مغذرت
با عرض سلام خدمت تمامی دوستان و اشنایان
از اینکه چندمدتی نبودیم معذرت و پوزش میطلبم از شماها.
انشاالله در آینده ی نزدیک این وبلاگ دوباره راه اندازی میشود.
باتشکر
مدیریت وبلاگ.
با عرض سلام خدمت تمامی دوستان و اشنایان
از اینکه چندمدتی نبودیم معذرت و پوزش میطلبم از شماها.
انشاالله در آینده ی نزدیک این وبلاگ دوباره راه اندازی میشود.
باتشکر
مدیریت وبلاگ.
قالَ (علیه السلام) : أنَا خاتَمُ الاَْوْصِیاءِ، بى یَدْفَعُ الْبَلاءُ عَنْ أهْلى وَ شیعَتى.
فرمود: من آخرین وصیّ پیغمبر خدا هستم به وسیله من بلاها و فتنه ها از آشنایان و شیعیانم دفع و برطرف خواهد شد.
دعوات راوندى: ص ۲۰۷، ح ۵۶۳.
نَه دَردوز اؤلسا دیون مَه لقا اَبالفضله
ایکی قؤلی بدنیندن جدا اَبالفضله
اؤنون قاپوسینا هر کیمسه صدق نیّتلن
گئده جواب آلاجاق آند اولا اَبالفضله
گر ایستیسن که توجّه ائده دعالروه
قالوب دلونده اولان ذکر یا ابالفظله
دئسون خلوصیله گر دردووی ائدر چاره
دیلّه خلق آرا مشکل گشا ابالفضله
محالدی الی بوش سائلی یولا سالسین
چوخ آزدی واژة جود و سخا ابالفضله
وئروب فضائلی کامل اونا خدای کریم
چاتوبدی جود و کرم هکذا ابالفضله
سخا و جود و کرمده بدیلی یوخدی اونون
محالدور بیری همتا تاپا ابالفضله
وار اعتقادی اونون آدینه چوخ اَرمنی نون
مرید اولوبلا اولاردا آقا ابالفضله
فدا اولوم نه فقط من اوزوم اونون آدینا
اولا آتامدا ؛ آنامدا فدا ابالفضله
مریضون اولسا اگر اؤندان ایسته استشفا
دئ عرض حالووی ای بینوا ابالفضله
گوزل طبیبدی هر رشته ده تخصّصی وار
ایدوبدی ویژه توجّه خدا ابالفضله
طبیبه دردی دیللّر دوانی گوزدَللَّر
دئ دردووی اؤنا ؛ قالسون دوا ابالفضله
آقادا ارزشه باخ زینیدن دوشنده یره
آچوب قوجاقینی خیرالنّساء ابالفضله
دئدی وفالی بالام بو یارالی سینه مه گل
آنون وئرر سینه سی اوسته جا ابالفضله
گوروبدی باشدان ایاقه یارالی عبّاسین
پیمبرون قیزی ائتدی دعا ابالفضله
گؤروم باشون اوجا اؤلسون ایکی جهاندا بالا
دیوب بو سوزلری غملی آنا ابالفضله
حسینه خاطر اوغول پیکرون قیزیل قاندی
دگوب حسینه گوره چوخ یارا ابالفضله
وفالی اوغلونا زهرا دعای خیر وئروب
بویوردی : بانوی روز جزا ابالفضله
چاغیرحسینی ؛گَله قارداشون باشون اوسته
چتین زمان دیه بیر اوخشاما ابالفضله
باخوبدی فاطمیه دولدی یاشلا قانلی گوزی
بهشتدور دئدی بو کربلا ابالفضله
همیشه آرزو ائدردیم گورم جمالوی من
چاتوب او لحظة بهجت فزا ابالفضله
بو یاره لی بدنیم قوی دوشه قدم لروه
وجودون آی آنا سایه سالا ابالفضله
باخوب آنا سؤزونه سسلیوب حُسینی غرض
دیوب : یتور اوزوی یا اَخا ابالفضله
آماندی تز گَل حسین مقتله آنامدا گلوب
وئروبدی فاطمه قارداش بَها ابالفضله
چاتوبدی کامه ابالفضلون ایندی گل قارداش
ائدوبدی سوزلرینه نوکرون عمل قارداش
گلوبدی اوغلی اُؤلن شاه قانلی میدانه
گؤروبدی قارداشی میداندا غرقدور قانه
آلوبدی قارداشینن باشینی دیزی اوسته
او شاه باشلادی بیر اوخشاما غریبانه
فدا اولا دئدی : جانیم او قان دؤلان گوزوه
نجه باخیم آتام اؤغلی اؤ قانلی مژگانه
آخوبدی قان یوزوه صورتون قانا بویانوب
نفوذ ائدوبدی او قان زلف عنبر افشانه
گوز آچ دانیش منیلن قارداشون حسینم من
آماندی گل دله؛قارداش دِئ بو لب عطشانه
دیَردیم اؤلمیا بیر ساعتیم منیم سنسیز
دوزَنمرم من ابالفضل درد هجرانه
آچوبدی قانلی گوزون تشنه جان وئرن سقّا
تبسّم ایلدی مؤلاسینه او فرزانه
دیوبدی حمد ائدورم حقّه نذریم اولدی ادا
بجادی فخر ائلسم ایندی کون و امکانه
بو رتبه بسدی منه فاطمه دیوبدی اوغول
اونا اوغول اولا هرکیمسه فخر ائدر یا نه؟
ایکیمجیسی باشیمی آلموسان دیزون اوسته
چاتوبدی نوکر آقا گؤر نه اَرجِ شایانه
اورگیمی ولی بیر غصّه چوخ سیخار قارداش
یانور بو یاره لی قلبیم منیم او جریانه
اؤدا بودور که سنی تک گورن زماندا عدو
جَری اؤلار سِپَهِ اَهرمن سلیمانه
قاریشدی قانه او دم گوزلرینده اشک تری
جمالینه آخوب اوخشاردی نُقلِ الوانه
گؤروب او حالی حسین یاندی یاره لی قلبی
یارا دگوب یارا اوستن او قلب سوزانه
یوزونی قویدی او قانلان بویانموش اعضایه
چکوبدی آه توکوب گؤز یاشی یانا یانه
بویوردی خیمه لره من نجه گئدیم ایندی
وئریم اُلوم خبرین زینب پریشانه
رقیّمه نه دیوم گر دئسه نجولدی عَموم ؟
دیوم که هاردا قالوبدی او طفل نالانه
دئسم شهید اولوب عبّاس نیلیَرگوره سن؟
گنه پناه آپاروم مَن خدای سبحانه
باشینی قؤزادی گؤی سمتینه اؤ سرور دین
گوزونده یاش ؛ ائلیوب شکر ؛ حیّ منّانه
دیوب حسینه اوزون صبر وئر بو غمده خدا
