یا صاحب الزمان (عج)
تنهایی هایم را
با تنهاترین تنهای عالم ِ هستی
قسمت کنم..
اما حیف از این همه بی لیاقتی هایم
که او امام زمان (عج) است
و من بنده ی حقیر و ناچیزی
که حتی لایق لقب بنده هم نیستم..
او نور است و من تاریکی..
او همه است و من هیچم..
او امام است
و من حتی امام شناس هم نیستم..
اصلا میدانی؟
اشکالی ندارد
تنهاتر میمانم و آرزو بر دل
می میرم..
می گویند آرزو بر جوانان عیب نیست
اما انگار آرزو بر ناچیزان و روسیاهان
و نالایق هایی همچون من
عیب است..
لبیک
به حسین (ع) لبیک بگو
تا به نگاهی زیر سایه ی مادرش
حضرت فاطمة الزهراء (س)
به یاری امام زمانت (عج) بشتابی...
أما من مُغیثٍ یُغیثُنا لِوَجه الله؟
- آیا فریاد رسی هست که ما را
به خاطر خدا (برای وجه الله) فریاد رسی کند؟
أما من ذاب یَذُبُ عن حرم رسول الله؟
- آیا مدافعی هست که دشمنان را
از حرم رسول خدا (ص) دور کند؟
هل من ذاب یَذُبُ عن حرم رسول الله؟
- آیا کسی هست که دشمنان را
از حرم رسول خدا (ص) دور کند؟
هل من موحدٍ یَخافُ الله فینا؟
- آیا خدا پرستی هست که در حق ما (برای ما و در ما)
از خدا بترسد (خوف و حیا داشته باشد)؟
هل من مُغیثٍ یرجوا الله بإغاثِنا؟
آیا فریاد رسی هست که به سبب فریادرسی به ما
آرزو و اشتیاق به خداوند (رجاء) داشته باشد؟
هل من مُعینٍ یرجو ما عند الله فی اعانَتِنا؟
- آیا مصممی هست که به سبب کمک به ما
به آنچه که نزد خداوند است، آرزو و اشتیاق (رجاء) داشته باشد؟
هل مِن ناصر ینصُرُنی؟
آیا یاری رسانی هست
که مرا یاری کند؟
خدا
الهی!
وجودی خسته دارم
و جانی شکسته..
ای تو نهایت آرزوها
و ای بینهایت ترین بی نهایت ها..
تمام وجودم و جانم فدای تو
تمامم پیشکش تو مال تو
ای خدای من...
بگیر مرا از من که با خود نتوانم زیست
و تنها بی خود و با تو می توانم زیست...
بگیر مرا از من..
زندگی
شعر شهریار
هدف از زیستن
طی شد این عمر، تو دانی به چه سان
پوچ و بس تند، چنان باد دَمان
همه تقصیر من است، این که خودم میدانم
که نکردم فکری
که تامل ننمودم، روزی
ساعتی یا آنی
که چه سان میگذرد عمر گران؟
کودکی رفت به بازی، به فراغت، به نشاط
فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات
همه گفتند: کنون تا بچه ست، بگذارید بخندد شادان
که پس از این دگرش، فرصت خندیدن نیست
بایدش نالیدن
من نپرسیدم هیچ
که پس از این ز چه رو
نتوان خندیدن
هیچکس نیز نگفت: زندگی چیست؟ چرا می آئیم؟
بعد از این چند صباح، به کجا باید رفت؟
با کدامین توشه، به سفر باید رفت؟
من نپرسیدم هیچ، هیچکس نیز نگفت
نوجوانی سپری گشت به بازی، به فراغت، به نشاط
فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات
بعد از آن باز نفهمیدم من، که چه سان عمر گذشت؟
لیک گفتند همه
که جوان است هنوز، بگذارید جوانی بکند، بهره از عمر بَرَد، کام رانی بکند
بگذارید که خوش باشد و مست
بعد از این نیز، بر او عمری هست
یک نفر بانگ برآورد که او
از هم اکنون باید فکر آینده کند
دیگری آوا داد: که چو فردا بشود، فکر فردا بکند
سومی گفت: همانگونه که دیروزش رفت، بگذرد امروزش، همچنین فردایش
با همه این احوال
من نپرسیدم هیچ
به چه سان دی بُگذشت؟
