دل تنگ ی


دلتنگــــی پـیــچـیـــــــــده نـیـســتــــــــ . . . !


یــــکـــــــ دل . . . !


یــکـــــــ آســـــمـــــان . . . !


یــکـــ بــــــغـــــض . . . !


و آرزو هـای تـــرکـــــــ خـــــــورده . . . !


بــه هـمــیـــن ســـــــادگـــــــی

ایینه




آیینه پرسید: که چرا دیر کرده است ؟


نکند دل دیگری او را اسیر کرده است ؟


خندیدم و گفتم : او فقط اسیر من است


تنها دقایقی چند تاخیر کرده است .


آیینه به سادگیم خندید و گفت :


احساس پاک، تو را زنجیر کرده است


گفتم : از عشق من چنین سخن مگوی


گفت: خوابی ! سالها دیر کرده است


در آیینه به خود نگاه می کنم آه !!!


عشق تو عجیب مرا پیر کرده است


راست گفت آیینه که منتظر نباش،


او برای همیشه دیر کرده است …



می نویسم تا بدانی


برایِ تــــو می نویسم


می رومـــ و پشتـــــ خواهمـــ کــرد به تمـــامیِ تپشــهایِ این دقایــــق
دل خواهمــ کَنـد 
بی تـــــو خواهمــ زیـستـــــ

گوش خواهــمــ سپـرد 

فریــاد خواهمــ شد 

مهربان نخواهمــ بـود ،

دل نخواهمــ سپرد 

آرامـــــتر که شدمــ


بــــــی تــــــو خواهمــ مــــــرد ...

خیــالی نیست






تـــو بـرو …

مــــن هــمـــ بـرایـــِ اینـــکـــ ه راحـتـــ بــرویــــ میـــ گـویــمـــ:

” بــاشـد … بـــرو … خــیــالیـــ نیـــسـتـــ!!! ”

امـّــا

کیـــسـتـــ کــ ه نــدانــد…

بیــــ تـــو

تـــنـــهـا چیــــزیـــ کــ ه هـسـتـــ…

خیــــالِ تـــوستــــ…

حوصلــــه ندارم...


ﻧﻪ ﺣﻮﺻﻠـــﻪ ﯼ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﺩﺍﺭﻡ

ﻧﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫـــــــﻢ ﮐﺴـﯽ ﺩﻭﺳﺘــﻢ ﺩﺍﺷﺘـﻪ ﺑﺎﺷﺪ

ﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﺳـــــَــــﺮﺩﻡ …

ﻣﺜـﻞ ﺩﯼ , ﻣﺜـﻞ ﺑﻬﻤـــﻦ , ﻣﺜـﻞ ﺍﺳﻔﻨــــــﺪ

ﻣﺜـﻞ ﺯﻣﺴﺘــــﺎﻥ

ﺍﺣﺴــــــﺎﺳـﻢ ﯾـﺦ ﺯﺩﻩ

ﺁﺭﺯﻭﻫـــﺎﯾـﻢ ﻗﻨﺪﯾــــﻞ ﺑﺴﺘــﻪ

ﺍﻣﯿــــــﺪﻡ ﺯﯾــﺮ ﺑﻬﻤــﻦ ِ ﺳــﺮﺩ ِ ﺍﺣﺴــﺎﺳﺎﺗﻢ ﺩﻓــــــــﻦ ﺷـﺪﻩ ….

ﻧﻪ ﺑﻪ ﺁﻣـــــدنی ﺩﻝ ﺧﻮﺷــﻢ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺭﻓﺘـــــنی ﻏﻤﮕﯿــﻦ

ﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﭘــُﺮ ﺍﺯ ﺳﮑـــــــــﻮﺗـﻢ ..

سلامتی یه کس ...***



سلامتی خودم ... ♥

 که بهتر از همه بلد بودم بهش دروغ بگم ...
ولی نگفتم .

سلامتی خودم ...
♥

 که راحت می تونستم خیانت کنم ...
ولی نکردم .

سلامتی خودم ...
♥

 که تو بدترین شرایطش هم ...
 ترکش نکردم .

سلامتی خودم ...
♥
که این همه احمق بودم !!
احمق احمق...

مرد........


مرد بغض نمیکند . . .



مرد گریه نمیکند . . .


مرد نمی شِکند . . .


فقط سیگاری روشن میکند


و آرام و بی صدا لابلای دود و شعر میمیرد . .


مواظب بعضی یک ها باشیم...



گاهی با یک قطره ، لیوانی لبریز می شود

*

گاهی با یک کلام ، قلبی آسوده و آرام می گیرد

*

گاهی با یک کلمه ، یک انسان نابود می شود

*

گاهی با یک بی مهری ، دلی می شکند

*

مواظب بعضی یک ها باشیم !

در حالی که ناچیزند ، همه چیزند.

دیکتاتور............



سیگار
بعدی را روشن می کنم

کامی از لبش می گیرم

به جای لبهایی که چندیست نبوسیده ام !