بیلورسن عشقی چوخیدی بو تشنه قربانه
ولی منیم نئیم اولسا سنوندی یا الله
مطیعم اَمرُوَه ؛ پا بندم عهد و پیمانه
وئروب اَلَستیده امضا پیمبرون نوه سی
که خدمت ایلیه دینه ؛ کتابِ قرآنه
یتیرمَه گه باشا پیمانین اشتیاقيلن
حرم لریله حسین گلدی بو بیابانه
یولوندا وئرموشم عبّاس و اکبر و قاسم
اسیر اولار حرمیمده گروهِ عُدوانه
دئدی بو سوزلری اول مستِ بادة اَزَلی
دوراندا یِئردن اَیاقه بئلینده قالدی اَلیعمریست كه از حضور او جا ماندیم
در غربت سرد خویش تنها ماندیم
او منتظر است تا كه ما برگردیم
ماییم كه در غیبت كبری ماندیم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
قطعه گمشده ای از پر پرواز کم است
یازده بار شمردیم و یکی باز کم است
این همه آب که جاریست نه اقیانوس است
عرق شرم زمین است که سرباز کم است
***اللهم عجل لولیک الفرج***
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کاش صاحب برسد ،بنده به زنجیر کند
ماجوانان همه را در ره خود پیر کند
کاش چشم گل زهرا به دل ما افتد
با نگاهش به دل غمزده تاثیر کند
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کی میشود صبح ، ناشتای چشمهایمان را به نگاه تو بگشاییم؟ کی میشود شام ، تصویر تو را به قاب خوابهایمان ببریم؟ کی میشود شب و روزمان، در فضای ظهور تو بگذرد؟ یا ابا صالح من ...
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است گفتا تو خود حجابی ، ورنه رخم عیان است
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بقیه در ادامه مطلب
دری به سمت حیاط تجلی اش وا کرد
سپس نشست و خودش را کمی تماشا کرد
و آن همه عظمت را کمی به نور کشید
و نور را به تجسم کشید و انشا کرد
قوْیدۇن منی بۇ ائوده ملهر، آغلارام نهنه
گئتدین مزاره دیلده شرر، آغلارام نهنه
![]() |
آرامش و نشاط خواسته گمشده انسانهات
نماز چگونه نشاط را هدیه میكند
آرامش و نشاط خواسته و گم شده بسیاری از انسانهاست، از این رو آنها از فقدان این دو در زندگی رنج میبرند، یكی از عوامل از بین برنده نشاط، وجود گناهانی كه انسانها مرتكب شدهاند و نماز وسیلهای برای شستشوی گناهان است.
به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، آرامش و نشاط خواسته و گم شده بسیاری از انسانهاست، از این رو آنها از فقدان آن دو در زندگی رنج میبرند و هزینههای زیادی را برای یافتن آن صرف میكنند، یكی از عوامل از بین برنده آرامش و نشاط، وجود گناهانی است كه انسانها مرتكب شدهاند، حال سوال این است آیا قرآن راهی برای زدودن گناهان بیان كرده است یا نه؟ مركز تخصصی نماز این گونه پاسخ میدهد:
در جواب میگوییم یكی از بهترین راههای شستشوی گناهان، نماز و ارتباط با خداوند است، قرآن میفرماید: «وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ ذلِكَ ذِكْرى لِلذَّاكِرینَ»، «در دو طرف روز و اوایل شب، نماز را برپا دار، چرا كه حسنات، سیئات (و آثار آنها را) از بین مىبرند، این تذكّرى است براى كسانى كه اهل تذكّرند!»، در این آیه یكی از مصادیق روشن حسنات و اعمال نیك نماز ذكر شده است، در روایتی حضرت علی(ع) این آیه را امیدواركننده ترین آیه قرآن شمردند.
چه امیدى از این بیشتر كه انسان بداند، هر گاه پاى او بلغزد و یا هوى و هوس بر او چیره شود (بدون اینكه اصرار بر گناه داشته باشد، پایش به گناه كشیده شود)، هنگامى كه وقت نماز فرا رسید، وضو گرفت و در پیشگاه معبود به راز و نیاز برخاست، احساس شرمسارى كه از لوازم توجه به خدا است، نسبت به اعمال گذشته به او دست داد گناه او بخشوده مىشود و ظلمت و تاریكیش از قلب او بر مىخیزد.
«عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) لَوْ
كَانَ عَلَى بَابِ دَارِ أَحَدِكُمْ نَهَرٌ فَاغْتَسَلَ فِی كُلِّ یَوْمٍ مِنْهُ
خَمْسَ مَرَّاتٍ أَ كَانَ یَبْقَى فِی جَسَدِهِ مِنَ الدَّرَنِ شَیْءٌ قُلْنَا
لَا قَالَ فَإِنَّ مَثَلَ الصَّلَاةِ كَمَثَلِ النَّهَرِ الْجَارِی كُلَّمَا
صَلَّى صَلَاةً كَفَّرَتْ مَا بَیْنَهُمَا مِنَ الذُّنُوبِ»، امام باقر علیهالسلام
فرمود: پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از یاران خود سؤال كرد: «اگر بر در خانه
یكى از شما نهرى از آب صاف و پاكیزه باشد و در هر روز پنج بار خود را در آن شستشو
دهد، آیا چیزى از آلودگى و كثافت در بدن او مىماند؟».
در پاسخ عرض كردند: «نه»، فرمود: «نماز درست همانند این آب جارى است، هر زمان كه
انسان نمازى مىخواند، گناهانى كه در میان دو نماز انجام شده است، از میان
مىرود».
