بسم الله

 

 

 

روستایی بزرگ اما بدون جاده

شاید می گویید جاده که دارد این حرف ها دروغ است ولی اره حرف شما درست است جاده دارد ولی همین جاده ای که ملاحظه می کنید به همت تک تک این مردم احداث شد عده ای چه سختی ها  که نکشیدن  و خون دلها که نخوردن ولی  در عوض ادارات دولت محترم جمهوری اسلامی چه کارشکنی ها که نکردن اگر دولت محترم کمی کمک می کرد و به مردم روستا بها می داد جاده احداث شده می توانست خیلی بهتر از اینها باشد  یعنی جاده ای مهندسی داشته باشیم همین الان جاده موجود  آنقدر چاله چوله دارد که نگو و نپرس ،دیدم که خود این مردم با همت خود این چاله ها را با ماسه سیمان پر می کنند یعنی اگر جان مردم برایشان اهمیت داشت اگر حرف امام که فرمودند روستائیان ولی نعمت مایند فراموش نمی شد و هزاران چیز دیگر بهش بها داده می شد روستای زیبای کندر در بیخ گوش پایتخت ، مردمانش در رنج مشقت نبودن روستای با جمعیت بالا که در بین 53 روستای جاده چالوس از نظر جمعیتی و از نظر کشاورزی حرف اول را می زند نباید به این حال روز بیفتد . مردم برای تزریق یک عدد امپول باید مسافت زیادی را تا شهر طی کنند مردم هنوز کپسول گاز چندین کیلویی را بر دوش خود حمل می کنند در صورتی که کشور ما بر روی دنیای از گاز ایستاده و می گویند دومین کشور ذخایر گاز در جهانیم  آخر این انصاف است . انقدر زیر گوشمان خواندن که کنترل جمعیت کنیم در گوشه و کنار توی خیابان تابلو نصب کردند ( ایست دو بچه کافیست ) روستای که زمانی هم زمان دو رشته تحصیلی تا مقطع دیپلم داشت اکنون شده یک مقطع و آن هم ابتدایی دو پایه یک کلاس و دانش اموزان سالهای بالا به علت تعداد کم باید به کرج بیایند خلاصه بگویم مدرسه حال روز خوبی ندارد از کشاورزی بگویم که کشاورز با قیمت بالای نهاده های کشاورزی یک سال از باغ خود مراقبت می کند اگر به محصولش سرما نزند اگر آب به مقدار کافی باشد اگر آفت محصولش را از بین نبرد و چندین اگر دیگر حالا که زمان چیدن و عرضه به بازار می شود قیمتش آنچنان پائین است که صرفه اقتصادی ندارد که برداشت شود و مدام هم از رسانه ها می شنویم خودکفایی در امر کشاورزی ، کمک به کشاورزان ، در صورتی که میوه خارجی در بازار فراوان است ولی میوه های خودمان را کسی نگاه نمی کند

بهر حال اسلام با فقر مخالف است و انقلاب اسلامی ما هم حرف دین را میزند به زبان ساده عرض کنم اگر نان برود دین مردم هم خواهد رفت زمانی ما جنگ با دشمن خارجی داشتیم که همه پای ان ایستاده و تحمل می کردیم ولی اکنون چه کنیم  که جنگ ما جنگ پابرهنه ها، فقرا و مستضعفان با مرفهین و آقازاده‌‌‌های مفت خور است

خلاصه میدانم  این حرف ها  درد و رنجی است که در سینه تک تک شما عزیزان نهفته است و همه شما بار مشکلات را به دوش می کشید . هر مقام و مسئولی زمان انتخابات می آیند و قولهای می دهند ولی وقتی به مجلس راه یافت شما را حتی به اتاقشان راه نمی دهند تا حرف بزنی چه رسد به عمل کردن به قول هایشان .ماهمه در پیشگاه خداوند بزرگ روزی باید حساب پس بدهیم و اگر می توانستیم باری از دوش مردم بر داریم و بر نداشتیم .مسئولیم .

دلنوشته های آقا سیروس

کندر نگو که کهنه دری گرانبهاست                 کندر همون کن دور پر بهاست
کندر همه یک صدا و همدل و هم نواست         کندر همون گوهر صدف دریاهاست

یادش بخیر بچه که بودیم معلم آقای منصوری می گفت یه گربه سیاه دارم میاد خونه شما هر کی
 
درس نخونه را می بینه و به من می گه
و ما که از ترس گربه هایی که در خونه می دیدیم چه قدر درس میخوندیم.
آقای ملکی با سیلی ها و فلک کردن هاش یادش بخیر
یه روز زمستون سرد که از شدت سرما دیر رفتم مدرسه انچنا سیلی به من زد که هنوز سوزش ان
 و شدت صداش در گوشم هست.
ترکه های معلم ریاضی و یادش بخیر یه روز می خواست آقا وجی را بزنه و من پیشمرگ شدم گفتم
 
بجاش منا بزن و معلم انقدر به دستام زد تا گریه نکردم. ول نکرد.
وما که همیشه می گفتیم چوب معلم گله هرکی نخوره ....
یاد کفتر بازیها بخیر و وقتی ملکی را که به سمت حموم می رفت میدیدیم هفت مون سوراخ قایم
 
می گریم....

سد ذخیره آب کشاورزی

سد ذخیره آب کشاورزی روستای کندر ( در منطقه دهسر )

کشاورزی روستای کندر را دریابیم

کشاورزی روستای کندر را دریابیم

 

تغییر کاربری اراضی از مهمترین چالشهای فراروی کشاورزی روستای کندر می باشد که روند رو به رشد این پدیده به حدی است که بخش قابل توجهی از اراضی مرغوب این روستا را از تولید خارج کرده است.

در برخی مناطق این روستا به دلیل تغییر غیرمجاز اراضی و ساخت و ساز در اراضی مرغوب کشاورزی به جای هر محصول دیگری ساختمان و ویلا برداشت می شود!
گسترش تغییر کاربری اراضی مستعد کشاورزی علاوه بر از رده خارج شدن این اراضی از تولید، کشاورزان و فعالان عرصه کشاورزی را در آینده ای نه چندان دور به کارگران و سرایدارن ویلاها، مبدل می کند.
قانون "حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها" در سال 74 به تصویب رسید و در سال 87 این قانون اصلاح شد تا از تغییر کاربری این اراضی جلوگیری کند، اما اینکه تا چه اندازه موفق بوده، جای سئوال و بررسی دارد.
برآیندها نشان می دهد که با گذشت یک دهه پس از تصویب این قانون شاهد گسترش حاشیه شهرهای بزرگ و تبدیل اراضی کشاورزی و باغها به اماکن تجاری و مسکونی هستیم و در سالهای اخیر به دلیل به صرفه نبودن کشاورزی و افزایش قیمت اراضی، روند ساخت و ساز غیرمجاز در اراضی کشاورزی روستای کندر روبه رشد است.
جمعی از اهالی با اشاره به روند رو به رشد تفکیک و تغییر کاربری اراضی کشاورزی بر لزوم ارائه برنامه جامع و اصولی، بررسی پیامدها و شناخت راهکارها برای کنترل این معضل تاکید کردند.
بررسی‌ها نشان می‌دهد که اکنون روند تخریب اراضی کشاورزی و ساخت ویلا و ساختمان در روستای کندر که به یکی از روستاهای فعال بخش کشاورزی استان البرز معروف است، روبه رشد است، این درحالیست که برخی افراد غیربومی و سودجو، اراضی کشاورزی را با قیمت کم خریداری نموده و آن را برای فروش به قطعات مختلف تبدیل کرده اند و اقدام به ساخت و ساز می کنند.  
تا همین چند سال قبل زمین بر اساس کیله  که حدود 300 متر مربع می باشد یا بر اساس وجود درختان کهنسال و یا بر اساس موارد دیگر در منطقه فروخته می‌شد ولی اکنون قیمت‌ها چند برابر شده است و زمین بصورت متری فروخته می شود  
هر روز مشتریان غیربومی زیادی برای خرید زمین کشاورزی و ساخت ویلا مراجعه می‌کنند درحالیکه این زمین میراث اجدادی ماست و از مسئولان تقاضا دارم که خدمات مناسب را برای فعالیت کشاورزی ارائه دهند.واز کشاورزی آنطور که شایسته است حمایت اصولی نمایند

وقتی کشاورز منطقه که به کشاورزی و دامپروری فعالیت دارد، مخارج زندگی‌اش تامین نمی‌شود، چاره‌ای جز فروش زمین و ویلاسازی ندارد یا وقتی کشاورز پس از ‪ ۲۰سال کار کشاورزی هنوز محتاج مخارج اولیه زندگی باشد، مجبور است که زمین خود را بفروشد و یا به ساخت و ساز بپردازد.
ساخت و ساز ویلا در اراضی کشاورزی به صورت غیرقانونی در منطقه نگران‌کننده است و مسئولان امر بویژه جهاد کشاورزی برای جلوگیری از تفکیک اراضی کشاورزی در منطقه ضعیف عمل کرده‌اند.
 روند خرید و فروش اراضی مستعد کشاورزی به صورت غیرقانونی در این بخش شتاب یافته و توجهی به این بحران نمی شود 

به هر حال برای کنترل روند تفکیک و تغییر کاربری اراضی باید از بخش کشاورزی حمایت بهینه‌ای صورت گیرد، درحالیکه گرانی نهاده‌های کشاورزی، کمبود آب زراعی،گران بودن کارکر، نبود جاده دسترسی در بعضی نقاط و پایین‌بودن قیمت محصولات و بیمه نبودن آنها از جمله مشکلات بخش کشاورزی در روستای کندر است که روند ساخت و ساز در اراضی کشاورزی را شتاب بخشیده است.

