روستای خیارج

این پست ثابت است

خیارج روستایی است جزء دهستان رامند بخش بوئین شهرستان قزوین. روستای تاریخی خیارج از توابع بخش رامند شهرستان بویین زهرا می‌باشد. این روستا در 49 درجه و 43 دقیقه طول جغرافیایی و 35 درجه و 48 دقیقه عرض جغرافیایی قرار دارد. خیارج از جنوب به دانسفهان، از شمال به لوشکان، از شمال شرقی به قلعه هاشم خان و از غرب به روستای یار آباد (منطقه ییلاقی منسوب به پرویز یار افشار سناتور انتخابی شاه) و جعفر آباد منتهی می‌شود.

مردم روستای خیارج مسلمان و پیرو مذهب شیعه جعفری هستند. ایشان به زبان تاتی صحبت می‌کنند..

وبلاگ قدیمی ما را در پارسی بلاگ هم می توانید ببینید

متأسفانه سایتهای پشتیبانی کننده ی تصاویر پس از مدتی عکسها را پشتیبانی نمی کنند و دیده نمی شود

پاییز ۹۸خیارج

پاییز۹۸خیارج 

امروز جمعه برای دیدن خانواده به روستا رفته بودیم که در ابتدا زوج سالخوره ای را دیدم که عاشقانه کنار هم نشسته اند و از ماشین پیاده شدم و دو عکس گرفتم که دومی را در اینجا قرار دادم.

ان شاء الله خدا به همه بزرگان ما سلامت و برکت در عمر عنایت کند.

تصویر بعدی را موقع خروج از روستا دیدم و  گفتم برای معرفی روستا تصویری زیباست.

نظر شما در مورد این تصاویر چیست؟

خیارج روستایی باستانی و زیباست، خصوصاً برای اهالی آن.

گلدان میدان ورودی لب استخر

تصویر اول بلوار ورودی خیارج

زوج سالمند خیارجی

تصویر دوم زوج سالمند خارجی 

هر دو تصویر از محله ی (لب استخر)گرفته شده است.

 

شعر تاتی غرباقین

خیارج

شعر تاتی غرباقین

چُما دُهِ خِیارَه، سُو دُونه اَستَل دَرِه

دَمِ دَوروازَش مِیای، جاگو لَو اَستَل دَرِه

بعد مِرزا کِفچِیو، سَمزارونِ اَستَلِ

آ هَمونا بُوجیل تر، غَرباقین اَستَلِ

دارُ و درختِش وِینی، کُواش واجِم شُما را

مَردُمِ نیکِش واجِم، دُوا کَرا چُوما را

عبّاسِ مُلّاقاسم، راز و نیازِش واتَن

رشیدِ حاجِی اَصغر، سِرّی و رازِش واتَن

حاجیِ کبلا یاوَر، دستِ دِرازِش بِوین

مصطفی مُرزا یوسِف، صَبر و قرارِش بِوین

غُلامِ مَشدی جواد، گِریه و زارِش واجِم

صادِق دائی زاروِن، نام خُوارِش واجِم

محمودِ مشدی محمود، آ مَردِ سادَه اندیش

نظَر بابایِ جواد، همسونَشون آندِی خِویش

علیِّ مشدی جواد، نقلِ حدیثِش واتَن

حاجی خَیسا مامامون، جَوونِ نازِش واتَن

قدیمیَ کِفچِیُو، همَه بِمَردَین بالام

آ که بمَندَی اَنُون، سلامتیش بی بالام

اِینا مِیشی بایناتر، شهیدِ والا مقام

مَنصورِ حاجی عَبّاس، خُدا وَرو با مَقام

حسنِ مُلّا قاسِم، تعزیَه خُونِیش واجِم

شیخ اِسمالِ مالکِ، پِورِ جَونِش واجِم

علیِّ کبلا اِسمال، رَوضه ی نابِش واتَن

قاسمِ مُلّا علی، قرآن جَوابِش واتَن

مُرزا بابا چه واجِم، همَه آندی مِشناسا

 بایا شُما را واجِم، عبدُالحسین بِشناسا

مَشدی عزیزِ مرحوم، صومُ و صلاتِش واتَن

حاج محمودِ آسیابُون، فکرُ و حسابِش واتَن

علیِّ مَشدِی شابُون، زحمتُ و کارِش بِوِین

حاج صفرِ مَش مَیتِی، کلامِ نابِش بِوِین

آپارَ عیدِ نَورِز، حاجی بابارِش بِمَرد

آ که هَمی مِخوندِش، شِیر شِکارِش بِمَرد

حبیبِ الّاوِردی، سلامِ مشتِش واتَن

علیِّ مَشدی بابا، پِینه ی دستِش واتَن

غرباقینِ مردُمُو، هر کی شُما فامیلین

مردُم سر به زیرُ و؛ آ که واجاش قابلین

جا بُوجلَه غرباقیونُ،  هُوشکی هَنی نِمَندَی

بایا هَمَه خُوار بُون، آقا تَنِیا بِمَندَی

چُوما همَه کارِمون، قُولایُ و نا پَسَندِه

ما ها همَش وَهُونَی، دَهُونِمُون مِبَندِه

اصل این شعر از پسر عمویم، آقای حبیب مالک بود که با دستکاری و تنظیم اینجانب (هاشم مالکی) در تاریخ 29 بهمن 1392 آماده شد

 

 

جدید ترین عکس های خیارج  1

جدید ترین عکس های خیارج

عکس ها از بنده

نوعی گردشگری روستائی است

استان قزوین، شهرستان بوئین زهرا، روستای خیارج

مرداد 92

بازیگاهی در خیارج

تاب بازی

آلوی زرد خیارج

ادامه نوشته

عکس های خیارج 2

عکس های خیارج 2

استان قزوین، منطقه بوئین زهرا، روستای خیارج، روستای رودک و ....