«عَنِ النَّبِیِّ(ص) قَالَ: مَثَلُ الصَّلَاةِ وَ أَعْمَالِ بَنِی آدَمَ كَرَجُلٍ
أَتَى مَرَاغَةً فَأَثَارَ عَلَیْهِ مِنْهَا حَتَّى امْتَلَأَ تُرَاباً وَ دَنَساً
ثُمَّ عَمَدَ إِلَى غَدِیرِ مَاءٍ طَیِّبٍ فَاغْتَسَلَ بِهِ فَیَذْهَبُ عَنْهُ
التُّرَابُ وَ الدَّنَسُ كَذَلِكَ الصَّلَوَاتُ الْخَمْسُ تَغْسِلُ عَنِ الْعَبْدِ
الذُّنُوبَ إِذَا صَلَّى لِلَّهِ مِنْ قَلْبِهِ»؛ «مثل نماز و كارهای انسان مانند
مردی است كه لباس و بدن او خاك آلود و كثیف میشود، سپس خود را با آب پاكیزه شستشو
میدهد و تمام آلودگیها از او رخت بر میبندد، نمازهای شبانه روز هم قلب انسان را
از تمام گناهان پاك میكند».
منبع: ستاد اقامه نماز
حرم امن تو کافی است هراسان شده را
مثل شه راه بده آهوی گریان شده را
دل سپردیم به آن معجزه ی چشمانت
تا که آباد کنی خانه ی ویران شده را
مِهر تو باعث خاموشی آتشـدان است
خارج از دست خلیل است ، گلستان شده را
گندم ری به تنور کرمت پخته شود
از تو داریم پس این مزرعه ی نان شده را
هرچه شد خرج حرم ارزش او بیشتر است
از طلا حرف نزن، نقره ی ایوان شده را
به درخانه ی تو بسته و وابسته شدیم
چه نیازی است به جنّت سگ دربان شده را
گر قرار است جبینش به قدومت نرسد
کافرش بیش نخوانیم مسلمان شده را
در محلّه خبر لطف تو بهتر
پیچید
پخش کردند اگر قصه مهمان شده را
شدنی نیست کرم داشته باشی ، امّا
دستگیری نکنی دست به دامان شده را
پنجره ساخته ای دور ضریح کرمت
تا ببندند به آن زلف پریشان شده را
ما فقط ظاهری از اوج تو را می بینیم
گذری نیست به معراج ِ تو حیران شده را
جلوه ای کردی و زهرای پر از جذبه ی تو
تا قم آورد دل شاه خراسان شده را
شاعر : لطیفیان
یا حضرت معصومه س
![]()
ای نور دل زهرا یا حضرت معصومه
وی بانوی بی همتا یا حضرت معصومه
تو تالی زهرایی چون زینب کبرایی
ای مظهر خوبی ها یا حضرت معصومه
قم از تو صفا دارد هرکس که تو را دارد
غمگین نبود فردا یا حضرت معصومه
تو دختر موسایی چون فاطمه یکتایی
محبوب دل طاها یا حضرت معصومه
از فیض تو ای بانو قم گشته بسی نیکو
روی تو بهشت ما یا حضرت معصومه
راضی به قضا گشتی دلخون چو رضا گشتی
خون شد دلت از اعدا یا حضرت معصومه
ای آینه ی تقوی وی شاخه گل طوبی
هستی ز تو شد زیبا یا حضرت معصومه
از جود و سخای تو از لطف و عطای تو
قم گشته بسی احیا یا حضرت معصومه
ای دخت ولی ا... وی اخت ولی ا...
ای عمّ بنی الزهرا یا حضرت معصومه
از داغ پدر گریان وز هجر رضا نالان
بودی تو در این دنیا یا حضرت معصومه
مهدی ز غمت نالد شیعه به تو می بالد
ای شافعه ی فردا یا حضرت معصومه
ای حامی محرومان بر «جعفری» از احسان
لطف و کرمی بنما یا حضرت معصومه
رضا جعفری
|
در طول تاريخ انسانهايى بوده و هستند كه پس از مرگشان ، زندگى و حياتشان ادامه پيدا كرده و با مرگ بدنشان ، وجودشان و شخصيت و انديشهشان ادامه يافته است . مردان خدا و شخصيتهاى الهى، همانگونه كه در زمان حيات خويش استوانه دين و محور انسانيت و پشتوانه حق و عدالت هستند ، در زمان پس از مرگ نيز آرامگاه و زيارتگاهشان پشتوانه حق و عدالت و فضيلت است . و در اين ميان ، زيارت مشهد حسينى از ويژگيهاى برجستهاى برخوردار است . آنانكه توفيق پيدا مى كنند و به زيارت مرقد مطهرش مشرف مى شوند ، روى به آستان امام حسين (ع) آورده و به جانب اين مدرسه عشق و فضيلت و دانشگاه كمال و تربيت مىگرايند . اينگونه تربيت اجتماعى و يك چنين موسسه تهذيب اخلاق و ادب ، براى هيچ ملتى از ملل گيتى ميسر و مقدورنيست .
البته ملحدين و معاندين و مخالفين مكتب تشيع به خيال خود شبهات و اشكالهاى مى كنند و مى گويند: «زيارت قبور، بت پرستى است ؟!» در حالى كه هر كس كه به زيارت قبور ائمه (ع) مى رود هرگز به عنوان «بت» آنها را زيارت نمىكند . چه كسى است كه حسين بن على (ع) را خدا بداند؟!! شيعه، امام را مقرب درگاه خدا مىداند و با توسل به او قربى به خدا پيدا مى كند، همانطور كه خودش در قرآن مجيد فرمود:«به سوى او وسيله بگيريد» (1) امام را وسيله الهى مىداند. زيرا توسل و شفاعت، بعدى از ابعاد زيارت است كه زائر از اين طريق خود را به درگاه الهى نزديك مىكند، و پيشوايان ما وعده فرمودهاند كه از زائران خود دستگيرى كنند.
