سوء تعبیر
زني بچه نوزادش را در خانه گذاشت و براي خريد از خانه خارج شد.گربه دست آموزي هم داشت.وقتي كه به خانه برگشت دم در گربه را با دهاني خونين يافت.درجا فكرش به جاهاي ناجوررفت.تصور كرد كه گربه به نوزاد حمله كرده است.چنان خشمگين شد كه با زدن لگدي بر سر گربه آن زبان بسته را هلاك كرد.سپس با عجله وارد خانه شد.
واااااي خدايا چه مي ديد؟
به نظر شما چه اتفاقي رخ داده بود؟
ماري وارد اتاق شده بود و گربه با او جدال كرده و اورا كشته بود.
پشيماني ديگر سودي نداشت
قندك چند سالي بود كه وبلاگ نداشت(حالا دلايل و علتش چه بود بماند)
....تا اينكه يكي دوماه پيش به سراغ بعضي از آدرس هاي قديمي رفتم. بعضي هارا پيدا كردم . بعضي ها هم كلا از ياد و ذهنم رفته بودند.در ضمن با دوستان ديگري هم مثل شفتال عزيز.نازنين.نيلوفر و غيره آشنا شدم .واين دوستان از قندك خواستند كه وبلاگ بزند او هم لبيك گفت.بعد رفتم وبه يكي دونفري كه ازشان آدرس داشتم خبر دادم. اما واقعا آدرس يكي از قديمي ترين دوستانم (ساراي عزيز گمشده در كوير)را فراموش كرده بودم . حالا او چگونه و از كجا با خبر شده بود نميدانم اما خيال كرده بود من عمدا به او اطلاع نداده ام. درصورتي كه خداي من شاهد است كه اسم و آدرسش از ذهنم رفته بود. قصد و عمدي هم در كار نبود.امروز هم اسمش را سرچ كردم و پيدايش كردم.
لذا در همينجا از سوء تفاهم پيش آمده بشدت ناراحت هستم و از آن دوست عزيز و قديمي كه از دستم ناراحت شده عذر خواهي مي كنم و اميدوارم اين عمل سهوي مرا برمن ببخشد و به دوستي مان چون گذشته تداوم بخشد.