 

عکاس: هاشم مالکی (و پسر کوچکم علیرضا)

مرداد 92

 


اثر برگها روی دست من.. کنار دریاچه رودک

بچه های ما در حال قایق سواری

ادامه نوشته

یادی از دکتر باقر عاقلی

دکتر عاقلی

دکتر باقر عاقلی نویسنده، روزنامه نگار، پژوهشگر و مورخ برجسته ی برای اهل علم شخصیت آشنایی است .دکتر عاقلی دارای مدرک دکترای علوم سیاسی از دانشگاه تهران و دکترای تاریخ از دانشگاه میشیگان در ایالات متحده امریکا و صاحب تألیف صدها مقاله و تألیف 25 جلد کتاب در حوزه‌های تاریخی و سیاسی است تا جایی که استاد باستانی پاریزی وی را آگاهترین و مطلعترین مورخ معاصر در زمینه? شناخت رجال ایران در عصر قاجار و پهلوی دانسته‌است.شاید کمتر کسی بداند که دکتر عاقلی در واقع دکتر باقر آقا علیخانی از آشنایان دور و همشهری ما از روستای خیارج(توابع بویین زهرا) است که بعدها نام خود را به عاقلی تغییر داد.

 خوب به یاد دارم که چند سال پیش برای ویژه نامه عید تابان مصاحبه مفصلی با وی انجام دادیم و کمی بعد هم  برای دیدار با وی به منزلش در منطقه دروس رفتیم . پذیرایی گرمی از ما کرد و چند جلد کتاب از جمله کتاب برجسته خود در مورد قوام السلطنه را به ما هدیه داد . آن زمان من نماینده قزوین بودم و دکتر عاقلی نسخه ای از پوستر انتخاباتی خود در سال 1347 را نشان مان داد .

در سال های اخیر استاد دچار بیماری آلزایمر شده بود و روزهای سختی را می گذراند و در این بین پدر به شکل مکرر و با تماس تلفنی با فرزند ایشان جویای احوال بود و این مساله به تعبیر پسر ایشان برای خانواده عاقلی مایه دلگرمی بود .چندی پیش هم به پبشنهاد فرزند دکتر عاقلی قرار بود جمعی از قزاونه من جمله استاد بهاالدین خرمشاهی و آقای دکتر ابراهیم دینانی که با وجود ریشه اصفهانی در دوران جوانی و در قزوین با پدر آشنا شده بود، دور هم جمع شوند اما متاسفانه مقدمات چنین جلسه ای با اخبار گاه و بیگاه بیماری دکتر عاقلی به تعویق می افتاد تا آنکه روز پنج شنبه دکتر عاقلی پس از ماه ها بیماری و درد و رنج دار فانی را وداع گفت. خبر را فرزند ایشان که به اتفاق دکتر خرمشاهی در چاپخانه و در تدارک مراسم بودند به پدر دادند و برای من هم این خبر ناگوار و تلخ بود به ویژه انکه از نزدیک علاقه این مرد محقق و دانشمند به تاریخ این مرز و بوم و اهتمام وی برای ارایه منصفانه تصویری روشن از برهه های سرنوشت سازی از تاریخ ایران را شاهد بودم و می دانم که در فضای بی انصافی و سخنان و قرائت های بی پایه، ظهور یک عاقلی دیگر تا چه اندازه دشوار خواهد بود. خداوند او را قرین رحمت خود کند.

منبع: وبلاگ خورشید

دکتر عاقلی در ویکی پدیا

آخرین مصاحبه دکتر عاقلی در جدید آنلاین

انتخابات در خیارج

انتخابات در خیارج

امسال هم مردم فهیم و سیاسی روستای خیارج، مانند سایر مردم  کشورمان، در انتخابات ریاست جمهوری و شورای اسلامی شرکت می کنند.

تاریخ انقلاب شاهد حضور پر شور مردم خیارج در تمام عرصه های انتخاباتی می باشد.

بیشتر مردم این روستا گرایش اصلاح طلبی دارند و بزرگان سیاسی این روستا از نزدیکان آقایان هاشمی و کروبی و ناطق نوری و.... هستند و بالطبع مردم هم این گرایش را پیدا می کنند.

البته دوره ی قبل ، در انتخابات ریاست جمهوری این قاعده بهم خورد و طیف طرفدارن اصول گرا افزایش پیدا کرده بود و با نصب بنرهای بزرگ تبلیغاتی در سطح روستا حمایت خود را از دکتر احمدی نژاد، به مسابقه ی تبلیغاتی بدل کرده بودند.

به نظر می رسد همین رویه در این دوره هم بر قرار باشد.

در هر صورت، مهم حضور مردم در پای صندوقهای رأی است و هر کس طبق فهم خود به هر نامزدی رأی بدهد، به تکلیف خود عمل کرده.

بقول رهبر معظم انقلاب، باید ببینیم، خداوند محبت چه کسی را در دل مردم می اندازد.