امام رضا (ع) مى فرمايد: «هر امامى بر گردن دوستان و پيروانش عهد و پيمانى دارد و وفاى به اين عهد، بإ؛،،ّّ زيارت قبر آنان ممكن مىباشد . و كسى كه به شوق زيارت آنها و با تصديق به فضيلت آنها به سوى قبور آنها برود مورد شفاعت ائمه در قيامت قرار مىگيرد. پس هر زائرى بايد بكوشد تا از اين شفاخانه فيض، استشفاى دردهاى درونى و امراض قلبى و اندرونى خود را خواسته، خواستار آن شود كه صفاى دل و دوستى خاطر و پاكيزگى روح و قداست روان و سلامت تن ، از خدمت آفريدگار جهان به وى عطا گردد ، تا اينكه هم ظاهر او به جمال و كمال آراسته شود و هم باطن وى از آلودگىها پاك و مصفا گردد. هر زائرى كه با معرفت و شناخت مقام صاحب اين مرقد و اهداف او به زيارت برود، از صاحب قبر الهام مىگيرد و اصول و تعاليم مكتب را به ياد مىآورد ، و هر زيارت و سلام او سرشار از اين آموزشها و الهامها است. از طرفى زيارتنامههاى وارده، و خواندن هر كدام از آنها، خواننده و زائر را به دقت و تفكر واداشته ، متذكر تاريخ و احوال انبيا و اولياى معصوم مىگرداند. تأمل در زيارت عاشورا و ديگر زيارات ، اين مطلب را به خوبى روشن مى سازد كه امامان به اين وسيله در صدد ساختن انسانهاى مؤمن و متعهد بودهاند ، لذا به آنها تعليم دادهاند كه در زيارت امام حسين (ع) از خداوند بخواهند كه زندگى و مرگشان را «حسين گونه» قرار دهد، و آنها را در دينا و آخرت همراه آن حضرت بدارد: «اللهم اجعل محياى محيا محمد و آل محمد ، و مماتى ممات محمد و آل محمد ... و ان يجعلنى معحكم فى الدنيا و الاخرة». به اميد به اينكه خداوند متعال توفيق زيارت حضرتش را در دنيا و شفاعتش را در روز قيامت نصيب ما گرداند، به آثار و بركاتى كه زيارت سيدالشهدا (ع) به دنبال دارد مىپردازيم: 1- آرامش بخشيدن به زائر قبل از آنكه به آثار و بركاتى كه برگرفته از روايات اسلامى است اشاره كنيم ، اين نكته لازم به ذكر است كه زيارت مرقد شريف امام حسين (ع) مانند ساير ائمه ، به مردمان و زيارت كنندگانش ، نوعى آرامش و اطمينان مىبخشد . در اين عصر كه انسان را موجودى مضطرب مى نامند، و پيوسته دست به گريبان با پديدههايى چون ترديد، ناكامى، تشويش، ترس و ناسازگارى با محيط و زندگى ماشينى و محروميت و جنگ و حتى كنار نيامدن خود است، و هر روز شاهد كاهشها و فرسايشها است و نمى تواند از اضطراب در امان بماند ، اين زيارت مرقد مردان خدا و پيشوايان دين است كه به انسان آرامش خاطر مى دهد. در زيارت يك نوع كشش و نياز الزام آورى انسان را وا مىدارد كه فشارها و فريادهاى درونى را از راهى خارج كند . زائر آن مرقد شريف در پرتو دعا و گفتگو با پاكان و استمداد از ارواح پاك مقربان درگاه الهى، نيرو گرفته و نابسامانيها را با توسل بدانها برخود هموار مى سازند ، و خستگىها و فشارهاى وارد بر روان ، و نيز اضطرابها و يأسها را از خودمى زدايند و به آرامش و اطمينانى براى ادامه زندگى دست مىيابند.
2- در امان خدا بودن به امام صادق (ع) عرض كردند: كمترين اثرى كه براى زائر قبر امام حسين (ع) چيست؟ فرمود: «كمترين تأثيرش اين است كه خداوند متعال، او و خانواده و مالش را حفظ مى كند تا به سوى اهل خويش برگردد ،و چون روز قيامت فرا رسد، خداوند حافظ او خواهدبود ».(2)
3- زائر خدا محسوب شدن زيد بن شحام گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم : براى زائر قبر امام حسين (ع) چه مىباشد؟ فرمود: «همانند كسى است كه خدا را در عرش ديدار نموده باشد». گفتم: براى كسى كه يكى از شما را زيارت كند چه مىباشد؟ فرمود: «همانند كسى است كه رسول خدا (ص) را زيارت نموده است » . (3) 4- برآورده شدن حاجات و دفع پريشانى امام صادق (ع) فرمود: «همانا نزد شما قبرى است كه هيچ فرد پريشانى نزد آن نمىآيد مگر آنكه خداوند از او دفع پريشانى نمايد و حاجتش را برآورد» . (4) و نيز به ابوصباح كنانى فرمود: «همانا نزد شما قبرى است كه هيچ فرد پريشانى نزد آن نمىرود مگر آنكه خداوند از او پريشانى را دفع نموده و حاجتش را برآورده مى نمايد، و همانا نزد او چهار هزار فرشته هستند كه از هنگام شهادتش آشفته و غم آلود تا روز قيامت بر او مىگريند. هر كس او را زيارت كند، وى را تا خانهاش بدرقه مىكنند، و هر كه مريض شود به عيادتش مىروند، و هر كه بميرد جنازهاش را تشييع مىكنند». (5)
5- زيادتى در عمر و رزق امام باقر (ع) فرموده است : «شيعيان ما را به زيارت قبر حسين (ع) امر كنيد ، زيرا زيارت او موجب فزونى در رزق و طول عمر و دفع بلايا و ناگواريها مىشود » . (6)
بقیه در ادامه مطلب منبع: پایگاه جامع عاشورا |
در لغت معانى مختلفى براى شيصبان آورده
اند از جمله: مورچه نر، لانه مورچگان، از اسامى شيطان و رهبرگروهى از
پريان. (1) مراد از شيصبانى در روايات اهل بيت (ع)، مردى از بنى عباس ويا
مردى دشمن اهل بيت است، زيرا امامان معصوم (ع) بنى عباس را به بنى شيصبان
تعبير مى كردند و آن، نام مردى بدكردار ياگمنامى است كه دشمنِ خود را به
طوركنايه با اين كلمه به كار برده اند .پس از آن كه قدرت در دَست زمينه
سازان خراسانى و طرفداران آن هاست، شيصبانى در عراق خروج مى كند. (2) جابر
جعفى مى گويد: از امام باقر(ع) درباره سفيانى و خروج او پرسيدم، فرمود: پس
از خروج او، شيصبانى دركوفه خروج مى كند، آن چنان كه يك باره لشكر انبوهى
به دور اوگرد مى آيند، بسان آب كه از چشمه بجوشد، وهيأت اعزامى شما كه به
جنگ او روند كشته مى شوند، آن گاه منتظر خروج سفيانى و ظهور حضرت مهدى (ع)
باشيد (3)
گفته مى شودكه منظور از شيصبانى، طغيان آب فرات از اين منطقه
است كه خانه هاى كوفه واطراف آن را مى پوشاند، ولى به نظر مى رسدكه آن،
رمز يكى از ستمگران باشدكه بر عراق حكومت مى كند و دمار از زندگى شيعيان در
مى آورد.
