یا صاحب الزمان

جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد

ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد

بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم

مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد

شاید این باغچه ده قرن به استقبالت

فرش گسترده و در دست گلایل دارد

تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز

ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد

کودکی فال فروش است و به عشقت هر روز

می خرم از پسرک هر چه تفال دارد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد

هیچ سنگی نشود سنگ صبورت ، تنها

تکیه بر کعبه بزن ، کعبه تحمل دارد...


"سید حمیدرضا برقعی"

....................................

سلام

از همه خوانندگان محترم التماس دعای خیر دارم

تاریخچه حجاب از نظر دکتر مطهری

ریشه بيشتر انحرافات دينی و اخلاقی نسل جوان را در لابلای افكار و عقايد آنان بايد جستجو كرد . فكر اين نسل از نظر مذهبی آنچنانكه بايد راهنمائی‏ نشده است و از اين نظر فوق العاده نيازمند است
اگر مشكلی در رهنمائی اين نسل باشد بيشتر در فهميدن زبان و منطق او و روبرو شدن با او با منطق و زبان خودش است . و در اينوقت است كه هر كسی احساس می‏كند اين نسل ، برخلاف آنچه ابتدا به نظر می‏رسد ، لجوج نيست‏ ، آمادگی زيادی برای دريافت حقايق دينی دارد
ادامه نوشته

حقوق امام زمان(عج) برشیعیان

حق امام زمان ( عليه السلام ) بر همه بندگان خدا و به ويژه بر شيعيان، حق حيات است. حق هدايت است. حقي نيست كه بتوان آن را با معياري سنجيد و ارزش گذاري كرد. حقي نيست كه بتوان آن را با دنيا و هر چه در آن است مقايسه كرد.

با اين همه در برخي توقيعات مباركه و دعاها و زيارات شريفه، سخن از حقوق امام زمان ( عليه السلام ) به ميان آمده است.

اين حقوق بدون ترديد، رعايت حق امامت او، شناخت و مواظبت بر اطاعت او، نرنجانيدن قلب مبارك او، پاسداري از آرمان هاي او، مجاهدت در راه دفاع از او، و جان نثاري در راه تحقق خواسته هاي او است.

در راستاي اداي حقوق امام زمان ( عليه السلام ) بايد در راه دفاع از ارزش هاي ولايت از مال و امكانات و توانايي ها مايه گذاشت؛ و بالاتر از آن در راه مبارزه با شيطان و خواسته هاي نفساني، از لذتها، از خوشيها و از آرزوها صرف نظر كرد؛ و در مقابل وسوسه هاي مستمر شيطان و جاذبه هاي پيوسته گناه و فريبندگي نيرومند گناه، مقاومتي سخت و طولاني داشت.

«وَ اَعِنَّا عَلي تَأْدِيَةِ حُقُوقِهِ اِلَيْه؛ خداوندا! ما را در اداي حقوق او ياري فرما».

( - دعاي ندبه. ) 

با چنين ديدگاهي، اگر سخن از پرداخت حقوق شرعيه امام زمان ( عليه السلام ) و برخي وجوهات مادّي نيز به ميان مي آيد، بايد آن را در همين راستا بررسي كرد؛ چنانكه خود آن بزرگوار در توقيعي فرمود:

«اِنَّهُ مَنْ اِتَّقي رَبَّهُ ... وَ اَخْرَجَ مِمَّا عَلَيْهِ اِلي مُسْتَحِقيهِ كانَ آمِناً فِي الْفِتْنَةِ الْمُبْطِلَةِ؛ همانا هر كس تقواي پروردگارش را پيشه كند و از آنچه كه به عنوان ( - بحارالانوار / ج 53 / ص 76 / ح 8 / نامه امام زمان ( عليه السلام ) به شيخ مفيد. ) 

حقوق شرعيه - خمس و زكات - بر عهده دارد به مستحقانش بپردازد، از فتنه هاي باطل كننده دين و دنيا در امان خواهد بود».

سخن در باب وجوب اداي چنين حقوقي اين نيست كه امام زمان ( عليه السلام ) چه بهره اي از آن مي برد، بلكه سخن از اين است كه شيعه حق شناس، در راستاي حفظ دين و ايمان خويش، چه منفعتي برايش حاصل مي آيد.

امام زمان(عج) همیشه به یاد امام حسین(ع)

از آنجا که امام حسين(ع) با تمام وجود همه توانمنديها و سرمايه‏هاي خود را ايثار کرد تا اسلام را از خطر اساسي برهاند؛ آخرين حجت الهي نيز تصريح دارند که همواره به ياد ايثارگري و فداکاريهاي آن حضرت هستند و شب و روز با يادآوري مصيبتهايي که بر ايشان روا داشته شد خون گريه مي‏کنند.

در بخشي از زيارت «ناحيه مقدسه» در اين باره مي‏خوانيم:

...اگر روزگار وقت زندگي مرا از تو [اي حسين(ع)] به تأخير انداخت و ياري و نصرت تو در کربلا در روز عاشورا نصيب من نشد، اينک من هر آينه صبح و شام به ياد مصيبتهاي تو ندبه مي‏کنم و به جاي اشک بر تو خون گريه مي‏کنم...