انگشتانم بوی تند سیگار می گیرند

همان انگشتانی که همچون باد

جنگل موهای تو را نوازش می کردند ،

دیگر این اندام سوزان تو نیست که مرا احاطه کرده

دود سیگار است و بس !

سیگارم که به آخر میرسد

لبم را می سوزاند مانند بوسه ای

که تو هنگام خداحافظی به آن تقدیم کردی ...!

دیکتاتور تویی و آغوشت ،

که هر بار مرا تسلیم می کند !!!


دلتنگــــــم


دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلامش
مرا در عشقش غرق می کند…

دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را
می طلبد …

دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر
  مهرش را می طلبد…

دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش
را آرزو دارد…

دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن
صدایش را حسرت می کشد …

دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش
را می طلبد …

دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال
عطر تن اوست…

دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است…
دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیست…

دلم برای کسی تنگ است……………..
امیدوارم هیچوقت دلتون برای باباتون تنگ نشه


خیلی خیلی دوستت دارم

دختر از دوستت دارم گفتن هر شب پسره خسته شده بود..
 
یک شب وقتی اس ام اس آمد بدون آن که آنرا باز کند

موبایل را گذاشت زیر بالشش و خوابید
 
صبح وقت مادر پسره به دختره زنگ زد و گفت: پسرم مرده…
 
دختره شوکه شد و چشم پر از اشک

بلافاصله سراغ اس ام اس شب گذشته رفت..
 
پسره نوشته بود… تصادف کردم

با مشکل خودم را رساندم دم در خونتون

لطفا بیا پائین میخوام برای آخرین بار ببینمت…

«خیلی خیلی دوستت دارم»

رفیق...


رفیق!!

پـیـراهــَــنـــمــ را بــــِــزטּ بـآلـــآ !! 

كـــَمـــَــرَمـــ را دیـــدے ؟؟ 

نـــترس ، چیـزے نیــســـتـــ !! 

ایــטּ هــا فــَــقــَــط جـآے خـــَـنــجــَـرَنـــد !! 

مــــטּ نــفــَــهـمیــدمــ در رفـــــآقــــَـتـــ چــــﮧ شـــد ؟؟ !! 

وَلــــــــﮯ ؛ تــــــو مــُــواظـــبـــــ بــــآش .. !!

مهم نیست ڪه دیگر بآشـے یآ نه...

مهم نیست ڪه دیگر دوسم دآشته بآشـے یآ نه

مهم نیست ڪه دیگر مرآ به خآطر بیآورے یآ نه

مهم نیست ڪه دیگر تورآ بآ دیگرے میبینم یآ نه

مهم اینست ڪه زمآنے که تنهآ میشوے ....

زمــآنـے ڪه دلت گرفت چگونه و با چه رویـے

سر به آسماטּ بلند میڪنـے و میگویـے :

خدآیا مـטּ ڪه گنآهـے نڪردم ... پس چه شد

عشــــق

در آغوشـم کــ‌ه می گـیــری
آنقد‌ر آرام مـی‌شــــوم
که فـرامــوش می کــــنـم
بـایـد نفـس بــکـشـــم


مهربونم(تقدیم به خانوم خانومم....)

مهربونم،

         نازنینم، بهترینم.

                    عشقم، امیدم، جونم.

                                        با توام ، با تو، دنیای من.

میخوام لحظه هام رو با تو بگذرونم. تمام لحظه های که حالا دارم و نمی دونم چند سال، چند ماه، چند هفته، یا چندروز دیگه میتونم و فرصت دارم با تو باشم یا نه؟!

ارزش این لحظه ها رو با هیچ چیز دیگه نمیتونم برابر بدونم.

میخوام تو تمام لحظه هایی که میتونیم داشته باشیم،با تو باشم.

 کنارت،

         همراهت،

                          هم قدم

                            و هم نفس با نفس کشیدنت.

میخوام تا میتونم صدای قلب مهربونت رو بشنوم. تا میتونم نفسهات رو بشنوم و حفظ کنم.

میخوام ضربان قلبت رو بشمارم تا وقتی نیستی، از حفظ بشمارم و ثانیه هام رو با تو تنظیم کنم.

کنارم بمون، تا زنده بمونم. با من باش، تا دووم بیارم.

مراقب چشمات باش، تا امیدوار بمونم. مراقب قلبت باش، تا زنده بمونم. مراقبم باش، تا کنارت بمونم.

گفتم، هزار بار دیگه هم میگم:

دوستت دارم. دوستت دارم. دوستت دارم. دوستت دارم مهتابم . . . تا هر زمان که زنده باشم.

پنجره خیال

"پنجره خیال "

تا خانه چشمانت راهی نیست ، وقتی که نگاهت را از من دریغ میکنی ... چه بگویم

وقتی که نه تنها چشم هایت را ، بلکه دریچه قلبت را برویم بسته ای ...

اما...

بدان همیشه پشت پنجره "خیالم" برای چشمهایت چون چلچراغی میدرخشد...

بگذار در وجود تو گم شوم و تودر جستجوی من آهسته مرا بخوانی...

و مرا در قلبت پیدا کنی!!!