آن همه قدرت و نیروی عظیم، به چه ره مصرف گشت؟
نه تفکر، نه تعمق و نه اندیشه دَمی
عمر بگذشت به بی حاصلی و مسخرگی
چه توانی که ز کف دادم مُفت
من نفهمدم و کس نیز مرا هیچ نگفت
قدرت عهد شباب، میتوانست مرا تا به خدا پیش برد
لیک بیهوده تلف گشت جوانی، هیهات
آن کسانیکه نمیدانستند زندگی یعنی چه؟
رهنمایم بودند
عمرشان طی شد
بیهوده و بی ارزش و کار
و مرا میگفتند که چو آنان باشم
که چو آنان دائم، فکر خوردن باشم
فکر گشتن باشم
فکر تامین معاش
فکر ثروت باشم
فکر یک زندگی بی جنجال
فکر همسر باشم
کس مرا هیچ نگفت:
زندگی ثروت نیست
زندگی داشتن همسر نیست
زندگانی کردن، فکر خود بودن و غافل ز جهان بودن نیست
من نفهمیدم و کس نیز مرا هیچ نگفت
و صد افسوس که چون عمر گذشت، معنی اش فهمیدم
حال میپندارم، هدف از زیستن این است رفیق
من شدم خلق که با عزمی جزم، پای از بند هواها گُسَلَم
پای در راه حقایق بنهم
با دلی آسوده
فارغ از شهوت و آز و حسد و کینه و بخل
مملو از عشق و جوانمردی و علم
در ره کشف حقایق کوشم
زره جنگ، برای بد و ناحق پوشم
ره حق پویم و حق جویم و بس حق گویم
آنچه آموخته ام بر دگران نیز نکو آموزم
شمع راه دگران گردم و با شعله خویش
ره نمایم به همه، گرچه سرا پا سوزم
من شدم خلق که مُثمِر باشم
نه چنین زائد و بی جوش و خروش
عمر بر باد و به حسرت خاموش
ای صد افسوس که چون عمر گذشت معنی اش فهمیدم
که این سه روز از عمر به چه ترتیب گذشت:
کودکی بی حاصل
نوجوانی بــــــاطل
وقت پیری غــــافل
به عبارتی دیگر:
کودکی در غفــلت
نوجوانی شهـــوت
در کهولت حسرت
خدا
خدایا
خواستم بگویم تنهایم
اما نگاه خندانت
مرا شرمگین کرد
چه کسی بهتر از تــو ؟!
خدا
دلیل تنهاییم را تازه فهمیدم
وقتی محبت کردم و تنها شدم ،
وقتی دوست داشتم و تنها ماندم ،
دانستم باید تنها شد
و تنها ماند
تا ” خدا ” را فهمید . . .
مناجات نامه ( انگلیسی )
مناجات نامه
i asked god to take away my habit
god said no it is not for me to take away,but for you to give it up
از خدا خواستم عادت های زشت را ترکم بدهد.خدا
فرمود:خودت باید آن ها را رها کنی.
i asked god to make my handicapped child whole
god said no, body is only temporary
عاشورا عجیب بوی فاطمیه میدهد
عاشورا عجیب بوی فاطمیه میدهد
هر دو سیلی خوردن داشت .
رقیه مثل فاطمه صورتش سرخ شد کمرش خم شد نمازش شکسته و نهایتا هم شهید
هر دو دود و آتش داشت .
در کربلا خیام را آتش زدند تا آتش زدن در را تکمیل کنند
هر دو شش ماهه داشت .
محسن در شکم مادر و علی بالای دست پدر و شباهت دیگر اینکه خون هیچکدامشان روی زمین نریخت .
هر دو دست بستن داشت .
در یکی دست علی بسته شد و در یکی هم دست دختر علی .
هردو گریه های پنهانی داشت .
یک جا از ترس تازیانه و یکجاهم از زخم زبان مردم .
اما فاطمیه یک خانم 18 ساله داشت که به گردن همه عاشوراییان حق دارد مخصوصا حضرت عباس .
هردو ساقی داشت .
یکی ساقی کوثر و دیگری ساقی لب تشنگان...
گریستن کلید رحمت
گریستن کلید رحمت
امام على عليه السلام:
البُكاءُ مِن خَشيَةِ اللّه مِفتاحُ الرَّحمةِ؛
گريستن از ترس خدا كليد رحمت است.