در روستای کندر ناگهان بافت و هویت شان دگرگون می شود، مزرعه آلبالو و گیلاس و گلابی و در کل درختان چند صد ساله  در آنی محو می شود و بلوک سیمانی و بتون می آید جایش و ویلا سبز می شود،باغهای که برای صاحبانشان صرفه ای جز  فروختن شان به دلال های بی شمار زمین و مسکن  ندارند و نهایتا  تبدیل به ویلاهای قوطی کبریتی مناسب جیب و بودجه مشتریان خاص خودشان می شوند، درروستای کندر، شاید پرسودترین شغل دلالی زمین کشاورزی باشد.

علاوه بر فروش زمینهای کشاورزی و تبدیل آنها به ویلا یکی دیگر از مشکلات بوجود آمده در روستای کندرکه شاید چند سال آتی خود را نشان دهد این است که هر قطعه زمینی که فروخته می شود دور آن را یک دیوار سیمانی بلند به ارتفاع حدود پنج متر و حداقل دو متر سر بر افراشته که چهره زیبای روستا را به قلعه تبدیل می نماید  اگر دستگاههای زیربط توان کمک به کشاورزان را در نگهداری زمینهای خود ندارند حداقل طرحی را به مرحله اجرا بگذارند تا لااقل ارتفاع دیوار های بتونی تا یک حدی باشد تا چهره روستا عوض نشود بنظر می رسد که اگر خریداران زمین را موظف کنند که ارتفاع دیواره احداثی اطراف باغ  ۸۰ سانتی متر و یک متر هم فنس کشی روی دیوار بشود چهره روستا حالت طبیعی خود را حفظ می کند 

راستی این پولداران و دلالان از جان مردم چه می خواهند. اینان همان کسانیکه نیستند که بهترین زمینهای کشاورزی مناطق ییلاقی اطراف تهران را تصاحب کرده اند  و همچنین حاشیه های رودخانه ها را ملک شخصی خود کرده و هیچ کس به آنان توان گفتن(اینکه چرا حریم رودخانه ها ساخت ساز می کنی؟ ) را ندارد و باعث ده ها مشکل زیست محیطی برای این مناطق شده اند و امیال آنان با ویلاها و برجها  که در ییلاقات  تهران ساخته اند سیر نشده است  که برای خوشگذرانی بیشتر بکرترین و بی نظیر ترین روستای استان البرز را برای چند روز خوش گذارنی  تخریب می کنند.

سخنی هم با وزیر محترم جهاد کشاورزی ، جناب وزیر نمی دانم چند سال گذشته، که سکان وزرات کشاورزی به جنابعالی سپرده اند تا چه حد فرصت کرده اید مروری بر حال و روز بیمار بخش کشاورزی بنمائید

 آیا می دانید هم اکنون که وزیر کشاورزی هستید بر سر کشاورزی این مملکت چه می آید؟ متاسفانه اخباری که از نقاط مختلف کشورمنتشر می شود اخبار خوشایندی نمی باشد

آیا شما به آماری که توسط وزارت تحت امرشما در مورد کاهش در صد جنگلهای ایران در 50 سال اخیر اعتقاد دارید ؟ طبق گفته های  ریاست سازمان حفاظت  محیط زیست در صد زیادی از جنگلهای ایران  در این چند دهه  نابود شده است . ایشان پیش بینی کرده است که اگر این روال ادامه داشته باشد در چند سال آینده چیزی به نام جنگل در ایران وجود نخواهد داشت و همه جنگلها به کویر تبدیل می شوند .

آیا فکر کرده اید اگر برای تولید میزان اکسیژن که توسط یک درخت کهن سال در روز تولید می شود بخواهیم  از روش آزمایشگاهی این اکسیژن را تولید کنیم چه میزان هزینه باید کرد اگر روزی خدای نکرده  به مقداری هوای تازه احتیاج داشتیم ولی این هوای تازه وجود نداشت آن روز به ارزش نعمت های خدا پی خواهیم برد .

به خدا اگر روزی کشاورزی و باغات مناطق کشور نابود شود اولین کسانیکه زیان خواهند دید همان افراد بومی منطقه خواهند بود زیرا به هوای آلوده امروز شهر تهران بنگرید چه مقدار هزینه جهت رفع این آلودگی در حال تلف شدن است و چگونه مردم از کوچکترین تعطیلاتی جهت رفتن به طبیعت استفاده می کنند و همه افراد جامعه تهرانی حتی کسانیکه روزگاری باعث تولید این آلودگی بودند امروز دارند از این آلودگی  ضرر می کنند . 

آیا می دانید یکی از دلایل اصلی نابودی کشاورزی در ایران فقر می باشد پس بیائیم دست در دست یکدیگر بجای مناقشات ،فقر را از بین مردم خوب این ملت سر افراز بزدائیم که فقر زیبنده این ملت شیعی با فرهنگ با این همه نعمت های خدا دادی نیست ؟ 

پهنه سار

 

یکی از جاذبه های روستای کندر پهنه سار می باشد که می توان از زیبائی ها و سکوت این منطقه استفاده کرد

هر ساله مردم خوب روستایم در فصل بهار برای زیارت پهنه سار راه طولانی و پر فراز و نشیبی را به عشق رسیدن به یکی از نوادگان امام موسي ابن جعفر طی می کنند

رفتن مردم بصورت گروهی و دسته جمعی در این ایام بسیار جالب و دیدنی است اگر دوستی از شجره نامه این مکان مقدس آگاهی دارد بفرستد ممنون می شویم

قصه محلی

قصه های شیرین و کهن روستای کندر از زبان آقا سیروس

میخوام یه قصه دیگه بگم به افتخار همه کندریها.

یکی بو یکی نبو غیر از خدا هیچکی نبو.
در زمون های قدیم شخصی بو به نام پیر احمد.
خونش نزیک توله بو . جیرتر حموم خزونه که یه بند بزرگ هست و الون به نام تول پیر احمدون معروفه.
میدونی چرا میگن تول پیر احمدون په گوش کن تا بایت بگم.

میگن یه نفربو به نام مد ازما که قد درازی داشت به اندازه یک تبرزی.
خیلی قوی بو یه روز صبح زود که هوا گرگ و میش بو موشو دم خونه پیر احمد موگو ...
پیر احمد پیر احمد بیو بشیم کاه بچینیم....
پیر احمد موگو تو بشو من لباسهام را تن کنم بیام.
مد ازما موشو دره تنگه اندازه یک اتاق کاه میچینه پیر احمد به ایش میرسه می فهمه که گرفتار مد ازما گریه و این دقه اون دقه ی که مدازما بخورتش.

مد ازما میخنده موگو چیه بترسیی .بایش موگو بشو بالا کاها بنشین بشیم من کاه را و تورا کول کنم ببرم کندر.

راه میفتن هوای کندر به دره تو درختگ بالای چشمه که میرسن پیر احمد یه واشگ اوزون میگرده به تو درخت.
مد ازما موگو پیر احمد پیر احمد گاهی سنگین گاهی سبک.

خلاصه مد ازما میا دم تول پیر احمدون تایه گاه که کولش دبو الگ میده جیر.
مو گو آی پیر احمد باباد درآمون.
موشو جیر بو میکشه مینه اثری از پیراحمد دین نی....
پیر احمد بدو بدو موشو خونشون از اون به به بعد دیگه هیچکی مدازمارا ندیه...
در پایان آقا سیروس عزیز لطف نموده و یک در خواست خداپسندانه داشته و آن هم اینکه یک کلوپ شطرنج در کندر دایر بشه و ایشان بصورت رایگان تدریس کنند

از جوانان برومند که این رشته را دوست دارند و شاید جزء آرزوهایشان بوده اکنون خداوند لطف نموده و در ذهن و دل این عزیز انداخته که چنین کاری انجام دهد .شما هم همت کنید و مقدمات کار را فراهم نمایید .  

روستای زیبای کندر

 

سرزمینم، زادگاهم، روستایم کندراست 

                                      نام نیکش جاودان آنجا که نامش کندر است

 

از افق زردی طلا رنگ چون نگینی بر سر سنگ 

                                      زینت و زیور کند آنجا که نامش کندراست

 

هم قراول خواند هم بلبل و قمری و کبک  

                                      چشمه سارش جاودان آنجا که نامش  کندراست

 

در بهاران بلبلان خوشخوان شوندو قاصدک افشان شود 

                                گل بنفشه سفره اش را گسترد آنجا که نامش کندراست

 

نیک کردارند و مردم زاده اجداد پاک 

 

    بار الها زنده باد آنجا که نامش کندراست 

                                                                   

افسانه کندری

این افسانه به زبان کندری بوده و نویسنده آن آقای سیروس اسداللهی می باشد

فرصت را مغتنم شمرده تشکر می کنیم از دوست عزیز و گرانقدرمان آقا سیروس به علت توجه خاصی که به زادگاه خود یعنی روستای کندر دارد و همچنین مشوق و راهنمای بسیار ارزنده این وبلاگ می باشد