برگرفته از وبلاگ : حضرت مهدی ( نویسنده آقا مهدی)
زندگی نامه حضرت رقیه س
بادرخشیدن حضرت رقیه (س) در سال 57 هجری قمری ، خانه امام حسین (ع) وام اسحق گرمای تازه ای یافت ، حضرت رقیه (س) در اوان کودکی مادر را از دست داد و دردامان عمه اش حضرت زینب (س) تربیت شد .
علااكثر محدّثان دو دختر به نامهاى سكينه و فاطمه براى امام حسين ذكر
كرده اند؛ اما علّامه ابن شهر آشوب ، و محمّدبن جرير طبرى شيعى ، سه دختر
به نامهاى سكينه ، فاطمه و زينب را براى آن حضرت برشمرده اند.
در ميان
محدّثان قديم ، تنها على بن عيسى اربلى ـ صاحب كتاب كشف الغمّه (كه اين
كتاب را در سال 687 هـ.ق تأليف كرده است ) ـ به نقل از كمال الدين گفته است
كه امام حسين شش پسر و چهار دختر داشت ؛ ولى او نيز هنگام شمارش دخترها،
سه نفر به نامهاى زينب ، سكينه و فاطمه را نام مى برد و از چهارمى ذكرى به
ميان نمى آورد. احتمال دارد كه چهارمين دختر، همين رقيّه بوده باشد.
مه
حائرى در كتاب معالى السبطين مى نويسد: بعضى مانند محمّدبن طلحة شافعى
وديگران از علماى اهل تسنّن و شيعه مى نويسند: امام حسين داراى ده فرزند،
شش پسر و چهار دختر بوده است . سپس مى نويسد: دختران او عبارتند از: سكينه ،
فاطمه صغرى ، فاطمه كبرى ، و رقيّه (عليهن السلام .)
آنگاه در ادامه مى
افزايد: رقيّه (عليها السلام) پنج سال يا هفت سال داشت و در شام وفات كرد.
مادرش (شاه زنان) دختر يزدجرد بود(يعنى حضرت رقيّه خواهر تنى امام سجّاد
بود).

پاسخ به يك سؤ ال
مى
پرسند: آيا نبودن نام حضرت رقيّه در ميان فرزندان امام حسين (عليه السلام)
در كتابها و متون قديم - مانند: ارشاد مفيد، اعلام الورى ، كشف الغمّه و
دلائل الامامه طبرى - بر نبودن چنين دخترى براى امام حسين (عليه السلام)
دلالت ندارد؟
پاسخ : با توجّه به مطالب زير، پاسخ اين سؤ ال روشن مى شود:
1.
در آن عصر، به دليل اندك بودن امكانات نگارش از يك سو، تعدّد فرزندان
امامان از سوى ديگر، و سانسور و اختناق حكومت بنى اُميّه كه سيره نويسان را
در كنترل خود داشتند و بالا خره عدم اهتمام به ضبط و ثبت همه امور و
جزئيات تاريخ زندگى امامان موجب شده كه بسيارى از ماجراهاى زندگى آنان در
پشت پرده خفا باقى بماند، بنابراين ذكرنكردن آنها دليل بر نبود آنها نخواهد
شد.
2. گاهى بر اثر همنام بودن ، وجود نام رقيّه در يك خاندان موجب
اشتباه در تاريخ شده و همين مطلب ، امر را بر تاريخ نويسان اندك آن عصر، با
امكانات محدودى كه داشتند، مشكل مى نموده است .
3. گاهى بعضى از دختران
دو نام داشتند، مثلاً طبق قرائنى كه خاطرنشان مى شود به احتمال قوى همين
حضرت رقيّه را فاطمه صغيره مى خواندند، و شايد همين موضوع ، باعث غفلت از
نام اصلى او شده باشد.
4. چنانكه قبلاً ذكر شد و بعد از اين نيز بيان مى
شود، بعضى از علماى بزرگ از قدما، از حضرت رقيّه به عنوان دختر امام حسين
ياد كرده اند و شهادت جانسوز او را در خرابه شام شرح داده اند. پس بايد
نتيجه گرفت كه بايد كتابها و دلايلى در دسترس آنها بوده باشد كه بر اساس آن
، از حضرت رقيّه سخن به ميان آورده اند؛ كتابهايى كه در دسترس ديگران
نبوده است ، و در دسترس ما نيز نيست .
بنابراين ذكر نشدن نام حضرت رقيّه
در كتب حديث قديم هرگز دليل نبودن چنين دخترى براى امام حسين (عليه
السلام) نخواهد بود، چنانكه عدم ثبت بسيارى از جزئيات ماجراى عاشورا و
حوادث كربلا و پس از كربلا در مورد اسيران ، در كتابهاى مربوطه ، دليل آن
نمى شود كه بيش از آنچه درباره كربلا و حوادث اسارت آن نوشته شده وجود
نداشته است .
پدر حضرت رقيّه
پدر بزرگوار حضرت رقيّه (عليها السلام) امام عظيم ، حسين بن على معروفتر از آن است كه نياز به توصيف و معرّفى داشته باشد.
مادر حضرت رقيه عليه السلام
مادر
حضرت رقيه عليه السلام ، مطابق بعضى از نقلها (ام اسحاق) نام داشت كه
قبلاً همسر امام حسن (عليه السلام) بود، و آن حضرت در وصيت خود به برادرش
امام حسين (عليه السلام) سفارش كرد كه با ام اسحاق ازدواج كند و فضايل
بسيارى را براى آن بانو بر شمرد.
و به نقلى ، مادر رقيه (عليها السلام) (ام جعفر قضاعيه) بوده است ولى دليل مستندى در اين باره ، در دسترس نيست .