(غرر الحكم،ح 2051 - منتخب ميزان الحكمة، ص78)
شعری از حضرت زهرا (س)
عجب به عهد رسول خدا وفا کردند
فزون ز حد توان بر علی جفا کردند
به جای لاله و گل بار هیزم آوردند
شراره هدیه به ناموس کبریا کردند
هزار مرتبه خشم خدا بر آن امت
که قصد سوختن خانة خدا کردند
به جای مزد رسالت زدند فاطمه را
نه از خدا نه ز پیغمبرش حیا کردند
غلاف تیغ گواهی دهد که سنگدلان
چگونه فاطمه را از علی جدا کردند
چهار کودک معصوم در دل دشمن
به مادر و پدر از سوز دل دعا کردند
خدا گواست که از بیم آه فاطمه بود
اگر ز بازوی مولا طناب وا کردند
چه اتفاق عظیمی به پشت در رخ داد
چه شد که محسن شش ماهه را فدا کردند
علی ولی خدا را که جان احمد بود
پی رضایت شیطان دون رها کردند
خدا گواست قلم شرم می کند میثم
از اینکه شرح دهد با علی چه ها کردند
شعری از حضرت زهرا (س)
خون است بهر سرخی رنگ پریده ام
ماهم ولی چو صحنه شب گشته نیلگون
سروم ولی به سان نهالی خمیده ام
سنگینی اش بهم شکند چرخ پیر را
بار غمی که من به جوانی کشیده ام
حتی اجل نکرد عیادت ز حال من
با آنکه دل ز عمر ، ز دنیا بریده ام
از دود و آه من شده گردون سیه ولی
با اشک خود ستاره به کهسار چیده ام
تشییع من دی شب و قبرم نهان ز خلق
از این طریق پردهدشمن دریده ام
زندگی ( داستان کوتاه )
پیری برای جمعی سخن میراند.
لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.
بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.
او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.
گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید
او لبخندی زد و گفت:
وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،
پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید؟
گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید
داستان قشنگ و پند آمیز
داستان قشنگ و پند آمیز : شیطان و نمازگذار
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند.لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد،خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد ...
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش
را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید.
مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))،
از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.
یک شعر زیبا انگلیسی با ترجمه
می دانم که دیگر باز نخواهی گشت
Everything that was .Time has left is behind
هر چه که بود دیگه گذشته و زمان اونو پشت سر گذاشته
I know that you won't return
می دانم که دیگر باز نخواهی گشت
What happened between us?
اون چیزی که بین ما اتفاق افتاد
Will never be repeated
دیگه هرگز تکرار نخواهد شد
Even when a thousand years pass
حتی اگه هزار سال هم بگذره ,
It won't be enough to fade you away and to forget.
کافی نیست واسه فراموش کردنت و خاطراتت رو از ذهنم محو کردن
And now I'm here
و اکنون من اینجا هستم
10راز در مورد تربيت فرزند
با تشویق كودك، به او میآموزید كه بیشتر اوقات، خود را در بالاترین حد شاد زیستن قرار دهد. در این قسمت ده راز پرورش كودكی شاد ارائه میشود.
كودك شاد داشته باشید
با تشویق كودك، به او میآموزید كه بیشتر اوقات، خود را در بالاترین حد شاد زیستن قرار دهد. در این قسمت ده راز پرورش كودكی شاد ارائه میشود.
1. به كودكتان عشق بورزید
اولین راز پرورش كودكی شاد تمجید از اوست. وقتی كودكان بزرگ میشوند، دانستن اینكه علایق، عقاید، خصوصیات و استعدادهایشان باارزش تلقی میشود، پایهگذار شادی سالهای بعدی زندگیشان خواهد بود. البته پذیرش كودك به معنای چشمپوشی همیشگی از خطاهایش نیست. یاد بگیرید كه عملكرد كودك را نقد كنید نه شخصیت او را. همچنین، آنچه را كه از كودك میخواهید به او بگویید نه آنچه را كه نمیخواهی
امام شناسي - سپاه امام مهدي ( عج )
قال الراوى : ((فما الحلقة ؟))
قال : ((عشرة الآف . ))
يعنى : ... سپس از مكه خارج نمى شود جز اينكه در حلقه و دايره اى بسيار پرشكوه .