امیدوارم ابن انتخابات هم مثل قبل پر شور و حماسی برگزار شود تا«حماسه ی سیاسی» مدّ نظر رهبر معظم انقلاب ایجاد شود.

به کوری چشم بد خواهان و دشمنان ایران اسلامی

نوروز در استان قزوین و البرز

خیارج

نوروز در استان قزوین و البرز

امسال نوروز را با سفر به مناطق جنگی شروع کردیم

بعدش هم به روستا رفتیم.

روستای خیارج در حوالی قزوین، خانه ی امید ماست.

خیارج و آثار باستانیش در کل استان شناخته شده است

خیارج و بزرگانش، علماء و بزرگانش، خیارج و مردم مهمان نوازش، خیارج و همه ی خوبیهایش.

امسال در ابتدا به خیارج رفتیم و بعد هم به قزوین و در ادامه به استان البرز سفر کردیم.

در ادامه تصاویری را از این سفر تقدیم می کنم.... البته برای اختصار لینک تصاویر را می گذارم.

شکوفه های هلو

عمه ی پدرم و پسرش، من و برادرانم

من و عمه ی عزیزم

کوچولوهای خانواده ی ما

بیل زنی باغ انگور 1

بیل زنی با کمک اقوام

بچه های من با عمو قاسم در باغ

موبایل های یک مهمانی در قزوین

عید دیدنی در قزوین 1

عید دیدنی در قزوین 2

دریچه ضریح پیغمبریه قزوین

پیغمبریه قزوین

زیارت قبر شهید بابایی در قزوین

میوه های غول پیکر در شهرک بعثت کرج

سیزده بدر در باغ های مشکین آباد کرج

این هم عکسهای نوروزی امسال/ نوروز 1392

زلزله خیارج سال 1341

 زلزله خیارج سال 1341



مقارن ساعت یازده صبح روز یازدهم شهریور 1341، زلزله بسیار شدیدی که وسعت آن 2/7 در مقیاس ریشتر بود، بخش وسیعی از ایران را لرزاند. مرکز اصلی این زلزله دهشتناک که در یک قرن اخیر در نوع خود منحصر به فرد بشمار می رفت، بویین زهرا (از توابع قزوین) بود. در اثر این زلزله متجاوز از بیست و پنج هزار نفر کشته و ده ها هزار نفر دیگر نیز زخمی و بی خانمان شدند. در زلزله بویین زهرا که در سرزمینی به وسعت چهل هزار کیلومتر مربع روی داد، بیش از یک صد و ده روستا نیز با خاک یکسان گردید. عکس هایی را که در این پست مشاهده می کنید نخستین باری است که پس از ?? سال از وقوع این زلزله، منتشر می گردند و البته خود گویای عمق درد و مصیبت جانکاهی است که بر مردم ما در این فاجعه ملی وارد آمده است.



 



زلزله سال 41 بویین زهرا





 



زلزله سال 41 بویین زهرا



 



زلزله سال 41 بویین زهرا



 



 



زلزله سال 41 بویین زهرا



 



زلزله سال 41 بویین زهرا



 



زلزله سال 41 بویین زهرا



 



با تشکر از دوست عزیزم



حسن آقا



وبلاگ ققنوس

تات شناسی 1

تات شناسی 1

واژه « تات» اصطلاحی است که از جانب ترکان به اشخاص و اهالی بومی و فارسی زبان سرزمین ایران اطلاق گردیده و در منابع ادبی و تاریخی آنان بیشتر به کار رفته است. در منابع ایرانی معمولاً اصطلاح « ترک و تاجیک» گروه فارسی زبان و ترک زبان را مشخص می‌کرده است. با این وصف، در تاریخهای ایرانی قبل از صفویه هم این اصطلاح به چشم می‌خورد، و از زمان شاه عباس کبیر به بعد، اکثراً در نوشته‌های جهانگردان خارجی این واژه به تعبیر و تعریف درآمده است. که در زیر بخشی از آن را می خوانیم:

ای. پ. پطروشفسکی، در رساله « نهضت سربداران خراسان» می‌نویسد:

شیخ حسن و مسعود (پس از پیروزی سال 742هـ ) ناچار می‌بایست خواستهای عامه مردم را برآورند و با بزرگترین امیر فئودالی خراسان ــ معزالدین حسین کرت ملک هرات، وارد جنگ شوند. وی در آن روزگاران مستقل بود و یار و متحد طوغای تیمورخان مغول شمرده می‌شد. سربداران لشکری مرکب از ده هزار مرد جنگی گرد آوردند. این لشکرکشی از لحاظ آینده کار ایشان اهمیت فراوان داشت. زیرا هدف آن رهایی سراسر خراسان از سلطه مغولان بود. یکی از شاعران درباری ملک هرات، اهمیت این نبرد را چنین توصیف می‌کند:

 گر خسرو کرت بر دلیران نزدی وز تیغ یلی گردن شیران نـــزدی  از بیم سنان سربداران تا حشـــــر یک ترک دگر خیمه به ایران نزدی (ص 64)

ادامه نوشته

حال و احوال خیارجی

حال و احوال خیارجی


این هم یک نمونه مکالکمه خیارجی بین دو خانم تات


: سلام، چینیشه؟


-: علیک سلام،‏خواریمه.