شيخ مفيد در كتاب ارشاد ام اسحاق بنت طلحه را مادر فاطمه بنت الحسين معرفى مى كند.
سن حضرت رقيه (عليه السلام)
سن
مبارك حضرت رقيه (عليها السلام) هنگام شهادت ، طبق پاره اى از روايتها سه
سال ، و مطابق پاره اى ديگر چهار سال بود. برخى نيز پنج سال و هفت سال نقل
كرده اند.
در كتاب وقايع الشهور و الايام آمده است كه ، دختر كوچك امام
حسين (عليه السلام) در روز پنجم ماه صفر سال 61 هـ.ق وفات كرد، چنانكه همين
مطلب در كتاب رياض القدس نيز نقل شده است .
فصل دوم : رقيه (عليها السلام) در عاشورا
در
بعضى روايات آمده است : حضرت سكينه (عليها السلام) در روز عاشورا به خواهر
سه ساله اى (كه به احتمال قوى همان رقيه (عليها السلام) باشد گفت : بيا
دامن پدر را بگيريم و نگذاريم برود كشته بشود .
امام حسين ( عليه السلام
) با شنيدن اين سخن بسيار اشك ريخت و آنگاه رقيه (عليها السلام) صدا زد:
بابا! مانعت نمى شوم . صبر كن تا ترا ببينم امام حسين (عليه السلام) او را
در آغوش گرفت و لبهاى خشكيده اش را بوسيد. در اين هنگام آن نازدانه ندا در
داد كه :
العطش العطش ، فان الظما قدا احرقنى بابا بسيار تشنه ام ، شدت
تشنگى جگرم را آتش زده است . امام حسين (عليه السلام) به او فرمود: كنار
خيمه بنشين تا براى تو آب بياورم آنگاه امام حسين (عليه السلام) برخاست تا
به سوى ميدان برود، باز هم رقيه دامن پدر را گرفت و با گريه گفت : يا ابه
اين تمضى عنا؟
بابا جان كجا مى روى ؟ چرا از ما بريده اى ؟ امام (عليه
السلام) يك بار ديگر او را در آغوش گرفت و آرام كرد و سپس با دلى پر خون از
او جدا شد.
منبع: اشک


دهید اندکی اهل کوفه امانم
که تا بر حسینم سلامی رسانم
سلام ای حسین! ای فروغ محبت!
ببین مسلمت را به وادی غربت
سلام ای گل گلشن آل طاها
سلام ای جگر گوشهی شاه بطحا
سلام ای گل باغ زهرای اطهر
سلام ای عزیز دل و جان حیدر
مبادا ای پسر عَمّ به کوفه بیایی
که خود را گرفتار کوفی نمایی
الا ابن عَمّ، کوفیان بیوفایند
از آن ترسم این قوم،خوارت نمایند
در اول به من عهد و پیمان ببستند
ولی زود آن عهد و پیمان شکستند
ز من کوفیان، خوب احسان نمودند
مرا مرد و زن، سنگ باران نمودند
چو بستند بر روی من، راه چاره
بیاورد خصمم به دار الاماره
به بالای بام، از جفای خصم کافر
جدا سازد از کینه، از پیکرم سر
كميل كيست ؟
برخي از ياران و نزديكان امام الموحدين علي بن ابيطالب به خاطر درك مفاهيم عالي اسلام و رسيدن به يقين، جامع همه فضائل عالي انساني شده و در دوران حيات خود در راه اسلام واقعي و احقاق حق و برقراري عدالت از جان مايه مي گذاشتند و همانند خاري در چشم دشمنان بوده و خواب راحت را از چشم آنان مي ربودند.
احادیث ما بیانگر آن است که ظهور حضرت مهدى ( علیه السلام ) پس از یک رشته حوادث مقدماتى منطقه اى و بین المللى از شهر مکه آغاز خواهد شد . در سطح منطقه
ظهور ، ابتدا دو دولت هوادار آن حضرت در ایران و یمن تشکیل مى گردد . یاوران
ایرانى حضرت ، دولت خود را سالها قبل از ظهور برپا مى کنند و پس از قرار گرفتن
در یک جنگ طولانى ، آنرا با پیروزى به پایان مى برند . اندکى قبل از ظهور ، در بین
ایرانیان دو شخصیت برجسته بر مسند قدرت تکیه مى زنند ، یکى مردى
خراسانى ست که در قالب یک چهره سیاسى و دیگرى شخصى به نام شعیب فرزند
صالح که در قالب یک چهره نظامى بروز مى کنند . ایرانیان به رهبرى آنان ، نقش
مهمى در حرکتهاى ظهور حضرت برعهده مى گیرند .
و اما یاران یمنى حضرت ، نهضت خود را تنها چند ماه قبل از ظهور آغاز
صفحه : 17
مى کنند . به نظر مى رسد که یمنى ها علاوه بر آماده کردن مقدمات ظهور ، در
حوادث آن روز حجاز که با خلأ سیاسى روبرو خواهد بود ایفاى نقش خواهند کرد .
در حجاز ، پادشاهى به نام عبدالله که از خاندان معروف آن سرزمین است ، به
قتل مى رسد ، او آخرین پادشاه سرزمین حجاز خواهد بود . در پى این حادثه بر سر
جانشینى او اختلافات فراوانى ایجاد مى شود . این اختلافها به خلأ سیاسى در
منطقه حجاز منتهى گشته و تا ظهور حضرت ادامه مى یابد :
" آنگاه که عبدالله بمیرد ، مردم در انتخاب جانشین او به توافق نرسند ، اختلاف ها آغاز شود و این
اختلاف به خواست خداوند ، تا ظهور مولایتان تداوم یابد . بطورى که دوران سلطنتهاى طولانى به پایان
رسد و عمر حکومت حاکمان به چند ماه و چند روز کاهش یابد . ابو بصیر مى گوید : عرض کردم : آیا این
دوران طولانى خواهد بود ؟ فرمود : هرگز . "
پس از قتل عبدالله ، اختلافها به درگیرى میان قبائل حجاز تبدیل مى گردد :
" از نشانه هاى ظهور ، حادثه اى است که بین مکه و مدینه رخ مى دهد . به امام عرض کردم حادثه
چیست ؟ فرمود : بر اثر تعصبهاى قبیله اى ، میان مکه و مدینه فلانى پانزده نفر از سران قبیله فلان را خواهد
کشت "
السلام علیک ایتها الحوراء الانسیه
الا ای چاه یارم را گرفتند
گلم ، باغم ، بهارم را گرفتند
میان کوچه ها با ضرب سیلی
همه دار و ندارم را گرفتند . . .
