زیارت عاشورا (غیر معروفه)

فایل صوتی زیارت غیر معروفه عاشورا:

https://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1396/7/7/6831852_583.mp3

زیارت عاشوراى غیر معروفه:

این زیارت، با زیارت معروفه متداوله در اجر و ثواب هم سان است، و مشقّت گفتن صد مرتبه لعن، و صد مرتبه سلام را ندارد، و صورت آن که در کتاب «مزار قدیم» نقل شده، بدون ذکر شرح آن، چنین است: هرکس دوست دارد آن حضرت را از شهرهاى دور یا نزدیک زیارت کند، غسل نماید و به صحرا یا بام خانه خود رود، آنگاه دو رکعت نماز بجا آورد، و در آن سوره «توحید» را بخواند، چون سلام داد، به سوى آن حضرت به سلام اشاره کند و به این سلام و اشاره و نیّت، متوجّه شود به آن جهتى که ابو عبد اللّه الحسین علیه السّلام در آن است، یعنى رو به کربلاى معلّى کند، آنگاه با خشوع و استکانت بگوید:

السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ الْبَشِيرِ النَّذِيرِ وَ ابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيِّينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خِيَرَةَ اللَّهِ وَ ابْنَ خِيَرَتِهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِهِ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْوِتْرُ الْمَوْتُورُ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْإِمَامُ الْهَادِي الزَّكِيُّ وَ عَلَى أَرْوَاحٍ حَلَّتْ بِفِنَائِكَ وَ أَقَامَتْ فِي جِوَارِكَ وَ وَفَدَتْ مَعَ زُوَّارِكَ السَّلامُ عَلَيْكَ مِنِّى مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ فَلَقَدْ عَظُمَتْ بِكَ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَّتْ فِي الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُسْلِمِينَ وَ فِي أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ أَهْلِ الْأَرَضِينَ أَجْمَعِينَ فَإِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ صَلَوَاتُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ وَ تَحِيَّاتُهُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنَ وَ عَلَى آبَائِكَ الطَّيِّبِينَ الْمُنْتَجَبِينَ وَ عَلَى ذُرِّيَّاتِكُمُ الْهُدَاةِ الْمَهْدِيِّينَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً خَذَلَتْكَ وَ تَرَكَتْ نُصْرَتَكَ وَ مَعُونَتَكَ،

لطفا به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

ادامه نوشته

اعیاد شعبانیه مبارک

روزی شعر من امشب

دو برابر شده است

چون که سرگرم نگاه

دو برادر شده اســت

💞

چــون کــه بانــــوی کلابیه

پــــســــر آورده

چشــــم وا کـــن، پــدر خـــاک

قمـــر آورده

ادامه نوشته

عالم برزخ

معنای لغوی برزخ

برزخ در لغت بین دو چیز و یا به معنای پرده و حایل است و مانع رسیدن آن‌دو می­شودتا به حدود یکدیگر تجاوز نکنند.

البرزخ، الحاجز والحد بين الشيئين، و قيل: اصله برزه، فعرب... و قيل: البرزخ ما بين الموت الى القيامة ( معجم مفردات الفاظ القرآن، الراغب الاصفهانى، المكتبة المرتضوية، ص‏41)

حد و فاصله بين دو چيز را برزخ گويند و گفته شده است اصل آن کلمه برزه است که معرب شده است ... و گفته شده است برزخ فاصله بين مرگ تا قيامت است.

در «مجمع الْبَحرين» چنين آمده است:

هو ما بين الدنيا و الاخرة من وقت الموت الى البعث، فمن مات فقد دخل البرزخ. (مجمع البحرين، الشيخ فخرالدين الطريحى، المكتبة المرتضوية، ص‏430)
ما بين دنيا و آخرت -از هنگام مرگ تا برانگيختن اخروى- را برزخ گويند و هر كس بميرد وارد برزخ مى‏شود.

شيخ طبرسى در تفسير نفيس «مجمع البيان» سه احتمال براى برزخ بيان داشته است:

أى حاجز بين الموت و البعث في يوم القيامة من القبور (عن ابن زيد)؛ و قيل: حاجز بينهم و بين الرجوع الى الدنيا و هم فيه الى يوم يبعثون (عن ابن عباس و مجاهد)؛ و قيل: البرزخ، الامهال الى يوم القيامة و هو القبر و كل فصل بين شيئين هو برزخ (عن على بن عيسى). (مجمع البيان، الشيخ الطبرسى، مكتبة العلمية الاسلامية، ج‏7، ص‏118)

1. واسطه و فاصله ميان مرگ تا برانگيختن از قبر.
2. واسطه و حائل ميان مردگان و اهل دنيا تا روز قيامت.
3. فاصله و مدت زمان قبر تا روز قيامت.

در تفسير قمى نيز چنين آمده است:

البرزخ، هوامر بين امرين؛ و هو الثواب و العقاب بين الدنيا و الآخرة.( تفسير القمى، على‏بن ابراهيم قمى، انتشارات علامه، ج‏2، ص‏94؛ بحارالانوار، ج‏6، ص‏214)

فاصله و ميانه دو چيز را برزخ گويند؛ و منظور از آن، ثواب و عقاب بين دنيا و آخرت است.

