کاندید مورد نظرشون را بشناسند و رای بدهند یا چون آیت الله مصباح سفارش کرده اند باید رای بدهند ؟! (ضمن اینکه جایگاه آیت الله مصباح نزد ما محفوظ است)

۴-دوستان دقت کنند که ما به گفتمان رای میدهیم نه شخص ، پس سعی کنند با تعصبات بیجا اجمدی نژاد دیگری نسازند ! دوستانی که در جلسه بودند بهتر میفهمند که این برخورد های سخیف و متعصبانه مثل عزیزی که فریاد میزدند و میگفتند "جناب لنکرانی...امید نسل مایی" به جر تخریب ایشون چیز دیگری نیست...

جلسه که مخالفی نداشت .( تو محیط دانشجویی همه چی گل و بلبل بود...) یک نفرهم که  اعتراض یا نقد یا اصلا تخریبی کردند ، هرچند خیلی بد ، اما واکنش عزیزان طرف دار خیلی زشت بود...

۵-این تعبیر دوستان که شما با این کارهایتان دل قالیباف را شاد میکنید  و از این جور حرف ها واقعا انسان را متاثر میکند چرا که همیشه حزب اللهی ها را با همین نگاه تهدید محور به موضوعات مختلف متمایل کرده اند....چرا ما فضایی درست نکنیم که همه آزادانه به قابلیت ها و گفتمان ایشان رای بدهند ، نه بخاطر  منیت های حزبی و قومی...

نباید فضا به سمتی پیش برود که هیچ کس نقدی به دکتر نداشته باشد و ضعف های دکتر را به خاطر رقبا بپوشانیم و در انتها نعوذبالله ، اگر مثل احمدی نژاد اشتباهی داشت به پای گفتمان تمام شود...کما اینکه درمورد احمدی اینگونه شد...

در انتها خودم و دوستان را به تقوا و انتخاب اصلح سفارش میکنم...

از احمدی تا...؟!

 

هرچه به انتخابات ریاست جمهوری نزدیک میشویم این فکر که رییس جمهور آینده باید چکونه شخصیتی داشته باشد ودارای چه ویژگی هایی باشد ، بیشتر ذهن انسان را به خود مشغول میکند . اما اگر بخواهیم معیارهای مناسبی را برای انتخاب ئیس جمهور آینده اتخاذ کنیم میتوان با نگاهی به گذشته و دولتهایی که تا کنون بر سر کار آمدند و همچنین چشم انداز هایی که در پیش رو داریم معیارهای مناسبی را برای رئیس جمهور آینده ی کشور در نظر گرفت.

باید عرض کنم که مطبی که نویسنده ی این سطور به نگاشتن آن پرداخته است کلیاتی است از عملکرد مجموع دوران هشت ساله ی خدمت دولت نهم و دهم و نه فقط در یک زمان یا عملکرد خاص ؛ که با توجه به محدودیت های موجود ، سعی به بیان آن داشته است . امید است با تامل و به دور از تعصب با دریافتن نقاط قوت و ضعف دولت فعلی ، معیار و ملاک مناسبی برای انتخاب رئیس جمهور آینده بدست آوریم.

 دولت نهم در شرایطی روی کار می آید که قبل از آن دو دوره ی اصلاحات و سازندگی روند کلی سیاست های کشور را در بعد ازنقلاب به دو جهت متفاوت سوق داده بودند . که از خفقان سیاسی و پایه ریزی تفکرات لیبرالیسمی دولت سازندگی شروع و به آزادی به سبک دموکراسی غربی و دین گریزی و سیاست های سکولاری دولت اصلاحات ختم میشود . جوری که روند کلی کشور به سمتی پیش میرفت که بعضا مسولان نظام از مطرح کردن مسائل اسلامی اجتناب میکردند گویی که خجالت بکشند نام اسلام را به زبان بیاورند!

. در چنین شرایطی دولت نهم با شعار بازگشت به اصول اولیه انقلاب که مبارزه با "بی عدالتی" ، "تبعیض" ، "فساد در دستگاه حکومت" و "اشرافی گری به هر عنوان" است ، روی کار آمد و در دل مردم این امید که دست یافتن به آرمان های اولیه انقلاب ارزوی محالی نیست ، دوباره زنده شد . البته باید گفت که کاریزمای شخصیتی آقای احمدی نژاد به عنوان یک انسان "ساده زیست" و "مردم گرا" ولی در عین حال "قاطع" و "شجاع" در این امر تاثیر بسزایی داشت . که طبیعتا این خصوصیات ایشان هم به خوبی در دولت نهم و دهم  نمایان بود. البته این را هم نمیتوان گفت که دولت در تحقق آرمانها کاملا موفق بوده و به تمام شعار های خود عمل کرده است اما روحیه و اراده ی رفتن به سمت آرمانها و مبارزه با این ناهنجاری ها و تجلی دادن آن به سمت آحاد ملت کار بسیار ارزشمند و در خور تقدیر است...

آقای احمدی نژاد در ابتدای کار با روحیه ای عدالت محور و بشدت جسورانه دست به افشاگری هایی از رجال سیاسی گذشته و روند غلط حکومتی آنها زد که به واسطه ی این موضوع توانست جایگاه خوبی را در میان مردمی که خود را در خفقان سیاسی ساخته شده به دست سیاسیون احساس میکردند ، پیدا کند. اما با گذشت زمان و با توقعی که در مردم ایجاد شده بود این گفتمان "بگم..بگم.." تبدیل به دست آویز غیر قابل استفاده ای برای دولت شد چرا که راه مبارزه با مفاسد اقتصادی و رانت خواری هایی که میراث دولتش بود ،بجز از قانون و قانونی عمل کردن نمیگذشت ، که شاید دولت نتوانست آن را به خوبی درک کند . و همچنین روند غلطی در جامعه و در گفتمان عدالت خواهی جا افتاد که از این به بعد هرکسی میتواند خودسر، و جدای از قانون ، با مفاسد برخورد کند.

هرچند که از ابتدای دولت نهم تا کنون عده ای معلوم الحال با راه اندازی بازی های سیاسی مختلف سعی در به زانو در آوردن دولت داشتند که در جاهایی هم خود مجموعه دولت به آن دامن میزدند ، اما در مجموع دو دوره ، دولت با سعه ی صدری که در تحمل مخالفان از خود نشان داد توانست راه خود را به پیش برد . هرچند که در این اواخر با حرکت های غیر قابل توجیه مثل اتفاقی که در مجلس افتاد ، این نقطه ی قوت خود را خدشه دار کرده است . به طوری که این حاشیه ساز بودن رئیس جمهور آسیب های بسیاری را به گفتمان انقلاب و انقلابی عملکردن وارد کرده است .  