 

ادامه نوشته

تعجیل در فرجش صلوات

سهم صهيونيسم در مديريت جريان بهاييت   شما الان تحت نظر خدا و تحت نظر امام زمان (سلام الله عليه) هستيد، ملائكه ، شما را مراقبت مي كنند، نامه اعمال شما را به امام زمان (عليه السلام) عرضه مي دارند. [امام خميني (ره)]


سهم صهيونيسم در مديريت جريان بهاييت   دورانى خواهد رسيد كه قدرت قاهره ‏ى حق، همه ‏ى قله‏ هاى فساد و ظلم را از بين خواهد برد و چشم ‏انداز زندگى بشر را با نور عدالت منور خواهد كرد؛ معناى انتظار دوران امام زمان اين است. [مقام معظم رهبري]

سهم صهيونيسم در مديريت جريان بهاييت   راه خلاص از گرفتاري ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات براي فرج وليّ عصر (عج)؛ نه دعاي هميشگي و لقلق? زبان... بلکه دعاي با خلوص و صدق نيّت و همراه با توبه.[آيت الله العظمي محمدتقي بهجت]

سهم صهيونيسم در مديريت جريان بهاييت   از بس عمل به احکام دين اسلام نشده است، وقتي امام زمان(عج) تشريف مي آورند، ما فکر مي کنيم که دين جديد آورده اند. خير براي اين است که ما عمل به دين اسلام نکرده ايم[ آيت الله حق شناس]

نگرانی های امام زمان(عج) درباره شیعیان

حجاب و عفت: مرحوم آیت الله سید محمدباقر مجتهد سیستانی (ره) پدر آیت الله سید علی سیستانی تصمیم می گیرد برای تشرّف به محضر امام زمان (عج) چهل جمعه در مساجد شهر مشهد زیارت عاشورا بخواند. در یکی از جمعه های آخر، نوری را از خانه ای نزدیک به مسجد مشاهده می کند. به سوی خانه می رود می بیند حضرت ولی عصر امام زمان (عج) در یکی از اتاق های آن خانه تشریف دارند و در میان اتاق جنازه ای قرار دارد که پارچه ای سفید روی آن کشیده شده است. ایشان می گوید هنگامی که وارد شدم اشک می ریختم سلام کردم، حضرت به من فرمود: «چرا اینگونه به دنبال من می گردی و این رنج ها را متحمّل می شوی؟! مثل این باشید- اشاره به آن جنازه کردند- تا من بدنبال شما بیایم!»
 
بعد فرمودند: «این بانویی است که در دوره کشف حجاب- در زمان رضا خان پهلوی- هفت سال از خانه بیرون نیامد تا چشم نامحرم به او نیفتد.» (۱)
رعایت حلال و حرام در زندگی یکی دیگر از نگرانی های امام زمان (عج) بی توجهی مردم به حلال و حرام است. یکی از دانشمندان مدت ها در آرزوی زیارت حضرت مهدی (عج) بود، برای رسیدن به این هدف زحمت های فراوان کشید از جمله علم جفر آموخته و چلّه نشینی کرده و چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله رفته بود. 

اما هر چه می کوشید راه به جایی نمی برد تا به او گفتند: دیدار امام زمان (عج) برای تو ممکن نیست مگر در فلان شهر. او حدود ۳۷ روز در آن شهر می ماند تا در بازار آهنگرها کنار دکان پیرمردی قفل ساز هنگامی به محضر امام زمان (عج) شرفیاب می شود که آن حضرت در کنار پیرمرد

” مرحوم حاج محمدعلی فشندی تهرانی می گوید که در مسجد جمکران سیدی نورانی را دیدم با خود گفتم این سید در این هوای گرم تابستانی از راه رسیده و تشنه است ظرف آبی به دست او دادم تا بنوشد و گفتم: «آقا! شما از خدا بخواهید تا فرج امام زمان (عج) نزدیک گردد.» فرمودند: «شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ما را نمی خواهند، اگر بخواهند و دعا کنند فرج ما می رسد “

قفل ساز نشسته و با او گرم گرفته بودند و سخن می گفتند. 

در همین حال می بیند پیرزنی ناتوان و قد خمیده ،عصا زنان آمده و با دست لرزان قفلی را نشان داد و گفت: «برای رضای خدا این قفل را به مبلغ سه شاهی از من بخرید. من سه شاهی پول نیاز دارم.» 

پیرمرد با کمال سادگی گفت: «این قفل دو عباسی و هشت شاهی ارزش دارد، من آن را به هفت شاهی می خرم زیرا در معامله دو عباسی بیش از یک شاهی منفعت بردن بی انصافی است.» 

پیرزن با ناباوری گفت: «من التماس کرده ام اما هیچ کس راضی نشد این قفل را به سه شاهی از من خریداری کند.» سرانجام پیرمرد هفت شاهی پول به آن زن داد و قفل را خرید هنگامی که پیرزن رفت امام عصر (عج) به من فرمود: «آقای عزیز! دیدی؟ اینطور باشید تا ما به سراغ شما بیاییم. چلّه نشینی لازم نیست، علم جفر سودی ندارد، علم سالم داشته باشید و مسلمان باشید. در تمام این شهر من این پیرمرد را انتخاب کرده ام چون دین دارد و خدا را می شناسد، هفته ای بر او نمی گذرد مگر اینکه من به سراغ او می آیم و از او دلجویی و احوال پرسی می کنم.»(۲)
بی توجهی شیعیان به امام زمان(عج) مرحوم حاج محمدعلی فشندی تهرانی می گوید که در مسجد جمکران سیدی نورانی را دیدم با خود گفتم این سید در این هوای گرم تابستانی از راه رسیده و تشنه است ظرف آبی به دست او دادم تا بنوشد و گفتم: «آقا! شما از خدا بخواهید تا فرج امام زمان (عج) نزدیک گردد.» فرمودند: «شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ما را نمی خواهند، اگر بخواهند و دعا کنند فرج ما می رسد.»(۳)

وداع...


 

خداحافظ اي ماه غفران و رحمت

خداحافظ اي ماه عشق و عبادت 

خداحافظ اي ماه نزديکي بر آرزوها 

خداحافظ اي ماه میهماني حق تعالي 

خداحافظ اي دوريت سخت و جانکاه 

خداحافظ اي بهترين ماه الله

یا رب...



  *خدایا خیلی سعی کردم قدر این مهمونی رو بدونم 

            ولی  بازم احساس میکنم نتونستم... 
 
           
           یعنی سال بعد هم ما رو دعوت میکنی؟ 


  *خدایا به ما توفیق ده تا از کسانی باشیم که حاصل 

  دسترنج  یک ماه خود را در رمضان،

                          از این به بعد هم حفظ کنیم. 

 
  * خدایا! خروج از ماه مبارک را برای ما مقارن با خروج

                     از  تمامی گناهان قرار بده.