نويسنده «قاموس قرآن» در معناى برزخ مى‏نويسد: برزخ، به معناى حائل و واسطه ميان دو چيز است و عالم پس از مرگ را برزخ گوييم؛ چون واسطه ميان دنيا و آخرت است(قاموس قرآن، ج‏1، ص 118)

 

 

معنای اصطلاحی

در اصطلاح برزخ عالم و نشئه ­ای است بین دو عالم دنیا و آخرت.

در حق الیقین آمده: "بدان که برزخ مابین موت را می­گویند تا قیامت و ... ."(حق الیقین، علامه مجلسی، نشر هاتف/403)

ادامه نوشته

خودستائی های عجیب مولوی و شمس – قسمت دوم

در آستانه قرن هفتم ، روزبهان بقلی (صوفی عشقی و شاهد باز معروف) طی سخنانی در آغاز کتاب خود به نام عبهر العاشقین از معراج صوفیانه خود چنین خبر می دهد :

«… به مدارج و معارف توحید و تفرید و تجرید ، سوی عالم ازل رفتم و لباس قِدَم یافتم ، خطاب عظمت و کبریاء و انبساط و حسن و قرب شنیدم . فناء توحید عزّت به من نمودو مرا در عین قِدَم از رسم حُدوثیت فانی کرد و به بقا باقی کرد … و گفت : تو به مقام عاشقی و دلباختگی … و توحید و راستی رسیدی . پس به اراده من عمل کن و … با نگاه من نگاه کن و به حکم من حکم کن … که تو از اولیاء منی و تو را میزان حق قرار دادم ، هر کس تو را دوست دارد به بهشت می برم و از عذاب سخت نجات می دهم و او از دوستان خاص من است … .»

 

به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه نوشته

خودستائی های عجیب مولوی و شمس – قسمت اول

پیش تر، مطالبی تحت عناوین شطحیات و تعاریف فوق العاده بایزید بسطامی از خود ( قسمت ۱ و قسمت ۲ ) ، بر روی این تارنما قرار گرفت. همچنین عنوان نمودیم که مولوی و شمس تبریزی ، مثنوی را حق محض ، به دور از هر گونه باطل و حتی بالاتر از قرآن معرفی نموده اند. ادعای همسانی قرآن و مثنوی در حالی مطرح می شود که مثنوی ، مشتمل بر ده ها حدیث جعلی و تحریف شده ، ستایش صحابه معلوم الحال ، اخبار و تاریخ کذب و مناقب و فضائل سران صوفیه و افکار نادرست آنها می باشد .

به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه نوشته

عدم صحت انتساب کتاب تشویق السالکین به ملاّ محمد تقی مجلسی (مجلسی اول)

 

عدم صحت انتساب کتاب تشویق السالکین به ملاّ محمد تقی مجلسی (مجلسی اول)

صحت این نسبت به مثل عالم جلیل، آخوند «ملاّ محمد تقی» (مجلسی اول)، بسیار بعید، بلکه قطعی البطلان است. این رساله مشتمل بر مطالبی است که به اجماع اعاظم علما و محدثین شیعه و اسلام شناسان و متخصصان اصول و مبانی مذهب تشیع آن مطالب ، مردود و باطل است ؛ از جمله:

۱ـ تفسیر به رأی «الا لیعبدون»[۱] به (أی لیعرفون) است.

۲ـ تصدیق صحت سلاسل و طرق صوفیه و تجلیل از مثل: «ملای رومی»، «علاء الدوله سمنانی»، «بایزید بسطامی»، « محیی الدین»، «عطّار»، «صوفیه‌ی نوربخشیّه» و… است که هرکس بخواهد در حدودی از حال آن‌ها آگاه شود می‌تواند به کتبی مثل: «حدیقه الشّیعه» مرحوم مقدس اردبیلی(ره)، «خیراتیّه»،‌ «فضایح الصوفیه» و کتاب جدید التألیف «عرفان و تصوف» و کتب دیگر رجوع نماید.

۳ـ تصویب خانقاه و بدعت خرقه پوشی است که پسر بزرگوار آن پدر، در رأس بزرگانی است که با صراحت آن افراد را اهل باطل و گمراه، و این اعمال را بدعت و ضلالت می‌داند.

ما که در شمار اصحاب ائمه(علیه‌السلام) امثال: «محمد بن مسلم»، «ابان بن تغلب»، «زراره بن اعین» و صدها شخصیت دیگر که بلاواسطه در مکتب آن بزرگواران پرورش یافته و به مقامات بلند علمی و عملی نائل شده‌اند و در شاگردان بلند پایه آن‌ها از عصر غیبت و کلینی و عصر صدوق و شیخ مفید ....(لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید)

ادامه نوشته

استفتاء از آیت الله سیستانی درباره مدعیان عرفان و صفای باطن و مقامات معنوی

بسم الله الرحمن الرحیم 

در این استفتاء که توسط جمعی از طلاب حوزه های علمیه از ایت الله سیستانی پرسیده شده امده است :

 

 آیت الله العظمی سیستانی

 

محضر مرجع بزگوار جهان تشیع حضرت ایت الله سید علی حسینی سیستانی دام ظله 

سلام علیکم ورحمت الله وبرکاته 

اما بعد: هرچند وقت افرادی در بین طلاب برخی از حوزهای علمیه و میان جوانان مذهبی ودیگران ظاهر میشوند که خویش را اهل عرفان وصفای باطن ومقامات معنوی در قرب الهی معرفی میکنند و میگویند که رسالتشان دعوت جامعه به عرفان از راه اذکار و اوراد ومحافل خاص است و برخی از افراد ادعاهای انان را باور کرده در حالی که برخی دیگر به این امور با شک وتردید نگاه مینمایند.