دولت اقای احمدی نزاد به اذعان مخالفین خود جزو پر کار ترین دولت ها به شمار میرود که به واقع خدمات زیر بنایی بسیار قابل توجه ای را در کشور پایه گذاری کرد . شجاعت و قاطعییت دولت در اجرای برنامه های کلان کشور از قبیل سهمیه بندی بنزین و هدف مندی یارانه ها که همه ی دولتهای پیش از آن، آرزوی اجرای آن را داشتند شاهدی بر این مدعاست . اما این ایراد به روند کاری ایشان وارد است که در بسیاری از موارد وعده ی انجام کاری را میدادند که از پس آن نمیتوانستند بر آیند که حتی رهبر معظم انقلاب هم در جایی این تذکر را به دولت میدهند .

 اما با وجود همه ی این کارهای زیر بنایی ، ضعف دولت در کنترل وضعیت اقتصادی کشور به وضوح نمایان بود.البته ناگفته نماند که این نابسامانی های اقتصادی در بعضی موارد ریشه در تحریم های سیاسی اقتصادی جهانی داشته است ولی به هیچ عنوان نمیتوان عملکرد ضعیف دولت در نظارت و کنترل بازار کشور را نادیده گرفت.

 سفر های استانی که با اجرای مصوبات و مطلع شدن از احوالات مردم ، (نه فقط بر اساس گزارشات) همراه بود ، گام دیگری در جهت محرومیت زدایی از کوشه و کنار کشور به شمار میرفت و نفس این که مردم رئیس جمهور خود را شخصی ساده و هم سطح خود می دیدند قدمی در جهت نابودی تفکرات اشرافیگری در بین مسولین به شمار میرفت.اما اگر بخواهیم به سفرهای استانی دولت منصفانه نگاه کنیم عل رغم تمام محسناتی که داشت ، ضعف در پیگیری اجرای مصوبات در جایی کمتر و در جایی بیشتر به چشم میخورد که همین امر باعث بروز مشکلات بسیاری برای دولت شد .

روند امید بخش و رو به جلویی که دولت در عرصه تولید علم و فناوری به کار گرفت از دیگر محسنات این دولت به شمار میرود که تجلیات آن در حوزه ی هوا فضا ،  انرژی هسته ای ، نانوتکنولوژی ، لیزر ، پزشکی و .. به خوبی قابل مشاهده است که میتوان از جایگاه تولید علم ایران در منطقه و دنیا هم این موضوع را دریافت . که در کنار توجه دولت به حوزه ی علم ، با وجود امداماتی شایسه ، مظلومیت جایگاه فرهنگ کاملا محسوس است...

این دولت با وصل نبودن به هیچ یک از جریانات سیاسی معمول در کشور ، باعث شد که چهره ی واقعی سیاسیونی که فقط دغدغه ریاست دارند ، بر مردم نمایان شود که این موضوع باعث به وجود آمدن ارتباط معنوی بین مردم و دولت ،خصوصا دولت نهم شده بود به نحوی که مردم دولت و گفتمان دولت را را از خود میدانستند . این اتفاق که در دنیا بی نظیر است ، به شدت جایگاه ایران را در عرصه ی سیاست خارجی و مسائل بین المللی بالا برد (( توجه کنيد به اين که وقتي به همه ي انقلابهاي بزرگ دنيانگاه ميکنيم تحولات - عظيم سياسي که در اين قرون نوزدهم و بيستم ميلادي در دنيا اتفاق افتاده و قبل از اينها انقلاب فرانسه –مي بينيم اين انقلابها در مدت کوتاهي به مبادي و اصول خودشان پشت کردند و بي وفايي کردند! اين بدون هيچ تحليلیبرخاسته و برگرفته ي از متن تاريخ است. حالا گاهي اوقات اين اصول را به زبان ميآوردند هم در فرانسه و هم در انقلاب شوروي در مدت کوتاهي اين طور شد و اين مباني در قول و عمل تغيير کرد و دگرگون شد. در اين خرده انقلابهايي هم که در اين مدت در گوشه و کنار دنيا اتفاق افتاده، بدون استثناء این اتفاق افتاده است...)) و این در حالیست که با روی کار آمدن دولت نهم ، پس از بیست سال از انقلاب همان گفتمان  با همان رویکرد و در بین نسل چهارمی های انقلاب ، دوباره زنده میشود و به مسیر خود ادامه میدهد.

اگر استقلال به معنی "ترک انفعال در مقابل سلطه و تجاوز و زیاده خواهی دیگران" را قبول داشته باشیم ، این دولت با اتخاذ روحیه ی تهاجمی و عزت مدارانه ، در مقابل زور گویی چند کشور غربی ، باعث به وجود آمدن دور جدیدی در شکل گیری ادبیات انقلاب اسلامی در دنیا شد ؛ که به جای پاسخ دادن به ایرادات بی خود چند دولت غربی که همان ایرادات به خودشان وارد است ، به پرده برداری از ماهیت واقعی انها در دنیا پرداخت و با عنوان کردن مسئله ی هولوکاست و نسل کشی در فلسطین که جزو مانیفست های انقلاب اسلامی به شمار میرود ، تزویر دولت های غربی را در به کار بردن واژه های حقوق بشر و آزادی  به خوبی نشان داد .

با اقبالی که مردم در دوره های گذشته به گفتمان انقلاب اسلامی نشان داده اند امید است که باز هم مردم اسلام ناب و گفتمان حقیقی انقلاب را در میان مدعیان به خوبی تشخیص بدهند و با بهره گیری از تجارب گذشته ، دست ردی به سینه ی ارتجاع  زده و در مسیر آینده ای اسلامی تر گام بردارند...

 


پ ن:

هرچند این روزها بردن نام احمدی نژاد هزینه دارد و برچسب آماده برای چسبوندن زیاده ولی انصافا دلم برای ۸۸ و ۸۴ خیلی تنگ شده...

 

تفکرات لیبرالیسم مسولین ارشد و جزیی استان علت به وجود آمدن دو طبقه مرفه و مستضعف

 

 در پی سفر امام خامنه ای مد به شیراز و رهنمودهای ایشان مبتنی بر حرم اهل بیت بودن این شهر و با فرا گیر شدن گفتمان  عدالت و عدالت خواهی تلاش هایی در سطح شهر در جهت محرومیت زدایی و کاهش فاصله طبقاتی صورت گرفته است اما این که تحرکات از این دست در بین مسولین ارشد و جزیی چقدر صادق باشد جای تامل دارد...