 
  *استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ملکوتی 

                  رمضان گوارای وجود پاکتان.




دل نوشته ای به امام زمان (عج)

غربت امام عصر علیه السلام
آقای من!
مولای غریب و تنهای من!
پدر مهربان اهل عالم!
می خواهم غربتت را حکایت کنم؛ غربتی که دوازده قرن است ریشه دوانیده؛ غربتی که اشک آسمان و زمین را جاری ساخته؛ غربتی که حتی برای برخی محبانت، غریب و ناشناخته است؛ غربتی که اجداد طاهرینت پیش از تولد تو بر آن گریسته اند.
من از تصویر این غربت و غم ناتوان ام.
… از آنانی بگویم که خاطر شریف تو را می آزارند؟ (1) از آنها که دستان پدرانه و مهربانت را خون ریز معرفی می کنند؟ از آنها که چنان برق شمشیرت را به رخ می کشند که حتی دوستانت را از ظهورت می ترسانند؟ از آنها که تو را به دور دست ها تبعیدمی کنند؟ از آنها که تو را دست نیافتنی جلوه می دهند؟ از آنها که به نام تو مردم را به دکه های خویش فرا می خوانند؟
… از خود آغاز می کنم که اگر هر کس از خود شروع کند، امر فرج اصلاح خواهد شد. می خواهم به سوی تو برگردم. یقین دارم بر گذشته های پر از غفلتم کریمانه چشم می پوشی؛ می دانم توبه ام را قبول می کنی و با آغوش باز مرا می پذیری؛ می دانم در همان لحظه ها، روزها و سال های غفلت هم، برایم دعا می کردی. من از تو گریزان بودم؛ اما تو هم چون پدری مهربان، دورادور مرا زیرا نظر داشتی … العفو … العفو!

اعمال شب و روز عيد فطر

  اعمال شب و روز عيد فطر

از جمله ليالي شريفه شب عيد فطر مي باشد و در فضيلت و ثواب عبادت و احياي آن احاديث ‏بسيار وارد شده و روايت‏ شده است که آن شب کمتر از شب قدر نيست. براي درک اين شب عزيز انجام اعمالي از ائمه عليهم السلام به ما سفارش شده است :
1- در هنگام غروب آفتاب غسل انجام شود .
2- آن شب به نماز، دعا، استغفار، درخواست از حق تعالي و بيتوته در مسجد احيا گردد.
3- بعد از نماز مغرب و عشاء ، نماز صبح و نمازعيد فطر ذکر؛" الله اکبر الله اکبر، لا اله الا الله و الله اکبر الله اکبر و لله الحمد الحمد لله علي ما هدانا و له الشکر علي ما اولانا " گفته شود.
4- بعد از نماز مغرب و نافله آن، دست ها را به سوي آسمان بلند کرده و بگويد:" يا ذاالمن و الطول يا ذاالجود يا مصطفي محمد و ناصره صل علي محمد و آل محمد و اغفرلي کل ذنب احصيته وهو عندک في کتاب مبين." پس به سجده برود و صد مرتبه در سجده بگويد: " اتوب الي الله " پس هر حاجت که دارد از حق تعالي بخواهد که ان شاء الله تعالي بر آورده خواهد شد. در روايتي از ‏شيخ آمده که: بعد از نماز مغرب به سجده رود و بگويد" يا ذاالحول يا ذاالطول يا مصطفيا محمدا و ناصره صل علي محمد و آل محمد واغفرلي کل ذنب اذنبته و نسيته انا و هو عندک في کتاب مبين." سپس صد مرتبه " اتوب الي الله " بگو.
5- زيارت امام حسين عليه السلام که فضيلت ‏بسيار دارد.
6- ده مرتبه ذکر" يا دائم الفضل علي البرية يا باسط اليدين بالعطية يا صاحب المواهب السنية صل علي محمد و آله خيرالوري سجية واغفرلنا يا ذاالعلي في هذه العشية." که از اعمال شب جمعه است، گفته شود.
7- ده رکعت نماز که در شب آخر ماه رمضان اقامه مي شود که به صورت پنج نماز دو رکعتي ، در هر رکعت بعد از حمد، سوره توحيد ده بار خوانده شود. و در رکوع و سجود ده مرتبه ذکر" سبحان الله والحمدلله و لا اله الاالله والله اکبر" گفته شود. پس از نماز هزار مرتبه استغفار کند و بعد از آن سر به سجده گذارد و بگويد:" يا حي يا قيوم يا ذاالجلال و الاکرام يا رحمان الدنيا والاخرة و رحيمهما يا ارحم الراحمين يا اله الاولين والآخرين اغفرلنا ذنوبنا و تقبل منا صلواتنا و صيامنا و قيامنا."
ادامه نوشته

گفتگو با خدای مهربون


 
گفتم: خسته‌ام
گفت: "لاتقنطوا من رحمة الله" از رحمت خدا ناامید نشید (زمر/53)

گفتم: انگار، مرا فراموش کرده ای!
گفت: "فاذکرونی اذکرکم" منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152)

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفت: "و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا" تو چه می‌دانی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63)

گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک، خیلی دوره! تا آن موقع چه کار کنم؟
گفت: "واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله" کارهایی که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند (یونس/109)

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچک است... یک اشاره‌ کنی تمامه!
گفت: "عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم" شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216)

گفتم: "انا عبدک الضعیف الذلیل..." اصلا چطور دلت میاد؟
گفت: "ان الله بالناس لرئوف رحیم" خدا نسبت به همه‌ی مردم (نسبت به همه) مهربان است (بقره/143)

گفتم: دلم گرفته
گفت: "بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا" باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند (یونس/58)

گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله
گفت: "ان الله یحب المتوکلین" خدا آنهایی را که توکل می‌کنند دوست دارد (آل عمران/159)

گفتم: خیلی چاکریم! ولی این بار، انگار گفتی: حواست را خوب جمع کن!
گفت: "و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره" بعضی از مردم خدا را فقط به زبان عبادت می‌کنند. اگه خیری به آنها برسد، امن و آرامش پیدا می‌کنند و اگر بلایی سرشان بیاید تا امتحان بشوند، رو گردان میشوند. خودشان تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنند (حج/۱۱)

