علسا...بی بازگشت
دلم عجیب گرفته است.... آه باید رفت
همیشه با نفس تازه راه باید رفت
قناریان شکیبا که راهیه سفرید
مرا به خلوت ابعاد زندگی ببرید....
دلم عجیب گرفته است.... آه باید رفت
همیشه با نفس تازه راه باید رفت
قناریان شکیبا که راهیه سفرید
مرا به خلوت ابعاد زندگی ببرید....
علی آمد جهان را آبرو داد
بدی های زمین را شست و شو داد
خدا زهرا، خدا شور شهادت
خدا یک جا شهادت را به او داد.
من درخت ام،از شکست و زخم لبریز
صورت ام را می خراشد چنگ پاییز
شاخه هایم،سخت عریان انند،عریان
لحظه هایم،بی بهارند و غم انگیز
عابران گریان بر این حالی که دارم
خاک از احوال ام پریشان،آسمان نیز
آه ای باد خزان من را رها کن!
خود ز روی شانه ام بردار و برخیز!
بیش از این خود را به پاهایم نپیچان!
بیش از این خود را به دستان ام نیاویز!
من که آهن نیستم تا از تبرها...
من درخت ام از شکست و زخم لبریز...
آلبوم ترانه ی لُری « تَلمیت » روانه ی بازار موسیقی شد.

خواننده: مهندس رحیم منصوری
آهنگساز: استاد کریم منصوری
تنظیم کننده: ابراهیم جوان
نوازندگان:
سُرنا: احسان عبدی
دهل: احسان عبدی
کمانچه: حسن سالم
سنتور: کریم منصوری
تار ، عود ، نی: ابراهیم جوان
دف: حمیدرضا خجندی
تنبک: فرشید توکلی
دایره: همایون جوان
اشعار آلبوم:
اویار زیل: شعر از میرنوروز
دوستی: شعر از سالم پوراحمد
چوپو: شعر از سالم پور احمد
بی پَل: شعر از سالم پوراحمد
تلمیت: شعر از میرنوروز
آساره: شعر از میر نوروز
سرون شیری: شعر از سالم پوراحمد
دوستانی که در تهران هستند جهت تهیه ی آلبوم می توانند
به خود شرکت آوای باربد یا نمایشگاه دوسالانه آثار موسیقی
در خانه ی هنرمندان تهران- غرفه آوای باربد مراجعه نمایند.
این آلبوم توسط شرکت آوای باربد تولید شده است.
گاهی وقت ها
شیطان دلتنگم می شودو
مرگ، ذهنم راقلقلک میدهد!
گاهی وقت ها
شیطان
به پای حوا می افتد
ومن
اشتباه آدم را
قورت میدهم و
گلوی وسوسه را
به دستانم می سپارم
وقتی خدادرهمین نزدیکی ست
شیطان تنم را
با خمیازه ای از سر هوس
جلد می گیرد
و من
خط های قرمزاطرافم را
دور میزنم و
راز نسل های منقرض شده ی اجدادم را
دردل کودکی هایم
به شماره می اندازم!
دلم را به آسمان داده ام
تا خدایم را پس بگیرمانگار دوباره.......
گاهی خودم را می کشم من می شوم
گاهی چدن گاهی هم آهن می شوم
گاهی به چشمان خودم زل می زنم
می بارم و سربار این تن می شوم
خورده حسابی با خودم دارم ولی
مظلومم و محکوم فعلن می شوم
بوی تو را این روزها - حس می کنم! -
یعقوبم و مشتاق دیدن می شوم
فعلا تمام را ه ها را بسته ای!
نام کتاب: آواهای زاگرس ( ترانه های ایلام، لرستان، کرمانشاه و ...)
نویسنده: کریم منصوری
ویراستاران: ظاهر سارایی، سالم پوراحمد
ناشر: نشر شاملو/ مشهد
نوبت چاپ: اول 1391
شمارگان: 1000 جلد
قیمت: 8500 تومان

برگ برگ دفترسرنوشتم
با نام تو ورق می خورد
کمین کرده ام
_
تااولین طلوع نگاهت را
به خانه ام آویزان کنم
سرمامرا می پوشاند
وقتی بهانه دست شمع هامی دهی
می بارم
وقتی ابرهارا
باسرانگشتانت
ازپشت پلک هایم می چینی و
خنده را بر روی لب هایم می
خندانی ...
خورشید رفت و نی لبک ها را پر از غم کرد
نفرین به دستانی که شب را سهم عالم کرد
بی پرده می گویم: از آن روز پر از نفرت
دستی که اعجاز غزل ها را پر سم کرد
آن سیب سرخ آدمک های حقیر و مست
خونابه تلخی شد و تبعید آدم کرد
روزی که هرم آفتاب از غم خبر می داد
آتش شکفت و اشهد و انا.... بلالم کرد
خورشید فردا از پس ابری نخواهد زد
وقتی که غم بارید و یک نسل از خدا کم کرد