در این راستا  و در حد توان خودد با  پیمان خسروی از دوستان وبلاگ نویس به محله دست خضر یکی از محله های پایین شهر! شیرازرفته و گزارشی در حد بضاعت خود از معضلات و مشکلات این محله تهیه کردیم که امیدواریم گوش مسولین ارشد و جزیی اگر بدهکار مردم ان منطقه نیست حد اقل از این تریبون تا حدی با مشکلات انان اشنا شوند و رسیدگی لازم را به عمل بیاورند.

پای صحبت مردم مورد ظلم واقع شده ی این محله که بنشینیم تماما صحبت از تبعیض  و استضعاف به میان می اید.مردم این محله از داشتن حداقل امکانات زندگی شهری نیز محرومند که  به ذکر چند نمونه این مشکلات میپردازم:

1- چند سال است که جاده ی در دست احداث این محله بلاتکلیف مانده است  یا اگر کمی منصفانه تر بخواهیم بگوییم به گفته مردم این محله هشت نه سالی هست که در دست احداث است.

2- نداشتن نور کافی در شب برای تردد در کوچه های این محله که بیشتر به روستاهای دور افتاده میماند و حتی در خیابان اصلی این منطقه مشکلات بسیاری را بوجود اورده است.

3- از اسفالت کوچه ها بگذریم که بسیاری از انها اصلا اسفالت ندارد یا اگر دارد به اسفالت نمیماند.

4- مشکلات اب و فاضلاب و نداشتن فاضلاب شهری هم دردیست درمان ناپذیر...روان بودن اب های فاضلاب و به وجود اوردن محل هایی برای رشد بیماری ها و حیوانات موذی و همچنین بوی بدی که این فاضلاب ها به وجود می اورند زندگی را به مردم این محله سخت کرده است.

5- در راستای رودخانه خشک از شمال شهر به سمت جنوب که پیش میرویم تبعیض در پاکسازی را به خوبی احساس میکنیم.حال گناه مردم این محله چیست که باید بوی بد فاضلاب مردم شهر را یک جا تحمل کنند و مسولین هم چاره ای برای ان نیاندیشند!؟

6- از زیبا سازی شهری حرفی به میان نمی اورم چرا که فکر نمی کنم مسولین ، مردم این محله را جزء  انسان حساب کنند که بخواهند به زیباسازی شهری در این محله بپردازند..

7- داشتن یک درمانگاه با حد اقل امکانات در یک محله چند هزار نفری جزع پایه ای ترین وپیش پا افتاده ترین  نیازهای مردم است که مردم این محله از آن محرومند

8- نداشتن یک مجموعه ورزشی برای پر کردن اوقات فراغت جوانان و یک فضای سبز ساده و دلنشین برای در کنار هم بودن خانواده های این محله هم موضوعی بس دردناک است.

و مشکلات بساری که نظر کارشناسی خاص خود را  می طلبد...

محله دست خضر

تمامی این مشکلات در حالی به وجود امده است که ساختمان شهرداری منطقه 7 در فاصله یک کیلومتری این محله واقع شده است. و همه ی این تبعیض ها در فاصله مرزی یک پل بر رودخانه خشک حاصل شده است.و گمان بنده این است که مسولین این منطقه  به خود زحمت رفتن یک کیلومتر پایین تر از دفتر کار خود و سر زدن به مردم ان محله را به خود نداده اند.و فقط مسیر تردرد خود تا منزل را اباد کرده اند!

و اما خطاب بنده حقیر به مسولین کلی و جزیی  به رسم امر به معروف و نهی از منکر:

شما در نظامی مسول هستید که دایه دار حقوق مستضعفین میباشد...

شما در مقامی هستید که عمل شما به منزله عمل نظام جمهوری اسلامی  ودر نهایت انقلاب و اسلام میباشد...

شما مسولین شهری هستید که به فرموده امام خامنه ای مد  بناست سومین حرم اهل بیت باشد...

 

آیا ما باید یه شما گوشزد کنیم که پس از گذشت33 سال از انقلاب این مشکلات  که فقط به علت عدم رسیدگی حاصل شده است ، وجود دارد!؟

ایا ما باید به شما بگوییمئ که حرم اهل بیت بودن شهر شیراز به منزله دبی بودن آن نیست؟

ما باید به شما بگوییم که عدالت را در حوزه ی کاری خود رعایت کنید؟! واقعا شاءن مسول آن هم در نظام جمهوری اسلامی این است؟!

چطور مسولین بدون هیچ گونه احساس مسولیتی به نظاره بالا رفتن برجهای بدون مجوز می نشینند اما بنا به قانون ، در این محله به یک معلم با همسر باردار اجازه ی بکار گذاشتن یک "در" در ورودی منزل خود را نمیدهند؟!

چطور می شود که انسانیت مردم در نظام جمهوری اسلامی نادیده گرفته می شود؟!

باید گفت که این محله تنها یک مصداق می باشد که باید رسیدگی شود . محلات از این دست بسیارند و می بایست روند کلی تغییر یابد.

چگونه میتوان چنین عملکردی از شما را نادیده گرفت و سکوت اختیار کرد.چگونه میتوان دید در چشم انداز هدف 90 بودجه ی توسعه ی فیزیکی شهر به این شکل  و به دور از تفکرات بنیانگذار این نظام ، امام خمینی (ره) تقسم شده باشد و ارام نشست...

چکونه میتوان نظاره گر میریت ارشد و جزیی استان با تفکرات لیبرالیستی مبتنی بر سکولاریزم بود و از حقوق مستضعفین و پا برهنگان حرفی به میان نیاورد...

این نظام شما مسولین و ما هرچه داریم از همین مستضعفین و پا برهنگان داریم که امروزه به خاطر فقر و استضعافی که مدیریت بی سامان شما بر انها تحمیل کرده است ، انها را جنوب شهری میخوانیم...

بیایید تقوای الهی پیشه کنیم..

اما این بدین معنا نیست که یک نیروی انقلابی بخواهد سکوت اختیار کند.ان شالله که خداوند به همه ی ما توفیق عمل عنایت بفرماید.

 


 پ.ن:امید است که انشاالله دوستانی که میتوانند به محلات محلات از این دست سر بزنند و گزارشی اجمالی تهیه کنند و به گوش مسولین برسانند.