 

ایا اعتماد بر اهل این ادعاها و باور حرف های انان وعمل به دستور العمل های انان جایز است؟ یا اینکه دوری و پرهیز از انان واجب است؟ از خداوند بزرگ عزت و سربلندی روز افزون حضرت عالی را خواستاریم. جمعی از طلاب حوزه های علمیه

 

پاسخ آیت الله سید علی سیستانی:

لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه کنید.

 

ادامه نوشته

انتقاد شدید آیت الله شیخ علی صافی اصفهانی از صدا و سیما

در پی اقدامات اخیر صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران مبنی بر معرفی چهره های انحرافی و نمایش زندگی نامه ی جناب داود صمدی آملی دیروز آیت الله حاج شیخ علی صافی اصفهانی قبل از درس خارج فقه در مدرسه ی صدر بازار سخنانی در این مورد بیان و به شدت به صدا و سیما اعتراض کرد.

آیت الله صافی در ضمن بیانات خود اظهار داشت:

خیلی باعث تأسف است صدا و سیمایی که باید مذهب رسمی این مملکت را ترویج و تبلیغ کند و چهره های.....
ادامه نوشته

زبان حال امام محمد باقر و حضرت رقیه بنت الحسین سلام الله علیهم

تو یک سره در چشم لشکر بودی و من نه  ****  چون صاحب خلخال و زیور بودی و من نه

فهمیدم آن لحظه که نامحرم تو را می‌زد  ****  از چند صورت مثل مادر بودی و من نه

ما هر دو از بازار شامی‌ها گذر کردیم  ****  با این تفاوت که تو دختر بودی و من نه

در معرض چشم حرامی بوده‌ایم اما  ****  آن لحظه تو محتاج معجر بودی و من نه

حاجت گرفتی در خرابه من دلم می‌سوخت****آن شب تو در آغوش یک سر بودی و من نه

اما دوتایی مثل گل از ساقه افتادیم  ****  ما دست در دستان هم از ناقه افتادیم

و باز هم مذهب مولوی – شیعه یا سنی؟

مولوی با اینکه از گروه صوفیه است ( و برخی از آنها بیشتر از دیگران مدعی علاقه به اهل بیت علیهم السلام هستند ) در اشعار و آثار خود نشان داده که از فیض ارتباط با اهل بیت علیهم السلام محروم بوده، و در این زمینه حتی از بعضی هم کیشان صوفی مشرب خود نیز عقب تر مانده است.

تا آنجا که دشمنان اهل بیت علیهم السلام چون معاویه را مشمول الطاف صوفیانه خود قرار داده و برای آنها انواع کرامت­ها را تراشیده است . درحالی که مثلاً سنایی یعنی همان شخصی که مولوی شدیداً به او علاقه مند و اشعارش مورد تـوجه وی است درمورد معاویه چنین می­گوید

 داستان پسر هند مگر نشنیدی —– که از او و سه کسِ او به پیمبر چه رسید

مواردی که در متن آمده[۲] برای اثبات تسنن مولوی کافی است. ولی برای روشن تر شدن مطلب و بستن راه هرگونه بهانه و عذر ، نکات دیگری به اجمال اضافه می­شود

الف ـ پدر مولوی، بهاء ولد، که اولین استاد و مربی وی است سنی حنفی صوفی بوده است ( رجوع شود به معارف بهاء ولد و کتب تراجم )

ب ـ اساتید دیگر مولوی که عمدتاً در دمشق و حلب یعنی محل تحصیل مولوی سکونت داشته اند، از عامه بوده اند.]۳[

ج ـ پیر و مراد معشوق مولوی یعنی شمس تبریزی شیعه و امامی نبوده و ارتباطی با مکتب تشیع نداشته است.]۴[
ادامه نوشته

در ذكر فروع مذاهب صوفيه (2)

فصل دوم: در ذكر بعضى از فروع مذاهب صوفيه 

بدان كه عقايد فاسدۀ ايشان بسيار است از آن جمله به ذكر قليلى از عقايد بيست و يك فرقه از ايشان درين كتاب اكتفا مى‌نمايد.

