خـــوش آمــــــــــديد . . .




هــوس کــرده ام


خوش به حال آنكه قلبش مال توست
حال و روزش هر نفس ، احوال توست
خوش به حال آنكه چشمانش تويي
آرزوهايش همه آمال توست
آنكه دستش تا ابد در دست تو
او از غصه ها با بال توست
من خطا كارم خداوندا ، ولي
ديدگانم تا ابد دنبال توست


اگر مي بيني عاشق تو هستم ، ديوانه تو هستم
و تمام فكر و زندگي من تو شده اي
به خدا بدان كه اين دست خودم نيست
اگر ميبيني چشمانم در بيشتر لحظه ها خيس است
و دستانم سرد است و اگر ميبيني همه لحظه هاي دور از تو بودن اين همه سخت
و پر از غم و غصه است به خدا بدان كه اين دست خودم نيست
دست خودم نيست كه همه لحظه ها تو را در جلوي چشمانم ميبينم
و به ياد تو مي باشم
دست خودم نيست كه دوست دارم هميشه در كنارت باشم
دستانت را بگيرم
بر لبانت بوسه بزنم و تو را در اغوش خودم بگيرم
به خدا دست خودم نيست كه هر شب به اسمان نگاه مي اندازم
و ستاره اي درخشان را مي بينم و به ياد تو مي افتم
دست خودم نيست كه هر سحر گاه به انتظارت مي نشينم
تا در اسمان دلم طلوعي دوباره داشته باشي
باور كن دوستت دارم اي تنها بهانه براي زنده بودنم
نفس كشيدنم دوستت دارم ، اي اميد و ارزوي من
عشق من اين جمله منه : دوستت دارم خيلي زياد

حس قشنگي است در آغوش تو بودن
به چشمان پرمهرت خيره شدن
و غرق شدن در درياي طوفاني چشمانت كه راز قلب خويش را صدا ميكرد
و رسيدن به اعماق قلب زيباييت
ويكسان شدن ضربان قلب هايمان
گوش كن
اين اهنگ قلب من است كه با اهنگ قلب تو يكي شده
و هر لحظه در دلم فرياد ميزند
تمام هستي ام از ان توست ، بدون تو مرگ را خواهم
عشق مهربانم
با تمام وجودم دوستت دارم

من به اندازه تقدير تو ام كه به دست روشنت دل بسته
آسمون دل گرفته با منه گريه انگار به من پيوسته
حس خوب داشتنت همراهمه اين به من گرمي بودن ميده
من به اين دلهره عادت دارم اين تويي داره امونم ميده
تو تموم عاشقانه ي مني كه به هر جهت پر از احساسي
تو با دستاي قشنگت داري پل رويا رو برام ميسازي
من بدون تو يعني يك مرداب ميرسم به تيرگي يك خواب
بگو اين تاريكي ها با من نيست در مياد از پشت ابر ها مهتاب

صـــــدايت را مي خواهم تا موسيقي تــــمام لحظه هايــــم باشـــــد
نگاهت را مي خواهم تا روشني چشمهاي خسته ام باشد
وجودت را مي خواهم تا قنديل گــــرماي آغوشم باشد
خيالت را مي خواهم تا خاطـــر لحظه هاي فراموشم باشد
دست هايت را ميخواهم تا نوازشگر اشك هايم باشد
و تنها خنــــــده هايت را ميخواهم تا
مرحم كهنه زخم هاي زندگــــي ام باشد
آري تنهــــا تو را مي خواهم