: چه مکری؟


-: بد نیمه، ته چینشه؟


: ازی جی خواریمه،‏زاروئی خوارینده؟ دده ننی خوارینده؟


-: خدا را شکر همشون خوارینده.


: خاب ایشالا که ساق و سلومت بایا،‏یون ساقیون بی، دماغیون چاق بی،‏کیفیون کوک بی.


-: دستی درد نکری،‏خدا اشتی جی زارونی  را نیادی،‏شما را جی سلامیت  و یون ساقی اوندی.


: خیر ویناشه،‏ میای بشون محله، ای چای ،‏ نونو پنیری همرا بوخرون؟


-: نه،‏ مگومه بشمه چول، ‏اینا علف چروا را بورمه،بی اینه دفعه.


: زارون سلام برسون.


-: تی جی سلام برسون.


:خداحافظی بی.


-: خدا اشته نیادی.


مشاهیر خیارج2

مشاهیر خیارج2


این قسمت مربوط به طلاب و روحانیون فعلی روستای خیارج است


1- حجت الاسلام شیخ قدرت الله آقا علیخانی


2- حجت الاسلام شیخ حسین آقا علیخانی


3- حجت الاسلام شیخ ابراهیم امیری


4- حجت الاسلام شیخ شعبان تقی خانی


5- حجت الاسلام سید علی نقی حسینی


6-حجت الاسلام شیخ علی اوسط علیخانی


7- حجت الاسلام شیخ رضا فقیهی


8-  شیخ محمد حسین فقیهی


9- شیخ محمد باقر مهدیخانی


10- شیخ عبدالکریم مهدیخانی


11-  شیخ هاشم مالکی

مونوگرافی خیارج 6

مونوگرافی خیارج 6

محصولات کشاورزی


محصولات کشاورزی که جایگاه اقتصادی در روستا دارند، عبارتند از:


گندم: از قدیمی ترین و اصلی ترین محصولات روستاست، کاشت آن معمولاً در مهرماه و برداشت آن در اوایل و اواسط تابستان انجام می شود.

گفتنی است که قریب به 50% از زمین های زیر کشت آبی به گندم اختصاص می یابد، در حال حاضر، دروی گندم به اشکال دستی و یا ماشین علف چینی (دروگر) و کوبیدن آن با ماشین خرمنکوب و تراکتور انجام می شود.

ادامه نوشته

مونوگرافی خیارج 5

مونوگرافی خیارج 5


تغییرات جمعیت


الف: مهاجرت جمعیت: آن چنان که از آمارها بر می آید، مهاجرت جمعیت از سالهای 1340 و به تدریج رو به فزونی گذاشته است، به طوری که آمارگیری سال 78 نشان می دهد از سال 1357 تا نیمه اول 1378 تعداد 317 خانوار روستا را به قصد سکونت در شهرها ترک کرده اند.


جمعیت مهاجر قبل و بعد از 1357 ، 7/10% در مقابل 3/89% می باشد، نکته قابل توجه این که 60% از مهاجرت های بعد از 57 مربوط به بعد از سال 1367 (پایان جنگ) بوده است؛ و دیگر این که جمعیت مهاجر قریب به اتفاق جوان و نیروی کار است.


از مجموع جمعیت مهاجر 3/78% در شهرهای تهران و کرج و 9/14% در قزوین و مابقی در شهرستانهای دیگر ساکن هستند.


ادامه نوشته

مونوگرافی خیارج4

مونوگرافی خیارج4


پوشش گیاهی

گیاهان روستا را می توان در دو دسته ی عمده ی گیاهان خودرو و گیاهان کاشتنی دسته بندی نمود:

گیاهان خودرو:


گیاهان خودروی خوراکی توسط انسان هم چون قازیاغی، انجیمکه، سلمک، تلخک، ماره جیمکه، شینگه، نرمینکه، قجی، گوبلکه و….


گیاهان خودروی غیر خوراکی همچون چمن، گورمه، گون، پونه، انواع تیغ و خار(قانقال، زرد تی، تیاله،….) نرگاسه سر، شتکه، خینگه ولگ، ورک، اسپند.


گیاهان کاشتنی:


گندم، جو، نخود، کرچک، صفی جات ( که به دو صورت دیم و آبی کشت می شود) یونجه، شبدر، سبزیجات، چغندر، آفتابگردان، لوبیا، و.…

ادامه نوشته

مونو گرافی خیارج 3

مونو گرافی خیارج 3


موقعیت جغرافیائی خیارج


خیارج روستائی است در جنوب دشت قزوین و در محدوده بخش رامند از توابع شهرستان بوئین زهرا در استان قزوین.


خیارج در 49 درجه و 43 دقیقه طول جغرافیائی و 35 در جه و 48 دقیقه عرض جغرافیائی و در کنار جاده ترانزیت فعلی تهران- همدان، واقع شده است، شایان ذکر است که در قدیم جاده قدیم، به جاده تبریز – اصفهان، مشهور بوده و جزئی از جاده ابریشم بوده.


فاصله آن تا مرکز استان (قزوین) حدود 60 کیلومتر و تا تهران حدود 160 کیلومتر است.


ارتفاع متوسط خیارج از سطح دریا 1280 متر بوده و از شمال به روستای لوشکان، از شمال شرقی به شهر شال و قلعه هاشم خان (شهرک مدرس فعلی)، از شرق به روستای خوزنین، و از جنوب به دانسفهان (مرکز بخش رامند) و از غرب به روستاهای یارآباد (منطقه ییلاقی مربوط به پرویز یار افشار سناتور انتصابی شاه) و جعفر آباد منتهی می شود.