یکی بود یکی نبود .غیر از خدا هیچکس نبود.
در زمونهای قدیم که مردم میشون سوزی کوه( سبزی) بچینن یک دوخترگ بو اسمش مریم بو.
زنها با مریم بوگتن مریم یک وقت از ما جدا نگردی که مون کوه خرس دره.
اما مریم گوش نکورد و به هوای سوزی کوه بشو اینور اونور.
یک دفعه یک خرس بامون و مریم کول گرد ببرد لونش.
مردم هم هرچی بگرین اثری از مردیم نبو.
تا اینکه بعد یکسال مردم بشون مون کوه بدین دم در یک غار کلی پوست هندونه دره.
سنگ در غار کنار بزین بدین مریم مون غار دره و رنگ به صورتش دینی دوتای م ایال داره نصف ا پا تاکله شبیه ادم و کله شون شبیه خرس.
مریم کول گیتن بوردن ده.
خرس نصف شئو بامون بالای کوه عمرکوشون نعره بزی بگوتکه:
مریم بانو هوییییییییییییییی...
مریم بانو هوییییییییییییی
کوجه دری بب لولگ هات ( بچه هات) اوهوی اوهوی یعنی ایالات دارن گیره موونن.
میگن شخصی به نام نادعلی که ریشبلندی داشت بشو و خرس را با تفنگ بزی...
این قصه سالیان سال نسل به نسل چرخید
گوینده
سیروس اسداللهی
مسئول هیئت شطرنج کرج
به افتخار تموم ایال های کندر هوراااااااااااا

روستاي زيبا ولي غريب

روستاي زيبا اما غريب كه غربتش در نگاههاي معصوم و مظلوم كودكان آن هويدا است در ميان كلام ريش سفيدان تجلي مي كند روستاي در بيخ گوش پايتخت جمهوري اسلامي با حدود۵۰۰ خانوار ساكن  مشكلات زيادي دارد كه مردم هر روز با آن دست و پنجه نرم مي كنند از كدام مشكل برايتان بگويم كه خود شاهد آنيد  . از كم آبي برايتان بگويم گر چه امسال به لطف خدا کم آبی بصورت موقتی مرتفع شده .  يا از بيمه نبودن محصولات كشاورزي يا از گران بودن نهاده هاي كشاورزي مثل كود و سم يا از مشكل ساخت پل ارتباطي روستا به كرج يا از نداشتن گاز طبيعي اين ثروت خدا دادي كه افتخار سومين كشور نفت و گاز جهان را داريم اگر قرار باشد روستايي در روستا بماند و به فعاليتهاي كشاورزي و دامي روي آورد بايد يكسر ي امكانات را دولت فراهم نمايد با شعار كه نمي شود جلوي مهاجرت روستايي به شهر را گرفت  توسعه نيافتگي روستاها عامل افزايش مهاجرت روستاييان به شهرها و حاشيه‌نشيني است و اين در حالي مي باشد که شکاف بين شهرها و روستا به کالبد اجتماعي  لطمه خواهدزد.

 واقعاً پس از گذشت 31 سال از انقلاب ،این انقلابی که مسئولین آن  خدمت به روستائیان را هم  جزء اهداف والای خودشان قرار داده اند ،هنوز به فکر حداقل امکانات برای روستا نیفتاده اند. ۳۱ سال وقت کمی نیست می شود گفت یک عمر است و بايد مسئولين به جاي شعار و تظاهر آستين مردانگي را بالا زده و كمر همت براي خدمت به محرومين  و ساختن ايراني آباد و آزاد ببندند كه خدمت به خلق عين عبادت است راستی یادت هست «  روزی که بر روی دیوار خانه های دور افتاده ترین روستا ها نوشته شده بود: «من یک تار موی کوخ نشینان را به کاخ نشینان ترجیح می دهم »  همه باورمان شده بود. چه زود گذشت.کسی جرات نداشت فخر فروشی کند.خان نبودهمه رفتند و برای مدتی دیگر خبری نبود بت ارباب و رعیتی شکسته شده بود. ایل و قبایل در سکوت و آرامش بودند .دیگر ازبرتری قبیله ای و بردگی و فخر فروشی همه نفس راحتی کشیدند.   سالها از آن موضوع می گذرد  متوجه شدیم که آتش زیر خاکستر دوباره ما را به سمت و سوی نابودی می کشاند ،  ..» چي شد چرا آن جمله گهر بار امام بر عكس تعبير شد و اكنون بدين جا رسيديم و ... !!!  

شهرهاي استان هم که به‌علت کم برخوردار و محروم بودن، خود به تناسب جمعيت و امکانات توسعه نيافته‌اند، با افزايش تعداد مهاجرت‌ها بيشتر در چنبره مشکلات اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي فرو خواهند رفت. 
مردم روستا برای استفاد از حداقل امکانات پزشکی مثل تزریق امپول و... باید کلی هزینه نموده ودر بدترین شرایط جوی به کرج مراجعه کنند .حالا شما تصور بفرمائید.در وسط زمستان خانمی باردار دچار درد زایمان شود و وضعیت او  اورژانسی باشد یا فردی دچار سکته مغزی و یا قلبی بشود باید قبل از رسیدن به بیمارستان درمانهای اولیه روی او اعمال شود ولی کجاست این امکانات و کجاست این توزیع عادلانه ثروت

جوانان ما از داشتن یک زمین فوتبال و یا بسکتبال و یا یک باشگاه ورزشی حسرت می خورند .اگر اینچنین مطالبات کوچک را هم از جوانانمان دریغ کنیم جوان پر انرژی و با نشاط و فعال ما کجا باید انرژی خود را صرف نماید .اینست که جوان ما به بیراهه کشیده می شود

اگر دولت از کشاورز و کشاورزی حمایت اصولی نکند وفقط به فکر واردات محصولات کشاورزی خارجی باشد چه توقعی داریم که کشاورزی این مملکت پیشرفت کند و دچار رکود نشود اگر با این رویه کشاورزی برای روستايی صرف نکند او از شغل خود دست کشیده و مهاجرت می کند و یا باغ خود را فروخته و پولش را در بانک گذاشته و از سود آن استفاده می کند و کم کم کشاورز تولید کننده به یک مصرف کننده تبدیل می شود و همچنین با باز شدن پای افراد غیر روستايي که از روستا جز هوای سالم چیزی نمی خواهند درختان باغ چند ده ساله را از بیخ و بن کنده و ویلایی احداث می کنند اینگونه کشاورزی این مملکت لگد مال بی تدبیری آنها می شود.   البته هرچند تصورش برای خیلی از شما آقازاده ها سخت است  چون شما که درروستا زندگی نمی کنید  یا حداقل زندگی در روستا را فراموش نموده اید! کسی که خودش با این مشکلات بر خورد نکند هیچ وقت مزه آن را احساس نمی کند و...


 

رودخانه فصلی دره گدا(درسیلگ)

 

دره گدا یکی از رودخانه های فصلی کندر می باشد که از دامنه کوه لیز سر چشمه گرفته و با عبور از منطقه باغات تنگه وجنوب روستا به رودخانه کرج می ریزد 

 
 ابتدای ورودی این رودخانه به روستا چشمه ای وجود دارد که آنرا ﮜل چشمه یا گل چشمه می نامند که سالهاست می جوشد و کام تشنه این مردم را سیراب می کند
 

بهار زیبای کندر

 
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد

 

 

 گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت
که به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شد

 

 

استخر ذخیره آب کشاورزی عمومي

عسل دهسر

 اين استخر ها در نقاط مختلف كندر در كنار هر چشمه اي و يا موتور پمپي توسط اهالي ساخته شده است كه هر كسي بنا بر نوبت آبش مدت زمان خاصي  شير فلكه آن را بسته و بعد از جمع شدن آب آن را باز نموده و باغ خود را آبياري مي نمايد.

گردش آب در مناطق مختلف كندر بسته به تعداد افرادي دارد كه در آن سهيم مي باشند گاها گردش آب ۱۶ روز يا ۷ روز مي باشد.سهم آب افراد بر اساس كيله تعين مي شود كيله برابر است با ۲۸ دقيقه .و در يكي از نقاط كندر بر اساس تسو يعني ۲ ساعت مي باشد ولي معيار حدود ۷۰ در صد سهام آب كشاورزي افراد بر اساس كيله تعين مي گردد . هر ۵۱ كيله يك دهه را تشكيل مي دهد و هر دهه براي خودش يك مسئول دهه دارد كه به آن سر دهه مي گويند كه هماهنگي تمامي امورات مربوط به آب با ايشان مي باشد.

   شير فلكه استخر

 كندر روستاي است كه در ارتفاع ۱۹۰۰ متري از سطح دريا واقع شده است و كمبود آب كشاورزي در آن بسيار ملموس است وكشاورزان براي جبران كمبود آب مبادرت به ساخت استخر شخصي مي نمايند كه هزينه آن بسيار بالا است

در پشت کوه های سر به فلک کشیده البرز و در فاصله ۶ کیلومتری  کرج روستای کندر همچون ستاره ای در کویر می درخشد.
کندر روستایی با قدمت بسیار کهن، که از آن به عنوان "کهنه در" یاد می شده است.