وقتی با مردم صحبت میکردیم که از مشکلاتتون برامون بگین چنان برقی تو چشماشون موج میزد که انسان رو متحیر میساخت...با وجود اینکه میدونستن ما کاره ای نیستیم ولی همین قدر که میدیدن یه عده دارن از مشکلاتشون جویا میشن مرحمی بود برا دردشون...اینو به خوبی می شد حس کرد...

 مطالب مرتبط + عکس

مجتمع های تجاری آفت تولید ملی...

اگر بخواهیم نگاهی گذرا به نظام های فکری سیاسی تا ثیر گذار در دوره ی اخیر داشته باشیم میتوانیم به سه نظام فکری سیاسی سوسیالیستی ، لیبرال دموکراسی و نظام توحیدی اسلامی اشاره کنیم. نظام های سوسیالیستی با فروپاشی شوروی سابق به طور محسوسی محبوبیت و اقبال عمومی خود را  از دست داند. بعد از ان نظامهای لیبرال دموکراسی دایه دار اداره ی جهان شدند . مبانی فکری این نظام از تفکر ماتریالیسم (ماده گرایی) نشات میگیرد. در این نظام ها به طور عملی خدا ودین نادیده گرفته میشود و خدا را تنها چیزی مثل شعر موسقی که باعث تلطیف روح آدمی می شود،معرفی میکند. دراین جوامع با به کار گرفتن دیدی اومانیسمی(انسان محورانه) در صدد رسیدن به زندگی آرمانی دنیوی ، بر اساس هماهنگ کرد اقتصاد جامعه هستند.به عبارت دیگر همه چیز بر مبنای اقتصاد رقم میخورد. روابط اجتماعی بر مبنای اقتصاد رقم میخورد. حتی سرگرمی ها و خوشگذرانی های مردم هم بر مبنای سود رسانی برای عده ای خاص رقم میخورد،هرچند که اثرات نامطلوبی داشته باشد.جنگ ها برمبنای اقتصاد و بدست آوردن سود های کلان اتفاق می افتد و بسیاری از نمونه هادیگر...اما تجربه و اتفاقات اخیر کشور های غربی نشان میدهد که بر اساس این تفکر و نحوه ی اداره ی جامعه،برده داری مدرن و مسلط شدن عده ای بر عده ی دیگر صورت میگیرد 

هیچ کس نمیتواند ارتباط موضوع اقتصاد را با روابط اجتماعی ،سیاسی،فرهنگی و حتی الهی و شخصی افراد را نفی کند.لذا اگر در گوشه و کنار ،مشکلات فرهنگی ، اجتماعی ،سیاسی و... دیده میشود بایدبه عوامل اقتصادی و تفکری که در اداره ی اقتصادی ان قسمت از جامعه وجود دارد ، نگاهی ریشه ای داشت

در شهر شیراز مدتی است که  عده ای با همان دید از رده خارج شده ی لیبرالیستی سعی به آباد کردن و توسعه غربی  شهری دارند که بنا به فرموده ی رهبر  انقلاب ، قرار است سومین حرم اهل بیت (ع) باشد. وقتی که در نظام توحیدی اسلامی برای هر بعدی اعم از  بعد فردی، خوانوادگی وابعاد بزرگ اجتماعی برنامه ای  وجود دارد و از ان هم دقیق تر، جایگاهی به نام ولایت فقیه دارد که مسائل راهبردی را به روشنی اعلام میفرمایند،مسولین شهری و استانی چه اصراری بر افکار از رده خارج شده ی غربی برای توسعه دارند!!ا

 اگر تنها به مبحث اقتصاد و پیامد های فرهنگی چنین دیدی بپردازیم ، در یک دوره ی چند ساله شاهد شکل گیری فرهنگی برگرفته از این اقتصاد غلط خواهیم بود که جز به شکاف طبقاتی و نادیده گرفتن عدالت اجتماعی نمی انجامد. مسولین شهری و استانی با همان تعریف لیبرالیسمی از اقتصاد جامعه اسلامی و  بدون در نظر گرفتن غنی بودن ظرفیت شهر شیراز از نظر باب های تجاری بالاخص مجتمع های تجاری،دست به احداث قارچ گونه مجتمع های تجاری درشیراز میزنند که تاکنون 6 برابر ظرفیت خرید مردم میباشد. و اخیرا شاهد افتتاح مجتمع تجاری بزرگی بوده ایم که از نظر تعداد باب تجاری سومین مرکز در دنیاست. واین در حالی اتفاق افتاده است که هیچ جای جهان بدون در نظر گرفتن تولید ، اجازه ی احداث مجتمع های تجاری را نمی دهند . زمانی که آخرین آمار تولید ناخالص برخی شهر ها را به عنوان شاخص توان اقتصادی آنان از نظر بگذرانیم موضوع جالب تر می شود. توکیو ثروتمند ترین شهر جهان با ۱۱۹۱میلیارد دلار ، پاریس با 460 میلیارد دلار ، لندن 452 میلیارد دلار ،مکزیکوسیتی 315 ، هنگ کنگ 244 ، سئول 218 ، شانگ های 139 ، نیویورک با 133میلیارد دلار و ... این ها قطب های نظام سرمایه سالاری بین المللی هستند که هیچ کدامشان حاضر به چنین انتحاری نبوده و نیستند

تغییر ذائقه ی فرهنگی مردم وتبلیغ مصرف گرایی از معدود تبعاتی است که به جامعه اسلامی و فرهنگ آن  آسیب وارد کرده است. فرهنگی که تغییر و گرایش آن به سبک غربی سود و منفعتی  برای ایران در حال پیشرفت نخواهد داشت . در سالی که هوشمندانه از سوی مقام معظم رهبری به نام سال تولید ملی مزین شده است، مسولان باید در پی ایجاد اشتغال و تولید باشند. نه اینکه مکانی را برای ضربه زدن به این مهم فراهم آورند تا زمینه اشتغال پایدار از بین رود  و کشور دچار وابستگی به دلیل مصرف گرایی کاذب گردد. باید زمینه های سرمایه گذاری در بخش تولید را فراهم آورد نه اینکه موجب فرار سرمایه گذاران از این بخش گردید

این توسعه غربی نتیجه ای جز اشتغال کاذب و سود بردن عده ای از فروش این مجتمع ها ، چیز دیگری در برنخواهد داشت. فروش مجتمع های تجاری تنها برای عده ای محدود منفعت دارد و سدی محکم برای عموم جامعه و روند رو به رشد آن می باشد. ایجاد این مراکز هیچ کمکی به اقتصاد بیمارمان نمیکند و تنها زمینه ای برای غرق شدن روز افزون آن فراهم خواهد آورد

 

بگذار که بی عنوان بماند...

...