از ارتفاعات و کوه های اطراف روستا تنها می توان به رشته کوه های رامند که در حدود 15 کیلومتری روستا قرار دارند اشاره نمود.

ادامه نوشته

مونوگرافی خیارج 2

مونوگرافی خیارج 2


آب و هوای خیارج


روستای خیارج در دشت قزوین واقع شده است، لکن به علت نزدیکی با مناطق کوهستانی و کوهپایه ای و دوری از دریا، دارای آب و هوای حد فاصل بین آب و هوای صحرائی و مدیترانه ای است و می توان آن را از نظر اقلیمی معتدل به حساب آورد.


زمستان و تابستانش گرما و سرمای معتدل و قابل تحمل، و بهارش هوائی روح نواز دارد که بوته های انگور را از خواب زمستانی بیدار کرده و شکوفه های سفید بادام را در مقابل دیدگان قرار می دهد، و پاییزش باران تند و تیزی نثار دشت می کند.

درجه حرارت

متوسط دمای هوا در تابستان 9/25 درجه و در زمستان 5/1 درجه می باشد، حد اکثر دمای ثبت شده در تابستان 4/37 و در زمستان5/6 درجه است.

ادامه نوشته

مونو گرافی روستای خیارج1

 مونو گرافی روستای خیارج1


نام امروزی روستا خیارج (khiaraj)است که به زبان محلی خیاره  (khiarah)خوانده می شود.


یاقوت حموی در معجم البلدان (ج2) از آن به خیازج  (khiazaj)یاد می کند: « خیازج به کسر الخاء ثم یاء و فتح الزای و جیم، من قری قزوین» در جائی دیگر در همان منبع به خیزج (khizaj) تعبیر شده است.


عبدالمؤمن بغدادی در مراصد الاصداع خیازج را برگزیده است: « خیازج بکسر الخاء والزای بعد الالف و الجیم من قزوین»؛ و حمد الله مستوفی قزوین در نزهة القلوب آورده: « تومان سلطانیه و قزوین، اگر چه این تومان در اول به قزوین منسوب بود، چون در این چند سال شهر سلطانیه را انشاء فرمودند، و دار الممالک ایران شد،(در زمان ایلخانیان) آن را مقدم دانستن اولی بود، و در این تومان نه پاره شهر است، و حقوق دیوانی قزوین به تنها مقرر است به مبلغ پنج تومان و نیم، که به دفتر دیوانی در آمده، و ولایتش کما بیش سیصد پاره دیه و مزرعه است و در آن دیه ها معتبر است چون، فارسجین، خیارج و ... و آن ولایات را نیز پنج تومان ونیم حقوق دیوانی است و..».


 علاوه بر آن در اکثر منابع و کتب موجود از جمله ریاض العلماء، مینودر،التدوین فی اخبارقزوین، تحفه سامی، تاریخ گزیده، الذریعه، طبقات الشیعه، ریحانة الادب و... نام امروزی روستا که همان خیارج است به کار رفته، اگر چه در برخی منابع نامهای دیگری نیز بکار رفته و به صورت های خیارج، خیازج، خیزج، خیرج، خیاره، کیاره، خیارک، خیارگ و... نامیده شده است، لکن معنای خاص و واحدی برای آن بیان نشده اشت.



لغت نامه دهخدا واژه «خیاره» را به معنی دارای اختیار و مستقل بیان کرده است؛ در مفاهیم حقوقی نیز «خیار» به معنی انتخاب و اختیار استفاده شده است، همچون خیار غبن، خیار مجلس و ....


معنی دیگری که از نام روستا مستفاد می شود، این که «خیار» به کسر الخاء را مجموعه ای از خیرها یا افراد خیر بدانیم، بر وزن فعال، همچون کبار به معنی بزرگان، گو اینکه معنی اخیر احتمالاً ریشه ای قدیمی و باستانی هم می تواند داشته باشد، و بر گرفته از واژه های «خوار» یا «کئار» به معنای خوب باشد که در اثر گذشت زمان «واو» تبدیل به «یاء» شده و خوار به خیر، و به این صورت «خیار» را می توان به مجموعه ی خوب ها و خیرها اطلاق نمود.


معنی دیگری که به ذهن متبادر می شود، این که ممکن است، با توجه به وضعیت کشاورزی منطقه (زمین های خیارج) که هر ساله صیفی جات و از جمله خیار فراوان کشت می شده، این اسم به همان اعتبار استفاده شده باشد، و معانی دیگری که ممکن است با تتبع بیشتر بتوان برای آن اختیار کرد.


جهانگرد معروف «شاردن» در سیاحت نامه خود(ص49) در توصیف خیارج می گوید: « کیاره قصبه ی بزرگی می باشد و در وسط دشت زیبا و مصفایی واقع شده است، .. در آن کاروان سرائی وجود ندارد، ولی در این قصبه 15 تا 20 باب خانه و باغچه بزرگ وجود دارد که صاحبانش درِ آن ها را به روی عابرین و واردین باز گذاشته اند و برای سکونت و استراحت مسافرین تخصیص داده اند و بسیار نظیف و تمیزتر از کاروان سرا ها می باشد، وسایل استراحت در این منازل کاملاً آماده و مهیا می باشد و خیلی خوب و عالی است، ولی توقف در آنها برای عابرین بسیار گران تمام می شود».