پرسيدند: ((حلقه چيست ؟))
فـرمـود: ((دايـره اى از يـك جـمـعـيـت ده هـزار نـفـرى كـه از ايـمـان تزلزل ناپذير و آگاهى و شهامت بسيارى برخوردارند.))
2ـ از امام صادق عليه السلام پرسيدند:
(( كـم يـخـرج مـع القـائم ؟ فـانـهـم يـقـولون : انـه يـخـرج مـعـه مثل عدة اءهل بدر، ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلا.))
امام شناسي - اهداف حكومت
علايم ظهور - قرآن
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى بِآیاتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ إِنَّ فی ذلِکَ لَآیاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ موسى را همراه آیات خود فرستادیم تا قوم خود را از ورطه ظلمانى کفر درآورده بوادى نورانى ایمان رهبرى کند، و آنها را بروزهاى خداوندى متذکر گرداند که در آن آیاتى است براى هر صبرکننده شکرگزارى.
در خصال صدوق از امام باقر روایت نموده که فرمود «ایام اللَّه» سه روز است: روز قیام قائم آل محمد، روز رجعت و روز قیامت.
سوره انبیاء آیه 105
وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ؛ در زبور (حضرت داود پیغمبر) بعد از کتب آسمانى سابق نوشتیم که: زمین را بندگان صالح ما ارث میبرند.
و اینان قائم آل محمد و یاران او میباشند.
شيعه - اربعين
پسرنوجوان و ارزش قرآن
روزی فرمانده سپاهی فوت شد.حضرت محمّد(ص)فرمودند : هرکه با قرآن آشنایی داردبیاید
جلو.پســـرنــوجـوانــی آمدجلو و گفت: یا حضرت(ص)من قسمتی از قرآن را حفظ هستم .
پیامبر(ص)آن پسر را به عنوان فرمانده انتخاب کردند.در صورتی که در آنجا پیشکسوتان
زیادی وجود داشتند.
ديني ( نمازشب )
الف: از منظر آیات:
در بین نوافع، نماز شب از فضیلت بیشتری برخوردار است و در قرآن درباره آن
تأکید و سفارش بسیار شده است. خدای متعال به پیامبرش می فرماید: مقداری از
شب را به تهجد بپرداز این برای تو مستحب است شاید خدا تو را به مقام
برگزیده ای مبعوث گرداند [1]و در تعریف بندگان خاص الهی می گوید: کسانی که
شب را برای پروردگارشان در حال سجده و قیام بیتوته می کنند [2]و در توصیف
مؤمنین می فرماید: شبها پهلو از بستر خواب جدا کنند و با بیم و امید خدای
را بخوانند و از آنچه به آنها دادیم انفاق کنند، پس کسی نمی داند چه
نعمتهایی که موجب چشم روشنی آنها می شود و در پاداش اعمالشان ذخیره شده است
[3]
ب: از منظر روایات: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: خدای متعال به
دنیا وحی کرد که خدمتگزارانت را به تعب بینداز و تارکین خودت را خدمت کن
هنگامی که بنده خدا در تاریکی شب با پروردگارش خلوت و مناجات می کند خدا
قلبش را نورانی می گرداند، وقتی می گوید: یارب یارب از جانب خدا گفته می
شود: لبیک عبدی، هر چه می خواهی طلب کن تا عطا کنم و خدا به فرشتگانش
گوید... شما شاهد باشید که بنده ام را آمرزیدم.[4]
و رسول خدا (ص) فرمود: اشراف امت من حاملین قرآن و شب زنده داران هستند
[5]و هم فرمود: آن قدر جبرئیل درباره نماز شب به من سفارش کرد که گمان کردم
نیکان امت من شب را نخواهند خوابید [6]و باز فرمود: دو رکعت نماز در وسط
شب از دنیا و ما فیها نزد من محبوبتر است.[7]
گروه ظهور
(به سوی ظهور امام العصر(عج