این روستا بزرگترین و پرجمعیت ترین روستای جاده چالوس است که شغل و درآمد اصلی مردم آن کشاورزی است.
متأسفانه مردم روستا از داشتن حداقل امکانات لازم برای زندگی محروم هستند.  مردمی که با تلاش پیگیر و شبانه روزی به کار کشاورزی می پردازند. کشاورزی در روستا به روش سنتی است و مردم با مشکلات زیادی در زمینه تهیه کود و سموم آفات نباتی، کمبود آب کشاورزی، خشکسالی و سرمازدگی مواجه هستند.
هیچ یک از کشاورزان روستا بیمه کشاورزی ندارند و تمام امید آنها به اندک محصولی است که در تابستان برداشت می کنند و تمام سال باید زندگی را با آن سر کنند، که به هیچ عنوان کفاف معیشت آنها را نمی دهد. متأسفانه نهاد هاي مسئول هیچ اقدام مثبتی در زمینه مکانیزه کردن کشاورزی و سیستم آبیاری قطره ای نکرده و کشاورزانی که تقاضای وام ساخت و تعمیر استخر را دارند با جواب منفی رو به رو می شوند. پرونده های بسیاری از مردم در پیچ و خم های اداری خاک می خورد و تنها جوابی که به کشاورزان داده می شود این است که هنوز نوبت شما نرسیده و یا بودجه نيست و يا اگر بودجه باشد آنقدر عرصه را به كشاورز در زمينه ضامن و غيره تنگ مي گيرند كه قيد وام را مي زندبانک کشاورزی نیز با دادن یک وام سنتی که همه ساله به کشاورزان می دادو مبلغ آن هم بسیار ناچیز (400  هزار تومان تا يك ميليون تومان برای 000/10 متر مربع باغ) است نه تنها کمکی به حال مردم نمی کند بلکه سود چند درصدی آن عملاً مردم را مقروض کرده و کفاف زندگی یک ماه را هم نمی دهد چه رسد به آنکه آن را به تهیه مواد اولیه از جمله كود و سموم دفع آفات نباتي و … در یک سال بکار برند. این در شرایطی است که طبق ضوابط و مقررات کشاورزان باید در بانک اقدام به سپرده گذاری کنند و چنانچه حساب آنها فعال و مطلوب بوده و معدل کارکرد آنها از نظر بانک بالا باشد این مبلغ به کشاورزان تعلق می گیرد و این یعنی عدم درک وضعیت مردم.
بحث دیر کرد و سودهای ناشی از آن معضل دیگری است که بانک کشاورزی باید پاسخگوی آن باشد. البته بدیهی است که بانك ابتدا مسئوليت را به كردن جهاد كشاورزي انداخته و بايد اعتبار را تصويب كند . آنها نیز نبودن و نداشتن اعتبار را مطرح می کنند. این در شرایطی است که در شهر افرادی تحت عنوان کشاورزی وام های چند صد میلیون تومانی می گیرند و جالب است که اعتبار برای آنها وجود دارد اما برای مردم زحمتکش روستاها وجود ندارد.

 لازم به ذکر است که این مشکل منحصر به روستای فوق نبوده و تمامی روستائیان  با آن دست به گریبان هستند.

ما كه شعار كشاورزي محور استقلال را سر لوحه خود قرار داده ايم پس چرا در عمل به كشاورز و كشاورزي جفا مي كنيم كشاورز كه بايد نهاده هاي كشاورزي را به قيمت هنگفت و نجومي خريداري كرده و مدت دوازده ماه از باغ و محصول خود مواظبت نموده وقتي فصل عرضه به بازار كه فرا مي رسد يا سود اصلي را دلال يا وسطه مي كند و يا دولت با عرضه ميوه جات جور واجورمحصول كشاورز روي دستش مي ماند كه حتي صرف نمي كند محصولاتش را بر داشت كند.

اما کشاورزان با وجود اینکه کار آنها کفاف معیشت آنها را نمی دهد ولی تمام مشکلات را تحمل می کنند.

کندر یکی از معدود روستاهایی است که مهاجرت در آن بسیار کم بوده و آنها با عشق و امید و تلاش به زندگی ادامه می دهند؛

اما چه کسی باید پاسخگوی مطالبات به حق آنها باشد.؟؟

امروزه راه روستا طوري ساخته شده كه فقط خودروهاي سواري مي توانند از آن بگذرند و خودروهاي حامل نفت و مصالح ساختماني بايد از راه قديم كه حدودا سه برابر طولاني تر از راه جديدو خاكي هم مي باشد بايد عبور كنند كه اين يعني وارد شدن هزينه گزاف حمل بر دوش روستايي .اين راه هم به كمك تك تك اين مردم و با كار و تلاش صادقانه و مايه گذاشتن از جان به نتيجه رسيد كه دست تك تك اين مردم و بلااخص پيشگامان و پيش قراولان آن را بايد بوسيد گر چه عده اي از عزيزان به طرز ساخت آن ايراد مي گيرند بايد عرض كنم ايراد شما هم قبول ولي با نبود پول و امكانات وكمك نكردن دولت  چه بايد كرداكنون راه باز است و  مي شود با دست به دست هم دادن  طرحي نو در انداخت ظاهرا از مطلب دور شديم مي خواستم بگويم مي شناسم عده اي از عزيزان كه براي احداث پل به كجا ها كه مراجعه نكردن بعد از گذشت چندين سال هيچ اقدام مثبتي از ناحيه مسئولين صورت نگرفت و شايد آن جمله گهر بار امام كه فرمود روستائيان ولي نعمت مايند به بوته فراموشي سپرده شده است! !
فریاد خاموش مردم روستا ها چه زمان به گوش حاكمان خواهد رسید؟!

حاكماني كه با خون دل خوردن همين مردم .با شهيد و مجروح دادن. با اسير وجانباز شدن همين توده زحمتكش و نجيب .بر كرسي حكومت تكيه زدن .درست نيست آنها را به بوته فراموشي سپرده و ناديده انگارند.

مردمي كه اين همه زحمت مي كشند و از نان شب خود زده و با جمع كردن قران قران پول. اين راه روستاي را به سر انجام رساندن سزاوار نيست كه براي زدن يك پل ارتباطي .مملكتي با اين همه ثروت و صولت. دست اندر كاران آن با مردم قايم موشك بازي كنند .اگر سيره حكومت داران علوي بود همچو مولا علي پشتشان از كمك كردن به مردم مجروح ميشد .

انتظار اين نيست كه حاكمان جامعه ما عينا چون علي (ع) باشند و  حكومتشان مطابقت كامل با حكومت آن حضرت بيابد، كه اين هر دو نشدني است ، اما انتظار آن است كه در سمت و سويي كه ايشان در سيره و عمل خويش به ما نشان داده اند، حركت كنيم و يا لااقل پشت به اين راه و جهت نكنيم.

 مردمی که در روزهای سرد زمستان و گرمای سوزان تابستان بار مشکلات بسیار را به دوش می کشند،سزاوار این همه بی مهری نیستند.! ! !

 این تنها گوشه کوچکی از مشکلات مردم در ارتباط با کار کشاورزی بود ضمن اینکه مشکلات بسیاری در روستا وجود دارد که در این مجال فرصتی برای طرح آنها نیست.

 

منطقه زیبای پرالگ

 

یک روز پائیز که در منطقه زیبا و خوش آب و هوای پرالگ قدم می زدم وقتی یک کمی به مناظر خدا دادی توجه نمودم دیدم چقدر خداوند به این بندگانش توجه می کند  وجود همین منظره های زیبا و قشنگ برای ما نعمت است ولی ما چون از این نعمت به فراوانی  و هر روز بر خورداریم شاید برایمان جالب نباشد.

خدایا ما قادر به شکر گذاری تو  به پاس همه نعمت های که به ما عطا کردی نیستیم  زبان ما قاصر است چون بقول سعدی رحمت الله در کتاب گلستان فرمودمنت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکراندرش مزید نعمت٬هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است و چون برون می آید مفرح ذات پس در هر نفس دو نعمت موجود است و بر هر نعمت شکری واجب

از دست و زبان که بر آید کز عهده شکرش بدرآید

یعنی ما قادر به شکر گذاری خداوند در مورد همین یک امر حیات ( نفس کشیدن ) نیستیم  تا چه رسد به شکر او در مورد نعمت های دیگر مثل نعمت دیدن- نعمت شنیدن- نعمت راه رفتن- و هزاران هزار نعمت دیگر  . خدایا من که قادر به شکر گذاریت در مورد یکی از نعمت هایت مثل نفس کشیدن نیستم پس چه کنم و چگونه شکر تو را بجا آورم و بنده ناسپاس نباشم خدایا به کدامین نعمتت که به ما ارزانی داشتی شکر کنم من که در این وادی گیج و مبهوت شدم فقط می گویم

خدایا بار الها به روستای قشنگی که در دل البرز مرکزی با مردمان نجیب و خونگرم و زحمت کش و دوست داشتنی آفریدی شکر می کنم و تو را سپاس می گویم که مرا در کنار این مردان خدا دوست قرار دادی شکر شکرشکـــــــــــــر...

 

 

      آيا پرالگ را از بالای کوه گاسار تماشا کرده ای

این عکسها از فراز کوه گاسار گرفته شده

 بهار 87

استخر های ذخیره آب کشاورزی در پرالگ

 گرفته شده از دامنه گاسار

پوست اندازي مار

                                                    

بالای کوه گاسار زیبایی وصف نا شدنی دارد  

 استخر هاي احداث شده در منطقه زيباي پرالگ

 نمای نزدیک یک استخر

 

     بالاي كوه گاسار

   بالاي كوه گاسار بهار87

مردي دوست داشتني ازاهل روستا

مشهدي ابراهيم 

درخت هــــــــــــــــــورس در دامنه کوه لیز

در روزگاران قدیم این درختان منطقه زیادی از ایران را فرا گرفته بودندمنجمله دامنه های البرز که از منطقه البرز غربی تا البرز شرقی امتداد داشته وجنگل انبوهی از  این درختانرا تشگیل می دادند که در آن زمان بدلیل نبودن نفت وغیره جهت گرم کردن و پخت و پز چون این درختان به لحاظ سوختن ارزش زیادی داشتن آنها را بریده و مورد استفاده قرار دادن که اکنون متاسفانه اثری از آن جنگلهای انبوه نیست مگر بصورت تک درخت .

بالا رفتن از دامنه ليـــــــــــز بسیار نشاط آور است

دامنه كوه سر افراز ليز(آبان 1388)

 تك درختي زيبا و سرفراز، برفراز كوهي عاري از درخت.

درختی با قطر  ۸  متر وبلندی حدود ۲۰ متر

     

چتر آن گسترده و سایه انداز حدود  ۱۰۰ متر مربع دارد   

                                                                                                                                  

  هورس يك نماد است .از دور دست این درخت زیبا پیدا است حتی از کرج .اما از نزديك با شاخه هاي زيبايش كه ده ها پرنده بر آن آشيان دارند زيبايي و شكوه خاصي گرفته. عطر هورس تا شعاعي وسيع دامنه ها را پرکرده است.