چشم ها را باید شست

 آب دیده باید ریخت

باید به مثال ماهی غوطه وری

در حوضچه کوچک دل

میل دریا را باز زنده کنیم...

***

باشد که زمستان آید

به یخم بندد و ایکاش

روزی ز یخم

شیشه ی احساس وجودم شکند...

***

من نمی مانم من

             میروم تا که به دریا برسم....

سال نو...

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی در پیامی به ملت شریف ایران به مناسبت آغاز سال 1391، این سال را «تولید ملى، حمایت از كار و سرمایه‌ى ایرانى» نامیدند. مشروح پیام به این شرح است.

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
یا مقلّب القلوب و الأبصار یا مدبّر اللّیل و النّهار
یا محوّل الحول و الأحوال حوّل حالنا الى
احسن الحال.
اللّهمّ كن لولیّك الحجّة بن الحسن صلواتك
علیه و على ءابائه فى هذه السّاعة و فى كلّ
ساعة ولیّا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا
حتّى تسكنه ارضك طوعا و تمتّعه فیها طویلا.
اللّهمّ اعطه فى نفسه و ذریّته و شیعته و
رعیّته و خاصّته و عامّته و عدوّه و جمیع اهل الدّنیا ما تقرّ به عینه و تسرّ به نفسه.
تبریك عرض میكنم عید نوروز و فرا رسیدن سال نو را به همه‌ى هم‌میهنان عزیز در سراسر كشور، و به همه‌ى ایرانیانى كه در هر نقطه‌اى از دنیا سكونت دارند، و به همه‌ى ملتهائى كه عید نوروز را گرامى
میدارند؛ بالخصوص تبریك عرض میكنم به خانواده‌هاى عزیز شهیدان، به جانبازان، به خانواده‌هاشان، به همه‌ى ایثارگران، به همه‌ى فعالان عرصه‌هاى مختلف. آرزو میكنم و دعا میكنم كه خداوند متعال براى ملت
ایران بهروزى، شادى، نشاط و دلِ خوش در این سال جدید مقدر بفرماید و بدخواهان این ملت را در اهدافشان، در تلاشهاشان ان‌شاءاللّه ناكام كند.
سالى كه گذشت - سال 90 - یكى از سالهاى پرحادثه در سطح جهان و در منطقه و در كشور ما بود.
انچه كه در مجموع انسان مشاهده میكند، این است كه این حوادث بر روى هم به سود ملت ایران و در راه كمك به هدفهاى آن، تمام شده است. آن كسانى كه اهداف بدخواهانه‌اى درباره‌ى ملت ایران و ایران و ایرانى در سر میپرورانند، در كشورهاى غربى دچار مشكلات گوناگون هستند. در سطح منطقه، ملتهائى كه جمهورى اسلامى از آنها همواره حمایت كرده است، به هدفهاى بزرگى دست پیدا كرده‌اند؛ دیكتاتورهائى به زیر كشیده شدند؛ قانونهاى اساسىِ مبتنى بر اسلام در كشورهائى تصویب شد؛ دشمن درجه‌ى یك امت اسلامى و ملت ایران - یعنى رژیم صهیونیستى - در محاصره قرار گرفت. در داخل كشور، به معناى حقیقى كلمه، سال 90، سال بروز اقتدار ملت ایران بود. در جنبه‌ى سیاسى، ملت ایران در این سال، چه در راهپیمائى بیست و دوى بهمن، چه در انتخابات دوازدهم اسفند، آنچنان حضورى از خود نشان داد و آنچنان شاخصى را براى اقتدار ملى در تاریخ منطقه ثبت كرد كه نظیر آن را در گذشته كمتر داشتیم.
با وجود این‌همه دشمنى، این‌همه تبلیغات، این‌همه تهاجمهاى خصمانه و بدخواهانه، ملت ایران در طول این سال، با همه‌ى وجود توانست حضور خود را در صحنه، نشاط خود را، آمادگى خود را در عرصه‌هاى گوناگون علمى و اجتماعى و سیاسى و اقتصادى نشان بدهد و اثبات كند. بحمداللَّه سالى بود كه با همه‌ى سختى‌ها، داراى دستاوردهاى بزرگى بود. همچنان كه قبلاً عرض شده است، شرائط، شرائط بدر و خیبر بود؛ یعنى شرائط قبول چالشها و دشوارى‌ها و غلبه‌ى بر آنها.
همان طورى كه اولِ سال گذشته اعلام شد، سال 90، سال جهاد اقتصادى بود. اگرچه هوشمندان و آگاهان میدانستند كه این نام و این جهتگیرى و شعار براى سال 90 یك امر لازم است، اما بعد تلاشهاى دشمنان در این سال هم همین را اثبات كرد و نشان داد. دشمنان ما از اوائل سال، حركت خصمانه‌ى خودشان را در عرصه‌ى اقتصادى نسبت به ملت ایران آغاز كردند؛ اما ملت ایران، مسئولین، آحاد مردم، دستگاه‌هاى مختلف، با تدبیرهاى هوشمندانه‌اى توانستند با این تحریمها مقابله كنند و مواجهه‌ى آنها تا حدود زیادى توانست اثر این تحریمها را خنثى كند و حربه‌ى دشمن را كُند كند. سال 90، سال فعالیتهاى بزرگ علمى بود؛ كه من ان‌شاءاللَّه در فرصت سخنرانى، برخى از پیشرفتهاى علمى و اقتصادى و تلاشهاى گوناگون را براى ملت عزیزمان شرح خواهم داد. سال 90 سالى بود پر چالش، و سالى بود پر نشاط، و سالى بود كه ملت ایران به فضل الهى توانست بر چالشهاى موجود غلبه كند.
ما امسال سال دیگرى را در پیش داریم كه به امید خدا و با توكل بر پروردگار، باز ملت ایران با فعالیت خود، با تلاش خود، با هوشمندى خود در این سال خواهد توانست پیشرفتهاى زیادى را براى خود به ارمغان بیاورد. به تشخیص من، بر طبق گزارشها و مشاوره‌ى با افراد مطلع و آگاه، به این نتیجه میرسیم كه عرصه‌ى چالش مهم در همین سال جارى - كه این سال، امروز و از این ساعت شروع میشود - عرصه‌ى اقتصادى است. جهاد اقتصادى چیزى نیست كه تمام‌شدنى باشد. مجاهدت اقتصادى، حضور جهادگونه در عرصه‌هاى اقتصادى، براى ملت ایران یك ضرورت است.
من امسال تقسیم میكنم مسائل مربوط به جهاد اقتصادى را. یك بخش مهم از مسائل اقتصادى برمیگردد به مسئله‌ى تولید داخلى. اگر به توفیق الهى و با اراده و عزم راسخِ ملت و با تلاش مسئولان، ما بتوانیم مسئله‌ى تولید داخلى را، آنچنان كه شایسته‌ى آن است، رونق ببخشیم و پیش ببریم، بدون تردید بخش عمده‌اى از تلاشهاى دشمن ناكام خواهد ماند. پس بخش مهمى از جهاد اقتصادى، مسئله‌ى تولید ملى است. اگر ملت ایران با همت خود، با عزم خود، با آگاهى و هوشمندى خود، با همراهى و كمك مسئولان، با برنامه‌ریزىِ درست بتواند مشكل تولید داخلى را حل كند و در این میدان پیش برود، بدون تردید بر چالشهائى كه دشمن آن را فراهم كرده است، غلبه‌ى كامل و جدى پیدا خواهد كرد. بنابراین مسئله‌ى تولید ملى، مسئله‌ى مهمى است.
اگر ما توانستیم تولید داخلى را رونق ببخشیم، مسئله‌ى تورم حل خواهد شد؛ مسئله‌ى اشتغال حل خواهد شد؛ اقتصاد داخلى به معناى حقیقى كلمه استحكام پیدا خواهد كرد. اینجاست كه دشمن با مشاهده‌ى این وضعیت، مأیوس و ناامید خواهد شد. وقتى دشمن مأیوس شد، تلاش دشمن، توطئه‌ى دشمن، كید دشمن هم تمام خواهد شد.
بنابراین همه‌ى مسئولین كشور، همه‌ى دست‌اندركاران عرصه‌ى اقتصادى و همه‌ى مردم عزیزمان را دعوت میكنم به این كه امسال را سال رونق تولید داخلى قرار بدهند. بنابراین شعار امسال، «تولید ملى، حمایت از كار و سرمایه‌ى ایرانى» است. ما باید بتوانیم از كارِ كارگر ایرانى حمایت كنیم؛ از سرمایه‌ى سرمایه‌دار ایرانى حمایت كنیم؛ و این فقط با تقویت تولید ملى امكان‌پذیر خواهد شد. سهم دولت در این كار، پشتیبانى از تولیدات داخلىِ صنعتى و كشاورزى است. سهم سرمایه‌داران و كارگران، تقویت چرخه‌ى تولید و اتقان در كار تولید است. و سهم مردم - كه به نظر من از همه‌ى اینها مهمتر است - مصرف تولیدات داخلى است. ما باید عادت كنیم، براى خودمان فرهنگ كنیم، براى خودمان یك فریضه بدانیم كه هر كالائى كه مشابه داخلى آن وجود دارد و تولید داخلى متوجه به آن است، آن كالا را از تولید داخلى مصرف كنیم و از مصرف تولیدات خارجى بجد پرهیز كنیم؛ در همه‌ى زمینه‌ها: زمینه‌هاى مصارف روزمرّه و زمینه‌هاى عمده‌تر و مهمتر. بنابراین ما امیدوار هستیم كه با این گرایش، با این جهتگیرى و رویكرد، ملت ایران در سال 91 هم بتواند بر توطئه‌ى دشمنان، بر كید و مكر بدخواهان در زمینه‌ى اقتصادى فائق بیاید.
از خداوند متعال درخواست میكنیم كه ملت ایران را در این صحنه و در همه‌ى صحنه‌ها موفق و مؤید بدارد. روح امام بزرگوار را شاد و از ما راضى كند. ارواح طیبه‌ى شهیدان عزیز ما را با اولیائشان محشور فرماید.
والسّلام علیكم و رحمةاللّه و بركاته

