با سلام به علاقه مندان داستان در اسلامشهر
در صورتی که داستانی برای خواندن و بررسی شدن دارید. برای من ایمیل کنید.
davood.zeidi@gmail.com
در صورتی که داستانی برای خواندن و بررسی شدن دارید. برای من ایمیل کنید.
davood.zeidi@gmail.com
و با این جمله چراغ جلسات داستان به همت آقای زیدی در شهرستان اسلامشهر روشن شد. در ادامه آقای رضایی به ادامه کلاسها کمک کردند. پس از مدتی به دلیل مشغله فراوان، کلاس را به آقای زیدی سپردند و این بزرگوار تا مدتها زحمت تشکیل کلاسها را عهده دار بودند. اما ایشان نیز دچار گرفتاری های زندگی شدند و بالاجبار کلاسها را تعطیل کردند.
اما شاگردان آنها، تصمیم گرفتند کارگاهی را به سرپرستی آقای کریمی تشکیل دهند نه با هدف تشکیل کلاس داستان، بلکه با هدف ایجاد کارگاهی برای علاقمندان داستان در اسلامشهر، تا بهانه ای باشد تا اطلاعات خود را به اشتراک بگذارند.
علاقمندان مختلفی آمدند که حتی برخی از اطلاعات بالاتری از سطح کارگاه برخودار بودند اما بنا به هر دلیل، ترجیح دادند در کارگاه شرکت نکنند.
سرانجام تصمیم گرفته شد کارگاه تعطیل شود. به امید روزی که چراغ داستان توسط علاقمندان دیگری در شهرستان اسلامشهر روشن شود.
در این جلسه داستان، جهیزیه نوشته گی دو موپاسان خوانده و بررسی شد.
"مسابقه یک مرد چاق" نوشته لوییس اردریک
"پیش داوری" نوشته خانم یوسفی و "نان" نوشته ولفگانگ برشرت
"یک دست و دو هندوانه" نوشته آنتوان چخوف
خوانده و بررسی شدند.
در ادامه داستان "ساعت آشپزخانه" نوشته ولفگانگ برشرت خوانده و دوستان نظر خود را در مورد آن اعلام کردند.