..................................................................
بریزم اشک غم ، از دیده بر رخسار مادر جان
بنالم در عزایت بادل افکار مادر جان
یه یاد آرم از آن ساعت که با پهلوی بشکسته
کشیدی ناله در بین در و دیوار مادر جان
از آن غصب فدکوز بردن حیدر سوی مسجد
مرا دیگر نباشد طاقت گفتار مادر جان . . .
.............................................................
السلام علیک ایتها الفاضلۀ الزکیه
گل من که رنگش نیلی نبود
جواب محبت که سیلی نبود . . .
.................................................................................
خدایا به سوز دل مولا علی-ع و به پهلوی بشکسته ی زهرای مرضیه-س
قَسمت می دهیم که فرج منتقم شان را برسانی .. آمین
...............................................................................
سرفصل کتاب آفرینش زهراست
روح ادب وکمال و بینش زهراست
روزی که گشایند در باغ بهشت
مسئول گزینش و پذیرش زهراست
............................................................
السلام علیک یا بنت رسول الله
گرچه مظلومی مولا سندی معتبر است
این سند ثابت و امضا شده با میخ در است.
........................................................
بانو نمی یابیمت ، اما کنار تو گریه مرسوم است ، مگر می توان پهلوی تو بود و
شکسته نبود
...............................................................
السلام علیک یا ام الحسن و الحسین
نام خود را خصم ، داغ ننگ زد
دید بار شیشه داری ، سنگ زد
...................................................
سلام بر شفیعه روز محشر
باد پاییزی اگر برگ خزان را می برد
مهر زهرا هم گناه شیعیان را می برد . . .
.................................................
بر عالمیان رحمت رحمان زهراست
در هر دو جهان سرور نسوان زهراست
نوری که دهد شاخه طوبی از اوست
کوثر که خدا گفته به قرآن زهراست
...................................................
اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و السّر المستودع فیها به عدد ما احاط به علمک

يا رب منه بو لحظه دى بير عمر ايله يارى
عشقونده سنون جان ويرورم هر ندن عارى
قان قان دي ین او خلار، يا غیرى ائیله، هوادن
اوز دوند روب او خلار منه ، منده سنه سارى
قربانوى سالما نظر مر حمتوندن
جان اوسته وارام نعمتوون شكر گذارى
گرجام بلاده ، گینه وار، باده ، خدايا
گوندر منِ عطشانه ، خمار، قويما خمارى
دنيا سو اولا ، من سوسوزى ، سالماز عطشدن
قور تارسا عطشدن منى ، وصلوندى قوتارى
وئرديم سنون عشقونده ، منه ، گلدى گمانیم
بير باشى قالان ، عاشقوون دار و ندارى
بو باشدا ، سنو نكيدى كه منديدى امانت
ردّ ايلورم ايندى سنه آنجاق ،اونی بارى
دشمن ديدى قول بيعته قوى من ديديم اولماز
عشقم ديدى قان قان چا غيرسان ديديم آرى
تهديد ائلي ینلر منى مرگه نه بو لورلر
مرد آلنینى قانيله يووار، اولساغبارى
زهرا چراغى مين بيله طوفانيله سونمز
حشره كيمى وار مشعلمون نورى ، شرارى
من ايستیورم عـزّتینى دوشمنيمونده
نينيم گوروسن دشمنیمون يوخدى چیخارى
آخر نفسیمدور، گول آچوب گلشنِ جسمیم
قان ا يچره غميم يوخ اوزه رم اول سنه سارى
روحيم قوشى چوخدانديكه قالمیشدى قفسده
بيراوخ تو خونوپ قلمبيمه سیندیردى حصارى
اوخ قلبیمى داغون ايليوپ توكدى داغتدى
ویردى جالادى ، قانى يره ، قيردى دامارى
زهرا باغنون غنچه لرى گوللرى سولدى
تك بير گونون عرضينده خزان اولدى بهارى
تا گلمه سه مهدی بشر آزاد اولا بیلمه ز
تا گلمه سه مهدی بشر آزاد اولا بیلمه ز
انسان اولا حیوان اولا دیل شاد اولا بیلمه ز
هر کیمسه دئیه اللشین آزاد اولاق اولماز؟
گر ظاهره او چیخماسا ارشاد اولاق اولماز؟
قویماز بیزی دشمانلاریمیز شاد اولاق اولماز؟
بیر کیمسه ده بو سؤزلره ایراد اولا بیلمه ز
ظاهرده چولون حیوانی آزادی بشردن
باطنده ولی دائیمی لرزاندی خطردن
شیر بوشلامارآهونی اگر گئچسه نظردن
اول وقته بشر حیوانا امداد اولا بیلمه ز
شیر حیوانا سلطاندی مگر یوخدی بلاسی
بیر انسانی گؤرسه چیخاجاق عرشه نواسی
راحت یئیه بیلمه ز قالار آغزیندا غذاسی
شیر انسانا، آهو شئره صیاد اولا بیلمه ز
ایت قوردی گؤرنده گلیری فوری نوایه
قود شیری گؤرنده توتور ئوز عرش خدایه
گؤرجک قارا قوش دورنانی تئز قالخیر هوایه
قوزقون گؤره دورنا اوکی ارشاد اولا بیلمه ز
قوش یئرده که دن دنلیری باخ بیر اونا قارداش
دائیم تیتیریر قورخودادیر که دئیه جاق داش
بیر کس دئیه بیلمه ز ایت اولوب قوردیله یولداش
عالمده بخیل قورد کیمی بیر زاد اولا بیلمه ز
آزاد دگیلی آنلادیق ایندی بوتون حیوان
گونده گزیری کوه و بیاباندا هراسان
حیوان بئله اولسا نه چکیر گؤر یازیق انسان
فانی اولار انسان سؤزی برباد اولا بیلمه ز
ماموری بو حیوانین هله یوخدی یانیندا
محتاج دگیلی هئچ زادا بیر فکری جانیندا
آسوده یاتانمیر گئجه لر دودمانیندا