پائيز 88

هورس در طول زندگي چند صد ساله اش بدون هيچ آسيبي از جانب آدميان به رشد ادامه داده و از روزگاران قدیم شاهد خاطرات تلخ و شیرین مردم این دیار بوده است

 

 هورس همان درخت اورس يا  اُرُس  از گونه هاي معروف سرو كوهي است

 نمونه هورس در جاي جاي سرزمين پهناور ما بسيار وجود دارد بخصوص در دامنه های البرز 

دامنه كوه ليز

 

 

 پاینده و پابرجا بمانی ای هورس

                                     

 اگر کوه پیمائی را دوست دارید همین امروز برای رفتن به کوه لیز برنامه ریزی کنید.

  دامنه ليز

                          

گویش محلی

کلمه                        آوا نویسی                   بر گردان

كرزو                     Karzo                           کرت

کتری                    Ketri                             قوری

مجمه                   Majmehe                      سینی بزرگ

گاره                     Gare                              گهواره

بخگر                    Bexagar                         ته دیگ

هلی هوشت        Helohosht                       تاب

 گو                       Gow                               گاو

خاکروبه               Xagrobe                         زباله

ٳفتو                       Aftaw                        آفتاب

آو                          Aw                             آب

شو                       Show                         شب

هيمه                   Heme                          هیزم

کتری                    Ketri                             قوری

بخگر                    Bexagar                         ته دیگ

هلی هوشت        Helohosht                       تاب

 گو                       Gow                               گاو

خاکروبه               Xagrobe                         زباله

سررخت              Sarraxat                         کله پاچه

چای صبح            Chye sob                       صبحانه

 ناهار قلیون        Naharghlyn                   صبحانه

 بامبورون              bamberon                      پارو          

بولگاردن                bolgardan                     بام گردان یا غلطک                  

پوزار                                                        کفش

تونبان                                                      شلوار

گوبلک                                                    قارچ

 هو زنی                                                 شنا

کولوخمبره                                              بزرگ نا مرتب

جهنمک                                                لی لی بازی

لیزلیزک                                                 سرسوره

اولپ                                                    پهلوی انسان

سوقولمه                                              مشت

پشگ                                                    تقسیم

بیو                                                         بیا

بگود                                                      گفت

سوخود                                                .....

بشو                                                     برو

بخون                                                   بخوان

پینک پوره                                            وصله زدن

دبم                                                     بودیم

بامی                                                   آمدی

ببکم                                                    عزیزم

یزنه                                                     داماد

اترقنه                                                   بزرگ

طبیله                                                   طویله - اصطبل

گالزور                                                    خرجین

چولو                                                     تخم کبوتر

اویار                                                      میراب

  پیشته گورد                                             دنبال کرد   

 بوریت                                                    فرار کرد

  چاروا                                                     الاغ

 

محلات كندر

 گرچگ

آبشار زيبا واقع در جاده قديم كندر(نمرك)

 

آبشار 

آبشار

چشمه آق باجي در دل كوه سياه كمر

 

چشمه آق باجي

راز گفتن چشمه از زبان قديمي ها براي چشمه اي بي آب برايم شده يك راز  شايد در قديم آب داشته كه اكنون مثل خيلي از چشمه هاي ديگر خشگ شده.اما در هنگام بهار و در فصل بارندگي آبدار مي شود

پائیز کندر

 

روستاي كندر 

 

 

 

مـــــــــردي از تبار جيان

  عبدالله جيوني

سياه كمر

 

پائیز در راه بود ساقه ها و گلبرگهای گیاهان رو به خشکی می رفتند و باد آواز جدایی سرداده بود و خوشه ها و شاخه ها را به هم می سائید. و دانه ها را از ساقه ها و خوشه ها و برگها را از شاخه ها جدا می کرد .

شاهد این عظمت بودم و هزاران سوال ! ناگاه نجوایی بین یک ساقه خشک و دانه ای که در پای آن افتاده بود مرا به دنیای جواب برد ساقه برای دانه می گفت از سرو راز خزان و هجران و جدایی شنيدم! می گفت شکفته شدن در شکافته شدن است اگر آسمانی شکافته نشود رحمتی نیست ! اگر ابری شکافته نشود بارشی نیست ! اگر زمینی شکافته نشود رویشی نیست ! اگر دانه ای شکافته نشود شکفته نمی شود .

دانه پرسید : چگونه بیاموزم شکافته شدن را ؟

ساقه گفت : شکافته شدن آموختنی نیست! زمان آنکه برسد شکافته خواهی شد به آنچه که باید شکافته شوی فقط باید به جهان هستی متصل باشی ! حی و حاضر !
دانه پرسید : چگونه بیاموزم شکفتن را ؟
ساقه گفت : شکفته شدن هم آموختنی نیست در تمام مدت که به من اتصال داشتی راز شکفته شدن در دل تو قرار گرفته و به آگاهی آن رسیده ای وقت شکفتنت که برسد خواهی دید که چگونه است و شکفته خواهی شد به آنچه که باید شکفته شوی !
گاه شکافتن برایت در آسیاب است و شکفتن در آتش ! تا نانی شوی !
گاه شکافتن برایت در لانه موری است و شکفتنت در وجود اوست ! و گاه شکافتنت در خاک است و شکفتنت در آسمان !
دانه با شادمانی لبخندی زد و تا رسیدن به زمان شکافتنش در دل گرم زمین در رویای شکفتن آرام گرفت .
از غفلت خود آهی کشیدم ! ساقه خشک متوجه آه من شد ! گفتم افسوس که پائیز عمرم رسید و درک نکردم شکافتن و شکفتن را ! به من هم بیاموز آنچه که باید بیاموزم !
ساقه خشک گفت : ای انسان برای تو هم آموختنی نیست ! تو هم باید متصل شوی به اصل خود ! تا آگاه شوی به آگاهی ! فقط برایت بگویم که اگر سینه ای شکافته نشود عشقها نهان می ماند اگرسری(فرق سر) شکافته نشود سرها و اسرارها نهان می ماند . پس در این جهان برای هرچیزی فطری است ( جدا کننده ) تولد برایت فطر است مرگ هم برایت فطر دیگری و تو همیشه در صوم و افطاری ! افطار شکافته شدن توست که در این شکافته شدن وقت شکفتنت رسیده به مانند انسانی که فرقش شکافته شده تا شکفته گی انسانها پدید آید . کسی که بین سحری و افطار خونین اش زمان کوتاهی بود آن علی که متعالی شد . تو هم اگر متصل وحی باشی در می یابی راز بزرگ شکافتن و شکفتن را !
برو ! وقت خزان من هم رسیده ! فطر و فطر هایت بر تو مبارک !
اگر شکفتی در این بوستان الهی برایم شکافتنی متعالی را طلب کن ! ومن هم بهترین شکفتن را درکمال برایت آرزومندم

اين دوعكس به فاصله بيست روز از هم گرفته شده است.

 

 

يكي از محلات روستا

منطقه كيا بر 

يكي از محلات روستا

خربنگ

گلابی شاه میوه کنــــــــــــــــــــــــدر

  نمونه ای از گلابی شاه میوه کندر

                        

مردمی که با تلاش پیگیر و شبانه روزی به کار کشاورزی می پردازند واینچنین محصولاتی را روانه بازار می کنند   

 درختی با عمر هشتاد سال

       

 گلابی به وزن ۹۰۰گرم

 

 گلابی بعد از رسیدن توسط چوب دستی که به آن سیب چین می گویند یکی یکی وبه آرامی چیده شده ودر محلی برای بارگیری قرار می گیردکه به این مجموعه گلابی در کندر تخت گلابی می گویند

تخت گلابي(مجموعه گلابي)      چوب دستی یا همان سیب چین        

نمونه سیب چین که با آن گلابی می چیننددر کنار تخت گلابی مشاهده می کنید

ارتفاع سیب چین  بسته به ارتفاع درخت دارد

 گلابی بعد از چیده شدن تخت شده یا مستقیما بار گیری وبه میدان میوه و تره بار برای فروش حمل می گردد .چون گلابی میوه ای بسیار حساس می باشد لذا در هنگام بار گیری باید از پوشال استفاده کرد تا زخمی نشود 

 گلابی از جنس Pyrus و گونه Comm unis می باشد

 گلابی را در زبان عربی سَفرجَل یا عَرمُوط و در زبان انگلیسی PEAR می گویند.

 اسم اصلي گلابی امرود است و به ميوه‏ي پيوندي و شاداب آن شاه امرود مي‏گويند، و چون معطر و پر آب مي‏باشد، به گلابي معروف است

به گلابی شربت منجمد نیز می گویند
نيرو بخش معده بوده واز انقلاب دستگاه گوارش جلوگيري مي‏كند.
 مفرح قلب و كبد بوده و اگر مي‏خواهيد چهره‏يي بشاش داشته باشيد، دوستش شويد....

.
گلابی در نقاط سردسير بهتر از گرمسير به عمل مي‏آيد، و از قديم در آذربايجان و همدان و خراسان کشت می شده و به امر شاه عباس كبير آن را به اصفهان و شيراز بردند و اهالي اين شهرهاي بزرگ مدتي نام گلابی را عباسي مي‏خواندند.   مقدار ويتامين‏ها و املاح در پوست آن دو برابر گوشتش مي‏باشد،
شما مردم شهرنشين اين روزها، ما ميوه‏هاي آب دار را در سردخانه و يخچال جا داده‏ايد، و ما را در حالي كه حرارت بدنمان نزديك صفر است، وارد معده مي‏كنيد كه حرارت آن 37 درجه مي‏باشد و با اين عمل با دست خود معده‏ي خود را خراب مي‏كنيد و بعد از ما گله مي‏نماييد كه چرا توليد نفخ و برودت مي‏نماييم!