فرقه اول وحدتيّه‌اند . ايشان به وحدت وجود قائلند و همه كس و همه چيز را خدا مى‌دانند؛ چنانكه گذشت. اين گروه از نمرود و شدّاد و فرعون بدتراند؛ از آن جهت كه جميع اشياء را خدا مى‌دانند حتى چيزهائى را كه در شريعت حكم به عدم طهارت آن شده تا به چيزهاى ديگر چه رسد و اگر آن جماعت را كثرتيّه نام مى‌كردند انسب بود؛ زيرا كه در كثرت اللّه بر وجهى مبالغه دارند كه چيزى نيست از ما سوى اللّه كه آن را خدا ندانند هر چند كه به اعتقاد ايشان همه آنها يكى است؛ چنانكه محيى الدين عربى در اكثر كتابهاى خود گفتگوهاى بسيار درين باب كرده خصوصا در كتاب فصوص الحكم و در اين كتاب در «فصّ لقمانى» مى‌گويد كه ميان ما يعنى وحدتيه و اشاعره نزاع در عبارت است (فصوص الحكم ابن عربى ج ١ ص ١٨٨ چاپ عفيفى) و در همان كتاب در «فصّ موسوى» فرعون را عين حق تعالى گفته؛ چنانكه بعد از تأويل لفظ ربّ، مى‌گويد: «و ان كان عين لحق فالصورة لفرعون». ( فصوص الحكم ابن عربى ج ١ ص ٢١١ چاپ عفيفى؛ شرح قيصرى بر «فصوص الحكم» ص ۴۶۶ چاپ) ادامه مطلب

ادامه نوشته

در ذكر فروع مذاهب صوفيه (1)

بدان كه مذاهب صوفيه بسيار است بعضى گفته‌اند كه از آن جمله چهار مذهب اصل است و باقى فرع آن است و آن چهار مذهب: اول مذهب حلوليّه است؛ دوم مذهب اتحاديه است؛ سوم مذهب واصليّه است؛ چهارم مذهب عشّاقيّه است.

بعضى گفته‌اند كه اصول مذاهب ايشان شش است، تلقينيّه و زراقيّه را بر آن چهار افزوده‌اند. بعضى گفته‌اند اصل دو بوده است.

پس جمعى از متأخرين صوفيه مذهب ديگر اختراع نموده‌اند و آن را نيز اصل ساخته‌اند و آن قايل بودن به وحدت وجود است. پس بنابر قول اين جماعت سه مذهب، اصل مذهب صوفيه خواهد بود و بغير از آنچه مذكور شد قولهاى ديگر هست اما حق اين است كه از جملۀ مذاهب صوفيه دو مذهب اصل است و باقى فرع و آن دو مذهب يكى قايل بودن است به حلول و دوم قايل بودن به اتحاد است.

و سيد مرتضى رازى رحمه اللّه اگر چه در كتاب تبصرة العوام)ص ١٢٢، چاپ اقبال آشتيانى( مذاهب صوفيه را اصلا و فرعا زياده از شش قسم نشمرده امّا در كتاب الفصول التامه كه بعد از آن به عربى تصنيف كرده قايل به آن شده كه اصل مذاهب صوفيه از دو مذهب بيشتر نيست و بسيارى از فروع آن دو مذهب را در آن كتاب ذكر كرده. پس بدان كه اين باب مشتمل بر دو فصل است: ادامه مطلب

ادامه نوشته

كاباليسم و شهر لوط (نوشته آیت الله مرتضی رضوی)

فلسطين سرزميني كه ميان دو قدرت بين النهرين و مصر قرار دارد، در آن زمان (بقول ويل دورانت) شبيه اين بود كه ميان دو سنگ زيرين و زبرين آسياب قرار دارد و از هر دو طرف هميشه تحت فشار بوده است. «جاده اعظم» كه در مبحث پيش به اشاره رفت، از فلسطين عبور مي كند و دو تمدن بين النهرين و مصر را به همديگر متصل مي كند، از بابل شروع شده از رود اردن عبور كرده، فلسطين را در نورديده و از شمال ارتفاعات سينا در كنار ساحل مديترانه، به مصر وارد شده به دو پايتخت متناوب مصر يعني ممفيس و تبس، مي رسد.

در اين جا بايد به وضعيت جغرافي صحراي سينا كه ميان فلسطين و مصر واقع است اندكي توجه شود زيرا در مباحث آينده لازم خواهد بود:.......(ادامه مطلب)

ادامه نوشته

توصیه ی علامه مجلسی (ره) به کسانی که معاد را قبول دارند

علامه محمد باقر مجلسی نوشته اند:(...پس اگراعتقاد به روز جزا داری امروز حجت خود را درست کن که چون فردا حق تعالی از تو حجت طلبد جواب شافی و عذر پسندیده داشته باشی و نمی دانم بعداز ورود احادیث صحیحه از اهل بیت رسالت -علیهم السلام- و شهادت این بزرگواران از علمای شیعه رضوان الله علیهم بر بطلان این طائفه-صوفیه-و طریقت ایشان-تصوف-در متابعت ایشان نزد حق تعالی چه عذر خواهی داشت آیا خواهی گفت متابعت حسن بصری کردم که چند حدیث در لعن او وارد شده است یا متابعت سفیان ثوری کردم که با امام جعفر صادق-علیه السلام-دشمنی می کرده و پیوسته معارض آن حضرت می شده است و بعضی از احوال او را در این کتاب بیان کردیم یا متابعت غزالی را عذر خود خواهی گفت که به یقین ناصبی بوده و می گوید در کتاب های خود به همان معنی که علی امام است من هم امامم و می گوید هرکس یزید را لعنت می کند گناهکار است و کتاب ها در لعن و رد شیعه نوشته مانند کتاب المنقذ من الضلال و غیر آن یا متابعت برادر ملعونش احمد غزالی را حجت خواهی کرد که می گوید شیطان از اکابر اولیاءالله است یا ملای روم را شفیع خواهی کرد که می گوید ابن ملجم را حضرت امیرالمومنین-علیه السلام-شفاعت می کند و به بهشت خواهد رفت و حضرت امیر به او گفت که تو گناهی نداری چنین مقدر شده بود و تو در آن عمل مجبور بودی و می گوید:

چون که بی رنگی اسیر رنگ شد            موسئی با موسئی در جنگ شد

و در هیج صفحه ای از صفحه های مثنوی نیست که اشعار به جبر یا وحدت وجود یا سقوط عبادات یا غیر آنها از اعتقادات فاسده نکرده باشد و چنانچه مشهور است و پیروانش قبول دارند ساز و دف و نی شنیدن را عبادات می دانسته است یا پناه به محیی الدین خواهی برد که هرزه هایش را در اول و آخر این کتاب شنیدی و می گوید جمعی از اولیاءالله هستند که رافضیان را به صورت خوک می بینند و می گوید به معراج که رفتم مرتبه ی علی-علیه السلام-را از مرتبه ی ابوبکر و عثمان پست تر دیدم و ابوبکر را در عرش دیدم چون برگشتم به علی گفتم چون بود که در دنیا دعوی می کردی که من از آنها بهترم الحال دیدم  مرتبه ی تو را که از همه پست تری و او و غیر او از این تزریقات بسیار دارند که متوجه آنها شدن موجب طول سخن می شود...اگر به دیده ی انصاف نظر کنی و به فکر صحیح تأمل نمایی به این قلیلی که برای تو ذکر کرده ام بر تو ظاهر می شود و این گروه پیوسته مخالف ائمه ی تو صلوات الله علیهم بوده اند و علمای کبار و راویان اخبار شیعه که در اعصار ایشان یا قریب به اعصار ایشان بوده اند و بر احوال ایشان زیاده از من و تو اطلاع داشته اند دانش و علم و فهم ایشان زیاده از اهل این عصر بوده است از ایشان بیزاری اظهار نموده حکم به کفر و الحاد ایشان کرده اند اگر دانسته طریق اهل بیت را ترک می نمائی و راه ضلالت این گروه را اختیار می کنی گناه تو را بر دیگری نخواهند نوشت هدانا الله و ایاکم الی صراط المستقیم)).

عین الحیات،ص577تا583

واقعا به کدام سمت در حرکتیم؟

ضریح جدید حضرت ابا عبدالله الحسین (ع)

باید نوشت روی ضریح جدیدتان

یک سنگ قبر هم که ندارد حسن،حسین

ما خالف کتاب الله فاضربوه علی الجدار


ما خالف کتاب الله فاضربوه علی الجدار

تنزیه و تشبیه خداوند- تفاوت تشبیه کلامی و عرفانی-2

تذکرات مبحث “نظر دین در بحث تشبیه و تنزیه”

تذکر: برخی بر اساس متون دینی قایل به تشبیه خداوند شده‌اند و حتی برخی در تشبیه تا بدان‌جا جلو رفته‌اند که برای خداوند دست و پا و کرسی و … قایل شده‌اند. این گروه به مجسمه ملقب شده‌اند.

 توجه: مشبهه حداقل دو معنا دارد:

۱-معنای خاص: کسانی که در تشبیه افراط کرده‌اند مثل مجسمه و…

۲-معنای عام: در این معنا مشبهه اعم از گروه مجسمه و غیر آن است و شامل تمام کسانی می‌شود که قایل به تنزیه محض خداوند نیستند.

 عدم توجه به این نکته موجب خطای ذهنی می‌شود.

 سوال: تنزیه محض خداوند از هر نوع تشابهی، شامل چه مواردی از تشبیه می‌شود؟

ادامه نوشته

تنزیه و تشبیه خداوند- تفاوت تشبیه کلامی و عرفانی-1

برای بررسی بحث تشبیه و تنزیه خداوند لازم است که دو نظریه‌ای که مدافعان فلسفه و عرفان مدافع آن‌ها هستند از هم جدا شود. این دو نظریه

عبارتند از:

۱-نظریه وحدت وجود اطلاقی

۲-نظریه تشکیک در وجود

 

توجه: نظریه وحدت وجود اطلاقی و نظریه تشکیک در وجود دو نظریه کاملا متمایز از هم هستند. پرش از یک نظریه به نظریه دیگر و کمک گرفتن از یک نظریه به نفع نظریه دیگر موجب خطای ذهنی شده و همه را گرفتار تضییع عمر و … می‌کند.

ادامه مطلب

ادامه نوشته

آیا ابن عربی تقیه کرده است؟

آیا ابن عربی تقیه کرده است؟ – مروری کوتاه بر این مساله

عده ای براى شیعه نشان دادن ابن عربى دست و پا زده و از باب «الغریق یتشبّث بکلِّ حشیشٍ» متوسل به تقیه[۱] شدند

اولاً: تقیّه خلاف اصل و صِرف ادّعاست. و بلکه باید در ابتدا تشیّع ابن عربى ثابت باشد تا بعد به سراغ توجیهات کلمات وى رفت.