سؤیلور نئجه کی لانه ده جلاد اولا بیلمه ز
انسان نئجه آزاد اولاجاق اولماسا حیوان
باخمیر سؤزونه بیربیرینین دهریده انسان
بیر عدده سی کافردی بیر یاخشی مسلمان
آزادلیق عزیزیم بئله ایجاد اولا بیلمه ز
آزادلیقی اسلام بیزه اورگتدی برادر
قانون قراندی قارا آغ اولدی برابر
صبر ائیله دی هر تهمته اول قوخمییان حیدر
هر کیمسه ده صبر اولماسا استاد اولا بیلمه ز
انسان اوگون آزاتدی گله حجتی یزدان
آسوده گزه ر کل جهاندا بوتون حیوان
کل بشره حاکم اولار دهریده قران
اوندا یکه شیطان بیزه شداد اولا بیلمه ز
ائتسه او ظهور قورد قویونیله اولی یولداش
راحت دولانار آهو گئدر هریانا بیر باش
ملت دوزلر جمله اولار یولداش و قارداش
دوز انتقادا دهریده فریاد اولا بیلمه ز
آزادلیق اودیر اولمییا عالمده جنایت
قارداش باجیدان ائیله مییه گونده شکایت
پولدان اوتوری ائیله مییه خلقه خیانت
دوز اولسا بشر خلقیده اسناد اولا بیلمه ز
برگرفته از سایت رشد
فاطمه (علیها السلام) در نزد مسلمانان برترین و والامقام ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار میباشد. این عقیده بر گرفته از مضامین احادیث نبوی است. این طایفه از احادیث، اگر چه از لحاظ لفظی دارای تفاوت هستند، اما دارای مضمونی واحد میباشند. در یکی از این گفتارها (که البته مورد اتفاق مسلمانان، اعم از شیعه و سنی است)، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمایند: "فاطمه سرور زنان جهانیان است". اگر چه بنابر نص آیه شریفه قرآن، حضرت مریم برگزیده زنان جهانیان معرفی گردیده و در نزد مسلمانان دارای مقامی بلند و عفت و پاکدامنی مثالزدنی میباشد و از زنان برتر جهان معرفی گشته است، اما او برگزیدهی زنان عصر خویش بوده است. ولی علو مقام حضرت زهرا (علیها السلام) تنها محدود به عصر حیات آن بزرگوار نمیباشد و در تمامی اعصار جریان دارد. لذا است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در کلامی دیگر صراحتاً فاطمه (علیها السلام) را سرور زنان اولین و آخرین ذکر مینمایند. اما نکتهای دیگر نیز در این دو حدیث نبوی و احادیث مشابه دریافت میشود و آن اینست که اگر فاطمه (علیها السلام) برترین بانوی جهانیان است و در بین زنان از هر جهت، کسی دارای مقامی والاتر از او نیست، پس شناخت سراسر زندگانی و تمامی لحظات حیات او، از ارزش فوق العاده برخوردار میباشد. چرا که آدمی با دقت و تأمل در آن میتواند به عالیترین رتبههای روحانی نائل گردد. از سوی دیگر با مراجعه به قرآن کریم درمییابیم که آیات متعددی در بیان شأن و مقام حضرتش نازل گردیده است که از آن جمله میتوان به آیهی تطهیر، آیه مباهله، آیات آغازین سوره دهر، سوره کوثر، آیه اعطای حق ذی القربی و... اشاره نمود که خود تأکیدی بر مقام عمیق آن حضرت در نزد خداوند است. این آیات با تکیه بر توفیق الهی، در مقالات دیگر مورد بررسی قرار خواهد گرفت. ما در این قسمت به طور مختصر و با رعایت اختصار، به مطالعه شخصیت و زندگانی آن بزرگوار خواهیم پرداخت.
صبرم از کاسه دگر لبریز است
اگر این جمعه نیاید چه کنم!
آنقدر من خجل از کار خودم
اگر این جمعه بیاید چه کنم؟!



دلم قرار نمی گیرد از فغان،بی تو
سپندوار،ز کف داده ام عنان،بی تو
ز تلخ کامی دوران نشد دلم فارق
زجام عیش،لبی تر نکرد جان بی تو
چو آسمان مه آلوده ام زدلتنگی
پر است سینه ام از اندوه گران بی تو
نسیم صبح نمی آورد ترانه ی شوق
سر بهار ندارند ، بلبلان بی تو
لب ازحکایت شب های تار می بندم
اگر امان دهدم چشم خونفشان بی تو
ازآن زمان که فروزان شدم ز پرتو عشق
چو ذره ام به تکاپوی جاودان بی تو
گزاره ی غم دل را مگر کنم چو"امین"
«الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى مَا أَنْعَمَ، وَ لَهُ الشُّکْرُ عَلَى مَا أَلْهَم»
سپاس خدای را بر آنچه انعام فرموده و شکر او را در آنچه الهام نموده(خطبه حضرت زهرا)
استاد گرامی ام یک رمز به ما آموخت و این که :
«هر وقت خواستید گره ای باز شود و یا خلاءی زود بر طرف شود به یاد حضرت زهرا (س)بیافتید . حضرت زهرا(س) شاه کلید همه درهای بسته است ».
یا حضرت زهرا من بنده گناه کاریم ، زیاد کفران نعمت می کنم و یا گاهی زیادی شکوه و شکایت از روزگار دارم که چرا چنین و چنان و...
یا حضرت زهرا خودتون کمک همه ما جوان ها به عنوان یک مسلمان و مومن کنید که درست بیاندیشیم و درست رفتار کنیم .برای همدیگر خوبی بخواهیم و همدیگر رو دوست داشته باشیم .
زنان در زمان ظهور امام زمان (عج)
امام صادق علیه السلام می فرمایند : « هنگامی که به امام علیه السلام فرمان ظهور برسد، خدا را با اسم اعظمش می خواند و همۀ یارانش از سراسر جهان گرد می آیند که آنها یاران پرچمدار او هستند. گروهی از آنها شبانه از رختخوابشان ناپدید می شوند و صبح در مکه حاضر می شوند و برخی از آنها آشکارا دیده می شوند که روی ابرها راه می روند»