تاملی در کیفیت آرای مردم شیراز

 

انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی با تحریم جریان فتنه و اپوزیسیون خارجی روبرو شده و از طرفی با تحریم اقتصادی و جنگ روانی شدید استبکار جهانی برای کاهش مشارکت مواجه بود، نهایتا با رهبری داهیانه مقام معظم رهبری و بصیرت مثال زدنی مردم شاهد حضور خیره کننده و دشمن شکن مردم در پای صندوق های رای بودیم. تا جائیکه در شهر شیراز شاهد بودیم مردم با مشارکت ۵۰ درصدی در انتخابات، نسبت به انتخابات مجلس هشتم ۲۰ درصد میزان مشارکت افزایش یافت و تیر دشمنان انقلاب بسوی خودشان کمانه کرد.

اما اگر نگاهی به کیفیت و نوع انتخاب مردم نیز بیندازیم، در خواهیم یافت مردم از بدعت های سیاسیون و احزاب عبور کرده اند و براساس شاخصه ها به انتخاب اصلح روی آورده اند.

یکی از مسائلی که در تمام انتخابات های مجلس شورای اسلامی رونق خاصی به خود می گیرد، لیست های گروه های سیاسی است. که در انتخابات اخیر نیز شاهد مانور فراوانی به روی این لیست ها بودیم، تا جائیکه برخی لیست خود را وحی منزل و عدول از لیست خود را اقدامی خلاف شرع می پنداشتند.

در شیراز نیز با وجود گروه های مختلف و سلایق مختلف سیاسی دو لیست جبهه پایداری و لیست جبهه متحد بیشتر نمود داشت و تبلیغات بسیار بیشتری از بقیه لیست ها کردند. دکتر لنکرانی دبیر جبهه پایداری استان فارس لیست این جبهه را نظر مشورتی و پیشنهادی ذکر کرد که می تواند قابل اعتماد باشد. لازم به ذکر است جبهه پایداری در شیراز تنها ۳ نفر از ۴ نفر را معرفی کرده بود. و از طرفی دکتر فروردین سخنگوی جبهه متحداصولگرایان فارس در مصاحبه ای همگان موکدا به رای دادن لیستی دعوت کرد.

اما همانطور که بارها ذکر شده مسلما این لیست های هیچگاه حجت شرعی برای رای دهندگان نخواهد بود، و مردم خود باید براساس شاخصه ها از میان لیست ها و افراد مستقل به انتخاب اصلح روی بیاورند.

با نیم نگاهی به افراد منتخب مردم در شیراز دقیقا همین مفهوم از رای مردم برداشت خواهد شد. آنجایی که ضرغام صادقی که در دو لیست پایداری و متحد بود، نفر اول می شود، و دقیقا ذوالانوار که در همین دو لیست قرار داشته و در میان مردم شناخته تر هم بوده با اختلاف فاحشی نفر چهارم می شود و به دور دوم می رود.