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم؛
گفت: "فانی قریب" من که نزدیکم (بقره/186)

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد به تو نزدیک بشوم
گفت: "و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال" هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/205)

التماس دعا

رابطه شب قدر با امام عصر ارواحنا فداه

خداوند متعال در چهارمین آیه سوره مباركه قدر می‌فرماید:

تنزّل الملائكة و الرّوح فیها بإذن ربهّم من كلّ أمرٍ؛ فرشتگان و روح، در آن شب به دستور پروردگارشان با هر فرمانی (برای تقدیر هر كاری) فرود آیند. (1)

فعل مضارع «تنّزل» دلالت بر تكرار و بقاء «لیلةالقدر» دارد، و در آیات سوم و چهارم سوره دخان نیز:

فیها یفرَق كلّ أمرٍ حكیم(2) ؛ در آن شب، هر فرمانی، بر حسب حكمت صادر می‌شود.

دلالت بر تجدد و دوام دارد. زیرا هیأت نحوی باب «تفعّل» دلالت بر پذیرش یا تكلف یا هر دو می‌نماید. ظاهر این فعل‌ها، خبر از تفریق و تنزل امر در لیلةالقدرهای آینده می‌دهد.

این امر كه در زمان رسول خدا به آن حضرت نازل می‌شده‌است، و در هر شب قدر دیگر، باید بر كسی نازل و تبیین و تحكیم یا كشف شود كه به افق نبوت نزدیك و پیوسته باشد.

قبول اصل وصایت رسول اكرم صلی الله علیه و آله و امامت، ناشی از این معنی و مبتنی بر همین اساس است.

 
ادامه نوشته

در فراق امام زمان (عج)

الا که راز خدایی، خدا کند که بیایی

تو نور غیب نمایی، خدا کند که بیایی

شب فراق تو جانا خدا کند به سرآید

سرآید و تو برآیی، خدا کند که بیایی

دمی که بی تو سر آید خدا کند که نیاید

الا که هستی مایی، خدا کند که بیایی

فسرده غنچه گلها فتاده عقده به دلها

تو دست عقده گشایی، خدا کند که بیایی

ز چهره پرده بر افکن به ظلم شعله در افکن

تو دست عدل خدایی، خدا کند که بیایی

نظام هر دو جهانی امام عصر و زمانی

یگانه راهنمایی، خدا کند که بیایی

تو مشعری عرفاتی، تو زمزمی تو فراتی

تو رمز آب بقایی، خدا کند که بیایی

دل مدینه شکسته حرم به راه نشسته

تو مروه ای تو صفایی، خدا کند که بیایی

به سینه ها تو سروری به دیده ها همه نوری

به دردها تو دوایی، خدا کند که بیایی

ترا به حضرت زهرا، بیا ز غیبت کبری

دگر بس است جدایی، خدا کند که بیایی

 

نظر شهدا در مورد اقایشان امام زمان

شهید سید مهدی بلادی

ای مهدی صاحب‌‌الزمان (عج) اینکه نام سربازی و نوکری تو را بر ما نهاده‌اند، مایه افتخار است، ولی از اینکه نمی‌توانم آنچنان که تو می‌خواهی باشم، روحم عذاب می‌کشد. 

شهید ابوالفضل مختاری

امام زمان چشمان گنهکارم پر از اشک است، چه بسیار اشک ریخته‌ام فریادزده‌ام صدایت کرده‌ام، یابن‌الحسن (عج) گوشه چشمی بر من فکن، مهدی جان سخت حیرانم، رخسار چون ماهت را برایم بگشا زیرا که منتظرم.    

شهید علی دستان

ای مهدی (عج) عزیز فرمانده جبهه‌ها، ای یاور رزمندگان اسلام، به یاریمان بشتاب،و در آخرین لحظات چشمانم را به جمالت منور فرما و از خدا می‌خواهم در هنگام شهادتم، مهدی (عج) حاضر باشد، مهدی جان (عج) در لحظه شهادت سرمان را بردار و در آغوش بگذار که ما جز دامان تو پناهی نداریم.  

شهید احمد (حمید) مهرمحمدی

مهدی جان تو را به مادرت زهرا (س) و جد بزرگوارت  علی‌بن‌ابیطالب (ع) مرا یاری کن که تو واسطه فیض الهی بر ما هستی.   

شهید مسعود تفنگچی

...مگر می‌شود عاشق امام زمان (عج) این مولا و سرور بود ولی برای دیدن و زیارت او جان نداد، باید دوست فدای دوست گردد، و عاشق فدای معشوق و عابد فدای معبود.   

شهید مهدی زین الدین

در زمان غیبت کبری به کسی منتظر گفته می‌شود و کسی می‌تواند زندگی کند، که منتظر باشد، منتظر شهادت، منتظر ظهور امام زمان (عج)، خداوندا امروز از ما همت، اراده و شهادت‌طلبی می‌خواهد.    

ولایت مهدی (ع)

 

امام صادق (ع) فرمودند :

اهالی ۱۳ شهر با مهدی قائم به جنگ بر می خیزند :

مکه ، مدینه ، شام ،  کل بنی امیه ،بصره ، دشت میسان....، اعراب بادیه ،

ظبه ، غنای غطفان ، باهله ، ازد ، ری ،  اثبات الهداه ۷۸ و ۸۷

و قائم ما با افراد جاهل تر از جاهلان زمان پیامبر روبرو خواهد شد،

زیرا آن ها سنگ و چوب و تیر تراشیده را می پرستیدن ،ولی جاهلان

زمان قائم قرآن به دست علیه قائم استدلال خواهند کرد.)

امام صادق (ع) فرمودند:

مهدی (عج) دست های بنی شیبه (کلید داران کعبه) را می برند ودر کنار کعبه

می آویز د و کتیبه می زند : (هولا ء سراق الکعبه ) این ها سارقان کعبه اند

 (و حول المقام الی الموضح الذی کان فیه)و مقام ابراهیم را به جای اولی می نهد.

