صدای من رو از یکی از شهرهای بسیار سبز استرالیا میشنوید!
پشت میز رو به یک منظره ی زیبا نشستم و قبل از این که کارم رو شروع کنم گفتم بیام و براتون بنویسم.
چندماهه که اومدیم به این کشور. از اون موقع همسر اینجاست و من هم در رفت و آمد. امتحانها که تموم شد اومدم که تابستونی اینجا باشم.
خب همونطور که میدونید اینجا فصل ها برعکسه و ما الان در زمستون به سر میبریم، هوا نسبتا سرده ولی خبری از برف نیس، فقط گاهی بارون میاد.
شهری پر از آرامش و سکوت و لبخند. روزهارو با وقت گذاشتن برای یه سری کارهای مربوط به درسم، دیدن تلوزیون برای آشنا شدن با لهجه شون، خوندن مقاله های Medical daily، و غذا درست کردن میگذرونم تا همسر حدود ساعت ۵-۶ بیاد. بعد هم شام و فیلم و وقت گذرونی.
همسر صبح ها ساعت ۷ از خونه میره بیرون و اون موقع تازه داره آفتاب طلوع میکنه. خیلی دوست دارم من هم بعدش بیدار بمونم و از روز بیشتر استفاده کنم مخصوصا با منظره ی زیبایی که از خونمون داریم ولی واقعا سخته و من همیشه تا ۹ اینا میخوابم بعدش :(
وقتی ایرانم خب من غذا درست نمیکنم ولی اینجا این فرصت رو دارم که هرروز کلی غذاهای متنوع بپزم :) دیروز مهمون داشتیم و جای شما خالی رلت و قرمه سبزی درست کرده بودم. یک روز سرد زمستونی هم برای خودمون دو نفر آش و ماکارونی درست کردم! ( آش برای همسر و ماکارونی برای خودم چون من اصلا آش دوست ندارم و همسر هم اصلا ماکارونی دوست نداره!)
اینجا چندتا دوست داریم که گاهی باهاشون میریم بیرون یا دعوتمون میکنند... جالبه وقتی ایرانم جمعه شب خیلی غم انگیزه و فرداش شروع دوباره ی کار و درسه و تموم شدن تعطیلی ، ولی اینجا جمعه عصر خیلی خوبه چون دوروز تعطیل رو پیش رو داریم و همسر همش خونه س و میتونیم بریم بیرون :)
چقدر روزها دارن زود میگذرن الان داره میشه یک ماه که من از ایران اومدم ولی به اون کارایی که میخواستم انجام بدم نرسیدم و تا اتمامشون خیلی فاصله دارم....کاش میشد سرعت گذر زمان رو آهسته کرد...
این چندماه اخیر خیلی سرم شلوغ بود، چون هم رسما سرکار میرفتم هم درس و دانشگاه هم بیمارستان. جوری بود که فقط زمان خواب رو خونه بودم! و الان به این همه راحتی و تو خونه بودن عادت ندارم! از طرفی دلم میخواد دوست خارجی پیدا کنم و در جهت تقویت زبان و تمرین اسپیکینگ باهاش رابطه داشته باشم ولی نمیدونم چه جوری!
در مورد مقاله های Medical Daily هم که بالاتر گفتم، پیشنهاد میکنم بخونید، متنش سخت نیس و اطلاعاتی که تو مقاله هاش میده خیلی به درد بخور و جالبه، من که یه دفترچه دارم و خلاصه ی هرمقاله رو تیتروار مینویسم. مثلا میگه چه مواد طبیعی ای برای رفع لکه های پوستی خوبه یا چه مواردی توی خونه از سنگ توالت کثیف ترند یا مثلا از وکس گوشتون چه رازهایی میشه فهمید.... من شخصا پیجش رو لایک کردم و سعی میکنم مقاله هاش رو هرروز بخونم. هم اطلاعات جالبی میده هم به تقویت زبان کمک میکنه. یه دفتر هم دارم که همیشه روی میزه و هروقت یه کلمه ، جمله یا اصطلاح جدید میبینم توی فیلم، تی وی ، یا نت، توی دفترم یادداشت میکنم.
یه چیز دیگه اینکه اخیرا در مورد رفتار با پوست با مواد طبیعی خیلی خوندم. خودم هم پیرو این چیزهایی که خوندم هرروز یک بار با گلاب صورتم رو میشورم و در طول روزبه جای کرم، با روغن زیتون صورتم رو مرطوب میکنم.
هرچندروز یکبار هم ماست یا سفیده ی تخم مرغ به صورتم میزنم. میخواستم ببینم کسی تجربه ای در این زمینه داره؟
و یه سوال دیگه اینکه لطف میکنید اگر کسی از دوستان و آشنایانتون میشناسید که در استرالیا داروسازه و یا قصد داره بیاد اینجا و به عنوان داروساز مشغول به کار بشه به من بگید. ممنون میشم، کمک بزرگی در حقم میکنید.
فعلا :)