قند آن براي مبتلايان به مرض قند ضرر ندارد، بلكه مفيد است


گلابی میوه ای است سبز یا زرد رنگ ، آبدار و مخروطی شکل که دارای طعمی خوش و معطر است.  گیاه گلابی بومی آسیای غربی و اروپای شرقی مخصوصاً نواحی شمال غربی ایران و کوههای قفقاز می باشد. گلابی بعد از سیب مهم ترین میوه دانه دار دنیا و ایران به شمار می آید.گونه های مختلف گلابی طعم های گوناگون از ترش تا شیرین دارند . این میوه حاوی ویتامین های E  و C ، کلسیم ، آهن، منیزیم  و روی  است. چون گلابی میوه ای آبدار و حاوی ویتامین C  می باشد ، در زیبایی پوست شما بسیار مؤثر است. یکی از خواص گلابی ملین بودن آن است . همچنین دانه های ریزی که در موقع خوردن گلابی زیر دندان احساس می کنید، برای دفع مواد زائد بدن بسیار مؤثر است.

گیاه گلابی و انواع آن

درخت گلابی در برابر سرما از سیب حساس تر است. گل های گلابی در بهار کمی زودتر از سیب باز می شوند ، به همین دلیل بیشتر در معرض خطر سرمای بهاره قرار می گیرند . در تابستان، گیاه گلابی گرما را بیشتر از سیب تحمل می کند. گل و میوه گلابی در انتهای شاخه ها و سیخک های دو ساله بوجود می آید ، بنابراین هنگام هرس درختان بارور ، باید در حفظ سیخک ها دقت کرد. میزان محصول در باغ های معمولی به 45 تن در هکتار می رسد. تعداد ارقام گلابی موجود در ایران حدود 120 نوع است.

مهمترین ارقام بومی عبارتند از : شاه میوه کرج ، شاه میوه خراسان ، شاه میوه اصفهان ، گلابی نطنز کاشان ، محمدعلی مشهد ، سه فصله کرج ، سیبری ، گلابی پیغمبری .

از گلابی های خارجی نیز که کم و بیش در ایران کشت می شوند می توان : آنژو، وینترنلیس، بارتلت، دوشس، ژاندارک، باسه، کولمار، بوره ژیفار و دوینه دوکومیس را نام برد. بارتلت که در اروپا بنام ویلیامز مشهور است، مهم ترین و پر کشت ترین گلابی در دنیا به شمار می رود.

یک نوع گلابی جنگلی که در کهکیلویه می روید و تخم آن زیاد است را انجوجک می نامند. میوه آن قابل استفاده نیست، ولی زمانی که میوه روی خاک می افتد و می پوسد، تخم آن را جمع آوری می کنند که استفاده درمانی زیادی دارد.

خواص درمانی گلابی

قسمت هایی از درخت گلابی که مورد استفاده غذایی و درمانی قرار می گیرد: 1- میوه 2- برگ 3- پوست درخت آن است. گلابی را می توان بصورت خام یا پخته ( مربا و کمپوت) مصرف کرد.

• گلابی میوه ای عالی و گوارا و پرآب است که خاصیت لینت دهندگی دارد. افرادی که یبوست دارند سعی کنند 1 تا 2 عدد گلابی در روز بخورند و بلافاصله 1 لیوان آب ولرم بنوشند که خاصیت ملین آن قوی تر شود.

• گلابی میوه ای است که به آسانی هضم و جذب بدن می شود.

• گلابی دارای دانه های بسیار ریزی است که خصوصاً نزدیک هسته آن زیاد است. این دانه ها از جنس سلولزاست و در دستگاه گوارش هضم نمی شود. از این رو با عبور از دستگاه گوارش ، معده و روده را پاک می کند و کلیه مواد زائد باقیمانده در شکم را دفع می کند.

• پوست گلابی که در معرض نور خورشید قرار دارد ، از نظر ویتامین ها غنی تر است. به علاوه قسمت عمده فیبر گلابی در پوست آن است ، لذا نباید هنگام خوردن ، پوست آن را جدا کنید.

• کسانی که مبتلا به  فشار خون  هستند ، اگر به طور مرتب گلابی بخورند خون آنها تصفیه خواهد شد .

• گلابی برای غدد داخلی بدن بسیار مفید است . تانن و پتاسیم آن، اسید اوریک را به هر اندازه که باشد حل می کند. به همین جهت افراد مبتلا به نقرس، آرتروز و رماتیسم می توانند از آن بهره زیادی ببرند.

• گلابی برای معالجه امراض سینه یک میوه عالی است و این خاصیت مربوط به تانن آن است و اگر گلابی کمی گس باشد برای سینه بهتر است.

• گلابی به علت دارابودن ارسنیک رعشه را درمان می کند.

• ماده مهم دیگری که در گلابی موجود است عنصر بور( BORON ) است که با افزایش جذب کلسیم ، از بروز پوکی استخوان  به خصوص در زنان یائسه  جلوگیری می کند.

• موادی که برای استخوان ها مفیدند، برای مغز نیز نافع اند. گلابی هم از این قاعده مستثنی نیست و از میوه هایی است که برای حافظه  و تمرکز حواس مفید است.

• مواد موجود در گلابی برای تقویت بدن پس از بیماری هایی که نیرو و توان انسان را تحلیل می برد، بسیار مفید است. شاید به همین دلیل است که برای بیماران کمپوت گلابی می بریم. در دوران نقاهت بیماری هایی چون سل، کم خونی و ضعف شدید خوردن مخلوط آب گلابی و به بسیار مفید است.

• گلابی یکی از میوه های ضدعفونی کننده یا ضد مسمومیت است و این خاصیت به دلیل ادرارآور و ملین بودنش است.

• گلابی موجب شادابی و طراوت بدن و پوست  می شود.

• گلابی برای بیماران دیابتی میوه بسیار مناسبی است ، چون قسمت اعظم قند آن سلولز، سوربیتول و لوولوز است . شاید به همین دلیل حکیم عالیقدر ایرانی ابوعلی سینا، گلابی یا کمپوت آن را برای اکثر بیماران مجاز دانسته و آن را" شاه میوه" خوانده است.

• گلابی ترشح بزاق را افزایش می دهد ،در نتیجه هضم غذا را آسان می کند . پس پوره آن برای سالمندان بسیار مفید است.

• فیبر موجود در گلابی لینین(LININ) است که غیرقابل حل بوده و برای کاهش کلسترول خون  بسیار مؤثر است.

در مورد برگ آن؛

• جوشانده برگ گلابی برای کلیه بسیار مفید است ، چون ادرارآور ، ضدعفونی کننده و میکروب کش مثانه است. از این رو مبتلایان به عفونت ادراری  حتماً باید آن را مصرف کنند. سنگ مجرای ادرار را دفع می کند ، برای این منظور100 گرم برگ جوان درخت گلابی را در یک لیتر آب به مدت 20 دقیقه دم کنید و آن را در سه وعده به میزان 1 تا 2 استکان تناول کنید.

• دم کرده برگ گلابی دارویی شفابخش برای بی خوابی  است، اعصاب را آرام می کند و سردردهای میگرنی  را درمان می کند.

• انجوجک که تخم گلابی جنگلی است ، دفع کننده کرم است و اعصاب متشنج را تسکین می دهد و اگر آن را کوبیده و شیره آن را بگیرند ، برای بندآمدن خونریزی زیاد در قاعدگی  مفید است.

توجه !

* هضم پوست گلابی کمی مشکل است، از این رو کسانی که معده ضعیفی دارند آن را با پوست نخورند یا آن را بصورت کمپوت مصرف کنند.

* بهتر است گلابی کاملاً رسیده را مصرف کنید تا خواص آن بیشتر و هضم آن راحت تر باشد.

* بهتر است پس از خوردن گلابی آب سرد ننوشید ، زیرا در افراد حساس ایجاد نفخ می کند.

 
نیاز آب و هوایی :

گلابی در آب و هوایی خشك و خنك بخوبی رشد می كند. سرمای مورد نیاز گلابی برای اغلب ارقام بین 600 الی 1500 ساعت حرارت زیر 7  درجه سانتیگراد می باشد. گلهای گلابی بعد از میوه های هسته دار باز می شود و بهمین دلیل خطر سرمازدگی گلها در این درخت بسیار كمتر است. گلابی در زمستان تا دمای 25-  درجة سانتیگراد را تحـمل می كند ولی شكوفه ها در 1-  درجة سانتیگراد آسیب می بینند.
نیاز آبی گلابی در حد متوسط است و شرایط نامناسب رطوبت را تحمل می كند. خاكهای شنی رسی و عمیق با تحت الارض نفوذ پذیر برای كشت گلابی مناسب اند. خاكهای سنگین و خاكهایی با PH بالای 5/7 و آهكی برای این گیاه مناسب نیستند.
ازدیاد :

گلابی به روشهای كاشت بذر، قلمه و پیوند قابل ازدیاد است متداول ترین روش ازدیاد، كاشت بـذر گلابی های وحشی و پیوند ارقام تجاری روی این پایه هاست. پایه های گلابی عبارتند از گلابی وحشی، به گلابی ویلیام و پایه های رویشی گلابی Qc ، Qb ، Qa است. پیوند مرسوم گلابی از نوع شكمی است كه در بهار و یا اواخر تابستان انجام می شود.البته کشاورزان پیوند های دیگر را نیز انجام می دهند
كاشت :

فاصله مناسب كاشت برای پایه های بذری 6*5 می باشد ولی برای درختان پایه كوتاه 5*3 و در سیستم كور دون 4*2 هم كاشته می شوند.
ارقام مهم گلابی :