ثانیاً: تقیّه را به ابن عربى میتوان در مطالبی نسبت داد که درباره امامان علیهم‏ السلام دارد؛ چرا که شاید وى در هنگام اعلام مودّت خود نسبت به ائمه هدى علیهم‏ السلام....... (به ادامه بروید)

ادامه نوشته

آیا ملای رومی شیعه است؟

با سلام

من زیاد ادبیات بلد نیستم ولی این حاشیه ها رو در سایت گنجور دات نت در مورد یک شعر از ملای رومی دیدم

شما هم بخوانید و نظر بدید

(ادامه مطلب)

اینم آدرس مطلب تو سایت گنجور:

http://ganjoor.net/moulavi/shams/ghazalsh/sh3229/

ادامه نوشته

تفاوت صدور و ايجاد

تفاوت صدور و ايجاد:

اهل‌بيت‌عليهم السلام در پاسخ سوال بزرگ «خداوند آن موجود اوليه را از چه چيزي خلق كرد؟» اعلام مي‌دارند كه اساس سوال غلط و سالبه به انتفاي موضوع است: اساساً خداوند آن موجود اوليه را خلق نكرده است بل «ايجاد» كرده است.[1][1] خداوند وجودي است كه وجودهاي ديگر را ايجاد كرده است. او موجودي[2][2] است كه موجودهاي ديگر را ايجاد كرده است.

ايجاد يعني: پديد آوردن چيزي بدون اين‌كه از چيز سابقي نشأت يافته باشد.

ايجاد (انشاء) يعني همان «كن فيكون» كه در قرآن آمده است. حضرت فاطمه‌عليها السلام در خطبه معروفي كه در آغاز خلافت ابوبكر و در مسجد رسول خداصلي الله عليه وآله خطابه فرموده است، مي‌فرمايد:..............(لطفا به ادامه مطلب بروید)

ادامه نوشته

تولی و تبری

وَجَعَلْنَا مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لاَ يُبْصِرُونَ

با سلام

از آنجایی که بعضی بزرگواران از شیوه ی برخورد گزینشی ما با آثار شعرایی مانند جلال الدین بلخی، عطار، سعدی و .... دل آزرده شدند لازم دیدم جوابی کوتاه و هرچند ناقص بدهم.

بزرگواران! اگر شخصی از اهل بیت(ع) تعریف کرد و در مورد آنان شعر یا مطلبی انشاء کرد آیا از نظر شما آن شخص شخصی دیندار و قابل قبول است؟

جناب بلخی در مورد امیرالمؤمنین شعر فراوان گفته اند. با فرض اینکه در این اشعار به ایشان دروغ نبسته یا توهین نکرده باشد(که کرده است) آیا این اشعار جواز این را صادر میکند که القا کند نعوذ بالله حضرت ابوطالب(ع) کافر بود و کافر از دنیا رفت؟

آیا این رسم شیعه گری است؟

با کدام استدلال می توان محب بودن مولوی را با این قبیل سخنانش جمع کرد؟ و از درونش یک مولوی شیعه بیرون کشید؟

اگر به صرف گفتتن شعر قشنگ و تعارفات الکی و دروغین، ما به این نتیجه برسیم که مولوی خوب است پس باید همین معامله را با خلیفه دوم و عمروعاص هم بکنیم.

ابو حنیفه رئیس فرقه ی حنفی نیز در مورد مدت زمانی که با واسطه یا بی واسطه از محضر امام صادق (ع) استفاده کرده است گفته: "لو لا السنتان لهلک النعمان"!

شافعی رئیس فرقه شافعی نیز در مورد امیر المؤمنین گفته:

علیٌ حُبُّهُ جُنَّة                 قَسیمُ النّارِ و الجَنَّة

وَصِیُّ مصطفی حَقّا          إمامُ الإنسِ و الجِنَّة

حرف هایی زده اند که ما خوشمان آمد و در برابر مخالفین تشیع از آن حرفها به عنوان استدلال استفاده می کنیم. ولی آیا باید ازشون تعریف و تمجید کنیم و براشون بزرگداشت بگیریم و سر قبرشون اشک بریزیم؟

آمریکا هم به زلزله زدگان و سیل زدگان و مصیبت دیدگان سراسر دنیا کمک بشردوستانه می کنه ولی آیا این قبیل نمایش های الکی از اینها چهره ی پلید و خبیث پشت این سالوسی ها رو تطهیر میکنه؟

به نظر بنده این دل آزردگی ها به دلیل وجود علاقه زیاد مردم ایران به شعرا و زبان فارسی و تبلیغات فراوان است و مطرح کردن سخنانی که عدالت و صحت شعرا را رد میکند باعث واکنش منفی از طرف دوستداران شعر و ادب و عرفان میشود.

ولی خودتان قضاوت کنید، روشی که اعزّه در تعریف و تمجید از امثال مولوی و حافظ و عطار و..... می کنند، آیا عادلانه ست؟

بزرگداشت می گیرند. هزینه می کنند. تبلیغات می کنند. بالای مقبره ی حافظ و سعدی و مولوی چه اشکها که نمی ریزند و چه ها که نمی کنند!