در لغت نامه دهخدا جلد6 رویه 8933 آمده است: « خیارج [رَ] (اخ) قصبه ای است جزء دهستان رامند بخش بوئین زهرا شهرستان قزوین، واقع در 27 هزار گزی باختر بوئین و 18 هزار گزی راه عمومی و 2784 تن سکنه دارد، آب آن از قنات و رودخانه های خر رود و راه آن مال رو است، ولی ماشین می توان برد، تپه ای مجاور آبادی است که مسجد محل روی آن واقع است، و می گویند سابقاً ساختمانی روی آن بوده که از زمان های قدیمی و قبل از اسلام می باشد» (فرهنگ جغرافیایی ایران جلد8).


تپت تاریخی خیارج


در خصوص پیشینه و تاریخ دقیق خیارج اسناد و مدارک مکتوب و متقنی در دست نمی باشد؛ اما با توجه به موقعیت باستانی سرزمین قزوین و نیز وجود برخی آثار تاریخی همچون تپه قدیمی خیارج، که آن را از آثار دوران پیش از تاریخ (حدود 3000 سال پیش) می دانند و با توجه به سفالهای بدست آمده که دارای نقوش، شکلها و خطوط موازی و افقی و مویی شکل است و نیز سفال های دارای لعاب آبی رنگ، احتمال این است که این تپه مربوط به دوره اشکانیان باشد را تقویت می کند.


همچنین با توجه با رواج زبان تاتی که از زبانهای باستانی (مادی) ایران است، می توان خیارج را از مناطق باستانی به حساب آورد.


شایان ذکر است که میراث فرهنگی قزوین در راستای ثبت آثار تاریخی استان، تپه تاریخی خیارج را مورد بازدید و بررسی کارشناسی اولیه قرار داده است که با توجه به آثار بدست آمده همچون سفال ها و ... در حال حاضر آن را به دوره های تاریخی و اسلامی نسبت داده است؛ ضمناً تپه ی مذکور به شماره 5799 در تاریخ 25/3/81 در لیست آثار باستانی استان قزوین ثبت شده است.


در منبعی دیگر در مورد خیارج آمده: « فرمان محمد شاه قاجار درباره ی واگذاری خیارج قزوین به عنوان تیول به فرزندانش علیقلی میرزا و عباسقلی میرزا و ابلاغ آن به حکمران قزوین؛ سند شماره 1:


شکوه ملک و دولت زینت آئین و دین آمد محمد شاه غازی صاحب تاج و نگین که بنا به کمال توجهات پادشاهانه و عنایات ملوکانه در باب نور چشمان ارجمند کامکار علیقلی میرزا و عباسقلی میرزا را از ابتدای هذا السنه تخاقوئیل! و ما بعدها قریه خیارج من اعمال قزوین را که خالصه دیوان است و مالیات دیوانی آن از تفصیل زیر است، در عوض مواجب تیول آن جا رحمت و عنایت فرمودیم، هزار و پانصد و بیست و چهار تومان و پنج هزار و نه عباسی؛ همه ساله منافع و مداخل آنجا را اخذ و بازیافت نمایند و صرف مخارج خود نموده و درعوض مواجب نور چشمان معز الیها محسوب آید، مقرر آن که حاکم دارالسلطنه ی قزوین به نحوی که امر و مقرر شده است، قریه ی ، مذکور را به آنها واگذار و مفوض داشته، حواله و اطلاق به آنجا نکند، المقرر عالیجاهان و مجدد همراهان، جلالت الشاهان و مقرب الخاقان، مستوفیان فرمان همایون را ثبت نمایند و در عهده شناسند»  (تحریر شد فی شهر ذیحجه 1252 بسجع مهر ناصرالدین شاه قاجار)




[1] - منبع : کتاب جستاری در زبان و ادبیات تاتی نوشته آقای علی محمد آقا علیخانی ص155

در مورد روستای خیارج

در مورد روستای خیارج

خیارج روستایی است جزء دهستان رامند بخش بوئین شهرستان قزوین. روستای تاریخی خیارج از توابع بخش رامند شهرستان بویین زهرا می‌باشد. این روستا در 49 درجه و 43 دقیقه طول جغرافیایی و 35 درجه و 48 دقیقه عرض جغرافیایی قرار دارد. خیارج از جنوب به دانسفهان، از شمال به لوشکان، از شمال شرقی به قلعه هاشم خان و از غرب به روستای یار آباد (منطقه ییلاقی منسوب به پرویز یار افشار سناتور انتخابی شاه) و جعفر آباد منتهی می‌شود.

مردم روستای خیارج مسلمان و پیرو مذهب شیعه جعفری هستند. ایشان به زبان تاتی صحبت می‌کنند.