کوفه از علم خالی خواهد شد و در شهری بنام قم ظاهر خواهد شد .قم معدن فضل

و اهلش قا ئم مقام حجت خواهد شد.

و علم از قم به بلاد شرق و غرب خواهد رسید و این امر در نز دیکی های ظهور مهدی(ع)

خواهد بود، تربت قم مقدس است و اهلش انصار قا ئم است و داعیان حقند (تاریخ قم)

و قبلا هم امیر المو منین فرموده بود: آفرین بر طالقان ،در طالقان خزانه های خدا است

نه طلا و نقره ، بلکه مردان با ایمان که خدا را کما هو حقه می شناسند و  ایشان در

آخرالزمان یاران مهدی اند( اثبات الهداه)  برداشت از کتاب دولت امام مهدی(ع)( دادیزاده)


 قال الا مام باقر(ع) :        (والله لیدخلن جوف بیوتهم عدله کما الحر و القر)

(بخدا سوگند،عدالت مهدی چنان به داخل خانه های آن زمان وارد می شود که هوای سرد و گرم وارد می شود)


التماس دعا

www.pic.iran-forum.ir/images/vdo0llmxfmd7igs0g2v.jpg

رمضان ماه بندگی

 

نماز موجب نزدیکی هر پارسایی به خداست ،وحج جهاد هر ناتوان است،هر چیزی زکاتی دارد ،وزکات تن روزه ،وجهاد زن ،نیکو شوهر داری است.

التماس دعا

حکمت 136 نهج البلاغه

کبوتر سفید

هنگامه­ی زمزمه­ی دعای عهد با همهمه­ی تسبیج پرندگان؛ و نیایش دریاها، و خش خش برگ ها در هم می آمیزد و صبحی پر طراوت و سرشار از امید، آمیخته با بوی گل نرگس را به ارمغان می آورد. روزی که سرمشقش نام یار باشد آکنده از یاد اوست. یاد مهربان یاری که صبح هنگام «رنگین کمانِ» رنگ رنگ وجودش، گل محفل دوستارانش است. انگار که صبح، نم نم باران عهد آمده باشد و همان وقت هم نگاه آفتاب تابنده­ی هستی به این خیل مشتاق افتاده باشد و از این دو «رنگین کمانی» بر آسمان آبی و پاک دل منتظرانش، نقش ببندد. «رنگین کمانی» که هر رنگش نشانی از او دارد؛ از محبتش، از دعایش، از اشکش، از......

و باز آن زمان که خورشید آهنگ رفتن می کند، انگار که با سرخی خود می گوید که شب غیبتش را تاب بیاورید به این امید که آفتاب وجود او، فردای شما را روشن کند؛ آن وقت شراری از سرخی خورشید به دل دوستداران می­افتد که:

 من کجا و آفتاب وجود او کجا؟ این همه گناه من کجا و نیم نگاه او کجا؟ دل سیاه من کجا و امید به آمدن او کجا؟ و خبر ندارد این دل بیچاره از گناه، که او، لحظه به لحظه مراقبش است. مراقب، که مبادا به دامی در افتد. دعا گو، که مبادا به چاله­ای فرو غلتد. و نمی داند این دل سیاه از گناه، که آنی که شیطان وسوسه اش می کند این اوست که دست به دعا بلند می کند و از خدا نجاتش را می طلبد و نمی داند این دل تنها، که او فقط یک دل را نمی بیند، بلکه هزاران دل را نظاره گر است.

امام زمان

یا لطیف

فردا را چگونه می توان دید

فردایی که امروزش همه در غوغا است

فردایی که امروزش را از عمق افکار خسته مردم می بینم

کجاست یک دل آرام

کجاست آرزوهای آرزو نشده

کجاست امیدی که باز سوی امیدوارش باز گردد

نمی دانم دلم را دست کدامین فکر بسپارم

نمی دانم اشکم را برای که بریزم

نمی دانم سوز عشق را از که باید بیاموزم

کاش میشد در بن بست سکوت  خانه ای از فکر نساخت

کاش میشد عشق را در خاکستر یاد ها نگاه داشت

کاش میشد اشک را در جویبار احساس نریخت

چرا این مردم دل هاشان را با اب سیاه افکار دیگران می شویند

چرا این مردم عطش بودن را در انتظار  دیدار یار سیراب نمی کنند

چشمانم از خیره شدن بر صفحات خالی ذهنم خسته شده

نمی دانم چرا هر چه در بیراه های تنهاییم پرسه میزنم خانه تنهایی هایم را نمی یابم

کاش می آمدی و من را از حصار سخت دو دلی نجات میدادی

فردا روز توست

روز شنیدن بوی نرگس

روز دیدن خال گونه ات

روز انتظار

روز تقدیم اشکها بر زیر پایت

روز شکستن دیوار دوری هفت روز

می دانم که سبکی هوای درونم از گرد و غبار قدمهایش بر روی ذهن پریشانم است می دانم که آرامش دریای قلبم از آرامش آبیه نگاهش است منتظر آمدنم است پس منتظر آمدنش می مانم

مرا دریاب

می دانی چه هستم

می دانی چه باید باشم

می دانی چه می خواهم باشم

دستم را بلند کرده از تو مدد می خواهم

امام زمان

تا یک دل آرام را ,

تا آرزوی بازگشتت را ,

تا امید به انتظارت را

از تو طلب کنم 

می خواهم بدانم

چگونه دلم را به دست افکار تو ,

اشکم را در دامان تو ,

سوز عشق را برای تو داشته باشم

دیگر نمی گویم کاش میشد

میگویم از تو می خواهم که خانه ای را که در بن بست سکوت ساخته ام ویران سازی

میگویم از تو می خواهم که عشق به خودت را همچون داغی آتش در سینه ام نگاه داری

میگویم از تو می خواهم که اشک هایم را در جویبار انتظارت بریزم

نمی دانم چرا هر چه در بیراه های تنهاییم پرسه میزنم خانه تنهایی هایم را نمی یابم کاش می آمدی و من را از حصار سخت دو دلی نجات میدادی