در ایران حدود 120 رقم گلابی شناسایی شده كه مهمترین آنها عبارتند از گلابی شاه میوه اصفهان، گلابی نطنز، گلابی سه فصله، گلابی پیغمبری، گلابی سیبری و از ارقام خارجی میتوان به رقم ویلیامز(بارتلت)، دوشس اشاره كرد.
مشخصات بعضی ارقام عبارتند از :

شاه میوه :
 رنگ زرد روشن مایل به سبز، فرم مخروط، وزن 260-190 گرم، طعم شیرین لطیف و آبدار، تاریخ گل 9 تا 25 فروردین ماه،( البته گاهی زمان گل دهی تغیر می کند )  مدت گل 15 روز، زمان رسیدن 120 روز پس از گل، قابلیت انبارداری ندارد.
سیبری :
 سبز مایل به زرد خالدار، وزن 210 گرم، پر آب و ریگدار با شیرینی كم، تاریخ گلدهی فروردین ماه، برداشت در پاییز و معمولاً در انبار می رسد مدت نگهداری در انبار حدود سه ماه است.
گلابی نطنزی :
ریگدار، نسج آن ترد، معطر و قابل نگهداری در انبار می باشد و در طول زمستان قابل عرضه به بازار است.
مهمترین آفات و بیماریهای گلابی :
آفات :
از مهمترین آفات گلابی میتوان به پسیل گلابی و كنه تارعنكبوتی و كرم میوه اشاره نمود
.
بیماریها :
از مهمترین بیماریهای گلابی میتوان به پوسیدگی سفید ریشه اشاره نمود.

احادیث و نظرات بزرگان

" هر کس ناشتا گلابی بخورد ،  فرزندش نیکو خواهد شد."

امام صادق علیه السلام فرمودند :

" گلابی معده را پاک و آن را تقویت می کند" و باز فرموده اند: " خوردن گلابی در حال سیری سودمندتر از خوردن آن در حال گرسنگی است. کسی که دلش گرفته و اندوهناک است ، باید گلابی را بعد از غذا بخورد."

مواد موجود در 100 گرم گلابی خام

انرژی  58 کیلو کالری
کربوهیدرات  15 گرم
فیبر خام  3/1 گرم
فیبر خوراکی  8/2 گرم* (منبع خوب)
کلسیم  11 میلی گرم
آهن  25/0 گرم
روی  12/0 گرم
 پتاسیم  125 میلی گرم* (منبع خوب)
فلوئور  18 میکروگرم* (منبع خوب)
ویتامین A  9/1 RE
ویتامین E  4/0 میلی گرم* (منبع خوب)
ویتامین C  4 میلی گرم
 فولات   7 میکروگرم* (منبع خوب)

گلابی حاوی ریزمغذهایی چون فلوئور، سلنیوم ، کرم و بور است که برای سلامتی و تأمین ریزمغذی های بدن بسیار مفید است.

خشگ سالي

گرم شدن آب و هوای کره زمین و تغییر اقلیم یکی از مهم ترین مسایل زیست محیطی جهان است . مدت هاست که دیگر از برف و سرمای گذشته ها خبری نیست. برف کم می بارد و دوامی ندارد. رودها و چشمه ها پیوسته خشک می شود ، کشاورزی صدمه می بیند و بسیاری از مردم جهان با مشکل کمبود آب آشامیدنی روبرویند. کشور ما نیز با مسایل متعددی در این رابطه روبروست. شناخت هر چه بیشتر این مشکل به ما در اندیشیدن تمهیدی برای متوقف کردن روند گرمایش زمین و پیشگیری از عواقب آن یاری خواهد کرد.

55 میلیون سال پیش كره زمین یك سیاره گرمسیری بود. قطب شمال و جنوب وجود نداشت و سطح دریا ها 80 متر بالاتر از امروز بود. این شرایط برای حیات انسان مناسب نبود. در واقع این شرایط از بین رفت تا انسان توانست به وجود بیاید، اما اكنون بشر با دست خود این شرایط را دوباره شكل می دهد. این یكی از مهم ترین مسایلی است كه بشریت با آن روبروست اما حواس او بیشتر متوجه فوتبال است  تا این گونه مسایل حیاتی.

تاكنون درجه حرارت متوسط كره زمین 8/0 درجه اضافه شده است.ممكن است برخی فكر كنند كه 8/0 درجه افزایش چندان اهمیتی ندارد، اما باید توجه داشت كه در اینجا صحبت از درجه حرارت متوسط كره زمین است یعنی متوسط مجموع آن در همه نقاط كره زمین والا تغییر درجه حرارت در همه جا یكسان نیست. افزایش آن در خشكی بسیار بیشتر از دریا ها ، در عرض های جغرافیایی بالاتر بیشتر از نواحی استوایی، و در داخل قاره ها بیشتر از نواحی ساحلی آنهاست و لذا در برخی نقاط افزایش دما ممكن است بیش از ده درجه باشد. و بد نیست بگوییم كه تفاوت درجه حرارت متوسط كره زمین در عصر یخبندان ها، که آخرین آن حدود 12000 سال پیش رخ داده ، با آب و هوای كنونی تنها چند درجه بوده است. اكنون دانشمندان برآورد می كنند كه درجه حرارت کره زمین تا پایان قرن حاضر بین 4/1 تا 6/5 درجه افزایش خواهد یافت و این یعنی فاجعه.

گرمای هوا اثرات مخربی داردكه بطور خلاصه

- اثر بر روی تولید محصولات كشاورزی

- تلفات جانی

- ذوب شدن یخ

- توفان های شدید

- كمبود آب

وقتي اولین فضانوردان به دور كره زمین سفر می كردند یكی از چیز های جالبی كه در زمین می دیدند دریاچه چاد در آفریقا بود.كه اكنون حجم دریاچه نسبت به سال 1960 تقریبا 95 درصد كاهش یافته است

كم شدن آب رودخانه ها كه در اثر گرما و كاهش بارندگي سبب شده را می توا ن دید اما پایین رفتن آب های زیر زمینی دیده نمی شود. میلیون ها چاه حفر شده كه سطح همه آنها پیوسته سقوط می كند. هر انسان روزانه بطور متوسط 4 لیتر آب مصرف می كند اما آب لازم برای تولید غذای مصرفی او 2000 لیتر در روز یعنی 500 برابر آن است. عمده آب جهان یعنی 70 درصد آن صرف آبیاری می شود. 20 درصد آن صرف صنعت می شود و 10 درصد دیگر به مصارف مسكونی می رسد. از آنجا که عمده آب هر کشور صرف آبیاری زمین های زراعی می شود و تولید هر تن غله به 1000 تن آب نیاز دارد، كشور هایی كه به كمبود آب دچار می شوند به جای آب غله وارد می كنند. بنا براین یکی از اصلی ترین عواقب گرم شدن کره زمین کاهش تولید کشاورزی، افزایش رقابت بر سر غله محدود جهان، و بالا رفتن قیمت غله در بازار جهانی است.

طبق آمار موجود، مصرف آب در جهان هر 20 سال حدود 2 برابر مي‌شود. از طرفي تغييرات آب و هوايي، گرم شدن زمين و افزايش خشكسالي‌ها بيان‌كننده‌ لزوم توجه بيشتر به مديريت منابع آب در سطح جهان است.

 كشور ما نيز به دليل قرار گرفتن در كمربند خشك آب و هوايي جهان يكي از كشورهاي كم آب و خشك دنيا محسوب مي‌شود. بخش كشاورزي در ايران به عنوان بزرگ‌ترين مصرف كننده منابع آبي، بيش از 90 درصد منابع آبي استحصال شده را به خود اختصاص مي‌دهد، اين در حالي بوده كه متوسط بازده آبياري در كشور حدود 40 درصد است.

 

 آبياري كوششي است كه انسان به عمل مي‌آورد تا سيكل هيدرولوژي را براي توليد محصولا‌ت كشاورزي تغيير دهد يا به عبارت ديگر، آبياري، فن رفع كمبود نياز آبي گياهان است.

كمبود آب در اكثر كشورهاي جهان باعث شده است كه زارعان به جاي روش‌هاي سنتي از روش‌هاي تحت‌فشار استفاده كنند تا بر مصرف آب كنترل بيشتري داشته باشند. در كشورهايي هم كه از منابع آبي بالا‌يي برخوردارند عوامل ديگري مانند كمبود كارگر يا بزرگ بودن اراضي باعث شده است كه روش‌هاي آبياري تحت فشار گسترش يابد.

مفهوم کم آبی جهانی:

برای درک مفهوم کم آبی ابتدا می بایست آنرا تعریف کرد منظور از کم آبی ، کم بودن آب با فرمول H2O در جهان نیست بلکه منظور از کم آبی ، عدم وجود آب کیفی قابل بهره برداری مستقیم برای آشامیدن،بهداشت فردی ،کشاورزی وصنایع غذایی ،صنایع وآبادانی است که آنرا کم آبی کیفی می توان نامید. آبهایی را که برای مصرف نیاز به ،فرایندهای اضافی مانند تصفیه می باشد بخاطر نیاز به انرژی وفن آوری وهزینه های جانبی بالا بعنوان آب (کیفی) محسوب نمی گردند.

چرا به آب نیاز داریم؟

60 درصد وزن بدن را آب تشکیل می دهد . همچنین 85 درصد بافت مغز از آب تشکیل شده است. بنابراین نوشیدن 6 تا 8 لیوان آب در روز می تواند به بدن شما کمک کند تا به درستی کار کند.

حتی با کاهش یک دهم آب بدن دیگر قادر نخواهیم بود بایستیم و راه برویم.