بدون اینکه بگویند مولوی حضرت ابوطالب را کافر میداند.

بدون اینکه بگویند عطار در مورد دشمنان اهل بیت در تذکرةالاولیا چه ها که ننوشته!

فقط میگویند که راجع به امام باقر و امام صادق چنین گفته ست و چنان گفته ست.

عمربن عبدالعزیز هم لعن به امیرالمؤمنین بر منابر رو ممنوع کرد ولی خودش غاصب خلافت و حکومت بود.

منطقییّون میگویند اجتماع نقیضین باطل است.

اینها بی عدالتی ست. نه افشاگری ما!

ادعای تولی بدون تبری و بالعکس پذیرفته نیست.

همانطور که امر بمعروف بدون نهی از منکر معنی نمی دهد.

این چه محبتی است که در فلان مکاشفه فلان کس امیرالمؤمنین را در رتبه ای پست تر از ابابکر و عمر دید و در ادامه با حالت کنایه و طعنه به امیرالمؤمنین گفته که "دیدی در دنیا ادعا می کردی خلافت حق توست و لی اکنون مرتبه ات از آن دو پست تر است؟"

آیا برای ما شیعیان فقط ادعای تولی کافی است؟

این وسط تبری چیست؟ از چه کسی اعلام برائت کنیم؟

نمی شود ما بگوییم امام رضا(ع) خوب است و برویم مشهد زیارت ولی بعد بیاییم و در دانشگاه شهید بهشتی به عنوان یک استاد از مأمون (ملعون ازل به أبد) تعریف کنیم و ستایشش کنیم.

یا این دروغ است و یا آن! که مطمئنا تولی زیر سوال میرود.

همین مأمون ملعون در مناظره ای که با آرزوی شکست امام (ع) ترتیب داده بود به زعم خود اثبات میکند که خلافت بلافصل امیرالمؤمنین به حق بوده و خلافت حق ایشان بوده ولی آیا این عمل اندکی از پلیدی این ماعون کم میکند؟

محب اهل بیت را با محبت دشمنان اهل بیت چه کار؟

ایهاالناس یک نفر منو روشن کنه!

عیسی ثاقب بخشایش: عمروعاص زیباترین غدیریه را سروده است!

عیسی ثاقب بخشایش: عمروعاص زیباترین غدیریه را سروده است!

به بهانه فرارسیدن عید غدیرخم مهر گفتگویی با عیسی ثاقب بخشایش یکی از شعرای اهل بیت که واقعه غدیر و خطبه پیامبر(ص) در این روز را به نظم در آورده است، ترتیب داده است که در پی می آید:

*آیا در آثار شعرای بزرگ فارسی از جمله حافظ، فردوسی، سعدی و... در مورد واقعه غدیرخم به همان صورت که در باور شیعه است اشعاری را می توان دید؟
 
- عیسی ثاقب بخشایش: غدیر حقیقتی است که هیچ کس نمی تواند آن را منکر شود و شعرای بزرگ فارسی زبان در قالبهای مختلف شعری و ادبی به جایگاه حضرت علی(ع) پرداخته اند. با اینکه شیعه و سنی به واقعه تاریخی غدیر اشاره دارند اما اختلاف بر سر معنی یک کلمه است. اهل سنت به جمله «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» تأکید دارند و منکر واقعه نیستند اما واقعه را تحریف می کنند و معنی «ولی» را به معنی دوست می گیرند و شیعه ولی را به معنی سرپرست می گیرد.
 
به دلیل حاکمیت اهل سنت در ایران پیش از صفویه، اکثر شعرای بزرگ ما اهل سنت بودند.....
(به ادامه مطلب بروید)

ادامه نوشته

تعریف و تمجید خلیفه دوم از حضرت علی (ع)

لولا على لهلك عمر.

اين عبارت که از زبان خليفه دوم عمر بن خطاب ، در جريانهاي مختلفي و بارها از زبان وي نسبت به حضرت اميرالمومنين علي عليه السلام صادر شده است كه ما ابتدا اسناد آن از كتب شيعه نقل كرده و سپس جريانات را از منابع معتبر اهل سنت نقل مي كنيم كه براي اهل سنت نيز قابل اعتماد باشد .

لولاعلي در منابع شيعه

كافي ، كليني ، ج 7 ، ص 424، تهذيب الاحكام ، شيخ طوسي ، ج 6 ، ص 606، ج 10 ، ص50، من لايحضره الفقيه ، شيخ صدوق ، ج 4 ، ص 36 ،‌ اختصاص ، شيخ مفيد ، ص 111 و 149 مناقب آل ابي طالب ، ابن شهر آشوب ، ج 1 ، ص 311  و .....(به ادامه مطلب بروید)

ادامه نوشته

مطلب جدید



ان شاء الله مطلب جدیدی در راه است

اگر خدا توفیق بدهد و وقت اجازه بدهد

مطالب عقب افتاده بسیار است

دانلود

و اما دانلود چند فایل دیگر در زمینه فلسفه و عرفان و ارتباط این دو تفکر با دین اسلام:


اسلام آمریکایی،عرفان مولوی و طعنه حافظ شیرازی به سیره امام حسین علیه السلام / استاد میرباقری+فایل صوتی


شکایت حضرت امیرالمومنین علیه السلام از ترویج اشعار مولوی و حافظ به نقل از علامه امینی + فایل صوتی بیانات ایشان


آقای صمدی آملی : یزید و قاتلان امام حسین (علیه السلام) هم به بهشت می روند!+فایل صوتی


دکتر حسن عباسی و نقد فلسفه ملاصدرا و اعلام آمادگی برای مناظره با صدرائیان+فایل صوتی

دانلود صوت کامل مناظره آقایان نصیری و رهدار در برنامه زاویه شبکه ۴ پیرامون نسبت انقلاب اسلامی با فلس

دانلود صوت کامل مناظره آقایان نصیری و رهدار در برنامه زاویه شبکه ۴ پیرامون نسبت انقلاب اسلامی با فلسفه و عرفان

انلود برنامه زاویه دانلود مناظره رهدار و نصیری  دانلود مناظره

مناظره چالشی با موضوع «انقلاب اسلامی، مولود فقه یا فلسفه؟» با حضور آقای مهدی نصیری، سردبیر فصلنامه سمات و نویسنده کتب «اسلام و تجدد» و «فلسفه از منظر قرآن و عترت» و حجت الاسلام احمد رهدار، ریاست مؤسسه فتوح اندیشه و نویسنده کتاب «تجربه غربشناسی علمای شیعه» در شبکه چهارم سیما، برنامه زاویه برگزار شد.

 

nasiri rahdar دانلود فیلم کامل مناظره آقایان نصیری و رهدار پیرامون نسبت انقلاب اسلامی با فلسفه و عرفان 

 

مهدی نصیری و حجت الاسلام رهدار چهارشنبه شب (سوم آبان ماه ۱۳۹۱) در برنامه زاویه شبکه چهارم سیمای جمهوری اسلامی پیرامون نسبت انقلاب اسلامی با فلسفه و عرفان و مشخصا حکمت متعالیه ملاصدرا به مناظره پرداختند.

دانلود فایل صوتی مناظره

دانلود صوت مناظره آقایان نصیری و واسطی با عنوان بازخوانی هویت فلسفه و عرفان در ۳ جلسه

دانلود صوت مناظره آقایان نصیری و واسطی با عنوان بازخوانی هویت فلسفه و عرفان در ۳ جلسه

 

نشست کرسی نقد و مناظره و آزاداندیشی درباره فلسفه و عرفان با عنوان «بازخوانی هویت فلسفه و عرفان» آذرماه با استقبال گسترده حوزویان و دانشگاهیان در مشهد مقدس برگزار شد.

 

 

در جلسه اول این نشست که به صورت مناظره میان حجت الاسلام عبدالحمید واسطی، معاون پژوهشی موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام  و مهدی نصیری ، مدیرمسئول نشریه سمات و نویسنده کتاب «فلسفه از منظر قرآن و عترت علیهم السلام» برگزار شد، هر یک از مناظره کنندگان دیدگاه خود درباره فلسفه و عرفان و نسبت آن ها با مکتب اهل بیت (علیهم السلام) را بیان کردند.

دانلود مناظره اول

دانلود مناظره دوم

دانلود مناظره سوم

دانلود مناظره آیت الله میلانی با دکتر اعتصامی

دانلود مناظره آیت الله میلانی با دکتر اعتصامی (پخش از شبکه ۴ سیما)

دریافت فایل صوتی

مناظره آقای مهدی نصیری و حجةالاسلام والمسلمین غرویان پیرامون فلسفه و عرفان (دانلود)

سم الله الرحمن الرحیم

با توجه به گفتگوی پیشین و چالشی آقای نصیری با حجة الاسلام و المسلمین غرویان در فصلنامه سمات با عنوان «فلسفه و عقلانیت»، این دو تصمیم به برگزاری مناظره حضوری با یکدیگر گرفتند که یکی از این مناظرات در برنامه زاویه به صورت زنده پخش شد.

حجت الاسلام و المسلمین غرویان استاد و مدرس فلسفه در حوزه علمیه قم و آقای مهدی نصیری مدیر مسئول فصلنامه معرفتی ـ اعتقادی سمات است که به دفاع از معارف قرآن و اهل بیت علیهم السلام و نقد فلسفه و عرفان و مدرنیته می پردازد. 

آقای نصیری پیش از این مدیر مسئولی روزنامه کیهان و نشریه صبح را در کارنامه مطبوعاتی خود دارد. 


آقایان غرویان و نصیری  هر کدام صاحب ده ها مقاله و چند کتاب هستند. “شرح و تبیین بدایة الحکمة” و “شرح برهان شفاء” از جمله آثار غرویان و “فلسفه از منظر قرآن و عترت” و “اسلام و تجدد” از جمله کتاب های نوشته شده توسط مهدی نصیری است. 

اکنون ما لینک فایل صوتی این مناظره ها و مباحثه ها را برای دانلود قرار داده ایم.

دانلود مناظره اول

دانلود مناظره دوم

دانلود مناظره سوم