با او حرف زدم

صدایم را از میان انبوه درد های عاشقانش شنید

من می سوزم

جوابش را نمی شنوم

دفتر افکارم سفید است

اما

او برایم نوشته است

با رنگ سفید

می خواهد من خود بیابم

می دانم نوشته است که فریاد سکوتش بلند است

آری

باید بشنوم

می دانم که سبکی هوای درونم از گرد و غبار قدمهایش بر روی ذهن پریشانم است

می دانم که آرامش دریای قلبم از آرامش آبیه نگاهش است

منتظر آمدنم است پس منتظر آمدنش می مانم

با عشق به او ,

با مدد از او

و  با توکل از خدای او

یا مهدی

 

باز هم خیابانِ آمدنت را چراغانی کردیم،www.pic.iran-forum.ir/images/676tnlmmudaub7v2d7a7.jpg

باز هم کوچه­های قدومت را آذین بستیم،  تا میلاد امید بخشت را جشن بگیریم.

باز هم از پنجره­های غبار­آلود روزهامان،  از روزنه­های بسته شده­ی دلهامان،  از پسِ باورهای به شک آلوده شده­مان،  به جاده­ی تیره­ی غیبتت چشم دوختیم،

تا چشم­هامان به رنگ سبز انتظارت روشن شود،  و قلبهامان به امید آمدنت آرام گیرد؛

اما نیامدی.

قرن­هاست که کلام پدرت، امیر مؤمنان، گوش جانمان را به درستیِ آن آزرده است که:

براستی افق­ها تیره گشته،  و راه­های روشن  گم شده است!

اما نمی­دانیم که به کدامین گناهمان، در پرده­ی غیبت­ات، فرو نشانده­اند.

و نمی­دانیم که به کدامین کارِ خیر, اجازه­ی ظهورت، که وعده­ی راستینِ خداوند است،  صادر خواهد شد.

آری نمی دانیم که رازِ پنهانی­ات چه بوده و رمزِ پیدایی­ات چیست؛

اما می­دانیم که می­آیی

با منتظران

سلام دوستان منتظر ...

امیدوارم در کلاس انتظار غیبت نکرده باشیم چه اینکه اولاً غیبت کردن با گوشت مردار خوردن تشابهی کامل دارد و ثانیاً غایبان کلاس مطلبی نمی آموزند و ثالثاً غیبت غربت به همراه خواهد آورد و رابعاً حضور است که ظهور را نزدیک می سازد و زهی سعادت که کسی توفیق داشته باشد در راه محبوب خویش قدمی بردارد و درهمی هزینه کند و قلمی بزند . شنیده ام در زمان جنگ وقتی رزمندگان برای خانواده های خود نامه می نوشتند پدرانی بودند که سواد نداشتند ، اما نامه فرزند را در جیب لباسشان می گذاشتند و آن را هر از گاهی از جیب لباس خود بیرون می آوردند ، نگاه می کردند و ورانداز می کردند تا شاید دلشان آرام شود چه اینکه نامه از جانب محبوب بود ، اما دلشان آرام نمی شد و آن را دوباره در جیب لباسشان می گذاشتند و این کاری بود به غایت مکرر و اما تو ای دلبر دور از نظر اینک که نوشته ای از تو ندارم که در جیب پیراهنم گذارم و هر روز به آن سر بزنم ، در خلوت خویش برایت می نویسم تا روزی جواب نوشته هایم را از تو بگیرم و تو برایم بنویسی « أَنتَ مِن مُحِبینا و شِیعَتِنا» و آن روزی را که چنین جوابی را از تو دریافت کنم خود را سعادتمندترین مخلوقات تصور خواهم کرد .

در انتظار تو نشستن نه تنها خطا که هیچ منطق عقلایی ندارد در انتظار تو باید ایستاد ، قلم زد ، جنگید ، رنج هندوستان کشید که « فَضَّلَ اللهُ المُجاهِدینَ عَلی القائدینَ

دعای نیمه شعبان

نیمه شعبان روزی است که منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) به دنیا آمده اند. این روز فضیلت های بسیاری دارد که در روایات بسیاری آمده است.

 

بنا به فرموده پیامبر اکرم (ص) به نقل از حضرت جبرئیل : خداوند در این روز زمان های مرگ را تعیین می کند و روزی های یکسال را تقسیم می کند. هرکس در این روز با تسبیح ، تکبیر ، اسغفار، تهلیل، تطوع شب را صبح کند، جایگاه و منزل او در بهشت خواهد بود.

 

پس در این روز دعای زیر را بخوانیم.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اَللّهُمَّ بِحَقِّ لَیْلَتِنا [هذِهِ] وَ مَوْلُودِها

خدایا به حق این شبى که ما در آنیم و به حق آنکس که در آن به دنیا آمده

 

وَ حُجَّتِکَ وَ مَوْعُودِهَا الَّتى قَرَنْتَ اِلى فَضْلِها فَضْلاً فَتَمَّتْ کَلِمَتُکَ

و حجتت و موعود آن که همراه کردى به فضیلت این شب فضیلت دیگرى و بدین سبب تمام شد کلمه تو

 

صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِکَ وَ لا مُعَقِّبَ لاِیاتِکَ نُورُکَ الْمُتَاَلِّقُ

براستى و عدالت تغییر دهنده اى براى کلمات تو نیست و پس زننده اى براى آیات تو نیست آن نور درخشانت

 

وَ ضِیاَّؤُکَ الْمُشْرِقُ وَ الْعَلَمُ النُّورُ فى طَخْیاَّءِ الدَّیْجُورِ الْغائِبُ

و آن روشنى فروزانت و آن نشانه نورانى در شب تاریک ظلمانى آن پنهان

 

الْمَسْتُورُ جَلَّ مَوْلِدُهُ وَ کَرُمَ مَحْتِدُهُ وَالْمَلاَّئِکَةُ شُهَّدُهُ وَاللّهُ ناصِرُهُ