 

مجتمع پسرانه شهید آقایی کندر

مجتمع پسرانه شهید آقایی کندر

 

 

 

یاد امام زمان

  وادی عشق، بسی دور و دراز است، ولی            طی شود جاده صد ساله به آهی، گاهی

       

گفتم که روی ماهت از ما چرا نهان است؟   

گفتا: تو خود حجابی، ورنه رخم عیان است

گفتم که از که پرسم جانا نشان کویت؟        

گفتا: نشان چه پرسی، آن کوی بی نشان است

                               

تو را غايب ناميده اند، چون «ظاهر» نيستي، نه اينکه «حاضر» نباشي.«غيبت» به معناي «حاضرنبودن»، تهمت ناروائي است . آمدنت که در انتظار آنيم به معناي «ظهور» است، نه «حضور» و دلشدگانت که هر صبح و شام تو را مي خوانند، ظهورت را از خدا مي طلبند نه حضورت را. وقتي ظاهر مي شوي، همه انگشت حيرت به دندان مي گزند با تعجب مي گويند که تو را پيش از اين هم ديده اند. و راست مي گويند، چرا که تو در ميان مائي، زيرا امام مائي.

شاید این جمعه بیاید شاید                            پرده از چهره گشاید شاید

چه انتظار عجیبی!

تو در میان منتظران هم، عزیز من چه غریبی؛


عجیب‌تر آنکه چه آسان نبودنت شده عادت؛

چه بی خیال نشستیم، نه کوششی نه وفایی؛


فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی

                                 

نمی دونم تا حالا چقدر به یاد امام زمانمان بودیم ! نمی دونم ما بیشتر به یاد اماممون بودیم و برای فرجشون دعا کردیم یا ایشون به فکر و یاد ما بودند و برای ما به خاطر گناهانمون از خدا طلب آمرزش کردند! نمی دونم ما که ادعای انتظار داریم بیشتر منتظر آقامون بودیم یا ایشون بیشتر منتظر بودند تا لحظه ای به یاد ایشان باشیم و برای فرجشان دعا کنیم نمی دونم ما بیشتر برای فرج آقامون گریه کردیم یا آقامون به خاطر گناهامون برای ما ، نمی دونم ما چقدر با اون کسایی که امام حسین رو در صحرای کربلا تنها گذاشتند فرق داریم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! مگر نه اینکه اون ها هم امامشون رو تنها گذاشتند مگر آن ها گناهی جز این داشتند ، نمی دونم آقامون مثل پدرشون علی سرشون رو توی کدوم چاه فرو می برند و گریه می کنند که صدایشون به ما نمی رسه شاید هم می رسه ولی ما اهمیتی نمیدیم ، شاید ناله ی همون مادری که از داغ فرزندش ناله می کنه همون ناله اماممون باشه ولی ما که چشم دلمون کور شده نمی شنویم و حتی نمی بینیم!
شاید ما که شب های جمعه منتظر ظهور آقامون هستیم ، آقامون بیشتر منتظر ما باشند تا یاریشون کنیم ! و هزاران شاید مثل این ....
ای کاش ...
ای کاش می فهمیدیم که ما همان کسانی هستیم که باید زمینه ظهور آقا را فراهم کنیم .
ای کاش می فهمیدیم هیچ یک از اشک هایی که در محرم ریختیم قبول نیست اگه اماممان به خاطر ما و گناهانمان اشک بریزند.
ای کاش هر روز دقیقه ای را برای اماممان صرف می کردیم و حداقل برای اصلاح خودمون و فرجشون دعا می کردیم !
ای کاش صدای آقایمان را می شنیدیم که گفتند خدایا ، شیعیان ما از زیادی گل ما خلق شده اند و به آب و لایت ما عجین گشته اند . خدایا آن ها را بیامرز و گناهانشان را عفو فرما.پروردگارا! آن ها را روز قیامت در مقابل چشمان دشمنان ما مواخذه مفرما ، چنانچه میزان گناهانشان بیشتر و صوابشان کمتر است از اعمال من بردار و به صواب آنها بیافزای!

اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

 

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن تبر به دوش بت شکن

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که دلشکسته ایم و خسته ایم نه

ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را به انتظارجمعه ام

دوباره صبح ظهر نه ! غروب شد نیامدی

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

هر قوم و ملتی اعتقاد به منجی آخرالزمان دارد ولی با اسمهای متفاوت ( مقصود توئی کعبه و بت خانه بهانه است)

در آیین زرتشت از او به عنوان " سوشیانت " یا " سوشیانس " ( نجات دهندهی بزرگ جهان )

در میان یهودیان به نام " ماشیع " ( مهدی بزرگ )

در آیین هندی به نام " آواتارا "

در آیین بودایی به نام " بودای پنجم "

در میان برهمائیان به نام " ویشنو "

در کتاب شاکمونی از کتب مقدس دادتک برهمائیان به نام " آخرین وصی ممتاطا " ( محمد )

در کتاب پاتیکال به نام " راهنما " ( هادی ، مهدی )

اهالی طبرستان در انتظار " مارکوکرالیویچ "

ساکنان جزایر انگلستان در انتظار " آرتور "

ایرانیان باستان در انتظار " گرزاسپه "

یونانیان در انتظار " کالویبرگ "

اقوام اسکاندیناوی در انتظار " اودین "

اقوام اروپای مرکزی در انتظار " بوخص "

اقوام آمریکای لاتین در انتظار " کوتزلکوتل "

و چینی ها در انتظار " کرشنا " به سر می برند .

وشیعه در انتظار مهدی به سر می برند و برای فرجش لحظه شماری و دعا می کنند

شباهت حضرت مهدی با دیگر پیامبران

از جهت طول عمر به حضرت آدم و حضرت نوح ، از جهت پنهان بودن ولادت و غیبت از قوم و هیبت و شکوهمندی به حضرت موسی ، از جهت جود و بخشش و زیبایی و نیز بودن در میان مردم و شناخته نشدن به حضرت یوسف و از جهت قضاوت کردن به علم خود و نیاز نداشتن به شاهد و دلیل در قضاوت به حضرت داود و از جهت جهان داری و حشمت به حضرت سلیمان و از جهت برخورداری از فرج و گشایش پس از گرفتاری به حضرت ایوب و از جهت رجوع به میان مردم پس از غیبت ، در هیات جوانان یه حضرت یونس و از جهت انقلاب و در هم کوبیدن جباران به حضرت محمد (ص) شباهت دارند .

 

وقتی مهدی بیاید

در آن روزگار ، دیگر نه طبیعت سرکشی خواهد کرد نه زلزله ای خانه بر انداز به پا می شود ، نه سیل های مهیب جاری می گردد ، نه آسمان تازیانه ی کوبنده ی طوفان خویش را بر خانه ها خواهد کوفت ، نه دریا ها طغیان می کند و نه آتشفشان ها فوران خواهد نمود ; زیرا دوران عصیان سپری شده ، زمان طغیان گذشته و عصر تاریک غیبت به اتمام رسیده است . باران می بارد اما به نرمش ، باد می وزد اما به آرامش ، و زمین می گردد اما به آسایش . در تمام گیتی  ، طراوت و لطافت پدید می آید و هستی به کمال خود می رسد .....

در پایان شعری را آورده ام تلخ است ولی حقیقت!

قسم به ام ابیها دروغ میگوییم

تمام چشم به راهی و انتظار و ظهور

و ندبه های فرج را دروغ میگوییم

کدام گریه غربت،کدام اشک فراق

قسم به حضرت زهرا دروغ میگوییم

دلی که مامن دنیاست،جای مولا نیست

اسیر شهوت دنیاست، دروغ میگوییم

زبان سخن ز تو گوید ولی برای گناه

به پیش چشم شما هم دروغ میگوییم

خلاصه ای گل نرگس کسی به فکر تو نیست

و ما به وسعت دریا دروغ میگوییم

این یک درد است درد دنیای مدرن امروز واقعا هر کس به اعمال خود بنگرد ببیند چه هست

اگر مهدی فاطمه نمی آید بخاطر این است که سر باز کم دارد همه ادا می کنیم که سر باز اویم ولی مطمعن باشیم اگر به پاش برسه پشتش را خالی می کنیم .اگر پهلوی حضرت زهرا را شکستن اگر مولا علی ۲۵ سال خانه نشین شد اگر امام حسن در جنگ با معاویه صلح کرد اگر به ندای امام حسین در صحرای کربلا کسی پاسخ نداد وسر مبارکش را بریدن و روایت است که شخصی سر مبارک امام حسین را بریده و در دامن گذاشته و سراسیمه می آمد سبب را پرسیدن گفت می ترسم نمازم غذا شود اف بر تو ای دنیا که تو سر نماز را بریدی حالا می خواهی نمازت غذا نشود و همین طور به ترتیب امامان دیگر . و هیچ کدام از امامان ما بدست کفار شهید نشدند همه آنها بدست کسانی شهید شدند که قرآن حفظ بودن نمازشان ترک نمی شد حتی مستحبات را انجام می دادن فقط یک چیز کم داشتند ( معرفت) ویک چیز زیاد آن هم (جهالت) که سر منشا تمام مشکلات بشر امروز و دیروز و آینده خواهد بود  .

ای غایب از نظر به خدا می‏سپارمت     

جانم بسوختی و به جان دوست دارمت

مجتمع شهید اسدالهی

 

 

مجتمع شهید اسدالهی کندر در سال ۱۳۵۴ پایه گذاری گردید و بعلت کثرت دانش آموز در دو نوبت صبح و عصر کار می کرد در آن سال تاسیس دو رشته علوم تجربی و علوم انسانی دایر بود و دانش آموزان بسته به میل و علاقه خود انتخاب و ادامه تحصیل می دادند.