پیشینه  

وجود دریای خزر در شمال استان و دشت‌های منحصر به فرد قزوین را معبر لشکرکشی‌ها و مهاجرت‌های کرده‌است. بر اساس حفاری‌های انجام گرفته در تپه‌های تاریخی قره تپه، تپه زاغه و تپه قبرستان در روستای سگزآباد قدمت سکونت و شهر نشینی در این منطقه به شش هزار سال پیش از میلاد می‌رسد. به دلیل سابقه مدنیت در این منطقه، بازمانده‌های تمدن نیز قابل توجه‌اند که از جمله آن‌ها می‌توان به وجود قوم تات و رایج بودن زبان تاتی در اقصی نقاط این استان اشاره نمود. از آن جا که زبان تاتی پیوندی عمیق با زبان پهلوی، اوستایی، آذری(نه ترکی) و... دارد، به جرئت می‌توان گفت قزوین و مردم آن از جمله قدیمی‌ترین نسل‌های مردمان ایرانی از نژاد آریایی دانست. از میان نژادهای موجود در قزوین از جمله کرد، لر، شاهسون، مراغی و تات، گروه اخیر از جمله اولین گروه‌های مهاجر آریایی در این منطقه هستند. در استان قزوین با وجود مشکلات عدیده در طول تاریخ هنوز هم چندین شهر و روستا به زبان تاتی تکلم می‌کنند که نشان پیوند عمیق آنان با این زبان می‌باشد. در این جا به معرفی یکی از این روستاها می‌پردازیم:

ادامه نوشته

نقشه خیارج در منطقه

نقشه خیارج در منطقه

شماره یک

نقشه کوهستانهای اطراف خیارج (رامند)

                               

 

نقشه استان قزوین و منطقه بوئین زهرا

 

 نقشه جامع گردشگری استان قزوین

 


مشاهیر خیارج

  مشاهیر خیارج


خیارج از قدیم الایام دارای علمای بزرگی بوده که در بخش اول علمای مرحوم را معرفی می‏کنم و توضیحات در فرصت دیگر داده می‏شود.


1- مرحوم شیخ علی محمد سلیمانی


2- مرحوم شهید شیخ محمد اسماعیل مالک


3- مرحوم شیخ طهماسب میرزاحسینی


3- مرحوم سید ابوذر حسینی


4- مرحوم شیخ علی اصغر فقیهی


5- طلبه شهید علی آقا علیخانی


6- طلبه شهید اباصلت آقا علیخانی


7- مرحوم شیح حسینعلی مهدیخانی


و مرحوم آیت الله شیخ حسن بروجردی خیارجی

اسامی شهدای خیارج

اسامی شهدای خیارج


ردیف


نام


نام خانوادگی


نام پدر


تاریخ تولد


تاریخ شهادت


محل


شهادت


1


محمدابراهیم


آقاعلیخانی


معصومعلی


2/7/34


29/2/59


سنندج


2


مرتضی


آقاعلیخانی


سلیمان


7/6/50


31/1/67


شیخ محمد


3


علی بابا


آقاعلیخانی


رحیم


----


1360


فکه


4


محمدعلی


آقاعلیخانی


علی اکبر


4/3/44


25/12/66


حلبچه


5


مرتضی


آقاعلیخانی


محمد


1/4/46


24/2/65


فاو


6


هانی


آقاعلیخانی


اباذر


 


 


 


7


علی


آقاعلیخانی


قدرت ا...


7/1/41


7/1/61


شوش


8


اباصلت


آقاعلیخانی


میرزا


1/1/43


8/3/61


خرمشهر


9


خلیل


آقاعلی


 


 


 


 


10


محمود


محمدقاسمی


حسن


2/6/41


1/2/65


فاو


11


محمدباقر


امیری


علی اصغر


7/1/40


25/11/63


فاو


12


منصور


علی وردیخانی


عباس


1/8/43


14/8/63


شرهانی


13


صادق


محمدخانی


اباصلت


1333


1362


مریوان


14


محمد


محمدخانی


اباصلت


1347


1361


شلمچه


15


فتح ا...


محمدخانی


حبیب ا...


1345


1367


بیاره


16


جلال


میرزاحسینی


یدا...


1346


1361


سومار


17


محسن


میرزاحسینی


اسمعلی


1346


1368


دهلران


18


علی


میرزاحسینی


قنبر


 


 


 


19


ابراهیم


احمدخانی


 


 


1362


مریوان


20


شیخ اسماعیل


مالکی


میرزاعلی


1311


1366


تهران


21


علی اصغر


حیدرخانی


علی


1347


1365


شلمچه


22


نصرا...


حیدرخانی


حسین


 


 


 


23


حسین


حیدراولاد


 


 


 


 


24


عباس


حسین زاده


علي اصغر  

 ١٣٣٤ 


 


 


25


حسین


فروزانفر


 


 


 


 


26


علی


احمدزاده


 


 


 


 


27


احمد


امیری


 


 


 


 


مدفش این شهدا در شهرهای تهران، قزوین ‍، کرج و خیارج است

نمایشگاه ادوات کشاورزی خیارج

نمایشگاه ادوات کشاورزی خیارج 1390

وسایلی که لینک تصاویر  آنها را در ادامه خواهید دید، از ابزار آلات کشاورزی و زندگی روز مره ی مردم خیارج در دهه های اخیر(قبل از رسوخ تکنولوژی) می باشد و زحمت تهیه ی این ابزار آلات را فعال فرهنگی روستا، جناب آقای علی محمد آقاعلیخانی کشیده اند. (عکاس فعلاً نا معلوم)

این ابزار آلات در نمایشگاهی در تهران طی سال 1390 به معرض نمایش گذاشته شده است.