غایب از انظار که ولادتش بزرگ و کریم الاصل بود و فرشتگان گواهان اویند و خدا یاور

 

وَ مُؤَیِّدُهُ اِذا آنَ میعادُهُ وَ الْمَلاَّئِکَةُ اَمْدادُهُ سَیْفُ اللّهِ الَّذى لا یَنْبوُ

و کمک کار او است در آن هنگام که وعده اش برسد و فرشتگان مددکارش باشند آن شمشیر برنده خدا که کُند نشود

 

وَ نُورُهُ الَّذى لا یَخْبوُ وَ ذوُالْحِلْمِ الَّذى لا یَصْبوُا مَدارُ الَّدهْرِ

و نور او که خاموش نگردد و بردبارى که کار بى رویه انجام ندهد چرخ روزگار بخاطر او گردش کند

 

وَ نَوامیسُ الْعَصْرِ وَ وُلاةُ الاْمْرِ وَ الْمُنَزَّلُ عَلَیْهِمْ ما یَتَنَزَّلُ فى لَیْلَةِ

و او و پدران معصومش نوامیس هر عصر و والیان امر خدایند در شب قدر آنچه نازل شود بر ایشان نازل گردد

 

الْقَدْرِ وَ اَصْحابُ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ تَراجِمَةُ وَحْیِهِ وَ وُلاةُ اَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ

و آنهایند صاحبان حشر و نشر و مفسران وحى خدا و سرپرستان امر و نهى او

 

اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى خاتِمِهْم وَ قآئِمِهِمُ الْمَسْتُورِ عَنْ عَوالِمِهِمْ

خدایا پس درود فرست بر خاتم ایشان و قائمشان که در پس پرده است از عوالم آنها

 

اَللّهُمَّ وَ اَدْرِکَ بِنا اءَیّامَهُ وَ ظُهُورَهُ وَ قِیامَهُ وَ اجْعَلْنا مِنْ اَنْصارِهِ وَ اقْرِنْ ثارَنا

خدایا ما را به روزگار او و زمان ظهور و قیامش برسان و از جمله یارانش قرارمان ده و خونخواهى ما را

 

بِثارِهِ وَ اکْتُبْنا فى اَعْوانِهِ وَ خُلَصاَّئِهِ وَ اَحْیِنا فى دَوْلَتِهِ ناعِمینَ

به خونخواهى او مقرون گردان و نام ما را در زمره یاران و مخصوصانش ثبت فرما و ما را در دولتش شادکام

 

وَ بِصُحْبَتِهِ غانِمینَ وَ بِحَقِّهِ قآئِمینَ وَ مِنَ السُّوَّءِ سالِمینَ

و متنعم و به هم نشینیش بهره مند و به گرفتن حقش پا بر جا بدار و از بدیها بر کنارمان کن

 

یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ وَ الْحَمْدُلِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ صَلَواتُهُ عَلى سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِیّینَ وَالْمُرْسَلینَ وَ عَلى اَهْلِ بَیْتِهِ الصّادِقینَ وَ عِتْرَتِهَ النّاطِقینَ

اى مهربانترین مهربانان و ستایش خاص خدا پروردگار جهانیان است و درودهاى او بر آقاى ما محمد خاتم پیامبران و مرسلین و بر خاندان راستگو و عترت حقگویش باد.

 

وَ الْعَنْ جَمیعَ الظّالِمینَ و احْکُمْ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُمْ یا اَحْکَمَ الْحاکِمینَ

و از رحمت خود دور ساز تمام ستمکاران را و میان ما و ایشان داورى کن اى محکمترین حکم کنندگان.

 

 

منبع:quranekhoda.gigfa.com

التماس دعا

اتصال زمین با ملکوت

بشر قرن بیست و یکم، امروزه از نظر صنعت و تکنولوژی پیشرفتهای خارق العاده ای نموده است. اما آیا هیچ یک از دستاوردهای دانش بشر توانسته تا جایگزین رابطه او با عالم بالا گردد؟ آیا شاهراه زمین و ملکوت امروزه نیز به روی بشر گشوده است یا آنکه مدتها است که رابطه زمین و آسمان قطع گردیده است؟ این پرسشی است که در میدان نظر، خداپرستان پاسخهای متفاوتی برای آن دارند. اگر شما هم به دنبال پاسخی برای آن هستید، پس با ما همراه باشید.

از نظر یهودیان با مرگ موسی(علیه السلام) و پس از خاتمه یافتن سلسله انبیاء بنی اسرائیل، ارتباط بشر با عالم بالا قطع گردید. لذا از نظر آنان بعد از فوت موسی (علیه السلام) و پیامبران بزرگ بنی اسرائیل، دیگر وحیی نیست و در جامعه فردی وجود ندارد که نماینده خدا بر روی زمین باشد.

در مقابل مسیحیان گفته اند که این فیض تا زمان حضرت مسیح(علیه السلام) باقی است.(2) آنان می گویند ارتباط بشر با ملکوت پس از موسی (علیه السلام) و جانشینان او نیز همچنان از نظر وحی باقی بوده است، اما با به دار آویخته شدن مسیح و پایان یافتن رسولان مسیحیت، این رابطه قطع شد.

در کنار این، مسلمانان بر این عقیده اند که این فیض، تا زمان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) پیوسته باقی است. اما در این میان اهل سنت عقیده دارند که این فیض معنوی - که در لباس نبوت و امامت بود- با رحلت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) قطع گردید. بنابر این، آنان می گویند که پس از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ارتباط بشر با عالم بالا برای همیشه قطع شد.

حال سؤال این است که مگر بشر پس از رحلت پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم)، بدتر از اقوام گذشته است؟ آیا بشر در قرون اخیر، از نظر کمالات از گذشتگان کمتر است؟ مسلما کمالاتی که اکنون بشر دارد و در کنار آن نیاز روز افزون او به ارتباط با آسمان را هیچ وقت بنی اسرائیل و قوم نوح و هود نداشته اند. پس چرا خدا چنین فیضی را به آنان داده، ولی این فیض را به ما نداده است؟

در این میان برخی از صاحب نظران و فلاسفه معاصر(3)، پاسخ این پرسش مهم بشریت را در منطق شیعه یافته اند و لذا بر این باورند که تنها شیعه است که برای این مسأله جوابی درخور دارد.