از طرفی اگر به جایگاه سرلیست جبهه پایداری بیندازیم، خواهیم دید حجه السلام محسن مکارم که سر لیست این جبهه بود و بیشتر توان این جبهه صرف سرلیست خود شد، جایگاهی بهتر از پنجم در میان مردم نداشت.

حتی اگر کمی در لیست جبهه متحد تامل کنیم، خواهیم دید که دکترقادری که در لیست جبهه متحد بوده نفر دوم می شود و سردار شیخی که مانند قادری در لیست جبهه متحد بوده با فاصله فراوانی نفر نهم می شود.

با نگاهی با بقیه آرا نیز همین موضوع برداشت می شود، که مردم شیراز لیستی رای نداده اند. جائیکه نفر سوم دکتر دستغیب در هیچ لیستی قرار نداشته و یا کشکولی نفر ششم در هیچ لیستی قرار نداشته است.

فلذا همانطور که از آمار نتایج انتخابات مجلس نهم برداشت می شود، این است که مردم شیراز لیستی رای نداده اند. و خود براساس شاخصه های مدنظر از میان افراد حاضر در لیست ها و مستقل ها نمایندگان خود را انتخاب کرده اند. و این نشان دهنده این است که مردم گول بازی ها سیاسی و لیست بازی ها را نمی خورند، و سیاسیونی که خود را قیم مردم می دانند، باید این پیام را دریافت کرده باشند که حنای آنها دیگر رنگی ندارد

شیرازنا.

چند توصیه خواندنی از امام خامنه ای پیرامون انتخابات مجلس


* اگر کسی برای نمایندگی مجلس، دهان مردم را شیرین کرد باید رد صلاحیت شود
آدم پول پرستی؛ آدم پیشكرده‌ی قوانین و اشرار منطقه‌ای، از فقد یا ضعف نظارت استفاده كند و وارد مجلس شود و بعد بخواهد برای آن‌گونه افراد كار و تلاش كند؛ یا مثلاً - آن‌طور كه جناب آقای جنّتی در نماز جمعه‌ی دیروز اظهار می‌كردند - در هنگام انتخابات به او پول بدهند تا وارد مجلس شود. اگر واقعاً این‌طور كسانی را شناختید، بی‌دریغ ردشان كنید. اگر دیدید كسانی هستند كه برای این‌طور كارها به مردم پول می‌دهند یا دهن مردم را شیرین می‌كنند، بدانید كه این آدمها، آدمهای نامناسبی هستند. وقتی معلوم می‌شود كسانی هستند كه به‌خاطر امور مادّی و در راه كسب متاع دنیوی می‌خواهند مسند باارزشی را كه قانون برای مردم وضع می‌كند، غصب كنند، بایستی جلوشان گرفته شود. معیارها هم ناظر به این است. بیانات در دیدار اعضای هیأت نظارت بر انتخابات شورای نگهبان 14/11/74
* نماینده مجلس وامدار دیگران به درد نمیخورد
اگر نماینده‌ای بر سرِ كار آید كه قبل از ورود به مجلس، خود را وامدار دیگران كرده و مجبور باشد در مجلس وام آنها را ادا كند؛ نان هایی به قرض گرفته باشد و بخواهد به مجلس كه رفت، قرض خود را ادا كند؛ به‌درد نمی‌خورد. بیانات در خطبه‌های نماز جمعه (19 رمضان 1416) 20/11/74
* مبادا کسی به مجلس برود که گیرنده‌اش به سمت غرب باشد
و اما این روزها مسائل «انتخابات» هم مطرح است. من راجع به انتخابات، مكرّر صحبت كرده‌ام و آنچه را كه باید گفت، گفته‌ام. همه‌ی تأكیدی كه بنده در قضیه‌ی انتخابات و برای انتخاب اصلح و غیره دارم برای همین است كه این كشور، آسان استقلال خود را به دست نیاورده است. مبادا كسانی به مجلس بروند كه گیرنده‌ی آنها، منتظر فرستنده‌ی قوی امریكا و غرب باشد! مبادا كسانی وارد مجلس شوند كه آنتن هایشان را به آن سمت تنظیم كرده باشند؛ هر چه از آن‌جا می‌آید، بگیرند و در داخل به زبان دیگری منتشر و منعكس كنند! همه نگرانی من از این است. بیانات در دیدار پرسنل و فرماندهان ارتش 28/1/75
* در روز قیامت حتی از رأی سفید نماینده مجلس نیز سؤال می شود
واقعاً مسئولیتِ سنگینی است. خدای متعال در روز قیامت، از یكایك دقایق و اقدامات شما در این كار سؤال خواهد كرد. از همه‌ی آن تأییدها یا ردهایی كه می‌كنید، سؤال خواهد كرد. اگر تأیید نكنید و بگویید پس حالا كه این قدر سخت است، كارت سفید می‌دهیم یا در این مجلس بی‌طرف می‌شویم؛ از این هم سؤال خواهد كرد كه چرا رأی ندادید؟ باید رأی دهید. وقتی كه شما در امری حَكَم هستید و برای تصمیم‌گیری جهت كاری بزرگ، شما را در آن‌جا نصب كرده‌اند، باید آن كار را انجام دهید. اگر انجام هم ندهید، مأخذه خواهید شد. اوّلاً موظفید انجام دهید، ثانیاً خوب و درست و متقن انجام دهید. قضیه این است. كار بسیار سنگینی است. بیانات در دیدار با نمایندگان پنجمین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی 29/3/75
* تقسیم بندی افراد به چپ، راست، سنتی و مدرن، افسانه، غیرواقعی و مزخرف است
تقسیماتی كه خارجی ها از مردم می‌كنند، اغلب خلاف واقع و دروغ است. عدّه‌ای «راست»، عدّه‌ای «چپ»، عدّه‌ای «سنتی»، عدّه‌ای «مدرن»... اینها همه‌اش حرفهای بی‌ربط و مزخرفی است كه خارجیها القا می‌كنند. البته یك عدّه آدمهای ساده هم در داخل، بدشان نمی‌آید كه بگویند ما جزو فلان دسته هستیم! خیال می‌كنند كه این یك افتخار است. نه آقا! جزو ملت ایران باشید. جزو توده‌ی انقلابی مردم باشید. جزو این جماعت و ملت دین‌باور باشید. اسمهای چپ و راست و قدیم و جدید و امثال اینها، افسانه است. اینها واقعیت ندارد. به دلیل این‌كه هیچ كدام از این گروههایی هم كه آنها ذكر می‌كنند، هیچ تفكّر مدوّنی ارائه نكرده‌اند. دسته بندی گروهها با ارائه تفكّرِ مدوّن امكان‌پذیر می‌شود. در شرایط فعلی، گروههای موجود چه تفكّر مدوّنی دارند كه ادّعا شود این با آن، این تفاوت را دارد! كه این مدرن است، این نمی‌دانم چپ است، این راست است! اینها حرفهای بی‌معنی است. حرفهای بی‌ربطی است كه خارجیها و تبلیغات بیگانه، عنوان می‌كنند. بیانات در دیدار پرسنل و فرماندهان ارتش 28/1/75