کوزه ها+ خمره ها+ لگن سفالی+ تیر و کمان+ پالان الاغ+ ابزار ریسندگی+صندوق+ خمره+ قالب خشت+جوراب پشمی

وسایل چاه کنی

وسایل نانوائی 1

//  نانوائی2

//  نانوائی 3

صندوق ها

تور کاه بری

طناب دست باف

خمره ها

صندوق انگور بری

گاو آهن

کوزه ها

طشت ها

خمره ها

دیزی

صندوق اموال

ترازوی لاستیکی 1

ترازوی لاستیکی 2

ابزار علف خرد کنی

ترازوی فلزی

مشک کره گیری

علف خرد کن

جاجیم بافی

ابزار کشاورزی

گالری عکس خیارج 1390

عکسهای خیارج در سال 1390

تپه ی باستانی

گلزار شهدا

میدان کشاورزی

مسجد و حسینیه امام خمینی

نمائی دیگر از تپه باستانی

امام زاده غریب

بسیج خیارج

تابلوی ورودی خیارج

جاده ورودی روستا

غروب دل انگیز

خیارج از دور1

خیارج از دور2

مرغ بسم الله

شهید روحانی

تابلو راهنما

تپه باستانی

مسجد بالای تپه باستانی

نمائی از ده

نمائی دیگر

آفت ماهواره در روستاها

تپه از محلی دیگر

میدان قره باغ

محلی دیگر از ده

پائین تپه






شعر/یار من

یار من
آفتاب پس پرده، انتظار من و توست

سایه‌های غم واندوه، غبار من وتوست

من نه تو منتظریم، بلکه او منتظر است

از برای فرجش، چشمهایش به در است

اذن مولا چو رسد، یک شبی در عرفات

یا که آنسوی منا، شده هنگام برات

وجه او منبسط و، دست او رو به خدا

شاکر از لطف ولی، منتظر بهر ندا

ای خدای خوب ما، کم نمودندت دعا

عارفان راه حق،‌ بهر امداد و لقا؟

پس کی آید سوی ما، ابن نرجس یا حسن

تا گشاید پرده‌ را، از فضای باز تن

یا بپوشد جامه‌ای، ازحریر و با فَرح

تا نماید عزم رَزم، با سِلاح و با زِره

نسل دشمن بر کَند، از زمین و از زمان

نسل نو از بر کُند، در میان این جهان

اشتیاق دیدنش، روز افزون می‌شود

زانکه او را مادرش، ماه گردون می‌شود

یا رب آن ماه منیر، آن مه شبهای تیر

                               از من و مَنهای پیر، می نگردد دل اسیر

  هاشم مالکی
22/9/86

گالری عکس خیارج تیر ماه 1391

تیر ماه 1391

مزارع کشاورزی

گندم 1

شبدر 2

شبدر 3

یونجه 4

باغهای میوه جدید

هلو

شلیل

میدان قره باغ

رنگین کمان

باران 1

باران 2

باران 3

باران 4

باران 5

باران 6

باران 7

پس از باران



شعر/شب جمعه

شب جمعه

هفته ها می گذرد

روز و شب، هفته و ماه

گر چه ما صبر نداری

چه سودی از آه

بلکه در صبح ظهور

یا که هنگام غروب

در پس پرده ی غیب

چشم ما هست به راه

که نکوشیم به جد

در پی دیده شاه

بلکه افسرده ی هجر

غافل از خویشتنیم

زانکه ارباب دلم

خود بیاید بر کاه

تقدیم به مولایم و آقایم و فرمانده کل قوایم، حضرت حجت بن الحسن العسکری (عج) روحی فداه

مولای من/شعر


مولای من


ای گل زیبای من، عشق تو سودای من


عشق تو سودای من، ای گل زیبای من


ای مَی صهبای من، مست تو لبهای من


مست تو لبهای من، ای مَی صهبای من


ای همه آوای من، رای تو آرای من


رای تو آرای من، ای همه آوای من


ای دُر دریای من، عبد تو مولای من


عبد تو مولای من، ای دُر دریای من


ای شهِ دنیای من، ملک تو سُکنای من


ملک تو سُکنای من، ای شهِ دنیای من


ای مهِ شبهای من، راه تو املای من


راه تو املای من، ای مهِ شبهای من


ای دل رسوای من، وای تو شد وای من


وای تو شد وای من، ای دل رسوای من

 

 79/8/20نیمه شعبان


(هاشم مالکی)

شعر طنز سوگلی

گل


شعر طنز سوگلی


دختری دیدم که می بوید گلی


خنده ای کردم بدو گفتم خُلی


اخم بر من کرد و گفتا ای عمو


از چه رو خواندی مرا خُل، سوگلی؟


گفتمش در انتخاب شاخه گل


تو بسان طایری و بلبلی


لیک در هنگام تزویج و نکاح


چشم عقلت را ببندی با دلی


چون که چشمت سوی معشوقت فتَد


خون قلبت می نماید قُلقُلی


هر چه گویندت فلانی درک کن


در دهانش تند، همچون فِلفلی


آخرش با آن نگون بخت کچل


می کنی تزویج در سیر خُلی


مدتی بعد از نکاح و عشق و خوش


می کنی دادِ طلاق و دُلدُلی


چون بپرسندت چرا حرف طلاق؟


گوئی آخر کو تفاهم، کو دلی؟


ما برای هم نبودیم و نئیم


او سیِ خود، من روم سوی گلی


دخترم هشیار باش و تیز بین


هاشمت کرده نصیحت، چون گلی


20/03/1391