در نظر شیعه، هم اکنون نیز انسان کاملی وجود دارد که رابطه بین زمین و ملکوت از طریق او برقرار است. آری، نبوت خاتمه یافته است؛ لذا این رابطه در عصر کنونی به صورت نبوت نیست که به دنبال آن صحبت از تکالیف و دین جدیدی باشد. اما شیعه ارتباط زمین و آسمان را از طریق امامت باقی می داند. در نظر شیعه ارتباط زمین و ملکوت به واسطه انسانی کامل برقرار است و فیض الهی از طریق همین انسان کامل است که به بشر می رسد. در دوران کنونی نیز شیعه آن انسان کامل را امام مهدی (علیه السلام) معرفی می کند و او را نماینده خدا بر روی زمین می داند. او همان است که شیعه هنگامی که در دعای ندبه از او یاد می کند، آشکارا او را واسطه اتصال زمین و آسمان می خواند.(4)

آری، امام مهدی (عج) هم اکنون نیز واسطه بین زمین و آسمان است و شیعیان هم اکنون نیز این فیض امام غایب خویش را کمتر از دوران ظهور او نمی دانند. امروزه نیز تأثیر این رابطه میان زمین و آسمان در قلبها و هدایت رساندن او به تشنگان هدایت، کمتر از دوران ظهورش نیست.

این پاسخی است که شیعه ارائه می کند و آنرا در کنار پاسخ سایر مکاتب، برای سنجش به ترازوی منطق فرهیختگان می سپارد. اما در این میان، آیا من و تو گمشده خویش را یافته ایم و آیا با او در  شاهراه میان زمین و آسمان همراه گشته ایم؟

(برگرفته از مجله انتظار، شماره 1، مقاله مبانی کلامی مهدویت، تألیف آیت الله سبحانی(به همراه تلخیص و تصرف))

ولادت حضرت علی اکبر (ع)

ولادت دردانه امام حسین (علیه السّلام) ، حضرت علی اکبر لیلا (علیه السّلام) بر تمام مشتاقان و منتظران ظهور مبارک بادولادت دردانه امام حسین مشتاقان و منتظران ظهور مبارک باد.

حضرت علي اکبر(ع) فرزند بزرگ امام حسين (ع) در مدينه متولد شد. مادر بزرگوار ايشان ليلا دختر ابى مره مي باشد. وي زمانى چند در خانه امام حسين عليه السلام به سر برد و روزگارى در زير سايه حسين (ع) بزیست. ليلا براى امام حسين (ع) پسرى آورد، رشيد، دلير، زيبا، شبيه ترين كس به رسول خدا صلى الله عليه و آله رويش روى رسول ، خويش خوي رسول ، گفت و گويش گفت و گوى رسول خدا صلى الله عليه و آله؛ هر كسى كه آرزوى ديدار رسول خدا را داشت بر چهره پسر ليلا مى نگريست تا آنجا که پدر بزرگوارش مي فرمايد �هرگاه مشتاق ديدار پيامبر مى شديم به چهره او مى نگريستيم�؛ به همين جهت روز عاشورا وقتى اذن ميدان طلبيد و عازم جبهه پيكار شد،امام حسين(ع) چهره به آسمان گرفت و گفت:�اللهم اشهد على هؤلاء القوم فقد برز اليهم غلام اشبه الناس برسولك محمد خلقا و خلقا و منطقا و كنا اذا اشتقنا الى رؤية نبيك نظرنا اليه...�

حضرت علي اکبر در كربلا حدود 25 سال داشت.برخي راويان سن ايشان را 18 سال و 20 سال هم گفته اند. او اولين شهيد عاشورا از بنى هاشم بود. شجاعت و دلاورى حضرت على اكبر (ع) و رزم آورى و بصيرت دينى و سياسى او، در سفر كربلا بويژه در روز عاشورا تجلى كرد. سخنان و فداكاريهايش دليل آن است. وقتى امام حسين (ع) از منزلگاه �قصر بنى مقاتل� گذشت، روى اسب چشمان او را خوابى ربود و پس از بيدارى�انا لله و انا اليه راجعون� گفت و سه بار اين جمله و حمد الهى را تكرار كرد. حضرت على اكبر (ع) وقتى سبب اين حمد و استرجاع را پرسيد، حضرت فرمود: در خواب ديدم سوارى مى‏گويد اين كاروان به سوى مرگ مى‏رود. پرسيد:مگر ما بر حق نيستيم؟ فرمود:چرا. پس گفت:�فاننا اذن لا نبالى ان نموت محقين�پس باكى از مرگ در راه حق نداريم

روز عاشورا نيز پس از شهادت ياران امام، اولين كسى كه اجازه ميدان طلبيد تا جان را فداى دين كند او بود. اگر چه به ميدان رفتن او بر اهل بيت و بر امام بسيار سخت بود، ولى از ايثار و روحيه جانبازى او جز اين انتظار نبود. وقتى به ميدان مى‏رفت،امام حسين(ع) در سخنانى سوزناك به آستان الهى، آن قوم ناجوانمرد را كه دعوت كردند ولى تيغ به رويشان كشيدند، نفرين كرد. على اكبر چندين بار به ميدان رفت و رزمهاى شجاعانه‏اى با انبوه سپاه دشمن نمود
پيكار سخت، او را تشنه‏ تر ساخت؛ به خيمه آمد. بى آنكه آبى بتواند بنوشد، با همان تشنگى و جراحت دوباره به ميدان رفت و جنگيد تا به شهادت رسيد. قاتل او مرة بن منقذ عبدى بود.پيكر حضرت على اكبر (ع) با شمشيرهاى دشمن قطعه قطعه شد.وقتى امام بر بالين او رسيد كه جان باخته بود. امام حسين (ع) صورت بر چهره خونين حضرت على اكبر (ع) نهاد و دشمن را باز هم نفرين كرد