ادامه نوشته

شاخصه های کاندیدای اصلح

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در اجتماع بزرگ مردم یزد در لزوم شناسایی نماینده اصلح و ویژگی

های آن می فرمایند: «آنچه که من عرض می کنم، در درجه ی اول حضور مردمی است. در

درجه بعد که البته حائز اهمیت بسیاری است این

هم، پیدا کردن نماینده اصلح است. آنکسانی که به

وسیله ی شورای نگهبان صلاحیتآنها اعلام می

شود، معنایش این است کهاین از حداقل صلاحیت

مورد نیاز برخوردار است. در بین این کسانی که اعلام میشوند، افرادی

هستند با صلاحیت های بالاتر، افرادی هستند در سطح پایین تر. هنر ملت ایران و مردم شهرها

و حوزه های انتخابیه این است که دقت کنند، نگاه کنند، بشناسند اصلح را، بهترین را انتخاب

کنند؛ بهترین از لحاظ ایمان، بهترین از لحاظ اخلاص و امانت، بهترین از لحاظ دینداری و آمادگی

رای حضور در میدان های انقلاب؛ دردشناس ترین و دردمندترین نسبت به نیازهای مردم را

انتخاب کنند. اینها فرصت هائی هست، بایستی مردم عزیز ما در همه جای کشور هوشیارانه،

با بصیرتِ تمام تلاش کنند، پیدا کنند و با رأی خود مسجل کنند و مجلس را – آن مجلسی را که

مورد نیاز جامعه کنونی ماست – تشکیل بدهند. البته مردم توجه باید داشته باشند که تبلیغات

رنگین و متنوع ملاک نیست؛ وعده های غیر عملی ملاک نیست. من با خودِ نماینده های محترم

در دوره های مختلف وقتی مواجه شدم، به این ها گفتم: آقایان و خانم های نماینده! وظیفه

نماینده این نیست که وعده ی عمرانی و فلان پروژه، فلان کار را در منطقه ی انتخابی خود به

مردم بدهد؛ اینها کار اجرائی است، کار دولت است. وظیفه نماینده این است که بتواند قانون

مورد نیاز کشور را پیدا کند، آن قانون را جعل کند. وقتی قانون شد – یعنی قاعده ای گذاشته

می شود – دستگاه های اجرائی و قضائی مجبورند برطبق قانون عمل بکنند و عمل می کنند.

وعده های غیر عملی دادن، وعده های بزرگ دادن، اینها ملاک نیست؛ باید مردم توجه کنند؛

گاهی علامت منفی هم هست.»

رهبر معظم انقلاب در دیدار اقشار مختلف مردم آذربایجان در تبیین این موضوع مهم می

فرمایند: «به کی رأی بدهند؟ شاخص این است که شعارهای انقلاب بایستی به وسیله ی

مسئولین و منتخبین ما روز به روز زنده تر شود این شاخص است. ربطی به جناح بندی ها

ندارد، ربطی به اسمها ندارد. علاج دردهای این ملت و وسیله ی رسیدن به آرمانهای این ملت،

شعارهای انقلاب است؛ اینها باید حفظ شود. آن کسانی که با این شعارها به معنای حقیقی

کلمه مخالفند، دشمنِ این شعارهایند؛ اینها نباید در مراکز تصمیم گیری واقع بشوند. بین ملتند،

باشند. آحاد ملت، هر کسی هر عقیده ای داشته باشد، اشکال ندارد؛ اما آن کسی که عقیده

اش این است که این ماشین باید راه نیفتد، این را نمی شود پشت رُل گذاشت. یک آدمی که

عقیده اش این است که از این جا باید این اتومبیل حرکت نکند، این شخص را پشت فرمان

خودرو بگذاریم، هیچ وقت این اتومبیل حرکت نخواهد کرد. باید کسی را بگذاریم که معتقد به

این حرکت باشد، معتقد به این راه باشد، معتقد به آن هدف باشد، معتقد به توانائی های ملی

باشد، معتقد به اسلام، معتقد به انقلاب باشد و شاخص ها را قبول داشته باشد. این آن نقطه

ی حساس است. این هم نکته دوم است.البته باید هوشیاری بخرج داد؛ باید هوشیاری بخرج

داد. از دوروها و دو رنگ ها و ظاهر باطن مختلف ها بایستی ترسید.»

علامه مصباح یزدی: رای دادن بر طبق لیست های انتخاباتی فاقدحجیت شرعی است.

پیش بسوی مجلس آرمانی با انتخاب اصلح

آیت‌الله محمد تقی مصباح یزدی در پاسخ به این سؤال كه در انتخابات آینده، به كدام فهرست انتخاباتی رأی ‌دهیم، گفت: معیارهای اصلح را مقام معظم رهبری، علما و سیاسیون گفته‌اند.
وی افزود: بر رأی دادن طبق لیست معتقد نیستم. زیرا آن را فاقد حجیت شرعی می‌دانم. هر داوطلبی را از هر لیستی باشد اگر اصلح دانستیم باید به او رأی دهیم. می‌توان چند نفر از یك لیست و چند نفر از لیست دیگر یا افراد مستقل را انتخاب كرد. حجت شرعی ملاك است. باید احراز كنیم به كسی كه رأی می‌دهیم، برتر و اصلح از دیگران است. رأی دادن طبق لیست با مبانی شرعی سازگاری و حجیت ندارد.
آیت الله مصباح یزدی تصریح كرد: به عنوان یك مسلمان اگر از ما پرسیدند، كسی را كه اصلح می‌دانیم، معرفی می‌كنیم. اگر از این شهادت‌ ما اطمینان یافتید كه این فرد اصلح است، به او رأی می‌دهید. معرفی اصلح به دیگران لازم است تا غیر اصلحان پست‌ها را اشغال نكنند.
سخنرانی و پرسش و پاسخ علامه مصباح یزدی در هفتمین همایش دفترپژوهش های فرهنگی-مشهد
از:حزب الله شیراز