«دستور نماز وَتْر»
- در ركعت اول: یك بار سوره حمد + سه بار سوره قل هو الله احد + یك بار سوره قل اعوذ برب الفلق + یك بار سوره قل اعوذ به رب الناس
- در قنوت: در حالیكه دستهایتان در حالت قنوت است، بعد قرائت دعای فرج (با انگشتان دست راست یا با تسبیح) بدین صورت 12 اسم را(غیر از نام خودتان) نام ببرید:
1-اَللّهُمَّ اِغْفِر لِ سید امید
2-اَللّهُمَّ اِغْفِر لِ هاشم پورمحمدی
3-اَللّهُمَّ اِغْفِر لِ علی بشیری
4-اَللّهُمَّ اِغْفِر لِ سیدسجاد علوی
5-اَللّهُمَّ اِغْفِر لِ آقای حسن
6-اَللّهُمَّ اِغْفِر لِ زهرا معصومی
7-اَللّهُمَّ اِغْفِر لِ نعیمه بنت حمیده
8-اَللّهُمَّ اِغْفِر لِ فاطمه احمدی فر
9-اَللّهُمَّ اِغْفِر لِ خانم محمدی
10-اَللّهُمَّ اِغْفِر لِ خانم خواجه نژاد
11-اَللّهُمَّ اِغْفِر لِ خانم زهرا
12-اَللّهُمَّ اِغْفِر لِ خانم فاطمه
13-اَللّهُمَّ اِغْفِر لِ خانم ایمانی
14-اَللّهُمَّ اِغْفِر لِ سید فرهاد
15-اَللّهُمَّ اِغْفِر لِ ابراهیم فرهادی
معنی«خدایا ببخش.....را».
می توانید پس از آن 28 بار اَللّهُمَّ اِغْفِر لِلْمومِنینَ وَ اَلْمومِناتْ وَ اَلْمُسلِمینَ وَ اَلْمُسلِماتْ را بگویید تا 40 بار استغفار کامل شود
و بعد از آن هفتاد بار بگویید: اَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبی وَ اَتُوبُ اِلَیه
«آمرزش میطلبم از خدایی كه پروردگارم است و بسویش باز میگردم».
سپس هفت بار بگویید: هذا مَقامُ الْعائِذِ بِكَ مِنَ اَلْنار
«این است مقام كسی كه از آتش قیامت به تو پناه میبرد».
سپس سیصد مرتبه بگویید: اَلْعَفو
«ببخش». + و سپس یك بار بگویید: رَبّ اغْفِرْلى وَ ارْحَمْنى وَ تُبْ عَلىََّ اِنَّكَ اَنْتَ التّوابُ اَلْغَفُورُ الرّحیم
«پروردگارا ببخش مرا و رحم كن به من و توبه مرا بپذیر به راستی كه تو، توبه پذیرنده، بخشنده و مهربانی».
+ ركوع + سجد + تشهد + سلام + (پایان نماز) + تسبیحات فاطمة زهرا (س)
تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها): (34 مرتبه، الله اكبر، 33 مرتبه، الحمد لله و 33 مرتبه، سبحان الله)
در حدیثی آمده: خواندن تسبیحات فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از هزار ركعت نماز مستحب، نزد خداوند
بهتراست.
خلاصه نماز: سعی کنید هر شب بخوانید ولو فقط به دعای فرج و اسامی بسنده شود
حتی در صورتی که شرایط خواندن نماز را ندارید برای همراهی با بقیه رو به قبله دعای فرج
و اسامی را نام ببرید.
*التماس دعا*
بهترین تصویر زمینه های عید نوروز
کارت پستال های عید نوروز
در سال"مار" باید منتظر اتفاقات عجیب باشیم؟







هان ای رهروان راه حقیقت و منتظران منجی موعود! بشارت باد بر شما كه لحظه قيام حضرت قائم (ع) نزدیک است. طليعه صبح ظهور تابيدن گرفته و ديگر چيزی به برآمدن آفتاب حضور نمانده است. او با پرچم «اَلبَیعتُ ِلله» به پشت درب خانه هاتان رسيده است. اكنون كه غیب جمال سرمدی و حسن یوسف زهرا به خوبی عيان شد و رايحه گل نرگس و عطر گل محمدی در سراسر عالم به مشام رسيده است، درب دلهاتان را برايش بگشاييد و عاشقانه با او عهد ببنديد؛ شاید که شما نيز از اصحاب مهدی باشید. امروز را دريابيد كه شايد فردا قضای آن را نپذيرند